تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
شخصى یهودى به امام گفت: هنوز پیامبرتان را دفن نكرده، در باره اش اختلاف كردید، امام فرمود : ما در باره آنچه كه از او رسیده اختلاف كردیم، نه در خود او، امّا شما یهودیان، هنوز پاى شما پس از نجات از دریاى نیل خشک نشده بود كه به پیامبرتان گفتید : ( براى ما خدایى بساز، چنانكه بت پرستان خدایى دارند : و پیامبر شما گفت شما مردمى نادانید . ) (نهج البلاغة حكمت 314)


وقال له بعض الیهود: ما دَفَنْتُم نَبِیَّكُم حتّى اختلفتم فیه! فقال علیه السلام له: إِنَّمَا اخْتَلَفْنَا عَنْهُ لاَ فِیهِ، وَلكِنَّكُمْ مَا جَفَّتْ أَرْجُلُكُمْ مِنَ الْبَحْرِ حَتَّى قُلْتُمْ لِنَبِیِّكُمْ: ﴿اجْعَلْ لَنَا إلهاً كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌقَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ﴾.(نهج البلاغة ـ الحكمة ٣١٤)


When some Jews said to imam ali : " you had not burid your Prophet when you picked up differences about him " .We did not differ about him but we differed after him ( i.e. about his succession ) ; whereas you had not dried up your feet after coming our of the river ( Nile ) when you began asking your Prophet : Make you for us a god as they have gods of their own . "Verily you are a People behaving ignorantly" ( Quran , 7 : 138 ) (Nahjol _ Balagha / said 314)





قال الرضا علیه السلام:

إنّ یَوم الحُسَین و أقرَح جُفونَنا أسبل دُموعَنا.

 همانا مصیبت حسین علیه السلام در عاشورا، پلک و انتهای مژه ما را زخم کرد.‌ و اشک ما را جاری کرد.(الأمالی صدوق ره مجلس ۲۷)

 انسان چقدر باید گریه کند تا پلک و مژه اش زخم شود و آسیب ببیند؟ این نشان از اشک بیش از حد و حزن دائمی اهل بیت است.



امام عصر عجل الله فرجه خطاب به امام حسین علیه السلام فرمود:

فَلَأَنْدُبَنَّکَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْکِیَنَّ عَلَیْکَ بَدَلَ‏ الدُّمُوعِ‏ دَماً، حَسْرَةً عَلَیْکَ وَ تَأَسُّفاً عَلَى مَا دَهَاکَ وَ تَلَهُّفاً، حَتَّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصَابِ وَ غُصَّةِ الِاکْتِیَاب‏»؛

صبح و شب برای تو ناله می‌کنم و بجای اشک بر تو خون می‌گریم. این کار را به خاطر حسرت خوردن بر تو و از روی ناراحتی و بلایی که بر تو وارد شده و از روی اندوه و حزن بر تو انجام می‌دهم. تا این‌که از غم مصیبت‌ها و غصه ناراحتی‌ بمیرم.

پس گریه و‌‌ اشک بر آن غریب مظلوم حد ندارد.

منبع : زیارت ناحیه مقدسه





عظمت این کودک، آسمان‏ها را به زانو در می‏ آورد.

کعبه هرگز شکوه کودک تو را تاب نخواهد آورد، بنت اسد!

اندکی درنگ کن، هم اکنون کعبه را خواهی دید که از شوق حضور طفل تو، سینه خواهد شکافت!

و کعبه، آغوش گشود و فاطمه را چون جان شیرین پذیرا شد. چشم‏ ها، مبهوت و متحیّر، عظمت این دقایق را به نظاره نشسته بودند.

صدای همهمه، بیشتر شد؛ بنت اسد داخل کعبه شد و ابوطالب، این خبر دلنشین را مشتاق شد و به جستجوی همسر شتافت.

نه! کسی راه به کعبه ندارد؛ کعبه اکنون مهبط فرشتگان است!

سه روز گذشت و برای ابوطالب، سه هزار سال گذشت. و سرانجام یک روز نسیم، عطر یک خبر دل‏ انگیز را به مشام تشنه ابوطالب رساند و روح و جانش را صفا داد.

... و آفتاب طلوع کرد؛ آن هم از کعبه

ادامه مطلب...



درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :