مــاه ولــاء آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود . http://mahevelaa.mihanblog.com 2018-02-24T08:57:44+01:00 text/html 2017-11-24T13:43:26+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات در مکتب علی علیه السلام http://mahevelaa.mihanblog.com/post/207 <div align="justify"><font color="#3333FF"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/28234552.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">برخورد علی علیه السلام با مغلوبین</font><br>جنگ جمل در چهار ساعت روز بود، وقتی به پایان رسید، منادی علی فریاد کرد. هان زخمداری کشته نشود، گریزنده ای را دنبال نکنید و به روی پشت کننده ای نیزه نزنند، هرکس سلاح را بیندازد در امان است و هرکس درِ خانه اش را ببندد در امان است. و پس هفتاد زن از عبدالقیس در لباس مردانه همراه عایشه کرد و تا او را به مدینه رسانیدند.<br><br><font color="#3333FF">برابری در عطا</font><br><font color="#009900">علی</font> علیه السلام مردم را در عطا برابر نهاد و کسی را بر کسی برتری نداد و موالی را چنان عطا داد که عرب اصلی را، و در این باب با او سخن گفتند پس در حالی که چوبی از زمین برداشت و آن را میان دو انگشت خود نهاد گفت: تمام قرآن را تلاوت کردم و برای فرزندان اسماعیل بر فرزندان اسحاق به اندازه این چوب برتری نیافتم.<br><br><font color="#3333FF">مشورت با فرزند</font><br>حضرت <font color="#009900">علی </font>علیه السلام جریر بن عبدالله بجلی را جهت بیعت و اطاعت [از علی علیه السلام ] نزد معاویه فرستاد و معاویه وقتی نامه علی علیه السلام را خواند، نزد عمرو بن عاص فرستاد که پیش او آید، چون عمروعاص درخواست معاویه را شنید پسرانش عبدالله و محمد را فراخواند و با آن دو مشورت کرد. عبدالله به او گفت: ای پیرمرد! پیامبر خدا از تو خشنود درگذشت و ابوبکر و عمر از تو خشنود مردند و تو اگر دین خود را به دنیای اندکی که نزد معاویه بر آن دست یابی، تباهی سازی، هر دو فردا در بستر آتش خواهید بود. سپس به محمد گفت: چه نظر داری؟ گفت: در این کار شتاب کن و پیش از آنکه در آن کهتر شوی مهتر باش. عمرو شعری مبنی بر رفتن خواند، وقتی عبدالله شعر او را شنید، گفت: پیرمرد بر دو پاشنه اش پیشاب کرد و دین خود را به دنیای خود فروخت.<br><br><font color="#3333FF">جوانمردی با دشمن</font><br>در واقعه صفین، معاویه زودتر به کنار شرقی فرات رسید. و آنجا را تصرف کرده بود و علی و یارانش بر آب دست نیافتند. به او گفتند: مردم را از تشنگی مکُش، چه در میان ایشان غلام و کنیز و مزدور است، پس معاویه امتناع ورزید و گفت: خدا نه من و نه ابوسفیان را از حوض پیامبر خدا سیراب نکند اگر اینان هرگز از این آب بنوشند. پس علی بر شریعه غالب شد. چون یاران علی بر شریعه غالب شدند، یاران معاویه گفتند: اکنون که آب را گرفته اند ما بیچاره ایم. پس عمرو بن عاص گفت: کاری که تو با علی و همراهانش روا شمردی، علی با تو و یارانت روا نمی شمارد. پس علی آب را آزاد کرد.</div> text/html 2017-11-17T04:52:37+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات مناظره حضرت أمیر المؤمنین (ع) با مرد یهودى پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) http://mahevelaa.mihanblog.com/post/202 <div style="direction: rtl;" align="justify"><div align="justify">شخصى یهودى به امام گفت: هنوز پیامبرتان را دفن نكرده، در باره اش اختلاف كردید، امام فرمود : ما در باره آنچه كه از او رسیده اختلاف كردیم، نه در خود او، امّا شما یهودیان، هنوز پاى شما پس از نجات از دریاى نیل خشک نشده بود كه به پیامبرتان گفتید : ( براى ما خدایى بساز، چنانكه بت پرستان خدایى دارند : و پیامبر شما گفت شما مردمى نادانید . ) <font size="1" color="#666666">(نهج البلاغة حكمت 314)</font></div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/14077.jpg" alt="" width="524" vspace="0" hspace="0" height="276" border="0" align="absmiddle"></div><div align="center"><br></div>وقال له بعض الیهود: ما دَفَنْتُم نَبِیَّكُم حتّى اختلفتم فیه! فقال علیه السلام له: إِنَّمَا اخْتَلَفْنَا عَنْهُ لاَ فِیهِ، وَلكِنَّكُمْ مَا جَفَّتْ أَرْجُلُكُمْ مِنَ الْبَحْرِ حَتَّى قُلْتُمْ لِنَبِیِّكُمْ: ﴿اجْعَلْ لَنَا إلهاً كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌقَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ﴾.<font size="1" color="#666666">(نهج البلاغة ـ الحكمة ٣١٤)</font><br></div><br><div align="left"><br></div><div style="direction: ltr;" align="justify"><div align="justify">When some Jews said to imam ali : " you had not burid your Prophet when you picked up differences about him " .We did not differ about him but we differed after him ( i.e. about his succession ) ; whereas you had not dried up your feet after coming our of the river ( Nile ) when you began asking your Prophet : Make you for us a god as they have gods of their own . "Verily you are a People behaving ignorantly" ( Quran , 7 : 138 ) <font size="1" color="#666666">(Nahjol _ Balagha / said 314)</font><br></div></div></div> text/html 2017-11-13T11:19:23+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات چهره دنیا از دیدگاه حضرت امیر علیه السلام http://mahevelaa.mihanblog.com/post/206 <div align="justify"><b><font color="#FF0000">۩</font></b> مَثَل <b><font color="#CC6600">دنیا</font></b> مانند مار است که زیر دست انسان نرم و ملایم ولی سمّ کشنده ای در درون با خود دارد. نادان بی خبر به آن علاقه پیدا می کند و هوشمند عاقل از آن پرهیز می نماید.<font size="1">[1]</font><br><br><b><font color="#FF0000">۩</font></b> مَثَل دنیا مانند سایه توست، بایستی می ایستد، او را بخواهی و به سوی آن بروی دور می شود.<font size="1">[2]</font><br><br><b><font color="#FF0000">۩</font></b> ای مردم، دنیا در نظر شما بایستی کم ارزش تر از پوست درخت و اضافی ها و دم قیچی های پشم چیده شده حیوانات باشد<font size="1">.[3]</font><br><br><b><font color="#FF0000">۩</font></b> ای دنیا، ای دنیا، از من دور شو، خود را به من عرضه می کنی؟ یا می خواهی مرا به شوق آوری؟ هرگز آن زمان نرسد، هیهات، دور شو از من، دیگری را فریب ده، من به تو نیازی ندارم، تو راسه طلاقه نمودم که بازگشتی در پی نداشته باشد. زندگی تو کوتاه، جایگاهت اندک، آرزویت پست است. آه از کمی زاد و توشه و طولانی بودن راه و دوری سفر و عظمت مقصد.<font size="1">[4]</font><br><br><b><font color="#FF0000">۩</font></b> دنیای شما با همه زینت هایش نزد من، از آب بینی گوسفند بی ارزش تر است<font size="1">.[5]</font></div><div align="justify"><font size="1"><br></font></div><div align="center"><font size="1"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/1538.jpg" alt="" width="506" vspace="0" hspace="0" height="236" border="0" align="bottom"></font></div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><div align="center"><br></div><b><font color="#FF0000">۩</font></b> و دنیای شما نزد من از برگ جویده ای در دهان ملخی، خوارتر است. علی را با نعمت های فانی شدنی و لذّت های نابود شدنی چکار؟<font size="1">[6]</font><br><br><b><font color="#FF0000">۩</font></b> به خدا سوگند دنیای شما نزد من، از استخوان خوکی در دست یک جذامی پست تر است.<font size="1">[7]</font><br><br><b><font color="#FF0000">۩ </font></b>ابن عباس می گوید در منزل «ذی قار»<font size="1">[8]</font> خدمت حضرت امیر علیه السلام رسیدم و ایشان مشغول وصله زدن کفش خود بود، به من فرمود: قیمت این کفش چقدر است؟ گفتم بهایی ندارد، فرمود:<br><br>به خدا سوگند همین کفش، از حکومت بر شما محبوب تر است، مگر اینکه حقی را به پا دارم و مانع باطلی شوم.<font size="1">[9]</font><br><br><b><font color="#FF0000">۩</font></b> این دنیا در جلو چشم من، بی ارزش تر از دانه تلخی است که بر شاخه درخت بلوط بروید.<font size="1">[10]</font></div> text/html 2017-11-06T06:52:16+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات پاسخ به سؤالات راهب در مسجد http://mahevelaa.mihanblog.com/post/205 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/6064715.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">جمعی از مسیحیان به همراه راهب خود به مدینه آمده به مسجد وارد شدند و همراه خود قطعات طلا و اموال گرانقیمتی آورده بودند.<br><br>راهب در مسجد، خود را به جمعیتی که در مسجد در حضور ابوبکر بشسته بودند رسانید و پس ادای احترام، گفت: کدام یک از شما خلیفه پیامبر و امین دین است؟<br><br>حاضران به ابوبکر نگاه کرد و گفت نام تو چیست؟<br><br>ابوبکر نگاه کرد و گفت: نام تو چیست؟<br><br>ابوبکر: نام من عتیق است.<br><br>راهب: دیگر چیست؟<br><br>ابوبکر: نام دیگرم صدیق است.<br><br>راهب: دیگر چیست.<br><br>ابوبکر: نام دیگری ندارم.<br><br>راهب: مقصود من تو نیستی، شخص دیگری است.<br><br>ابوبکر: منظور تو چیست؟<br><br>راهب من همراه جمعی از روم آمده ام و بار شتر من، طلا و نقره است، منظور من از پیمودن راه طولانی و آمدن به اینجا این است که مسائلی از خلیفه پیامبر صلی الله علیه وآله بپرسم، که اگر پاسخ صحیح داد، آئین اسلام را بپذیرم و از امر خلیفه رسول خدا صلی الله علیه وآله اطاعت نمایم، و ضمنا اموالی را با خود آورده ام تا آن را بین مسلمین تقسیم کنم.<br><br>و اگر خلیفه نتوانست پاسخ دهد، به وطن باز گردم.</div> text/html 2017-10-29T05:40:35+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات توبه ی حقیقی از دیدگاه امام علی علیه السلام http://mahevelaa.mihanblog.com/post/204 <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/IMG13073065.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">امام به شخصی که به عنوان توبه جمله ی استغفر اللّه را به زبان جاری کرد، فرمودند: مادر بر عزایت بگرید، می دانی توبه چیست؟ توبه درجه ی علیین است، و آن اسمی است واقع بر شش معنا:<br><br><font color="#FF0000">1-</font> پشیمانی بر آنچه که گذشت<br><br><font color="#FF0000">2-</font> تصمیم جدی بر بازنگشتن به گناه<br><br><font color="#FF0000">3-</font> ادا کردن حقوق مردم به مردم<br><br><font color="#FF0000">4-</font> ادای واجبات ضایع شده<br><br><font color="#FF0000">5-</font> آب کردن گوشتی که بر گناه به بدن روییده تا جایی که اثری از آن گوشت بر استخوان نماند، و گوشت تازه در حال عبادت بین پوست و استخوان بروید.<br><br><font color="#FF0000">6-</font> چشاندن رنج طاعت به بدن، چنانکه لذت معصیت به آن چشانده شد،<br><br>پس از عبور از این شش مرحله بگو: استغفر اللّه [1].<br><br><font size="1" color="#666666">پی نوشت:<br>[1] نهج البلاغه: 878، حكمت 417؛ وسائل الشیعه: 16/ 77، باب 87، حدیث 21028؛ بحار الأنوار: 6/ 36، باب 20، حدیث 59. </font> text/html 2017-10-22T17:18:00+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات خوشبخت ترین مردم http://mahevelaa.mihanblog.com/post/203 <b><font size="2" color="#FF0000">۩</font></b> قال امیرالمؤمنین <b><font color="#009900">علی</font></b> «علیه السلام » :<br><br><br><b><font color="#CC33CC">۞</font></b> أسعَدُ الناسِ :<br><br><b><font color="#3333FF">۞</font></b> من عَرَفَ فَضلَنا ، <br><b><font color="#3333FF">۞</font></b> و تَقَرَّبَ إلى اللّه ِ بِنا ،<br><b><font color="#3333FF">۞</font></b>&nbsp; و أخلَصَ حُبَّنا ، <br><b><font color="#3333FF">۞</font></b> و عَمِلَ بما إلَیهِ نَدَبنا ،<br><b><font color="#3333FF">۞</font></b> و انتَهى عَمّا عَنهُ نَهَینا ، <br><br>فذاكَ مِنّا و هُو فی دارِ المُقامَةِ مَعَنا . <br><br><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/photo110.jpg" alt="" width="516" vspace="0" hspace="0" height="228" border="0" align="bottom"><br></div><br><b><font color="#CC33CC">✿</font></b> خوشبخت ترین مردم كسى است كه :<br><br><font color="#3333FF"><b><font color="#CC6600">۞</font></b> </font>فضل و مقام مارا بشناسد <br><font color="#3333FF"><b><font color="#3333FF"><font color="#CC6600">۞</font></font></b> </font>و به وسیله ما به خدا نزدیک شود <br><font color="#3333FF"><b><font color="#3333FF"><font color="#CC6600">۞</font></font></b> </font>و در دوستى ما یكدل و مخلص باشد <br><font color="#3333FF"><b><font color="#3333FF"><font color="#CC6600">۞</font></font></b> </font>و به آنچه ما بدان فرا خواندیم عمل كند <br><font color="#3333FF"><b><font color="#3333FF"><font color="#CC6600">۞</font></font></b> </font>و از آنچه ما نهى كردیم دست بردارد . <br><br><b><font size="2" color="#FF0000">۩ </font></b>چنین كسى از ماست و در سراى ماندگارى (بهشت) با ماست . <br><br><font size="1" color="#666666">منبع : غررالحکم ، ح ١٩٩٥</font><br> text/html 2017-10-15T06:49:16+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات دوازده پیام مدیریتی از امام علی علیه السلام http://mahevelaa.mihanblog.com/post/201 <font color="#FF0000">1-</font> به جای ازدیاد کارها به تداوم صحیح آنها بیندیشید. «حکمت ۲۷۰»<br><br><font color="#FF0000">2-</font> برای رسیدن به هدف ها و مقام های بلند، همّت بلند داشته باشید. «خطبه ۲۱۱»<br><br><font color="#FF0000">3-</font> از تجارب و اندرزها پند بگیرید و از آنها بهره برداری کنید تا دچار نقص نشوید. «نامه ۳۱، خطبه ۱۷۵»<br><br><font color="#FF0000">4-</font> از شدت سختی نهراسید، زیرا هراس، شکننده تر از خود کار است و به گشایش امور امیدوار باشید. «حکمت ۱۶۶ و ۲۴۶»<br><br><font color="#FF0000">5-</font> اگر به انجام مسئولیتی گردن نهادید، به آن وفا کنید. «حکمت۳۲۷»<br><br><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847//yaali.jpg" alt="" hspace="0" vspace="0" border="0" align="absmiddle"><br></div><br><font color="#FF0000">6-</font> هیچ وقت کارهای اهم را فدای امور مهم نکنید. «حکمت ۲۷۱»<br><br><font color="#FF0000">7-</font> پیش از پذیرش هر کاری، به دانش آن مجهز شوید. «حکمت ۴۳۹»<br><br><font color="#FF0000">8-</font> خویشتن را اصلاح کنید تا خداوند کارهای شما را اصلاح کند. «نهج البلاغه»<br><br><font color="#FF0000">9-</font> پست ها، امانت و وسیله خدمتگذاری اند، نه منبع بهره برداری. «خطبه ۱۳۱»<br><br><font color="#FF0000">10-</font> پست ها میزان آزمایش شمایند، بکوشید تا سربلند بیرون آیید. «خطبه ۳۳»<br><br><font color="#FF0000">11-</font> مشورت پذیر باشید، اگر مشورت نکنید، تباه می شوید. «نامه ۶۹»<br><br><font color="#FF0000">12-</font> با زیردستان خود مانند پدری مهربان رفتار کنید. «نامه ۵۲»<br><br><font size="1" color="#666666">منبع : نهج البلاغه </font><br> text/html 2017-10-06T10:24:46+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات فضایل امیرالمومنین علی علیه السلام در کلام عایشه http://mahevelaa.mihanblog.com/post/200 <div align="justify">عایشه دختر ابی بکر بن ابی قحافه،یکی از زنان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است بر اساس تواریخ معتبر،عایشه میانه خوبی با <font color="#009900">علی</font> علیه السلام و فاطمه علیها السلام و فرزندان ارجمند آنان نداشت.و این بغض و خصومت او در جنگ جمل کاملا ظاهر شد.یعنی همان زمان که او به خود اجازه می‏دهد،همه سفارشهایی را که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد لزوم پیروی و اطاعت از علی علیه السلام بیان فرموده است،نادیده بگیرد،و آشکارا در مقابل آن حضرت اقدام به مبارزه کند. <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">اما مطلب مهم این است که حقیقتا فضیلت و کمال بی منتهای<font color="#009900"> علی</font> علیه السلام و خاندان پاک آن حضرت به اندازه‏ای درخشندگی و نور افشانی دارد،که بسان خورشید تابان،هیچ کس و هیچ چیز قادر به جلوگیری از پرتو افکنی آن نیست.به طوری که عایشه نیز با چنین طرز تفکری هرگز نتوانست فضائل و کمالات آنها را کتمان کند.اکنون به‏مواردی از سخنان و مرویات او توجه می‏کنیم: <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">الف:</font> عن هشام بن عروة،عن ابیه،عن عائشة قالت:قال رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم:ذکر علی عبادة.<font size="1">[1]</font><br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">هشام بن عروه از پدرش،از عایشه روایت می‏کند که گفت:رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: یاد کردن <font color="#009900">علی</font> عبادت است. <br></div><div align="justify"><br></div><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/mahevelaair123.jpg" alt="" width="514" vspace="0" hspace="0" height="205" border="0" align="bottom"></div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">ب: </font>عن عائشة،ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم خرج و علیه مرط مرجل من شعر أسود،فجاء الحسن فأدخله،ثم جاء الحسین فأدخله،ثم فاطمة،ثم علی،ثم قال:«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت». <font size="1">[2]</font><br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">از عایشه روایت شد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیرون آمد در حالی که عبای منقوش را که از موی سیاه بود،بر تن خود داشت.پس حسن علیه السلام آمد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را داخل آن‏کساء کرد.سپس <font color="#FF0000">حسین </font>علیه السلام آمد و آن حضرت حسین علیه السلام را نیز داخل کساء نمود،آنگاه فاطمه علیها السلام و بعد علی علیه السلام آمدند و داخل کساء شدند.سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم (این جملات قرآن کریم را بیان) فرمود:انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت. <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">ج: </font>عن عائشة...قالت:رحم الله علیا لقد کان علی الحق... [3] ،«عایشه گفت:خدا<font color="#009900"> علی</font> را رحمت کند که حقیقتا بر حق بود...»</div> text/html 2017-09-27T06:56:09+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات حد گریه برای امام حسین علیه السلام چقدر است؟ http://mahevelaa.mihanblog.com/post/199 قال الرضا علیه السلام:<br><br>إنّ یَوم الحُسَین و أقرَح جُفونَنا أسبل دُموعَنا.<br><br>&nbsp;همانا مصیبت<font color="#FF0000"> حسین</font> علیه السلام در عاشورا، پلک و انتهای مژه ما را زخم کرد.‌ و اشک ما را جاری کرد.<font size="1">(الأمالی صدوق ره مجلس ۲۷)</font><br><br>&nbsp;انسان چقدر باید گریه کند تا پلک و مژه اش زخم شود و آسیب ببیند؟ این نشان از اشک بیش از حد و حزن دائمی اهل بیت است.<br><br><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/ahevelaair.jpg" alt="" hspace="0" height="205" border="0" align="absmiddle" width="506" vspace="0"><br></div><br><font color="#009900">امام عصر</font> عجل الله فرجه خطاب به امام حسین علیه السلام فرمود:<br><br>فَلَأَنْدُبَنَّکَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْکِیَنَّ عَلَیْکَ بَدَلَ‏ الدُّمُوعِ‏ دَماً، حَسْرَةً عَلَیْکَ وَ تَأَسُّفاً عَلَى مَا دَهَاکَ وَ تَلَهُّفاً، حَتَّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصَابِ وَ غُصَّةِ الِاکْتِیَاب‏»؛<br><br>صبح و شب برای تو ناله می‌کنم و بجای اشک بر تو خون می‌گریم. این کار را به خاطر حسرت خوردن بر تو و از روی ناراحتی و بلایی که بر تو وارد شده و از روی اندوه و حزن بر تو انجام می‌دهم. تا این‌که از غم مصیبت‌ها و غصه ناراحتی‌ بمیرم.<br><br>پس گریه و‌‌ اشک بر آن غریب مظلوم حد ندارد. <br><br><font color="#666666" size="1"><font color="#CC33CC">منبع : </font>زیارت ناحیه مقدسه</font><br> text/html 2017-09-11T04:19:54+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات دانستنیهای عید غدیر خم http://mahevelaa.mihanblog.com/post/197 این مطلب رمزدار است و از طریق فید قابل خواندن نمی باشد، جهت مشاهده متن مطلب با ورود به بلاگ رمز مطلب را وارد نمایید. text/html 2017-05-27T06:16:52+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات جهان بینی عارفانه امام علی علیه السلام http://mahevelaa.mihanblog.com/post/191 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/imamali1258.jpg" alt="" align="left" border="0" vspace="0" hspace="5">مناسب است درباره کیفیت جهان بینی امیرالمؤمنین <font color="#009900">علی</font> بن ابی طالب علیه السلام مطالب کوتاهی از قرآن کریم و سنت معصومین علیهم السلام ارائه شود تا در پرتو آن نحوه حیات و سنخ سیرت و سنت آن حضرت معلوم گردد.<br><br>قرآن کریم که مهم ترین کتاب آسمانی است و بر سایر صحایف الهی گذشته از تصدیق آن ها هیمنه و سیطره و نظارت و حراست دارد: «مصدقا لما بین یدیه» بقره/97 «مهیمنا علیه» مائده/47 حبل ممدود خداست که یک طرف آن که عربی مبین است در دست مردم است و طرف دیگر آن که منزه از وضع، لغت، اعتبار، و مبرای از مفهوم و معنای ذهنی است نزد خدای سبحان است: «انا جعلنا قرانا عربیا لعلکم تعقلون× و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم» زخرف/3- 4.<br><br>این صحیفه مهیمن با تمام بطون و تاویلات و با همه ظهور و تنزیلات نزد انسان کاملی چونان<font color="#009900"> علی</font> بن ابی طالب علیه السلام مشهود است، زیرا از رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم رسیده است که یکی از مصادیق بارز آیه کریمه «قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب» رعد/43، برادرم علی بن ابی طالب علیه السلام است. <font size="1">(7) </font>و چون معارف قرآن به طور تمام و کمال نزد علی بن ابی طالب علیه السلام است معلوم می شود علم آن حضرت به معارف قرآنی از قبیل علم حصولی نیست، بلکه از سنخ علم حضوری و شهودی است و از آن جهت که قرآن کتاب تدوینی خداست و جهان خارج کتاب تکوینی اوست و این دو صحیفه کاملا هماهنگ است، به نحوی که اگر قرآن به صورت آفرینش تکوین تمثل یابد همین جهان مشهود خواهد شد و جهان مشهود اگر به صورت کتاب تدوینی تجلی کند همین قرآن کریم می شود، پس کسی که به همه ابعاد قرآن علم شهودی دارد به اسرار و رموز جهان تکوین نیز علم حضوری دارد.<br><br><font color="#3333FF">مشاهده کتاب ابرار</font><br>قرآن کریم پرهیزکاران و نایلان به مقام قرب الهی را به «اصحاب میمنت » و «ابرار» و «مقربین » تقسیم کرده است و منزلت مقربین را برتر از دیگران دانسته و یکی از علایم این برجستگی همانا اشراف و اطلاع مقربین از خبایای رخنه کرده در خاطرات ابرار و از رموز مسطور در صحایف اعمال آن هاست که همه این امور راجع به عقاید، اخلاق و افعال ابرار را مقربان الهی شاهدند: «ان کتاب الابرار لفی علیین× و ما ادریک ما علیون× کتاب مرقوم× یشهده المقربون» مطففین/18- 21. و ظاهر شهود در این آیه همان علم حضوری است، نه حصولی...<br><br>قرآن کریم برای عده ای رؤیت شهودی که برتر از درایت عقلی و روایت نقلی است قایل است و بی تردید حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام از بارزترین مصداق های واجدان شرط رؤیت دوزخ است و چون در بسیاری از آیات، جریان انذار و صحنه جهنم و ساحت دوزخ به تنهایی مطرح است و این حیات و انفراد فقط جنبه تربیتی و ارشاد دارد، نه حصر، می توان گفت که برخی از مؤمنان که علی بن ابی طالب علیه السلام مثل اعلای آنان است از نعمت شهود قیامت اعم از جنت و جحیم برخوردارند و البته هر چیزی که از لحاظ درجه وجودی نازل تر از ساحت قیامت باشد مشمول شهود انسان کامل چونان علی بن ابی طالب علیه السلام است.<br><br>تذکر: در ذکر شواهد قرآنی به همین اندازه بسنده می شود؛ گرچه ممکن است ادله دیگری از قرآن مجید راجع به علوم شهودی اولیای الهی که<font color="#009900"> علی</font> بن ابی طالب علیه السلام بارزترین مصداق آن هاست استنباط کرد؛ مانند: «قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون » توبه/105، که علی بن ابی طالب علیه السلام مصداق بارز مؤمنین ویژه این آیه است که اعمال همگان را مشاهده می کند. <font size="1">(8)</font></div> text/html 2017-05-06T06:59:08+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات اصول حاكم بر زندگی علی علیه السّلام http://mahevelaa.mihanblog.com/post/190 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/140277.jpg" alt="" hspace="5" align="left" border="0" vspace="0">اصول حاكم بر زندگی انسانی كه نه تنها الگوی ما، بلكه الگوی بزرگترین اولیای الهی، امامان معصوم و امام زمان ما است. اصولی قابل توجه و با اهمیت است چرا كه اصولی از یك زندگی ایده آل و الگو است كه می تواند تعالی بخش دیگر زندگیها باشد. اما از آنجا كه یك خانواده ایده آل حاصل تلاش و روابط كلیه اعضاء آن خانواده است، در اینجا، به بررسی اصول حاكم بر زندگی <font color="#009900">علی</font><font size="1">(ع)</font>، <font color="#CC33CC">فاطمه</font><font size="1">(س)</font> و<font color="#FF0000"> حسنین</font><font size="1">(ع)</font> و زینبین می پردازیم.<br></div><div align="justify"><br><font color="#3333FF">1- ساده زیستی و زهد خانوادگی</font><br>نحوه ازدواج، مهریه، شروع زندگی خانوادگی در یك خانه محقر و ساده پوشی زهرا<font size="1">(س)</font> و علی<font size="1">(ع)</font> و فرزندانشان نمونه هایی از اهمیت این اصل در زندگی خانوادگی آنها است، آنچنان كه صحابی جلیل القدری چون سلمان را به تعجب واداشت كه: عجبا! دختران پادشاه ایران و قیصر روم بر كرسی های طلایی می نشینند و پارچه های زربفت به تن می كنند و این دختر رسول خداست كه نه چادرهای گران قیمت برسر دارد و نه لباسهای زیبا به تن.<br><br><font color="#3333FF">2-مشاركت در امور زندگی و اهمیت دادن به كار و همكاری در بین اعضای خانواده</font><br><font color="#009900">علی</font><font size="1">(ع)</font> در زندگی مشترك خود به انجام برخی كارهای منزل می پرداخت. او بچه داری می كرد، فاطمه<font size="1">(س)</font> نان می پخت و یا گندم آسیاب می كرد، علی<font size="1">(ع)</font> به جهاد می رفت و زخم برمی داشت و <font color="#CC33CC">فاطمه</font><font size="1">(س) </font>زخمهای او را درمان می كرد و شمشیر او را می شست و به همین دلیل هم بود كه علی<font size="1">(ع)</font> درهر بعد از ابعاد زندگی اش بالاترین تلاشها و موفقیتها را داشت و فاطمه زهرا(س) هم در مقام عبادت، دفاع از ولایت و كار در خانه و خانه داری و مهمتر از همه تربیت فرزندان بالاترین موفقیتها را كسب نمود.</div> text/html 2017-04-26T07:44:36+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات شجاعت حضرت علی علیه السلام http://mahevelaa.mihanblog.com/post/189 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/sa2806.JPG" alt="" hspace="5" align="left" border="0" vspace="0">درباره امیرالمؤمنین<font color="#009900"> علی</font> علیه السلام، قریب هزار و چهارصد سال است که گویندگان و نویسندگان و متفکران و شعرا و مرثیه سرایان و مدّاحان اهل بیت و همه - از مسلمان و غیر مسلمان، ازشیعه وغیر شیعه- سخن گفته اند و تا ابدالدهرهم خواهند گفت؛ ولی درباره این بزرگوار، به قدری دایره ی سخن، گسترده است که از هر طرف وارد شویم، ناگفته هایی را مشاهده می کنیم.<br><br>من فکرمی کردم که اگر بخواهیم امروز یک جمع بندی از شخصیت امیرالمؤمنین <font color="#009900">علی</font> السلام ارائه بکنیم، چه باید بگوییم. منظورم آن جوهر ملکوتی و غیر قابل دستیابی آن انسان الهی نیست که امثال بنده به آن راهی نداریم؛ منظورم همان بخشی از چهره و هویت و شخصیت اوست که انسانها می توانند درباره ی آن ببینند، بیندیشند و احیاناً سر مشق بگیرند. دیدم کار یک خطبه و یک ساعت و اینها نیست؛ این شخصیت، ابعاد خیلی عظیمی دارد. «هو البحرمن ای النواحی اتیته »!<font size="1">(1)</font> نمی شود یک جمعبندی به دست مخاطب داد؛ که بگوییم امیرالمؤمنین، این است.<br><br>بله، می توانیم از ابعاد مختلف وارد بشویم و به قدرفهم و همت و بصیرت خودمان، چیزی درباره ی این بزرگوار عرض بکنیم. من فکرکردم، دیدم شاید بشود صد صفت- که همین تعبیر صد، در بعضی از روایات هم آمده است - صد خصوصیت در امیرالمؤمنین پیدا کرد؛ چه خصوصیا ت معنوی، مثل علم آن حضرت، مثل تقوا، زهد، حلم و صبرآن حضرت که خصال نفسانی اوست، چه خصوصیات رفتاری او به عنوان یک پدر، یک شوهر، یک شهروند، یک سرباز، یک فرمانده و یک حاکم؛ یا خصوصیات آن حضرت در برخورد با مردم: یک انسان متواضع، عادل، تدبیر کننده ی کارهای مردم و یک قاضی شاید بشود صد صفت این جوری برای امیرالمؤمنین شمرد؛ که اگرکسی بتواند این صد صفت را با بیان جامعی، گویا و رسا بیان کند، اجمالاً توانسته است صورت نسبتاً کاملی ازامیرالمؤمنین، ارائه بدهد. منتها دایره ی این صفات هم به قدری باز، وسیع و گسترده است که برای هر کدام، اقلاً باید یک کتاب نوشت.<br></div> text/html 2017-04-18T18:24:43+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات جایگاه امیرالمومنین علی علیه السلام نزد خداوند و آثار محبت ایشان http://mahevelaa.mihanblog.com/post/188 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/imamali1100.jpg" alt="" vspace="0" align="left" hspace="5" border="0">ابن شاذان در کتاب «مناقب» از ابن عمر نقل می کند که گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دربارۀ <font color="#009900">علی</font> بن ابی طالب (علیه السلام) سئوال کردیم، حضرت خشمگین شده و فرمود:<br><br>ما بال قوم یذکرون من له منزله عند اللَّه کمنزلتی ومقام کمقامی إلّا النبوّة.<br><br>چرا بعضی دربارۀ کسی شک دارند که درجه و مرتبه اش نزد خدا مثل درجه و مرتبۀ من است، و از همۀ مقامات من جز نبوّت برخوردار است.<br><br>بعد فرمود:<br><br>&nbsp;ألا ومن أحبّ علیّا ً علیه السلام فقد أحبّنی، ومن أحبّنی رضی اللَّه عنه، ومن رضی اللَّه عنه کافاه بالجنّه.<br><br>بدانید هر کس <font color="#009900">علی</font> <font size="1">(علیه السلام) </font>را دوست داشته باشد مرا دوست داشته است، و هر که مرا دوست داشته باشد خدا از او راضی وخشنود است، و کسی که خدا از او خشنود باشد پاداش او را بهشت قرار می دهد.<br><br>آگاه باشید، هر کس <font color="#009900">علی</font> <font size="1">(علیه السلام) </font>را دوست داشته باشد فرشتگان برای او استغفار می کنند و درهای بهشت به روی او باز است تا از هر دری که بخواهد بدون حساب وارد شود.<br><br>آگاه باشید، هر کس <font color="#009900">علی</font> <font size="1">(علیه السلام) </font>را دوست داشته باشد خداوند پروندۀ عملش را به دست راست او دهد و همانند پیامبران به حساب او رسیدگی کنند.<br><br>آگاه باشید، هر کس <font color="#009900">علی</font><font size="1"> (علیه السلام) </font>را دوست داشته باشد از دنیا خارچ نمی شود تا از آب کوثر بیاشامد و از درخت طوبی تناول نماید و جای خود را در بهشت ببیند.</div> text/html 2017-04-10T17:54:21+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات و سینه کعبه خواهد شکافت... http://mahevelaa.mihanblog.com/post/187 <a target="_blank" href="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/ali25.jpg" class="glr"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/ali250.jpg" style="padding:5px;" align="left"></a><div align="justify">عظمت این کودک، آسمان‏ها را به زانو در می‏ آورد.<br><br>کعبه هرگز شکوه کودک تو را تاب نخواهد آورد، بنت اسد!<br><br>اندکی درنگ کن، هم اکنون کعبه را خواهی دید که از شوق حضور طفل تو، سینه خواهد شکافت!<br><br>و کعبه، آغوش گشود و فاطمه را چون جان شیرین پذیرا شد. چشم‏ ها، مبهوت و متحیّر، عظمت این دقایق را به نظاره نشسته بودند.<br><br>صدای همهمه، بیشتر شد؛ بنت اسد داخل کعبه شد و ابوطالب، این خبر دلنشین را مشتاق شد و به جستجوی همسر شتافت.<br><br>نه! کسی راه به کعبه ندارد؛ کعبه اکنون مهبط فرشتگان است!<br><br>سه روز گذشت و برای ابوطالب، سه هزار سال گذشت. و سرانجام یک روز نسیم، عطر یک خبر دل‏ انگیز را به مشام تشنه ابوطالب رساند و روح و جانش را صفا داد.<br><br><font color="#3333FF">... و آفتاب طلوع کرد؛ آن هم از کعبه</font><br><font size="1" color="#666666"></font></div>