تبلیغات
مــاه ولــاء - مطالب ابر خدا
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یکشنبه 4 شهریور 1397 :: نویسنده : مستور
غدیر، روز حماسه جاوید، روز ولایت، روز امامت، روز وصایت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضایت و صراحت شناخته شد. روز نعمت، روز شکرگزاری، روز پیام رسانی، روز تبریک و تهنیت، روز سرور و شادی و هدیه فرستادن، روز عهد و پیمان و تجدید میثاق، روز تکمیل دین و بیان حق، روز راندن شیطان، روز معرفی راه و رهبر، روز آزمون، روز یاس دشمن و امیدواری دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزی که پیروان واقعی مکتب حیات بخش اسلام آن را گرامی می دارند و به همدیگر تبریک می گویند.

از احادیث بر می آید که ائمه: آن روز را جشن می گرفتند و در آن روز مراسم ویژه ای داشتند، شبیه مراسمی که ما ایرانیان امروز در عید نوروز داریم.

از فیاض بن محمد طوسی نقل شده: روز غدیر به حضور امام هشتم(ع) رسید. دید گروهی از افراد ویژه در خدمت حضرت هستند که امام آنان را برای افطار در خانه اش نگهداشت و به منزل آنان غذا و لباس و کفش و انگشتر و هدایای دیگر فرستاد و آن روز وضع او و اطرافیان او کاملا عوض شده بود و فضائل آن روز را برای آنان یادآوری می کرد. (بحار الانوار، 97: 112، ح 8. )

 غدیر عید مسلمین

1. رَوى زیادُ بْنِ مُحَمَّدٍ قالَ: دَخَلتُ عَلى اَبِـى عَبْـدِاللّه ِ علیه السلام فَقُلْتُ: لِلْمُسْلِمینَ عیدٌ غَیْرَ یَوْمِ الْجُـمُـعَةِ وَالْفِـطْرِ وَالاْضْحى؟ قالَ: نَعَمْ، اَلْیَوْمُ الَّذى نَصَبَ فیهِ رَسُولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آلهاَمیرَالْمُؤْمِنینَ علیه السلام.

زیاد بن محمد گوید: بر امام صادق علیه السلام وارد شدم و گفتم: آیا مسلمانان عیدى غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند؟ امام علیه السلام فرمود: آرى، روزى كه رسول خدا صلی الله علیه و آله امیرمؤمنان علیه السلام را (به خلافت و ولایت) منصوب كرد.(مصباح المتهجد: 736)
غدیر برترین عید مسلمانان

2. قـالَ رَسُـولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله: یَوْمُ غَدیرِخُمٍّ اَفْضَلُ اَعْیادِاُمَّتِى وَهُوَالْیَوْمُ الَّذى اَمَرَنِىَ اللّه ُ تَعالى ذِكْرَهُ فیهِ بِنَصْبِ اَخى عَلىِّ بْنِ اَبِى طالِبٍ عَلَما لاُِمَّتِى، یَهْتَدُونَ بِهِ مِنْ بَعْدِى وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذى اَكْمَلَ اللّه ُ فیهِ الدّینَ وَأَتَمَّ عَلَى اُمَّتِى فیهِ النِّعْمَةَ وَرَضِىَ لَهُمُ الاِْسْلامَ دینا.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: روز غدیر خم برترین عیدهاى امّت من است و آن روزى است كه خداوند بزرگ دستور داد؛ آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امّتم منصوب كنم، تا بعد از من مردم توسط او هدایت شوند، و آن روزى است كه خداوند در آن روز دین را تكمیل و نعمت را بر امّت من تمام كرد و اسلام را به عنوان دین براى آنان پسندید.(امالی صدوق: 125، ح 8)



ادامه مطلب...


نوع مطلب : غدیر، 
برچسب ها : عید غدیر، غدیر خم، خدا، پیامبر، ولایت،
یکشنبه 22 اسفند 1395 :: نویسنده : مستور
استفاده از زبان معما و چیستان، برای طرح مسایل و موضوعات مختلف علمی و تربیتی، شیوه ای است که از دیرباز مورد توجه صاحب نظران و کارشناسان بوده است. در زندگانی سراسر نور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام نیز موارد بسیاری دیده شده که آنان با طرح سؤال درباره یک موضوع، خواهان پاسخ اصحاب و یاران شده اند. بدون تردید انگیزه این امر، توجه دادن بیش تر افراد به اهمیت موضوع بوده است. برای شروع کار ما، این سیره اولیای دین، رهنمودی بی نظیر بود. در این باره به عنوان اولین گام، معماهای معنوی را ارائه کردیم و امید بسیار داریم که با بهره مندی از انتقادها، پیشنهادها و البته راهنمایی های راه گشای شما خوبان، پُرتوان تر از گذشته، به ادامه راهی که در پیش گرفته ایم، توفیق یابیم.

yaali

تجارت بی نظیر
اگر شخصی که دارای سرمایه و شغل تجارت نیست، بگوید «من دارای تجارتی بی نظیر هستم و از این راه سودی سرشار خواهم برد»، سخن او برای شما، مایه شگفتی است و بدون تردید می کوشید که راز گفتارش را بیابید. بهتر است با هم رمز این سخن را در گفتار نورانی امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام بیابیم. آن حضرت می فرمایند: «هیچ تجارتی، مانند عمل صالح نیست».انسان در برابر انجام کار شایسته و عمل صالح، به بزرگ ترین پاداش، یعنی بهشت دست می یابد؛ از این روی بالاترین و سودمندترین تجارت از آن اوست. نتیجه هر کار اگر بهره مندی از بهشت و نعمت های آن نباشد، هرچند بهره دنیایی و اقتصادی سرشاری به دست دهد، جز خسارت و ضرر چیزی نیست و در مقابل، هر کاری اگر چه اندک بهره دنیایی هم نداشته باشد، ولی پایانش بهشت باشد، تجارتی سودمند است، همانند عمل صالح.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ابوتراب، خدا، مرگ، انسان، معما، محبوب خدا،
جمعه 1 بهمن 1395 :: نویسنده : مستور
زیباترین ولادت
ولادت حضرت علی(ع) یکی از زیباترین فصل های کتاب آفرینش است که نشان دهنده مقام والا و پرتوی از عظمت آن امام هُمام می باشد. در شب ولادت ایشان، زمین غرق نور و معنویت بود و از آسمان نیز باران فضل و رحمت می بارید. ابوطالب که از شادی در پوست خود نمی گنجید، فریاد می زد: «ای مردم! دوست خدا در خانه خدا متولد شد.» رسول اکرم(ص) نیز در این رابطه فرمودند: به دنیا آمدن حضرت علی(ع) همانند تولد حضرت مسیح(ع)، مهم و معجزه آساست و خداوند علی(ع) را از نور من آفرید و ما هر دو از یک نور هستیم.» آری تولد حضرت مسیح(ع) معجزه ای بزرگ بود و حضرت مریم در آن هنگام از خانه خدا (بیت المقدس) خارج شد ولی فاطمه بنت اسد(س) به درون خانه خدا فرا خوانده شد و مهمان مائده های آسمانی گشت تا زیباترین تولد تاریخ بشریت، به نام مبارک حضرت علی(ع) ثبت شود.

زیباترین نام
نام حضرت علی(ع) نیز از زیباترین نام ها است. زیرا که از سوی خداوند متعال انتخاب شده است. هنگامی که ابوطالب برای دیدن فرزند تازه به دنیا آمده، وارد خانه کعبه شدند، این چنین فرمودند: «ای پروردگار! از اسرار غیبی خود ما را آگاه کن و نامی برای این کودک انتخاب فرما» در این هنگام آواز سروشی را شنید که می گوید: «به راستی که نامش از والایی، علی نهادیم و این علی از نام خداوند اعلی گرفته شده است.»

زیباترین مژده
روزی حضرت رسول(ص) با لب های خندان، وارد خانه حضرت علی(ع) شدند و خطاب به ایشان فرمودند: «یا علی(ع) آمده ام تا به تو مژده ای بدهم، آن مژده این است که همین ساعت، جبرئیل امین، پیامی از سوی خداوند متعال آورد که خداوند می فرماید: ای احمد! به علی(ع) مژده بده که دوستان و پیروان تو اهل بهشت هستند و رستگار می شوند.» در این هنگام حضرت علی(ع) سجده شکر به جا آوردند.

ادامه مطلب


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها : زیبا، خدا، امام، خداوند، نور، حضرت علی(ع)،
پنجشنبه 11 آذر 1395 :: نویسنده : مستور
مأمون: بر این عقیده و دین هستم که علی بن ابی طالب علیه السلام بهترین خلق خدا پس از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سزاوارترین مردم برای خلافت است.

اسحاق: در میان این جمعیت کسانی هستند که آنچه را مأمون درباره علی علیه السلام بیان کرد نمی شناسند و بِدان معتقد نیستند و مأمون ما را برای مناظره طلب کرده است.

مأمون: هر طریق را می پسندی اختیار کن من از تو سؤال کنم یا تو از من سؤال کنی؟

اسحاق: من پرسش را آغاز می کنم.

اسحاق: به چه دلیل مأمون ادعا می کند که علی برترین مردم است پس از رسول خدا و سزاوارتر است از همه به خلافت پس از وی؟

مأمون: به من بگو چه چیز مایه برتری مردم بر یکدیگر می شود چنان که بتوان گفت: فلان کس از دیگری افضل است؟

اسحاق: اعمال نیکو.

مأمون: راست است، اکنون به من بگو درباره کسی که در زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله بر یار خود برتری داشت، ولی پس از پیغمبر صلی الله علیه و آله آن یار که مفضول بود کاری انجام داد برتری از کاری که فاضل در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله انجام داده بود، آیا این کس را می توانیم از جهت فضل با فاضل زمان پیغمبر هم پایه بدانیم؟

[اسحاق، سر به پایین افکند و در اندیشه فرو رفت.]

ادامه مطلب...


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها : مأمون، اسحاق، مناظره در فضیلت علی، فضیلت علی علیه‌السلام، خدا،
سه شنبه 29 دی 1394 :: نویسنده : مستور
چشمان خسته زن خواب را فراموش کرده بود. نیم خیز در جای خود نشست. با هر صدای کوچکی که از بیرون می آمد، تپش قلب پیر زن تندتر می شد. کاش هرگز قبول نمی کرد. کاش کمی صبر می کرد. چیزهای بسیاری از ذهن پیر زن عبور می کرد و آزارش می داد. هر لحظه که به سپیده نزدیک می شد، نگرانی و دلهره زن بیشتر می شد. اگر می آمدند و از خانه اش بیرونش می انداختند. دستان لرزانش را روی صورتش گذاشت. قطره ای عرق سرد روی پیشانیش نشسته بود. دوباره دراز کشید و چشمانش را بست. مرد خشمگین و ناراحت جلو آمد و به صورت چروکیده و استخوانی زن خیره شد.

ـ من نمی دانم. یا امانتی مرا می دهی یا این که...

صدای زن به لرزه افتاد. قدمهایش را به عقب برداشت.

ـ من دادم. به خداوندی خدا قسم! من امانتی را به همان دوستی که همراهتان آمده بود، دادم. او خودش گفت که شما سخت مریض هستید و توان آمدن به این جا را ندارید. باورکنید راست می گویم.

مرد سربرگرداند و نگاهی به اطراف خانه پیر زن انداخت.

ـ خانه خوبیست. به قیمت خوبی خواهند خرید.

سرش را به طرف پیرزن برگرداند. با صدای بلندتری گفت:

ـ حالا که می بینید خودم سرحال آمده ام. بهانه های دروغین شما را هم هرگز قبول نخواهم کرد. همین که گفتم. تا فردا صبح، قبل از طلوع آفتاب، یا پول مرا می دهید یا آن که این خانه را به جای بدهی، به من می دهید.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها : علی علیه‌السلام، مرد، قضاوت، خدا، عمر قضاوت علی علیه‌السلام، پیر زن،


( کل صفحات : 2 )    1   2   

امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر