صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شنبه 28 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : مستور
امام علی (ع) می فرماید:

«ان الله فرض علی ائمه العدل، ان یقدروا انفسهم بضعفه الناس»:

«خداوند بر امامان دادگر، واجب کرده، که زندگی خویش را با ناتوانان مردم منطبق سازند».[1]

آنکه رنج فقر را لمس نکرده و هیچ سنخیتی با توده ی مستحق و محروم ندارد نمی تواند رهبری مستضعفین را بر علیه مستکبرین به عهده بگیرد، ولی وقتی امام و رهبر یک جامعه زندگی خود را با فقیرترین و محروم ترین مردم منطبق می کند، توده مردم با او احساس سنخیت و یگانگی می کند و او در اعماق جان توده ها نفوذ می کند، به گونه ای که حتی قرنها پس از مرگش می تواند با رهبری های خداکونه اش مستضعقین جهان را بر علیه مستکبرین بسیج نماید.

کلام ابن ابی الحدید درباره فلسفه ی عشق مردم به علی علیه السلام
ابن ابی الحدید در رابطه با فلسفه ی نفوذ خارق العاده ی امام علی (ع) در دل توده ها و عشق توصیف ناپذیر مردم نسبت به آن حضرت مطلب جالبی دارد که خلاصه آن را اینجا ذکر می کنیم:

می گوید روزی از ابوجعفر نقیب پرسیدم علت اینکه مردم این همه به علی (ع) عشق می ورزند چیست، ولی در پاسخ این سوال نمی خواهم از علم و شجاعت و فصاحت و سایر صفات و ویژگی هائی که خداوند به صورت کامل به او عنایت کرده، سخنی به میان آید؟

سوال جالبی است، ابوجعفر ابتدا مقدمه ای ذکر می کند که اصولا توده ی مردم از زندگی دنیا دل خوشی ندارند، افراد شایسته و مستحق اکثرا محرومند و حتی بیشتر اوقات محتاج افراد ناشایسته، پس از تشریح این مقدمه می گوید:

«.. فمعلوم ان علیا علیه السلام کان مستحقا محروما، بل هو امیر المستحقین المحرومین و سیدهم و کبیرهم...»

«بدیهی است که علی (ع) خود مستحقی محروم بود، بلکه او امیر مستحقین محروم، و آقا و بزرگ آنها بود! و معلوم است که محرومین برای یکدیگر تعصب می ورزند و بر علیه دنیاداران می شورند، حال اگر یکی از این محرومین مردی پرارج و شریف و جامع فضائل انسانی باشد و در عین حال محروم و بزرگترین رنجها و مصائب را در جهان ببیند و بالاخره در محراب عبادت کشته شود و فرزندانش پس از وی شهید گردند و زنان خانواده اش به اسارت برده شوند و خاندانش گرفتار قتل و تبعید و فرار و زندان باشند، با توجه به اینکه همه ی آنها مردان با فضیلت و زاهد و عابد و سخی و برای خلق سودمند بودند.

«فهل یمکن الا یتعصب البشر کلهم مع هذا الشخص! و هل تستطیع القلوب الا تحبه و تهواه و تذوب فیه و تفنی فی عشقه؟!»:

آیاممکن است که تمام انسانها نسبت به چنین شخصی میل نورزند؟! و آیا دلها می توانند او رادوست نداشته باشند و هوای او نکنند؟! و در هوای او آب نگردند؟! و در عشق او فنا نشوند؟! … »[2]

پی نوشت:
[1] نهج البلاغه 209.
[2] شرح ابن ابی الحدید جلد 10 صقحه ی 225 -222 به طور خلاصه.
منبع : رمز تداوم انقلاب در نهج البلاغه، با تلخیص.



نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : عشق مردم به علی علیه السلام، رهبری مستضعفین، محرومین، امام،
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : مستور
انفاق آن زمانی ارزش بیشتری پیدا می کند که متعلق آن، مورد علاقه انسان باشد. یکی از اصحاب به امام علی علیه السلام عرض کرد:چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردی. حضرت علی علیه السلام فرمود: نذر می کنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم. فاطمه نیز چنین گفت. حسن و حسین علیهما السلام هم گفتند: ما نیز سه روز روزه می گیریم. فضه، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد. چندی نگذشت که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام شفا یافتند. همه به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند، اما برای افطار چیزی در خانه نبود.

در ۲۵ ذی الحجه سوره هل اتی (سوره انسان) در شأن امیرالمومنین (ع)، فاطمه زهرا (س)، امام حسن و امام حسین علیهم السلام نازل شده است. این مهم بعد از سه روز روزه آنان و اعطای افطارشان به مسکین و یتیم و اسیر بود که آن طعام بهشتی نازل شد. امام حسن و امام حسین علیهماالسلام در کودکی بیمار شدند. رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه دو نفر از اصحاب از آن ها عیادت کرد. یکی از اصحاب به امام علی علیه السلام عرض کرد:چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردی. حضرت علی علیه السلام فرمود: نذر می کنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم. فاطمه نیز چنین گفت. حسن و حسین علیهما السلام هم گفتند:ما نیز سه روز روزه می گیریم. فضه، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد. چندی نگذشت که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام شفا یافتند. همه به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند، اما برای افطار چیزی در خانه نبود.

شان نزول سوره هل أتی

امام علی علیه السلام نزد یکی از همسایگان یهودی اش که پشم باف بود و شمعون نام داشت رفت و گفت: آیا حاضری دختر محمد مقداری پشم برای تو بریسد و تو در برابرش کمی جو بدهی؟ شمعون گفت: بله؛ و به او کمی پشم داد. حضرت فاطمه علیهاسلام یک سوم آن پشم را ریسید و یک صاع جو از شمعون گرفت. آن را آرد کرد و با آن پنج قرص نان پخت؛ برای هر نفر یک قرص نان.

امام علی علیه السلام نماز مغرب را با پیامبر خدا گزارد و به منزل آمد. سفره را گستردند و هر پنج نفر سر سفره نشستند. هنگامی که امیرالمومنین اولین تکه را کند، ناگاه مسکینی در خانه را زد و گفت:السلام علیکم یا اهل بیت محمد. من مسلمان مسکینی هستم. از آنچه می خورید به من بخورانید. خداوند از نعمت های بهشت به شما بدهد!» همه اهل خانه هر پنج قرص نان را به مسکین دادند، شب را گرسنه خوابیدند و چیزی جز آب نخوردند.

فردای آن روز را نیز روزه گرفتند. فاطمه سلام الله علی ها یک سوم دیگر از پشم را ریسید و یک صاع دیگر از جو را آرد کرد و پنج قرص نان پخت. بعد از نماز مغرب، همین که سر سفره نشستند، یتیمی به در خانه آمد و گفت:السلام علیکم اهل بیت محمد. من یتیمی مسلمان هستم. از آنچه می خورید به من نیز بدهید. خداوند شما را از نعمت های بهشتی اطعام کند. همه اهل خانه، آن شب را نیز گرسنه سپری کردند و چیزی جز آب نخوردند.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : سبک زندگی امام علی و حضرت زهرا علیهما السلام، حضرت زهرا (س)، امام علی (ع)، انفاق،
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : مستور
انس بن مالک می گوید: از رسول خدا(ص) شنیدم که می فرمود: شب معراج در مکانی از آسمان هفتم جبرئیل به من گفت: ای محمد! جلو برو و در همین حال کوثر را به من نشان داد و گفت:

ای محمد! این کوثر در میان تمام انبیاء فقط اختصاص به تو دارد. و من در آن قصرهای زیادی از لؤلؤ و یاقوت و درّ دیدم.

جبرئیل به من گفت: یا محمد؛ هذه مساکنک و مساکن وزیرک و وصیک علی بن أبی طالب(ع) و ذریته الأبرار؛ ای محمد! این قصرها جایگاه تو و جایگاه جانشین و وزیر تو علی بن ابی طالب(ع) و ذریة پاک و نیکوکار او می باشد.

پیامبر اکرم(ص) در ادامه فرمودند: پس من دستم را بر سنگی از آن زدم و آن را بو کردم و بوی مشک دستم را فرا گرفته بود و دیدم که قصرهای کوثر از طلا و نقره ساخته شده بود.[1]

متن روایت:

عن أنس بن مالک قال: سمعت رسول الله (ص) یقول: لما اسری بی إلی السماء السابعة قال لی جبرئیل: تقدم یا محمد أمامک وأرانی الکوثر وقال: یا محمد هذا الکوثر لک دون النبیین، فرأیت علیه قصورا کثیرة من اللؤلؤ والیاقوت والدر، وقال: یا محمد هذه مساکنک ومساکن وزیرک ووصیک علی بن أبی طالب و ذریتة الابرار. قال: فضربت بیدی إلی بلاطه فشممته فإذا هو مسک، وإذا أنا بالقصور لبنة ذهب ولبنة فضة.

سند روایت:

این روایت را نیز سید شرف الدین حسینی، در کتاب تأویل الآیات به طریق خود از محمد بن العباس رحمه الله، از حسن بن محبوب، از علی بن رئاب، از مسمع بن أبی سیار و او از أنس بن مالک نقل می کند.

همان گونه که در شرح حال مسمع مشاهده می شود، وی از امام صادق(ع) روایت نقل می کند، پس وی نمی تواند أنس بن مالک که از صحابی پیامبر(ص)[2]

می باشد را دیده باشد، بنابراین روایت از لحاظ سند دچار ارسال و ضعف می باشد، ولیکن با توجه به مفهوم و دلالت آن قابل قبول است.

پی نوشت ها :
[1] بحار، ج 8، ص 26؛ تأویل الآیات الظاهره، ص 821، ح 3.76. روی عن أبی عبدالله(ع) و روی عنه الصدوق بطریقه إلیه، الفقیه،الجزء 3، باب الودیعه، الحدیث 882. (ر.ک: معجم رجال الحدیث، ج 19، ص 172، رقم 12379).
[2] در مورد شرح حال وی و حدیث مشهور طیر که او نقل نموده و کتمان شهادت حدیث غدیر به کتب: اختیار معرفة الرجال، ج 1، ص 247؛ نقد الرجال تفرشی، ج 1، ص 248، رقم 608؛ معجم رجال الحدیث، ج 4، ص 149، رقم 1566، مراجعه شود.
منبع : کتاب امام علی (ع) در آینه معراج.



نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : امام علی (ع)، فضائل امام علی، کوثر،
جمعه 6 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : مستور
نهج البلاغه را کتابی فروتر از کلام خدا و فراتر از سخن بشر گفته اند. کتابی که خاستگاه و سرچشمه فصاحت و بلاغت است، بلاغتی که در گفتار و در کتابی دیگر ظاهر نشده است.با آنکه در شرح این اثر عظیم و بی مانند فاضلان روزگار همه کوشش خود را به کار برده اند، اما هنوز هم جامعه اسلامی به معرفی و شناخت بیش از پیش آن نیاز دارد. از خلال خطبه ها و کلمات قصار نهج البلاغه به حکمتهای فراوانی می توان دست یافت، زیرا در سخنان حضرت رنگی از کلام پروردگار جاری است. مجموعه سخنان امام علی(ع) جولانگاه اندیشه و دیدگاه بصیرت است. کلماتی که گویی از کاروان خدایی جدا شده و با روح انسان آمیخته است.

حجت الاسلام والمسلمین محمد جواد نظافت استاد حوزه و دانشگاه در سلسله نشست های «نهج البلاغه و زندگی» در بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی در تشریح چند فراز از کلمات قصار حضرت علی (ع) مطالبی را بیان کرد که از نظر می گذرد:

سینه عاقل مخزن اسرار اوست

حضرت علی (ع) می فرمایند سینه عاقل مخزن اسرار اوست و این یعنی اینکه انسان در درونش اسراری دارد که مصلحت نیست دیگران از آن باخبر باشند. سِر آن چیزی که ضرر دارد که دیگران آن را بدانند و جایش در سینه انسان است و نباید انسان آن را به دیگران بگوید، اما انسانهای کم ظرفیت نمی توانند حافظ اسرار باشند. حضرت علی (ع) می فرمایند: «اگر کسی عاقل باشد سرش را به کسی نمی گوید.» امیرالمؤمنین (ع) در نامه 31 نهج البلاغه می فرماید: « هر انسانی بهتر از دیگران حافظ سِر خودش است.» اگر ما توقع داریم کسی سِر ما را نگه دارد چرا خودمان سِر مان را نگه نمی داریم و از دیگران توقع داریم.بهترین جای سِر سینه خود فرد است. در بیانی است که کلام در بند توست. تا نگفتی سخن اسیر تو ست. وقتی تو سخنی را گفتی اسیر سخنت می شوی. حال اسرار گاهی فردی، گاهی خانوادگی، گاهی اداری و گاهی مربوط به دوستان و گاهی مربوط به کشور و گاهی مربوط به دین است.انسان اگر اسرار کشورش را به کسی بگوید خیانت کرده. اسرار دینی را هم نباید گفت، برخی چیزها اسرار دینی است، یعنی مطالبی است که افراد ناآشنا به دین آمادگی و ظرفیت پذیرش آن را ندارند، و وقتی به آنان بگوییم پس می زند یا عواطفش جریحه دار می شود و جنگ مذهبی راه می افتد و نباید گفت.

چهره گشاده دام دوستی است

جمله بعدی حضرت علی (ع) این است که چهره گشاده دام دوستی است. یعنی اگر علاقه مند هستیم که دوست داشته باشیم؛ آسان ترین و کم هزینه ترین راه جذب دوست این است که انسان چهره اش گشاده باشد. همه انسانها از چهره گشاده لذت می برند. محبوب بودن چیزخوبی است و منفور بودن بد. اگر منفور بودن به خاطر خداست، عیب ندارد. اگر به وظایف دینی مان عمل می کنیم ما را دوست ندارند می گوییم الحمدلله که به خاطر حق و حقیقت داریم غرامت می پردازیم. اما گاهی به خاطر خلق بدمان ما را دوست ندارند این ضعف است و ناپسند. در زیارت امین ا... می خوانیم خدایا مرا هم در زمین و هم در آسمان محبوب کن.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : حضرت امیرالمؤمنین(ع)، نهج البلاغه، سبک زندگی، جامعه اسلامی، اسرار،
تهدید نظامی یکی از شگردها و ترفندهای دشمن برای به هم ریختن روحیه مردم و مسئولان یک نظام به حساب می آید. نکته مهم، نوع نگرش به تهدید نظامی و جهت گیری و اتخاذ اقداماتی است که با توجه به همان نگرش شکل می گیرد. از آنجایی که تهدید نظامی، خاص دوران ما نبوده و در طول تاریخ شیوع داشته است، برای پی بردن به جواب این سؤال که در مقابل تهدیدات دشمن چگونه باید پاسخ داد؟ بهترین راه نظر به سیره امام متقین علی(ع) است. ایشان در مدت حکومت و رهبری خود بر امت اسلام، با تهدیدات مکرر از سوی دشمنان مواجه بودند. یکی از دشمنان اصلی حضرت و به تعبیری اصل و ریشه فتنه ها در زمان حضرت که فتنه های دیگر از او نشأت گرفته بود، معاویه و بنی امیه بود. در این مجال برآنیم تا با توجه به پاسخ حضرت به تهدیدات نظامی و به تعبیر بهتر گزینه نظامی معاویه، الگوی مناسبی درخصوص جهت گیری ها در برابر تهدیدات نظامی به دست آوریم. 

1- بی اهمیت جلوه دادن تهدیدات نظامی

 از دیدگاه حضرت اولین مرحله مقابله با تهدیدات نظامی دشمن به سخره گرفتن و بی اهمیت دانستن و بی اهمیت جلوه دادن تهدیدات نظامی است. این عمل دو کاربرد دارد ابتدا افزایش روحیه نیرو های خودی و همچنین بی اثر کردن بار روانی این تهدیدات بر نیروها. به همین جهت حضرت در پاسخ تهدید نظامی معاویه می فرمایند: «و ذکرت انه لیس لی و لأصحابی عندک الا السیف فلقد أضحکت بعد استعبار. نوشته ای که نزد تو برای من و یاران من چیزی جز شمشیر نیست در اوج گریه انسان را به خنده وا می دارد»[1] لازم به ذکر است که این امر نباید با بی توجهی و عدم رصد تحرکات دشمن و یا دست کم گرفتن آنان، اشتباه گرفته شود.

2- یادآوری شجاعت و سلحشوری نیروهای نظامی

نکته دوم در پاسخ حضرت به گزینه نظامی دشمن، یادآوری شجاعت و سلحشوری خود و نیروی نظامی خودی برای دشمن است. بازگو کردن رشادت ها و مبارزات نیروی نظامی خودی و ضربات سخت آنان بر دشمن در گذشته نیز از یکسو موجب تضعیف روحیه دشمن شده و از سوی دیگر روحیه سلحشوری نظامیان خودی را افزایش می دهد. به همین جهت حضرت در ادامه می فرمایند: «متی الفیت بنی عبدالمطلب عن الاعداء ناکلین و بالسیف مخوفین فلبث قلیلا یلحق الهیجا حمل فسیطلبک من تطلب و یقرب منک ما تستبعد. فرزندان عبدالمطلب را در کجا دیدی که پشت به دشمن کنند و از شمشیر بهراسند پس کمی صبر کن که هماورد تو به میدان آید آن را که می جویی به زودی تو را پیدا خواهد کرد، و آنچه را که از آن می گریزی در نزدیکی خود خواهی یافت» (همان) بیان دفاع جانانه عزت مندانه رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس در برابر حمله نظامی نه تنها عراق بلکه دنیای استکبار و مزدورانشان و ده ها عملیات غرورآفرین رزمندگان در جبهه ها با وجود حداقل امکانات ممکن، که فرماندهان کارکشته نظامی دنیا را به شگفتی و تعجب واداشت و صحنه های بزرگ رقم خورده در این هشت سال که الگو گرفته از صحنه ها و ایثارگری های عاشورای حسینی بود، موجب افزایش روحیه شجاعت و دلاوری در نیروهای نظامی خودی و همچنین تضعیف روحیه نیروهای دشمن خواهد شد. فرمایشات مقام معظم رهبری در همین جهت است: «من تعجب می کنم. چرا از وضع گذشته عبرت نمی گیرند؟ چرا حاضر نیستند ملت ما را بشناسند؟ مگر نمی دانند که این ملت، ملتی است که در روزی که دو ابرقدرت در این دنیا بودند که تقریباً در همه موضوعات باهم مخالف بودند، جز در دشمنی با جمهوری اسلامی- فقط در دشمنی با جمهوری اسلامی این دو ابرقدرت: ابرقدرت آمریکا و شوروی سابق، باهم متحد بودند- ایستاد و هر دو ابرقدرت را به زانو درآورد. چرا شما عبرت نمی گیرید؟ امروز شما قدرت آن روز را هم ندارید. جمهوری اسلامی امروز چندین برابر قدرتمندتر از آن روز است، باز با این زبان ها حرف می زنید؟ استکبار یعنی این. از موضع تکبر حرف زدن با یک ملت، کار را با تهدید پیش بردن؛ اگر چنین نکنید، چنان خواهد شد. ملت ما هم می گوید که ما می ایستیم.»[2]

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : سیره امام علی(ع)، تهدیدات نظامی دشمن،
میانجى شدن حضرت امیرمومنان (علیه السلام)
امیرالمومنین علی (علیه السلام) بر خرمافروشان گذشت ، ناگاه کنیزى را در حال گریه دید ، فرمود : سبب گریه ات چیست ؟ گفت : آقایم مرا با یک درهم براى خرید خرما فرستاد ، از این شخص خرما را خریدم و نزد  خانواده  آقایم بردم ، ولى نپسندید ، هنگامى که به ایشان برگرداندم از پس گرفتن سر باز زد . حضرت به خرمافروش گفت : اى بنده خدا ! این یک خدمتکار است و از خود اختیارى ندارد ، درهمش را باز گردان و خرما را پس بگیر ، خرمافروش از جا برخاست و مشتى به حضرت زد . مردم گفتند :  چه کردى  این امیرالمومنین (علیه السلام)است ؟ ! مرد از شدّت ترس به تنگى نفس افتاد و رنگ چهره اش زرد شد و خرما را از کنیز گرفت و درهم را به او باز گردانید سپس گفت : اى امیرالمومنین ! از من راضى شو ، حضرت فرمود : چه چیزى بیشتر از اینکه ببینم تو خود را اصلاح کرده اى مرا راضى مى کند ؟ و کلام امیرالمومنین (علیه السلام) به این صورت آمده است : من در صورتى از تو راضى مى شوم که حقوق مردم را تمام و کامل بپردازى .

گذشتى زیبا
امیرمومنان (علیه السلام) براى دستگیرى لبید بن عطارد تمیمى ـ به خاطر گفتن سخنانى ـ مامور فرستاده بود . ماموران از  کوى  بنى اسد مى گذرند که نعیم بن دجاجه اسدى برخاسته ، لبید را از قبضه ماموران رها مى کند . امیرمومنان (علیه السلام) براى دستگیرى نعیم بن دجاجه مامورانى را گسیل مى کند که بعد از آوردن وى امام به تنبیه بدنى او فرمان مى دهد ، در این حال نعیم مى گوید : آرى ، به خدا قسم که با تو بودن خوارى و دورى جستن از تو کفر است ! امام (علیه السلام) فرمود : از تو گذشت کردیم ، خداوند مى فرماید : « به شیوه نیکو بدى را دفع کن ». اما سخنت : بودن با تو ذلت است ، بدى بود که بدست آوردى و اما گفته است که جدایى از تو کفر است ، نیکى است که بدان دست یافتى پس این به این.

اوج ایثار
امیرالمومنین (علیه السلام) به خاطر پاره اى از امورش وارد مکه شد . در آن جا اعرابى را دید که به پرده کعبه آویخته ، مى گوید : اى صاحب خانه ! خانه ، خانه توست و مهمان ، مهمان تو ، براى هر مهمانى از سوى مهماندارش وسیله پذیرایى مهیاست ، امشب پذیرایى از سوى خودت را نسبت به من آمرزش قرار ده . امیرالمومنین (علیه السلام) به یارانش فرمود : آیا سخن این اعرابى را نمى شنوید ؟ گفتند : آرى ، فرمود : خدا بزرگوارتر از این است که مهمانش را از پیشگاهش دست خالى برگرداند ! چون شب دوم شد او را آویخته به همان رکن دید که مى گوید : اى عزیز در عزتت ! عزیزتر از تو در عزتت نیست ، مرا به عزّ عزتت در عزتى عزیز بدار که احدى نداند آن عزت چگونه است ! به تو روى مى آورم و به تو توسّل مى جویم . به حق محمّد و آل محمّد بر تو ، چیزى به من عطا کن که غیر تو آن را به من عطا نکند و آن چیز را از من بگردان که غیر تو آن را برنگرداند . راوى گوید : امیرالمومنین (علیه السلام)به یارانش فرمود : به خدا سوگند ! این جملات نام بزرگ تر خدا به لغت سریانى است . حبیبم رسول خدا (صلى الله علیه وآله) مرا به آن خبر داده است . امشب این عرب از خدا درخواست بهشت کرد ، پس به او عطا فرمود و درخواست برگرداندن آتش دوزخ از خود کرد ، پس خدا آتش را از او برگردانید ! هنگامى که شب سوم شد باز او را آویخته به همان رکن خانه دید که مى گوید : اى خدایى که مکانى او را در برنمى گیرد و هیچ مکانى از او خالى نیست ، آنکه بدون کیفیت بوده است ; به این عرب چهار هزار درهم روزى فرما .

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : علی علیه السلام، ایثار، امیرالمؤمنین علیه ‌السلام، بیت المال، اخلاق امیرمؤمنان،
دوشنبه 19 فروردین 1398 :: نویسنده : مستور
دریاى عظمت شخصیّت والاى امیر مؤمنان على بن ابى طالب علیه السلام گسترده تر و ژرف تر از آن است كه به توصیف آید یا قلم ، توان بیان آن را داشته باشد و یا اندیشه به ژرفاى آن دست یابد. او كسى است كه مى فرمود:

«یَنحَدِرُ عَنِّی السَّیلُ ، ولا یَرقى إلَیَّ الطَّیرُ» .  فضیلت ، چون سیل از كوهسار وجودم سرازیر است و هیچ تیز پروازى به بلنداى من نمى رسد . [1]

علّت دیگر ، آن است كه تاریخ ، همه فضایل و بزرگى هاى او را براى نسل هاى بعد ، نقل نكرده است ، و چه بسیار كسانى كه تلاش مى كردند تا او را از خاطره تاریخ ، محو كنند. با این حال ، آنچه از آن حضرتْ آشكار شده است ، على رغم همه تلاش هاى ستمگرانِ جفاپیشه براى محو جلوه هاى صفات آن حضرت ، دیده ها را خیره و خِردها را متحیّر ساخته است .

سخن خلیل بن احمد فراهیدى درباره امام علیه السلام چه زیبا و رساست كه مى گوید:

چه گویم درباره مردى كه دوستانش از بیم و دشمنانش از كینه ، فضایل او را پوشیده داشتند و در بین این دو سرپوش گذارى ، آن قدر فضایل او بسیار است كه شرق و غرب را فرا گرفته است؟! [2]


ما را توان احاطه بر ویژگى هاى شخصیتى كسى چون على علیه السلام نیست؛ یگانه اى كه در ایمان ، دانش ، اخلاق ، جوان مردى ، شجاعت و رحمت، هم تراز ندارد ؛ بلكه نمى توان انسانى چون او یافت كه در وجودش ویژگى هاى متضادّى ـ كه معمولاً در یك شخص، جمع نمى شوند ـ گِرد آمده باشد.

در میدان رزم ، هرگاه بر دشمنى مى نگریست و بر او بانگ مى زد ، بدنش مى لرزید و جان بر لبش مى رسید ، و هیچ یك از همگنانش به پایگاه او نمى رسیدند ، و آن گاه كه به اشك حلقه زده بر چشم یتیم مى نگریست و یا به كسى كه پشتش از رنج روزگار ، خم شده است ، نگاه مى كرد ، دلش به لرزه مى افتاد و اشكش جارى مى شد... و به این سبب به «گردآورنده اضداد» شناخته شده است .

او در سرتاسر تاریخ و در همه زمینه ها بى نظیر است. او معجزه بزرگ اسلام و پیامبر خداست ، و چرا چنین نباشد ، در حالى كه نبوّتْ وى را زیر بال گرفته و رسالت ، او را در دامان آن بزرگْ پیامبر افكنده بود و او فانى در جمالِ حق بود.



ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ویژگی های امام علی(ع)، معجزه بزرگ اسلام، نبوّتْ، فضایل امام علی(ع)،
دوشنبه 12 فروردین 1398 :: نویسنده : مستور
امیر بیان علی (علیه السلام) در ابتدای این فراز از خطبه نورانی 175 نهج البلاغه به گوشه ای از علم و دانشی که خالق هستی در اختیارش گذاشته اشاره نموده و در این باره می فرماید: «سوگند به خدا، اگر بخواهم مى توانم هر كدام شما را از آغاز و پایان كارش، و از تمام شئون زندگى، آگاه سازم، امّا از آن مى ترسم كه با اینگونه خبرها نسبت به رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) كافر شوید. آگاه باشید كه من این اسرار گرانبها را به یاران رازدار و مورد اطمینان خود مى سپارم. سوگند به خدایى كه محمّد (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) را به حق برانگیخت، و او را برگزید، جز به راستى سخن نگویم».

«وَ اللَّهِ لَوْ شِئْت أَنْ أخْبِرَ كلَّ رَجلٍ مِنْكمْ بِمَخْرَجِهِ وَ مَوْلِجِهِ وَ جَمِیعِ شَأْنِهِ لَفَعَلْت وَ لَكِنْ أَخَاف أَنْ تَكْفروا فِیَّ برَسولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله أَلَا وَ إِنِّی مفْضِیهِ إِلَى الْخَاصَّةِ مِمَّنْ یۆْمَن ذَلِكَ مِنْه وَ الَّذِی بَعَثَه بِالْحَقِّ وَ اصْطَفَاه عَلَى الْخَلْقِ مَا أَنْطِق إِلَّا صَادِقاً وَ قَدْ عَهِدَ إِلَیَّ بِذَلِكَ كلِّهِ وَ بِمَهْلِكِ مَنْ یَهْلِك وَ مَنْجَى مَنْ یَنْجو وَ مَآلِ هَذَا الْأَمْرِ وَ مَا أَبْقَى شَیْئاً یَمرّ عَلَى رَأْسِی إِلَّا أَفْرَغَه فِی أذنَیَّ وَ أَفْضَى بِهِ إِلَیَّ أَیّهَا النَّاس إِنِّی وَ اللَّهِ مَا أَحثّكمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقكمْ إِلَیْهَا وَ لَا أَنْهَاكمْ عَنْ مَعْصِیَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكمْ عَنْهَا».(1)

سخن گهربار مولای متقیان علی (علیه السلام) حکایت از آن دارد که آنچه از علم و دانش امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) به دست ما رسیده، تنها قطره ای از دریای موّاج علم و دانایی آن بزرگ مرد تاریخ بشریت محسوب می شود به گونه ای که اگر تمام آن به دست مردم می رسید، به خاطر نداشتن ظرفیت لازم برای دریافت چنین معارفی، از مسیر حق دور گشته، و به لحاظ فکری و عقیدتی دچار انحراف شدیدی می شدند.

در حدیثی زیبا رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله و سلّم) در این باره می فرماید: «إِنَّ فِیکَ شَبَهاً مِنْ عِیسَى بْنَ مَرْیَمَ وَ لَوْ لاَ أَنْ تَقولَ فِیکَ طَوَائِفٌ مِنْ أمَّتِی ما قَالَتِ النَّصارى فِی عَیسَى بْنَ مَرْیَمَ لَقلْت فِیکَ قَوْلا لاَتَمرّبِمَلاَ مِنَ النَّاسِ إِلاَّ اَخَذوا التّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَیْکَ یَلْتَمِسونَ بِذلِکَ الْبَرَکَةَ»(2) :تو به عیسى بن مریم (علیه السلام) شباهتى دارى (از نظر زهد و عبادت) و اگر از این بیم نداشتم که گروهى از امتم درباره تو (غلوّ کنند و) همان بگویند که درباره عیسى بن مریم گفتند، سخنى درباره تو مى گفتم که از کنار هیچ جمعیّتى از مردم عبور نمى کردى، مگر آن که خاک زیر قدم هاى تو را براى تبرّک بر مى گرفتند!

سخن گهربار پیامبر عزیز اسلام (صلی الله علیه وآله و سلّم) بیانگر آن است که فضائل و ویژگی های بی نظیری که در امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) وجود داشت از نظر کمی و کیفی به اندازه ای است که درک آن از سوی افراد عادی و معمولی نا ممکن و محال خواهد بود، و لذا به منظور صیانت و حفاظت از حوزه فکری و عقیدتی مردم، و این که دچار افراط و عقاید غلو آمیز نسبت به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نشوند از بیان تمام حقایق در مورد ایشان پرهیز شده و تنها به گوشه ای از فضائل آن امام عزیز، آن هم در حد ظرفیّت مخاطبین اشاره شده است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : امیربیان، علی علیه السلام، مولای متقیان علی (ع)، نهج البلاغه،
فعالیت های امام “علیه السلام” در این دوره در امور زیر خلاصه می شد:

۱- عبادت خدا آن هم به صورتی که در شأن شخصیتی مانند حضرت علی “علیه السلام”  بود؛ تا آنجا که امام سجاد عبادت و تهجد شگفت انگیز خود را در برابر عبادتهای جد بزرگوار خود ناچیز می دانست.

۲- تفسیر قرآن و حل مشکلات آیات و تربیت شاگردانی مانند ابن عباس، که بزرگترین مفسر اسلام پس از امام “علیه السلام”  به شمار می رفت.

۳- پاسخ به پرسش های دانشمندان ملل و نحل دیگر، بالاخص یهودیان و مسیحیان که پس از درگذشت پیامبر “ص” برای تحقیق دربارۀ اسلام رهسپار مدینه می شدند و سؤالاتی مطرح می کردند که پاسخگویی جز حضرت علی “علیه السلام” ، که تسلط او بر تورات و انجیل از خلال سخنانش روشن بود، پیدا نمی کردند. اگر این خلا به وسیلۀ امام “علیه السلام”  پر نمی شد جامعۀاسلامی دچار سرشکستگی شدیدی می شد. و هنگامی که امام به کلیۀ سؤالات پاسخهای روشن و قاطع می داد انبساط و شکفتگی عظیمی در چهرۀخلفایی که بر جای پیامبر “ص” نشسته بودند پدید می آمد.

۴- بیان حکم بسیاری از رویدادهای نوظهور که در اسلام سابقه نداشت و در مورد آنها نصی در قرآن مجید و حدیثی از پیامبر گرامی “ص” در دست نبود. این یکی از امور حساس زندگی امام “علیه السلام”  است و اگر در میان صحابه شخصیتی مانند حضرت علی “علیه السلام”  نبود، که به تصدیق پیامبر گرامی “ص” داناترین امت و آشناترین آنها به موازین قضا و داوری به شمار می رفت، بسیاری از مسائل در صدر اسلام به صورت عقدۀلاینحل و گره کور باقی می ماند.



ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ابوتراب، فعالیت، سکوت علی، تفسیر قرآن، اصول و فروع،
جمعه 17 اسفند 1397 :: نویسنده : مستور
ابن شاذان در کتاب «مناقب» از ابن عمر نقل می کند که گفت: از رسول خدا(ص) دربارة علی بن ابی طالب(ع) سؤال کردیم، حضرت خشمگین شده، فرمود: «چرا بعضی دربارة کسی شک دارند که درجه و مرتبه اش نزد خدا، مثل درجه و مرتبة من است و از همة مقامات من، جز نبوّت برخوردار است».

بعد فرمود: «بدانید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، مرا دوست داشته است و هر که مرا دوست داشته باشد خدا از او راضی و خشنود است و کسی که خدا از او خشنود باشد پاداش او را بهشت قرار می دهد».1

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، فرشتگان برای او استغفار می کنند و درهای بهشت به روی او باز است، تا از هر دری که بخواهد بدون حساب وارد شود.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خداوند پروندة عملش را به دست راست او دهد و همانند پیامبران به حساب او رسیدگی کنند.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد از دنیا خارج نمی شود تا از آب کوثر بیاشامد و از درخت طوبیٰ تناول نماید و جای خود را در بهشت ببیند.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خدا جان کندن را بر او در هنگام مرگ آسان می گرداند و قبر او را باغی از باغ های بهشت قرار می دهد.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خدا به تعداد رگ های موجود در بدنش به او حوریه عطا کند و شفاعت او را دربارة هشتاد نفر از اهل بیتش بپذیرد و به تعداد موهای بدنش در بهشت به او منزل عنایت کند.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را بشناسد و او را دوست داشته باشد، خداوند ملک الموت را به سوی او بفرستد همان طور که نزد پیامبران می فرستد، از او ترس و وحشت دیدن نکیر و منکر را برطرف کند، قبرش را روشن و به اندازة مسیر هفتاد سال وسعت دهد و با روی سفید وارد قیامت شود.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خداوند او را در سایة عرش خود با صدّیقین، شهدا و صالحان ساکن گرداند و او را از وحشت بزرگ و ترس های قیامت ایمن گرداند.

آگاه باشید هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خدا خوبی های او را قبول کند و از بدی هایش درگذرد، و در بهشت رفیق حمزة سید الشّهدا(ع) عموی پیامبر باشد.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : آثار دوستی، علی علیه السلام، امام علی(ع)، محبت آل محمد (ص)،


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

امکانات وب


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی