تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
1. اجرای حق و عدالت:

در خطبه 216 نهج البلاغه چنین نقل شد:

... فاذا ادت الرعیه الی و الوالی حقه، و ادی الوالی البها حقها عز الحق بینهم و قامت مناهج الدین و اعتدلت معالم العدل، وجرت علی اذلا لها السنن، فصلح بذلک الزمان و طمع فی بقاء الدوله و یئست مطامع الاعداء، و اذا غلبت الرعیه والیها، و احجف الوالی بر عینه اختلف هنالک الکلمه، و ظهرت معالم الجور، و کثر الادغال فی الدین و ترکت محاج السنن فعمل بالهوی و عطلت الاحکام و کثرت علل النفوس.[1]

... و آنگاه که مردم حق رهبری را ادا کنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت یاید و راه های دین پدیدار و نشانه های عدالت برقرار، و سنت پیامبر (صلی الله علیه  و آله و صلم) پایدار گردد پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مایوس گردد اما اگر مردم بر حکومت چیره شوند یا زمامدار بر رعیت ستم کند. وحدت کلمه از بین می رود، نشانه های ستم آشکار و نیرنگ بازی در دین فراوان می گردد. و راه گسترده ای سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) متروک، هواپرستی فراوان، احکام دین تعطیل و بیماری های دل فراوان شود.

همانطور که در این خطبه می بینید چند چپز بطور زنجیروار به هم متصل هستند: حق، ظلم، عدالت وحدت، در مورد حق باید مردم و زمامدار هر دو حق یکدیگر را رعایت کنند تا ظلم بوجود نیاید و زمانی که ظلم بوجود نیاید عدل و عدالت بوجود خواهد آمد و تمام این موارد برمی گردد به وحدت، چرا که اگر عدالت از بین رود وحدت از بین می رود و زمانی که وحدت از بین رود ظلم و ناحقی رواج پیدا خواهد کرد. پس با وحدت ما به اجرای حق و عدالت می رسیم.

2. ریزش فیض الهی

حضرت در یکی از خطبه هایش می فرماید:

الا وان الظلم ثلاثه: فظلم لا یغفر و ظلم لا یترک، و ظلم مغفورٌ لا یطلب. فاما الظلم الذی لا یغفر فالشرک بالله، قال الله « ان الله لا یغفران یشرک به ( نساء- 48) و اما الظلم یغفر العبد نفسه عند بعض الهنات و اما الظلم الذی لا یترک فظلم العباد بعضهم بعضاً- القصاصٌ هناک شدید لیس هوجرحاً بالمدی و لاضرباً بالبساط، و لکنه ما یستصغر ذلک معه، فایاکم و التلوی فی دین الله، فان جماعه فیما تکرهون من الحق، خیرٌ من فرقه فیما تحبون من الباطل. و ان الله لم یعط احداً بفرقه خیراً ممن مضی، و لا ممن بقی.[2]

آگاه باشید که ظلم بر سه قسم است: ظلمی که نابخشودنی است و ظلمی که بدون مجازات نمی ماند و ظلمی که بخشودنی و جبران شدنی است اما ظلمی که نابخشودنی است، شرک به خدای سبحان است فرمود: «خداوند هیچ گاه از شرک به خود درنمی گذرد. (نساء-48) و اما ظلمی که بخشودنی است، ستمی است که بنده با گناهان بر خویشتن روا داشته است و ظلمی که بدون مجازات نیست، بلکه اینها در برابرش کوچک است پس مبادا در دین دو رویی ورزیده که همبستگی و وحدت در راه حق از پراکندگی در راه باطل گرچه مورد علاقه شما باشد بهتر است، زیرا خداوند سبحان نه به گذشتگان و نه به آیندگان، چیزی را با تفرقه عطا نفرموده است.

ادامه مطلب...



قرآن کریم در آیه ی «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا... وحدت و الفت را نعمت بزرگی دانسته که با آن، امت توانسته است از ذلت و هلاکت رهایی یابد و به قله های بزرگی عزت و شوکت دست یابد.

امیرمومنان علی (علیه السلام) در نهج البلاغه از این نعمت بزرگ الهی، به منت والای خداوند بر امت تعبیر نموده و می فرماید: خداوند سبحان بر این امت به سبب الفت و وحدتی که بین آنها منعقد کرد، منت نهاد، الفتی که در سایه ای آن وارد می شوند و در کنار آن پناه می گیرند، نعمتی که کسی از آفریدگان، بهای آن را نمی داند، چرا که از هر کالایی برتر و از هر امر مهمی مهمتر و بزرگتر است.[1]

خاطر نشان می شود واژه ای منت تنها برای نعمتهای عظیم خداوند استعمال می شود، چنانچه قرآن موضوعی چون بعثت نبوی را منت خداوند متعال برای بندگان می داند و می فرماید: لقد من الله علی المومنین اذ بعث فهیم رسولاً من انفسهم ( آل عمران- 164) خداوند بر مومنان منت گمارد که از میان آنها رسولی برانگیخت.

از سوی دیگر امام (علیه السلام) الفت و وحدت را پناهگاه و دژ محکمی دانسته اند که امت به آن پناه می برند. گویی یکی از آثار مهم وحدت اسلامی محفوظ ماندن از خطرها و آسیبهای گوناگون است. از منظر علی بن ابیطالب (علیه السلام) وحدت امت نه تنها امری از مقوله ای دارای منزلت و شرف و رفعت است بلکه دارای مرتبه ای والاتر و برتر از آنچه گفته شد می باشد چرا که امام علیه السلام می فرماید: « از هر امر مهمی مهمتر و بزرگتر است، از این رو شاهد آنیم که امام علی (علیه السلام) خود را حریص ترین و فعال ترین فرد برای ایجاد انسجام و وحدت اسلامی معرفی می کند.

همانطوری که از سخن امام (علیه السلام) روشن شد مسئله ای انسجام بخشی در بین امت اسلامی، نه تنها امری صوری و شعاری را دنبال می کنند که از اجر و ثواب والایی برخوردار است. اهمیت و ضرورت وحدت اسلامی به اندازه ای است که امام علیه السلام پیکار و نبرد با عاملان تفرقه، اختلاف و نزاع در جامعه اسلامی را امری ضروری و اجتناب ناپذیر می داند، زیرا تفرقه همچون موریانه ای خطرناک است که می تواند اساس و شاکله ای جامعه اسلامی را از درون بهم بپاشد و موجبات ذلت و شکست یک امت را رقم زند.

منبع:
[1] .نهج البلاغه- خطبه 236






رسول الله(ص) محور اتحاد
رهبران دینى به خصوص رسول الله(ص) و على(ع) بیشترین تلاش را در ایجاد وحدت و تشكل امت اسلامى داشتند. در زمان رسول الله(ص) حضرت با متشكل ساختن نیروهاى مسلمان موفق شد یك امت واحده و متحد و همسو بسازد. كه كمتر مى ‏توان براى آن نمونه یافت. در عهد رسول الله (ص) در میان گروه‏ ها و قومیت‏ هاى مختلف مانند اوس و خزرج و مهاجر و انصار همواره زمینه چالش ‏هاى فروان پدید مى ‏آمد و چه بسا عرصه‏ هاى فتنه را پدیدار مى ‏نمود. لیكن رسول الله (ص) با تلاش مدبرانه خویش فتنه‏ ها را خاموش مى ‏كرد و گرایش ‏ها را با هم پیوند مى ‏داد .

على(ع) و وحدت
اما زمان على(ع) را به هیچ وجه نمى ‏توان با زمان رسول الله(ص) سنجید. اختلاف ‏هاى درونى در زمان على(ع) به اوج خود رسیده است. آتش تكاثر فزون طلبى افراد از همه سو على را محاصره كرده است. آتش فتنه ‏هاى درونى یكى پس از دیگرى شعله‏ ور مى ‏شود. فتنه ‏هایى كه بنیان اسلام و اساس امت اسلامى را تهدید مى ‏نماید. این تدبیر و تحمل على است كه اسلام و امت را از امواج خطرها عبور مى ‏دهد و وحدت امت اسلامى را حفظ مى ‏نماید و آرمان رسول الله (ص) را در جامعه تحقق مى ‏بخشد.

پرخطرترین زمان براى محو نور اسلام و فروپاشی امت اسلامى بعد از رحلت رسول الله(ص) مى‏ باشد . زیرا از یك سو زمان زیادى از دوران جاهلیت نگذشته و هنوز رسوبات فرهنگ جاهلى كاملا در ذهن‏ ها زدوده نشده است و تعصب‏ هاى جاهلى تشكل وحدت امت اسلامى را تهدید و بازگشت به دوران جاهلیت را نمایان مى ‏سازد. از سوى دیگر فرصت طلبى و هواخواهى عده ‏اى به توان این خطر افزوده با این كه رسول الله(ص)  به امر الهى مسیر رهبرى را مشخص نموده است عده ‏اى با تمام توان به میدان آمده ‏اند رهبرى را از این مسیر منحرف نموده‏ اند. این عده را، در اثر مشتبه شدن موضوع هواخواهان فراوانى حمایت مى‏ كنند. على كه شاخص‏ترین فرد شایسته ‏ترین انسان در ابعاد گوناگون است ناگه خود را در میان انواع چالش‏ ها تنها مى ‏بیند در حالى كه میراث خود (رهبرى الهى) را به غارت رفته مشاهده مى ‏نماید «ارى تراثى نهبا» (1) آن گونه تنهایى كه فقط اهل بیت او همراهند «فنظرت لیس معین الا اهل بیتى» (2) نگاه كردم تنها اهل بیت خویش را یاور یافتم) مظلومیت تا آن مقدار كه تهاجم بر هدم دردانه رسول الله(ص) فاطمه(س) روى آورده. و «تضافر امتك على هضمها» (3)

ادامه مطلب...



درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :