صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 6 خرداد 1398 :: نویسنده : مستور
کعبه را بدین گریانی، چشمی ندیده است.

«سعی»، از «صفا» افتاده است.

«زمزم» نمی جوشد.

پروازِ معرفت، در «مشعر» و «مِنی» اوج نمی گیرد.

مدینه به دلداری کوفه نمی آید و همه جا بیت الاحزان علوی است.

امروز، عدالت را گلویی حق گو گم شده است و حقیقت را از مدار خود دور کرده اند.

گل های معرفت و مهربانی، یک یک پژمردگی را رودررویند و آواز کبوترهای حرم چه حُزنی دارد.

ذوالفقار، از جهاد، غمگین باز می گردد و محراب و منبر دیگر نمی گریانند، بلکه می گریند.

آیا آسمان، عهدی را که با زمین بسته بود، از یاد برده است؟

آسمان را با زمین پیمانی بود که هرگز سایه از او بر نگیرد و هماره او را در پناه خود دارد.

این گریستن ها را پایانی نیست؟

این «دریغا» گفتن ها را آرامگه کجاست؟

علی آن آموزگار سروری، بر سر و روی اهل زمین، دیگر نمی تابد و خورشید حقیقت خود را به پشت ابرهای دنیا کوچانده است.

فریاد از این همه جفا که بر سعی و صفا می رود!

زمین و زمان بگریند بر زمزمه های قلب زمزم.

کعبه از این بیش خود را نیاراید و سیه جامه بر تن کند که اقبالِ دوران را قبله های اموی به خود خوانده است.

او را از خاکیان، قدمی چند دور کردند و کلید خانه او را به بال افلاکیان بستند؛ امّا تا همیشه زمان، خاک و افلاک وامدار پاکی اوست.


منبع : مجله اشارات زمستان سال 1379 ، شماره 15.



نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها : امام علی(ع)، شهادت، عدالت علوی، کعبه، ذوالفقار علی،
چهارشنبه 29 اسفند 1397 :: نویسنده : مستور
سی سال از واقعه عام الفیل می‏گذرد. زمان، آبستن واقعه ‏ای است که مولود آن، شهره آفاق و فخر زمین و زمان می‏شود. «مکه، روز جمعه، سیزدهم رجب، سی سال پس از عام الفیل» درد، بر دختر اسد غلبه کرده است؛ دردی که او را تا مسجد الحرام می‏ک شاند و دستان نیازش را به سوی کعبه بلند می‏کند: «ربّ انّی مؤمنةٌ بک و بما جاءَ عندکَ مِن رُسُلٍ و کُتُبٍ و انّی...»

(پروردگارا! من ایمان دارم به تو و همه پیامبران و کتاب‏هایی که از سوی تو آمده و گفتار جدّم ابراهیم خلیل را تصدیق دارم و به او که این خانه کعبه را بنا کرد. پروردگارا! به حق همان کسی که این خانه را بنا کرد، به حق این نوزادی که در شکم من است، ولادت او را بر من آسان گردان.)

شاید او نمی‏دانست نام طفلی که در شکم دارد، روزی بر «تارک پیشانی تاریخ» خواهد درخشید و آوازه شوکت و عظمت او، در تمام روزگاران خواهد پیچید.

فاطمه! از درد شکوه مکن، خداوند، تو و فرزندت را از عنایت بی‏حدّش سرشار می‏کند.

فاطمه! علی در پاک‏ترین خاک و منزّه‏ترین مکان هستی، چشم به جهان می‏ گشاید. دردهایت را فراموش کن. لبخند علی، جانت را تازه می‏کند.

به او نگاه کن! عطر ملکوت را استشمام خواهی کرد.

کعبه... فاطمه بنت اسد... علی علیه‏السلام ... فرشتگان... و خدا.

«یا فاطمه سَمّیهِ علیّا فهو علی، و اللّه‏ُ العَلیُّ الأَعلی یَقولُ: انّی شَقَقْتُ اِسمَهُ مِن اِسمی، و أَدَّبتُهُ بِأَدَبی، و وَقَفْتُهُ عَلی غامِضِ علمِی...»

(ای فاطمه! نام این مولود را علی بگذار، که خدای علی اعلی می‏فرماید: من او را از نام خود جدا کردم و به ادب خود ادب آموختم و بر مشکلات علم خویش او را واقف ساختم.)

کاش تاریخ، امروز را به خاطر بسپارد! کاش آنان که در فردایی نه چندان دور، بر سینه چاک چاک مولود کعبه، زخم خیانت و جهل و نامردی می‏زنند، امروز را به خاطر آورند!

کاش آنان که علی علیه‏السلام را دیدند، او را می‏فهمیدند!

کاش علی علیه‏السلام به «ما» می‏گفت: «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی».

عاطفه خرّمی



نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها : امام علی(ع)، ولادت، 13رجب، ابوتراب، خانه کعبه، فاطمه بنت اسد،
جمعه 17 اسفند 1397 :: نویسنده : مستور
ابن شاذان در کتاب «مناقب» از ابن عمر نقل می کند که گفت: از رسول خدا(ص) دربارة علی بن ابی طالب(ع) سؤال کردیم، حضرت خشمگین شده، فرمود: «چرا بعضی دربارة کسی شک دارند که درجه و مرتبه اش نزد خدا، مثل درجه و مرتبة من است و از همة مقامات من، جز نبوّت برخوردار است».

بعد فرمود: «بدانید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، مرا دوست داشته است و هر که مرا دوست داشته باشد خدا از او راضی و خشنود است و کسی که خدا از او خشنود باشد پاداش او را بهشت قرار می دهد».1

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، فرشتگان برای او استغفار می کنند و درهای بهشت به روی او باز است، تا از هر دری که بخواهد بدون حساب وارد شود.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خداوند پروندة عملش را به دست راست او دهد و همانند پیامبران به حساب او رسیدگی کنند.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد از دنیا خارج نمی شود تا از آب کوثر بیاشامد و از درخت طوبیٰ تناول نماید و جای خود را در بهشت ببیند.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خدا جان کندن را بر او در هنگام مرگ آسان می گرداند و قبر او را باغی از باغ های بهشت قرار می دهد.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خدا به تعداد رگ های موجود در بدنش به او حوریه عطا کند و شفاعت او را دربارة هشتاد نفر از اهل بیتش بپذیرد و به تعداد موهای بدنش در بهشت به او منزل عنایت کند.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را بشناسد و او را دوست داشته باشد، خداوند ملک الموت را به سوی او بفرستد همان طور که نزد پیامبران می فرستد، از او ترس و وحشت دیدن نکیر و منکر را برطرف کند، قبرش را روشن و به اندازة مسیر هفتاد سال وسعت دهد و با روی سفید وارد قیامت شود.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خداوند او را در سایة عرش خود با صدّیقین، شهدا و صالحان ساکن گرداند و او را از وحشت بزرگ و ترس های قیامت ایمن گرداند.

آگاه باشید هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خدا خوبی های او را قبول کند و از بدی هایش درگذرد، و در بهشت رفیق حمزة سید الشّهدا(ع) عموی پیامبر باشد.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : آثار دوستی، علی علیه السلام، امام علی(ع)، محبت آل محمد (ص)،
پنجشنبه 15 شهریور 1397 :: نویسنده : مستور
سؤال: با توجه به اینکه مردم می دانستند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امام علی علیه السلام را برای جانشینی خود انتخاب کرده، چرا حضرت علی علیه السلام را رها کردند و یار و یاور دیگر خلفاء شدند؟

پاسخ:

1. وجود هوای نفس
صرف دانستن غصب ولایت از طرف خلفاء نمی تواند مردم را از خلفاء دور کند؛ زیرا خیلی وقتها انسان می داند که تکلیف و راه و روش رسیدن به معبود چیست، اما در عین حال به تکلیفش عمل نمی کند یا اینکه می داند شایستگی فلان سمت و مقام را ندارد و لیاقت و شایستگی از آن دیگری است، ولی با ده­ها حیله و تزویر و ... حق او را غصب می کند؛ چنان که خود خلفاء می دانستند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز غدیر حضرت علی علیه السلام را برای جانشینی خود معرفی کرده است و تبریکات عمر را در قالب واژه «بخّ بخّ لک یا علی ...»[1] ضبط کرده اند یا اینکه عمر در بارة بیعت با ابابکر می گوید: «بیعت با ابابکر کاری بی رویه و اتفاقی و بدون تدبیر بود ... پس هر کس این اشتباه را بکند، او را بکشید!»[2] ولی با این حال منصب و مقام خلافت را از او گرفتند.

بنابراین، به همان دلیلی که خلفاء حق علی علیه السلام را غصب کردند، با آنکه می دانستند خلافت حق علی علیه السلام است، بعضی از مردم هم با اینکه می دانستند خلفاء غاصب حق علی علیه السلام می باشند، در زیر بیرق غاصبان رفتند.

ابو حامد محمد بن محمد غزالی از علماء بزرگ اهل سنت می نویسد: «همه اجماع و اتفاق بر متن حدیث دارند که در خطبة روز غدیرخم، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس من مولا و آقای او هستم، بعد از من علی مولی و آقای اوست. عمر فوری مبادرت به تظاهر کرد و تبریکات لازمه را در ضمن بخّ بخّ لک یا علی تقدیم کرد. پس نفس اماره بر آنان غلبه کرد و حب ریاست و جاه طلبی عواطف و مزایای انسانیت را از آنها سلب کرد و در سقیفه به خلیفه تراشی پرداختند و جام شراب هوای نفسانی را نوشیدند و به قهقرا برگشتند، قرآن را پشت سر انداختند و احکام و سنت پیامبر را ملعبة خود کردند.»

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : مردم، خلافت، پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)،
چهارشنبه 7 شهریور 1397 :: نویسنده : مستور


1- امامت غدیر با صد آیه

غدیر روزى است كه در مفصل ترین خطبه پیامبر صلى االله علیه وآله، مقام امامت و ابعاد مختلف آن با استناد به بیش از صد آیه قرآن به طور كامل تبیین گردید، به گونه اى كه هیچ نقطه ابهامى درباره آن باقى نماند.

2- عدالت بر اساس حقیقت
تشخیص حقیقت صد در صد و سپس هدایت مردم طبق آن و اجراى عدالت بر اساس آن فقط براى كسانى ممكن است كه خداوند حق را آن گونه كه هست به آنان نشان داده و چنین ضمانتى را درباره آنان داده است. خطبه غدیر امامان معصوم علیهم السلام را صاحب چنین مقامى مى داند.

3- غدیر و قرآن دو روح در كالبد دین
استناد به صد آیه از قرآن در هیچ یك از خطابه هاى پیامبر و ائمه علیهم السلام جز خطابه غدیر به وقوع نپیوسته است، به گونه اى كه جا دارد از آن به یك روح در دو كالبد تعبیر شود.

4- اهدنا الصراط المستقیم
غدیر روزى بود كه با اشاره دقیق، دست روى «صراط مستقیم» گذاشته شد؛ و بدون هر زنگارى در شفاف ترین آینه ها به مردم نشان داده شد. تفسیر سوره حمد در خطابه غدیر بلندترین معرفى راه راست بود كه ولایت را با نماز پیوند ابدى داد.

5- تصمیم گیرى درباره غدیر
باید مطمئن بود كه چراغ هدایت غدیر آن قدر روشن است كه هر كس باید تا فرصت باقى است درباره آن تصمیم خود را بگیرد،چرا كه نفع و ضرر این تصمیم به خود او باز مى گردد. به همین جهت پیامبر صلى االله علیه و آله در پایان خطابه اش در غدیر از مردم پرسید: اكنون چه مى گویید؟

6-  نعمت با عظمت ولایت
به حكم «اَتمَمت‌ُ عَلَیكُم نِعمَتی‌» نعمتى با عظمت تر از ولایت نیست. اكنون آنان كه با آن خطابه مفصل آن را شناختند و سپس به گونه اى آن را انكار كردند كه گویى هرگز در غدیر نبوده اند یا در غدیر سخنى گفته نشده است.

7 - سقوط بدون غدیر
ذره اى از تلاش انسانها نزد خدا فراموش شدنى نیست، به شرط آنكه آن را به دست خود نابود نكنند. در خطابه غدیر امامت دوازده امام به آن بلندا اعلام شد كه اگر كسى آن را نپذیرد همه زحماتش سقوط مى كند و نابود مى گردد.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : غدیر، 
برچسب ها : غدیر، امام علی(ع)، امامت عدالت، امام مهدی(عج)، حقیقت،
مردی حضرت علی علیه السلام را به خانه دعوت کرد. حضرت فرمود: به سه شرط می آیم. آن مرد پرسید: آن شرایط چیست؟ و امام پاسخ دادند.

کودکان در خانواده‌ها معمولا خوشحال‌ترین اعضایی هستند که بعد از حضور میهمان به خوشحالی‌های کودکانه می‌پردازند. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که به دیدن یکی از اقوام خود می‌روید و با حضور شما کودکان رفتارهای هیجانی از خود بروز می‌دهند و به نوعی می‌خواهند نشان دهند که از حضور شما خوشحالند. به ویژه اگر اقوام نزدیک آن ها باشید، این هیجان و موج مثبت از سوی کودکان بیشتر به شما منتقل می شود.
 
صله رحم در قرآن کریم بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. خداوند متعال در آیه 22 سوره مبارکه محمد (ص) می فرماید:
 
اگر (از این دستورها) روی گردان شوید، جز این انتظار می‌رود که در زمین فساد و قطع پیوند خویشاوندی کنید؟!
 
دستورات قرآن در هر آیه‌ای و هرچه که باشد، اگر کسی از آن ها روی گردان شود باید منتظر فساد در زمین باشد و خداوند انسان مفسد را در این آیه هم رده افرادی قرار می دهد که بدون دلیل شرعی به قطع صله رحم می پردازند. اما برای اطلاع دقیق از معنی این آیه باید به مفسران رجوع کرد.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها : امام علی(ع)، نوروز، مهمانی رفتن، صله رحم، تفسیر، تفسیر المیزان،
جمعه 6 اسفند 1395 :: نویسنده : مستور
عصر خلافت علی(ع) بود، امام علی(ع) در کوفه به بازار پیراهن فروش ها آمد، به یکی از پیراهن فروشها فرمود:

ای جوان ! آیا در نزد تو دو پیراهن به قیمت پنج درهم هست ؟ جوان گفت : آری دو پیراهن دارم که مجموعا قیمت آن پنج درهم است ، ولی یکی از آنها بهتر است ، قیمت یکی سه درهم است و دیگری دو درهم می باشد، علی(ع) فرمود: آنها را بیاور. او پیراهنها را آورد، علی(ع) پنج درهم را داد و آن دو پیراهن را خرید، پیراهن بهتر را به قنبر داد، قنبر عرض کرد: ای امیرمؤمنان ! تو سزاوارتر به پیراهن بهتر هستی ، زیرا به منبر می روی و برای مردم خطبه می خوانی .

علی(ع) فرمود:ای قنبر! تو جوان هستی ، و احساسات و تمایلات جوانی داری ، (و دوست داری لباست شیکتر باشد) و من از پروردگارم شرم می کنم که لباسی برتر از لباس تو بپوشم و بر تو برتری جویم زیرا از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: البسوهم مما تلبسون و اطعموهم مما تاکلون . : به غلامان خود همان لباس را بپوشانید که خود می پوشید، و همان غذا را بخورانید که خود می خورید. سپس آن حضرت پیراهن دو درهمی را پوشید، آستین آن پیراهن دراز بود و از سر انگشتان می گذشت .

آن بزرگوار، آن قسمت اضافی را پاره کرد،قنبر گفت : پیراهن را بده تا آن قسمت پاره شده را سجاف و حاشیه دوزی کنم . امام در پاسخ او فرمود: دعه فان الامر اسرع من ذلک : از این بگذر، چرا که دنیا سریعتر از این امور می گذرد. ابواسحاق سبیعی می گوید: روز جمعه بود و من کودک بودم و بر دوش پدرم بودم ، و در نماز جمعه به امامت علی(ع) شرکت نمودم ، دیدم امام علی(ع)خطبه می خواند و با آستین خود (مثل باد بزن) باد می زند، به پدرم گفتم : آیا علی (ع) احساس گرمی می کند؟ پدرم گفت : نه ، بلکه پیراهنش را شسته ، و حرکت می دهد تا خشک شود، و او غیر از این پیراهن ندارد.

منبع : داستان دوستان / محمد محمدی اشتهاردی



نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها : امام علی(ع)، قنبر، لباس، درهم، خلافت،
پنجشنبه 1 مهر 1395 :: نویسنده : مستور
ابن عباس می گوید: روزی عمر در زمان خلافتش برای ادای فریضه صبح به مسجد آمد دید کسی در محراب خوابیده است، عمر به غلام خود گفت: او را برای نماز خواندن بیدار کن، غلام پیش رفت، دید لباس زنانه به تن دارد، تصور کرد زنی از انصار است او را حرکت داد، ولی حرکت نکرد، معلوم شد مردی است در لباس زنان که سرش بریده شده است. عمر دستور داد کشته را در گوشه ای از مسجد قرار دهند و نماز صبح به جای آورد، پس از نماز به حضرت امیر علیه السلام عرضه داشت: نظرتان در این قضیه چیست؟

آن حضرت فرمود: بگو کشته را دفن کنند و منتظر باش تا کودکی را در همین محراب ببینی. عمر گفت: از کجا می گویی؟ علی علیه السلام: برادر و حبیبم رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا از این ماجرا خبر داده است. و چون نه ماه گذشت روزی عمر برای نماز صبح وارد مسجد شد، ناگهان صدای گریه طفلی به گوشش رسید. گفت: راست گفته خدا و رسول خدا و پسر عم رسول خدا، و آنگاه به غلام خود گفت: نوزاد را از میان محراب بردارد و پس از ادای نماز، طفل را آورد و در پیش روی حضرت علی علیه السلام گذاشت. امیرالمومنین فرمود: دایه ای از انصار پیدا کنند تا از طفل نگهداری نمایند. تولد کودک در ماه محرم بود و به غلام عمر فرمود: دایه طفل را پس از نه ماه در روز عید فطر بیاورید. دایه طفل را در موقع مقرر، دایه طفل را در موقع مقرر، نزد حضرت امیر علیه السلام آورد، حضرت به او فرمود: کودک را در محل نماز عید ببر و بنگر هر زنی را که کودک را از تو گرفت و صورتش را بوسید و به وی گفت: ای ستمدیده، فرزند زن ستمدیده! و ای فرزند مرد ستمگر! او را بگیر و به نزد من بیاور!

دایه، طفل را در آن جا برد، دید زنی از پشت سر او را صدا می زند و می گوید: تو را به حق محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله اندکی توقف کن! دایه ایستاد آن زن رسید و طفل را از او گرفت و صورتش را بوسید و به او گفت: ای مظلوم، فرزند مظلومه! و ای فرزند مرد ظالم! چقدر به کودک مرده من شباهت داری، و آن زن بسیار زیبا بود، و هنگامی که طفل را به دایه رد کرد و خواست برود، دایه دامنش را چسبید.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها : امام علی(ع)، ابن عباس، طفل، محراب، قضاوت، امیرالمومنین،
دوشنبه 29 شهریور 1395 :: نویسنده : مستور


ای علی ای بی ‏نهایت بی‏کران  ای جهان بی‏کران در تو نهان 
ای علی ای آفتاب کوی عشق  می‏دهد کوی ولایت بوی عشق

غدیر ، پیام آور آزادی ، صلح و آرامش ، و وحدت امت اسلامی است . روز غدیر یادآور اشتیاق دوباره امت اسلامی با عهدنامه الهی(قرآن)  است . غدیر، تجلی گاه ولایت و امامت ، تداوم بخش رسالت پیامبر اسلام در سایه ولایت و امامت ائمه اطهار می باشد.عید غدیر را که در روایات اسلامی به عید الاکبر (بزرگترین عید) تعبیر شده است، می توان به بزرگترین عید تمام ادیان الهی تعبیر کرد، چرا که حاصل زحمات تمام فرستادگان الهی، در این روز به نتیجه رسیده است.

واقعه غدیر حادثه ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست. یک تفکر است، نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوّت حکایت می کند. غدیر نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه داران امامت است.آری غدیر یک سرزمین نیست، چشمه ای است که تا پایان هستی می جوشد، کوثری است که فنا برنمی دارد، افقی است بی کرانه و خورشیدی است عالمتاب.

روز تاریخی و بزرگ غدیر مانند روز بعثت پیامبر اکرم (ص) با اهمیت و بی نظیر است . بعثت و غدیر با یکدیگر پیوند ذاتی و بستگی کامل دارد . بعثت رسول خدا (ص) ، پایه و اساس انقلاب الهی ، جهانی و جاودانگی اسلام و روز غدیرخم مکمل و تداوم بخش آن است .غدیر در وجود ، فرع بعثت است و روز بعثت در بقا پیشاهنگ غدیر است . بعثت سرآغاز ابلاغ وحی و عرضه نظامات فراگیر و همه جانبه اسلام ، تا تشکیل حکومت اسلامی و حاکمیت الله به رهبری شخص پیامبر اسلام (ص) است و روز غدیر کامل کننده دین و اعلام استمرار نظام عصر نبوت به رهبری علی بن ابی طالب و فرزندان آن حضرت ، ائمه معصوم (ع) است .غدیر و بعثت با یکدیگر هم سویی معنوی و پیوند ناگسستنی دارند . حصار خلل ناپذیر اسلام را که توحید پی بناست ، امامت ائمه همچون چاردیوار و بعثت آن است. پس هیچ یک از این دو روز را از دیگری بی نیاز نیست که هر دو خط اسلام را در تأسیس و بنا ترسیم کرده ، نه اسلام منهای حکومت و نظام غدیر است و نه نظام غدیر ، غیر از اسلام است .


ادامه مطلب...


نوع مطلب : غدیر، 
برچسب ها : امام علی(ع)، ولایت، عید ولایت، حضرت رسول(ص)، غدیر خم، عظمت غدیر،
درخشیدی تو؛ ای نور؛ از سمت ساعیر؛ از زمزم کویری سر به زیر؛ ای ماه منیر. حضرت امیر.

جلوه کردی بر من؛ که گرفتارم و اسیر؛ بی پناه و مستجیر؛ آمده ام اگر چه دیر؛ اما مطمئنم و بصیر .

برکه ای بود آرام و صبور و سر به زیر.

مقدر این بود سکوت این صحرای ساکت و سر به زیر بشکند لاجرم روزی. و...

این اتفاقی بود که نوشته شده بود به قلم اراده پروردگار؛ مستی و مسطوری!

جاودانه می بایست گشتن، این برکه بکر و این سکوت صحرایی. نبی مکرم صلی الله علیه و آله در سفر معراج خویش دیده بود آن دوازده نور را بر پایه عرش.

همان دوازده نور که بر هر کدام، سطری سبز رنگ بود که بر هر سطر نام اوصیایش نگاشته شده بود و اولین آن نورها علی بن ابیطالب بود. و حالا قرار بود آموزگار آن معنا به امتش و بلکه به تمام جهانیان باشد.

و این برکه، همان نقطه معهود است که مقدر شده مبارک و نورانی گردد به صوت شریف جان عالمین...

ادامه مطلب...


نوع مطلب : غدیر، 
برچسب ها : غدیر، امام علی(ع)، فضیلت، اکمال دین، یوم الفتح،


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   

امکانات وب


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی