تبلیغات
مــاه ولــاء - مطالب امام علی (ع)
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آیا از آیات قرآن می شود امامت امام علی(ع) را اثبات کرد؟

بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در توضیح آنها در کتب خودشان نقل شده است، می باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی متوسل نشود و چشم را به روی حقیقت نبندد.

در قرآن مجید آیات فراوانی است که با استفاده از احادیثی که از پیامبر اکرم (ص) در شأن نزول آنها وارد شده است، امامت امام علی (ع) را اثبات می نمایند.

به آیاتی چند توجه فرمایید:

1- آیه تبلیغ: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک. . . [1]» که طبق روایات معتبر از اهل سنت در جریان غدیر خم نازل شده است و در این روز تاریخی پیامبر(ص) با اعلام ولایت و جانشینی حضرت علی(ع) رسالت خود را تکمیل فرمود.

2- آیه ولایت: «انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلاة. . . [2]» که ولایت حضرت علی (ع)[3] در کنار ولایت خدا و رسول(ص) قرار داده شده است.

3- آیه اولی الامر: یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم. . . [4]» که اطاعت از اولی الامر را به نحو مطلق واجب کرده است، و از این الزام مطلق بدست می آید که امام باید معصوم باشد لذا غیر از حضرت علی(ع) که از عصمت برخوردار نیست، نمی تواند امام باشد. علاوه روایاتی که از کتب اهل سنت در ذیل این آیه به معرفی حضرت علی(ع) به عنوان امام و جانشین پیامبر (ع) پرداخته است، بیش ار اندازه است.

4- آیه صادقین: یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین. . . [5]» که می فرماید: ای اهل ایمان، تقوا داشته و با صادقین باشید و در روایات بیان شده است که: منظور از صادقین حضرت علی(ع) و اهل بیت پیامبر(ص) می باشند.

[1]. مائده، 67-
[2]. مائده، 55-
[3] چون طبق روایات معتبر آنکه در رکوع انگشترش را به سائل داد حضرت علی (ع) بوده است.
[4]. نساء، 59
[5]. توبه، 119-




ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : اثبات ولایت علی، علی (ع)، قرآن،
سه شنبه 16 مهر 1398 :: نویسنده : مستور
۩ قال امیرالمؤمنین علی «علیه السلام » :


۞ أسعَدُ الناسِ :

۞ من عَرَفَ فَضلَنا ،
۞ و تَقَرَّبَ إلى اللّه ِ بِنا ،
۞  و أخلَصَ حُبَّنا ،
۞ و عَمِلَ بما إلَیهِ نَدَبنا ،
۞ و انتَهى عَمّا عَنهُ نَهَینا ،

فذاكَ مِنّا و هُو فی دارِ المُقامَةِ مَعَنا .



خوشبخت ترین مردم كسى است كه :

۞ فضل و مقام مارا بشناسد
۞ و به وسیله ما به خدا نزدیک شود
۞ و در دوستى ما یكدل و مخلص باشد
۞ و به آنچه ما بدان فرا خواندیم عمل كند
۞ و از آنچه ما نهى كردیم دست بردارد .

۩ چنین كسى از ماست و در سراى ماندگارى (بهشت) با ماست .

منبع : غررالحکم ، ح ١٩٩٥



نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ابوتراب، خوشبخت ترین مردم، بهشت،
از نظر عدل امام علی (ع) تمام مسئولان جامعه اعم از رهبری و تمام مدیران و کارگزاران نظام سیاسی و اجرایی، می ‏بایست مراتبی متناسب با استعداد و ظرفیت و شایستگی و تخصص داشته باشند. این عدل علی (ع) است که حکم می‏کرد هر کسی با توجیه موقعیت و مقام درونی و تخصص و شایستگی می ‏بایست عهده ‏دار پستی در همان سطح شود. این نحوه‏ی گزینش یاران در سیستم حکومتی امام علی (ع) به قدری دقیق بود که امکان خطا و اشتباه کارگزارانش را به صفر می‏رساند. پس اولین نکته در عدالت علوی همین مساله نصب مدیزان امور اجرایی و قضایی حکومت خویش بود. ولی عدل علی (ع) تا این حد نبود که تنها یک گزینش دقیق نسبت به کارگزاران انجام دهد و سپس آنان را به حال خود رها کند، بلکه اقتضای عدالت علوی در این بود که پی گیر امور باشد.

چون این مرحله هم مانند مرحله‏ی قبل بسیار مهم و جدی است اما به راستی چرا علی (ع) این قدر در انتخاب کارگزاران حکومتی دقت و وسواس به خرج می‏داد. پاسخ به این سوال بسیار واضح و روشن است، چون اگر کم‏ترین خطایی در این خصوص صورت گیرد که منجر به کار گماردن اشخاص از روی ضابطه و مبنای مشخص و منطقی نباشد جامعه از رشد و تعالی و توسعه ‏ی پایدار باز می‏ماند و بالتبع، نظام اداره ‏ی جامعه مختل می‏ شود. در این جامعه است که افراد لایق و کار آمد که ذاتا در خدمت به مردم سر از پا نمی‏ شناسند، کنج عزلت را اختیار می‏کنند و ناگریز کرسی خدمت به عناصر نالایق و سودجو سپرده می‏ شود. پس در چنین جامعه ‏ای است که دیگر عدالت مفهوم اصی خود را از دست می‏دهد و به صورت یک حرف زیبا در قاموس فرهنگ مردم جامعه برجای می‏ماند که جنبه‏ ی علمی و کاربردی هم ندارد و مسلما چنین نظامی به جای رشد و توسعه‏ ی همه جانبه، به سمت انحطاط و پوسیدگی تدریجی پیش خواهد رفت.

پس لازمه ‏ی عدل علی (ع) است که این قدر در انتخاب یاران و اصحاب حکومتی خویش دقت و حوصله به خرج دهد. چون هم او است که معتقد است که کار مردم جز به شایستگی زمامداران سامان نمی‏ یابد. «فلیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاه» [1]  پس در این شرایط طبیعی است که در صورت عدم انتخاب صحیح مدیران جامعه و ناتوانی کارکنان مدیریت جامعه در هم ریخته می ‏شود و مانع جدی رشد و تعالی جامعه می‏گردد. لذا حضرت، باز در بیانی می‏فرماید:

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : سیره علوی، اصل شایسته سالاری، مالک اشتر، مسئولان جامعه، اجرای عدالت،
هر اندازه که انسان درباره فضائل ائمه(علیه السلام) بحث کند، عبادت است و این فکر اصلاً درست نیست که ما را کجا و نیل به مقام آنها کجا؟! مگر ما درباره آنها موظّفیم به کنه آنها راه پیدا کنیم؟ این را کسی از ما نخواسته ولی آن مقداری که مقدور ماست، عبادت است؛ وظیفه ماست. حضرت امیر در یکی از خطبه های نهج البلاغه یک بیان نورانی دارد که درباره معرفت خدا هم به شرح ایضاً؛ اینچنین است. کنه خدا نه مقدور کسی است، نه مورد تکلیف امّا آن اندازه ای که شناخت ذات أقدس له مقدور هست، بحث و بررسی اش بر ما واجب است. لم یطلع العقول بتحدید صفته و لم یحجبها عن مواج بمعرفته (1).

فرمود: ذات أقدس له هیچ عقلی را به کنه معرفت ذات أقدس له مطّلع نکرده است. و امّا مقدار واجب را هم محجوب نکرده! امّا آن مقداری که معرفت اینها واجب است، مقدور است.وجود مبارک حضرت امیر را بهترین کسی که معرفی می کند، خود اوست و پیغمبر و ائمه (علیهم السّلام). آن مقامی که برای خود حضرت هست، آن را باید جستجو کرد و گرنه آنچه پیش ما دشوار است، آن را نباید پیش حضرت امیر به حساب آورد.

توزیع عادلانه بیت المال
ابن أبی الحدید در وصف حضرت امیر در جلد دوّم یک مطلبی دارد که عملش برای خیلی از ما دشوار است. امّا ابن أبی الحدید این را به عنوان فضل ممتاز حضرت به حساب نمی آورد. فضل علوی را در جلد ششم بازگو می کند.در جلد دوّم شرح نهج البلاغه، می فرماید: حضرت امیر (ع) آداب رسمی اش این بود که هر هفته بیت المال را جارو می زد؛ یکنس بیت المال فی کلّّ جمعه و یصلّی ف یه رکعتین و یقول یشهد لی یوم القیامه(2). هر هفته، هر چه در بیت المال بود توزیع می کرد، جارو می کرد، در بیت المال خالی شده دو رکعت نماز می خواند و بعد می گفت: تا در قیامت برای من شهادت بدهد.

این کارها مقدور کسی نیست. این کار را شاید اوحدی از علماء در تاریخ بکنند یا کرده اند. این همه بیت المال است که در بیوتات هست و کسی باورش نمی آید که حالا پس فردا می میرد، اینها چه خواهد شد! این که هر هفته انسان بیت المال را توزیع کند، به همه مستمندان برساند و دو رکعت نماز در هر هفته در بیت المال بخواند و بگوید: برای اینکه شهادت بدهد ، این کار علی(علیه السلام) است امّا نه کارهای مهم علی!

مبانی معرفت توحیدی
به جلد ششم که می رسد، در ذیل خطبه 86؛ آنجا که معارف توحیدی را تشریح می کند، در یک خطبه کوچک تقریباً سه سطری، هشت مسئله از مسائل عمیق عقلی را طرح می کند؛ ابن أبی الحدید می گوید به اینکه : واعلم أنّ مباح ث العدل والتّوحید. اینها میراث علی(علیه السلام) است، و غیر از او احدی در اسلام این حرفها را نزد. البتّه وجود مبارک رسول گرامی (ص) که معلّم کلّ است، مستثنی است او فوق بحث است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : فضائل ائمه، حضرت امیر(ع)، عدل، بیت المال، توحید،
ابن شاذان در کتاب «مناقب» از ابن عمر نقل می کند که گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دربارۀ علی بن ابی طالب (علیه السلام) سئوال کردیم، حضرت خشمگین شده و فرمود:

ما بال قوم یذکرون من له منزله عند اللَّه کمنزلتی ومقام کمقامی إلّا النبوّة.

چرا بعضی دربارۀ کسی شک دارند که درجه و مرتبه اش نزد خدا مثل درجه و مرتبۀ من است، و از همۀ مقامات من جز نبوّت برخوردار است.

بعد فرمود:

 ألا ومن أحبّ علیّا ً علیه السلام فقد أحبّنی، ومن أحبّنی رضی اللَّه عنه، ومن رضی اللَّه عنه کافاه بالجنّه.

بدانید هر کس علی (علیه السلام) را دوست داشته باشد مرا دوست داشته است، و هر که مرا دوست داشته باشد خدا از او راضی وخشنود است، و کسی که خدا از او خشنود باشد پاداش او را بهشت قرار می دهد.

آگاه باشید، هر کس علی (علیه السلام) را دوست داشته باشد فرشتگان برای او استغفار می کنند و درهای بهشت به روی او باز است تا از هر دری که بخواهد بدون حساب وارد شود.

آگاه باشید، هر کس علی (علیه السلام) را دوست داشته باشد خداوند پروندۀ عملش را به دست راست او دهد و همانند پیامبران به حساب او رسیدگی کنند.

آگاه باشید، هر کس علی (علیه السلام) را دوست داشته باشد از دنیا خارچ نمی شود تا از آب کوثر بیاشامد و از درخت طوبی تناول نماید و جای خود را در بهشت ببیند.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ابوتراب، خداوند، محبت، صدّیقین، شهدا، صراط،
فعالیت های امام “علیه السلام” در این دوره در امور زیر خلاصه می شد:

۱- عبادت خدا آن هم به صورتی که در شأن شخصیتی مانند حضرت علی “علیه السلام”  بود؛ تا آنجا که امام سجاد عبادت و تهجد شگفت انگیز خود را در برابر عبادتهای جد بزرگوار خود ناچیز می دانست.

۲- تفسیر قرآن و حل مشکلات آیات و تربیت شاگردانی مانند ابن عباس، که بزرگترین مفسر اسلام پس از امام “علیه السلام”  به شمار می رفت.

۳- پاسخ به پرسش های دانشمندان ملل و نحل دیگر، بالاخص یهودیان و مسیحیان که پس از درگذشت پیامبر “ص” برای تحقیق دربارۀ اسلام رهسپار مدینه می شدند و سؤالاتی مطرح می کردند که پاسخگویی جز حضرت علی “علیه السلام” ، که تسلط او بر تورات و انجیل از خلال سخنانش روشن بود، پیدا نمی کردند. اگر این خلا به وسیلۀ امام “علیه السلام”  پر نمی شد جامعۀاسلامی دچار سرشکستگی شدیدی می شد. و هنگامی که امام به کلیۀ سؤالات پاسخهای روشن و قاطع می داد انبساط و شکفتگی عظیمی در چهرۀخلفایی که بر جای پیامبر “ص” نشسته بودند پدید می آمد.

۴- بیان حکم بسیاری از رویدادهای نوظهور که در اسلام سابقه نداشت و در مورد آنها نصی در قرآن مجید و حدیثی از پیامبر گرامی “ص” در دست نبود. این یکی از امور حساس زندگی امام “علیه السلام”  است و اگر در میان صحابه شخصیتی مانند حضرت علی “علیه السلام”  نبود، که به تصدیق پیامبر گرامی “ص” داناترین امت و آشناترین آنها به موازین قضا و داوری به شمار می رفت، بسیاری از مسائل در صدر اسلام به صورت عقدۀلاینحل و گره کور باقی می ماند.



ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ابوتراب، فعالیت، سکوت علی، تفسیر قرآن، اصول و فروع،
سه شنبه 18 تیر 1398 :: نویسنده : مستور
جمعی از مسیحیان به همراه راهب خود به مدینه آمده به مسجد وارد شدند و همراه خود قطعات طلا و اموال گرانقیمتی آورده بودند.

راهب در مسجد، خود را به جمعیتی که در مسجد در حضور ابوبکر بشسته بودند رسانید و پس ادای احترام، گفت: کدام یک از شما خلیفه پیامبر و امین دین است؟

حاضران به ابوبکر نگاه کرد و گفت نام تو چیست؟

ابوبکر نگاه کرد و گفت: نام تو چیست؟

ابوبکر: نام من عتیق است.

راهب: دیگر چیست؟

ابوبکر: نام دیگرم صدیق است.

راهب: دیگر چیست.

ابوبکر: نام دیگری ندارم.

راهب: مقصود من تو نیستی، شخص دیگری است.

ابوبکر: منظور تو چیست؟

راهب من همراه جمعی از روم آمده ام و بار شتر من، طلا و نقره است، منظور من از پیمودن راه طولانی و آمدن به اینجا این است که مسائلی از خلیفه پیامبر صلی الله علیه وآله بپرسم، که اگر پاسخ صحیح داد، آئین اسلام را بپذیرم و از امر خلیفه رسول خدا صلی الله علیه وآله اطاعت نمایم، و ضمنا اموالی را با خود آورده ام تا آن را بین مسلمین تقسیم کنم.

و اگر خلیفه نتوانست پاسخ دهد، به وطن باز گردم.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : علی بن ابی طالب(ع)، حکایات مسجد، ابوتراب، راهب،
نگاهی به زیبایی کلام پیشوای فصاحت در نهج البلاغه
درباره ی چیستی زیبایی سخن ها بسیار رانده شده است. برخی زیبایی را تناسب و هم آهنگی اجزا با کل و هم آهنگی اجزا با یک دیگر و عده ای آن را به سودمندی یا توانایی یا لذت و یا عشق تعریف کرده اند. افلاطون در مجموعه ی آثار خود گفت وگوی سقراط با هیپیاس را بیان می کند و در این رساله به بررسی تعاریف گوناگون زیبایی می پردازد. آن گاه سقراط از هیپیاس سوفیست و حقوق دان معروف آن روزگار درباره ی چیستی زیبایی پرسش می کند و او تعاریف گوناگون مذکور در سطور بالا را بیان نموده و سقراط تک تک آن ها را نقد می کند. به هر حال تعریف این حقیقت بسیار دشوار است؛ اما بی شک زیبایی یک کیفیت نگارین نمادی است که از سه ویژگی برخوردار است و موجب انبساط روح و روان آدمی می گردد.

اولا ملازم با لذت است و اصولا انبساط روانی همان لذت است؛

ثانیا ملازم با مطلوبیت است یعنی چیز زیبا برای شخص مدرک مطلوبیت و ارزش می نماید؛

ثالثا شگفت انگیزی و تعجب آور بودن را به ارمغان می آورد.

امیر کلام و هنر درباره ی زیبایی نیز سخن فرموده است و در مقایسه انواع زیبایی ها زینت باطن را بر زینت ظاهر ترجیح می دهند. «زینت باطن ها زیباتر از زینت ظاهر است». (1) زینت به زیبایی و نیکویی صواب و حقیقت است نه به نیکویی لباس». (2)

امام علی (ع) بر این مبنا زیبایی مرد را حلم وقار حسن درونی زینت اخلاق و رفتار عبادت و خشوع صدق و راستی معرفی کرده است. زینت عبادت خشوع؛ زینت ریاست بخشش و بزرگواری؛ زینت علم حلم و بردباری و زینت حکومت عدالت است. (3) پس زیبایی در مکتب علوی به زینت های صوری و حسی محدود نمی گردد و زیبایی های معقول و فرا حسی را نیز در برمی گیرد.

گفتار و نوشتار و ادبیات زیبا جذاب و همراه با ضوابط فصاحت و بلاغت یکی دیگر از مصادیق زیبایی است که امیر بیان و پیشوای بلاغت سرچشمه ی آن است. سرآمد فصاحت در این باره می فرماید: «زیباترین و بهترین سخن آن است که نظام نیکو آن را آراسته باشد و خواص و عوام مردم آن را بفهمند.» (4)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : کلام علی(ع)، عبادت، زیباشناسی، نهج البلاغه، علی بن ابی طالب،
دوشنبه 27 خرداد 1398 :: نویسنده : مستور
طبق تعریفی که از عدالت شده است عدالت به معنای قرار دادن چیزی در جایگاه مناسب خود است و به تبع آن ظلم زمزانی خواهد بود که چیزی یا فردی را از آن چه شایستگی آن را دارد محروم کنند هر چقدر شایستگی بالاتر باشد ظلم هم عمیق تر و بزرگتر خواهد بود.

ما حضرت امیر المومنین علی(ع) را به مظلومیت می شناسیم روشن است که مظلومیت بر خلاف تصور عوام به معنای ضعف یا ذلت نیست بلکه همان طور که گفته شد مظلومیت به این معناست که شخص از جایگاهی که شایستگی آن را دارد محروم شود و آن گونه که باید اجازه شناخته شدن جایگاه والای وی به افراد جامعه داده نشود و جامعه قدر و منزلت او را نشناسد.

بر این اساس هر چقدر شناخت ما از مقام و منزلت و فضائل امام علی (ع) و همچنین تاریخ زندگانی ایشان، بالاتر برود به همان اندازه درک ما از میزان مظلومیت ایشان بیشتر خواهد شد.

نقل شده است که روزی یک نفر اعرابی در بین سخنان حضرت علی(ع) فریاد زد:

«وا مظلمتاه!» (کنایه از اینکه به من ظلم شده است)

حضرت(ع) او را به حضور طلبید، هنگامی که نزدیک شد، به او فرمود: «به تو یک بار ستم شده است و به من به تعداد (مَدَر) و (وَبَر) ظلم شده است.» لازم به ذکر است که مدر به معنی کلوخ و وبر به معنی کرک حیوانات است، و این کنایه از کثرت است. همچنین در روایت دیگری آمده است که:

هیچ خانه ای از عرب نیست، جز این که مظلمه و حق من بر گردنشان است، واز هنگامی که این جا نشسته ام، همواره مظلوم بوده ام.

این بخش از سخن حضرت نشان از این دارد که هیچ کسی نبوده است جز اینکه در حق ایشان و نصرت و یاری ایشان و شناساندن و پیگیری حق ایشان، کوتاهی کرده است و از همین رو در ظلمی که به حضرت شده شریک هستند.

منبع:
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی، ج۴، ص۱۰۶.



نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : امام علی (ع)، مظلومیت، عدالت،
یکشنبه 19 خرداد 1398 :: نویسنده : مستور
حضرت علی علیه السلام  نیز مانند سایر پیشوایان دارای کرامات بود که در این نوشتار به برخی از کرامات آن حضرت اشاره می شود:

1-شیخ صدوق: محمد بن علی بن الحسین بن بابویه؛ در کتاب عیون اخبار الرضا – علیه السلام – از صالح بن عقبه؛ از حضرت صادق – علیه السلام – در حدیثی طولانی روایت کرده که: مردی از علمای یهود از امیر المؤمنین – علیه السلام – پرسید: پیغمبر شما در کجای بهشت ساکن است؟ تا آنجا که گفت: وصی او چقدر پس از او زندگی می کند؟ فرمود: سی سال؛ سپس پرسید: می میرد یا کشته می شود؟ فرمود: بوسیله ضربتی که بر فرقش می زنند و محاسنش از آن رنگین می شود کشته خواهد شد، عرض کرد: راست گفتی، بخدا قسم این موضوع بخط هارون و املای موسی – علیهما السلام – نوشته شده است.

2- حسین بن احمد بن محمد رازی عادل، از علی بن محمد بن مهرویه قزوینی از داود بن سلیمان فراء از حضرت رضا – علیه السلام – و بچند سند دیگر از آن بزرگوار؛ از پدرانش، از حسین بن علی – علیهما السلام – برای ما روایت کرده که فرمود: امیر المؤمنین – علیه السلام – برای ما خطبه خواند و فرمود: عن قریب؛ زمان بسیار سختی بر مردم می آید که مؤمن آن چه در دست دارد محکم نگه دارد (و انفاق نکند) در صورتی که باین عمل مأمور نشده خداوند فرموده: « احسان و نیکی را در میان خودتان فراموش نکنید سوره بقره آیه ۲۳۷، و عنقریب زمانی می آید که مردمان بد در آن مقدم می شوند، و نیکان فراموش می شوند؛ و مردم از روی اضطرار و نا چاری (با خلفا) بیعت می کنند «تا آخر حدیث. »

3- یزید بن قعنب روایت کرده که گفت: با عباس بن عبد المطلب و جمعی از قبیله (عبد العزی) در کنار خانه خدا نشسته بودیم که فاطمه بنت اسد: مادر امیر المؤمنین – علیه السلام – وارد شد؛ در حالی که نه ماهه بعلی – علیه السلام – آبستن بود؛ و درد زائیدن او را گرفته بود؛ پس عرض کرد: پروردگارا! من بتو ایمان دارم؛ تا آنجا که گفت: پس بحق آن پیغمبری که این خانه را بنا کرد و بحق این بچه ای که در شکم من است قسمت می دهم که زائیدن را بر من آسان فرمائی؛ یزید بن قعنب گفت: آنگاه خانه را دیدیم که از پشت شکافته شده و فاطمه در آن داخل شد و از چشمهای ما پنهان شد؛ و دیوار بهم چسبید، و ما خواستیم قفل در بر ما باز شود؛ و باز نشد، پس دانستیم که: این امری است از جانب خدا؛ آن گاه بعد از روز چهارم بیرون آمد در حالی که امیر المؤمنین دردستش بود و گفت: همانا من فضیلت داده شده ام بر زنانی که پیش ازمن بوده اند، تا آن جا که گفت: و همانا من داخل خانه خدا شدم، و از میوه ها و برگهای بهشت خوردم. و چون می خواستم بیرون بیایم هاتفی ندا کرد ای فاطمه نامش را علی بگذار «تا آخر حدیث». و (صدوق) آن را در امالی و علل بهمین سند همین طور نقل کرده؛ و شیخ هم در کتاب (مجالس و اخبار) آن را روایت کرده چنان که خواهد آمد.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : حضرت علی علیه السلام، معجزات امام علی(ع)، شیخ صدوق،


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

امکانات وب


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی