تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
سال 160 هجری بود. سید حمیری، شاعر بزرگ از خانه بیرون آمد. سوار بر اسب سیاه و اصیل خود حرکت می کرد. لباس های زیبایی پوشیده بود. کوچه پس کوچه های شهر کوفه را پشت سر گذاشت. سید حمیری در این زمان 55 ساله بود. به یاد کودکی خود افتاد. آن زمان که در دامان مادری دوستدار اهل بیت علیهم السلام پرورش یافت و پدری علاقه مند به ائمه اطهار علیهم السلام او را تربیت کرد. پدر و مادرش هردو اهل ادب بودند و چیزهای زیادی به او آموختند. آن ها که مُردند، بندر بصره را ترک کرد و راهی شهر کوفه شد. از آن به بعد، پله های ترقی را یکی بعد از دیگری طی کرد و شاعری بلندآوازه شد. سید حمیری غرق دریادآوری خاطرات گذشته خود بود که صدای جمعیت او را به خود آورد. به محله کناسه رسیده بود. اسب را نگه داشت، محله شلوغ بود. مردم در حال رفت و آمد و داد و ستد بودند. چند کودک به دنبال همدیگر می دویدند. در شهر بازرگانان غیر عرب هم دیده می شدند که با لباس های خاص خود از مردم کوفه متمایز بودند. مردم با دیدن شاعر بزرگ شهر گرد او جمع شدند و همه با دست او را به یکدیگر نشان می دادند:

ـ نگاه کنید، سید حمیری به محله ی کناسه آمده!

ـ عجب اسب سیاهی! چه لباس های زیبایی!

در این هنگام یکی از میان جمعیت فریاد کشید:

ـ ای شاعر بزرگ کوفه! اگر شعر تازه ای سروده ای، برایمان بخوان.

همه ساکت شدند. منتظر بودند سید حمیری چه می خواند. سید نگاهی به جمعیت انداخت و گفت:

ـ امروز کار دیگری با شما دارم. هرکس فضیلتی از حضرت علی علیه السلام نقل کند که من آن را به نظم در نیاورده باشم، این اسب اصیل را با آنچه پوشیده ام، به او خواهم داد.

ادامه مطلب...



درخشیدی تو؛ ای نور؛ از سمت ساعیر؛ از زمزم کویری سر به زیر؛ ای ماه منیر. حضرت امیر.

جلوه کردی بر من؛ که گرفتارم و اسیر؛ بی پناه و مستجیر؛ آمده ام اگر چه دیر؛ اما مطمئنم و بصیر .

برکه ای بود آرام و صبور و سر به زیر.

مقدر این بود سکوت این صحرای ساکت و سر به زیر بشکند لاجرم روزی. و...

این اتفاقی بود که نوشته شده بود به قلم اراده پروردگار؛ مستی و مسطوری!

جاودانه می بایست گشتن، این برکه بکر و این سکوت صحرایی. نبی مکرم صلی الله علیه و آله در سفر معراج خویش دیده بود آن دوازده نور را بر پایه عرش.

همان دوازده نور که بر هر کدام، سطری سبز رنگ بود که بر هر سطر نام اوصیایش نگاشته شده بود و اولین آن نورها علی بن ابیطالب بود. و حالا قرار بود آموزگار آن معنا به امتش و بلکه به تمام جهانیان باشد.

و این برکه، همان نقطه معهود است که مقدر شده مبارک و نورانی گردد به صوت شریف جان عالمین...

ادامه مطلب...



صراط مستقیم
در تفسیر آیه شریفه اِهْدِنا الصِّراطَ المستَقیم نقل می کنند که صراط مستقیم یعنی صراطِ مصطفی صلی الله علیه و آله . و عبداللّه بن عباس شاگردِ علی علیه السلام در تفسیرِ آیه اِهْدِنَا الصِّراط الْمُستقیمِ گفته است: ای بندگان خدا! بگویید اِهْدِنا به حُبّ نبیّ صلی الله علیه و آله و اهلِ بیت گرامی اش.

ابی جعفرالباقر علیه السلام از پدر و او از جدش نقل کرده است که رسول اللّه صلی الله علیه و آله فرمود: هر کسی مشتاق است که از پل صراط مثل باد تند پاییزی بگذرد و خود را بدونِ حساب به بهشتِ جاویدان برساند، ولایتِ ولیّ و وصیّ و مصاحب و خلیفه من، علی بن ابی طالب علیه السلام را بپذیرد و بر دل بسپارد. و هرکسی می خواهد در آتش جهنّم سرنگون شود، ولایتِ علی بن ابی طالب علیه السلام را رها کند. به عزّت و جلالِ پروردگارم سوگند! علی علیه السلام باب اللّه است، هیچ کسی وارد نمی شود مگر از آن باب،و او صراط مستقیم است، علی علیه السلام آن کسی است که خداوند، در روز قیامت از ولایت او سئوال خواهد کرد.

خورشید هدایت
جابر بن عبداللّه انصاری می گوید از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: «با نور خورشید دنبال هدایت و مطلوب خود باشید، اگر خورشید غایب شد، به وسیله ماه هدایت یابید، اگر ماه پنهان شد به وسیله ستاره زُهره، راه را بیابید، اگر زُهره ناپدید شد به وسیله فرقدین به دنبال هدایت باشید. سئوال شد یا رسول اللّه ! شمس، قمر، زهره و فرقدان را نمی شناسیم، بیان فرمایید تا بدانیم اینان کیستند؟ حضرت فرمود: من خورشید هدایتم، علی علیه السلام قمر عالم تاب است، فاطمهْ ستاره نورانی در شبِ ظلمانی است و حسن و حسین هم فرقدان این جهان هستند.

صراطِ علی علیه السلام
سلام بن مُستَنیر جُعفی می گوید: روزی در منزل امام باقر علیه السلام به خدمت آن بزرگوار رسیدم و عرض کردم، فدایت شوم، سئوالی دارم، اگر مشقّت ندارد جواب دهید. حضرت فرمود: از هر چه دوست داری سئوال کن. گفتم: اجازه می فرمایی از مسایل قرآن بپرسم! فرمود: سؤال کن.

پرسیدم: معنی آیه شریفه «هذا صِراطٌ علیَ مُستقیم» چیست؟ فرمود: آن صراط علی بن ابی طالب علیه السلام است. پرسیدم: آیا صراط علی بن ابی طالب علیه السلام منظورتان است. دوباره بیان فرمود: بلی، آن صراط علی بن ابی طالب علیه السلام است.

برهان و نور
عبداللّه بن سلیمان نقل می کند، از ابی عبدالله امام جعفر صادق علیه السلام سؤال کردم، منظور از برهان و نور در کلام خداوند: قَد جاءَکُم بُرهانٌ مِنْ ربِّکُم و أنْزَلْنا اِلَیکُم نورا مبنیا یعنی چه؟ آن بزرگوار فرمود: منظور از برهان، محمد صلی الله علیه و آله و منظور از نور، علی بن ابی طالب علیه السلام است. و هم چنین منظور از صراط مستقیم علی بن ابی طالب علیه السلام است.

ابوبصیر نقل می کند از ابی عبداللّه علیه السلام پرسیدم، صراطی را که ابلیس گفت: لَاَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَک المستَقِیم منظور کدام راه و صراط است؟ آن حضرت فرمود: منظور از صراط مستقیم، صراط علی علیه السلام است. عبدالله بن ابی جعفر از برادرش نقل می کند؛ هذا صِراطک المستَقِیم منظور کدام راه و صراط است؟ آن حضرت فرمود: منظور از صراط مستقیم، صراط علی علیه السلام است.

عبدالرحمن بن زید بن اسلم می گوید: از پدرم درباره آیه شریفه صِراطَ الّذین اَنْعَمتَ عَلیهم سئوال کردم، پدرم گفت: آن صراط نبی صلی الله علیه و آله و پیروانش و هم چنین صراط علی علیه السلام و شیعیانش است که خدای منّان به آنان نعمت هدایت را عنایت فرمود.

ادامه مطلب...



درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :