تبلیغات
مــاه ولــاء - مطالب نهج البلاغه
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
1- به جای ازدیاد کارها به تداوم صحیح آنها بیندیشید. «حکمت ۲۷۰»

2- برای رسیدن به هدف ها و مقام های بلند، همّت بلند داشته باشید. «خطبه ۲۱۱»

3- از تجارب و اندرزها پند بگیرید و از آنها بهره برداری کنید تا دچار نقص نشوید. «نامه ۳۱، خطبه ۱۷۵»

4- از شدت سختی نهراسید، زیرا هراس، شکننده تر از خود کار است و به گشایش امور امیدوار باشید. «حکمت ۱۶۶ و ۲۴۶»

5- اگر به انجام مسئولیتی گردن نهادید، به آن وفا کنید. «حکمت۳۲۷»



6- هیچ وقت کارهای اهم را فدای امور مهم نکنید. «حکمت ۲۷۱»

7- پیش از پذیرش هر کاری، به دانش آن مجهز شوید. «حکمت ۴۳۹»

8- خویشتن را اصلاح کنید تا خداوند کارهای شما را اصلاح کند. «نهج البلاغه»

9- پست ها، امانت و وسیله خدمتگذاری اند، نه منبع بهره برداری. «خطبه ۱۳۱»

10- پست ها میزان آزمایش شمایند، بکوشید تا سربلند بیرون آیید. «خطبه ۳۳»

11- مشورت پذیر باشید، اگر مشورت نکنید، تباه می شوید. «نامه ۶۹»

12- با زیردستان خود مانند پدری مهربان رفتار کنید. «نامه ۵۲»

منبع : نهج البلاغه



نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها : نهج البلاغه، مدیریت، امام علی علیه ‌السلام، حکمت،
سه شنبه 27 فروردین 1398 :: نویسنده : مستور
امام علی (علیه السلام) فرمودند:

إستَنزلوا الرزَّقَ بِالصَّدَقَهِ، وَ مَن اَیقَنَ بِالخَلَفِ جادَ بِالعَطیّهِ؛

روزی را با صدقه دادن فرود آورید. هر کس یقین به جایگزین داشته باشد، در بخشش سخاوتمند می شود.(نهج البلاغه، حکمت 132)

شرح حدیث:

از وعده های الهی است که «صدقه» و انفاق، موجب افزایش روزی می شود و خداوند پاداش آنچه را در راه او داده شده است، چند برابر می دهد.

آنچه داریم از خداست. همو از ما خواسته است که به نیازمندان هم رسیدگی کنیم و با انفاق و صدقه و خیرات و احسان، رحمت او را فراهم آوریم.

عرصه ی مال و انفاق و احسان یکی از میادین آزمون است.

در «آزمون مالی» برخی قبول نمی شوند؛ چون دلبسته به ثروت خویشند. بعضی هم می پندارند آنچه می دهند، از دست می رود.

اما اگر طبق توصیه و رهنمود قرآنی تربیت شده باشیم که خداوند انفاق انسان مؤمن را بی پاداش نمی گذارد و باور کرده باشیم که:

تو نیکی می کن و در دجله انداز               که ایزد در بیابانت دهد باز

هرگز آنچه را صدقه می دهیم، از دست رفته نخواهیم پنداشت، بلکه در صندوق ذخیره ی آخرتی خویش بایگانی می کنیم.

خدا وعده ی جبران داده است، پس چرا امساک و بخل؟

منبع : حکمت های علوی و ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام علی (علیه السلام)، جواد محدثی.



نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها : امام علی علیه السلام، انفاق، صدقه،
جمعه 22 آبان 1394 :: نویسنده : مستور
1. اجرای حق و عدالت:

در خطبه 216 نهج البلاغه چنین نقل شد:

... فاذا ادت الرعیه الی و الوالی حقه، و ادی الوالی البها حقها عز الحق بینهم و قامت مناهج الدین و اعتدلت معالم العدل، وجرت علی اذلا لها السنن، فصلح بذلک الزمان و طمع فی بقاء الدوله و یئست مطامع الاعداء، و اذا غلبت الرعیه والیها، و احجف الوالی بر عینه اختلف هنالک الکلمه، و ظهرت معالم الجور، و کثر الادغال فی الدین و ترکت محاج السنن فعمل بالهوی و عطلت الاحکام و کثرت علل النفوس.[1]

... و آنگاه که مردم حق رهبری را ادا کنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت یاید و راه های دین پدیدار و نشانه های عدالت برقرار، و سنت پیامبر (صلی الله علیه  و آله و صلم) پایدار گردد پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مایوس گردد اما اگر مردم بر حکومت چیره شوند یا زمامدار بر رعیت ستم کند. وحدت کلمه از بین می رود، نشانه های ستم آشکار و نیرنگ بازی در دین فراوان می گردد. و راه گسترده ای سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) متروک، هواپرستی فراوان، احکام دین تعطیل و بیماری های دل فراوان شود.

همانطور که در این خطبه می بینید چند چپز بطور زنجیروار به هم متصل هستند: حق، ظلم، عدالت وحدت، در مورد حق باید مردم و زمامدار هر دو حق یکدیگر را رعایت کنند تا ظلم بوجود نیاید و زمانی که ظلم بوجود نیاید عدل و عدالت بوجود خواهد آمد و تمام این موارد برمی گردد به وحدت، چرا که اگر عدالت از بین رود وحدت از بین می رود و زمانی که وحدت از بین رود ظلم و ناحقی رواج پیدا خواهد کرد. پس با وحدت ما به اجرای حق و عدالت می رسیم.

2. ریزش فیض الهی

حضرت در یکی از خطبه هایش می فرماید:

الا وان الظلم ثلاثه: فظلم لا یغفر و ظلم لا یترک، و ظلم مغفورٌ لا یطلب. فاما الظلم الذی لا یغفر فالشرک بالله، قال الله « ان الله لا یغفران یشرک به ( نساء- 48) و اما الظلم یغفر العبد نفسه عند بعض الهنات و اما الظلم الذی لا یترک فظلم العباد بعضهم بعضاً- القصاصٌ هناک شدید لیس هوجرحاً بالمدی و لاضرباً بالبساط، و لکنه ما یستصغر ذلک معه، فایاکم و التلوی فی دین الله، فان جماعه فیما تکرهون من الحق، خیرٌ من فرقه فیما تحبون من الباطل. و ان الله لم یعط احداً بفرقه خیراً ممن مضی، و لا ممن بقی.[2]

آگاه باشید که ظلم بر سه قسم است: ظلمی که نابخشودنی است و ظلمی که بدون مجازات نمی ماند و ظلمی که بخشودنی و جبران شدنی است اما ظلمی که نابخشودنی است، شرک به خدای سبحان است فرمود: «خداوند هیچ گاه از شرک به خود درنمی گذرد. (نساء-48) و اما ظلمی که بخشودنی است، ستمی است که بنده با گناهان بر خویشتن روا داشته است و ظلمی که بدون مجازات نیست، بلکه اینها در برابرش کوچک است پس مبادا در دین دو رویی ورزیده که همبستگی و وحدت در راه حق از پراکندگی در راه باطل گرچه مورد علاقه شما باشد بهتر است، زیرا خداوند سبحان نه به گذشتگان و نه به آیندگان، چیزی را با تفرقه عطا نفرموده است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها : امام علی(ع)، نهج البلاغه، وحدت، فیض الهی، عدالت، عدم تفرقه،
قرآن کریم در آیه ی «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا... وحدت و الفت را نعمت بزرگی دانسته که با آن، امت توانسته است از ذلت و هلاکت رهایی یابد و به قله های بزرگی عزت و شوکت دست یابد.

امیرمومنان علی (علیه السلام) در نهج البلاغه از این نعمت بزرگ الهی، به منت والای خداوند بر امت تعبیر نموده و می فرماید: خداوند سبحان بر این امت به سبب الفت و وحدتی که بین آنها منعقد کرد، منت نهاد، الفتی که در سایه ای آن وارد می شوند و در کنار آن پناه می گیرند، نعمتی که کسی از آفریدگان، بهای آن را نمی داند، چرا که از هر کالایی برتر و از هر امر مهمی مهمتر و بزرگتر است.[1]

خاطر نشان می شود واژه ای منت تنها برای نعمتهای عظیم خداوند استعمال می شود، چنانچه قرآن موضوعی چون بعثت نبوی را منت خداوند متعال برای بندگان می داند و می فرماید: لقد من الله علی المومنین اذ بعث فهیم رسولاً من انفسهم ( آل عمران- 164) خداوند بر مومنان منت گمارد که از میان آنها رسولی برانگیخت.

از سوی دیگر امام (علیه السلام) الفت و وحدت را پناهگاه و دژ محکمی دانسته اند که امت به آن پناه می برند. گویی یکی از آثار مهم وحدت اسلامی محفوظ ماندن از خطرها و آسیبهای گوناگون است. از منظر علی بن ابیطالب (علیه السلام) وحدت امت نه تنها امری از مقوله ای دارای منزلت و شرف و رفعت است بلکه دارای مرتبه ای والاتر و برتر از آنچه گفته شد می باشد چرا که امام علیه السلام می فرماید: « از هر امر مهمی مهمتر و بزرگتر است، از این رو شاهد آنیم که امام علی (علیه السلام) خود را حریص ترین و فعال ترین فرد برای ایجاد انسجام و وحدت اسلامی معرفی می کند.

همانطوری که از سخن امام (علیه السلام) روشن شد مسئله ای انسجام بخشی در بین امت اسلامی، نه تنها امری صوری و شعاری را دنبال می کنند که از اجر و ثواب والایی برخوردار است. اهمیت و ضرورت وحدت اسلامی به اندازه ای است که امام علیه السلام پیکار و نبرد با عاملان تفرقه، اختلاف و نزاع در جامعه اسلامی را امری ضروری و اجتناب ناپذیر می داند، زیرا تفرقه همچون موریانه ای خطرناک است که می تواند اساس و شاکله ای جامعه اسلامی را از درون بهم بپاشد و موجبات ذلت و شکست یک امت را رقم زند.

منبع:
[1] .نهج البلاغه- خطبه 236




نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها : امام علی(ع)، وحدت، امت اسلامی، انسجام، وحدت اسلامی،
وحدت و همبستگی میان مسلمانان، از مسائل بسیار مهم و اساسی است که کلام خدا و سنت نبوی، بر آن تأکید فراوان نموده ­اند. امام علی(ع) وحدت اسلامی را از نعمتها و موهبت های الهی می‌داند و معتقد است: تنها عامل وحدت آفرین در جامعه اسلامی، قرآن کریم و نبوت پیامبر اکرم(ص) است. اهتمام آن حضرت به این مسئله مهم و تحقق آن، بسیار است، تا جامعه اسلامی دچار تفرقه و پراکندگی نگردد. نوشتار حاضر پژوهشی توصیفی ـ تحلیلی با هدف شناسایی زوایای گوناگون وحدت اسلامی در اندیشه امام علی(ع) است که به شیوه‌ای نظام‌مند به رشته تحریر درآمده است. در این نوشتار با نشان دادن راهکارهای عملی امام علی(ع)، در تحقق این اصل اسلامی، این نتیجه حاصل می­شود که وحدت و انسجام میان مسلمانان از جمله مضامین دینی و اجتماعی مهم نزد ایشان است که بر آن تأکید ویژه داشته و آن را عامل پیروزی مسلمانان می‌دانسته است.

موفقیت مسلمانان در جوامع امروزی که استکبار جهانی با تمام توان، جهان اسلام و برخی کشورهای اسلامی را نشانه گرفته، در گرو توجه به همبستگی و وحدت اسلامی است. این امر از موضوعات کلیدی و مهمی است که از دیرباز مورد توجه اسلام نیز بوده است. با مراجعه‌ به‌ قرآن‌ کریم‌ می‌توان‌ جمیع‌ انحرافات‌ فکری‌، اعتقادی‌ و عملی‌ مسلمانان‌ را که‌ به‌ وسیله‌ بیگانگان‌ مفسد و مغرض‌ یا به‌ دلیل‌ جهل‌ خود مسلمانان‌ و یا هر عامل‌ دیگری‌ در طول‌ تاریخ‌ پدید آمده‌ است، تشخیص‌ داد و راه‌ راست‌ را شناسایی کرد. بنابراین‌ درمان‌ جمیع‌ دردها و اصلاح‌ همه‌ مفاسد و وصول‌ به‌ همه‌ سعادات‌ را باید از قرآن‌ خواست (ر.ک: شریعتی‌، 1352ش، ص‌294).

خداوند در قرآن کریم مسلمانان را به اتحاد و الفت با یکدیگر دعوت نموده است: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آل­ عمران، 103). پیامبر(ص) نیز مسلمانان را به حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه سفارش می‌کند و می‌فرماید: «ای مردم با جماعت باشید که دست خدا با جماعت است و هرگز متفرق نشوید» (متقی هندی، 1413ق، ج1، ص206). همچنین رسول اکرم(ص) در اوایل حضور در مدینه، قراردادی بین مسلمانان و یهودیان منعقد نمود که با توجه به مواد مختلف این پیمان، امری در راستای از بین بردن اختلافات و ایجاد وحدت سیاسی بود (ر.ک: آیتی، ۱۳6۶ش، ص۲۳۴).

ادامه مطلب...


نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها : امام علی(ع)، نهج البلاغه، وحدت اسلامی، ضرورتها و کارکردها،
سه شنبه 18 مهر 1391 :: نویسنده : مستور
شکوفائی عقل در متن نهج البلاغه در خطبه اول، امیر المؤمنین علی (ع) در باره فلسفه آمدن پیغمبران می فرماید: پیغمبران از جانب خدا آمدند تا مردم را به پیمان فطری خدا باز آورند و نعمتهائی را که مردم فراموش کرده اند به یاد آنها بیاورند و به واسطه تبلیغ و ارشادشان حجت را بر آنان تمام کنند و عقل آنها را شکوفا نمایند.

«اثاره» در لغت به معنی افشان کردن خاک های روی هم انباشته است برای ظاهر شدن گنج و معدنی که در زیر خاک است و در این مورد باید بگوئیم پیغمبران آمدند تا پرده های اوهام و خرافات و اباطیلی را که روی فکر انسان است بردارند.پیغمبران آمدند تا پرده های حرص و کبر و شهوتی را که روی عقل انسانها کشیده شده است بدرند. پیغمبران آمدند تا حجاب هوای نفس را که روی عقل مردم است کنار بزنند و عقل فطری آنها را مصفا، نورانی و پاک سازند، تا حقایق را آن چنان که هست به آنها نشان دهند تا آنها ببینند و قضاوت کنند. معنای شکوفائی عقل این است. برای این که بحث ما در این مدت محدود حدود روشنی داشته باشد آن را به پنج قسمت تقسیم کرده ایم:

اول: تعریف عقل در نهج البلاغه

دوم: نشانه های عاقل و جاهل در نهج البلاغه

سوم: اموری که موجب تقویت عقل می شود.


چهارم: اموری که موجب ضعف و تاریکی عقل می شود.

پنجم: مطالب متفرقه دیگر.

 
حضرت موسی بن جعفر «صلواة اللَّه علیهما» در حدیثی که در اصول کافی ذکر شده است، می فرماید. انّ للّه علی النّاس حجّتین، حجّة ظاهرة و حجّة باطنة فامّا الظّاهرة فالرسل و الانبیاء و امّا الباطنة فالعقول.خداوند بر مردم دو حجت دارد: یکی عقل و دیگری انبیاء.عقل را در اینجا به حجت تعبیر می فرماید، یعنی وسیله احتجاج و سند و مدرک برای خداوند که اگر بنده ای در روز قیامت بگوید: من در این امر اشتباه کردم، نفهمیدم، او بر خدا حجت نداشته باشد بلکه خدا به او بگوید: من اولا پیغمبران را فرستادم و آنان دعوتشان را ابلاغ و اظهار کردند و ثانیا عقل روشنی به تو دادم. آری، خداوند خالق مهربانی که در زندگی انسان، اموری را که وجودشان لازم و ضروری نیست و بو علی سینا به ابروی چهره انسان مثال می زند که اگر نباشد انسان تواند بدون آن زندگی کند، ولی تنها برای زیبائی چهره آن را می آفریند گودی کف پا را مثال می زند که اگر کف پا صاف باشد، انسان می تواند راه برود ولی راه رفتنش مشکل است و گل های رنگارنگ و نیز آواز مرغان خوش الحان، را باید مثال زد. همه اینها را برای زیبائی شکوهمند زندگی انسان و برای آسایش بیشتر او آفریده شده است چنین خدائی چگونه از امری مانند وجود راهنما و رهبر که در درجه اول ضرورت است غفلت می کند خلاصه بو علی سینا یکی از ادله نبوت عامّه را بدین صورت بیان می کند.

 و اما مقدمه دوّم موضوعی است که دو نفر از علمای اسلام بیان کرده ند یکی شهید اول «ابو عبد اللَّه شمس الدین محمد بن مکی» (رضوان اللَّه علیه) اولین عالم شیعه که در سال 786 به درجه شهادت نائل گشت و در «ریحانة الادب» بیست و دو کتاب از او ذکر شده است که یکی از آنها «قواعد» است. دیگری «ابو حامد غزالی» که از علمای اهل سنت است. هر دو این بزرگواران می گویند که در زندگی انسان، پنج عنصر مهم، مفید و ضروری هست که تمام پیغمبران الهی، حفظ آن را در درجه اول اهمیت قرار داده اند و جزو ضروریات دعوت آنها بوده است: اول، حفظ عقیده و دین مردم دوم، حفظ نفس و جان ایشان سوم، حفظ عقل و خرد ایشان چهارم حفظ نسب و خانواده ایشان و پنجم حفظ مال و اقتصاد ایشان.

غزالی توضیح می دهد که عقیده به خداوند در سرلوحه دعوت پیغمبران بوده است و گاهی که فترتی فاصله می شده است و پیغمبری نمی آمده، مردم به پرستش خورشید، ماه، ستاره، بت، آتش و چیزهای دیگر روی می آورده اند و از این سبب اولین کلمه در دعوت پیغمبران این بوده است که آن عقیده پاک و مصفا را به آنها عرضه کنند و خدای واقعی جهان را به آنها بشناسانند.

دوم، حفظ جان است. در مکتب انبیاء، هیچ انسانی حق ندارد که انسان دیگری را بکشد و همه انبیا بر حرمت قتل نفس و حفظ جان خود و دیگران تأکید کرده اند.


سوم، حفظ خرد و عقل است. همه انبیاء مشروبات الکلی را حرام شمرده اند برای این که خداوند مهربان که این گوهر نفیس را به انسان داده است تا به کمک آن تشخیص خوب و بد بدهد و بر او منت گذاشته است، راضی نیست و لو بطور موقت و به طور ضعیف، عقل انسان تخدیر شود و از آن نورانیت و صفایش کم شود. همچنین برای بیان اهمیت عقل مثال می زنند که اگر کسی به سر دیگری ضربه بزند که عقل او از بین برود، ضارب باید دیه کامله بدهد ولو این که همه اعضای بدنش سالم باشد و فقط عقلش از بین رفته باشد.

چهارم، حفظ نسب و خانواده است. و آن موضوع روابط خانوادگی و اموری است که در مبحث نکاح و طلاق و نفقه و حقوق زن و مرد بر یکدیگر بیان می شود.رعایت این معانی برای آن است که نسب و نژاد انسان محفوظ و سالم بماند.

ادامه مطلب


نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها :
سه شنبه 11 مهر 1391 :: نویسنده : مستور
 فانی بودن دنیا

من شما را از دنیا می ترسانم که درکام شیرین است و در دیده سبز و رنگین. پوشیده در خواهش های نفسانی، و با مردم دوستی ورزد با نعمت های زودگذر این جهانی. متاع اندک را زیبا نماید، و در لباس آرزوها در آید، و خود را به زیور غرور بیاراید. شادی آن نپاید، و از اندوهش ایمن بودن نشاید. فریبنده ای است بسیار آزار دهنده، رنگ پذیری است ناپایدار ، فنا شونده ای مرگبار ، کشنده ای تبهکار. چون با آرزوی خواهندگان دمساز شد، و با رضای آنان هم آواز، بینند سرابی بوده است و بیش از آن نیست.

کسی از نعمت آن در سروری نبود، جز که پس آن اشکی از دیده هایش پالود؛ و روی خوش به کسی نیاورد، جز آنکه با سختی وبد حالی پشت بدو کرد؛ و در خور دنیاست که اگر بامداد یاور کسی بود، شامگاهش ناشناس انگارد؛ و اگر از سویی گوارا و شیرین است، از سوی دیگر تلخی و مرگ با خود آرد. کسی از نعمت آن طرفی نبندد، جز آنکه از مصیبت هایش بدو رنجی رسد؛ و شامگاهان زیر پرآسایشش نخسبد، جز آنکه بامدادان ، شاهبال بیم بر سر او فرو کوبد. سخت فریبنده ای است و فریبا است آنچه در آن است، سپری شونده است و سپری است هر که بر آنست. توشه نیک از آن نتوان برداشت جز پرهیزگاری و ترس از پروردگار. کسی که از دنیا کمتر بهره دارد، از آنچه موجب ایمنی اوست بیشتر دارد، و آن که از دنیا نصیب بیشتر گیرد، از آنچه موجب هلاک اوست بیشتر گرفته و به زودی زوال پذیرد.

بسا کسی که بدان اعتماد کرد، و ناگهان مزه تلخ مصیبت را بدو چشاند، و بسا صاحب اطمینانی که ناگهانش در خاک و خون نشاند. بسا صاحب عظمتی که او را خرد و ناچیز ساخت، و بسا نازنده ای که او را به خواری انداخت. دولت آن زود گذر است و عیش آن تیره و تار. گوارای آن شور است و شیرین آن با تلخی آمیخته، غذای آن زهر، و اسباب ودستگاه آن پوسیده در هم ریخته. زنده آن در معرض مردن، تندرستش دستخوش در بیماری به سر بردن. ملک آن برده، عزیز آن شکست خورده . آن که از آن فراوان دارد، گرفتار نکبت و وبال ، و آن که بدو پناه برده ، ربوده مال. آیا شما در جای آنان به سر نمی برید که مردند؟ عمری درازتر از شما داشتند، و آثاری پایدارتر به جا گذاشتند، و تخم آرزو بیشتر در دل کاشتند، و شمارشان فزونتر بود، و سپاهیانشان فراگیرتر.

دنیا را چسان پرستیدند، و آن را چگونه بر خود گزیدند؟ سپس از آن رخت بربستند، بی توشه ای که کفایت آنان تواند و یا مرکبی که به منزلشان رساند. شنیده اید دنیا یکی از آنان را با فدیه ای واگذارده باشد، یا به گونه ای یاری شان داده ، یا با آنان به نیکی به سر برده؟ نه چنین است که سختی آن بدانها چنان رسید که پوست و گوشتشان را درید. با سختیها ، سستشان کرد؛ و با مصیبت ها، خوارشان نمود ، و بینی شان را به خاک مالید، و زیر پایشان سود؛ و دشواریهای زمانه را بر آنچه با آنان کرد، افزود. دیدید چگونه آن را که برابرش فروتنی کرد، و برخویشتنش گزید و روی بدو آورد، نشناخت، و با او نساخت تا آنکه بار بستند و برای همیشه از آن گسستند. آیا جز گرسنگی ، توشه ای همراهتان کرد؟ یا جز در سختی شان فرود آورد؟ یا روشنی آن برایشان جز تاریکی بود؟ یا جز پشیمانی چیزی بدرقه راهشان نمود؟ پس چنین دنیایی را می گزینید؟ یا بدان اطمینان می کنید؟ یا آزمند آن می شوید؟ بد خانه ای است برای کسی که بدان گمان بد نیارد، یا در آن خود را از بیم وی ایمن شمارد. (1)


انذار از دنیا

شما را از دنیا می پرهیزانم، که منزلگاهی است ناپایدار؛ نه خانه ی ماندن و نه جایگاه قرار. خود را آراسته و به آرایش خویش شیفته است، و دیگران را به زینت خویشتن فریفته. خانه ای نزد خداوند آن خوار. و متاعی بی مقدار . حلال آن را به حرامش معجون داشته است؛ و خوبی آن را به بدی اش مقرون و زندگانی اش را به مرگ آمیخته است؛ و در کاسه شهدش، شرنگ ریخته است . خداوند تعالی آن را برای دوستانش نگزید، و در دادن آن به دشمنانش بخل نورزید. خیر آن اندک است، و شر آن آماده، فراهم آن پریشان و ملک آن ربوده؛ و آبادان آن رو به ویرانی نهاده. آنچه ویران گردد، خانه خوبی نیست و به کار نیاید، و عمری که چون توشه پایان پذیرد، زندگانی به شمار نیاید. و روزگاری که چون پیمودن راه به سر آید ، دیر نپاید .آنچه را خدا بر شما واجب کرده مطلوب خود شمارید، و توفیق گزاردن حقی را که از شما خواسته ، هم از او چشم دارید، و پیش از آنکه مرگ شما را فرا خواند، گوش به دعوتش بدارید. (2)

ویژگیهای آنان که دنیا را رها کرده اند

آنان که خواهان دنیا نیستند، دلهاشان گریان است، هر چند بخندند، و اندوهشان فراوان است، هر چند شادمان گردند وبا نفس خود در دشمنی بسیار به سر برند، هر چند دیگران بر آنچه نصیب آنان شده، غبطه خورند. (3)

ادامه مطلب


نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها :
پنجشنبه 29 تیر 1391 :: نویسنده : مستور
شرحی بر حکمت 82 نهج البلاغه

برای پرواز و گذشتن از حجاب های ظلمت و عبور از عالم " ناسوت" به عالم "لاهوت"، به دو بال نیاز است. یکی بال علم و دیگری عمل. سعادت دنیا و آخرت در کلام اهل بیت علیهم الاسلام است. حکمت در نهج البلاغه علی(ع) دریچه ای است برای دیدن غیر خود. روزنه ای است برای عبور، اما عبور از "منیت و خودخواهی". یکه تاز عالم معرفت، سخن را در این حکمت این گونه آغاز می کند؛ شما را به پنج چیز سفارش می کنم که اگر برای آنها شتران را پر شتاب برانید و رنج سفر را تحمل کنید، سزاوار است:

1- کسی از شما جز به پروردگار خود امیدوار نباشد 2- و جز از گناه خود نترسد 3- و اگر از یکی سؤال کردند و نمی داند، شرم نکند و بگوید نمی دانم 4- و کسی در آموختن آنچه نمی داند شرم نکند 5- و بر شما باد به صبر، که صبر در ایمان مومن چون سر است برای بدن و ایمان بدون صبر، چونان بدنی بی سر، ارزشی ندارد."


" نهج البلاغه دشتی، حکمت 82"

1- امید به خدا باعث عزت دنیا و آخرت می شود

روی نیاز فقط باید به سمت "بی نیاز" باشد. آنان که یک روز عزیزند و یک روز ذلیل، نمی توانند ملجاء و مأوایی برای دلهای دردمند باشند. اگر نیازمند، امیدش به "نیازمند" دیگری است رفته رفته روح ایمان از وجودش خارج و روح خبیث شیطانی جایگزین آن می شود. از این رو امید باید فقط به "خالق" هستی باشد. (لا یرجون احد منکم الا ربه).

برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.امید به خدا نیازمند را بی نیاز، استعدادش را شکوفا، قلبش را مملو از عشق و محبت به همنوعان، و لبریز از کینه و نفرت به دشمنان خدا و خلق خدا می کند. امید به خدا همراه با تلاش و سعی، ثمرات شیرین و بسیار به بار می نشاند. از گوشه نشینی و خنثی نگری، کسالت و تنبلی پرهیز می دهد. امید به خدا شخص مؤمن را بر آن می دارد تا بر کمیت و کیفیت اعمال صالح خود بیفزاید. قرآن می فرماید: "آنان که به بقاء و دیدار خدای خود امید دارند، ناگزیرند عمل صالح انجام دهند." (کهف / 110)

امید به غیر خدا هم آثار مخرب و زیانباری دارد. آرزوی دنیوی، خسران و تباهی را به بار می آورد که در نهایت میوه بدمزه و تلخ آن جز کفر و شرک چیز دیگری نیست. "اینها (کافران) را به حال خود واگذار تا آشامیدنی ها، خوردنی ها، لذات مادی و آرزوها، آنان را غافل و از مسیر انسانی دورشان کند. اینان در آینده نتیجه این شهوترانی و آرزوهای خود را خواهند دید." (حجر / 3)

اگر خوب تفکر شود علت انحراف، غیر از این چند مورد نیست " به حساب خودمان رسیدگی کنیم قبل از آن که به حسابمان رسیدگی کنند."خوردن، آشامیدن، آرزو و ... اگر در جهت مثبت و به حد اعتدال باشد، نتیجه اش حرکت به سمت کمال و رشد است؛ اما اگر در آن زیاده روی شود روح ایمان می میرد و عقل و خرد اسیر استعمار دیو شهرت می شود.

سؤال: چرا آرزوی دنیوی نداشته باشیم؟

اسلام مخالف آرزو و آزادی نیست؛ اسلام مخالف افزون خواهی و خود برتر بینی بی دلیل است. آرزو و آزادی تا آنجا که آزادی، امنیت و آرامش را از دیگری و جامعه سلب نکند مورد تأیید است. در این باره قرآن نیز می فرماید: "پول، دارایی، فرزند، عیال و ... اینها همه زینت و شیرینی دنیاست. شما به دنبال باقیات الصالحات باشید که نزد پروردگار جزای نیکو دارد و آرزوی خوبی است." (کهف / 46)

باقیات صالحات یعنی:

الف ) فرزند نیکو: فرزندی که بر اساس تعالیم عالیه اسلام تربیت شده باشد، هر کار نیک و عبادتی که انجام دهد بدون آن که ذره ای از ثواب آن کم شود به همان اندازه اجر و ثواب به والدین آن فرزند می رسد.

ب) عبادت: عباداتی که انسان در طول دوران زندگی برای انجام فرمان خداوند تبارک و تعالی انجام داده است.

ج) انفاق: بذل و بخشش به افراد مورد نیاز در زمانی که در دنیا زندگی کرده است.

ادامه مطلب


نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها :
جمعه 29 مهر 1390 :: نویسنده : مستور
نخستین نمازگزار

سخن از راز نماز در نهج البلاغه و رابطه این فریضه بزرگ الهی با علی علیه السلام، پیشوای عظیم الشأن ما و گوینده نهج البلاغه است، که یکی از جالب ترین مباحث این کتاب با عظمت را تشکیل می دهد. نماز، نخستین حکم الهی بود که چند روز پس از بعثت پیغمبر خاتم، حضرت محمد بن عبد اللَّه صلی اللَّه علیه و آله و سلم توسط جبرئیل امین از جانب خداوند صادر گردید و پیغمبر با تعلیم پیک وحی، آن را معمول داشت. بدین گونه که پیک وحی الهی، جبرئیل امین، چند روز بعد از آن که پیغمبر به مقام نبوّت رسید، برای دومین بار بر آن حضرت نازل گردید و آبی از آسمان آورد و طریقه وضو گرفتن و نماز گزاردن و رکوع و سجود را به پیغمبر آموخت.

بنا بر این، نماز این فریضه بزرگ الهی و عالیترین فرمان خداوند عالم که بهترین حالت یک انسان با ایمان و بنده خدا در پیشگاه الهی است، نوبر احکام اسلام است و از همین جا نیز باید قدر آن را دانست و به اهمیت آن پی برد.

برای دیدن اندازه اصلی لطفا بر روی عکس کلیک کنید.نکته جالب توجه اینست که پس از پیغمبر، نخستین کسی که از مردان آن را به پا داشت علی علیه السلام و آنهم در سن نه سالگی بود که در خانه پیغمبر به سر می برد و چون پیغمبر وضو گرفت او نیز وضو گرفت و همین که رسول خدا به نماز ایستاد، آن وجود مقدس هم در آن سن و سال، پشت پیغمبر (ص) خدا ایستاد و در پشت سر علی علیه السلام هم تنها خدیجه بود که به عنوان اولین زن به نماز ایستاد و باپیغمبر (ص) نماز جماعت گزاردند. و اولین اقامه نماز، هم به جماعت بود، جماعتی این چنین که پیغمبر (ص) در جلو و علی پسر بچه نه ساله در پشت سر آن حضرت و خدیجه، همسر پیغمبر در پشت سر علی (ع). می بینید که علی علیه السلام سراینده نهج البلاغه، چه رابطه ای با نماز، این دستور عالی آسمانی دارد که شش سال پیش از بلوغ و قبل از همه، آن هم در پشت سر پیغمبر (ص) و برای نخستین بار به عنوان وظیفه دینی که پیغمبر ختمی مرتبت از جانب خداوند مأمور به انجام آن شده است، آن را معمول داشت. پس علی علیه السلام نخستین نمازگزار اسلام است

نماز در نظر علی (ع)

به طوری که دیدیم علی علیه السلام نخستین پیشوای معصوم و امام بر حق ما و نماینده خدا و جانشین بلا فصل حضرت ختمی مرتبت (ص) اولین نمازگزار اسلام است، آنهم شش سال قبل از بلوغ از این رو می باید چنین انسان بی نظیری، رابطه خاصی با نماز بزرگترین فریضه الهی، داشته باشد. علی که در قبله مسلمین متولد شده، و در نه سالگی و به عنوان اولین پیرو اسلام و برای نخستین بار در پشت سر پیغمبر خاتم نماز گزارده، به طور قطع بیش از هر مسلمان دیگری، قدر نماز، نخستین فریضه الهی، را می داند و به آن اهمیت می دهد.

به طوری که نوشته اند، حال علی علیه السلام به هنگام نماز چنان بود که در یکی از جنگهای تیری به پای آن حضرت اصابت کرد و هر چه کردند نتوانستند آن را در آورند. چون خبر به پیغمبر دادند فرمود بگذارید علی مشغول نماز شود سپس تیر را از پای او در آورید زیرا علی (ع) در آن هنگام، چنان محو تماشای جمال حق است که کاملا از خود بی خود می شود. چنین کردند و تیر را از پای علی (ع) در آوردند و او متوجه نشد، و زمانی به خود آمد که از نماز فراغت یافته بود، و آن گاه در خود احساس درد کرد:

هر که چیزی دوست دارد جان و دل بروی گمارد
هر که محرابش تو باشی سر ز عشقت برندارد (
سعدی)

همچنین در یکی از شبهای مخوف جنگ صفین «لیلة الهریز» که آتش جنگ برافروخته شده بود و از هر سو مانند باران تیر می بارید، دیدند که علی علیه السلام رو به قبله ایستاد و مشغول نماز شد. پس از نماز، پرسیدند یا امیر المؤمنین این چه وقت نماز خواندن بود و علی (ع) فرمود: اصلا این جنگ برای چیست جز این است که می خواهیم ظلم و فساد را ریشه کن کنیم تا نماز و احکام الهی چنانکه باید، اقامه گردد.

شهید محراب

علی علیه السلام، سراینده نهج البلاغه و قهرمان قهرمانان جهان، شاگرد لایق و تربیت شده پیغمبر اسلام است که فرمود: «نور چشم من نماز است.» علی که در تمام دوران حیات پیغمبر اسلام همچون سایه دنبال رسول خدا بود، چگونه می تواند به نماز تا آن حد که معمول می داشت، اهمیت ندهد مگر او به تمام معنی مقلد پیغمبر خاتم نبود مگر نه اینست که در نهج البلاغه و در کردارش همه جا پیغمبر (ص) را اسوه و مقتدای خویش قرار می دهد، و حاضر نیست سرموئی از گفتار و کردار پیغمبر (ص) تخطی کند آری مولود کعبه و خانه زاد خدا و اولین نمازگزار اسلام و قهرمانی که در میدان جنگ و حساسترین لحظات زندگی، نماز را بر هر کار دیگری ترجیح می دهد و حاضر نیست لحظه اول وقت آن را که ثوابی چون دریا دارد به تأخیر بیندازد، سرانجام نیز در خانه خدا، مسجد کوفه و در محراب عبادت و به هنگام نماز با شمشیر زهرآلود، ضربت خورد و فرق مقدسش شکافت و با آن ضربت شربت شهادت نوشید.

علی (ع) در آن حالت، یعنی پس از ضربت خوردن، با فرق شکافته فرمود «فزت و ربّ الکعبة» به خدای کعبه که در آن متولد گردیدم و قبله مسلمانان جهان است، از این که می بینم در خانه خدا نیز ضربت خوردم و شهید می شوم، سرافرازم.

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

آری، علی (ع) آن مظهر تقوا و فضیلت، علی، آن انسان ما فوق انسان، آن نمونه اعلای آفرینش، پس از پیغمبر خدا و نمازگزار نخستین اسلام، آغاز کارش در خانه خدا بود، و پایان کارش نیز در خانه خدا به سر رسید. بدین گونه، علی علیه السلام در جهان اسلام نخستین شهید محراب است .

ادامه مطلب


نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها :
دوشنبه 14 شهریور 1390 :: نویسنده : مستور
یکی از برجسته ترین آثار سید رضی کتاب شریف نهج البلاغه است؛ کتابی که هر گوهرشناسی را به اعتراف به جایگاه بلند و برجسته آن واداشته و سرهای همه آنان را به تواضع در برابر این کتاب فرود آورده است.حنّا الفاخوری نویسنده تاریخ ادبیات عرب می نویسد:

(کتاب نهج البلاغه یک ثروت عظیم فکری و ادبی است. این کتاب پیوسته مردمان را به عمل به شعائر دینی و پیروی از تعالیم قرآن مجید و استوار ساختن کارهای نیک و خوش فرجام فرامی خواند و آنان را به پیش رفتن در طریق فضائل برمی انگیزد. نهج البلاغه دین را با مسایل اجتماعی و سیاسی درآمیخته و البته دین را پایه و اساس آن دو دیگر قرار داده و خواهان جامعه ای است که بر سخن عدل و مساوات و حریّت استوار شده باشد. در این کتاب عدل را جایگاهی وسیع است و امام آن را از مقتضیات اصلی زندگی و نگهبان آن قرار داده است... در نهج البلاغه در کنار این تعالیم آراء گوناگونی در فلسفه مابعدالطبیعه و فقه و معلومات بسیار تاریخی نیز آمده و مجموعه این مزایاست که نهج البلاغه را در عالم ادب و دین و اجتماع به مقامی بلند رسانده است). برای دیدن اندازه اصلی لطفا بر روی آن کلیک کنید.


شیخ محمد عبده مفتی اسبق مصر و شارح نهج البلاغه در وصف این کتاب می گوید:

(معتقدم بحق سخن علی علیه السّلام بعد از قرآن کریم و کلام نبوی فصیحترین و بلیغترین و پرمعناترین و جامعترین سخنان است).


شارح بزرگ نهج البلاغه ابن ابی الحدید می گوید:(یک سطر از نهج البلاغه برابر با هزار سطر کلام ابن نباته یعنی همان خطیب بلندآوازه ای است که همگان بر یگانه بودن او در عصر خود و در فن خطابت اتفاق نظر دارند).

سیر تألیف نهج البلاغه
سید رضی در مقدمه خود بر نهج البلاغه چنین می نویسد:(زمانی که هنوز دوران طراوت آغازین زندگی را سپری می کردم تألیف کتابی را درباره خصائص ائمه آغازیدم که روایتهای زیبای رسیده از آنان و گوهرهای نهان در گفتار ایشان را در برداشته باشد.)پس از آن که خصائص گفتار امیرمؤمنان علیه السّلام را به پایان رساندم، رویدادهای روزگار مرا از پی گرفتن کار و به کرانه رساندن این اثر بازداشت.

از دیگر سوی در آنچه تا این زمان تألیف کرده ابواب و فصولی مشخص ساخته و در پایان آنها فصلی آورده بودم که مواعظ و حکم و امثال و آداب منقول از امیرمؤمنان علیه السّلام را دربرداشت. در این زمان گروهی از دوستان زیباییها و برجستگیهای این بخش را پسندیدند و درخشندگیهای این کلمات خوشایند، اعجاب آنان را برانگیخت. اینان از من خواستند تألیف کتابی را بیاغازم که همه انواع کلام امیرمؤمنان علیه السّلام و همه شاخسار شجره خجسته گفتار او را اعم از خطبه و نامه و ادب و موعظه دربرگیرد.
 
البته روشن است این گونه مجموعه ای چونان گفتارهای پردرخشش دینی و دنیوی را در خود جای می دهد که نه در هیچ کلامی دیگر گرد هم آمده و نه در کتابی فراهم گشته است؛ چه امیرمؤمنان علیه السّلام جویبار هماره جاری فصاحت و خاستگاه و زادگاه بلاغت بود و گوهرهای نهفته بلاغت در کلام او رخ نمود، سخنوری قانون خود را از او گرفت، همه سخنوران گام در جای گامهای او نهادند و همه اندرزگویان و واعظان سخن سرای از کلام او کمک جستند، با این همه او پیش افتاده و اینان نرسیده اند و وامانده اند؛ چرا که کلام او نشانی از علم الهی و بویی از گفتار پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله دارد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 2 )    1   2   

امکانات وب


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی