تبلیغات
مــاه ولــاء - مطالب نهج البلاغه
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 22 آبان 1394 :: نویسنده : مستور
1. اجرای حق و عدالت:

در خطبه 216 نهج البلاغه چنین نقل شد:

... فاذا ادت الرعیه الی و الوالی حقه، و ادی الوالی البها حقها عز الحق بینهم و قامت مناهج الدین و اعتدلت معالم العدل، وجرت علی اذلا لها السنن، فصلح بذلک الزمان و طمع فی بقاء الدوله و یئست مطامع الاعداء، و اذا غلبت الرعیه والیها، و احجف الوالی بر عینه اختلف هنالک الکلمه، و ظهرت معالم الجور، و کثر الادغال فی الدین و ترکت محاج السنن فعمل بالهوی و عطلت الاحکام و کثرت علل النفوس.[1]

... و آنگاه که مردم حق رهبری را ادا کنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت یاید و راه های دین پدیدار و نشانه های عدالت برقرار، و سنت پیامبر (صلی الله علیه  و آله و صلم) پایدار گردد پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مایوس گردد اما اگر مردم بر حکومت چیره شوند یا زمامدار بر رعیت ستم کند. وحدت کلمه از بین می رود، نشانه های ستم آشکار و نیرنگ بازی در دین فراوان می گردد. و راه گسترده ای سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) متروک، هواپرستی فراوان، احکام دین تعطیل و بیماری های دل فراوان شود.

همانطور که در این خطبه می بینید چند چپز بطور زنجیروار به هم متصل هستند: حق، ظلم، عدالت وحدت، در مورد حق باید مردم و زمامدار هر دو حق یکدیگر را رعایت کنند تا ظلم بوجود نیاید و زمانی که ظلم بوجود نیاید عدل و عدالت بوجود خواهد آمد و تمام این موارد برمی گردد به وحدت، چرا که اگر عدالت از بین رود وحدت از بین می رود و زمانی که وحدت از بین رود ظلم و ناحقی رواج پیدا خواهد کرد. پس با وحدت ما به اجرای حق و عدالت می رسیم.

2. ریزش فیض الهی

حضرت در یکی از خطبه هایش می فرماید:

الا وان الظلم ثلاثه: فظلم لا یغفر و ظلم لا یترک، و ظلم مغفورٌ لا یطلب. فاما الظلم الذی لا یغفر فالشرک بالله، قال الله « ان الله لا یغفران یشرک به ( نساء- 48) و اما الظلم یغفر العبد نفسه عند بعض الهنات و اما الظلم الذی لا یترک فظلم العباد بعضهم بعضاً- القصاصٌ هناک شدید لیس هوجرحاً بالمدی و لاضرباً بالبساط، و لکنه ما یستصغر ذلک معه، فایاکم و التلوی فی دین الله، فان جماعه فیما تکرهون من الحق، خیرٌ من فرقه فیما تحبون من الباطل. و ان الله لم یعط احداً بفرقه خیراً ممن مضی، و لا ممن بقی.[2]

آگاه باشید که ظلم بر سه قسم است: ظلمی که نابخشودنی است و ظلمی که بدون مجازات نمی ماند و ظلمی که بخشودنی و جبران شدنی است اما ظلمی که نابخشودنی است، شرک به خدای سبحان است فرمود: «خداوند هیچ گاه از شرک به خود درنمی گذرد. (نساء-48) و اما ظلمی که بخشودنی است، ستمی است که بنده با گناهان بر خویشتن روا داشته است و ظلمی که بدون مجازات نیست، بلکه اینها در برابرش کوچک است پس مبادا در دین دو رویی ورزیده که همبستگی و وحدت در راه حق از پراکندگی در راه باطل گرچه مورد علاقه شما باشد بهتر است، زیرا خداوند سبحان نه به گذشتگان و نه به آیندگان، چیزی را با تفرقه عطا نفرموده است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها : امام علی(ع)، نهج البلاغه، وحدت، فیض الهی، عدالت، عدم تفرقه،
قرآن کریم در آیه ی «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا... وحدت و الفت را نعمت بزرگی دانسته که با آن، امت توانسته است از ذلت و هلاکت رهایی یابد و به قله های بزرگی عزت و شوکت دست یابد.

امیرمومنان علی (علیه السلام) در نهج البلاغه از این نعمت بزرگ الهی، به منت والای خداوند بر امت تعبیر نموده و می فرماید: خداوند سبحان بر این امت به سبب الفت و وحدتی که بین آنها منعقد کرد، منت نهاد، الفتی که در سایه ای آن وارد می شوند و در کنار آن پناه می گیرند، نعمتی که کسی از آفریدگان، بهای آن را نمی داند، چرا که از هر کالایی برتر و از هر امر مهمی مهمتر و بزرگتر است.[1]

خاطر نشان می شود واژه ای منت تنها برای نعمتهای عظیم خداوند استعمال می شود، چنانچه قرآن موضوعی چون بعثت نبوی را منت خداوند متعال برای بندگان می داند و می فرماید: لقد من الله علی المومنین اذ بعث فهیم رسولاً من انفسهم ( آل عمران- 164) خداوند بر مومنان منت گمارد که از میان آنها رسولی برانگیخت.

از سوی دیگر امام (علیه السلام) الفت و وحدت را پناهگاه و دژ محکمی دانسته اند که امت به آن پناه می برند. گویی یکی از آثار مهم وحدت اسلامی محفوظ ماندن از خطرها و آسیبهای گوناگون است. از منظر علی بن ابیطالب (علیه السلام) وحدت امت نه تنها امری از مقوله ای دارای منزلت و شرف و رفعت است بلکه دارای مرتبه ای والاتر و برتر از آنچه گفته شد می باشد چرا که امام علیه السلام می فرماید: « از هر امر مهمی مهمتر و بزرگتر است، از این رو شاهد آنیم که امام علی (علیه السلام) خود را حریص ترین و فعال ترین فرد برای ایجاد انسجام و وحدت اسلامی معرفی می کند.

همانطوری که از سخن امام (علیه السلام) روشن شد مسئله ای انسجام بخشی در بین امت اسلامی، نه تنها امری صوری و شعاری را دنبال می کنند که از اجر و ثواب والایی برخوردار است. اهمیت و ضرورت وحدت اسلامی به اندازه ای است که امام علیه السلام پیکار و نبرد با عاملان تفرقه، اختلاف و نزاع در جامعه اسلامی را امری ضروری و اجتناب ناپذیر می داند، زیرا تفرقه همچون موریانه ای خطرناک است که می تواند اساس و شاکله ای جامعه اسلامی را از درون بهم بپاشد و موجبات ذلت و شکست یک امت را رقم زند.

منبع:
[1] .نهج البلاغه- خطبه 236




نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها : امام علی(ع)، وحدت، امت اسلامی، انسجام، وحدت اسلامی،
وحدت و همبستگی میان مسلمانان، از مسائل بسیار مهم و اساسی است که کلام خدا و سنت نبوی، بر آن تأکید فراوان نموده ­اند. امام علی(ع) وحدت اسلامی را از نعمتها و موهبت های الهی می‌داند و معتقد است: تنها عامل وحدت آفرین در جامعه اسلامی، قرآن کریم و نبوت پیامبر اکرم(ص) است. اهتمام آن حضرت به این مسئله مهم و تحقق آن، بسیار است، تا جامعه اسلامی دچار تفرقه و پراکندگی نگردد. نوشتار حاضر پژوهشی توصیفی ـ تحلیلی با هدف شناسایی زوایای گوناگون وحدت اسلامی در اندیشه امام علی(ع) است که به شیوه‌ای نظام‌مند به رشته تحریر درآمده است. در این نوشتار با نشان دادن راهکارهای عملی امام علی(ع)، در تحقق این اصل اسلامی، این نتیجه حاصل می­شود که وحدت و انسجام میان مسلمانان از جمله مضامین دینی و اجتماعی مهم نزد ایشان است که بر آن تأکید ویژه داشته و آن را عامل پیروزی مسلمانان می‌دانسته است.

موفقیت مسلمانان در جوامع امروزی که استکبار جهانی با تمام توان، جهان اسلام و برخی کشورهای اسلامی را نشانه گرفته، در گرو توجه به همبستگی و وحدت اسلامی است. این امر از موضوعات کلیدی و مهمی است که از دیرباز مورد توجه اسلام نیز بوده است. با مراجعه‌ به‌ قرآن‌ کریم‌ می‌توان‌ جمیع‌ انحرافات‌ فکری‌، اعتقادی‌ و عملی‌ مسلمانان‌ را که‌ به‌ وسیله‌ بیگانگان‌ مفسد و مغرض‌ یا به‌ دلیل‌ جهل‌ خود مسلمانان‌ و یا هر عامل‌ دیگری‌ در طول‌ تاریخ‌ پدید آمده‌ است، تشخیص‌ داد و راه‌ راست‌ را شناسایی کرد. بنابراین‌ درمان‌ جمیع‌ دردها و اصلاح‌ همه‌ مفاسد و وصول‌ به‌ همه‌ سعادات‌ را باید از قرآن‌ خواست (ر.ک: شریعتی‌، 1352ش، ص‌294).

خداوند در قرآن کریم مسلمانان را به اتحاد و الفت با یکدیگر دعوت نموده است: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آل­ عمران، 103). پیامبر(ص) نیز مسلمانان را به حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه سفارش می‌کند و می‌فرماید: «ای مردم با جماعت باشید که دست خدا با جماعت است و هرگز متفرق نشوید» (متقی هندی، 1413ق، ج1، ص206). همچنین رسول اکرم(ص) در اوایل حضور در مدینه، قراردادی بین مسلمانان و یهودیان منعقد نمود که با توجه به مواد مختلف این پیمان، امری در راستای از بین بردن اختلافات و ایجاد وحدت سیاسی بود (ر.ک: آیتی، ۱۳6۶ش، ص۲۳۴).

ادامه مطلب...


نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها : امام علی(ع)، نهج البلاغه، وحدت اسلامی، ضرورتها و کارکردها،
سه شنبه 18 مهر 1391 :: نویسنده : مستور
شکوفائی عقل در متن نهج البلاغه در خطبه اول، امیر المؤمنین علی (ع) در باره فلسفه آمدن پیغمبران می فرماید: پیغمبران از جانب خدا آمدند تا مردم را به پیمان فطری خدا باز آورند و نعمتهائی را که مردم فراموش کرده اند به یاد آنها بیاورند و به واسطه تبلیغ و ارشادشان حجت را بر آنان تمام کنند و عقل آنها را شکوفا نمایند.

«اثاره» در لغت به معنی افشان کردن خاک های روی هم انباشته است برای ظاهر شدن گنج و معدنی که در زیر خاک است و در این مورد باید بگوئیم پیغمبران آمدند تا پرده های اوهام و خرافات و اباطیلی را که روی فکر انسان است بردارند.پیغمبران آمدند تا پرده های حرص و کبر و شهوتی را که روی عقل انسانها کشیده شده است بدرند. پیغمبران آمدند تا حجاب هوای نفس را که روی عقل مردم است کنار بزنند و عقل فطری آنها را مصفا، نورانی و پاک سازند، تا حقایق را آن چنان که هست به آنها نشان دهند تا آنها ببینند و قضاوت کنند. معنای شکوفائی عقل این است. برای این که بحث ما در این مدت محدود حدود روشنی داشته باشد آن را به پنج قسمت تقسیم کرده ایم:

اول: تعریف عقل در نهج البلاغه

دوم: نشانه های عاقل و جاهل در نهج البلاغه

سوم: اموری که موجب تقویت عقل می شود.


چهارم: اموری که موجب ضعف و تاریکی عقل می شود.

پنجم: مطالب متفرقه دیگر.

 
حضرت موسی بن جعفر «صلواة اللَّه علیهما» در حدیثی که در اصول کافی ذکر شده است، می فرماید. انّ للّه علی النّاس حجّتین، حجّة ظاهرة و حجّة باطنة فامّا الظّاهرة فالرسل و الانبیاء و امّا الباطنة فالعقول.خداوند بر مردم دو حجت دارد: یکی عقل و دیگری انبیاء.عقل را در اینجا به حجت تعبیر می فرماید، یعنی وسیله احتجاج و سند و مدرک برای خداوند که اگر بنده ای در روز قیامت بگوید: من در این امر اشتباه کردم، نفهمیدم، او بر خدا حجت نداشته باشد بلکه خدا به او بگوید: من اولا پیغمبران را فرستادم و آنان دعوتشان را ابلاغ و اظهار کردند و ثانیا عقل روشنی به تو دادم. آری، خداوند خالق مهربانی که در زندگی انسان، اموری را که وجودشان لازم و ضروری نیست و بو علی سینا به ابروی چهره انسان مثال می زند که اگر نباشد انسان تواند بدون آن زندگی کند، ولی تنها برای زیبائی چهره آن را می آفریند گودی کف پا را مثال می زند که اگر کف پا صاف باشد، انسان می تواند راه برود ولی راه رفتنش مشکل است و گل های رنگارنگ و نیز آواز مرغان خوش الحان، را باید مثال زد. همه اینها را برای زیبائی شکوهمند زندگی انسان و برای آسایش بیشتر او آفریده شده است چنین خدائی چگونه از امری مانند وجود راهنما و رهبر که در درجه اول ضرورت است غفلت می کند خلاصه بو علی سینا یکی از ادله نبوت عامّه را بدین صورت بیان می کند.

 و اما مقدمه دوّم موضوعی است که دو نفر از علمای اسلام بیان کرده ند یکی شهید اول «ابو عبد اللَّه شمس الدین محمد بن مکی» (رضوان اللَّه علیه) اولین عالم شیعه که در سال 786 به درجه شهادت نائل گشت و در «ریحانة الادب» بیست و دو کتاب از او ذکر شده است که یکی از آنها «قواعد» است. دیگری «ابو حامد غزالی» که از علمای اهل سنت است. هر دو این بزرگواران می گویند که در زندگی انسان، پنج عنصر مهم، مفید و ضروری هست که تمام پیغمبران الهی، حفظ آن را در درجه اول اهمیت قرار داده اند و جزو ضروریات دعوت آنها بوده است: اول، حفظ عقیده و دین مردم دوم، حفظ نفس و جان ایشان سوم، حفظ عقل و خرد ایشان چهارم حفظ نسب و خانواده ایشان و پنجم حفظ مال و اقتصاد ایشان.

غزالی توضیح می دهد که عقیده به خداوند در سرلوحه دعوت پیغمبران بوده است و گاهی که فترتی فاصله می شده است و پیغمبری نمی آمده، مردم به پرستش خورشید، ماه، ستاره، بت، آتش و چیزهای دیگر روی می آورده اند و از این سبب اولین کلمه در دعوت پیغمبران این بوده است که آن عقیده پاک و مصفا را به آنها عرضه کنند و خدای واقعی جهان را به آنها بشناسانند.

دوم، حفظ جان است. در مکتب انبیاء، هیچ انسانی حق ندارد که انسان دیگری را بکشد و همه انبیا بر حرمت قتل نفس و حفظ جان خود و دیگران تأکید کرده اند.


سوم، حفظ خرد و عقل است. همه انبیاء مشروبات الکلی را حرام شمرده اند برای این که خداوند مهربان که این گوهر نفیس را به انسان داده است تا به کمک آن تشخیص خوب و بد بدهد و بر او منت گذاشته است، راضی نیست و لو بطور موقت و به طور ضعیف، عقل انسان تخدیر شود و از آن نورانیت و صفایش کم شود. همچنین برای بیان اهمیت عقل مثال می زنند که اگر کسی به سر دیگری ضربه بزند که عقل او از بین برود، ضارب باید دیه کامله بدهد ولو این که همه اعضای بدنش سالم باشد و فقط عقلش از بین رفته باشد.

چهارم، حفظ نسب و خانواده است. و آن موضوع روابط خانوادگی و اموری است که در مبحث نکاح و طلاق و نفقه و حقوق زن و مرد بر یکدیگر بیان می شود.رعایت این معانی برای آن است که نسب و نژاد انسان محفوظ و سالم بماند.

ادامه مطلب


نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها :
سه شنبه 11 مهر 1391 :: نویسنده : مستور
 فانی بودن دنیا

من شما را از دنیا می ترسانم که درکام شیرین است و در دیده سبز و رنگین. پوشیده در خواهش های نفسانی، و با مردم دوستی ورزد با نعمت های زودگذر این جهانی. متاع اندک را زیبا نماید، و در لباس آرزوها در آید، و خود را به زیور غرور بیاراید. شادی آن نپاید، و از اندوهش ایمن بودن نشاید. فریبنده ای است بسیار آزار دهنده، رنگ پذیری است ناپایدار ، فنا شونده ای مرگبار ، کشنده ای تبهکار. چون با آرزوی خواهندگان دمساز شد، و با رضای آنان هم آواز، بینند سرابی بوده است و بیش از آن نیست.

کسی از نعمت آن در سروری نبود، جز که پس آن اشکی از دیده هایش پالود؛ و روی خوش به کسی نیاورد، جز آنکه با سختی وبد حالی پشت بدو کرد؛ و در خور دنیاست که اگر بامداد یاور کسی بود، شامگاهش ناشناس انگارد؛ و اگر از سویی گوارا و شیرین است، از سوی دیگر تلخی و مرگ با خود آرد. کسی از نعمت آن طرفی نبندد، جز آنکه از مصیبت هایش بدو رنجی رسد؛ و شامگاهان زیر پرآسایشش نخسبد، جز آنکه بامدادان ، شاهبال بیم بر سر او فرو کوبد. سخت فریبنده ای است و فریبا است آنچه در آن است، سپری شونده است و سپری است هر که بر آنست. توشه نیک از آن نتوان برداشت جز پرهیزگاری و ترس از پروردگار. کسی که از دنیا کمتر بهره دارد، از آنچه موجب ایمنی اوست بیشتر دارد، و آن که از دنیا نصیب بیشتر گیرد، از آنچه موجب هلاک اوست بیشتر گرفته و به زودی زوال پذیرد.

بسا کسی که بدان اعتماد کرد، و ناگهان مزه تلخ مصیبت را بدو چشاند، و بسا صاحب اطمینانی که ناگهانش در خاک و خون نشاند. بسا صاحب عظمتی که او را خرد و ناچیز ساخت، و بسا نازنده ای که او را به خواری انداخت. دولت آن زود گذر است و عیش آن تیره و تار. گوارای آن شور است و شیرین آن با تلخی آمیخته، غذای آن زهر، و اسباب ودستگاه آن پوسیده در هم ریخته. زنده آن در معرض مردن، تندرستش دستخوش در بیماری به سر بردن. ملک آن برده، عزیز آن شکست خورده . آن که از آن فراوان دارد، گرفتار نکبت و وبال ، و آن که بدو پناه برده ، ربوده مال. آیا شما در جای آنان به سر نمی برید که مردند؟ عمری درازتر از شما داشتند، و آثاری پایدارتر به جا گذاشتند، و تخم آرزو بیشتر در دل کاشتند، و شمارشان فزونتر بود، و سپاهیانشان فراگیرتر.

دنیا را چسان پرستیدند، و آن را چگونه بر خود گزیدند؟ سپس از آن رخت بربستند، بی توشه ای که کفایت آنان تواند و یا مرکبی که به منزلشان رساند. شنیده اید دنیا یکی از آنان را با فدیه ای واگذارده باشد، یا به گونه ای یاری شان داده ، یا با آنان به نیکی به سر برده؟ نه چنین است که سختی آن بدانها چنان رسید که پوست و گوشتشان را درید. با سختیها ، سستشان کرد؛ و با مصیبت ها، خوارشان نمود ، و بینی شان را به خاک مالید، و زیر پایشان سود؛ و دشواریهای زمانه را بر آنچه با آنان کرد، افزود. دیدید چگونه آن را که برابرش فروتنی کرد، و برخویشتنش گزید و روی بدو آورد، نشناخت، و با او نساخت تا آنکه بار بستند و برای همیشه از آن گسستند. آیا جز گرسنگی ، توشه ای همراهتان کرد؟ یا جز در سختی شان فرود آورد؟ یا روشنی آن برایشان جز تاریکی بود؟ یا جز پشیمانی چیزی بدرقه راهشان نمود؟ پس چنین دنیایی را می گزینید؟ یا بدان اطمینان می کنید؟ یا آزمند آن می شوید؟ بد خانه ای است برای کسی که بدان گمان بد نیارد، یا در آن خود را از بیم وی ایمن شمارد. (1)


انذار از دنیا

شما را از دنیا می پرهیزانم، که منزلگاهی است ناپایدار؛ نه خانه ی ماندن و نه جایگاه قرار. خود را آراسته و به آرایش خویش شیفته است، و دیگران را به زینت خویشتن فریفته. خانه ای نزد خداوند آن خوار. و متاعی بی مقدار . حلال آن را به حرامش معجون داشته است؛ و خوبی آن را به بدی اش مقرون و زندگانی اش را به مرگ آمیخته است؛ و در کاسه شهدش، شرنگ ریخته است . خداوند تعالی آن را برای دوستانش نگزید، و در دادن آن به دشمنانش بخل نورزید. خیر آن اندک است، و شر آن آماده، فراهم آن پریشان و ملک آن ربوده؛ و آبادان آن رو به ویرانی نهاده. آنچه ویران گردد، خانه خوبی نیست و به کار نیاید، و عمری که چون توشه پایان پذیرد، زندگانی به شمار نیاید. و روزگاری که چون پیمودن راه به سر آید ، دیر نپاید .آنچه را خدا بر شما واجب کرده مطلوب خود شمارید، و توفیق گزاردن حقی را که از شما خواسته ، هم از او چشم دارید، و پیش از آنکه مرگ شما را فرا خواند، گوش به دعوتش بدارید. (2)

ویژگیهای آنان که دنیا را رها کرده اند

آنان که خواهان دنیا نیستند، دلهاشان گریان است، هر چند بخندند، و اندوهشان فراوان است، هر چند شادمان گردند وبا نفس خود در دشمنی بسیار به سر برند، هر چند دیگران بر آنچه نصیب آنان شده، غبطه خورند. (3)

ادامه مطلب


نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   

امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر