تبلیغات
مــاه ولــاء - مطالب امام علی (ع)
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 17 فروردین 1396 :: نویسنده : مستور
سؤال: با توجه به اینکه مردم می دانستند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امام علی علیه السلام را برای جانشینی خود انتخاب کرده، چرا حضرت علی علیه السلام را رها کردند و یار و یاور دیگر خلفاء شدند؟

1. وجود هوای نفس
صرف دانستن غصب ولایت از طرف خلفاء نمی تواند مردم را از خلفاء دور کند؛ زیرا خیلی وقتها انسان می داند که تکلیف و راه و روش رسیدن به معبود چیست، اما در عین حال به تکلیفش عمل نمی کند یا اینکه می داند شایستگی فلان سمت و مقام را ندارد و لیاقت و شایستگی از آن دیگری است، ولی با ده­ها حیله و تزویر و ... حق او را غصب می کند؛ چنان که خود خلفاء می دانستند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز غدیر حضرت علی علیه السلام را برای جانشینی خود معرفی کرده است و تبریکات عمر را در قالب واژه «بخّ بخّ لک یا علی ...»[1] ضبط کرده اند یا اینکه عمر در بارة بیعت با ابابکر می گوید: «بیعت با ابابکر کاری بی رویه و اتفاقی و بدون تدبیر بود ... پس هر کس این اشتباه را بکند، او را بکشید!»[2] ولی با این حال منصب و مقام خلافت را از او گرفتند.

بنابراین، به همان دلیلی که خلفاء حق علی علیه السلام را غصب کردند، با آنکه می دانستند خلافت حق علی علیه السلام است، بعضی از مردم هم با اینکه می دانستند خلفاء غاصب حق علی علیه السلام می باشند، در زیر بیرق غاصبان رفتند.

ابو حامد محمد بن محمد غزالی از علماء بزرگ اهل سنت می نویسد: «همه اجماع و اتفاق بر متن حدیث دارند که در خطبة روز غدیرخم، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس من مولا و آقای او هستم، بعد از من علی مولی و آقای اوست. عمر فوری مبادرت به تظاهر کرد و تبریکات لازمه را در ضمن بخّ بخّ لک یا علی تقدیم کرد. پس نفس اماره بر آنان غلبه کرد و حب ریاست و جاه طلبی عواطف و مزایای انسانیت را از آنها سلب کرد و در سقیفه به خلیفه تراشی پرداختند و جام شراب هوای نفسانی را نوشیدند و به قهقرا برگشتند، قرآن را پشت سر انداختند و احکام و سنت پیامبر را ملعبة خود کردند.»

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : هوای نفس، عدالن خواهی، ابوتراب، کینه، جهالت،
یکشنبه 22 اسفند 1395 :: نویسنده : مستور
استفاده از زبان معما و چیستان، برای طرح مسایل و موضوعات مختلف علمی و تربیتی، شیوه ای است که از دیرباز مورد توجه صاحب نظران و کارشناسان بوده است. در زندگانی سراسر نور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام نیز موارد بسیاری دیده شده که آنان با طرح سؤال درباره یک موضوع، خواهان پاسخ اصحاب و یاران شده اند. بدون تردید انگیزه این امر، توجه دادن بیش تر افراد به اهمیت موضوع بوده است. برای شروع کار ما، این سیره اولیای دین، رهنمودی بی نظیر بود. در این باره به عنوان اولین گام، معماهای معنوی را ارائه کردیم و امید بسیار داریم که با بهره مندی از انتقادها، پیشنهادها و البته راهنمایی های راه گشای شما خوبان، پُرتوان تر از گذشته، به ادامه راهی که در پیش گرفته ایم، توفیق یابیم.

yaali

تجارت بی نظیر
اگر شخصی که دارای سرمایه و شغل تجارت نیست، بگوید «من دارای تجارتی بی نظیر هستم و از این راه سودی سرشار خواهم برد»، سخن او برای شما، مایه شگفتی است و بدون تردید می کوشید که راز گفتارش را بیابید. بهتر است با هم رمز این سخن را در گفتار نورانی امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام بیابیم. آن حضرت می فرمایند: «هیچ تجارتی، مانند عمل صالح نیست».انسان در برابر انجام کار شایسته و عمل صالح، به بزرگ ترین پاداش، یعنی بهشت دست می یابد؛ از این روی بالاترین و سودمندترین تجارت از آن اوست. نتیجه هر کار اگر بهره مندی از بهشت و نعمت های آن نباشد، هرچند بهره دنیایی و اقتصادی سرشاری به دست دهد، جز خسارت و ضرر چیزی نیست و در مقابل، هر کاری اگر چه اندک بهره دنیایی هم نداشته باشد، ولی پایانش بهشت باشد، تجارتی سودمند است، همانند عمل صالح.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ابوتراب، خدا، مرگ، انسان، معما، محبوب خدا،
جمعه 15 بهمن 1395 :: نویسنده : مستور
علی(ع) شخصیتی جامع اضداد است که بزرگان دانش، به بعدی از ابعاد شخصیت او پرداخته اند. پرواز اندیشه هر چند که بلند باشد، نمی تواند نهایت او را دریابد و زبان وقلم در وصف او ناتوان است. او اقیانوسی است که نمی توان آن را با پیمانه پیمود. او متصل به وحی الهی است. از این رو، راه شناخت و درک علی(ع) از زبان پیامبر و اهل بیت(ع) ممکن است. سیره آن حضرت، الگوی مؤمنان است و تمسک به آن به زندگی حرکت و معنا می دهد. بررسی مقاطع مختلف زندگی امام علی(ع) یا برش کوتاهی از زندگی آن رادمرد تاریخ اسلام، افزون بر حیرت افزایی، قلب انسان را نسبت به حقیقت به کرنش وا می دارد. ما امروز بیش از همیشه محتاج شناخت و پیروی عملی از مرام و سیره علی(ع) هستیم. شهادت امیرمؤمنان(ع)، ضربه سهمگینی به ستون هدایت وارد کرد و شیعیان را برای همیشه عزادار کرد، ولی تنها راه پیمودن سعادت و صراط مستقیم را به بشریت نمایاند و نشان داد راه رسیدن به سعادت فرد و جامعه، از عمل به سنت و سیره رسول خدا(ص) و اهل بیت(ع) و اصول خدشه ناپذیر اسلامی می گذرد.
 
علی، انسان کامل و متعالی
امام علی بن ابی طالب(ع)، وصی و جانشین بلافصل رسول خدا(ص) دومین شخصیت عالم اسلام و نخستین پیشوای شیعیان است. از جمله کنیه های مشهور او اسدالله و ابوتراب است که پیامبر به او داده بود و نیز حیدر کنیه ای بود که مادرش فاطمه بنت اسد او را بدان نامیده بود.(1) مطالعه و بررسی شخصیت امام علی(ع) و بررسی سیره و کلام او هر انسان عاقل و پاک نهادی را به حیرت وا می دارد. او دارای صفات حسنه و الگوی سخاوت و انفاق، زهد و قناعت، شجاعت، فروتنی و تواضع، عدالت و امانتداری، گذشت و شفقت، عبادت و عمل صالح، علم و قضاوت و مکارم اخلاق است. علی(ع) دریایی است که برای غوص در آن و شناخت عظمت روحی او به ذره ای مبالغه و غلو نیاز نیست، بلکه بهترین راه شناخت علی(ع) و عظمت جایگاه او، علاوه بر کلام و سیره نبوی درباره او مطالعه و درک رفتار و گفتار خود آن حضرت است.

در فضل و عظمت او در بین نوع انسان، دانشمندان سخنان بسیار گفته و نوشته اند. چنانکه ابن سینا از حکمای بنام اسلامی، گفتاری نغز درباره امام علی(ع) می گوید. ابن سینا در رساله معراجیه بیانی را که رسول اکرم(ص) به امیرالمؤمنین(ع) درباره عقل و فراگیری علم عقلی فرموده است، نقل و از علی(ع) چنین یاد می کند که رسول اکرم(ص) به علی(ع) که در بین یاران پیامبر، همانند عقل در بین حواس بود، چنین فرمود: «ای علی زمانی که مردم با انواع نیکی ها به سوی خدا نزدیک می شوند، تو با عقل به سوی او تقرب پیدا می کنی و بر آن سبقت می جویی. نکته مهم در این تعبیر این است که علی(ع) در بین دیگر صحابه، مانند عقل در بین حواس دانسته شده و بنابراین تعبیر حواس به عقل نیازمندند و عقل رهبر آنهاست.»(2)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : حقیقت ناشناخته، امام علی، نهج البلاغه، رضای خدا، عدالت، تربیت نبوی،
شنبه 11 دی 1395 :: نویسنده : مستور
چون به شجاعت و دلاوری آن حضرت که زبانزد همگان است بنگریم، درمی یابیم که او از سن بیست سالگی یا اندکی بیشتر در جنگها مباشرت داشته، و حال آنکه با جنگاوریی که علی(ع) از خود به نمایش گزارد، نام شجاعان پیش از خود را به بوته فراموشی سپرد و نیز نام دلاوران پس از خود را از صفحه گیتی پاک کرد.خواهیم دید که علی(ع) در شجاعت بر تمام مردم برتری دارد، این امر آن چنان بدیهی و روشن است که سخن گفتن و ایراد شواهد برای اثبات آن بر انسان زشت و قبیح جلوه می کند. آنچه علی در جنگ کرد، تا روز قیامت به عنوان ضرب المثل به جای خواهد ماند.برای اثبات شجاعت آن حضرت همین قدر کافی است که وی در هیچ میدانی از دشمن گریزان نشد و خود را در مقابل لشگریان آنان نباخت و با کسی گرم کارزار نشد، مگر آنکه او را بکشت و هرگز ضربه ای بر دشمن وارد نکرد که بخواهد دومین ضربه را نیز بر او بزند. ضربات او بس سهمناک بود.هرگز از پیش دشمنی نمی گریخت.چون به مبارزه ای فراخوانده می شد باک نمی داشت.اینها همه از امور حیرت آوری است که جز برای پسر ابو طالب فراهم نشد.و چه بسا که بتوان شجاعت وی را بیش از اینها مورد توصیف قرار داد.او خود می فرمود: «با کسی به نبرد نپرداختم مگر آنکه من و او در میدان بودیم.»یکی از موارد افتخار اعراب، ایستادگی در برابر علی(ع) در صحنه های پیکار بود.آنان و دار و دسته شان افتخار می کردند که علی(ع) با ایشان به جنگ پرداخته است.حی بن احطب سید قبیله بنی نضیر یکی از کسانی است که بر این امر بالیده و گفته است: «اینها کشتگانی شریف به دست انسانی شریفند.»خواهر عمرو بن عبدود در شعری که در رثای برادرش سروده است، به کشته شدن وی به دست علی(ع) می بالد.هنگامی که حسان در یکی از سروده هایش به قتل عمرو بن عبدود بالید، یکی از مردان قبیله بنی عامر در جواب او اشعاری گفت که برخی از ابیات آن چنین است:

1. دروغ گفتید و به خانه خدا سوگند که ما را نکشتید اما به خاطر تیغ برنده علی(ع) بر خود ببالید 2.به شمشیر پسر عبد الله یعنی احمد در جنگ و به پنجه نیرومند علی(ع) بدین حال دست یافتند، پس کوتاه کنید 3.علی است آنکه در فخر مقامی والا دارد پس بیهوده ادعا مکنید و پست و کوچک شوید (گم شوید)

مشرکان کارزار علی(ع) را مورد ستایش قرار می دادند و آن را افتخاری برای علی به شمار می آوردند و با این وجود، علت افتخار ایشان، تنها آن بود که علی کشنده آنهاست.مسافع بن جمحی در سوگ عمرو و کشته شدن او به دست امیر المؤمنین(ع) شعری سروده که یکی از ابیات آن چنین است:

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : شجاعت، جنگ، عمرو بن عبدود، پیامبر، مشرکان، مردان، علی (ع)،
جابر بن عبداللّه انصارى گوید:

روزى به همراه مولاى متّقیان، امام علىّ علیه السلام بودم، شخصى را دیدیم كه مشغول نماز است ، حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مى دانى كه چگونه و براى چه مى باشد؟ اظهار داشت : آیا براى نماز مفهومى غیر از عبادت هم هست ؟ حضرت فرمود: آرى، نماز داراى تاویل و مفهومى است كه تمام معناى عبودیّت در آن خواهد بود.

امام علیه السلام فرمود:

اوّلین تكبیر آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از این كه داراى قیام و قعود باشد.

دوّمین تكبیر یعنى؛ خداى موصوف به حركت و سكون نمى باشد.

سوّمین تكبیر یعنى؛ این كه نمى توان او را به جسمى تشبیه كرد.

چهارمین تكبیر یعنى ؛ چیزى بر خداوند عارض نمى شود.    

پنجمین تكبیر مفهومش آن است كه خداوند، نه محلّ خاصّى دارد و نه چیزى در او حلول مى كند.

ششمین تكبیر معنایش این است كه زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.

و هفتمین تكبیر یعنى؛ بدان كه خداوند سبحان همچون دیگر اجسام ، داراى اءبعاد و جوارح نیست.

سپس در ادامه فرمایش خود فرمود:

معناى ركوع آن است كه مى گوئى: خداوندا! من به تو ایمان آورده ام و از آن دست بر نمى دارم ، گرچه گردنم زده شود.

و چون سر از ركوع بر مى دارى و مى گوئى:(سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْد للّه ربّ العالمین) یعنى خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده اى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستى مطلق توئى

و هنگامى كه سر بر سجده فرود آوری گوئى: خداوندا! مرا از خاك آفریده اى؛ و سر بلند كردن از سجده یعنى؛ مرا از خاك خارج گردانده اى.

و همین كه دوّمین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاك بر مى گردانى؛

و چون سر بلند كنى گوئى: و مرا از درون همین خاك در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مى گردانى.

و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهل بیت او علیهم صلوات اللّه مى باشد.

و معناى سلام ، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نماز گذار است كه در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.

منبع : مجلسی، بحارالأنوار(ط - بیروت)، ج‏81، ص254



نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : حدیث، امام علی علیه‌السلام، نماز، حقیقت،
عاقل ترین مردم کسى است که به محاسبه خویش پردازد

به گزارش سرویس دینی جام نیـوز،در حالات امام علی(ع) وارد است که مردى از امام علی(ع) پرسید، اى امیرمؤمنان! انسان چگونه نفس خویش را محاسبه کند؟ امام فرمود: هنگامى که صبح را به شام مى رساند، نفس خویش را مخاطب ساخته چنین گوید: اى نفس! امروز بر تو گذشت و تا ابد باز نمى گردد، و خداوند از تو درباره آن سؤال مى کند که در چه راه آن را سپرى کردى؟ چه عملى در آن انجام دادى؟ آیا به یاد خدا بودى، و حمد او را به جا آوردى؟ و… .

پاسخ تفصیلی: در این که چگونه باید نفس را «محاسبه» کرد و خویشتن را پاى حساب حاضر نمود و مورد باز خواست قرار داد؛ بهترین طریق همان است که در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) نقل شده که بعد از نقل حدیث پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که فرمود: «اَکْیَسُ الکَیِّسینَ مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ»؛ (عاقل ترین مردم کسى است که به محاسبه خویش پردازد). مردى از آن حضرت پرسید «یا اَمیرَالْمُؤمِنینَ وَ کَیْفَ یُحاسِبُ الرَّجُلُ نَفْسَهَ»؛ (اى امیرمؤمنان! انسان چگونه نفس خویش را محاسبه کند؟).

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : محاسبه، دشمن، سیره، نفس، عقل، حدیث، اسلام،
میانجى شدن حضرت امیرمومنان (علیه السلام)
امیرالمومنین (علیه السلام) بر خرمافروشان گذشت ، ناگاه کنیزى را در حال گریه دید ، فرمود : سبب گریه ات چیست ؟ گفت : آقایم مرا با یک درهم براى خرید خرما فرستاد ، از این شخص خرما را خریدم و نزد  خانواده  آقایم بردم ، ولى نپسندید ، هنگامى که به ایشان برگرداندم از پس گرفتن سر باز زد . حضرت به خرما فروش گفت : اى بنده خدا ! این یک خدمتکار است و از خود اختیارى ندارد ، درهمش را باز گردان و خرما را پس بگیر ، خرما فروش از جا برخاست و مشتى به حضرت زد . مردم گفتند :  چه کردى  این امیرالمومنین (علیه السلام) است ؟ ! مرد از شدّت ترس به تنگى نفس افتاد و رنگ چهره اش زرد شد و خرما را از کنیز گرفت و درهم را به او باز گردانید سپس گفت : اى امیرالمومنین ! از من راضى شو ، حضرت فرمود : چه چیزى بیشتر از اینکه ببینم تو خود را اصلاح کرده اى مرا راضى مى کند ؟ و کلام امیرالمومنین (علیه السلام)  به این صورت آمده است : من در صورتى از تو راضى مى شوم که حقوق مردم را تمام و کامل بپردازى .
 
گذشتى زیبا
امیرمومنان (علیه السلام) براى دستگیرى لبید بن عطارد تمیمى ـ به خاطر گفتن سخنانى ـ مامور فرستاده بود . ماموران از  کوى  بنى اسد مى گذرند که نعیم بن دجاجه اسدى برخاسته ، لبید را از قبضه ماموران رها مى کند . امیرمومنان (علیه السلام)  براى دستگیرى نعیم بن دجاجه مامورانى را گسیل مى کند که بعد از آوردن وى امام به تنبیه  بدنى او فرمان مى دهد ، در این حال نعیم مى گوید : آرى ، به خدا قسم که با تو بودن خوارى و دورى جستن از تو کفر است ! امام (علیه السلام) فرمود : از تو گذشت کردیم ، خداوند مى فرماید : « به شیوه نیکو بدى را دفع کن ». اما سخنت : بودن با تو ذلت است ، بدى بود که بدست آوردى و اما گفته است که جدایى از تو کفر است ، نیکى است که بدان دست یافتى پس این به این.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ابوتراب، بیت المال، ایثار، رسول خدا، امیرالمومنین، یتیمان،
1- به خوردن ماهی مداومت مکنید؛ زیرا بدن را آب و لاغر می کند.[1]

2- خوردن گردو در گرمای شدید، حرارت داخلی را تهییج، و در بدن ایجاد دمل می نماید، و خوردن آن در زمستان کلیه ها را گرم و برودت را دفع می کند.[2]

3- هر گاه مسلمان ضعیف شود، گوشت و شیر بخورد.[3]

4- با خوردن بنفشه حرارت تب را بشکنید.[4]

5- نخوردن شام موجب ضعف و خرابی بدن می شود.[5]

6- شیر گاو دواست، و نیز فرمود: پیه های گاو دردآور و روغن و شیرش شفابخش است.[6]

7- کسی که در اول صبح 21 دانه کشمش بخورد مریض نمی شود.[7]

8- سیب بخورید که معده را دباغی می کند.[8]

9- خوردن گلابی قلب ناتوان را قوی و معده را پاکیزه می کند.[9]

10- سعتر برای معده کرک می شود مانند کُرک های حوله.[10]

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ابوتراب، توصیه های بهداشتی، بیماری پنهان، غذا، خورشید،
شنبه 27 شهریور 1395 :: نویسنده : مستور
جوانی علی (ع) الگویی برای جوانان
می گویند باید از حضرت علی (ع) الگو بگیریم! اما چگونه؟!... من یک جوان هستم! یک جوان با خصوصیات خاص دوران جوانی! یک جوان با شور و نشاط خاص این دوران که به خنده و تفریح , به شور و احساسات نیاز دارد و الگویی که مرا به شور آورد با تمام این حرفها , باز هم الگو برای تو و برای همه , مولای متقیان است : و بخصوص جوانی شان.

الگو گرفتن یک الگو
بله! خود امیر المومنین در جوانی شان , الگو داشته اند. الگویشان نیز پیامبر بوده است . از علی (ع) از شش سالگی همراه و همراز پیامبر و در خانه ایشان زندگی می کرده اند و در همه امور زندگی شان , حتی جزیی ترین مسایل هم به پیامبر اقتدا می نمودند یعنی خود ایشان هم از یک انسان کامل و والای دیگر الگو می گرفته اند.

اما چگونه؟
پیامبر اکرم (ص) و علی(ع) همواره با هم بودند. از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خویشان دعوت عمومی در خانه خدا و حتی سفره های تبلیغی پیامبر. علی (ع) همیشه اول صبح به دیدار پیامبر می رفت و آنگاه یکدیگر را شاداب در آغوش می کشیدند و احوال هم را می پرسیدند . آندو بزرگوار اوقات زیادی از شبانه روز را در کنار هم به کار و تلاش می پرداختند و گاه علی (ع) خالصانه عرق از پیشانی پیامبر پاک می کرد و ایشان صمیمانه از او تشکر می نمود.

علی (ع) خود در این باره می فرماید : (( پیامبر (ص) مرا در دامان خود پرورید. من کودک بودم , پیامبر مرا چون فرزند خود درآغوش گرمش می فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جای می داد... هرگز نیافت که من دروغی بگویم و در کردار من اشتباهی رخ دهد. من همچون بچه شتری تازه که پیوسته به دنبال مادرش هست , دنبال او می رفتم . او هر روز نکته ای تازه ای از اخلاق برای من آشکار می ساخت و مرا فرمان می داد که در خط او حرکت کنم . ان حضرت مدتی از سال در کوه حرا به سر می برد و کسی جز من او را نمی دید... من نوروحی و رسالت را می دیدم و بوی خوش و دل انگیز نبوت را احساس می کردم ... موقعیتی که من در محضر رسول الله داشتم برای هیچ کس نبود)).

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : جوانان، الگو، ابوتراب، جوانمردی، ثقلین، تفریح،
بر اساس روایات فراوانی که ذکر شده است حضرت علی(ع) و همچنین فرزندان او لسان و کتاب ناطق الهی و قرآن ناطق هستند.

ابوبصیر گوید: درباره آیه «هَذَا کِتابُنا ینطقُ عَلَیکُم بالحق» از امام صادق(ع) پرسش کردم، ایشان فرمودند: «قرآن سخن نمی گوید: لیکن محمد و اهل بیت او - علیهم السلام - ناطق به کتاب - یعنی قرآن - می باشند.[1] امام صادق(ع) در حدیثی دیگر فرمود: «امیر المؤمنین(ع) می فرماید: من علم خداوند و زبان گویای خداوند هستم.[2] همچنین تعبیرهای «لِسانُهُ النّاطِقُ»، ما زبان ناطق خداوند هستیم،[3] «أنَا الکِتابُ النّاطِقُ»[4] «النّاطِقُ بِالقُرآنِ»[5] «النّاطِقُ عَنِ القُرانِ»[6] و نظایر آن که درباره امام علی(ع) و دیگر پیشوایان معصوم(ع) در روایات آمده است، می فهماند که آنان مفسر واقعی قرآن، مظهر علم الهی و عالم به کلیه علوم مربوط به قرآنند چنان که به مناسبت های مختلف روایات گوناگونی درباره تفسیر، تأویل و غیر آن اظهار فرموده اند. از این روست که شیعیان به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) قرآن ناطق می گویند و اطلاق این گونه تعبیر بر آن بزرگواران صحیح می باشند.

در روایات اهل سنت نیز آمده است که: «مَن عِندَهُ عِلمُ الکِتابِ»[7] کسی که علم کتاب «و آگاهی بر قرآن» نزد اوست) علی بن ابی طالب است که به تفسیر، تأویل، ناسخ، منسوخ، حلال و حرام قرآن عالم بود.[8] از آن حضرت نیز نقل شده است که فرمود: «فَوَالذی نفسی بِیَدهِ ما نَزَلت آیة الّا وَ أَنَا أَعلَمُ بِها أَینَ نَزَلَتَ وَ فیمَن نَزَلَت»[9] قسم به کسی که جانم به دست اوست هیچ آیه ای نازل نشده است، مگر این که من می دانم کجا نازل شده و درباره چه کسی نازل شده است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ناطق، قرآن، علی علیه‌السلام قرآن ناطق، روایت، شیخ صدوق،


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

امکانات وب


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی