مــاه ولــاء آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود . http://mahevelaa.ir 2019-09-16T13:19:00+01:00 text/html 2019-09-10T07:31:38+01:00 mahevelaa.ir عبرات ثارالله به چه معنا و ثواب زیارت عاشورا چیست؟ http://mahevelaa.ir/post/262 <div align="justify"><font color="#3333FF">ثارالله یعنی چه؟</font><br>در کلام عرب هم به خون و هم به طلب کننده خود و هم به کسی که خونش طلب می شود، «ثار» گفته می شود، در زیارت عاشورا می خوانیم «طلب ثارکم مع امام هدی» خداوند به من روزی گرداند توفیق طلب خون شما را که من هم از طلب کنندگان خون شما باشم، پس در اینجا ثار به معنای خون است و در زیارت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف و روحی لتراب مقدمه الفداء) می خوانیم «السلام علیک یا ثارالله» و چون منتقم حقیقی خون امام <font color="#FF0000"><b>حسین</b></font> <font size="1">(علیه السلام)</font> امام زمان <font size="1">(عجل الله تعالی فرجه الشریف و روحی لتراب مقدمه الفداء)</font> است. «ثارالله» در اینجا به معنای طلب کننده خون است، در زیارت عاشورا که می خوانیم«السلام علیک یا ثارالله وبن ثاره» منظور کسی است که خون او طلب می شود؛ یعنی امام حسین (علیه السلام) و امیرمؤمنان <font size="1">(علیه السلام)</font> بنابراین سه امام از امامان ما لقب ثارالله دادند، امام زمان<font size="1">(عجل الله تعالی فرجه الشریف و روحی لتراب مقدمه الفداء)</font> طلب کننده و حضرت امام علی<font size="1"> (علیه السلام)</font> و امام حسین (علیه السلام) طلب شونده.<br><br><font color="#3333FF">ثواب خواندن زیارت عاشورا</font><br><font color="#FF0000">زیارت عاشورا</font>، یکی از دعاهایی است که امامان معصوم (علیهم السلام) و بزرگان دین بر مداومت خواندن آن تاکید کرده اند و بیان شده که تأثیرات سازنده و بی نظیری بر افراد دارد.</div><div align="justify"><br></div><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/25398.gif" alt="" vspace="0" hspace="0" border="0" align="baseline"></div><div align="justify"><br><font color="#3333FF">&nbsp;ثواب خواندن زیارت عاشورا در کلام امامان معصوم <font size="1">(علیهمم السلام )</font></font></div><div align="justify"><b><font color="#FF0000">*</font></b> امام محمد باقر <font size="1">(علیه السلام)</font> به فردی به نام علقمه که درباره چگونگی زیارت امام <b><font color="#FF0000">حسین</font></b><font size="1"> (علیه السلام)</font> از راه دور سوال پرسیده بود، فرمودند: پس از آنکه به آن حضرت با سلامی اشاره کردی، دو رکعت نماز بخوان و سپس زیارت عاشورا را بخوان، هنگامی که این زیارت را خواندی در حقیقت او را به چیزی خواندی که هر کس از ملائکه که بخواهند او را زیارت کنند، به آن می خوانند و خداوند برای تو هزار هزار حسنه می نویسد و از تو هزار هزار سیئه دور می نماید و تو را هزار هزار مرتبه بالا می برد. همانند کسانی هستی که در رکاب آن حضرت به شهادت رسیدند. حتی در درجات آنها هم شریک می شوی. <font size="1">(کامل الزیارات- ص 74)</font><br><br><b><font color="#FF0000">*</font></b> امام صادق<font size="1"> (علیه السلام) </font>به یکی از یاران خود به نام صفوان، درباره اثرات زیارت عاشورا می ‎فرمایند: زیارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستی که من چند خیر را برای خواننده آن تضمین می نمایم؛ اول: زیارتش قبول شود، دوم: سعی و کوشش او شکور باشد، سوم: حاجات او هرچه باشد، از طرف خداوند بزرگ برآورده می گردد و نا امید از درگاه او برنخواهد برگشت؛ زیرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد. <font size="1">(بحارالانوار-جلد 98-ص 300)</font></div> text/html 2019-08-20T06:44:46+01:00 mahevelaa.ir عبرات حدیث غدیر، ولایت یا محبت؟ http://mahevelaa.ir/post/261 <div align="justify">&nbsp;پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله در طول دوران رسالت، پیوسته به موضوع جانشینی بعد از خود اشاره کرده و به صورت مکرر آن را امری مربوط به خدا دانسته است. صرف نظر از کتب تفسیر و تاریخ و حدیث شیعه که بر انتصابی بودن امام از سوی خداوند تصریح و تاکید دارند، این مطلب را می توان به روشنی از کتب اهل سنت نیز اثبات نمود.<br><br>طبری می نویسد: پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پس از گذشت 3 سال از آغاز بعثت، از سوی خداوند مامور شد که دعوت خویش را آشکار سازد، و آیه «و انذر عشیرتک الاقربین » <font size="1">(1)</font> در این مورد نازل شد. پیامبر، سران بنی هاشم را جمع کرد و فرمود: «من خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده ام. خداوند به من امر کرده است که شما را به آن دعوت کنم. کدام یک از شما مرا در نشر این آیین یاری می کند تا برادر و وصی و جانشین من در میان شما باشد؟» حضرت سه مرتبه این سخن را تکرار نمود و در هر بار تنها <font color="#009900"><b>علی</b></font> علیه السلام آمادگی خود را اعلان کرد. در این موقع پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم; <font size="1">(2)</font> او برادر و وصی و جانشین من در میان شماست.»</div><div align="justify"><br></div><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/ghadir.gif" alt="" vspace="0" hspace="0" border="0" align="baseline"></div><div align="justify"><br>طبری در جای دیگری از تاریخش نقل می کند: وقتی آن حضرت برای تبلیغ اسلام با سران قبیله بنی عامر تماس گرفت، یکی از آنان حمایت خود را از وی اعلام نمود و افزود: هرگاه خداوند تو را بر مخالفان پیروز ساخت، آیا موضوع زمامداری مسلمانان پس از شما به ما واگذار می گردد؟ پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «الامر الی الله، یضعه حیث یشاء; موضوع خلافت، مربوط به خدا است [و از اختیار من بیرون است]، خدا هر فردی را انتخاب کند، امامت به او محول می گردد.» <font size="1">(3)</font><br><br>پیامبر اسلام با این گونه سخنان صریح و بسیار روشن خود زمینه سازی نموده و اذهان را آماده می کرد تا آخرین پیام الهی را درباره رهبری امت اسلامی که سرنوشت اسلام و مسلمین را رقم خواهد زد ابلاغ نماید و پیوسته به مساله مهم ولایت و رهبری بعد از خود اشاره نموده و <font color="#009900"><b>علی</b></font> علیه السلام را به عنوان بهترین فرد معرفی می کردند. تا اینکه وعده موعود فرا رسید و برای ابلاغ آخرین فرمان خداوند و اتمام رسالت خویش در هنگام برگشت از سفر حج در مکانی به نام غدیر خم، در بزرگترین اجتماع مسلمین در دوران پیامبری خویش به پا خواست و به فرمان خداوند، امام علی علیه السلام و یازده معصوم از فرزندان او را به عنوام امام و رهبر مسلمین با جملاتی چون «<font color="#3333FF">من کنت مولاه فهذا علی مولاه</font> » که برگرفته از ولایت خداوند است، منصوب کرد.<br><br>متاسفانه بعد از رحلت پیامبر عظیم الشان اسلام صلی الله علیه وآله تهاجم بس گسترده ای علیه ولایت امام علی علیه السلام آغاز گردید و بزرگترین هجمه ها علیه روایت غدیر بود، اما از آنجا که نتوانستند این پیام بزرگ و پرفروغ آسمانی را نادیده بگیرند، پیوسته به تفسیرهای ناصواب و به دور از منطق همچون تفسیر لفظ «مولا» به معنی نصرت و محبت و دوستی دست زدند تا شاید بتوانند این حدیث نورانی را تحریف کرده و کارهای توجیه ناپذیر خویش را توجیه کنند.<br><br>هم اکنون به بیان شواهدی می پردازیم که به روشنی ثابت می کند که مقصود از «مولی » در حدیث غدیر، همان امامت و رهبری است.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><b><font color="#FF0000">شواهد</font></b></div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#CC6600">1 - فرازهای حدیث شریف غدیر</font><br><br>رسول خداصلی الله علیه وآله در روز غدیر خم فرمود:<br><br><font color="#CC33CC">الف - </font>خدایی جز الله نیست، زیرا او به من اعلام فرموده است که اگر آنچه در حق علی بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده ام، و برای من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده است و خدا کفایت کننده و کریم است.</div> text/html 2019-08-15T05:11:22+01:00 mahevelaa.ir عبرات سه اصل شناخت امیرالمومنین علی (علیه السلام) http://mahevelaa.ir/post/260 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/4ozaas.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">هر اندازه که انسان درباره فضائل ائمه(علیه السلام) بحث کند، عبادت است و این فکر اصلاً درست نیست که ما را کجا و نیل به مقام آنها کجا؟! مگر ما درباره آنها موظّفیم به کنه آنها راه پیدا کنیم؟ این را کسی از ما نخواسته ولی آن مقداری که مقدور ماست، عبادت است؛ وظیفه ماست. حضرت امیر در یکی از خطبه های نهج البلاغه یک بیان نورانی دارد که درباره معرفت خدا هم به شرح ایضاً؛ اینچنین است. کنه خدا نه مقدور کسی است، نه مورد تکلیف امّا آن اندازه ای که شناخت ذات أقدس له مقدور هست، بحث و بررسی اش بر ما واجب است. لم یطلع العقول بتحدید صفته و لم یحجبها عن مواج بمعرفته<font size="1"> (1). </font><br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">فرمود: ذات أقدس له هیچ عقلی را به کنه معرفت ذات أقدس له مطّلع نکرده است. و امّا مقدار واجب را هم محجوب نکرده! امّا آن مقداری که معرفت اینها واجب است، مقدور است.وجود مبارک حضرت امیر را بهترین کسی که معرفی می کند، خود اوست و پیغمبر و ائمه (علیهم السّلام). آن مقامی که برای خود حضرت هست، آن را باید جستجو کرد و گرنه آنچه پیش ما دشوار است، آن را نباید پیش حضرت امیر به حساب آورد. <br><br><font color="#3333FF">توزیع عادلانه بیت المال</font><br>ابن أبی الحدید در وصف حضرت امیر در جلد دوّم یک مطلبی دارد که عملش برای خیلی از ما دشوار است. امّا ابن أبی الحدید این را به عنوان فضل ممتاز حضرت به حساب نمی آورد. فضل علوی را در جلد ششم بازگو می کند.در جلد دوّم شرح نهج البلاغه، می فرماید: حضرت امیر (ع) آداب رسمی اش این بود که هر هفته بیت المال را جارو می زد؛ یکنس بیت المال فی کلّّ جمعه و یصلّی ف یه رکعتین و یقول یشهد لی یوم القیامه<font size="1">(2)</font>. هر هفته، هر چه در بیت المال بود توزیع می کرد، جارو می کرد، در بیت المال خالی شده دو رکعت نماز می خواند و بعد می گفت: تا در قیامت برای من شهادت بدهد. <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">این کارها مقدور کسی نیست. این کار را شاید اوحدی از علماء در تاریخ بکنند یا کرده اند. این همه بیت المال است که در بیوتات هست و کسی باورش نمی آید که حالا پس فردا می میرد، اینها چه خواهد شد! این که هر هفته انسان بیت المال را توزیع کند، به همه مستمندان برساند و دو رکعت نماز در هر هفته در بیت المال بخواند و بگوید: برای اینکه شهادت بدهد ، این کار علی(علیه السلام) است امّا نه کارهای مهم علی! <br><br><font color="#3333FF">مبانی معرفت توحیدی</font><br>به جلد ششم که می رسد، در ذیل خطبه 86؛ آنجا که معارف توحیدی را تشریح می کند، در یک خطبه کوچک تقریباً سه سطری، هشت مسئله از مسائل عمیق عقلی را طرح می کند؛ ابن أبی الحدید می گوید به اینکه : واعلم أنّ مباح ث العدل والتّوحید. اینها میراث <font color="#009900"><b>علی</b></font>(علیه السلام) است، و غیر از او احدی در اسلام این حرفها را نزد. البتّه وجود مبارک رسول گرامی (ص) که معلّم کلّ است، مستثنی است او فوق بحث است. <br></div> text/html 2019-08-04T05:49:13+01:00 mahevelaa.ir عبرات جایگاه امیرالمومنین علی علیه السلام نزد خداوند و آثار محبت ایشان http://mahevelaa.ir/post/259 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/imamali1100.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">ابن شاذان در کتاب «مناقب» از ابن عمر نقل می کند که گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دربارۀ <font color="#009900">علی</font> بن ابی طالب (علیه السلام) سئوال کردیم، حضرت خشمگین شده و فرمود:<br><br>ما بال قوم یذکرون من له منزله عند اللَّه کمنزلتی ومقام کمقامی إلّا النبوّة.<br><br>چرا بعضی دربارۀ کسی شک دارند که درجه و مرتبه اش نزد خدا مثل درجه و مرتبۀ من است، و از همۀ مقامات من جز نبوّت برخوردار است.<br><br>بعد فرمود:<br><br>&nbsp;ألا ومن أحبّ علیّا ً علیه السلام فقد أحبّنی، ومن أحبّنی رضی اللَّه عنه، ومن رضی اللَّه عنه کافاه بالجنّه.<br><br>بدانید هر کس <b><font color="#009900">علی</font></b> <font size="1">(علیه السلام) </font>را دوست داشته باشد مرا دوست داشته است، و هر که مرا دوست داشته باشد خدا از او راضی وخشنود است، و کسی که خدا از او خشنود باشد پاداش او را بهشت قرار می دهد.<br><br>آگاه باشید، هر کس <font color="#009900">علی</font> <font size="1">(علیه السلام) </font>را دوست داشته باشد فرشتگان برای او استغفار می کنند و درهای بهشت به روی او باز است تا از هر دری که بخواهد بدون حساب وارد شود.<br><br>آگاه باشید، هر کس <font color="#009900">علی</font> <font size="1">(علیه السلام) </font>را دوست داشته باشد خداوند پروندۀ عملش را به دست راست او دهد و همانند پیامبران به حساب او رسیدگی کنند.<br><br>آگاه باشید، هر کس <font color="#009900">علی</font><font size="1"> (علیه السلام) </font>را دوست داشته باشد از دنیا خارچ نمی شود تا از آب کوثر بیاشامد و از درخت طوبی تناول نماید و جای خود را در بهشت ببیند.</div> text/html 2019-07-26T06:21:15+01:00 mahevelaa.ir عبرات دوازده پیام مدیریتی از امام علی علیه السلام http://mahevelaa.ir/post/258 <font color="#FF0000">1-</font> به جای ازدیاد کارها به تداوم صحیح آنها بیندیشید. «حکمت ۲۷۰»<br><br><font color="#FF0000">2-</font> برای رسیدن به هدف ها و مقام های بلند، همّت بلند داشته باشید. «خطبه ۲۱۱»<br><br><font color="#FF0000">3-</font> از تجارب و اندرزها پند بگیرید و از آنها بهره برداری کنید تا دچار نقص نشوید. «نامه ۳۱، خطبه ۱۷۵»<br><br><font color="#FF0000">4-</font> از شدت سختی نهراسید، زیرا هراس، شکننده تر از خود کار است و به گشایش امور امیدوار باشید. «حکمت ۱۶۶ و ۲۴۶»<br><br><font color="#FF0000">5-</font> اگر به انجام مسئولیتی گردن نهادید، به آن وفا کنید. «حکمت۳۲۷»<br><br><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847//yaali.jpg" alt="" vspace="0" hspace="0" border="0" align="absmiddle"><br></div><br><font color="#FF0000">6-</font> هیچ وقت کارهای اهم را فدای امور مهم نکنید. «حکمت ۲۷۱»<br><br><font color="#FF0000">7-</font> پیش از پذیرش هر کاری، به دانش آن مجهز شوید. «حکمت ۴۳۹»<br><br><font color="#FF0000">8-</font> خویشتن را اصلاح کنید تا خداوند کارهای شما را اصلاح کند. «نهج البلاغه»<br><br><font color="#FF0000">9-</font> پست ها، امانت و وسیله خدمتگذاری اند، نه منبع بهره برداری. «خطبه ۱۳۱»<br><br><font color="#FF0000">10-</font> پست ها میزان آزمایش شمایند، بکوشید تا سربلند بیرون آیید. «خطبه ۳۳»<br><br><font color="#FF0000">11-</font> مشورت پذیر باشید، اگر مشورت نکنید، تباه می شوید. «نامه ۶۹»<br><br><font color="#FF0000">12-</font> با زیردستان خود مانند پدری مهربان رفتار کنید. «نامه ۵۲»<br><br><font size="1" color="#666666">منبع : نهج البلاغه </font><br> text/html 2019-07-17T18:18:44+01:00 mahevelaa.ir عبرات فعالیت های حضرت علی (علیه السلام) در زمان سکوت http://mahevelaa.ir/post/257 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/imamali1258.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">فعالیت های امام “علیه السلام” در این دوره در امور زیر خلاصه می شد:<br><br><font color="#FF0000">۱-</font> عبادت خدا آن هم به صورتی که در شأن شخصیتی مانند حضرت <font color="#009900"><b>علی</b></font> “علیه السلام”&nbsp; بود؛ تا آنجا که امام سجاد عبادت و تهجد شگفت انگیز خود را در برابر عبادتهای جد بزرگوار خود ناچیز می دانست.<br><br><font color="#FF0000">۲-</font> تفسیر قرآن و حل مشکلات آیات و تربیت شاگردانی مانند ابن عباس، که بزرگترین مفسر اسلام پس از امام “علیه السلام”&nbsp; به شمار می رفت.<br><br><font color="#FF0000">۳- </font>پاسخ به پرسش های دانشمندان ملل و نحل دیگر، بالاخص یهودیان و مسیحیان که پس از درگذشت پیامبر “ص” برای تحقیق دربارۀ اسلام رهسپار مدینه می شدند و سؤالاتی مطرح می کردند که پاسخگویی جز حضرت علی “علیه السلام” ، که تسلط او بر تورات و انجیل از خلال سخنانش روشن بود، پیدا نمی کردند. اگر این خلا به وسیلۀ امام “علیه السلام”&nbsp; پر نمی شد جامعۀاسلامی دچار سرشکستگی شدیدی می شد. و هنگامی که امام به کلیۀ سؤالات پاسخهای روشن و قاطع می داد انبساط و شکفتگی عظیمی در چهرۀخلفایی که بر جای پیامبر “ص” نشسته بودند پدید می آمد.<br><br><font color="#FF0000">۴- </font>بیان حکم بسیاری از رویدادهای نوظهور که در اسلام سابقه نداشت و در مورد آنها نصی در قرآن مجید و حدیثی از پیامبر گرامی “ص” در دست نبود. این یکی از امور حساس زندگی امام “علیه السلام”&nbsp; است و اگر در میان صحابه شخصیتی مانند حضرت علی “علیه السلام”&nbsp; نبود، که به تصدیق پیامبر گرامی “ص” داناترین امت و آشناترین آنها به موازین قضا و داوری به شمار می رفت، بسیاری از مسائل در صدر اسلام به صورت عقدۀلاینحل و گره کور باقی می ماند.<br><br><br></div> text/html 2019-07-09T17:04:58+01:00 mahevelaa.ir عبرات پاسخ به سؤالات راهب در مسجد http://mahevelaa.ir/post/256 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/6064715.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">جمعی از مسیحیان به همراه راهب خود به مدینه آمده به مسجد وارد شدند و همراه خود قطعات طلا و اموال گرانقیمتی آورده بودند.<br><br>راهب در مسجد، خود را به جمعیتی که در مسجد در حضور ابوبکر بشسته بودند رسانید و پس ادای احترام، گفت: کدام یک از شما خلیفه پیامبر و امین دین است؟<br><br>حاضران به ابوبکر نگاه کرد و گفت نام تو چیست؟<br><br>ابوبکر نگاه کرد و گفت: نام تو چیست؟<br><br>ابوبکر: نام من عتیق است.<br><br>راهب: دیگر چیست؟<br><br>ابوبکر: نام دیگرم صدیق است.<br><br>راهب: دیگر چیست.<br><br>ابوبکر: نام دیگری ندارم.<br><br>راهب: مقصود من تو نیستی، شخص دیگری است.<br><br>ابوبکر: منظور تو چیست؟<br><br>راهب من همراه جمعی از روم آمده ام و بار شتر من، طلا و نقره است، منظور من از پیمودن راه طولانی و آمدن به اینجا این است که مسائلی از خلیفه پیامبر صلی الله علیه وآله بپرسم، که اگر پاسخ صحیح داد، آئین اسلام را بپذیرم و از امر خلیفه رسول خدا صلی الله علیه وآله اطاعت نمایم، و ضمنا اموالی را با خود آورده ام تا آن را بین مسلمین تقسیم کنم.<br><br>و اگر خلیفه نتوانست پاسخ دهد، به وطن باز گردم.</div> text/html 2019-07-01T09:21:07+01:00 mahevelaa.ir عبرات زیباشناسی کلام امام علی علیه السّلام http://mahevelaa.ir/post/255 <font color="#3333FF"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/1204.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">نگاهی به زیبایی کلام پیشوای فصاحت در نهج البلاغه</font><br><div align="justify">درباره ی چیستی زیبایی سخن ها بسیار رانده شده است. برخی زیبایی را تناسب و هم آهنگی اجزا با کل و هم آهنگی اجزا با یک دیگر و عده ای آن را به سودمندی یا توانایی یا لذت و یا عشق تعریف کرده اند. افلاطون در مجموعه ی آثار خود گفت وگوی سقراط با هیپیاس را بیان می کند و در این رساله به بررسی تعاریف گوناگون زیبایی می پردازد. آن گاه سقراط از هیپیاس سوفیست و حقوق دان معروف آن روزگار درباره ی چیستی زیبایی پرسش می کند و او تعاریف گوناگون مذکور در سطور بالا را بیان نموده و سقراط تک تک آن ها را نقد می کند. به هر حال تعریف این حقیقت بسیار دشوار است؛ اما بی شک زیبایی یک کیفیت نگارین نمادی است که از سه ویژگی برخوردار است و موجب انبساط روح و روان آدمی می گردد.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">اولا ملازم با لذت است و اصولا انبساط روانی همان لذت است؛</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">ثانیا ملازم با مطلوبیت است یعنی چیز زیبا برای شخص مدرک مطلوبیت و ارزش می نماید؛</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">ثالثا شگفت انگیزی و تعجب آور بودن را به ارمغان می آورد.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">امیر کلام و هنر درباره ی زیبایی نیز سخن فرموده است و در مقایسه انواع زیبایی ها زینت باطن را بر زینت ظاهر ترجیح می دهند. «زینت باطن ها زیباتر از زینت ظاهر است». <font size="1">(1) </font>زینت به زیبایی و نیکویی صواب و حقیقت است نه به نیکویی لباس».<font size="1"> (2)</font></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">امام <font color="#009900"><b>علی</b> </font><font size="1">(ع) </font>بر این مبنا زیبایی مرد را حلم وقار حسن درونی زینت اخلاق و رفتار عبادت و خشوع صدق و راستی معرفی کرده است. زینت عبادت خشوع؛ زینت ریاست بخشش و بزرگواری؛ زینت علم حلم و بردباری و زینت حکومت عدالت است. <font size="1">(3) </font>پس زیبایی در مکتب علوی به زینت های صوری و حسی محدود نمی گردد و زیبایی های معقول و فرا حسی را نیز در برمی گیرد.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">گفتار و نوشتار و ادبیات زیبا جذاب و همراه با ضوابط فصاحت و بلاغت یکی دیگر از مصادیق زیبایی است که امیر بیان و پیشوای بلاغت سرچشمه ی آن است. سرآمد فصاحت در این باره می فرماید: «زیباترین و بهترین سخن آن است که نظام نیکو آن را آراسته باشد و خواص و عوام مردم آن را بفهمند.» <font size="1">(4)</font></div> text/html 2019-06-17T09:21:19+01:00 mahevelaa.ir عبرات حضرت علی علیه السلام اول مظلوم تاریخ http://mahevelaa.ir/post/254 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/14748.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">طبق تعریفی که از عدالت شده است عدالت به معنای قرار دادن چیزی در جایگاه مناسب خود است و به تبع آن ظلم زمزانی خواهد بود که چیزی یا فردی را از آن چه شایستگی آن را دارد محروم کنند هر چقدر شایستگی بالاتر باشد ظلم هم عمیق تر و بزرگتر خواهد بود.<br><br>ما حضرت امیر المومنین<font color="#009900"><b> علی</b></font><font size="1">(ع) </font>را به مظلومیت می شناسیم روشن است که مظلومیت بر خلاف تصور عوام به معنای ضعف یا ذلت نیست بلکه همان طور که گفته شد مظلومیت به این معناست که شخص از جایگاهی که شایستگی آن را دارد محروم شود و آن گونه که باید اجازه شناخته شدن جایگاه والای وی به افراد جامعه داده نشود و جامعه قدر و منزلت او را نشناسد.<br><br>بر این اساس هر چقدر شناخت ما از مقام و منزلت و فضائل امام علی<font size="1"> (ع)</font> و همچنین تاریخ زندگانی ایشان، بالاتر برود به همان اندازه درک ما از میزان مظلومیت ایشان بیشتر خواهد شد.<br><br>نقل شده است که روزی یک نفر اعرابی در بین سخنان حضرت علی<font size="1">(ع)</font> فریاد زد:<br><br>«وا مظلمتاه!» (کنایه از اینکه به من ظلم شده است)<br><br>حضرت<font size="1">(ع) </font>او را به حضور طلبید، هنگامی که نزدیک شد، به او فرمود: «به تو یک بار ستم شده است و به من به تعداد (مَدَر) و (وَبَر) ظلم شده است.» لازم به ذکر است که مدر به معنی کلوخ و وبر به معنی کرک حیوانات است، و این کنایه از کثرت است. همچنین در روایت دیگری آمده است که:<br><br>هیچ خانه ای از عرب نیست، جز این که مظلمه و حق من بر گردنشان است، واز هنگامی که این جا نشسته ام، همواره مظلوم بوده ام.<br><br>این بخش از سخن حضرت نشان از این دارد که هیچ کسی نبوده است جز اینکه در حق ایشان و نصرت و یاری ایشان و شناساندن و پیگیری حق ایشان، کوتاهی کرده است و از همین رو در ظلمی که به حضرت شده شریک هستند.<br><br><font size="1"><font color="#993399">منبع:</font><br><font color="#666666">شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی، ج۴، ص۱۰۶.</font></font></div> text/html 2019-06-09T16:56:00+01:00 mahevelaa.ir عبرات معجزات امام علی علیه السلام http://mahevelaa.ir/post/253 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/369.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">حضرت <font color="#009900"><b>علی</b></font> علیه السلام&nbsp; نیز مانند سایر پیشوایان دارای کرامات بود که در این نوشتار به برخی از کرامات آن حضرت اشاره می شود:<br><br><font color="#3333FF">1-شیخ صدوق: </font>محمد بن علی بن الحسین بن بابویه؛ در کتاب عیون اخبار الرضا – علیه السلام – از صالح بن عقبه؛ از حضرت صادق – علیه السلام – در حدیثی طولانی روایت کرده که: مردی از علمای یهود از امیر المؤمنین – علیه السلام – پرسید: پیغمبر شما در کجای بهشت ساکن است؟ تا آنجا که گفت: وصی او چقدر پس از او زندگی می کند؟ فرمود: سی سال؛ سپس پرسید: می میرد یا کشته می شود؟ فرمود: بوسیله ضربتی که بر فرقش می زنند و محاسنش از آن رنگین می شود کشته خواهد شد، عرض کرد: راست گفتی، بخدا قسم این موضوع بخط هارون و املای موسی – علیهما السلام – نوشته شده است.<br><br><font color="#3333FF">2- حسین بن احمد بن محمد رازی عادل</font>، از علی بن محمد بن مهرویه قزوینی از داود بن سلیمان فراء از حضرت رضا – علیه السلام – و بچند سند دیگر از آن بزرگوار؛ از پدرانش، از حسین بن علی – علیهما السلام – برای ما روایت کرده که فرمود: امیر المؤمنین – علیه السلام – برای ما خطبه خواند و فرمود: عن قریب؛ زمان بسیار سختی بر مردم می آید که مؤمن آن چه در دست دارد محکم نگه دارد (و انفاق نکند) در صورتی که باین عمل مأمور نشده خداوند فرموده: « احسان و نیکی را در میان خودتان فراموش نکنید سوره بقره آیه ۲۳۷، و عنقریب زمانی می آید که مردمان بد در آن مقدم می شوند، و نیکان فراموش می شوند؛ و مردم از روی اضطرار و نا چاری (با خلفا) بیعت می کنند «تا آخر حدیث. »<br><br><font color="#3333FF">3- یزید بن قعنب</font> روایت کرده که گفت: با عباس بن عبد المطلب و جمعی از قبیله (عبد العزی) در کنار خانه خدا نشسته بودیم که فاطمه بنت اسد: مادر امیر المؤمنین – علیه السلام – وارد شد؛ در حالی که نه ماهه بعلی – علیه السلام – آبستن بود؛ و درد زائیدن او را گرفته بود؛ پس عرض کرد: پروردگارا! من بتو ایمان دارم؛ تا آنجا که گفت: پس بحق آن پیغمبری که این خانه را بنا کرد و بحق این بچه ای که در شکم من است قسمت می دهم که زائیدن را بر من آسان فرمائی؛ یزید بن قعنب گفت: آنگاه خانه را دیدیم که از پشت شکافته شده و فاطمه در آن داخل شد و از چشمهای ما پنهان شد؛ و دیوار بهم چسبید، و ما خواستیم قفل در بر ما باز شود؛ و باز نشد، پس دانستیم که: این امری است از جانب خدا؛ آن گاه بعد از روز چهارم بیرون آمد در حالی که امیر المؤمنین دردستش بود و گفت: همانا من فضیلت داده شده ام بر زنانی که پیش ازمن بوده اند، تا آن جا که گفت: و همانا من داخل خانه خدا شدم، و از میوه ها و برگهای بهشت خوردم. و چون می خواستم بیرون بیایم هاتفی ندا کرد ای فاطمه نامش را علی بگذار «تا آخر حدیث». و (صدوق) آن را در امالی و علل بهمین سند همین طور نقل کرده؛ و شیخ هم در کتاب (مجالس و اخبار) آن را روایت کرده چنان که خواهد آمد.</div> text/html 2019-06-03T05:06:22+01:00 mahevelaa.ir عبرات موعظه ی مولا http://mahevelaa.ir/post/252 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/070626.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">مردی به نام ابو مطر نقل کرده است که: روزی از مسجد کوفه بیرون آمدم، به مردی برخوردم که همانند عرب های بادیه نشین با دو تکه پارچه خود را پوشانده بود، یکی را لنگ و دیگری را ردای خود قرار داده بود. از کسی پرسیدم: این مرد کیست؟ به من گفت: گویا در این شهر غریب هستی؟ <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">گفتم: آری. گفت: این مرد، امیرمؤمنان <font color="#009900"><b>علی </b></font><font size="1">(علیه السلام)</font> است؛ به دنبالش رفتم تا به محله ی «ابومحیط» که بازار شتران در آن جا بود، رسید. (از روی موعظه به آنان) فرمودند: معامله کنید اما از سوگند بپرهیزید که سوگند از برکت کارهای شما می کاهد و آنها را در معرض نابودی قرار می دهد. <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">سپس به سراغ خرما فروشان رفتند. در آن جا با کنیزی مواجه شد که می گریست، سبب گریه اش را پرسیدند، پاسخ داد: من با یک درهم از این مرد خرما فروش خرما خریده ام، مولایم از من خواسته خرما را باز پس دهم و درهم را باز ستانم، اما فروشنده نمی پذیرد و درهم را به من باز نمی گرداند. حضرت به مرد بازاری فرمودند: خرمایت را بگیر و درهمش را باز پس ده، چرا که او کنیز است و از خودش اختیاری ندارد. مرد خرما فروش زیر بار نرفت و همچنان از باز پس دادن درهم به کنیز امتناع می کرد. من به او گفتم: این مرد را می شناسی؟ گفت: نه گفتم: او امیرمؤمنان علی (علیه السلام) است، مرد بازاری با شناختن حضرت دستپاچه شد، خرماهایی را که در دست داشت ریخت، درهم را به کنیز باز پس داد و عرض کرد: <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">ای امیرمؤمنان! دوست دارم شما از من خشنود شودید! <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">حضرت فرمودند: آنچه مرا از شما خوشنود می سازد پرداختن حقوق دیگران است. بعد از آن، حضرت در حالی که از کنار خرما فروشان می گذشتند، فرمودند: ای خرما فروشان (و خرما داران) به مسکینان بخورانید تا کسبتان برکت یابد . <br><br><font size="1" color="#666666"><font color="#993399">منبع:</font> جلوه های تقوا، محمد حسن حائری یزدی، ج 2، ص 102 و 103. </font><br></div> text/html 2019-05-27T05:57:58+01:00 mahevelaa.ir عبرات آموزگار سروری http://mahevelaa.ir/post/251 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/hhr53.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">کعبه را بدین گریانی، چشمی ندیده است.<br><br>«سعی»، از «صفا» افتاده است.<br><br>«زمزم» نمی جوشد.<br><br>پروازِ معرفت، در «مشعر» و «مِنی» اوج نمی گیرد.<br><br>مدینه به دلداری کوفه نمی آید و همه جا بیت الاحزان علوی است.<br><br>امروز، عدالت را گلویی حق گو گم شده است و حقیقت را از مدار خود دور کرده اند.<br><br>گل های معرفت و مهربانی، یک یک پژمردگی را رودررویند و آواز کبوترهای حرم چه حُزنی دارد.<br><br>ذوالفقار، از جهاد، غمگین باز می گردد و محراب و منبر دیگر نمی گریانند، بلکه می گریند.<br><br>آیا آسمان، عهدی را که با زمین بسته بود، از یاد برده است؟<br><br>آسمان را با زمین پیمانی بود که هرگز سایه از او بر نگیرد و هماره او را در پناه خود دارد.<br><br>این گریستن ها را پایانی نیست؟<br><br>این «دریغا» گفتن ها را آرامگه کجاست؟<br><br><font color="#009900"><b>علی</b></font> آن آموزگار سروری، بر سر و روی اهل زمین، دیگر نمی تابد و خورشید حقیقت خود را به پشت ابرهای دنیا کوچانده است.<br><br>فریاد از این همه جفا که بر سعی و صفا می رود!<br><br>زمین و زمان بگریند بر زمزمه های قلب زمزم.<br><br>کعبه از این بیش خود را نیاراید و سیه جامه بر تن کند که اقبالِ دوران را قبله های اموی به خود خوانده است.<br><br>او را از خاکیان، قدمی چند دور کردند و کلید خانه او را به بال افلاکیان بستند؛ امّا تا همیشه زمان، خاک و افلاک وامدار پاکی اوست.<br><br><br><font size="1" color="#666666"><font color="#993399">منبع :</font> مجله اشارات زمستان سال 1379 ، شماره 15.</font></div> text/html 2019-05-22T05:04:20+01:00 mahevelaa.ir عبرات چند سؤال از امیرالمؤمنین علی علیه السلام http://mahevelaa.ir/post/250 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/mahevelaa.irveladat.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">شخصی یهودی محضر<font color="#009900"><b> علی</b></font> بن ابی طالب علیه السّلام رسید و عرض کرد: چند سؤال از شما می نمایم در صورتی که جواب آنها را بدهید اسلام می آورم.<br><br>علی علیه السّلام فرمودند: آنچه خواهی بپرس و محقّقا کسی را داناتر از ما اهل بیت نخواهی یافت.<br><br>یهودی عرضه داشت:<br><br><font color="#FF0000">الف:</font> کره زمین بر چه استوار می باشد؟<br><br><font color="#FF0000">ب: </font>چرا فرزند گاهی به عموها و زمانی به دایی ها شباهت دارد؟<br><br><font color="#FF0000">ج:</font> منشأ پیدایش مو و خون و گوشت و استخوان و رگ آیا نطفه مرد بوده یا نطفه زن می باشد؟<br><br><font color="#FF0000">د: </font>چرا آسمان را آسمان نامیده اند؟<br><br><font color="#FF0000">ه: </font>چرا دنیا را دنیا خوانده اند؟<br><br><font color="#FF0000">و:</font> برای چه آخرت را آخرت می گویند؟<br><br><font color="#FF0000">ز: </font>وجه نامیدن حضرت آدم به آدم و حوّا به حوّا چیست؟<br><br><font color="#FF0000">ح:</font> چرا به درهم، درهم گفته شده و دینار به این نام موسوم شده است؟<br><br><font color="#FF0000">ط: </font>چرا به اسب «اجد<font size="1">[1]</font>» و به قاطر «عد<font size="1">[2]</font>» و به درازگوش «حرّ<font size="1">[3]</font>» گفته اند؟<br><br>علی علیه السّلام در جواب فرمودند:<br><br><font color="#3333FF">الف:</font> کره زمین روی دوش فرشته ای است و دو پای آن فرشته روی سنگی و سنگ بر شاخ گاوی بوده و چهار دست و پای گاو بر پشت ماهی که در دریای اسفل می باشد قرار دارد و دریا روی ظلمت و ظلمت و تاریکی بر عقیم و عقیم بر ثری استوار است و کسی غیر از خداوند عزّ و جلّ از زیر ثری مطّلع نیست.<br><br><font color="#3333FF">ب و ج:</font> هر گاه نطفه مرد و زودتر از نطفه زن خارج شده و در رحم قرار گیرد البته فرزند به عمو و عمّه ها شبیه می گردد و منشأ پیدایش استخوان و رگ همین نطفه می باشد و در صورتی که نطفه زن پیش از نطفه مرد بیرون آمده و زودتر در رحم وارد گردد فرزند به دایی و خاله ها شبیه می شود و منشأ پیدایش موی و پوست و گوشت این نطفه می باشد چه آن که نطفه زن زرد و رقیق است.</div> text/html 2019-05-18T06:22:02+01:00 mahevelaa.ir عبرات دلیل عشق مردم به امام علی علیه السلام http://mahevelaa.ir/post/249 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/d2f6.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">امام <font color="#009900"><b>علی</b></font> <font size="1">(ع) </font>می فرماید:<br><br>«ان الله فرض علی ائمه العدل، ان یقدروا انفسهم بضعفه الناس»:<br><br>«خداوند بر امامان دادگر، واجب کرده، که زندگی خویش را با ناتوانان مردم منطبق سازند».<font size="1">[1]</font><br><br>آنکه رنج فقر را لمس نکرده و هیچ سنخیتی با توده ی مستحق و محروم ندارد نمی تواند رهبری مستضعفین را بر علیه مستکبرین به عهده بگیرد، ولی وقتی امام و رهبر یک جامعه زندگی خود را با فقیرترین و محروم ترین مردم منطبق می کند، توده مردم با او احساس سنخیت و یگانگی می کند و او در اعماق جان توده ها نفوذ می کند، به گونه ای که حتی قرنها پس از مرگش می تواند با رهبری های خداکونه اش مستضعقین جهان را بر علیه مستکبرین بسیج نماید.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">کلام ابن ابی الحدید درباره فلسفه ی عشق مردم به علی علیه السلام</font><br>ابن ابی الحدید در رابطه با فلسفه ی نفوذ خارق العاده ی امام علی<font size="1"> (ع) </font>در دل توده ها و عشق توصیف ناپذیر مردم نسبت به آن حضرت مطلب جالبی دارد که خلاصه آن را اینجا ذکر می کنیم:</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">می گوید روزی از ابوجعفر نقیب پرسیدم علت اینکه مردم این همه به علی <font size="1">(ع) </font>عشق می ورزند چیست، ولی در پاسخ این سوال نمی خواهم از علم و شجاعت و فصاحت و سایر صفات و ویژگی هائی که خداوند به صورت کامل به او عنایت کرده، سخنی به میان آید؟</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">سوال جالبی است، ابوجعفر ابتدا مقدمه ای ذکر می کند که اصولا توده ی مردم از زندگی دنیا دل خوشی ندارند، افراد شایسته و مستحق اکثرا محرومند و حتی بیشتر اوقات محتاج افراد ناشایسته، پس از تشریح این مقدمه می گوید:<br><br>«.. فمعلوم ان علیا علیه السلام کان مستحقا محروما، بل هو امیر المستحقین المحرومین و سیدهم و کبیرهم...»</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">«بدیهی است که علی <font size="1">(ع) </font>خود مستحقی محروم بود، بلکه او امیر مستحقین محروم، و آقا و بزرگ آنها بود! و معلوم است که محرومین برای یکدیگر تعصب می ورزند و بر علیه دنیاداران می شورند، حال اگر یکی از این محرومین مردی پرارج و شریف و جامع فضائل انسانی باشد و در عین حال محروم و بزرگترین رنجها و مصائب را در جهان ببیند و بالاخره در محراب عبادت کشته شود و فرزندانش پس از وی شهید گردند و زنان خانواده اش به اسارت برده شوند و خاندانش گرفتار قتل و تبعید و فرار و زندان باشند، با توجه به اینکه همه ی آنها مردان با فضیلت و زاهد و عابد و سخی و برای خلق سودمند بودند.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">«فهل یمکن الا یتعصب البشر کلهم مع هذا الشخص! و هل تستطیع القلوب الا تحبه و تهواه و تذوب فیه و تفنی فی عشقه؟!»:</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">آیاممکن است که تمام انسانها نسبت به چنین شخصی میل نورزند؟! و آیا دلها می توانند او رادوست نداشته باشند و هوای او نکنند؟! و در هوای او آب نگردند؟! و در عشق او فنا نشوند؟! … »<font size="1">[2]</font><br><br><font size="1" color="#666666"><font color="#993399">پی نوشت:</font></font><br><font size="1" color="#666666">[1] نهج البلاغه 209.</font><br><font size="1" color="#666666">[2] شرح ابن ابی الحدید جلد 10 صقحه ی 225 -222 به طور خلاصه.</font><br><font size="1" color="#666666">منبع : رمز تداوم انقلاب در نهج البلاغه، با تلخیص.</font></div> text/html 2019-05-09T09:18:58+01:00 mahevelaa.ir عبرات سبک زندگی امام علی و حضرت زهرا علیهما السلام http://mahevelaa.ir/post/248 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/127/378847/photo/3698.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">انفاق آن زمانی ارزش بیشتری پیدا می کند که متعلق آن، مورد علاقه انسان باشد. یکی از اصحاب به امام علی علیه السلام عرض کرد:چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردی. حضرت <font color="#009900"><b>علی</b></font> علیه السلام فرمود: نذر می کنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم. فاطمه نیز چنین گفت. حسن و حسین علیهما السلام هم گفتند: ما نیز سه روز روزه می گیریم. فضه، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد. چندی نگذشت که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام شفا یافتند. همه به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند، اما برای افطار چیزی در خانه نبود.<br></div><div align="justify"><br>در ۲۵ ذی الحجه سوره هل اتی (سوره انسان) در شأن امیرالمومنین <font size="1">(ع)</font>، فاطمه زهرا <font size="1">(س)</font>، امام حسن و امام حسین علیهم السلام نازل شده است. این مهم بعد از سه روز روزه آنان و اعطای افطارشان به مسکین و یتیم و اسیر بود که آن طعام بهشتی نازل شد. امام حسن و امام حسین علیهماالسلام در کودکی بیمار شدند. رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه دو نفر از اصحاب از آن ها عیادت کرد. یکی از اصحاب به امام علی علیه السلام عرض کرد:چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردی. حضرت علی علیه السلام فرمود: نذر می کنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم. فاطمه نیز چنین گفت. حسن و حسین علیهما السلام هم گفتند:ما نیز سه روز روزه می گیریم. فضه، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد. چندی نگذشت که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام شفا یافتند. همه به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند، اما برای افطار چیزی در خانه نبود.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">شان نزول سوره هل أتی</font><br><br>امام علی علیه السلام نزد یکی از همسایگان یهودی اش که پشم باف بود و شمعون نام داشت رفت و گفت: آیا حاضری دختر محمد مقداری پشم برای تو بریسد و تو در برابرش کمی جو بدهی؟ شمعون گفت: بله؛ و به او کمی پشم داد. حضرت فاطمه علیهاسلام یک سوم آن پشم را ریسید و یک صاع جو از شمعون گرفت. آن را آرد کرد و با آن پنج قرص نان پخت؛ برای هر نفر یک قرص نان.<br><br>امام علی علیه السلام نماز مغرب را با پیامبر خدا گزارد و به منزل آمد. سفره را گستردند و هر پنج نفر سر سفره نشستند. هنگامی که امیرالمومنین اولین تکه را کند، ناگاه مسکینی در خانه را زد و گفت:السلام علیکم یا اهل بیت محمد. من مسلمان مسکینی هستم. از آنچه می خورید به من بخورانید. خداوند از نعمت های بهشت به شما بدهد!» همه اهل خانه هر پنج قرص نان را به مسکین دادند، شب را گرسنه خوابیدند و چیزی جز آب نخوردند.<br><br>فردای آن روز را نیز روزه گرفتند. فاطمه سلام الله علی ها یک سوم دیگر از پشم را ریسید و یک صاع دیگر از جو را آرد کرد و پنج قرص نان پخت. بعد از نماز مغرب، همین که سر سفره نشستند، یتیمی به در خانه آمد و گفت:السلام علیکم اهل بیت محمد. من یتیمی مسلمان هستم. از آنچه می خورید به من نیز بدهید. خداوند شما را از نعمت های بهشتی اطعام کند. همه اهل خانه، آن شب را نیز گرسنه سپری کردند و چیزی جز آب نخوردند.</div>