مــاه ولــاء آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود . http://mahevelaa.mihanblog.com 2019-05-21T04:41:20+01:00 text/html 2019-05-18T06:22:02+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات دلیل عشق مردم به امام علی علیه السلام http://mahevelaa.mihanblog.com/post/249 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/d2f6.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">امام <font color="#009900"><b>علی</b></font> <font size="1">(ع) </font>می فرماید:<br><br>«ان الله فرض علی ائمه العدل، ان یقدروا انفسهم بضعفه الناس»:<br><br>«خداوند بر امامان دادگر، واجب کرده، که زندگی خویش را با ناتوانان مردم منطبق سازند».<font size="1">[1]</font><br><br>آنکه رنج فقر را لمس نکرده و هیچ سنخیتی با توده ی مستحق و محروم ندارد نمی تواند رهبری مستضعفین را بر علیه مستکبرین به عهده بگیرد، ولی وقتی امام و رهبر یک جامعه زندگی خود را با فقیرترین و محروم ترین مردم منطبق می کند، توده مردم با او احساس سنخیت و یگانگی می کند و او در اعماق جان توده ها نفوذ می کند، به گونه ای که حتی قرنها پس از مرگش می تواند با رهبری های خداکونه اش مستضعقین جهان را بر علیه مستکبرین بسیج نماید.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">کلام ابن ابی الحدید درباره فلسفه ی عشق مردم به علی علیه السلام</font><br>ابن ابی الحدید در رابطه با فلسفه ی نفوذ خارق العاده ی امام علی<font size="1"> (ع) </font>در دل توده ها و عشق توصیف ناپذیر مردم نسبت به آن حضرت مطلب جالبی دارد که خلاصه آن را اینجا ذکر می کنیم:</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">می گوید روزی از ابوجعفر نقیب پرسیدم علت اینکه مردم این همه به علی <font size="1">(ع) </font>عشق می ورزند چیست، ولی در پاسخ این سوال نمی خواهم از علم و شجاعت و فصاحت و سایر صفات و ویژگی هائی که خداوند به صورت کامل به او عنایت کرده، سخنی به میان آید؟</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">سوال جالبی است، ابوجعفر ابتدا مقدمه ای ذکر می کند که اصولا توده ی مردم از زندگی دنیا دل خوشی ندارند، افراد شایسته و مستحق اکثرا محرومند و حتی بیشتر اوقات محتاج افراد ناشایسته، پس از تشریح این مقدمه می گوید:<br><br>«.. فمعلوم ان علیا علیه السلام کان مستحقا محروما، بل هو امیر المستحقین المحرومین و سیدهم و کبیرهم...»</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">«بدیهی است که علی <font size="1">(ع) </font>خود مستحقی محروم بود، بلکه او امیر مستحقین محروم، و آقا و بزرگ آنها بود! و معلوم است که محرومین برای یکدیگر تعصب می ورزند و بر علیه دنیاداران می شورند، حال اگر یکی از این محرومین مردی پرارج و شریف و جامع فضائل انسانی باشد و در عین حال محروم و بزرگترین رنجها و مصائب را در جهان ببیند و بالاخره در محراب عبادت کشته شود و فرزندانش پس از وی شهید گردند و زنان خانواده اش به اسارت برده شوند و خاندانش گرفتار قتل و تبعید و فرار و زندان باشند، با توجه به اینکه همه ی آنها مردان با فضیلت و زاهد و عابد و سخی و برای خلق سودمند بودند.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">«فهل یمکن الا یتعصب البشر کلهم مع هذا الشخص! و هل تستطیع القلوب الا تحبه و تهواه و تذوب فیه و تفنی فی عشقه؟!»:</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">آیاممکن است که تمام انسانها نسبت به چنین شخصی میل نورزند؟! و آیا دلها می توانند او رادوست نداشته باشند و هوای او نکنند؟! و در هوای او آب نگردند؟! و در عشق او فنا نشوند؟! … »<font size="1">[2]</font><br><br><font size="1" color="#666666"><font color="#993399">پی نوشت:</font></font><br><font size="1" color="#666666">[1] نهج البلاغه 209.</font><br><font size="1" color="#666666">[2] شرح ابن ابی الحدید جلد 10 صقحه ی 225 -222 به طور خلاصه.</font><br><font size="1" color="#666666">منبع : رمز تداوم انقلاب در نهج البلاغه، با تلخیص.</font></div> text/html 2019-05-09T09:18:58+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات سبک زندگی امام علی و حضرت زهرا علیهما السلام http://mahevelaa.mihanblog.com/post/248 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/3698.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">انفاق آن زمانی ارزش بیشتری پیدا می کند که متعلق آن، مورد علاقه انسان باشد. یکی از اصحاب به امام علی علیه السلام عرض کرد:چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردی. حضرت <font color="#009900"><b>علی</b></font> علیه السلام فرمود: نذر می کنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم. فاطمه نیز چنین گفت. حسن و حسین علیهما السلام هم گفتند: ما نیز سه روز روزه می گیریم. فضه، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد. چندی نگذشت که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام شفا یافتند. همه به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند، اما برای افطار چیزی در خانه نبود.<br></div><div align="justify"><br>در ۲۵ ذی الحجه سوره هل اتی (سوره انسان) در شأن امیرالمومنین <font size="1">(ع)</font>، فاطمه زهرا <font size="1">(س)</font>، امام حسن و امام حسین علیهم السلام نازل شده است. این مهم بعد از سه روز روزه آنان و اعطای افطارشان به مسکین و یتیم و اسیر بود که آن طعام بهشتی نازل شد. امام حسن و امام حسین علیهماالسلام در کودکی بیمار شدند. رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه دو نفر از اصحاب از آن ها عیادت کرد. یکی از اصحاب به امام علی علیه السلام عرض کرد:چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردی. حضرت علی علیه السلام فرمود: نذر می کنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم. فاطمه نیز چنین گفت. حسن و حسین علیهما السلام هم گفتند:ما نیز سه روز روزه می گیریم. فضه، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد. چندی نگذشت که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام شفا یافتند. همه به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند، اما برای افطار چیزی در خانه نبود.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">شان نزول سوره هل أتی</font><br><br>امام علی علیه السلام نزد یکی از همسایگان یهودی اش که پشم باف بود و شمعون نام داشت رفت و گفت: آیا حاضری دختر محمد مقداری پشم برای تو بریسد و تو در برابرش کمی جو بدهی؟ شمعون گفت: بله؛ و به او کمی پشم داد. حضرت فاطمه علیهاسلام یک سوم آن پشم را ریسید و یک صاع جو از شمعون گرفت. آن را آرد کرد و با آن پنج قرص نان پخت؛ برای هر نفر یک قرص نان.<br><br>امام علی علیه السلام نماز مغرب را با پیامبر خدا گزارد و به منزل آمد. سفره را گستردند و هر پنج نفر سر سفره نشستند. هنگامی که امیرالمومنین اولین تکه را کند، ناگاه مسکینی در خانه را زد و گفت:السلام علیکم یا اهل بیت محمد. من مسلمان مسکینی هستم. از آنچه می خورید به من بخورانید. خداوند از نعمت های بهشت به شما بدهد!» همه اهل خانه هر پنج قرص نان را به مسکین دادند، شب را گرسنه خوابیدند و چیزی جز آب نخوردند.<br><br>فردای آن روز را نیز روزه گرفتند. فاطمه سلام الله علی ها یک سوم دیگر از پشم را ریسید و یک صاع دیگر از جو را آرد کرد و پنج قرص نان پخت. بعد از نماز مغرب، همین که سر سفره نشستند، یتیمی به در خانه آمد و گفت:السلام علیکم اهل بیت محمد. من یتیمی مسلمان هستم. از آنچه می خورید به من نیز بدهید. خداوند شما را از نعمت های بهشتی اطعام کند. همه اهل خانه، آن شب را نیز گرسنه سپری کردند و چیزی جز آب نخوردند.</div> text/html 2019-05-01T05:58:18+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات کوثر جایگاه علی(ع) http://mahevelaa.mihanblog.com/post/247 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/622.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">انس بن مالک می گوید: از رسول خدا<font size="1">(ص) </font>شنیدم که می فرمود: شب معراج در مکانی از آسمان هفتم جبرئیل به من گفت: ای محمد! جلو برو و در همین حال کوثر را به من نشان داد و گفت:<br><br>ای محمد! این کوثر در میان تمام انبیاء فقط اختصاص به تو دارد. و من در آن قصرهای زیادی از لؤلؤ و یاقوت و درّ دیدم.<br><br>جبرئیل به من گفت: یا محمد؛ هذه مساکنک و مساکن وزیرک و وصیک <font color="#009900"><b>علی</b></font> بن أبی طالب<font size="1">(ع)</font> و ذریته الأبرار؛ ای محمد! این قصرها جایگاه تو و جایگاه جانشین و وزیر تو علی بن ابی طالب<font size="1">(ع)</font> و ذریة پاک و نیکوکار او می باشد.<br><br>پیامبر اکرم<font size="1">(ص) </font>در ادامه فرمودند: پس من دستم را بر سنگی از آن زدم و آن را بو کردم و بوی مشک دستم را فرا گرفته بود و دیدم که قصرهای کوثر از طلا و نقره ساخته شده بود.<font size="1">[1]</font><br><br><font color="#3333FF">متن روایت:</font><br><br>عن أنس بن مالک قال: سمعت رسول <font size="1">الله (ص)</font> یقول: لما اسری بی إلی السماء السابعة قال لی جبرئیل: تقدم یا محمد أمامک وأرانی الکوثر وقال: یا محمد هذا الکوثر لک دون النبیین، فرأیت علیه قصورا کثیرة من اللؤلؤ والیاقوت والدر، وقال: یا محمد هذه مساکنک ومساکن وزیرک ووصیک علی بن أبی طالب و ذریتة الابرار. قال: فضربت بیدی إلی بلاطه فشممته فإذا هو مسک، وإذا أنا بالقصور لبنة ذهب ولبنة فضة.<br><br><font color="#FF0000">سند روایت:</font><br><br>این روایت را نیز سید شرف الدین حسینی، در کتاب تأویل الآیات به طریق خود از محمد بن العباس رحمه الله، از حسن بن محبوب، از علی بن رئاب، از مسمع بن أبی سیار و او از أنس بن مالک نقل می کند.<br><br>همان گونه که در شرح حال مسمع مشاهده می شود، وی از امام صادق<font size="1">(ع)</font> روایت نقل می کند، پس وی نمی تواند أنس بن مالک که از صحابی پیامبر<font size="1">(ص)[2]</font><br><br>می باشد را دیده باشد، بنابراین روایت از لحاظ سند دچار ارسال و ضعف می باشد، ولیکن با توجه به مفهوم و دلالت آن قابل قبول است.<br><br><font size="1" color="#666666"><font color="#993399">پی نوشت ها :</font><br>[1] بحار، ج 8، ص 26؛ تأویل الآیات الظاهره، ص 821، ح 3.76. روی عن أبی عبدالله(ع) و روی عنه الصدوق بطریقه إلیه، الفقیه،الجزء 3، باب الودیعه، الحدیث 882. (ر.ک: معجم رجال الحدیث، ج 19، ص 172، رقم 12379).<br>[2] در مورد شرح حال وی و حدیث مشهور طیر که او نقل نموده و کتمان شهادت حدیث غدیر به کتب: اختیار معرفة الرجال، ج 1، ص 247؛ نقد الرجال تفرشی، ج 1، ص 248، رقم 608؛ معجم رجال الحدیث، ج 4، ص 149، رقم 1566، مراجعه شود.<br>منبع : کتاب امام علی (ع) در آینه معراج.</font></div> text/html 2019-04-26T06:17:10+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات نهج البلاغه؛ چراغ راه سبک زندگی http://mahevelaa.mihanblog.com/post/246 <div align="justify"><font color="#FF0000"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/nahj.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">نهج البلاغه</font> را کتابی فروتر از کلام خدا و فراتر از سخن بشر گفته اند. کتابی که خاستگاه و سرچشمه فصاحت و بلاغت است، بلاغتی که در گفتار و در کتابی دیگر ظاهر نشده است.با آنکه در شرح این اثر عظیم و بی مانند فاضلان روزگار همه کوشش خود را به کار برده اند، اما هنوز هم جامعه اسلامی به معرفی و شناخت بیش از پیش آن نیاز دارد. از خلال خطبه ها و کلمات قصار نهج البلاغه به حکمتهای فراوانی می توان دست یافت، زیرا در سخنان حضرت رنگی از کلام پروردگار جاری است. مجموعه سخنان امام <font color="#009900"><b>علی</b></font><font size="1">(ع) </font>جولانگاه اندیشه و دیدگاه بصیرت است. کلماتی که گویی از کاروان خدایی جدا شده و با روح انسان آمیخته است.<br></div><div align="justify"><br>حجت الاسلام والمسلمین محمد جواد نظافت استاد حوزه و دانشگاه در سلسله نشست های «نهج البلاغه و زندگی» در بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی در تشریح چند فراز از کلمات قصار حضرت علی <font size="1">(ع)</font> مطالبی را بیان کرد که از نظر می گذرد:<br><br><font color="#3333FF">سینه عاقل مخزن اسرار اوست</font><br><br>حضرت علی<font size="1"> (ع) </font>می فرمایند سینه عاقل مخزن اسرار اوست و این یعنی اینکه انسان در درونش اسراری دارد که مصلحت نیست دیگران از آن باخبر باشند. سِر آن چیزی که ضرر دارد که دیگران آن را بدانند و جایش در سینه انسان است و نباید انسان آن را به دیگران بگوید، اما انسانهای کم ظرفیت نمی توانند حافظ اسرار باشند. حضرت علی <font size="1">(ع)</font> می فرمایند: «اگر کسی عاقل باشد سرش را به کسی نمی گوید.» امیرالمؤمنین<font size="1"> (ع) </font>در نامه 31 نهج البلاغه می فرماید: « هر انسانی بهتر از دیگران حافظ سِر خودش است.» اگر ما توقع داریم کسی سِر ما را نگه دارد چرا خودمان سِر مان را نگه نمی داریم و از دیگران توقع داریم.بهترین جای سِر سینه خود فرد است. در بیانی است که کلام در بند توست. تا نگفتی سخن اسیر تو ست. وقتی تو سخنی را گفتی اسیر سخنت می شوی. حال اسرار گاهی فردی، گاهی خانوادگی، گاهی اداری و گاهی مربوط به دوستان و گاهی مربوط به کشور و گاهی مربوط به دین است.انسان اگر اسرار کشورش را به کسی بگوید خیانت کرده. اسرار دینی را هم نباید گفت، برخی چیزها اسرار دینی است، یعنی مطالبی است که افراد ناآشنا به دین آمادگی و ظرفیت پذیرش آن را ندارند، و وقتی به آنان بگوییم پس می زند یا عواطفش جریحه دار می شود و جنگ مذهبی راه می افتد و نباید گفت.<br><br><font color="#3333FF">چهره گشاده دام دوستی است</font><br><br>جمله بعدی حضرت علی (ع) این است که چهره گشاده دام دوستی است. یعنی اگر علاقه مند هستیم که دوست داشته باشیم؛ آسان ترین و کم هزینه ترین راه جذب دوست این است که انسان چهره اش گشاده باشد. همه انسانها از چهره گشاده لذت می برند. محبوب بودن چیزخوبی است و منفور بودن بد. اگر منفور بودن به خاطر خداست، عیب ندارد. اگر به وظایف دینی مان عمل می کنیم ما را دوست ندارند می گوییم الحمدلله که به خاطر حق و حقیقت داریم غرامت می پردازیم. اما گاهی به خاطر خلق بدمان ما را دوست ندارند این ضعف است و ناپسند. در زیارت امین ا... می خوانیم خدایا مرا هم در زمین و هم در آسمان محبوب کن.</div> text/html 2019-04-22T15:56:58+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات سیره امام علی(ع) در پاسخ به تهدیدات نظامی دشمن http://mahevelaa.mihanblog.com/post/245 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/2212710.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">تهدید نظامی یکی از شگردها و ترفندهای دشمن برای به هم ریختن روحیه مردم و مسئولان یک نظام به حساب می آید. نکته مهم، نوع نگرش به تهدید نظامی و جهت گیری و اتخاذ اقداماتی است که با توجه به همان نگرش شکل می گیرد. از آنجایی که تهدید نظامی، خاص دوران ما نبوده و در طول تاریخ شیوع داشته است، برای پی بردن به جواب این سؤال که در مقابل تهدیدات دشمن چگونه باید پاسخ داد؟ بهترین راه نظر به سیره امام متقین <font color="#009900"><b>علی</b></font><font size="1">(ع)</font> است. ایشان در مدت حکومت و رهبری خود بر امت اسلام، با تهدیدات مکرر از سوی دشمنان مواجه بودند. یکی از دشمنان اصلی حضرت و به تعبیری اصل و ریشه فتنه ها در زمان حضرت که فتنه های دیگر از او نشأت گرفته بود، معاویه و بنی امیه بود. در این مجال برآنیم تا با توجه به پاسخ حضرت به تهدیدات نظامی و به تعبیر بهتر گزینه نظامی معاویه، الگوی مناسبی درخصوص جهت گیری ها در برابر تهدیدات نظامی به دست آوریم.&nbsp; <br><br><font color="#3333FF">1- بی اهمیت جلوه دادن تهدیدات نظامی</font><br><br>&nbsp;از دیدگاه حضرت اولین مرحله مقابله با تهدیدات نظامی دشمن به سخره گرفتن و بی اهمیت دانستن و بی اهمیت جلوه دادن تهدیدات نظامی است. این عمل دو کاربرد دارد ابتدا افزایش روحیه نیرو های خودی و همچنین بی اثر کردن بار روانی این تهدیدات بر نیروها. به همین جهت حضرت در پاسخ تهدید نظامی معاویه می فرمایند: «و ذکرت انه لیس لی و لأصحابی عندک الا السیف فلقد أضحکت بعد استعبار. نوشته ای که نزد تو برای من و یاران من چیزی جز شمشیر نیست در اوج گریه انسان را به خنده وا می دارد»<font size="1">[1]</font> لازم به ذکر است که این امر نباید با بی توجهی و عدم رصد تحرکات دشمن و یا دست کم گرفتن آنان، اشتباه گرفته شود.<br><br><font color="#3333FF">2- یادآوری شجاعت و سلحشوری نیروهای نظامی</font><br><br>نکته دوم در پاسخ حضرت به گزینه نظامی دشمن، یادآوری شجاعت و سلحشوری خود و نیروی نظامی خودی برای دشمن است. بازگو کردن رشادت ها و مبارزات نیروی نظامی خودی و ضربات سخت آنان بر دشمن در گذشته نیز از یکسو موجب تضعیف روحیه دشمن شده و از سوی دیگر روحیه سلحشوری نظامیان خودی را افزایش می دهد. به همین جهت حضرت در ادامه می فرمایند: «متی الفیت بنی عبدالمطلب عن الاعداء ناکلین و بالسیف مخوفین فلبث قلیلا یلحق الهیجا حمل فسیطلبک من تطلب و یقرب منک ما تستبعد. فرزندان عبدالمطلب را در کجا دیدی که پشت به دشمن کنند و از شمشیر بهراسند پس کمی صبر کن که هماورد تو به میدان آید آن را که می جویی به زودی تو را پیدا خواهد کرد، و آنچه را که از آن می گریزی در نزدیکی خود خواهی یافت» (همان) بیان دفاع جانانه عزت مندانه رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس در برابر حمله نظامی نه تنها عراق بلکه دنیای استکبار و مزدورانشان و ده ها عملیات غرورآفرین رزمندگان در جبهه ها با وجود حداقل امکانات ممکن، که فرماندهان کارکشته نظامی دنیا را به شگفتی و تعجب واداشت و صحنه های بزرگ رقم خورده در این هشت سال که الگو گرفته از صحنه ها و ایثارگری های عاشورای حسینی بود، موجب افزایش روحیه شجاعت و دلاوری در نیروهای نظامی خودی و همچنین تضعیف روحیه نیروهای دشمن خواهد شد. فرمایشات مقام معظم رهبری در همین جهت است: «من تعجب می کنم. چرا از وضع گذشته عبرت نمی گیرند؟ چرا حاضر نیستند ملت ما را بشناسند؟ مگر نمی دانند که این ملت، ملتی است که در روزی که دو ابرقدرت در این دنیا بودند که تقریباً در همه موضوعات باهم مخالف بودند، جز در دشمنی با جمهوری اسلامی- فقط در دشمنی با جمهوری اسلامی این دو ابرقدرت: ابرقدرت آمریکا و شوروی سابق، باهم متحد بودند- ایستاد و هر دو ابرقدرت را به زانو درآورد. چرا شما عبرت نمی گیرید؟ امروز شما قدرت آن روز را هم ندارید. جمهوری اسلامی امروز چندین برابر قدرتمندتر از آن روز است، باز با این زبان ها حرف می زنید؟ استکبار یعنی این. از موضع تکبر حرف زدن با یک ملت، کار را با تهدید پیش بردن؛ اگر چنین نکنید، چنان خواهد شد. ملت ما هم می گوید که ما می ایستیم.»<font size="1">[2]</font></div> text/html 2019-04-16T13:19:48+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات راه افزایش روزی در سخنان امام علی (ع) http://mahevelaa.mihanblog.com/post/244 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/34068116.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">امام<font color="#009900"><b> علی</b></font> <font size="1">(علیه السلام) </font>فرمودند:<br><br>إستَنزلوا الرزَّقَ بِالصَّدَقَهِ، وَ مَن اَیقَنَ بِالخَلَفِ جادَ بِالعَطیّهِ؛<br><br><font color="#3333FF">روزی را با صدقه دادن فرود آورید. هر کس یقین به جایگزین داشته باشد، در بخشش سخاوتمند می شود</font>.<font size="1">(نهج البلاغه، حکمت 132)</font><br><br><font color="#CC6600">شرح حدیث:</font><br><br>از وعده های الهی است که «صدقه» و انفاق، موجب افزایش روزی می شود و خداوند پاداش آنچه را در راه او داده شده است، چند برابر می دهد.<br><br>آنچه داریم از خداست. همو از ما خواسته است که به نیازمندان هم رسیدگی کنیم و با انفاق و صدقه و خیرات و احسان، رحمت او را فراهم آوریم.<br><br>عرصه ی مال و انفاق و احسان یکی از میادین آزمون است.<br><br>در «آزمون مالی» برخی قبول نمی شوند؛ چون دلبسته به ثروت خویشند. بعضی هم می پندارند آنچه می دهند، از دست می رود.<br><br>اما اگر طبق توصیه و رهنمود قرآنی تربیت شده باشیم که خداوند انفاق انسان مؤمن را بی پاداش نمی گذارد و باور کرده باشیم که:<br><br><div align="center"><font color="#999900">تو نیکی می کن و در دجله انداز&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; که ایزد در بیابانت دهد باز<br></font></div><br>هرگز آنچه را صدقه می دهیم، از دست رفته نخواهیم پنداشت، بلکه در صندوق ذخیره ی آخرتی خویش بایگانی می کنیم.<br><br>خدا وعده ی جبران داده است، پس چرا امساک و بخل؟<br><br><font size="1" color="#666666">منبع : حکمت های علوی و ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام علی (علیه السلام)، جواد محدثی. </font><br></div> text/html 2019-04-12T06:57:13+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات نمونه هایى برجسته از اخلاق امیرمؤمنان علیه السلام http://mahevelaa.mihanblog.com/post/243 <font color="#3333FF"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/20369.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">میانجى شدن حضرت امیرمومنان (علیه السلام)</font><br><div align="justify">امیرالمومنین <font color="#009900"><b>علی</b></font> (علیه السلام) بر خرمافروشان گذشت ، ناگاه کنیزى را در حال گریه دید ، فرمود : سبب گریه ات چیست ؟ گفت : آقایم مرا با یک درهم براى خرید خرما فرستاد ، از این شخص خرما را خریدم و نزد&nbsp; خانواده&nbsp; آقایم بردم ، ولى نپسندید ، هنگامى که به ایشان برگرداندم از پس گرفتن سر باز زد . حضرت به خرمافروش گفت : اى بنده خدا ! این یک خدمتکار است و از خود اختیارى ندارد ، درهمش را باز گردان و خرما را پس بگیر ، خرمافروش از جا برخاست و مشتى به حضرت زد . مردم گفتند :&nbsp; چه کردى&nbsp; این امیرالمومنین (علیه السلام)است ؟ ! مرد از شدّت ترس به تنگى نفس افتاد و رنگ چهره اش زرد شد و خرما را از کنیز گرفت و درهم را به او باز گردانید سپس گفت : اى امیرالمومنین ! از من راضى شو ، حضرت فرمود : چه چیزى بیشتر از اینکه ببینم تو خود را اصلاح کرده اى مرا راضى مى کند ؟ و کلام امیرالمومنین (علیه السلام) به این صورت آمده است : من در صورتى از تو راضى مى شوم که حقوق مردم را تمام و کامل بپردازى .</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">گذشتى زیبا</font><br>امیرمومنان (علیه السلام) براى دستگیرى لبید بن عطارد تمیمى ـ به خاطر گفتن سخنانى ـ مامور فرستاده بود . ماموران از&nbsp; کوى&nbsp; بنى اسد مى گذرند که نعیم بن دجاجه اسدى برخاسته ، لبید را از قبضه ماموران رها مى کند . امیرمومنان (علیه السلام) براى دستگیرى نعیم بن دجاجه مامورانى را گسیل مى کند که بعد از آوردن وى امام به تنبیه بدنى او فرمان مى دهد ، در این حال نعیم مى گوید : آرى ، به خدا قسم که با تو بودن خوارى و دورى جستن از تو کفر است ! امام (علیه السلام) فرمود : از تو گذشت کردیم ، خداوند مى فرماید : « به شیوه نیکو بدى را دفع کن ». اما سخنت : بودن با تو ذلت است ، بدى بود که بدست آوردى و اما گفته است که جدایى از تو کفر است ، نیکى است که بدان دست یافتى پس این به این.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">اوج ایثار</font><br>امیرالمومنین (علیه السلام) به خاطر پاره اى از امورش وارد مکه شد . در آن جا اعرابى را دید که به پرده کعبه آویخته ، مى گوید : اى صاحب خانه ! خانه ، خانه توست و مهمان ، مهمان تو ، براى هر مهمانى از سوى مهماندارش وسیله پذیرایى مهیاست ، امشب پذیرایى از سوى خودت را نسبت به من آمرزش قرار ده . امیرالمومنین (علیه السلام) به یارانش فرمود : آیا سخن این اعرابى را نمى شنوید ؟ گفتند : آرى ، فرمود : خدا بزرگوارتر از این است که مهمانش را از پیشگاهش دست خالى برگرداند ! چون شب دوم شد او را آویخته به همان رکن دید که مى گوید : اى عزیز در عزتت ! عزیزتر از تو در عزتت نیست ، مرا به عزّ عزتت در عزتى عزیز بدار که احدى نداند آن عزت چگونه است ! به تو روى مى آورم و به تو توسّل مى جویم . به حق محمّد و آل محمّد بر تو ، چیزى به من عطا کن که غیر تو آن را به من عطا نکند و آن چیز را از من بگردان که غیر تو آن را برنگرداند . راوى گوید : امیرالمومنین (علیه السلام)به یارانش فرمود : به خدا سوگند ! این جملات نام بزرگ تر خدا به لغت سریانى است . حبیبم رسول خدا (صلى الله علیه وآله) مرا به آن خبر داده است . امشب این عرب از خدا درخواست بهشت کرد ، پس به او عطا فرمود و درخواست برگرداندن آتش دوزخ از خود کرد ، پس خدا آتش را از او برگردانید ! هنگامى که شب سوم شد باز او را آویخته به همان رکن خانه دید که مى گوید : اى خدایى که مکانى او را در برنمى گیرد و هیچ مکانى از او خالى نیست ، آنکه بدون کیفیت بوده است ; به این عرب چهار هزار درهم روزى فرما .</div> text/html 2019-04-08T06:31:55+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات سخنى درباره ویژگى هاى امام علی(ع) http://mahevelaa.mihanblog.com/post/242 <div align="justify"> دریاى عظمت شخصیّت والاى امیر مؤمنان <b><font color="#009900">على </font></b>بن ابى طالب علیه السلام گسترده تر و ژرف تر از آن است كه به توصیف آید یا قلم ، توان بیان آن را داشته باشد و یا اندیشه به ژرفاى آن دست یابد. او كسى است كه مى فرمود:<br><br>«یَنحَدِرُ عَنِّی السَّیلُ ، ولا یَرقى إلَیَّ الطَّیرُ» .&nbsp; فضیلت ، چون سیل از كوهسار وجودم سرازیر است و هیچ تیز پروازى به بلنداى من نمى رسد<font size="1"> . [1]</font><br><br>علّت دیگر ، آن است كه تاریخ ، همه فضایل و بزرگى هاى او را براى نسل هاى بعد ، نقل نكرده است ، و چه بسیار كسانى كه تلاش مى كردند تا او را از خاطره تاریخ ، محو كنند. با این حال ، آنچه از آن حضرتْ آشكار شده است ، على رغم همه تلاش هاى ستمگرانِ جفاپیشه براى محو جلوه هاى صفات آن حضرت ، دیده ها را خیره و خِردها را متحیّر ساخته است .<br><br>سخن خلیل بن احمد فراهیدى درباره امام علیه السلام چه زیبا و رساست كه مى گوید:<br><br>چه گویم درباره مردى كه دوستانش از بیم و دشمنانش از كینه ، فضایل او را پوشیده داشتند و در بین این دو سرپوش گذارى ، آن قدر فضایل او بسیار است كه شرق و غرب را فرا گرفته است؟!<font size="1"> [2]</font><br></div><div align="justify"><br></div><div align="center"><img alt="" src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/53727.jpg" width="510" vspace="0" hspace="0" height="149" border="0" align="absmiddle"></div><div align="justify"><br>ما را توان احاطه بر ویژگى هاى شخصیتى كسى چون على علیه السلام نیست؛ یگانه اى كه در ایمان ، دانش ، اخلاق ، جوان مردى ، شجاعت و رحمت، هم تراز ندارد ؛ بلكه نمى توان انسانى چون او یافت كه در وجودش ویژگى هاى متضادّى ـ كه معمولاً در یك شخص، جمع نمى شوند ـ گِرد آمده باشد.<br><br>در میدان رزم ، هرگاه بر دشمنى مى نگریست و بر او بانگ مى زد ، بدنش مى لرزید و جان بر لبش مى رسید ، و هیچ یك از همگنانش به پایگاه او نمى رسیدند ، و آن گاه كه به اشك حلقه زده بر چشم یتیم مى نگریست و یا به كسى كه پشتش از رنج روزگار ، خم شده است ، نگاه مى كرد ، دلش به لرزه مى افتاد و اشكش جارى مى شد... و به این سبب به «گردآورنده اضداد» شناخته شده است .<br><br>او در سرتاسر تاریخ و در همه زمینه ها بى نظیر است. او معجزه بزرگ اسلام و پیامبر خداست ، و چرا چنین نباشد ، در حالى كه نبوّتْ وى را زیر بال گرفته و رسالت ، او را در دامان آن بزرگْ پیامبر افكنده بود و او فانى در جمالِ حق بود.<br><br><br></div> text/html 2019-04-01T07:16:28+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات مردی که هنوز هم او را نشناخته ایم! http://mahevelaa.mihanblog.com/post/241 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/ya.ali.maula.mahevelaa.ir.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">امیر بیان <font color="#009900"><b>علی</b></font> <font size="1">(علیه السلام) </font>در ابتدای این فراز از خطبه نورانی 175 نهج البلاغه به گوشه ای از علم و دانشی که خالق هستی در اختیارش گذاشته اشاره نموده و در این باره می فرماید: «سوگند به خدا، اگر بخواهم مى توانم هر كدام شما را از آغاز و پایان كارش، و از تمام شئون زندگى، آگاه سازم، امّا از آن مى ترسم كه با اینگونه خبرها نسبت به رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) كافر شوید. آگاه باشید كه من این اسرار گرانبها را به یاران رازدار و مورد اطمینان خود مى سپارم. سوگند به خدایى كه محمّد <font size="1">(صلّى اللّه علیه و آله و سلّم)</font> را به حق برانگیخت، و او را برگزید، جز به راستى سخن نگویم».</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">«<font color="#996633">وَ اللَّهِ لَوْ شِئْت أَنْ أخْبِرَ كلَّ رَجلٍ مِنْكمْ بِمَخْرَجِهِ وَ مَوْلِجِهِ وَ جَمِیعِ شَأْنِهِ لَفَعَلْت وَ لَكِنْ أَخَاف أَنْ تَكْفروا فِیَّ برَسولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله أَلَا وَ إِنِّی مفْضِیهِ إِلَى الْخَاصَّةِ مِمَّنْ یۆْمَن ذَلِكَ مِنْه وَ الَّذِی بَعَثَه بِالْحَقِّ وَ اصْطَفَاه عَلَى الْخَلْقِ مَا أَنْطِق إِلَّا صَادِقاً وَ قَدْ عَهِدَ إِلَیَّ بِذَلِكَ كلِّهِ وَ بِمَهْلِكِ مَنْ یَهْلِك وَ مَنْجَى مَنْ یَنْجو وَ مَآلِ هَذَا الْأَمْرِ وَ مَا أَبْقَى شَیْئاً یَمرّ عَلَى رَأْسِی إِلَّا أَفْرَغَه فِی أذنَیَّ وَ أَفْضَى بِهِ إِلَیَّ أَیّهَا النَّاس إِنِّی وَ اللَّهِ مَا أَحثّكمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقكمْ إِلَیْهَا وَ لَا أَنْهَاكمْ عَنْ مَعْصِیَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكمْ عَنْهَا</font>».<font size="1">(1)</font><br><br>سخن گهربار مولای متقیان علی <font size="1">(علیه السلام) </font>حکایت از آن دارد که آنچه از علم و دانش امیرالمؤمنین امام علی<font size="1"> (علیه السلام) </font>به دست ما رسیده، تنها قطره ای از دریای موّاج علم و دانایی آن بزرگ مرد تاریخ بشریت محسوب می شود به گونه ای که اگر تمام آن به دست مردم می رسید، به خاطر نداشتن ظرفیت لازم برای دریافت چنین معارفی، از مسیر حق دور گشته، و به لحاظ فکری و عقیدتی دچار انحراف شدیدی می شدند.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">در حدیثی زیبا رسول گرامی اسلام<font size="1"> (صلی الله علیه وآله و سلّم)</font> در این باره می فرماید: «إِنَّ فِیکَ شَبَهاً مِنْ عِیسَى بْنَ مَرْیَمَ وَ لَوْ لاَ أَنْ تَقولَ فِیکَ طَوَائِفٌ مِنْ أمَّتِی ما قَالَتِ النَّصارى فِی عَیسَى بْنَ مَرْیَمَ لَقلْت فِیکَ قَوْلا لاَتَمرّبِمَلاَ مِنَ النَّاسِ إِلاَّ اَخَذوا التّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَیْکَ یَلْتَمِسونَ بِذلِکَ الْبَرَکَةَ»<font size="1">(2)</font> :تو به عیسى بن مریم <font size="1">(علیه السلام) </font>شباهتى دارى (از نظر زهد و عبادت) و اگر از این بیم نداشتم که گروهى از امتم درباره تو (غلوّ کنند و) همان بگویند که درباره عیسى بن مریم گفتند، سخنى درباره تو مى گفتم که از کنار هیچ جمعیّتى از مردم عبور نمى کردى، مگر آن که خاک زیر قدم هاى تو را براى تبرّک بر مى گرفتند!</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">سخن گهربار پیامبر عزیز اسلام (صلی الله علیه وآله و سلّم) بیانگر آن است که فضائل و ویژگی های بی نظیری که در امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) وجود داشت از نظر کمی و کیفی به اندازه ای است که درک آن از سوی افراد عادی و معمولی نا ممکن و محال خواهد بود، و لذا به منظور صیانت و حفاظت از حوزه فکری و عقیدتی مردم، و این که دچار افراط و عقاید غلو آمیز نسبت به امیرالمؤمنین علی <font size="1">(علیه السلام) </font>نشوند از بیان تمام حقایق در مورد ایشان پرهیز شده و تنها به گوشه ای از فضائل آن امام عزیز، آن هم در حد ظرفیّت مخاطبین اشاره شده است.</div> text/html 2019-03-25T09:32:37+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات فعالیت های حضرت علی (علیه السلام) در زمان سکوت http://mahevelaa.mihanblog.com/post/240 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/imamali1258.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">فعالیت های امام “علیه السلام” در این دوره در امور زیر خلاصه می شد:<br><br><font color="#FF0000">۱-</font> عبادت خدا آن هم به صورتی که در شأن شخصیتی مانند حضرت <font color="#009900"><b>علی</b></font> “علیه السلام”&nbsp; بود؛ تا آنجا که امام سجاد عبادت و تهجد شگفت انگیز خود را در برابر عبادتهای جد بزرگوار خود ناچیز می دانست.<br><br><font color="#FF0000">۲-</font> تفسیر قرآن و حل مشکلات آیات و تربیت شاگردانی مانند ابن عباس، که بزرگترین مفسر اسلام پس از امام “علیه السلام”&nbsp; به شمار می رفت.<br><br><font color="#FF0000">۳- </font>پاسخ به پرسش های دانشمندان ملل و نحل دیگر، بالاخص یهودیان و مسیحیان که پس از درگذشت پیامبر “ص” برای تحقیق دربارۀ اسلام رهسپار مدینه می شدند و سؤالاتی مطرح می کردند که پاسخگویی جز حضرت علی “علیه السلام” ، که تسلط او بر تورات و انجیل از خلال سخنانش روشن بود، پیدا نمی کردند. اگر این خلا به وسیلۀ امام “علیه السلام”&nbsp; پر نمی شد جامعۀاسلامی دچار سرشکستگی شدیدی می شد. و هنگامی که امام به کلیۀ سؤالات پاسخهای روشن و قاطع می داد انبساط و شکفتگی عظیمی در چهرۀخلفایی که بر جای پیامبر “ص” نشسته بودند پدید می آمد.<br><br><font color="#FF0000">۴- </font>بیان حکم بسیاری از رویدادهای نوظهور که در اسلام سابقه نداشت و در مورد آنها نصی در قرآن مجید و حدیثی از پیامبر گرامی “ص” در دست نبود. این یکی از امور حساس زندگی امام “علیه السلام”&nbsp; است و اگر در میان صحابه شخصیتی مانند حضرت علی “علیه السلام”&nbsp; نبود، که به تصدیق پیامبر گرامی “ص” داناترین امت و آشناترین آنها به موازین قضا و داوری به شمار می رفت، بسیاری از مسائل در صدر اسلام به صورت عقدۀلاینحل و گره کور باقی می ماند.<br><br><br></div> text/html 2019-03-20T13:50:44+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات میلاد نور http://mahevelaa.mihanblog.com/post/239 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/mahevelaa.irveladat.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">سی سال از واقعه عام الفیل می‏گذرد. زمان، آبستن واقعه ‏ای است که مولود آن، شهره آفاق و فخر زمین و زمان می‏شود. «مکه، روز جمعه، سیزدهم رجب، سی سال پس از عام الفیل» درد، بر دختر اسد غلبه کرده است؛ دردی که او را تا مسجد الحرام می‏ک شاند و دستان نیازش را به سوی کعبه بلند می‏کند: «ربّ انّی مؤمنةٌ بک و بما جاءَ عندکَ مِن رُسُلٍ و کُتُبٍ و انّی...»<br><br>(پروردگارا! من ایمان دارم به تو و همه پیامبران و کتاب‏هایی که از سوی تو آمده و گفتار جدّم ابراهیم خلیل را تصدیق دارم و به او که این خانه کعبه را بنا کرد. پروردگارا! به حق همان کسی که این خانه را بنا کرد، به حق این نوزادی که در شکم من است، ولادت او را بر من آسان گردان.)<br><br>شاید او نمی‏دانست نام طفلی که در شکم دارد، روزی بر «تارک پیشانی تاریخ» خواهد درخشید و آوازه شوکت و عظمت او، در تمام روزگاران خواهد پیچید.<br><br>فاطمه! از درد شکوه مکن، خداوند، تو و فرزندت را از عنایت بی‏حدّش سرشار می‏کند.<br><br>فاطمه! <font color="#009900"><b>علی </b></font>در پاک‏ترین خاک و منزّه‏ترین مکان هستی، چشم به جهان می‏ گشاید. دردهایت را فراموش کن. لبخند علی، جانت را تازه می‏کند.<br><br>به او نگاه کن! عطر ملکوت را استشمام خواهی کرد.<br><br>کعبه... فاطمه بنت اسد... علی علیه‏السلام ... فرشتگان... و خدا.<br><br>«<font color="#3333FF">یا فاطمه سَمّیهِ علیّا فهو علی، و اللّه‏ُ العَلیُّ الأَعلی یَقولُ: انّی شَقَقْتُ اِسمَهُ مِن اِسمی، و أَدَّبتُهُ بِأَدَبی، و وَقَفْتُهُ عَلی غامِضِ علمِی</font>...»<br><br>(ای فاطمه! نام این مولود را علی بگذار، که خدای علی اعلی می‏فرماید: من او را از نام خود جدا کردم و به ادب خود ادب آموختم و بر مشکلات علم خویش او را واقف ساختم.)<br><br>کاش تاریخ، امروز را به خاطر بسپارد! کاش آنان که در فردایی نه چندان دور، بر سینه چاک چاک مولود کعبه، زخم خیانت و جهل و نامردی می‏زنند، امروز را به خاطر آورند!<br><br>کاش آنان که علی علیه‏السلام را دیدند، او را می‏فهمیدند!<br><br>کاش علی علیه‏السلام به «ما» می‏گفت: «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی».</div><div align="justify"><font color="#666666"><font size="1"><br></font></font></div><div align="justify"><font color="#666666"><font size="1">عاطفه خرّمی</font></font><br></div> text/html 2019-03-08T07:54:38+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات آثار دوستی، امام علی علیه السلام http://mahevelaa.mihanblog.com/post/238 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/mahevelaa.ir1625.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">ابن شاذان در کتاب «مناقب» از ابن عمر نقل می کند که گفت: از رسول خدا<font size="1">(ص) </font>دربارة <b><font color="#009900">علی</font></b> <font color="#009900"><b>بن ابی طالب</b></font><font size="1">(ع)</font> سؤال کردیم، حضرت خشمگین شده، فرمود: «چرا بعضی دربارة کسی شک دارند که درجه و مرتبه اش نزد خدا، مثل درجه و مرتبة من است و از همة مقامات من، جز نبوّت برخوردار است».<br><br>بعد فرمود: «بدانید، هر کس علی<font size="1">(ع)</font> را دوست داشته باشد، مرا دوست داشته است و هر که مرا دوست داشته باشد خدا از او راضی و خشنود است و کسی که خدا از او خشنود باشد پاداش او را بهشت قرار می دهد».1<br><br><b><font color="#FF0000">آگاه باشید</font></b>، هر کس علی<font size="1">(ع) </font>را دوست داشته باشد، فرشتگان برای او استغفار می کنند و درهای بهشت به روی او باز است، تا از هر دری که بخواهد بدون حساب وارد شود.<br><br>آگاه باشید، هر کس علی<font size="1">(ع)</font> را دوست داشته باشد، خداوند پروندة عملش را به دست راست او دهد و همانند پیامبران به حساب او رسیدگی کنند.<br><br>آگاه باشید، هر کس علی<font size="1">(ع)</font> را دوست داشته باشد از دنیا خارج نمی شود تا از آب کوثر بیاشامد و از درخت طوبیٰ تناول نماید و جای خود را در بهشت ببیند.<br><br>آگاه باشید، هر کس علی<font size="1">(ع)</font> را دوست داشته باشد، خدا جان کندن را بر او در هنگام مرگ آسان می گرداند و قبر او را باغی از باغ های بهشت قرار می دهد.<br><br>آگاه باشید، هر کس علی<font size="1">(ع) </font>را دوست داشته باشد، خدا به تعداد رگ های موجود در بدنش به او حوریه عطا کند و شفاعت او را دربارة هشتاد نفر از اهل بیتش بپذیرد و به تعداد موهای بدنش در بهشت به او منزل عنایت کند.<br><br>آگاه باشید، هر کس علی<font size="1">(ع)</font> را بشناسد و او را دوست داشته باشد، خداوند ملک الموت را به سوی او بفرستد همان طور که نزد پیامبران می فرستد، از او ترس و وحشت دیدن نکیر و منکر را برطرف کند، قبرش را روشن و به اندازة مسیر هفتاد سال وسعت دهد و با روی سفید وارد قیامت شود.<br><br>آگاه باشید، هر کس علی<font size="1">(ع)</font> را دوست داشته باشد، خداوند او را در سایة عرش خود با صدّیقین، شهدا و صالحان ساکن گرداند و او را از وحشت بزرگ و ترس های قیامت ایمن گرداند.<br><br>آگاه باشید هر کس علی<font size="1">(ع) </font>را دوست داشته باشد، خدا خوبی های او را قبول کند و از بدی هایش درگذرد، و در بهشت رفیق حمزة سید الشّهدا(ع) عموی پیامبر باشد.<br></div> text/html 2019-03-04T07:30:01+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات مراقب آخرت خود باشید! http://mahevelaa.mihanblog.com/post/236 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/mahevelaa.ir2539.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left"><font color="#3333FF">وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِی مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ</font><br><br>و اگر تو را وادارند تا در باره چیزى كه تو را بدان دانشى نیست به من شرك ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنیا به خوبى با آنان معاشرت كن و راه كسى را پیروى كن كه توبه‏كنان به سوى من بازمى‏گردد و [سرانجام] بازگشت‏شما به سوى من است و از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید شما را با خبر خواهم كرد.<font size="1">(1)</font><br><br>حضرت <font color="#009900"><b>علی</b></font>-علیه السلام- در تفسیر این آیه فرمودند: فرزندان به عنوان پرستش، برای پدران و مادران نماز و روزه به جا نمی آورند تا خداوند آنان را از شرک در عبادت منع نماید. بلکه والدین فرزندان را به معصیت و نافرمانی پروردگار امر می نمودند وانان اطاعت می کردند. سپس خاطر نشان ساخت از رسول اکرم-صل الله و علیه وآله وسلم- شنیدم که میفرمودند: هرکس مخلوقی را در غیر طاعت باری تعالی اطاعت نماید با این عمل به شرک گرایش یافته و جز خداوند معبود دیگری را برگزیده است.<font size="1">(2)</font><br><br>همه ما در حال حاضر یا در آینده مسئولیت فرشتگانی معصوم را از سوی خدا به عهده میگیریم. آنان امانتی از سوی خداوند به ما هستند و ما در قبال آنان مسئولیم و روزی باید جوابگوی این امانت باشیم.<font size="1">(3)</font> باید مراقب بود که به او معبودی غیر خدا نشان ندهیم، به او نگوییم خدا هست و خود برای هزار کار دیگر از غیر خدا طلب کنیم، او را مطیع غیر خدا نکنیم و به او قدرت ایمان را نشان دهیم، قدرتی که باورش مهم است و ارزش دارد نه دانستنش.<br><br><font color="#666666"><font size="1"><font color="#993399">پی نوشت :</font><br>1- سوره 31، آیه121<br>2- تحف العقول،ص420<br>3- إِنَّمَا أَمْوَلُکُمْ وَ أَوْلَدُکمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ(تغابن15): اموال و فرزندانتان وسیله آزمایش شما هستند ، و اجر و پاداش عظیم نزد خدا است.<br>منبع : حوزه</font></font><font size="1" color="#666666"><br><br></font><br></div> text/html 2019-03-01T07:09:43+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات بزرگترین فضیلت امام علی (ع) که در قرآن ذکر شده است http://mahevelaa.mihanblog.com/post/235 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/mahevelaa.ir8.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">روزی مأمون به امام رضا<font size="1"> (علیه السلام)</font> عرض کرد: بزرگ ترین فضیلت امیر مؤمنان<font size="1"> (علیه السلام)</font> که قرآن بر آن دلالت کند چیست؟ امام رضا <font size="1">(علیه السلام) </font>فرمود: همانا آیه مباهله است. خدای عزّوجلّ فرمود: «فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِین»؛ پس رسول خدا <font size="1">(صلی الله علیه و آله)</font> امام <font color="#3333FF">حسن</font> و امام <font color="#FF0000">حسین</font> علیهما السلام را برای مباهله دعوت کرد که هر دوی آنها فرزندانش بودند و همچنین <font color="#CC33CC">فاطمه</font> <font size="1">(سلام الله علیها)</font> را دعوت کرد که در آن هنگام وی جزو زنان مورد اشاره آیه بود، و نیز&nbsp; امیرمؤمنان<font size="1"> (علیه السلام)</font> را فراخواند که به حکم آیه شریفه، نفس رسول خدا به شمار میرفت. پس ثابت شد که هیچ یک از بندگان خدا والاتر از رسول خدا<font size="1">(صلی الله علیه و آله و سلم) </font>وافضل از او نبوده اند و همچنین لازم آمده که هیچ کس افضل از نفس رسول خدا که <font color="#009900"><b>علی</b></font><font size="1"> (علیه السلام)</font> بود، به دلالت آیه شریفه وجود نداشته باشد.<br><br>مأمون گفت: این استدلال درباره امام حسن و امام حسین علیهما السلام و فاطمه<font size="1">(سلام الله علیها) </font>صحیح است، امّا درباره علی درست نیست؛ چون ممکن است رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) شخص خود را گفته باشد، نه فرد دیگری را. پس آیه فضیلتی برای امیرمؤمنان<font size="1">(علیه السلام)</font> نخواهد بود.<br><br>امام رضا (علیه السلام) در پاسخ فرمود: این سخن صحیح نیست؛ چرا که شخص دعوت کننده، همواره غیر از خود را دعوت میکند، نه خود را. همان طور که فرد دستور دهنده، همیشه به دیگری امر میکند، نه به خود. پس این که حضرت فرمود: «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکمْ وَ أَنْفُسَنا» به این معنا نیست «پس هر که در این [باره] پس از دانشی که تو را [حاصل] آمده، با تو محاجه کند، بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم، سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم».<br><br>که خودمان را دعوت کنیم. و وقتی رسول خدا فردی غیر از امیرمؤمنان(علیه السلام) را در مباهله فرانخواند، ثابت میشود که علی(علیه السلام) همان نفس پیامبر است که خداوند در قرآن به آن اشاره کرده است.<br><br>مأمون که از پاسخ امام رضا (علیه السلام) شگفت زده شده بود، گفت: وقتی جواب آمد، سؤال جایگاه خود را از دست میدهد.<font size="1">(1)</font><br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">امام رضا (علیه السلام) در این باره می فرمایند: سبب این که مردم امیرالمؤمنین علیه السلام را با این که فضائل او را می دانستند، ترک کرده و به دیگران گراییدند، جز این نبود که او بسیاری از دشمنان خدا و پیامبر او را – از اجداد و پدران و برادران و عموها و خالوها و نزدیکان آنها – به قتل رسانده بود؛ از این رو کینه او را در دل داشتند و نمی خواستند بر آنها فرمانروا شود، ولی از دیگران چیزی در دل نداشتند؛ زیرا آنان در زمان پیامبر گرامی اسلام مانند حضرت علی علیه السلام جهاد نکرده بودند و به همین علت از او رویگردان و به دیگران مایل شدند.<br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font size="1" color="#666666"><font color="#990000">پی نوشت : </font><br></font></div><div align="justify"><font size="1" color="#666666">1- شیخ مفید، الفصول المختاره من العیون و المحاسن، ص ٣٨؛ مجلسی، بحار الأنوار ج١٨٨ ۴٩ باب ١۴ ص١۵٧<br></font></div><div align="justify"><font size="1" color="#666666">منبع : بحارالأنوار، ج ٢٩، ص ۴٨٠.</font></div> text/html 2019-02-24T07:04:21+01:00 mahevelaa.mihanblog.com عبرات دشمن شناسی از دیدگاه امام علی(ع) http://mahevelaa.mihanblog.com/post/234 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/mahevelaair2589.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">از مباحث مهم در سیره امام <font color="#009900"><b>علی</b></font><font size="1">(ع)</font>، رفتار حضرت با دشمنان است.این بحث، هم از جهت دشمن شناسی و هم شیوه درست برخورد با دشمن را می آموزاند. امام علی<font size="1">(ع)</font> با دشمنانی مواجه بود که پیامبر<font size="1">(ص)</font> با این نوع دشمن مواجه نبود. پیامبر با کسانی مقابله کرد که با گفتار و رفتار خود زنده بادبت!! می گفتند اما امام علی<font size="1">(ع)</font> با کسانی رو به رو بود که سابقه درخشانی در خدمت به اسلام داشتند! اهل عبادت و قرآن و شب زنده داری بودند; با این همه از روح مکتب بی خبر بوده و همین امور، زمینه ساز مقابله آنان با حکومت عدالت گستر مولا علی<font size="1">(ع) </font>شد. امام علی<font size="1">(ع)</font> در حقیقت با نفاق پنهان مواجه بود و پرواضح است که برخورد با این دشمن به مراتب سخت تر از برخورد با کفر آشکاراست. <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">بر این اساس است که امام علی<font size="1">(ع) </font>برخورد با دشمنانی این چنین را از مفاخر خود برمی شمرد: «ایها الناس فانی فقات عین الفتنه و لم یکن لیجتری ء علیها احد غیری بعد ان ماج غیهبها واشتد کلبها; مردم! این من بودم که چشم فتنه را درآوردم و کسی جز من جرات بر آن نداشت بعد از آن که امواج فتنه همه جاگسترده بود و هاری آن فزونی یافته بود.»حکومت حدودا پنج ساله امیر مؤمنان علی<font size="1">(ع)</font> با سه جریان مخالف مواجه بود: <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#FF0000"><b>1-</b></font> جاه طلبان و مقام پرستان که در خط مقدم بیعت کنندگان بامولا علی<font size="1">(ع)</font> بودند و امید آن داشتند که از این راه بتوانند به دنیایی آباد و مقام و ریاستی که در پی آن بودند برسند، اما پس از آن که امام علی<font size="1">(ع) </font>به حکومت رسید و ارزش های الهی را به جای ارزش های پوسیده جاهلی نهاد، از حکومت حضرتش مایوس شده و شروع به مخالفت با آن نموده و علیه حکومت اسلامی امام علی<font size="1">(ع)</font> شورش کردند نام این گروه در تاریخ اسلام «ناکثین » -پیمان شکنان می باشد.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"> <font color="#FF0000"><b>2-</b></font> ظالمانی که از حکومت پیشین بهره ها می بردند، دزدی ها وغارت گری ها می نمودند و از این راه اموال فراوانی به هم زده بودند و با سر کار آمدن حکومت عدل از این غارت گری ها ممنوع گشته و به شدت با ستم آنان مبارزه شد. نام این گروه در تاریخ اسلام «قاسطین » است. «قسط » هم به معنای عدالت و هم به معنای ظلم و عدول از حق آمده است. راغب در مفردات می گوید:«قسط به معنی سهم و نصیب است و هرگاه سهم و نصیب دیگری گرفته شود، قسط به آن گفته می شود و این مصداق ظلم است.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"> <font color="#FF0000"><b>3-</b></font> کوته فکران و متحجرانی که فقط ظاهری از دین را دیده بودندو حقیقت آن را نفهمیده بودند و به شدت بر عقیده باطل خوداستوار بودند. اینان نیز سر شورش بر حکومت مولا علی<font size="1">(ع)</font> برآوردند. نام این گروه «مارقین » است و نام دیگرشان خوارج که بعد از داستان حکمین، در صفین بر ضد امام برخاستند و پرچم مخالفت را برافراشتند. این واژه، از ماده «مروق » به معنای پرش تیر از کمان است گویی آنها قبلا در دایره حق بودند ولی به خاطر تحجر و نادانی و خودخواهی از مفاهیم اسلامی و تعلیمات آن به دور افتادند. این سه جریان مخالف را پیامبر گرامی اسلام<font size="1">(ص) </font>در سخنان خود به صراحت پیش بینی فرموده بود: ابو ایوب انصاری گوید: «امر رسول الله<font size="1">(ص)</font> علی بن ابی طالب<font size="1">(ع) </font>بقتال الناکثین و القاسطین و المارقین; پیامبر اکرم(ص) به علی<font size="1">(ع)</font> دستور داد که با سه گروه ناکثین و قاسطین و مارقین پیکار کند.» خود حضرت نیز در خطبه شقشقیه با همین نام مخالفین خود را نام برده است: «فلما نهضت بالامر نکثت طائفه و مرقت اخری و قسط آخرون...; هنگامی که قیام به امر خلافت کردم جمعی پیمان خود را شکستند و گروهی به بهانه ای واهی سر از اطاعتم پیچیدند و از دین خدا بیرون پریدندو دسته دیگری راه ظلم و طغیان را پیش گرفتند.» تحلیل و بررسی عملکرد این سه جریان مخالف و موضع امام علی<font size="1">(ع)</font> در برابر آنها;نقش ارزنده ای در آگاهی امت اسلامی ما از جریان های مخالف نظام ونیز الهام بخش نحوه برخورد با آنان خواهد بود. به یاری خداوند، بر آنیم که به تحلیل این سه جریان مخالف ازدیدگاه مولا علی(ع) بپردازیم. در این مقاله به عنوان مدخل، بحثی پیرامون دشمن شناسی از دیدگاه مولی تقدیم می داریم.</div>