صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
عثمان بن حنیف انصاری یکی از اصحاب پیامبر گرامی اسلام (ص) بود. پس از رحلت رسول خدا از دوستداران و شیعیان حضرت علی (ع) شد و تا آخر عمر همچنان شیعه و پیرو آن حضرت باقی ماند. در زمان خلافت امیرالمومنین وی یکی از افراد مورد وثوق و از کارگزاران اصلی آن حضرت در اداره حکومت بود و بدین جهت حضرت امیرعلیه السلام او را به عنوان استاندار بصره انتخاب کرده بود. در اثبات ارادت وی به حضرت علی همین بس که وقتی اصحاب جمل یعنی طلحه و زبیر و پیروانشان به بصره لشکر کشیدند و وارد آن شهر شدند، عثمان را دستگیر و موی سر، ریش، ابرو و، مژه وی را کنده و او را از شهر بیرون کرده و هنگامی که امیرالمومنین در بین راه ایشان را دید بسیار متاثر شده و به حال او گریستند.

همین شخصیت با آن میزان از ارادت و علاقه به حضرت علی و اعتماد متقابل مولا به او، در زمانی که استاندار بصره بود، به حضرت گزارش رسید، وی دعوت مهمانی یکی از سرمایه داران آن شهر را پذیرفته و سر سفره او حاضر شده است. حضرت علی ) از این عمل او برافروخته میشود و نامه ای تند و طولانی (45 نهج البلاغه) به او می نویسد و او را مورد سرزنش و ملامت قرار می دهد. این نامه امروز می تواند برای همه مسئولین کشور که داعیه پیروی از آن امام همام را دارند مایه عبرت و درس باشد. مخاطب این نامه امروز در واقع همه مسئولین و کارگزاران نظام مقدس جمهوری اسلامی است.

با هم بخش هایی از این نامه مهم و پندآموز را می خوانیم: ای پسر حنیف، به من گزارش دادند، مردی از سرمایه داران بصره، تو را به مهمانی خویش فراخواند و تو به سرعت به سوی آن شتافتی، خوردنی های رنگارنگ برای تو آوردند و کاسه های پر از غذا پی در پی جلوی تو نهادند، گمان نمی کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان بواسطه ستم محروم شده و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شدند. اندیشه کن در کجایی و بر سر کدام سفره میخوری؟

آگاه باش! امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید، اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی مرا یاری دهید. سوگند به خدا! من از دنیای شما طلا و نقره ای نیندوخته و از غنیمت های آن چیزی ذخیره نکرده ام، بر دو جامه کهنه ام جامه ای نیفزودم، و از زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفتم، و دنیای شما در چشم من از دانه درخت بلوط ناچیز تراست. من اگر می خواستم، می توانستم از عسل پاک و از مغز گندم و بافته های ابریشم برای خود غذا و لباس فراهم آورم، اما هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ابوتراب، مسئولان نظام، قناعت، شیعیان، شب زنده داری،
هر اندازه که انسان درباره فضائل ائمه(علیه السلام) بحث کند، عبادت است و این فکر اصلاً درست نیست که ما را کجا و نیل به مقام آنها کجا؟! مگر ما درباره آنها موظّفیم به کنه آنها راه پیدا کنیم؟ این را کسی از ما نخواسته ولی آن مقداری که مقدور ماست، عبادت است؛ وظیفه ماست. حضرت امیر در یکی از خطبه های نهج البلاغه یک بیان نورانی دارد که درباره معرفت خدا هم به شرح ایضاً؛ اینچنین است. کنه خدا نه مقدور کسی است، نه مورد تکلیف امّا آن اندازه ای که شناخت ذات أقدس له مقدور هست، بحث و بررسی اش بر ما واجب است. لم یطلع العقول بتحدید صفته و لم یحجبها عن مواج بمعرفته (1).

فرمود: ذات أقدس له هیچ عقلی را به کنه معرفت ذات أقدس له مطّلع نکرده است. و امّا مقدار واجب را هم محجوب نکرده! امّا آن مقداری که معرفت اینها واجب است، مقدور است.وجود مبارک حضرت امیر را بهترین کسی که معرفی می کند، خود اوست و پیغمبر و ائمه (علیهم السّلام). آن مقامی که برای خود حضرت هست، آن را باید جستجو کرد و گرنه آنچه پیش ما دشوار است، آن را نباید پیش حضرت امیر به حساب آورد.

توزیع عادلانه بیت المال
ابن أبی الحدید در وصف حضرت امیر در جلد دوّم یک مطلبی دارد که عملش برای خیلی از ما دشوار است. امّا ابن أبی الحدید این را به عنوان فضل ممتاز حضرت به حساب نمی آورد. فضل علوی را در جلد ششم بازگو می کند.در جلد دوّم شرح نهج البلاغه، می فرماید: حضرت امیر (ع) آداب رسمی اش این بود که هر هفته بیت المال را جارو می زد؛ یکنس بیت المال فی کلّّ جمعه و یصلّی ف یه رکعتین و یقول یشهد لی یوم القیامه(2). هر هفته، هر چه در بیت المال بود توزیع می کرد، جارو می کرد، در بیت المال خالی شده دو رکعت نماز می خواند و بعد می گفت: تا در قیامت برای من شهادت بدهد.

این کارها مقدور کسی نیست. این کار را شاید اوحدی از علماء در تاریخ بکنند یا کرده اند. این همه بیت المال است که در بیوتات هست و کسی باورش نمی آید که حالا پس فردا می میرد، اینها چه خواهد شد! این که هر هفته انسان بیت المال را توزیع کند، به همه مستمندان برساند و دو رکعت نماز در هر هفته در بیت المال بخواند و بگوید: برای اینکه شهادت بدهد ، این کار علی(علیه السلام) است امّا نه کارهای مهم علی!

مبانی معرفت توحیدی
به جلد ششم که می رسد، در ذیل خطبه 86؛ آنجا که معارف توحیدی را تشریح می کند، در یک خطبه کوچک تقریباً سه سطری، هشت مسئله از مسائل عمیق عقلی را طرح می کند؛ ابن أبی الحدید می گوید به اینکه : واعلم أنّ مباح ث العدل والتّوحید. اینها میراث علی(علیه السلام) است، و غیر از او احدی در اسلام این حرفها را نزد. البتّه وجود مبارک رسول گرامی (ص) که معلّم کلّ است، مستثنی است او فوق بحث است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : فضائل ائمه، حضرت امیر(ع)، عدل، بیت المال، توحید،
نگاهی به زیبایی کلام پیشوای فصاحت در نهج البلاغه
درباره ی چیستی زیبایی سخن ها بسیار رانده شده است. برخی زیبایی را تناسب و هم آهنگی اجزا با کل و هم آهنگی اجزا با یک دیگر و عده ای آن را به سودمندی یا توانایی یا لذت و یا عشق تعریف کرده اند. افلاطون در مجموعه ی آثار خود گفت وگوی سقراط با هیپیاس را بیان می کند و در این رساله به بررسی تعاریف گوناگون زیبایی می پردازد. آن گاه سقراط از هیپیاس سوفیست و حقوق دان معروف آن روزگار درباره ی چیستی زیبایی پرسش می کند و او تعاریف گوناگون مذکور در سطور بالا را بیان نموده و سقراط تک تک آن ها را نقد می کند. به هر حال تعریف این حقیقت بسیار دشوار است؛ اما بی شک زیبایی یک کیفیت نگارین نمادی است که از سه ویژگی برخوردار است و موجب انبساط روح و روان آدمی می گردد.

اولا ملازم با لذت است و اصولا انبساط روانی همان لذت است؛

ثانیا ملازم با مطلوبیت است یعنی چیز زیبا برای شخص مدرک مطلوبیت و ارزش می نماید؛

ثالثا شگفت انگیزی و تعجب آور بودن را به ارمغان می آورد.

امیر کلام و هنر درباره ی زیبایی نیز سخن فرموده است و در مقایسه انواع زیبایی ها زینت باطن را بر زینت ظاهر ترجیح می دهند. «زینت باطن ها زیباتر از زینت ظاهر است». (1) زینت به زیبایی و نیکویی صواب و حقیقت است نه به نیکویی لباس». (2)

امام علی (ع) بر این مبنا زیبایی مرد را حلم وقار حسن درونی زینت اخلاق و رفتار عبادت و خشوع صدق و راستی معرفی کرده است. زینت عبادت خشوع؛ زینت ریاست بخشش و بزرگواری؛ زینت علم حلم و بردباری و زینت حکومت عدالت است. (3) پس زیبایی در مکتب علوی به زینت های صوری و حسی محدود نمی گردد و زیبایی های معقول و فرا حسی را نیز در برمی گیرد.

گفتار و نوشتار و ادبیات زیبا جذاب و همراه با ضوابط فصاحت و بلاغت یکی دیگر از مصادیق زیبایی است که امیر بیان و پیشوای بلاغت سرچشمه ی آن است. سرآمد فصاحت در این باره می فرماید: «زیباترین و بهترین سخن آن است که نظام نیکو آن را آراسته باشد و خواص و عوام مردم آن را بفهمند.» (4)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : کلام علی(ع)، عبادت، زیباشناسی، نهج البلاغه، علی بن ابی طالب،
دوشنبه 3 دی 1397 :: نویسنده : مستور
از جمله فضایل امیر المؤمنین علی (ع) و از دلائل امامت و برتری او بر سایر صحابه آن است که رسول الله (ص) او را همسان خود و سایر انبیاء معرفی می‏کرد و نه تنها می‏فرمود : علی جان من است (امام نسائی در خصائص امیر المؤمنین علی ابی ابیطالب، 19) علی برادر من است (صحیح ترمذی، 2/299) علی از من است و من از علیم (صحیح ترمذی، 2/297) . گوشت و خون علی از گوشت و خون من است (ذخائر العقبی، 92، محب طبری) بلکه از طرق شیعی و سنی به الفاظ گوناگون روایت شده است که آن حضرت علی (ع) را به سبب خصال و سجایا و مناقب او به پیغمبران اولو العزم و سایر انبیاء تشبیه کرده است. این حدیث را که به حدیث تشبیه معروف است امام حنابله احمد بن محمد بن حنبل (م 241 ق) در المسند از احمد بن عبدالرزاق و او از رسول الله (ص) چنین روایت کرده است (الغدیر، 3/357): «من أراد أن ینظر الی آدم فی علمه و الی نوح فی فهمه و الی ابراهیم فی خلقه و الی موسی فی مناجاته و الی عیسی فی سنته و الی محمد فی تمامه و کماله فلینظر الی هذا الرجل المقبل. فتطاول الناس فاذا هم بعلی بن ابی طالب کانما ینقلع من صبب و ینحط من جبل» یعنی: هر کس بخواهد آدم را در علمش و نوح را در فهمش و ابراهیم را در خلقش و موسی را در مناجاتش و عیسی را در سنت و رفتارش و محمد را در تمام خلقت و کمال صفاتش ببیند، باید به این مرد که از راه می‏رسد بنگرد. پس مردمان همه گردن کشیدند، ناگاه علی را دیدند که از راه می‏رسد گویی سیلی بود که از جای خود کنده شده و در سراشیبی افتاده و از کوه به زیر می‏ آید.

یاقوت حموی در معجم الادباء و ابوبکر احمد بن الحسین البیهقی در فضائل الصحابه و حافظ احمد بن محمد عاصمی در زین الفتی فی شرح سورة هل أتی (الغدیر، 3/355) و ابو المؤید الموفق احمد مکی خوارزمی مالکی ملقب به اخطب الخطباء در مناقب امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) (39 به بعد) و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه (2/236 و 449) و حافظ ابو عبدالله کنجی شافعی در کفایة الطالب (45)، و حافظ ابو العباس محب الدین طبری در الریاض النضره (2/218)، و ابن صباغ مالکی در فصول المهمه (12)، به نقل سید محسن امین در اعیان الشیعه (1/356) و صفوری در نزهة المجالیس (2/240)، و سید احمد قادین خانی در هدایة المرتاب، 146 (الغدیر، 3/360) ... و همه محدثین شیعی این حدیث را به اسناد معتبر با جزیی اختلافی در نام انبیاء و وجه مشابهت علی مرتضی (ع) با ایشان روایت کرده‏اند. عاصمی در کتاب زین الفتی وجوه همگونی علی را با پیامبر چنین شرح داده است:

با آدم در ده فضیلت: خوی و طینت، صبر و تحمل، یار و همسر، تزویج و خلعت، علم و حکمت، تیزهوشی و فطانت، امارت و خلافت، بسیاری دشمن، وفاء و وصیت، اولاد و عترت.

با نوح در هشت فضیلت: وفاء، حفظ خدا، مناظره با پدر و اقوام، بت شکنی، داشتن دو فرزند که سر دودمان خاندان ولایت و رسالت بودند، اختلاف فرزندان نیکوکار و ستمکار، آزمایش الهی و در جان و فرزند و مال، مصونیت از آسیب بداندیشان.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : امیر المؤمنین علی علیه السلام، فضیلت، آزمایش الهی، انبیاء، حدیث،
سه شنبه 20 آذر 1397 :: نویسنده : مستور
از نظر عدل امام علی (ع) تمام مسئولان جامعه اعم از رهبری و تمام مدیران و کارگزاران نظام سیاسی و اجرایی، می ‏بایست مراتبی متناسب با استعداد و ظرفیت و شایستگی و تخصص داشته باشند. این عدل علی (ع) است که حکم می‏کرد هر کسی با توجیه موقعیت و مقام درونی و تخصص و شایستگی می ‏بایست عهده ‏دار پستی در همان سطح شود. این نحوه‏ی گزینش یاران در سیستم حکومتی امام علی (ع) به قدری دقیق بود که امکان خطا و اشتباه کارگزارانش را به صفر می‏رساند. پس اولین نکته در عدالت علوی همین مساله نصب مدیزان امور اجرایی و قضایی حکومت خویش بود. ولی عدل علی (ع) تا این حد نبود که تنها یک گزینش دقیق نسبت به کارگزاران انجام دهد و سپس آنان را به حال خود رها کند، بلکه اقتضای عدالت علوی در این بود که پی گیر امور باشد.

چون این مرحله هم مانند مرحله‏ی قبل بسیار مهم و جدی است اما به راستی چرا علی (ع) این قدر در انتخاب کارگزاران حکومتی دقت و وسواس به خرج می‏داد. پاسخ به این سوال بسیار واضح و روشن است، چون اگر کم‏ترین خطایی در این خصوص صورت گیرد که منجر به کار گماردن اشخاص از روی ضابطه و مبنای مشخص و منطقی نباشد جامعه از رشد و تعالی و توسعه ‏ی پایدار باز می‏ماند و بالتبع، نظام اداره ‏ی جامعه مختل می‏ شود. در این جامعه است که افراد لایق و کار آمد که ذاتا در خدمت به مردم سر از پا نمی‏ شناسند، کنج عزلت را اختیار می‏کنند و ناگریز کرسی خدمت به عناصر نالایق و سودجو سپرده می‏ شود. پس در چنین جامعه ‏ای است که دیگر عدالت مفهوم اصی خود را از دست می‏دهد و به صورت یک حرف زیبا در قاموس فرهنگ مردم جامعه برجای می‏ماند که جنبه‏ ی علمی و کاربردی هم ندارد و مسلما چنین نظامی به جای رشد و توسعه‏ ی همه جانبه، به سمت انحطاط و پوسیدگی تدریجی پیش خواهد رفت.

پس لازمه ‏ی عدل علی (ع) است که این قدر در انتخاب یاران و اصحاب حکومتی خویش دقت و حوصله به خرج دهد. چون هم او است که معتقد است که کار مردم جز به شایستگی زمامداران سامان نمی‏ یابد. «فلیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاه» [1]  پس در این شرایط طبیعی است که در صورت عدم انتخاب صحیح مدیران جامعه و ناتوانی کارکنان مدیریت جامعه در هم ریخته می ‏شود و مانع جدی رشد و تعالی جامعه می‏گردد. لذا حضرت، باز در بیانی می‏فرماید:

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : سیره علوی، اصل شایسته سالاری، مالک اشتر، مسئولان جامعه، اجرای عدالت،
۱- هوشیاری در برابر دشمن

حضرت علی علیه السلام تاکید دارد، که باید پیوسته در برابر دشمن هوشیار بود و هرگز دشمن را کوچک نشمرد. همچنین فرموده اند: «لا تأمن عدوا و ان شکر؛ از دشمن در امان نباش، هر چند از شما سپاس گزاری می کند.»

از نظر علی علیه السلام باید پیوسته دشمن را زیر نظر داشت، اگر لحظه ای از دشمن غفلت کنیم، آسیب های فراوانی از ناحیه دشمن وارد می شود. ایشان می فرمایند: «من نام عن عدوه انبهته المکائد؛ کسی که از دشمن غفلت کند، حیله ها و کیدهای دشمن بیدارش خواهد ساخت».

حضرت علی علیه السلام در سفارش به مالک اشتر در پذیرش صلح شرافت مندانه می فرمایند: «زنهار، زنهار، سخت از دشمنت پس از پذیرش صلح برحذر باش، چرا که دشمن گاهی نزدیک می شود که غافلگیر سازد. بنابراین دوراندیشی را به کار ببند و خوش بینی را متهم کن»

علی علیه السلام مهم ترین ویژگی خود را هوشیاری در برابر دشمن می داند و می فرماید: «به خدا سوگند من همچون کفتار نیستم که با ضربات آرام و ملایم در برابر لانه اش به خواب رود تا صیاد به او رسد و دشمنی که در کمین او است غافلگیرش کند(من غافل گیر نمی شو)» حضرت با بیان این سخن، توطئه طلحه و زبیر را در به دست گرفتن بصره و کوفه ناکام گذاشت.

۲- تبیین

دومین شیوه برخورد مولای متقیان علی علیه السلام در برابر دشمنان، اتخاذ راه های اصولی، منطقی و شیوه استدلال است. حضرت به استناد آیه قرآن که می فرماید: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه» با روش منطقی، دشمنان را مهار کرده و از این طریق می آموزد که همواره منطق و استدلال را در مبارزه نباید فراموش کرد. «زبیر می پندارد که بیعتش تنها با دست بوده نه با دل، پس او اقرار به بیعت می کند ولی مدعی است که با قلب نبوده است، بنابراین، بر او لازم است بر این ادعا دلیل روشنی بیاورد وگرنه باید به بیعت خود بازگردد و به آن وفادار باشد.»

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : دشمن، بهانه، حکومت علی علیه السلام، هوشیاری، فتنه، باطل،
شنبه 10 آذر 1397 :: نویسنده : مستور
ابوالحسن محمد بن عمرو این روایت را  با سند خود از امام رضا ، امام کاظم ، از امام صادق ، از امام باقر ، از امام سجاد ، از امام حسین نقل فرموده : " علی بن ابی طالب علیه السلام در مسجد کوفه بودند که مردی شامی برخاسته عرض کرد ": ای امیر مومنان پرسشهایی دارم .

حضرت در پاسخ فرمودند : بپرس تا بفهمی نه آنکه بیازاری.

یکی از این پرسش ها  این بود که جایی که فقط یک بار آفتاب در آن تابید و دیگر هرگز نتابید کدام است ؟

حضرت علی (ع) در جواب فرمودند:کف دریایی که موسی شکافته است.

در قرآن کریم نیز این گونه آماده است که: ما به موسی وحی فرستادیم که شبانه بندگانم را [از مصر] با خود ببر و برای آنها راهی خشک در دریابگشا که نه از تعقیب [فرعونیان] خواهی ترسید و نه از غرق شدن در دریا فرعون با لشکریانش آنها را دنبال کردند. دریا آنان را [در میان امواج خودش]در بر گرفت [و همه آنها را غرق کرد.]

که در ماجرای بالا وقتی آب رود نیل به قدرت خدا کنار رفت، خورشید بر آن تابید. بنابراین این سرزمین تنها زمینی است که فقط یک بار برآن آفتاب تابیده است.



نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : زمین، افتاب، مسجد کوفه، قرآن کریم،
حضرت علی علیه السلام در زمان زندگی پیامبر (ص) در هفت مورد و بعد از رحلت آن حضرت نیز در هفت مورد، مورد آزمایش الاهی در ارتباط با پیامبر اسلام (ص) قرار گرفتند. آن ها را نام ببرید؟


امتحانات و آزمایشاتی که برای حضرت علی علیه السلام  در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله و بعد از حیات حضرتش به وقوع پیوست؛ 14 مورد است که در بحار الانوار جلد 38 باب 62 به این موضوع پرداخته است.


«عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام  قَالَ أَتَی رَأْسُ الْیَهُودِ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام  عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ مِنْ وَقْعَةِ النَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِی مَسْجِدِ الْکُوفَةِ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَکَ عَنْ أَشْیَاءَ لَا یَعْلَمُهَا إِلَّا نَبِیٌّ أَوْ وَصِیُّ نَبِیٍّ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَکَ یَا أَخَا الْیَهُودِ قَالَ إِنَّا نَجِدُ فِی الْکِتَابِ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا بَعَثَ نَبِیّاً أَوْحَی إِلَیْهِ أَنْ یَتَّخِذَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ مَنْ یَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْ یَعْهَدَ إِلَیْهِمْ فِیهِ عَهْداً یُحْتَذَی عَلَیْهِ وَ یُعْمَلُ بِهِ فِی أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَمْتَحِنُ الْأَوْصِیَاءَ فِی حَیَاةِ الْأَنْبِیَاءِ وَ یَمْتَحِنُهُمْ بَعْدَ وَفَاتِهِمْ فَأَخْبِرْنِی کَمْ یَمْتَحِنُ اللَّهُ الْأَوْصِیَاءَ فِی حَیَاةِ الْأَنْبِیَاءِ وَ کَمْ یَمْتَحِنُهُمْ بَعْدَ وَفَاتِهِمْ مِنْ مَرَّةٍ وَ إِلَی مَا یَصِیرُ آخِرُ أَمْرِ الْأَوْصِیَاءِ إِذَا رَضِیَ مِحْنَتَهُمْ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ علیه السلام  وَ اللَّهِ الَّذِی لَا إِلَهَ غَیْرُهُ الَّذِی فَلَقَ الْبَحْرَ لِبَنِی إِسْرَائِیلَ وَ أَنْزَلَ التَّوْرَاةَ عَلَی مُوسَی لَئِنْ أَخْبَرْتُکَ بِحَقٍّ عَمَّا تَسْأَلُ عَنْهُ لَتُقِرَّنَّ بِهِ قَالَ نَعَمْ قَالَ وَ الَّذِی فَلَقَ الْبَحْرَ لِبَنِی إِسْرَائِیلَ وَ أَنْزَلَ التَّوْرَاةَ عَلَی مُوسَی لَئِنْ أَجَبْتُکَ لَتُسْلِمَنَّ قَالَ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ علیه السلام  إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَمْتَحِنُ الْأَوْصِیَاءَ فِی حَیَاةِ الْأَنْبِیَاءِ فِی سَبْعَةِ مَوَاطِن‏ ...»( بحار الانوار جلد 38 باب 62)

با توجه به این که حدیث طولانی است، ما در ترجمه فقط به چهارده مورد، امتحانات حضرت علی علیه السلام  اکتفا می کنیم.

امتحانات حضرت علی علیه السلام  در زمان حیات رسول الله صلی الله علیه و آله:

1. جریان حدیث الدار: در سه سال اول بعثت، که پیامبر، مأمور شد تا دعوتش را از اقوام شروع نماید که در آن جلسه فقط حضرت علی بیعت کردند.

2- لیلة المبیت: شب هجرت پیامبر از مکه به مدینه و خوابیدن حضرت علی در بستر حضرت رسول.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : پیامبر (ص)، لیلة المبیت، سکوت، یهودیان خیبر، حضرت علی علیه السلام،
جمعه 30 شهریور 1397 :: نویسنده : مستور
علی آنکه جانش را با خدا معامله کرد

یکی از آیاتی که به تصریح بسیاری از مفسران شیعه و اهل سنت در شان امیر مؤمنان علی، علیه السلام، نازل شده آیه شریفه زیر است:

و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رؤف بالعباد . (1)

کسی دیگر از مردم برای جستن خشنودی خدا جان خویش را فدا کند . خدا بر این بندگان مهربان است .

قدر مسلم آن است که این آیه اشاره به واقعه «لیلة المبیت » دارد؛ یعنی شبی که علی، علیه السلام، برای حفاظت از جان رسول اکرم، صلی الله علیه و آله، در بستر آن حضرت خوابید تا ایشان بتوانند به سلامت از مکه به مدینه هجرت کنند .

اربلی در «کشف الغمة » به نقل از ابن اثیر در مورد شان نزول این آیه می نویسد:

«این آیه درباره علی، علیه السلام، نازل شده و آن هنگامی بود که پیامبر، صلی الله علیه و آله، [به مدینه] هجرت کرد و علی را در خانه خود در مکه نگه داشت و به او امر کرد که در بستر ایشان بخوابد و صبح هنگام امانتهای مردم را به آنها برگرداند . خداوند عزوجل به جبرئیل و میکائیل فرمود: من شما دو نفر را برادر قرار دادم و عمر یکی را از دیگری طولانی تر ساختم، حال کدامیک از شما حاضر است که [جان خود را] در حق برادرش ایثار کند؟ آن دو [در پاسخ] زنده ماندن را برگزیدند [و حاضر به ایثار نشدند] . پس خداوند به آنها وحی کرد که آیا شما نمی خواهید مانند علی بن ابیطالب باشید؟ بین او و محمد [پیمان] برادری برقرار کردم پس علی در بستر محمد خوابید تا جان خود را فدای او کند و زندگی اش را نثار او نماید; پس به سوی علی نازل شوید و او را در برابر دشمنانش حراست کنید . پس آن دو به سوی علی شتافتند و در حالی که جبرئیل بر بالای سر او و میکائیل پایین پای او ایستاده بود، او را محافظت کردند و جبرئیل در همان حال می گفت: آفرین بر تو، آفرین بر تو ای زاده ابوطالب چه کسی مانند تو می شود . خدا در برابر فرشتگان به تو مباهات کرد . (2)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : شان علی(ع)، خدا، علی(ع) در قرآن، مکه، جبرئیل، پیامبر،
پنجشنبه 15 شهریور 1397 :: نویسنده : مستور
سؤال: با توجه به اینکه مردم می دانستند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امام علی علیه السلام را برای جانشینی خود انتخاب کرده، چرا حضرت علی علیه السلام را رها کردند و یار و یاور دیگر خلفاء شدند؟

پاسخ:

1. وجود هوای نفس
صرف دانستن غصب ولایت از طرف خلفاء نمی تواند مردم را از خلفاء دور کند؛ زیرا خیلی وقتها انسان می داند که تکلیف و راه و روش رسیدن به معبود چیست، اما در عین حال به تکلیفش عمل نمی کند یا اینکه می داند شایستگی فلان سمت و مقام را ندارد و لیاقت و شایستگی از آن دیگری است، ولی با ده­ها حیله و تزویر و ... حق او را غصب می کند؛ چنان که خود خلفاء می دانستند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز غدیر حضرت علی علیه السلام را برای جانشینی خود معرفی کرده است و تبریکات عمر را در قالب واژه «بخّ بخّ لک یا علی ...»[1] ضبط کرده اند یا اینکه عمر در بارة بیعت با ابابکر می گوید: «بیعت با ابابکر کاری بی رویه و اتفاقی و بدون تدبیر بود ... پس هر کس این اشتباه را بکند، او را بکشید!»[2] ولی با این حال منصب و مقام خلافت را از او گرفتند.

بنابراین، به همان دلیلی که خلفاء حق علی علیه السلام را غصب کردند، با آنکه می دانستند خلافت حق علی علیه السلام است، بعضی از مردم هم با اینکه می دانستند خلفاء غاصب حق علی علیه السلام می باشند، در زیر بیرق غاصبان رفتند.

ابو حامد محمد بن محمد غزالی از علماء بزرگ اهل سنت می نویسد: «همه اجماع و اتفاق بر متن حدیث دارند که در خطبة روز غدیرخم، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس من مولا و آقای او هستم، بعد از من علی مولی و آقای اوست. عمر فوری مبادرت به تظاهر کرد و تبریکات لازمه را در ضمن بخّ بخّ لک یا علی تقدیم کرد. پس نفس اماره بر آنان غلبه کرد و حب ریاست و جاه طلبی عواطف و مزایای انسانیت را از آنها سلب کرد و در سقیفه به خلیفه تراشی پرداختند و جام شراب هوای نفسانی را نوشیدند و به قهقرا برگشتند، قرآن را پشت سر انداختند و احکام و سنت پیامبر را ملعبة خود کردند.»

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : مردم، خلافت، پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)،


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی