تبلیغات
مــاه ولــاء - مطالب عبرات
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بر اساس روایات فراوانی که ذکر شده است حضرت علی(ع) و همچنین فرزندان او لسان و کتاب ناطق الهی و قرآن ناطق هستند.

ابوبصیر گوید: درباره آیه «هَذَا کِتابُنا ینطقُ عَلَیکُم بالحق» از امام صادق(ع) پرسش کردم، ایشان فرمودند: «قرآن سخن نمی گوید: لیکن محمد و اهل بیت او - علیهم السلام - ناطق به کتاب - یعنی قرآن - می باشند.[1] امام صادق(ع) در حدیثی دیگر فرمود: «امیر المؤمنین(ع) می فرماید: من علم خداوند و زبان گویای خداوند هستم.[2] همچنین تعبیرهای «لِسانُهُ النّاطِقُ»، ما زبان ناطق خداوند هستیم،[3] «أنَا الکِتابُ النّاطِقُ»[4] «النّاطِقُ بِالقُرآنِ»[5] «النّاطِقُ عَنِ القُرانِ»[6] و نظایر آن که درباره امام علی(ع) و دیگر پیشوایان معصوم(ع) در روایات آمده است، می فهماند که آنان مفسر واقعی قرآن، مظهر علم الهی و عالم به کلیه علوم مربوط به قرآنند چنان که به مناسبت های مختلف روایات گوناگونی درباره تفسیر، تأویل و غیر آن اظهار فرموده اند. از این روست که شیعیان به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) قرآن ناطق می گویند و اطلاق این گونه تعبیر بر آن بزرگواران صحیح می باشند.

در روایات اهل سنت نیز آمده است که: «مَن عِندَهُ عِلمُ الکِتابِ»[7] کسی که علم کتاب «و آگاهی بر قرآن» نزد اوست) علی بن ابی طالب است که به تفسیر، تأویل، ناسخ، منسوخ، حلال و حرام قرآن عالم بود.[8] از آن حضرت نیز نقل شده است که فرمود: «فَوَالذی نفسی بِیَدهِ ما نَزَلت آیة الّا وَ أَنَا أَعلَمُ بِها أَینَ نَزَلَتَ وَ فیمَن نَزَلَت»[9] قسم به کسی که جانم به دست اوست هیچ آیه ای نازل نشده است، مگر این که من می دانم کجا نازل شده و درباره چه کسی نازل شده است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ناطق، قرآن، علی علیه‌السلام قرآن ناطق، روایت، شیخ صدوق،
یکشنبه 15 آذر 1394 :: نویسنده : مستور
از نظر روان شناسان، شخصیت هر فردی متشکل از سه عامل مهم است که هر یک در انعقاد و تکون شخصیت تأثیر بسزایی دارد و گویی روحیات و صفات و طرز تفکر انسان همچون مثلثی است که از پیوستن این سه ضلع به یکدیگر پدید می آید. این سه عامل عبارتند از:

1. وراثت
2. آموزش و پرورش
3. محیط زندگی


صفات خوب و بد آدمی و روحیات عالی و پست او به وسیله این سه عامل پی ریزی می شود و رشد و نمو می کند. درباره عامل وراثت سخن کوتاه این که: فرزندان ما نه تنها صفات ظاهری را، مانند شکل و قیافه، از ما به ارث می برند، بلکه روحیات و صفات باطنی پدر و مادر نیز از طریق وراثت به آنان منتقل می شود. آموزش و پرورش و محیط، که دو ضلع دیگر شخصیت انسان را تشکیل می دهند، در پرورش سجایای عالی که دست آفرینش در نهاد آدمی به ودیعت نهاده و یا تربیت صفاتی که کودک از پدر و مادر به وراثت برده است نقش مهمی دارند. یک آموزگار می تواند سرنوشت کودکی و یا کلاسی را تغییر دهد. و بسا که محیط، افراد آلوده را پاک و یا افراد پاک را آلوده می سازد. قدرت این دو عامل در شکل دادن به شخصیت آدمی چنان مسلم و روشن است که خود را از توضیح درباره آن بی نیاز می دانیم. البته نباید فراموش کرد که در ورای این امور سه گانه و مشرف و مسلط بر آن ها اراده و خواست انسان قرار گرفته است.

شخصیت موروثی حضرت علی علیه السلام
امیرمؤمنان از صلب پدری چون ابوطالب دیده به جهان گشود. ابوطالب بزرگ بطحاء (مکه) و رئیس بنی هاشم بود. سراسر وجود او، کانونی از سماحت و بخشش، عطوفت و مهر، جانبازی و فداکاری در راه آیین توحید بود.در همان روزی که عبدالمطلب جد پیامبر در گذشت، آن حضرت هشت سال تمام داشت. از آن روز تا چهل و دو سال بعد، ابوطالب حراست و حفاظت پیامبر را، در سفر و حضر، برعهده گرفت و با عشق و علاقه بی نظیری در راه هدف مقدس پیامبر که گسترش آیین یکتا پرستی بود جانبازی و فداکاری کرد. این حقیقت در بسیاری از اشعار مضبوط در دیوان ابوطالب منعکس شده است؛ همچون:

لیعلم خیار الناس ان محمداً نبی کموسی و المسیح بن مریم (1)

افراد پاک و خوش طینت باید بدانند که محمد صلی الله علیه و آله پیامبری است همچون موسی و عیسی علیه السلام.

الم تعلموا انا وجدنا محمداًرسولا کموسی خط فی اول الکتب (2)

آیا نمی دانید که محمد صلی الله علیه و آله همچون موسی (پیامبری آسمانی) است و پیامبری او در سرلوحه کتاب های آسمانی نوشته شده است؟

یک چنین فداکاری، که به زندانی شدن تمام بنی هاشم در میان دره ای خشک و سوزان منجر شد، نمی تواند انگیزه ای جز عشق به هدف و علاقه عمیق به معنویت داشته باشد، و علایق خویشاوندی و سایر عوامل مادی نمی تواند یک چنین روح ایثاری در انسان پدید آورد. دلایل ایمان ابوطالب به آیین برادرزاده خود به قدری زیاد است که توجه قاطبه محققان بی نظر را به خود جلب کرده است. متأسفانه گروهی، از روی تعصبات بیجا، در مرز توقف درباره ابوطالب باقی مانده اند و گروه دیگر جسارت را بالاتر برده، او را یک فرد غیر مؤمن معرفی کرده اند. حال آن که اگر جزئی از دلایلی که درباره اسلام ابوطالب در کتاب های تاریخ و حدیث موجود است درباره شخص دیگری وجود می داشت، در ایمان و اسلام او برای احدی جای تردید و شک باقی نمی ماند، اما انسان نمی داند که چار این همه دلایل نتوانسته است قلوب بعضی را روشن سازد!

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : امام علی علیه‌السلام، پیامبر، شخصیت، شخصیت امام علی، امام، حضرت علی، حرا،
جمعه 22 آبان 1394 :: نویسنده : مستور
1. اجرای حق و عدالت:

در خطبه 216 نهج البلاغه چنین نقل شد:

... فاذا ادت الرعیه الی و الوالی حقه، و ادی الوالی البها حقها عز الحق بینهم و قامت مناهج الدین و اعتدلت معالم العدل، وجرت علی اذلا لها السنن، فصلح بذلک الزمان و طمع فی بقاء الدوله و یئست مطامع الاعداء، و اذا غلبت الرعیه والیها، و احجف الوالی بر عینه اختلف هنالک الکلمه، و ظهرت معالم الجور، و کثر الادغال فی الدین و ترکت محاج السنن فعمل بالهوی و عطلت الاحکام و کثرت علل النفوس.[1]

... و آنگاه که مردم حق رهبری را ادا کنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت یاید و راه های دین پدیدار و نشانه های عدالت برقرار، و سنت پیامبر (صلی الله علیه  و آله و صلم) پایدار گردد پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مایوس گردد اما اگر مردم بر حکومت چیره شوند یا زمامدار بر رعیت ستم کند. وحدت کلمه از بین می رود، نشانه های ستم آشکار و نیرنگ بازی در دین فراوان می گردد. و راه گسترده ای سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) متروک، هواپرستی فراوان، احکام دین تعطیل و بیماری های دل فراوان شود.

همانطور که در این خطبه می بینید چند چپز بطور زنجیروار به هم متصل هستند: حق، ظلم، عدالت وحدت، در مورد حق باید مردم و زمامدار هر دو حق یکدیگر را رعایت کنند تا ظلم بوجود نیاید و زمانی که ظلم بوجود نیاید عدل و عدالت بوجود خواهد آمد و تمام این موارد برمی گردد به وحدت، چرا که اگر عدالت از بین رود وحدت از بین می رود و زمانی که وحدت از بین رود ظلم و ناحقی رواج پیدا خواهد کرد. پس با وحدت ما به اجرای حق و عدالت می رسیم.

2. ریزش فیض الهی

حضرت در یکی از خطبه هایش می فرماید:

الا وان الظلم ثلاثه: فظلم لا یغفر و ظلم لا یترک، و ظلم مغفورٌ لا یطلب. فاما الظلم الذی لا یغفر فالشرک بالله، قال الله « ان الله لا یغفران یشرک به ( نساء- 48) و اما الظلم یغفر العبد نفسه عند بعض الهنات و اما الظلم الذی لا یترک فظلم العباد بعضهم بعضاً- القصاصٌ هناک شدید لیس هوجرحاً بالمدی و لاضرباً بالبساط، و لکنه ما یستصغر ذلک معه، فایاکم و التلوی فی دین الله، فان جماعه فیما تکرهون من الحق، خیرٌ من فرقه فیما تحبون من الباطل. و ان الله لم یعط احداً بفرقه خیراً ممن مضی، و لا ممن بقی.[2]

آگاه باشید که ظلم بر سه قسم است: ظلمی که نابخشودنی است و ظلمی که بدون مجازات نمی ماند و ظلمی که بخشودنی و جبران شدنی است اما ظلمی که نابخشودنی است، شرک به خدای سبحان است فرمود: «خداوند هیچ گاه از شرک به خود درنمی گذرد. (نساء-48) و اما ظلمی که بخشودنی است، ستمی است که بنده با گناهان بر خویشتن روا داشته است و ظلمی که بدون مجازات نیست، بلکه اینها در برابرش کوچک است پس مبادا در دین دو رویی ورزیده که همبستگی و وحدت در راه حق از پراکندگی در راه باطل گرچه مورد علاقه شما باشد بهتر است، زیرا خداوند سبحان نه به گذشتگان و نه به آیندگان، چیزی را با تفرقه عطا نفرموده است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها : امام علی(ع)، نهج البلاغه، وحدت، فیض الهی، عدالت، عدم تفرقه،
قرآن کریم در آیه ی «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا... وحدت و الفت را نعمت بزرگی دانسته که با آن، امت توانسته است از ذلت و هلاکت رهایی یابد و به قله های بزرگی عزت و شوکت دست یابد.

امیرمومنان علی (علیه السلام) در نهج البلاغه از این نعمت بزرگ الهی، به منت والای خداوند بر امت تعبیر نموده و می فرماید: خداوند سبحان بر این امت به سبب الفت و وحدتی که بین آنها منعقد کرد، منت نهاد، الفتی که در سایه ای آن وارد می شوند و در کنار آن پناه می گیرند، نعمتی که کسی از آفریدگان، بهای آن را نمی داند، چرا که از هر کالایی برتر و از هر امر مهمی مهمتر و بزرگتر است.[1]

خاطر نشان می شود واژه ای منت تنها برای نعمتهای عظیم خداوند استعمال می شود، چنانچه قرآن موضوعی چون بعثت نبوی را منت خداوند متعال برای بندگان می داند و می فرماید: لقد من الله علی المومنین اذ بعث فهیم رسولاً من انفسهم ( آل عمران- 164) خداوند بر مومنان منت گمارد که از میان آنها رسولی برانگیخت.

از سوی دیگر امام (علیه السلام) الفت و وحدت را پناهگاه و دژ محکمی دانسته اند که امت به آن پناه می برند. گویی یکی از آثار مهم وحدت اسلامی محفوظ ماندن از خطرها و آسیبهای گوناگون است. از منظر علی بن ابیطالب (علیه السلام) وحدت امت نه تنها امری از مقوله ای دارای منزلت و شرف و رفعت است بلکه دارای مرتبه ای والاتر و برتر از آنچه گفته شد می باشد چرا که امام علیه السلام می فرماید: « از هر امر مهمی مهمتر و بزرگتر است، از این رو شاهد آنیم که امام علی (علیه السلام) خود را حریص ترین و فعال ترین فرد برای ایجاد انسجام و وحدت اسلامی معرفی می کند.

همانطوری که از سخن امام (علیه السلام) روشن شد مسئله ای انسجام بخشی در بین امت اسلامی، نه تنها امری صوری و شعاری را دنبال می کنند که از اجر و ثواب والایی برخوردار است. اهمیت و ضرورت وحدت اسلامی به اندازه ای است که امام علیه السلام پیکار و نبرد با عاملان تفرقه، اختلاف و نزاع در جامعه اسلامی را امری ضروری و اجتناب ناپذیر می داند، زیرا تفرقه همچون موریانه ای خطرناک است که می تواند اساس و شاکله ای جامعه اسلامی را از درون بهم بپاشد و موجبات ذلت و شکست یک امت را رقم زند.

منبع:
[1] .نهج البلاغه- خطبه 236




نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها : امام علی(ع)، وحدت، امت اسلامی، انسجام، وحدت اسلامی،
وحدت و همبستگی میان مسلمانان، از مسائل بسیار مهم و اساسی است که کلام خدا و سنت نبوی، بر آن تأکید فراوان نموده ­اند. امام علی(ع) وحدت اسلامی را از نعمتها و موهبت های الهی می‌داند و معتقد است: تنها عامل وحدت آفرین در جامعه اسلامی، قرآن کریم و نبوت پیامبر اکرم(ص) است. اهتمام آن حضرت به این مسئله مهم و تحقق آن، بسیار است، تا جامعه اسلامی دچار تفرقه و پراکندگی نگردد. نوشتار حاضر پژوهشی توصیفی ـ تحلیلی با هدف شناسایی زوایای گوناگون وحدت اسلامی در اندیشه امام علی(ع) است که به شیوه‌ای نظام‌مند به رشته تحریر درآمده است. در این نوشتار با نشان دادن راهکارهای عملی امام علی(ع)، در تحقق این اصل اسلامی، این نتیجه حاصل می­شود که وحدت و انسجام میان مسلمانان از جمله مضامین دینی و اجتماعی مهم نزد ایشان است که بر آن تأکید ویژه داشته و آن را عامل پیروزی مسلمانان می‌دانسته است.

موفقیت مسلمانان در جوامع امروزی که استکبار جهانی با تمام توان، جهان اسلام و برخی کشورهای اسلامی را نشانه گرفته، در گرو توجه به همبستگی و وحدت اسلامی است. این امر از موضوعات کلیدی و مهمی است که از دیرباز مورد توجه اسلام نیز بوده است. با مراجعه‌ به‌ قرآن‌ کریم‌ می‌توان‌ جمیع‌ انحرافات‌ فکری‌، اعتقادی‌ و عملی‌ مسلمانان‌ را که‌ به‌ وسیله‌ بیگانگان‌ مفسد و مغرض‌ یا به‌ دلیل‌ جهل‌ خود مسلمانان‌ و یا هر عامل‌ دیگری‌ در طول‌ تاریخ‌ پدید آمده‌ است، تشخیص‌ داد و راه‌ راست‌ را شناسایی کرد. بنابراین‌ درمان‌ جمیع‌ دردها و اصلاح‌ همه‌ مفاسد و وصول‌ به‌ همه‌ سعادات‌ را باید از قرآن‌ خواست (ر.ک: شریعتی‌، 1352ش، ص‌294).

خداوند در قرآن کریم مسلمانان را به اتحاد و الفت با یکدیگر دعوت نموده است: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آل­ عمران، 103). پیامبر(ص) نیز مسلمانان را به حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه سفارش می‌کند و می‌فرماید: «ای مردم با جماعت باشید که دست خدا با جماعت است و هرگز متفرق نشوید» (متقی هندی، 1413ق، ج1، ص206). همچنین رسول اکرم(ص) در اوایل حضور در مدینه، قراردادی بین مسلمانان و یهودیان منعقد نمود که با توجه به مواد مختلف این پیمان، امری در راستای از بین بردن اختلافات و ایجاد وحدت سیاسی بود (ر.ک: آیتی، ۱۳6۶ش، ص۲۳۴).

ادامه مطلب...


نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها : امام علی(ع)، نهج البلاغه، وحدت اسلامی، ضرورتها و کارکردها،
شنبه 25 مهر 1394 :: نویسنده : مستور


همه چیز را برای انسان آفرید. (هو الذی خلق لکم ما فی الأرض جمیعا)(1) و انسان را برای معرفت، عبادت و بندگی (و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون)(2) سفیران خویش را به سوی مردمان گسیل داشت و همراه آنان کتاب های آسمانی فرو فرستاد و آنان سعی بلیغ و تلاش بی دریغ مبذول داشتند تا دری از معرفت و علم بر انسان بگشایند تا عبادتی خالص و آراسته و سزاوار او از آنان پدید آید. (یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا).(3)

تا آنکه درخت کهنسال نبوت و رسالت انبیا به دوران حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله و سلم به ثمر نشست و دری از علم و معرفت بر مردمان گشاده شد و شاه میوه ی شجره ی انسانیت پدیدار گشت که فرمود: «أنا مدینه العلم و علی بابها»(4)

آری! غدیر یک واقعه ی چند روزه در صحرای تفتیده ی حجاز نیست که عقیده و آرمانی است به وسعت عمر هستی و بشریت از ابتدا تا به انتها.

پیشینه ی غدیر در قرآن
غدیر اعلان جهانی خلافت الهی است و باید در اجتماع بزرگ حج که از هر شهر و دیار از سرزمین های اسلامی عده ای حضور دارند به آن شکل خاص ابلاغ شود تا خبرش را حاجیان به دیار خویش به سوغات برند و خلیفه ی خدا به همه ی خلق خدا معرفی گردد و کسی را عذری نماند «لا [لئلا] یقول احد لو لا أرسلت إلینا رسولا منذرا و أقمت لنا علما هادیا فنتبع آیاتک من قبل ان نذل و نخزی.»(5)

وگرنه مسئله ی خلافت الهی پیشینه ای به درازای آفرینش وبلکه پیش از آن دارد. چرا که خداوند عالمیان پیش از آنکه خلیفه ای بیافریند خلیفه ای در زمین می گذارد که اهمیت خلافت الهی از اصل خلقت فراتر است بدین جهت به ملائکه اش فرمود: (إنی جاعل فی الأرض خلیفه)(6)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : غدیر در قرآن، امام علی(ع)، برکات غدیر، بقیه الله الأعظم،
«عدی بن حاتم» یکی از کبار صحابه و از علاقه مندان مولای متقیان است. این مرد در اواخر عمر رسول خدا(ص) اسلام آورد و اسلامش نیکو شد. در زمان خلافت علی(ع) در خدمت آن حضرت بود و سه پسرش به نام طریف و طرفه و طارف در رکاب آن حضرت در صفین شهید شدند.

عدی، بعد از شهادت مولا علی(ع) و استقرار خلافت معاویه، روزی بر معاویه وارد شد. معاویه برای اینکه با یادآوری داغ فرزندان «عدی» او را وادار کند که درباره علی علیه السلام مطابق میل معاویه حرفی بزند به او گفت: «پسرانت طرفه و طریف و طارف چه شدند» عدی با کمال متانت و خونسردی گفت؛ «در صفین پیشاپیش علی شهید شدند.» و مخصوصا کلمه «پیشاپیش علی» را افزود تا رضایت و افتخار خود را برساند.

معاویه گفت: «علی درباره تو انصاف را رعایت نکرد که پسران تو را پیشاپیش جبهه فرستاد تا کشته شدند و پسران خود را در پشت جبهه نگهداشت که زنده ماندند.» عدی گفت: «شاید من درباره علی انصاف را رعایت نکردم که او کشته شد و من زنده ماندم.»

معاویه دید از نقشه خود نتیجه نمی گیرد، پس لحن خود را عوض کرد و گفت: «اوصاف علی را برای من بگو.» عدی گفت: «مرا معذور بدار.» معاویه گفت ممکن نیست. عدی گفت: «به خدا قسم علی ژرف نظر و نیرومند بود. به عدالت سخن می گفت و با قاطعیت فیصله می داد. علم و حکمت از اطرافش می جوشید. از زرق و برق دنیا متنفر و با شب و تنهایی در آن مأنوس بود. زیاد اشک می ریخت و بسیار فکر می کرد. در خلوت از نفس خود حساب می کشید و بر گذشته دست ندامت می سود. لباس کوتاه و زندگی فقیرانه را می پسندید.

در میان ما که بود، مانند یکی از ما بود. اگر چیزی از او می خواستیم، می پذیرفت و اگر به حضورش می رفتیم، ما را نزدیک خود می برد و از ما فاصله نمی گرفت. با این همه آنقدر با هیبت بود که در حضورش جرئت تکلم نداشتیم و آنقدر عظمت داشت که چشم ها را به طرفش بلند نمی کردیم.وقتی که لبخند می زد، دندان هایش مانند یک رشته مروارید به نظر می آمد. اهل دیانت و تقوا را احترام می کرد و نسبت به بینوایان، مهر می ورزید. نه نیرومند از او بیم داشت و نه ناتوان از عدالتش نومید می شد.

به خدا قسم یک شب به چشم خود دیدم که در محراب عبادت ایستاده بود، درحالی که شب، تاریکی خود را همه جا کشیده بود. اشک هایش بر محاسنش می غلتید. مانند مارگزیده به خود می پیچید و مانند مصیبت دیده ها می گریست. الآن گویا که آوازش را با گوشم می شنوم که می گفت: «ای دنیا، آیا متعرض من شده ای و به من رو آورده ای برو و دیگری را بفریب. وقت تو نرسیده است. من تو را سه طلاقه کرده ام و رجوعی در کار نیست. لذت تو ناچیز و اهمیت تو اندک است. آه، آه! از توشه اندک و سفر طولانی و انیس کم.»

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : رسول خدا(ص)، صحابه، علی علیه السلام، تقوا، عدالت،
پنجشنبه 9 مهر 1394 :: نویسنده : مستور
روزهای خجسته عید بزرگ غدیره. عید مبارکی که خدا در آن امیرالمؤمنین علی علیه‏ السلام، و ائمه اطهار، علیهم‏ السلام، را به جانشینی پیامبر، صلی‏ الله ‏علیه‏ و آله، برگزید و نعمت ولایت آنها را بر همه مؤمنین هدیه کرد. ولایتی که مولایمان حضرت صاحب ‏الزمان، عجل ‏الله‏ تعالی ‏فرجه، آن را به ارث برده ‏اند.

یا علی!

دلم می‏ خواهد به زیارت تو بیایم.

دلم می‏ خواهد در غدیرخم با تو بیعت کنم.

دلم می‏ خواهد بر پنجره‏ های ضریح مطهرت بوسه بزنم و دخیل ببندم.

دوست دارم پا به پای همه زائرانی قدم بردارم که برای زیارت به کربلا و نجف می‏ آیند.

دوست دارم همراه همه آنهایی باشم که کبوتر قلبشان گرد گنبد بارگاه تو پر می‏زند.

دوست دارم در آستانه حرم امن تو بایستم، دست‏ بر سینه بگذارم و به تو سلام دهم.

دلم می‏ خواهد سجاده ‏ام را روی سنگ فرشهای مسجد کوفه یا گوشه ‏ای از حرم تو در نجف پهن کنم.

دلم می‏ خواهد... اما باید اول از تو اجازه ورود بگیرم.

یا علی جان!

دلم می‏ خواهد مهمان تو باشم.

دعوتم کن... و مرا بپذیر...

السلام علیک یا امین ‏الله فی ارضه...

سلام بر تو ای «امین‏» خدا در زمین و جانشین برحق محمد «امین‏»، صلی ‏الله ‏علیه ‏و آله.

سلام بر تو که شایسته‏ ترین کس در حفظ دو امانت گرانبهای پیامبر، صلی ‏الله ‏علیه‏ و آله، (قرآن و اهل بیت) بودی.

سلام بر تو ای امیرالمؤمنین و سلام بر همه ایمان آورندگان به امامت ‏برحق تو.

سلام بر تو که در راه خدا و برای حفظ دین خدا و سنت رسول خدا جهاد کردی.

سلام بر تو که آیات نورانی قرآن به زیباترین صورت در کلام دلنشینت، در شیوه زندگی ‏ات و در حکومت و قضاوتت جلوه ‏گری می‏کرد.

تو قرآن ناطق بودی و نسیم صدایت لبریز از عطر کلام خدا بود...

حالا که تو هم داری با من زیارت امین‏ الله را زمزمه می‏کنی، بیا با هم از مولایمان علی، علیه‏ السلام، بخواهیم در این روزهای بزرگ که ما را به حرم خویش دعوت کرده است ‏به ما توفیق دهد تا از صحن حرمش خدا را صدا بزنیم. بیا با هم از خدا بخواهیم دعاهایمان را مستجاب کند، به برکت زیارتی که به گفته علامه مجلسی از بهترین دعاهاست و امام زین‏ العابدین، علیه‏ السلام، وقتی در نزد قبر امیرالمؤمنین، علیه‏ السلام، می ‏ایستاد، با چشمانی اشکبار آن را زمزمه می‏کرد:

خدایا!

شکر نعمت های بی‏ پایانت را به من بیاموز!

و صبر در مشکلات را عطایم کن!

خدایا! ناله دعاگویان به درگاه تو بلند است و درهای اجابت تو همیشه باز.

تو فریادرس همه دلشکستگانی و مددرسان همه دردمندان.

تو در عهد خود از هر کس دیگر وفادارتری و کارهای نیک ما نزد تو محفوظ است.

تو از هر کس که می ‏شناسم راز مرا شنواتر و بر حال و روز من آگاه ‏تری.

ای خالق مهربان من!

دعایم را مستجاب کن و ستایشم را بپذیر.

و مرا همنشین دوستان خود و دوستدار اهل بیت پیامبرت، صلی ‏الله‏ علیه ‏و آله، قرار ده که تو نهایت آرزو و همه امید منی.

امام محمد باقر، علیه ‏السلام، درباره فضیلت زیارت امین ‏الله فرموده ‏اند:

هر کس از شیعیان ما این زیارت را نزد قبر امیرالمؤمنین، علیه ‏السلام، یا نزد قبر یکی از ائمه، علیهم ‏السلام، بخواند؛ حق ‏تعالی این زیارت و دعای او را در نام ه‏ای از نور بالا می‏ برد و مهر حضرت محمد، صلی‏ الله‏ علیه‏ و آله، را بر آن می‏زند و چنین محفوظ باشد تا تسلیم به قائم آل محمد، عجل‏ الله ‏تعالی‏ فرجه، نماید. (مفاتیح‏ الجنان، شیخ عباس قمی)





نوع مطلب : غدیر، 
برچسب ها : علی علیه‏ السلام، عید غدیر، اهل بیت، قرآن، زیارت امین‏ الله، شیعه، قائم آل محمد،
سه شنبه 31 شهریور 1394 :: نویسنده : مستور


آیات قرآن کریم و گفتار معصومین ـ علیهم السلام ـ بیانگر عظمت و جایگاه رفیع امامت در اعتقادات اسلامی است. با نگاهی به آیات غدیر می‏توان بخوبی رمز عید بودن این روز را دریافت بخشی از اشارات قرآن کریم و معصومان در این باره چنین است:

الف) امامت مکمل تبلیغ رسالت الهی است.
به اتفاق شیعیان و به نقل بسیاری ازاهل سنت آیه شریف تبلیغ جهت انتصاب علی ـ علیه السلام ـ به جانشینی رسول گرامی(ص) نازل شد. این نکته هنگامی بود که ترس آشوب بود و احتمال تفرقه ‏افکنی از جانب منافقین و افراد سست ‏ایمان وجود داشت. وحی الهی به همه این نگرانی ها خاتمه داد و با تأکید بر اهمیت موضوع، حفظ رسول گرامی(ص) از توطئه‏ ها را نوید داد و فرمود: یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس؛ ای پیامبر، آنچه از خدا بر تو نازل شده به مردم برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و ادای وظیفه نکرده ‏ای و خدا تو را از (آزار) مردمان محفوظ خواهد داشت. (13)

علامه امینی 30 منبع از مدارک اهل سنت را برمی‏ شمارد که همه آنها این آیه را با معرفی ولایت امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ در ارتباط دانسته‏ اند. جلال الدین سیوطی شافعی در تفسیر در المنثور، تفسیر فخرالدین رازی شافعی در شمار این منابع جای دارند. (14)

نکته ‏ای که از دقت در آیه، با استفاده از جمله «فما بلغت رسالته» می‏توان فهمید این است که امامت در حدی از منزلت است که عدم معرفی آن با انجام ندادن وظیفه رسالت مساوی است.

ب) امامت مایه تکمیل دین است
دین مجموعه قوانین الهی است که برای اجرای آن به فردی که بتواند با تکیه بر دو عنصر ایمان و آگاهی موجب اجرای آن شود، نیاز دارد. دین کامل دینی است که این امر را از قبل پیش‏ بینی کرده، برای آن برنامه داشته باشد. از این رو وقتی کفار احساس کردند با فوت عبدالله فرزند پیامبر گرامی(ص) جانشینی برای استمرار راهش وجود ندارد آن بزرگوار را «ابتر» و کارش را ناقص قلمداد کردند. (15)

بعد از انتصاب علی(ع)، این آیه نازل می‏شود و می‏فرماید «الیوم اکملت لکم دینکم» امروز دین شما را کامل کردم. (16) امامت در جهت بیان احکام تکمیل‏ کننده دین است؛ زیرا به مقتضای روایتی، که از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده و پیامبر گرامی فرمود: من شهر علم هستم و علی در آن شهر. هر که خواستار ورود به شهر حکمت است باید از راه علی(ع) واردشود. (17)

امامت در جهت اجرای صحیح برنامه‏ های دینی نیز تکمیل‏ کننده دین است. از این رو پیشوایان پنجگانه اهل سنت مانند مسلم، مالک، بخاری، نسایی و ترمذی می نویسند: وقتی طارق ابن‏ شهاب، از اهل کتاب، در مجلس خلیفه دوم گفت: اگر آیه «اکمال» در دین ما نازل می‏ شد آن را عید می‏ گرفتیم. (18) کسی بر او خرده نگرفت و عمر با سکوت خود آن را مورد قبول قرار داد.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : غدیر، 
برچسب ها : امام علی(ع)، امامت، تبلیغ رسالت، ولایت، ایام الله، غدیر،
شنبه 28 شهریور 1394 :: نویسنده : مستور
رسول الله(ص) محور اتحاد
رهبران دینى به خصوص رسول الله(ص) و على(ع) بیشترین تلاش را در ایجاد وحدت و تشكل امت اسلامى داشتند. در زمان رسول الله(ص) حضرت با متشكل ساختن نیروهاى مسلمان موفق شد یك امت واحده و متحد و همسو بسازد. كه كمتر مى ‏توان براى آن نمونه یافت. در عهد رسول الله (ص) در میان گروه‏ ها و قومیت‏ هاى مختلف مانند اوس و خزرج و مهاجر و انصار همواره زمینه چالش ‏هاى فروان پدید مى ‏آمد و چه بسا عرصه‏ هاى فتنه را پدیدار مى ‏نمود. لیكن رسول الله (ص) با تلاش مدبرانه خویش فتنه‏ ها را خاموش مى ‏كرد و گرایش ‏ها را با هم پیوند مى ‏داد .

على(ع) و وحدت
اما زمان على(ع) را به هیچ وجه نمى ‏توان با زمان رسول الله(ص) سنجید. اختلاف ‏هاى درونى در زمان على(ع) به اوج خود رسیده است. آتش تكاثر فزون طلبى افراد از همه سو على را محاصره كرده است. آتش فتنه ‏هاى درونى یكى پس از دیگرى شعله‏ ور مى ‏شود. فتنه ‏هایى كه بنیان اسلام و اساس امت اسلامى را تهدید مى ‏نماید. این تدبیر و تحمل على است كه اسلام و امت را از امواج خطرها عبور مى ‏دهد و وحدت امت اسلامى را حفظ مى ‏نماید و آرمان رسول الله (ص) را در جامعه تحقق مى ‏بخشد.

پرخطرترین زمان براى محو نور اسلام و فروپاشی امت اسلامى بعد از رحلت رسول الله(ص) مى‏ باشد . زیرا از یك سو زمان زیادى از دوران جاهلیت نگذشته و هنوز رسوبات فرهنگ جاهلى كاملا در ذهن‏ ها زدوده نشده است و تعصب‏ هاى جاهلى تشكل وحدت امت اسلامى را تهدید و بازگشت به دوران جاهلیت را نمایان مى ‏سازد. از سوى دیگر فرصت طلبى و هواخواهى عده ‏اى به توان این خطر افزوده با این كه رسول الله(ص)  به امر الهى مسیر رهبرى را مشخص نموده است عده ‏اى با تمام توان به میدان آمده ‏اند رهبرى را از این مسیر منحرف نموده‏ اند. این عده را، در اثر مشتبه شدن موضوع هواخواهان فراوانى حمایت مى‏ كنند. على كه شاخص‏ترین فرد شایسته ‏ترین انسان در ابعاد گوناگون است ناگه خود را در میان انواع چالش‏ ها تنها مى ‏بیند در حالى كه میراث خود (رهبرى الهى) را به غارت رفته مشاهده مى ‏نماید «ارى تراثى نهبا» (1) آن گونه تنهایى كه فقط اهل بیت او همراهند «فنظرت لیس معین الا اهل بیتى» (2) نگاه كردم تنها اهل بیت خویش را یاور یافتم) مظلومیت تا آن مقدار كه تهاجم بر هدم دردانه رسول الله(ص) فاطمه(س) روى آورده. و «تضافر امتك على هضمها» (3)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : وحدت مسلمین، رسول اکرم(ص)، نهج البلاغه، وحدت، اتحاد، رهبرى،


( کل صفحات : 21 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   

امکانات وب


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی