تبلیغات
مــاه ولــاء - مطالب امام علی (ع)
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شنبه 27 شهریور 1395 :: نویسنده : مستور
جوانی علی (ع) الگویی برای جوانان
می گویند باید از حضرت علی (ع) الگو بگیریم! اما چگونه؟!... من یک جوان هستم! یک جوان با خصوصیات خاص دوران جوانی! یک جوان با شور و نشاط خاص این دوران که به خنده و تفریح , به شور و احساسات نیاز دارد و الگویی که مرا به شور آورد با تمام این حرفها , باز هم الگو برای تو و برای همه , مولای متقیان است : و بخصوص جوانی شان.

الگو گرفتن یک الگو
بله! خود امیر المومنین در جوانی شان , الگو داشته اند. الگویشان نیز پیامبر بوده است . از علی (ع) از شش سالگی همراه و همراز پیامبر و در خانه ایشان زندگی می کرده اند و در همه امور زندگی شان , حتی جزیی ترین مسایل هم به پیامبر اقتدا می نمودند یعنی خود ایشان هم از یک انسان کامل و والای دیگر الگو می گرفته اند.

اما چگونه؟
پیامبر اکرم (ص) و علی(ع) همواره با هم بودند. از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خویشان دعوت عمومی در خانه خدا و حتی سفره های تبلیغی پیامبر. علی (ع) همیشه اول صبح به دیدار پیامبر می رفت و آنگاه یکدیگر را شاداب در آغوش می کشیدند و احوال هم را می پرسیدند . آندو بزرگوار اوقات زیادی از شبانه روز را در کنار هم به کار و تلاش می پرداختند و گاه علی (ع) خالصانه عرق از پیشانی پیامبر پاک می کرد و ایشان صمیمانه از او تشکر می نمود.

علی (ع) خود در این باره می فرماید : (( پیامبر (ص) مرا در دامان خود پرورید. من کودک بودم , پیامبر مرا چون فرزند خود درآغوش گرمش می فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جای می داد... هرگز نیافت که من دروغی بگویم و در کردار من اشتباهی رخ دهد. من همچون بچه شتری تازه که پیوسته به دنبال مادرش هست , دنبال او می رفتم . او هر روز نکته ای تازه ای از اخلاق برای من آشکار می ساخت و مرا فرمان می داد که در خط او حرکت کنم . ان حضرت مدتی از سال در کوه حرا به سر می برد و کسی جز من او را نمی دید... من نوروحی و رسالت را می دیدم و بوی خوش و دل انگیز نبوت را احساس می کردم ... موقعیتی که من در محضر رسول الله داشتم برای هیچ کس نبود)).

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : جوانان، الگو، ابوتراب، جوانمردی، ثقلین، تفریح،
بر اساس روایات فراوانی که ذکر شده است حضرت علی(ع) و همچنین فرزندان او لسان و کتاب ناطق الهی و قرآن ناطق هستند.

ابوبصیر گوید: درباره آیه «هَذَا کِتابُنا ینطقُ عَلَیکُم بالحق» از امام صادق(ع) پرسش کردم، ایشان فرمودند: «قرآن سخن نمی گوید: لیکن محمد و اهل بیت او - علیهم السلام - ناطق به کتاب - یعنی قرآن - می باشند.[1] امام صادق(ع) در حدیثی دیگر فرمود: «امیر المؤمنین(ع) می فرماید: من علم خداوند و زبان گویای خداوند هستم.[2] همچنین تعبیرهای «لِسانُهُ النّاطِقُ»، ما زبان ناطق خداوند هستیم،[3] «أنَا الکِتابُ النّاطِقُ»[4] «النّاطِقُ بِالقُرآنِ»[5] «النّاطِقُ عَنِ القُرانِ»[6] و نظایر آن که درباره امام علی(ع) و دیگر پیشوایان معصوم(ع) در روایات آمده است، می فهماند که آنان مفسر واقعی قرآن، مظهر علم الهی و عالم به کلیه علوم مربوط به قرآنند چنان که به مناسبت های مختلف روایات گوناگونی درباره تفسیر، تأویل و غیر آن اظهار فرموده اند. از این روست که شیعیان به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) قرآن ناطق می گویند و اطلاق این گونه تعبیر بر آن بزرگواران صحیح می باشند.

در روایات اهل سنت نیز آمده است که: «مَن عِندَهُ عِلمُ الکِتابِ»[7] کسی که علم کتاب «و آگاهی بر قرآن» نزد اوست) علی بن ابی طالب است که به تفسیر، تأویل، ناسخ، منسوخ، حلال و حرام قرآن عالم بود.[8] از آن حضرت نیز نقل شده است که فرمود: «فَوَالذی نفسی بِیَدهِ ما نَزَلت آیة الّا وَ أَنَا أَعلَمُ بِها أَینَ نَزَلَتَ وَ فیمَن نَزَلَت»[9] قسم به کسی که جانم به دست اوست هیچ آیه ای نازل نشده است، مگر این که من می دانم کجا نازل شده و درباره چه کسی نازل شده است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ناطق، قرآن، علی علیه‌السلام قرآن ناطق، روایت، شیخ صدوق،
یکشنبه 15 آذر 1394 :: نویسنده : مستور
از نظر روان شناسان، شخصیت هر فردی متشکل از سه عامل مهم است که هر یک در انعقاد و تکون شخصیت تأثیر بسزایی دارد و گویی روحیات و صفات و طرز تفکر انسان همچون مثلثی است که از پیوستن این سه ضلع به یکدیگر پدید می آید. این سه عامل عبارتند از:

1. وراثت
2. آموزش و پرورش
3. محیط زندگی


صفات خوب و بد آدمی و روحیات عالی و پست او به وسیله این سه عامل پی ریزی می شود و رشد و نمو می کند. درباره عامل وراثت سخن کوتاه این که: فرزندان ما نه تنها صفات ظاهری را، مانند شکل و قیافه، از ما به ارث می برند، بلکه روحیات و صفات باطنی پدر و مادر نیز از طریق وراثت به آنان منتقل می شود. آموزش و پرورش و محیط، که دو ضلع دیگر شخصیت انسان را تشکیل می دهند، در پرورش سجایای عالی که دست آفرینش در نهاد آدمی به ودیعت نهاده و یا تربیت صفاتی که کودک از پدر و مادر به وراثت برده است نقش مهمی دارند. یک آموزگار می تواند سرنوشت کودکی و یا کلاسی را تغییر دهد. و بسا که محیط، افراد آلوده را پاک و یا افراد پاک را آلوده می سازد. قدرت این دو عامل در شکل دادن به شخصیت آدمی چنان مسلم و روشن است که خود را از توضیح درباره آن بی نیاز می دانیم. البته نباید فراموش کرد که در ورای این امور سه گانه و مشرف و مسلط بر آن ها اراده و خواست انسان قرار گرفته است.

شخصیت موروثی حضرت علی علیه السلام
امیرمؤمنان از صلب پدری چون ابوطالب دیده به جهان گشود. ابوطالب بزرگ بطحاء (مکه) و رئیس بنی هاشم بود. سراسر وجود او، کانونی از سماحت و بخشش، عطوفت و مهر، جانبازی و فداکاری در راه آیین توحید بود.در همان روزی که عبدالمطلب جد پیامبر در گذشت، آن حضرت هشت سال تمام داشت. از آن روز تا چهل و دو سال بعد، ابوطالب حراست و حفاظت پیامبر را، در سفر و حضر، برعهده گرفت و با عشق و علاقه بی نظیری در راه هدف مقدس پیامبر که گسترش آیین یکتا پرستی بود جانبازی و فداکاری کرد. این حقیقت در بسیاری از اشعار مضبوط در دیوان ابوطالب منعکس شده است؛ همچون:

لیعلم خیار الناس ان محمداً نبی کموسی و المسیح بن مریم (1)

افراد پاک و خوش طینت باید بدانند که محمد صلی الله علیه و آله پیامبری است همچون موسی و عیسی علیه السلام.

الم تعلموا انا وجدنا محمداًرسولا کموسی خط فی اول الکتب (2)

آیا نمی دانید که محمد صلی الله علیه و آله همچون موسی (پیامبری آسمانی) است و پیامبری او در سرلوحه کتاب های آسمانی نوشته شده است؟

یک چنین فداکاری، که به زندانی شدن تمام بنی هاشم در میان دره ای خشک و سوزان منجر شد، نمی تواند انگیزه ای جز عشق به هدف و علاقه عمیق به معنویت داشته باشد، و علایق خویشاوندی و سایر عوامل مادی نمی تواند یک چنین روح ایثاری در انسان پدید آورد. دلایل ایمان ابوطالب به آیین برادرزاده خود به قدری زیاد است که توجه قاطبه محققان بی نظر را به خود جلب کرده است. متأسفانه گروهی، از روی تعصبات بیجا، در مرز توقف درباره ابوطالب باقی مانده اند و گروه دیگر جسارت را بالاتر برده، او را یک فرد غیر مؤمن معرفی کرده اند. حال آن که اگر جزئی از دلایلی که درباره اسلام ابوطالب در کتاب های تاریخ و حدیث موجود است درباره شخص دیگری وجود می داشت، در ایمان و اسلام او برای احدی جای تردید و شک باقی نمی ماند، اما انسان نمی داند که چار این همه دلایل نتوانسته است قلوب بعضی را روشن سازد!

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : امام علی علیه‌السلام، پیامبر، شخصیت، شخصیت امام علی، امام، حضرت علی، حرا،
اولین سؤال کننده از گوشۀ مسجد کوفه برخاست و پرسید :

یا علی ، به من بگو از این جا که من ایستاده ام تا عرش خدا چقدر فاصله است؟

امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) فرمود : اولا فاصله فرش تا عرش ، یک فاصلۀ مکانی نیست که من به تو بگویم از اینجا تا عرش چقدر فاصله است؟! اما اگر یک مؤمنی خالصانه بگوید لا اله الا الله و این کلمه توحید را بر زبان خود جاری سازد ، او فاصله فرش تا عرش را پیموده است ، فرش و عرش را به یکدیگر دوخته است . و بعد در ادامه فرمود : اگر می خواهی عرش پروردگار رحمان را جستجو کنی ، بدان قلب یک انسان مؤمن عرش پروردگار رحمان است‌‌.
اولین سوال کننده جواب سؤال خود را گرفت و نشست.

سائل دوم از گوشۀ دیگر مسجد برخاست و پرسید :

یا علی ، به من بگو واجب کدام است ؟ واجب تر کدام است؟

نزدیک کدام است؟ نزدیک تر کدام است؟
عجیب کدام است؟ عجیب تر کدام است؟
مشکل کدام است؟ مشکل تر کدام است؟

امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) در پاسخ فرمود: واجب ، ترک گناه است و واجب‌ تر از آن توبۀ از گناه است . نزدیک ، قیامت است و نزدیک تر از آن مرگ است . عجیب ، بی‌وفایی دنیاست و عجیب تر از آن دل بستن به این دنیای بی‌وفاست . مشکل ، سرازیر قبر شدن است و مشکل تر از آن با دست خالی سرازیر قبر شدن است .

این سائل دوم هم جواب سؤال خود را گرفت و نشست .

سائل سوم از گوشۀ دیگر مسجد کوفه برخاست و پرسید :

یا علی ، به من بگو من از کجا بفهمم خدا عبادت های مرا قبول کرد؟
از کجا بفهمم خدا گناهان مرا آمرزیده است؟
 از کجا بفهمم خدا عبادت های مرا قبول نکرد و مردود اعلام شد؟
از کجا بفهمم خدا گناهان مرا نیامرزید و در نامه ی عمل من ثبت شد؟

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ابوتراب، سائل، علم علی(ع)، عبادت،
شنبه 25 مهر 1394 :: نویسنده : مستور


همه چیز را برای انسان آفرید. (هو الذی خلق لکم ما فی الأرض جمیعا)(1) و انسان را برای معرفت، عبادت و بندگی (و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون)(2) سفیران خویش را به سوی مردمان گسیل داشت و همراه آنان کتاب های آسمانی فرو فرستاد و آنان سعی بلیغ و تلاش بی دریغ مبذول داشتند تا دری از معرفت و علم بر انسان بگشایند تا عبادتی خالص و آراسته و سزاوار او از آنان پدید آید. (یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا).(3)

تا آنکه درخت کهنسال نبوت و رسالت انبیا به دوران حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله و سلم به ثمر نشست و دری از علم و معرفت بر مردمان گشاده شد و شاه میوه ی شجره ی انسانیت پدیدار گشت که فرمود: «أنا مدینه العلم و علی بابها»(4)

آری! غدیر یک واقعه ی چند روزه در صحرای تفتیده ی حجاز نیست که عقیده و آرمانی است به وسعت عمر هستی و بشریت از ابتدا تا به انتها.

پیشینه ی غدیر در قرآن
غدیر اعلان جهانی خلافت الهی است و باید در اجتماع بزرگ حج که از هر شهر و دیار از سرزمین های اسلامی عده ای حضور دارند به آن شکل خاص ابلاغ شود تا خبرش را حاجیان به دیار خویش به سوغات برند و خلیفه ی خدا به همه ی خلق خدا معرفی گردد و کسی را عذری نماند «لا [لئلا] یقول احد لو لا أرسلت إلینا رسولا منذرا و أقمت لنا علما هادیا فنتبع آیاتک من قبل ان نذل و نخزی.»(5)

وگرنه مسئله ی خلافت الهی پیشینه ای به درازای آفرینش وبلکه پیش از آن دارد. چرا که خداوند عالمیان پیش از آنکه خلیفه ای بیافریند خلیفه ای در زمین می گذارد که اهمیت خلافت الهی از اصل خلقت فراتر است بدین جهت به ملائکه اش فرمود: (إنی جاعل فی الأرض خلیفه)(6)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : غدیر در قرآن، امام علی(ع)، برکات غدیر، بقیه الله الأعظم،
«عدی بن حاتم» یکی از کبار صحابه و از علاقه مندان مولای متقیان است. این مرد در اواخر عمر رسول خدا(ص) اسلام آورد و اسلامش نیکو شد. در زمان خلافت علی(ع) در خدمت آن حضرت بود و سه پسرش به نام طریف و طرفه و طارف در رکاب آن حضرت در صفین شهید شدند.

عدی، بعد از شهادت مولا علی(ع) و استقرار خلافت معاویه، روزی بر معاویه وارد شد. معاویه برای اینکه با یادآوری داغ فرزندان «عدی» او را وادار کند که درباره علی علیه السلام مطابق میل معاویه حرفی بزند به او گفت: «پسرانت طرفه و طریف و طارف چه شدند» عدی با کمال متانت و خونسردی گفت؛ «در صفین پیشاپیش علی شهید شدند.» و مخصوصا کلمه «پیشاپیش علی» را افزود تا رضایت و افتخار خود را برساند.

معاویه گفت: «علی درباره تو انصاف را رعایت نکرد که پسران تو را پیشاپیش جبهه فرستاد تا کشته شدند و پسران خود را در پشت جبهه نگهداشت که زنده ماندند.» عدی گفت: «شاید من درباره علی انصاف را رعایت نکردم که او کشته شد و من زنده ماندم.»

معاویه دید از نقشه خود نتیجه نمی گیرد، پس لحن خود را عوض کرد و گفت: «اوصاف علی را برای من بگو.» عدی گفت: «مرا معذور بدار.» معاویه گفت ممکن نیست. عدی گفت: «به خدا قسم علی ژرف نظر و نیرومند بود. به عدالت سخن می گفت و با قاطعیت فیصله می داد. علم و حکمت از اطرافش می جوشید. از زرق و برق دنیا متنفر و با شب و تنهایی در آن مأنوس بود. زیاد اشک می ریخت و بسیار فکر می کرد. در خلوت از نفس خود حساب می کشید و بر گذشته دست ندامت می سود. لباس کوتاه و زندگی فقیرانه را می پسندید.

در میان ما که بود، مانند یکی از ما بود. اگر چیزی از او می خواستیم، می پذیرفت و اگر به حضورش می رفتیم، ما را نزدیک خود می برد و از ما فاصله نمی گرفت. با این همه آنقدر با هیبت بود که در حضورش جرئت تکلم نداشتیم و آنقدر عظمت داشت که چشم ها را به طرفش بلند نمی کردیم.وقتی که لبخند می زد، دندان هایش مانند یک رشته مروارید به نظر می آمد. اهل دیانت و تقوا را احترام می کرد و نسبت به بینوایان، مهر می ورزید. نه نیرومند از او بیم داشت و نه ناتوان از عدالتش نومید می شد.

به خدا قسم یک شب به چشم خود دیدم که در محراب عبادت ایستاده بود، درحالی که شب، تاریکی خود را همه جا کشیده بود. اشک هایش بر محاسنش می غلتید. مانند مارگزیده به خود می پیچید و مانند مصیبت دیده ها می گریست. الآن گویا که آوازش را با گوشم می شنوم که می گفت: «ای دنیا، آیا متعرض من شده ای و به من رو آورده ای برو و دیگری را بفریب. وقت تو نرسیده است. من تو را سه طلاقه کرده ام و رجوعی در کار نیست. لذت تو ناچیز و اهمیت تو اندک است. آه، آه! از توشه اندک و سفر طولانی و انیس کم.»

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : رسول خدا(ص)، صحابه، علی علیه السلام، تقوا، عدالت،
شنبه 28 شهریور 1394 :: نویسنده : مستور
رسول الله(ص) محور اتحاد
رهبران دینى به خصوص رسول الله(ص) و على(ع) بیشترین تلاش را در ایجاد وحدت و تشكل امت اسلامى داشتند. در زمان رسول الله(ص) حضرت با متشكل ساختن نیروهاى مسلمان موفق شد یك امت واحده و متحد و همسو بسازد. كه كمتر مى ‏توان براى آن نمونه یافت. در عهد رسول الله (ص) در میان گروه‏ ها و قومیت‏ هاى مختلف مانند اوس و خزرج و مهاجر و انصار همواره زمینه چالش ‏هاى فروان پدید مى ‏آمد و چه بسا عرصه‏ هاى فتنه را پدیدار مى ‏نمود. لیكن رسول الله (ص) با تلاش مدبرانه خویش فتنه‏ ها را خاموش مى ‏كرد و گرایش ‏ها را با هم پیوند مى ‏داد .

على(ع) و وحدت
اما زمان على(ع) را به هیچ وجه نمى ‏توان با زمان رسول الله(ص) سنجید. اختلاف ‏هاى درونى در زمان على(ع) به اوج خود رسیده است. آتش تكاثر فزون طلبى افراد از همه سو على را محاصره كرده است. آتش فتنه ‏هاى درونى یكى پس از دیگرى شعله‏ ور مى ‏شود. فتنه ‏هایى كه بنیان اسلام و اساس امت اسلامى را تهدید مى ‏نماید. این تدبیر و تحمل على است كه اسلام و امت را از امواج خطرها عبور مى ‏دهد و وحدت امت اسلامى را حفظ مى ‏نماید و آرمان رسول الله (ص) را در جامعه تحقق مى ‏بخشد.

پرخطرترین زمان براى محو نور اسلام و فروپاشی امت اسلامى بعد از رحلت رسول الله(ص) مى‏ باشد . زیرا از یك سو زمان زیادى از دوران جاهلیت نگذشته و هنوز رسوبات فرهنگ جاهلى كاملا در ذهن‏ ها زدوده نشده است و تعصب‏ هاى جاهلى تشكل وحدت امت اسلامى را تهدید و بازگشت به دوران جاهلیت را نمایان مى ‏سازد. از سوى دیگر فرصت طلبى و هواخواهى عده ‏اى به توان این خطر افزوده با این كه رسول الله(ص)  به امر الهى مسیر رهبرى را مشخص نموده است عده ‏اى با تمام توان به میدان آمده ‏اند رهبرى را از این مسیر منحرف نموده‏ اند. این عده را، در اثر مشتبه شدن موضوع هواخواهان فراوانى حمایت مى‏ كنند. على كه شاخص‏ترین فرد شایسته ‏ترین انسان در ابعاد گوناگون است ناگه خود را در میان انواع چالش‏ ها تنها مى ‏بیند در حالى كه میراث خود (رهبرى الهى) را به غارت رفته مشاهده مى ‏نماید «ارى تراثى نهبا» (1) آن گونه تنهایى كه فقط اهل بیت او همراهند «فنظرت لیس معین الا اهل بیتى» (2) نگاه كردم تنها اهل بیت خویش را یاور یافتم) مظلومیت تا آن مقدار كه تهاجم بر هدم دردانه رسول الله(ص) فاطمه(س) روى آورده. و «تضافر امتك على هضمها» (3)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : وحدت مسلمین، رسول اکرم(ص)، نهج البلاغه، وحدت، اتحاد، رهبرى،
جمعه 5 تیر 1394 :: نویسنده : مستور
از آن زمان که کودکی نو پا بودم، به یاد دارم هر گاه که می خواستم برخیزم ، به من آموخته بودند « یا علی » بگویم ، هر گاه می خواستم باری را بلند نمایم « یا علی» می گفتم، اما«یا علی» چه بود ؟ و «علی» که بود ؟ نمی دانستم.

امروز هم که بزرگ شده و مطالعاتی در سیره و سرگذشت آن حضرت داشته ام ، باز هم باید اقرار کنم که چیزی نمی دانم و درک جلوه های شخصیت ابر مردی که ماوراء شخص وی، حتی برای اصحابش ناشناخته بود و هست؛ برای فردی چون من، ناممکن است مگر نمی از یمی.

سعدی ، با آن همه دانش، آگاهی و سیر و سیاحت می گوید:

" کس را چه زور و زهره که وصف علی کند
جبار در مناقب او گفته : هل اتی "


مولوی بلخی با آن اندیشه عمیق و روح بلند درباره حضرت علی علیه السلام می گوید:

" در شجاعت شیر ربانیستی
در مروت خود که داند کیستی؟!


و ابوعلی سینا، متفکر و فیلسوف شرق نیز در مقام تشبیه او چنین می گوید:(علی علیه السلام نسبت به اصحاب، مانند« معقول» بود نسبت به « محسوس ») و نیز می گوید:«علی علیه السلام در میان یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله مانند عقول قاهره نسبت به اجسام مادیه بود.» به راستی کدام بُعد از ابعاد وجود علی علیه السلام را می توان بررسی کرد ؟ شجاعت، عدالت، سخاوت، ایثار، گذشت، علم، آگاهی و معرفت ، زهد و تقوا و ... کدام یک؟

علی علیه السلام، شخصیتی است دارای ابعاد مختلف و جامع صفات اضداد؛ حضرت فرمانروایی است پر قدرت و صلابت و در عین حال بردبار، در میدان جنگ دلاوری کم نظیر، در محراب عبادت عابدی گریان، با دشمنان قاطع، در برابر یتیمان و بیوه زنان مهربان و رقیق القلب، سخاوتمندی بی مانند، در عین حال ساده پوشی کارگر و کشاورز، حکیمی دانا، قاضی دادگر ، بی گذشت و دقیق النظر بود.

به راستی شناخت کامل از این دریای ناپیدا کرانه فضیلت ، تقوا و دانش، برای کسی امکان ندارد، مگر خدایی که خالق اوست و حضرت خاتم النبیین صلی الله علیه و آله که معلم و مربی اوست و اولاد مطهرش که پرورش یافتگان مکتب او هستند؛ تنها ایشان هستند که مقام و رتبت او را، چنان که هست، در می یابند و دیگران را راهی به شناخت شخصیت والای او نیست.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : علی(ع)، شجاعت، دریای ناپیدا، حکمت، سعادت،
صراط مستقیم
در تفسیر آیه شریفه اِهْدِنا الصِّراطَ المستَقیم نقل می کنند که صراط مستقیم یعنی صراطِ مصطفی صلی الله علیه و آله . و عبداللّه بن عباس شاگردِ علی علیه السلام در تفسیرِ آیه اِهْدِنَا الصِّراط الْمُستقیمِ گفته است: ای بندگان خدا! بگویید اِهْدِنا به حُبّ نبیّ صلی الله علیه و آله و اهلِ بیت گرامی اش.

ابی جعفرالباقر علیه السلام از پدر و او از جدش نقل کرده است که رسول اللّه صلی الله علیه و آله فرمود: هر کسی مشتاق است که از پل صراط مثل باد تند پاییزی بگذرد و خود را بدونِ حساب به بهشتِ جاویدان برساند، ولایتِ ولیّ و وصیّ و مصاحب و خلیفه من، علی بن ابی طالب علیه السلام را بپذیرد و بر دل بسپارد. و هرکسی می خواهد در آتش جهنّم سرنگون شود، ولایتِ علی بن ابی طالب علیه السلام را رها کند. به عزّت و جلالِ پروردگارم سوگند! علی علیه السلام باب اللّه است، هیچ کسی وارد نمی شود مگر از آن باب،و او صراط مستقیم است، علی علیه السلام آن کسی است که خداوند، در روز قیامت از ولایت او سئوال خواهد کرد.

خورشید هدایت
جابر بن عبداللّه انصاری می گوید از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: «با نور خورشید دنبال هدایت و مطلوب خود باشید، اگر خورشید غایب شد، به وسیله ماه هدایت یابید، اگر ماه پنهان شد به وسیله ستاره زُهره، راه را بیابید، اگر زُهره ناپدید شد به وسیله فرقدین به دنبال هدایت باشید. سئوال شد یا رسول اللّه ! شمس، قمر، زهره و فرقدان را نمی شناسیم، بیان فرمایید تا بدانیم اینان کیستند؟ حضرت فرمود: من خورشید هدایتم، علی علیه السلام قمر عالم تاب است، فاطمهْ ستاره نورانی در شبِ ظلمانی است و حسن و حسین هم فرقدان این جهان هستند.

صراطِ علی علیه السلام
سلام بن مُستَنیر جُعفی می گوید: روزی در منزل امام باقر علیه السلام به خدمت آن بزرگوار رسیدم و عرض کردم، فدایت شوم، سئوالی دارم، اگر مشقّت ندارد جواب دهید. حضرت فرمود: از هر چه دوست داری سئوال کن. گفتم: اجازه می فرمایی از مسایل قرآن بپرسم! فرمود: سؤال کن.

پرسیدم: معنی آیه شریفه «هذا صِراطٌ علیَ مُستقیم» چیست؟ فرمود: آن صراط علی بن ابی طالب علیه السلام است. پرسیدم: آیا صراط علی بن ابی طالب علیه السلام منظورتان است. دوباره بیان فرمود: بلی، آن صراط علی بن ابی طالب علیه السلام است.

برهان و نور
عبداللّه بن سلیمان نقل می کند، از ابی عبدالله امام جعفر صادق علیه السلام سؤال کردم، منظور از برهان و نور در کلام خداوند: قَد جاءَکُم بُرهانٌ مِنْ ربِّکُم و أنْزَلْنا اِلَیکُم نورا مبنیا یعنی چه؟ آن بزرگوار فرمود: منظور از برهان، محمد صلی الله علیه و آله و منظور از نور، علی بن ابی طالب علیه السلام است. و هم چنین منظور از صراط مستقیم علی بن ابی طالب علیه السلام است.

ابوبصیر نقل می کند از ابی عبداللّه علیه السلام پرسیدم، صراطی را که ابلیس گفت: لَاَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَک المستَقِیم منظور کدام راه و صراط است؟ آن حضرت فرمود: منظور از صراط مستقیم، صراط علی علیه السلام است. عبدالله بن ابی جعفر از برادرش نقل می کند؛ هذا صِراطک المستَقِیم منظور کدام راه و صراط است؟ آن حضرت فرمود: منظور از صراط مستقیم، صراط علی علیه السلام است.

عبدالرحمن بن زید بن اسلم می گوید: از پدرم درباره آیه شریفه صِراطَ الّذین اَنْعَمتَ عَلیهم سئوال کردم، پدرم گفت: آن صراط نبی صلی الله علیه و آله و پیروانش و هم چنین صراط علی علیه السلام و شیعیانش است که خدای منّان به آنان نعمت هدایت را عنایت فرمود.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : فضیلت مول علی علیه‌السلام، صراط مستقیم، فضیلت، علی بن ابی‌طالب، قرآن،
جمعه 30 آبان 1393 :: نویسنده : مستور

جابربن عبدالله انصاری می‌گوید: لَقَد سَمِعْتُ رَسُولُ اللهِ ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ یَقُولُ:

« اِنَّ فِی عَلِیٍّ خِصالاً لَوْ کانَتْ واحِدَهٌ مِنْها فِی رَجُلٍ اِکْتَفی بِها فَضْلاً وَ شَرَفاً.»

از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ درباره‌ی علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ مناقب و فضائلی شنیدم که هر یک از آنها اگر در کسی یافت می‌شد، برای فضیلت و شرافت او کافی بود.

« مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعِلیٌّ مَوْلاهُ.»

من مولای هر کس هستم علی مولای اوست.

« عِلیٌّ مِنّیِ کَهاروُون مِنْ مُوسی.»

نسبت علی با من مانند نسبت هارون پیغمبر با برادرش حضرت موسی است.

« عَلِیٌّ مِنّی وَ اَنَا مِنْهُ.»

علی از من است و من از علی هستم.

« عَلِیٌّ مِنّی کَنَفْسی، طاعَتُهُ طاعَتی وَ مَعْصِیَتُهُ مَعْصِیَتی.»

مقام و منزلت علی نسبت به من مانند جان و نفس من است نسبت به من، پیروی از او پیروی از من، مخالفت با او مخالفت با من است.

« حَرْبُ عَلِیٍّ حَرْبُ اللهِ، وَ سِلْمُ عَلِیٍّ سِلْمُ الله.»

جنگ با علی جنگ با خدا و مسالمت با او مسالمت با خداست.

« عَلِیٌّ حُجَّهُ اللهِ عَلی عِبادِهِ.»

علی حجت خدا بر بندگان است.

« حُبُّ عَلیٍّ إیمانٌ وَ بُعْضُهُ کُفْرٌ.»

مودّت و دوستی با علی ایمان، بغض با او کفر است.

« حِزْبُ عَلِیٍّ حِزْبُ اللهِ وَ حِزْبُ أعْدائِهِ حِزْبُ الشَّیْطانِ.»

جمعیت و طرفداران علی حزب الله هستند، جمعیت و طرفداران دشمنان علی حزب شیطانند.

10ـ « عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ لایَفْتَرِقان.»

علی با حق است و حق با علی است، هیچگاه از هم جدا نمی‌شوند.

11ـ « عَلِیٌّ قَسیم الجّنَّهِ وَ النّار.»

علی قسمت کننده‌ی بهشت و دوزخ است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 10 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   

امکانات وب


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی