تبلیغات
مــاه ولــاء - مطالب عبرات
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
میانجى شدن حضرت امیرمومنان (علیه السلام)
امیرالمومنین علی (علیه السلام) بر خرمافروشان گذشت ، ناگاه کنیزى را در حال گریه دید ، فرمود : سبب گریه ات چیست ؟ گفت : آقایم مرا با یک درهم براى خرید خرما فرستاد ، از این شخص خرما را خریدم و نزد  خانواده  آقایم بردم ، ولى نپسندید ، هنگامى که به ایشان برگرداندم از پس گرفتن سر باز زد . حضرت به خرمافروش گفت : اى بنده خدا ! این یک خدمتکار است و از خود اختیارى ندارد ، درهمش را باز گردان و خرما را پس بگیر ، خرمافروش از جا برخاست و مشتى به حضرت زد . مردم گفتند :  چه کردى  این امیرالمومنین (علیه السلام)است ؟ ! مرد از شدّت ترس به تنگى نفس افتاد و رنگ چهره اش زرد شد و خرما را از کنیز گرفت و درهم را به او باز گردانید سپس گفت : اى امیرالمومنین ! از من راضى شو ، حضرت فرمود : چه چیزى بیشتر از اینکه ببینم تو خود را اصلاح کرده اى مرا راضى مى کند ؟ و کلام امیرالمومنین (علیه السلام) به این صورت آمده است : من در صورتى از تو راضى مى شوم که حقوق مردم را تمام و کامل بپردازى .

گذشتى زیبا
امیرمومنان (علیه السلام) براى دستگیرى لبید بن عطارد تمیمى ـ به خاطر گفتن سخنانى ـ مامور فرستاده بود . ماموران از  کوى  بنى اسد مى گذرند که نعیم بن دجاجه اسدى برخاسته ، لبید را از قبضه ماموران رها مى کند . امیرمومنان (علیه السلام) براى دستگیرى نعیم بن دجاجه مامورانى را گسیل مى کند که بعد از آوردن وى امام به تنبیه بدنى او فرمان مى دهد ، در این حال نعیم مى گوید : آرى ، به خدا قسم که با تو بودن خوارى و دورى جستن از تو کفر است ! امام (علیه السلام) فرمود : از تو گذشت کردیم ، خداوند مى فرماید : « به شیوه نیکو بدى را دفع کن ». اما سخنت : بودن با تو ذلت است ، بدى بود که بدست آوردى و اما گفته است که جدایى از تو کفر است ، نیکى است که بدان دست یافتى پس این به این.

اوج ایثار
امیرالمومنین (علیه السلام) به خاطر پاره اى از امورش وارد مکه شد . در آن جا اعرابى را دید که به پرده کعبه آویخته ، مى گوید : اى صاحب خانه ! خانه ، خانه توست و مهمان ، مهمان تو ، براى هر مهمانى از سوى مهماندارش وسیله پذیرایى مهیاست ، امشب پذیرایى از سوى خودت را نسبت به من آمرزش قرار ده . امیرالمومنین (علیه السلام) به یارانش فرمود : آیا سخن این اعرابى را نمى شنوید ؟ گفتند : آرى ، فرمود : خدا بزرگوارتر از این است که مهمانش را از پیشگاهش دست خالى برگرداند ! چون شب دوم شد او را آویخته به همان رکن دید که مى گوید : اى عزیز در عزتت ! عزیزتر از تو در عزتت نیست ، مرا به عزّ عزتت در عزتى عزیز بدار که احدى نداند آن عزت چگونه است ! به تو روى مى آورم و به تو توسّل مى جویم . به حق محمّد و آل محمّد بر تو ، چیزى به من عطا کن که غیر تو آن را به من عطا نکند و آن چیز را از من بگردان که غیر تو آن را برنگرداند . راوى گوید : امیرالمومنین (علیه السلام)به یارانش فرمود : به خدا سوگند ! این جملات نام بزرگ تر خدا به لغت سریانى است . حبیبم رسول خدا (صلى الله علیه وآله) مرا به آن خبر داده است . امشب این عرب از خدا درخواست بهشت کرد ، پس به او عطا فرمود و درخواست برگرداندن آتش دوزخ از خود کرد ، پس خدا آتش را از او برگردانید ! هنگامى که شب سوم شد باز او را آویخته به همان رکن خانه دید که مى گوید : اى خدایى که مکانى او را در برنمى گیرد و هیچ مکانى از او خالى نیست ، آنکه بدون کیفیت بوده است ; به این عرب چهار هزار درهم روزى فرما .

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : علی علیه السلام، ایثار، امیرالمؤمنین علیه ‌السلام، بیت المال، اخلاق امیرمؤمنان،
دوشنبه 19 فروردین 1398 :: نویسنده : مستور
دریاى عظمت شخصیّت والاى امیر مؤمنان على بن ابى طالب علیه السلام گسترده تر و ژرف تر از آن است كه به توصیف آید یا قلم ، توان بیان آن را داشته باشد و یا اندیشه به ژرفاى آن دست یابد. او كسى است كه مى فرمود:

«یَنحَدِرُ عَنِّی السَّیلُ ، ولا یَرقى إلَیَّ الطَّیرُ» .  فضیلت ، چون سیل از كوهسار وجودم سرازیر است و هیچ تیز پروازى به بلنداى من نمى رسد . [1]

علّت دیگر ، آن است كه تاریخ ، همه فضایل و بزرگى هاى او را براى نسل هاى بعد ، نقل نكرده است ، و چه بسیار كسانى كه تلاش مى كردند تا او را از خاطره تاریخ ، محو كنند. با این حال ، آنچه از آن حضرتْ آشكار شده است ، على رغم همه تلاش هاى ستمگرانِ جفاپیشه براى محو جلوه هاى صفات آن حضرت ، دیده ها را خیره و خِردها را متحیّر ساخته است .

سخن خلیل بن احمد فراهیدى درباره امام علیه السلام چه زیبا و رساست كه مى گوید:

چه گویم درباره مردى كه دوستانش از بیم و دشمنانش از كینه ، فضایل او را پوشیده داشتند و در بین این دو سرپوش گذارى ، آن قدر فضایل او بسیار است كه شرق و غرب را فرا گرفته است؟! [2]


ما را توان احاطه بر ویژگى هاى شخصیتى كسى چون على علیه السلام نیست؛ یگانه اى كه در ایمان ، دانش ، اخلاق ، جوان مردى ، شجاعت و رحمت، هم تراز ندارد ؛ بلكه نمى توان انسانى چون او یافت كه در وجودش ویژگى هاى متضادّى ـ كه معمولاً در یك شخص، جمع نمى شوند ـ گِرد آمده باشد.

در میدان رزم ، هرگاه بر دشمنى مى نگریست و بر او بانگ مى زد ، بدنش مى لرزید و جان بر لبش مى رسید ، و هیچ یك از همگنانش به پایگاه او نمى رسیدند ، و آن گاه كه به اشك حلقه زده بر چشم یتیم مى نگریست و یا به كسى كه پشتش از رنج روزگار ، خم شده است ، نگاه مى كرد ، دلش به لرزه مى افتاد و اشكش جارى مى شد... و به این سبب به «گردآورنده اضداد» شناخته شده است .

او در سرتاسر تاریخ و در همه زمینه ها بى نظیر است. او معجزه بزرگ اسلام و پیامبر خداست ، و چرا چنین نباشد ، در حالى كه نبوّتْ وى را زیر بال گرفته و رسالت ، او را در دامان آن بزرگْ پیامبر افكنده بود و او فانى در جمالِ حق بود.



ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ویژگی های امام علی(ع)، معجزه بزرگ اسلام، نبوّتْ، فضایل امام علی(ع)،
دوشنبه 12 فروردین 1398 :: نویسنده : مستور
امیر بیان علی (علیه السلام) در ابتدای این فراز از خطبه نورانی 175 نهج البلاغه به گوشه ای از علم و دانشی که خالق هستی در اختیارش گذاشته اشاره نموده و در این باره می فرماید: «سوگند به خدا، اگر بخواهم مى توانم هر كدام شما را از آغاز و پایان كارش، و از تمام شئون زندگى، آگاه سازم، امّا از آن مى ترسم كه با اینگونه خبرها نسبت به رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) كافر شوید. آگاه باشید كه من این اسرار گرانبها را به یاران رازدار و مورد اطمینان خود مى سپارم. سوگند به خدایى كه محمّد (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) را به حق برانگیخت، و او را برگزید، جز به راستى سخن نگویم».

«وَ اللَّهِ لَوْ شِئْت أَنْ أخْبِرَ كلَّ رَجلٍ مِنْكمْ بِمَخْرَجِهِ وَ مَوْلِجِهِ وَ جَمِیعِ شَأْنِهِ لَفَعَلْت وَ لَكِنْ أَخَاف أَنْ تَكْفروا فِیَّ برَسولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله أَلَا وَ إِنِّی مفْضِیهِ إِلَى الْخَاصَّةِ مِمَّنْ یۆْمَن ذَلِكَ مِنْه وَ الَّذِی بَعَثَه بِالْحَقِّ وَ اصْطَفَاه عَلَى الْخَلْقِ مَا أَنْطِق إِلَّا صَادِقاً وَ قَدْ عَهِدَ إِلَیَّ بِذَلِكَ كلِّهِ وَ بِمَهْلِكِ مَنْ یَهْلِك وَ مَنْجَى مَنْ یَنْجو وَ مَآلِ هَذَا الْأَمْرِ وَ مَا أَبْقَى شَیْئاً یَمرّ عَلَى رَأْسِی إِلَّا أَفْرَغَه فِی أذنَیَّ وَ أَفْضَى بِهِ إِلَیَّ أَیّهَا النَّاس إِنِّی وَ اللَّهِ مَا أَحثّكمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقكمْ إِلَیْهَا وَ لَا أَنْهَاكمْ عَنْ مَعْصِیَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكمْ عَنْهَا».(1)

سخن گهربار مولای متقیان علی (علیه السلام) حکایت از آن دارد که آنچه از علم و دانش امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) به دست ما رسیده، تنها قطره ای از دریای موّاج علم و دانایی آن بزرگ مرد تاریخ بشریت محسوب می شود به گونه ای که اگر تمام آن به دست مردم می رسید، به خاطر نداشتن ظرفیت لازم برای دریافت چنین معارفی، از مسیر حق دور گشته، و به لحاظ فکری و عقیدتی دچار انحراف شدیدی می شدند.

در حدیثی زیبا رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله و سلّم) در این باره می فرماید: «إِنَّ فِیکَ شَبَهاً مِنْ عِیسَى بْنَ مَرْیَمَ وَ لَوْ لاَ أَنْ تَقولَ فِیکَ طَوَائِفٌ مِنْ أمَّتِی ما قَالَتِ النَّصارى فِی عَیسَى بْنَ مَرْیَمَ لَقلْت فِیکَ قَوْلا لاَتَمرّبِمَلاَ مِنَ النَّاسِ إِلاَّ اَخَذوا التّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَیْکَ یَلْتَمِسونَ بِذلِکَ الْبَرَکَةَ»(2) :تو به عیسى بن مریم (علیه السلام) شباهتى دارى (از نظر زهد و عبادت) و اگر از این بیم نداشتم که گروهى از امتم درباره تو (غلوّ کنند و) همان بگویند که درباره عیسى بن مریم گفتند، سخنى درباره تو مى گفتم که از کنار هیچ جمعیّتى از مردم عبور نمى کردى، مگر آن که خاک زیر قدم هاى تو را براى تبرّک بر مى گرفتند!

سخن گهربار پیامبر عزیز اسلام (صلی الله علیه وآله و سلّم) بیانگر آن است که فضائل و ویژگی های بی نظیری که در امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) وجود داشت از نظر کمی و کیفی به اندازه ای است که درک آن از سوی افراد عادی و معمولی نا ممکن و محال خواهد بود، و لذا به منظور صیانت و حفاظت از حوزه فکری و عقیدتی مردم، و این که دچار افراط و عقاید غلو آمیز نسبت به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نشوند از بیان تمام حقایق در مورد ایشان پرهیز شده و تنها به گوشه ای از فضائل آن امام عزیز، آن هم در حد ظرفیّت مخاطبین اشاره شده است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : امیربیان، علی علیه السلام، مولای متقیان علی (ع)، نهج البلاغه،
فعالیت های امام “علیه السلام” در این دوره در امور زیر خلاصه می شد:

۱- عبادت خدا آن هم به صورتی که در شأن شخصیتی مانند حضرت علی “علیه السلام”  بود؛ تا آنجا که امام سجاد عبادت و تهجد شگفت انگیز خود را در برابر عبادتهای جد بزرگوار خود ناچیز می دانست.

۲- تفسیر قرآن و حل مشکلات آیات و تربیت شاگردانی مانند ابن عباس، که بزرگترین مفسر اسلام پس از امام “علیه السلام”  به شمار می رفت.

۳- پاسخ به پرسش های دانشمندان ملل و نحل دیگر، بالاخص یهودیان و مسیحیان که پس از درگذشت پیامبر “ص” برای تحقیق دربارۀ اسلام رهسپار مدینه می شدند و سؤالاتی مطرح می کردند که پاسخگویی جز حضرت علی “علیه السلام” ، که تسلط او بر تورات و انجیل از خلال سخنانش روشن بود، پیدا نمی کردند. اگر این خلا به وسیلۀ امام “علیه السلام”  پر نمی شد جامعۀاسلامی دچار سرشکستگی شدیدی می شد. و هنگامی که امام به کلیۀ سؤالات پاسخهای روشن و قاطع می داد انبساط و شکفتگی عظیمی در چهرۀخلفایی که بر جای پیامبر “ص” نشسته بودند پدید می آمد.

۴- بیان حکم بسیاری از رویدادهای نوظهور که در اسلام سابقه نداشت و در مورد آنها نصی در قرآن مجید و حدیثی از پیامبر گرامی “ص” در دست نبود. این یکی از امور حساس زندگی امام “علیه السلام”  است و اگر در میان صحابه شخصیتی مانند حضرت علی “علیه السلام”  نبود، که به تصدیق پیامبر گرامی “ص” داناترین امت و آشناترین آنها به موازین قضا و داوری به شمار می رفت، بسیاری از مسائل در صدر اسلام به صورت عقدۀلاینحل و گره کور باقی می ماند.



ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ابوتراب، فعالیت، سکوت علی، تفسیر قرآن، اصول و فروع،
چهارشنبه 29 اسفند 1397 :: نویسنده : مستور
سی سال از واقعه عام الفیل می‏گذرد. زمان، آبستن واقعه ‏ای است که مولود آن، شهره آفاق و فخر زمین و زمان می‏شود. «مکه، روز جمعه، سیزدهم رجب، سی سال پس از عام الفیل» درد، بر دختر اسد غلبه کرده است؛ دردی که او را تا مسجد الحرام می‏ک شاند و دستان نیازش را به سوی کعبه بلند می‏کند: «ربّ انّی مؤمنةٌ بک و بما جاءَ عندکَ مِن رُسُلٍ و کُتُبٍ و انّی...»

(پروردگارا! من ایمان دارم به تو و همه پیامبران و کتاب‏هایی که از سوی تو آمده و گفتار جدّم ابراهیم خلیل را تصدیق دارم و به او که این خانه کعبه را بنا کرد. پروردگارا! به حق همان کسی که این خانه را بنا کرد، به حق این نوزادی که در شکم من است، ولادت او را بر من آسان گردان.)

شاید او نمی‏دانست نام طفلی که در شکم دارد، روزی بر «تارک پیشانی تاریخ» خواهد درخشید و آوازه شوکت و عظمت او، در تمام روزگاران خواهد پیچید.

فاطمه! از درد شکوه مکن، خداوند، تو و فرزندت را از عنایت بی‏حدّش سرشار می‏کند.

فاطمه! علی در پاک‏ترین خاک و منزّه‏ترین مکان هستی، چشم به جهان می‏ گشاید. دردهایت را فراموش کن. لبخند علی، جانت را تازه می‏کند.

به او نگاه کن! عطر ملکوت را استشمام خواهی کرد.

کعبه... فاطمه بنت اسد... علی علیه‏السلام ... فرشتگان... و خدا.

«یا فاطمه سَمّیهِ علیّا فهو علی، و اللّه‏ُ العَلیُّ الأَعلی یَقولُ: انّی شَقَقْتُ اِسمَهُ مِن اِسمی، و أَدَّبتُهُ بِأَدَبی، و وَقَفْتُهُ عَلی غامِضِ علمِی...»

(ای فاطمه! نام این مولود را علی بگذار، که خدای علی اعلی می‏فرماید: من او را از نام خود جدا کردم و به ادب خود ادب آموختم و بر مشکلات علم خویش او را واقف ساختم.)

کاش تاریخ، امروز را به خاطر بسپارد! کاش آنان که در فردایی نه چندان دور، بر سینه چاک چاک مولود کعبه، زخم خیانت و جهل و نامردی می‏زنند، امروز را به خاطر آورند!

کاش آنان که علی علیه‏السلام را دیدند، او را می‏فهمیدند!

کاش علی علیه‏السلام به «ما» می‏گفت: «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی».

عاطفه خرّمی



نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها : امام علی(ع)، ولادت، 13رجب، ابوتراب، خانه کعبه، فاطمه بنت اسد،
جمعه 17 اسفند 1397 :: نویسنده : مستور
ابن شاذان در کتاب «مناقب» از ابن عمر نقل می کند که گفت: از رسول خدا(ص) دربارة علی بن ابی طالب(ع) سؤال کردیم، حضرت خشمگین شده، فرمود: «چرا بعضی دربارة کسی شک دارند که درجه و مرتبه اش نزد خدا، مثل درجه و مرتبة من است و از همة مقامات من، جز نبوّت برخوردار است».

بعد فرمود: «بدانید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، مرا دوست داشته است و هر که مرا دوست داشته باشد خدا از او راضی و خشنود است و کسی که خدا از او خشنود باشد پاداش او را بهشت قرار می دهد».1

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، فرشتگان برای او استغفار می کنند و درهای بهشت به روی او باز است، تا از هر دری که بخواهد بدون حساب وارد شود.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خداوند پروندة عملش را به دست راست او دهد و همانند پیامبران به حساب او رسیدگی کنند.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد از دنیا خارج نمی شود تا از آب کوثر بیاشامد و از درخت طوبیٰ تناول نماید و جای خود را در بهشت ببیند.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خدا جان کندن را بر او در هنگام مرگ آسان می گرداند و قبر او را باغی از باغ های بهشت قرار می دهد.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خدا به تعداد رگ های موجود در بدنش به او حوریه عطا کند و شفاعت او را دربارة هشتاد نفر از اهل بیتش بپذیرد و به تعداد موهای بدنش در بهشت به او منزل عنایت کند.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را بشناسد و او را دوست داشته باشد، خداوند ملک الموت را به سوی او بفرستد همان طور که نزد پیامبران می فرستد، از او ترس و وحشت دیدن نکیر و منکر را برطرف کند، قبرش را روشن و به اندازة مسیر هفتاد سال وسعت دهد و با روی سفید وارد قیامت شود.

آگاه باشید، هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خداوند او را در سایة عرش خود با صدّیقین، شهدا و صالحان ساکن گرداند و او را از وحشت بزرگ و ترس های قیامت ایمن گرداند.

آگاه باشید هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خدا خوبی های او را قبول کند و از بدی هایش درگذرد، و در بهشت رفیق حمزة سید الشّهدا(ع) عموی پیامبر باشد.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : آثار دوستی، علی علیه السلام، امام علی(ع)، محبت آل محمد (ص)،
دوشنبه 13 اسفند 1397 :: نویسنده : مستور
وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِی مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

و اگر تو را وادارند تا در باره چیزى كه تو را بدان دانشى نیست به من شرك ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنیا به خوبى با آنان معاشرت كن و راه كسى را پیروى كن كه توبه‏كنان به سوى من بازمى‏گردد و [سرانجام] بازگشت‏شما به سوى من است و از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید شما را با خبر خواهم كرد.(1)

حضرت علی-علیه السلام- در تفسیر این آیه فرمودند: فرزندان به عنوان پرستش، برای پدران و مادران نماز و روزه به جا نمی آورند تا خداوند آنان را از شرک در عبادت منع نماید. بلکه والدین فرزندان را به معصیت و نافرمانی پروردگار امر می نمودند وانان اطاعت می کردند. سپس خاطر نشان ساخت از رسول اکرم-صل الله و علیه وآله وسلم- شنیدم که میفرمودند: هرکس مخلوقی را در غیر طاعت باری تعالی اطاعت نماید با این عمل به شرک گرایش یافته و جز خداوند معبود دیگری را برگزیده است.(2)

همه ما در حال حاضر یا در آینده مسئولیت فرشتگانی معصوم را از سوی خدا به عهده میگیریم. آنان امانتی از سوی خداوند به ما هستند و ما در قبال آنان مسئولیم و روزی باید جوابگوی این امانت باشیم.(3) باید مراقب بود که به او معبودی غیر خدا نشان ندهیم، به او نگوییم خدا هست و خود برای هزار کار دیگر از غیر خدا طلب کنیم، او را مطیع غیر خدا نکنیم و به او قدرت ایمان را نشان دهیم، قدرتی که باورش مهم است و ارزش دارد نه دانستنش.

پی نوشت :
1- سوره 31، آیه121
2- تحف العقول،ص420
3- إِنَّمَا أَمْوَلُکُمْ وَ أَوْلَدُکمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ(تغابن15): اموال و فرزندانتان وسیله آزمایش شما هستند ، و اجر و پاداش عظیم نزد خدا است.
منبع : حوزه






نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : عشق، رسول خدا (ص)، امام علی علیه السلام، معبود، توحید،
روزی مأمون به امام رضا (علیه السلام) عرض کرد: بزرگ ترین فضیلت امیر مؤمنان (علیه السلام) که قرآن بر آن دلالت کند چیست؟ امام رضا (علیه السلام) فرمود: همانا آیه مباهله است. خدای عزّوجلّ فرمود: «فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِین»؛ پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) امام حسن و امام حسین علیهما السلام را برای مباهله دعوت کرد که هر دوی آنها فرزندانش بودند و همچنین فاطمه (سلام الله علیها) را دعوت کرد که در آن هنگام وی جزو زنان مورد اشاره آیه بود، و نیز  امیرمؤمنان (علیه السلام) را فراخواند که به حکم آیه شریفه، نفس رسول خدا به شمار میرفت. پس ثابت شد که هیچ یک از بندگان خدا والاتر از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وافضل از او نبوده اند و همچنین لازم آمده که هیچ کس افضل از نفس رسول خدا که علی (علیه السلام) بود، به دلالت آیه شریفه وجود نداشته باشد.

مأمون گفت: این استدلال درباره امام حسن و امام حسین علیهما السلام و فاطمه(سلام الله علیها) صحیح است، امّا درباره علی درست نیست؛ چون ممکن است رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) شخص خود را گفته باشد، نه فرد دیگری را. پس آیه فضیلتی برای امیرمؤمنان(علیه السلام) نخواهد بود.

امام رضا (علیه السلام) در پاسخ فرمود: این سخن صحیح نیست؛ چرا که شخص دعوت کننده، همواره غیر از خود را دعوت میکند، نه خود را. همان طور که فرد دستور دهنده، همیشه به دیگری امر میکند، نه به خود. پس این که حضرت فرمود: «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکمْ وَ أَنْفُسَنا» به این معنا نیست «پس هر که در این [باره] پس از دانشی که تو را [حاصل] آمده، با تو محاجه کند، بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم، سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم».

که خودمان را دعوت کنیم. و وقتی رسول خدا فردی غیر از امیرمؤمنان(علیه السلام) را در مباهله فرانخواند، ثابت میشود که علی(علیه السلام) همان نفس پیامبر است که خداوند در قرآن به آن اشاره کرده است.

مأمون که از پاسخ امام رضا (علیه السلام) شگفت زده شده بود، گفت: وقتی جواب آمد، سؤال جایگاه خود را از دست میدهد.(1)

امام رضا (علیه السلام) در این باره می فرمایند: سبب این که مردم امیرالمؤمنین علیه السلام را با این که فضائل او را می دانستند، ترک کرده و به دیگران گراییدند، جز این نبود که او بسیاری از دشمنان خدا و پیامبر او را – از اجداد و پدران و برادران و عموها و خالوها و نزدیکان آنها – به قتل رسانده بود؛ از این رو کینه او را در دل داشتند و نمی خواستند بر آنها فرمانروا شود، ولی از دیگران چیزی در دل نداشتند؛ زیرا آنان در زمان پیامبر گرامی اسلام مانند حضرت علی علیه السلام جهاد نکرده بودند و به همین علت از او رویگردان و به دیگران مایل شدند.

پی نوشت :
1- شیخ مفید، الفصول المختاره من العیون و المحاسن، ص ٣٨؛ مجلسی، بحار الأنوار ج١٨٨ ۴٩ باب ١۴ ص١۵٧
منبع : بحارالأنوار، ج ٢٩، ص ۴٨٠.



نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : فضیلت، امیرمؤمنان علی (علیه السلام)، مباهله، امام رضا (علیه السلام)، رسول خدا،
یکشنبه 5 اسفند 1397 :: نویسنده : مستور
از مباحث مهم در سیره امام علی(ع)، رفتار حضرت با دشمنان است.این بحث، هم از جهت دشمن شناسی و هم شیوه درست برخورد با دشمن را می آموزاند. امام علی(ع) با دشمنانی مواجه بود که پیامبر(ص) با این نوع دشمن مواجه نبود. پیامبر با کسانی مقابله کرد که با گفتار و رفتار خود زنده بادبت!! می گفتند اما امام علی(ع) با کسانی رو به رو بود که سابقه درخشانی در خدمت به اسلام داشتند! اهل عبادت و قرآن و شب زنده داری بودند; با این همه از روح مکتب بی خبر بوده و همین امور، زمینه ساز مقابله آنان با حکومت عدالت گستر مولا علی(ع) شد. امام علی(ع) در حقیقت با نفاق پنهان مواجه بود و پرواضح است که برخورد با این دشمن به مراتب سخت تر از برخورد با کفر آشکاراست.

بر این اساس است که امام علی(ع) برخورد با دشمنانی این چنین را از مفاخر خود برمی شمرد: «ایها الناس فانی فقات عین الفتنه و لم یکن لیجتری ء علیها احد غیری بعد ان ماج غیهبها واشتد کلبها; مردم! این من بودم که چشم فتنه را درآوردم و کسی جز من جرات بر آن نداشت بعد از آن که امواج فتنه همه جاگسترده بود و هاری آن فزونی یافته بود.»حکومت حدودا پنج ساله امیر مؤمنان علی(ع) با سه جریان مخالف مواجه بود:

1- جاه طلبان و مقام پرستان که در خط مقدم بیعت کنندگان بامولا علی(ع) بودند و امید آن داشتند که از این راه بتوانند به دنیایی آباد و مقام و ریاستی که در پی آن بودند برسند، اما پس از آن که امام علی(ع) به حکومت رسید و ارزش های الهی را به جای ارزش های پوسیده جاهلی نهاد، از حکومت حضرتش مایوس شده و شروع به مخالفت با آن نموده و علیه حکومت اسلامی امام علی(ع) شورش کردند نام این گروه در تاریخ اسلام «ناکثین » -پیمان شکنان می باشد.

2- ظالمانی که از حکومت پیشین بهره ها می بردند، دزدی ها وغارت گری ها می نمودند و از این راه اموال فراوانی به هم زده بودند و با سر کار آمدن حکومت عدل از این غارت گری ها ممنوع گشته و به شدت با ستم آنان مبارزه شد. نام این گروه در تاریخ اسلام «قاسطین » است. «قسط » هم به معنای عدالت و هم به معنای ظلم و عدول از حق آمده است. راغب در مفردات می گوید:«قسط به معنی سهم و نصیب است و هرگاه سهم و نصیب دیگری گرفته شود، قسط به آن گفته می شود و این مصداق ظلم است.

3- کوته فکران و متحجرانی که فقط ظاهری از دین را دیده بودندو حقیقت آن را نفهمیده بودند و به شدت بر عقیده باطل خوداستوار بودند. اینان نیز سر شورش بر حکومت مولا علی(ع) برآوردند. نام این گروه «مارقین » است و نام دیگرشان خوارج که بعد از داستان حکمین، در صفین بر ضد امام برخاستند و پرچم مخالفت را برافراشتند. این واژه، از ماده «مروق » به معنای پرش تیر از کمان است گویی آنها قبلا در دایره حق بودند ولی به خاطر تحجر و نادانی و خودخواهی از مفاهیم اسلامی و تعلیمات آن به دور افتادند. این سه جریان مخالف را پیامبر گرامی اسلام(ص) در سخنان خود به صراحت پیش بینی فرموده بود: ابو ایوب انصاری گوید: «امر رسول الله(ص) علی بن ابی طالب(ع) بقتال الناکثین و القاسطین و المارقین; پیامبر اکرم(ص) به علی(ع) دستور داد که با سه گروه ناکثین و قاسطین و مارقین پیکار کند.» خود حضرت نیز در خطبه شقشقیه با همین نام مخالفین خود را نام برده است: «فلما نهضت بالامر نکثت طائفه و مرقت اخری و قسط آخرون...; هنگامی که قیام به امر خلافت کردم جمعی پیمان خود را شکستند و گروهی به بهانه ای واهی سر از اطاعتم پیچیدند و از دین خدا بیرون پریدندو دسته دیگری راه ظلم و طغیان را پیش گرفتند.» تحلیل و بررسی عملکرد این سه جریان مخالف و موضع امام علی(ع) در برابر آنها;نقش ارزنده ای در آگاهی امت اسلامی ما از جریان های مخالف نظام ونیز الهام بخش نحوه برخورد با آنان خواهد بود. به یاری خداوند، بر آنیم که به تحلیل این سه جریان مخالف ازدیدگاه مولا علی(ع) بپردازیم. در این مقاله به عنوان مدخل، بحثی پیرامون دشمن شناسی از دیدگاه مولی تقدیم می داریم.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : امام علی (ع)، دیدگاه امام علی، دشمن‌شناسی، دشمن‌شناسی از دیدگاه امام، اسلام، پیامبر (ص)،
بنا به گواهی متون تاریخی و روایات موثق، روزی سه تن از علمای یهود با سوالاتی چند به نزد امیرالمومنین علی (عَلیه السَلام) آمدند و پرسش هایی را مطرح ساختند و حضرت تنها به این شرط راضی به پاسخ دادن به آن ها گردیدند که اگر آن پاسخ ها را موافق با تورات یافتند هر سه تن یهودی به دین اسلام درآیند و آن ها پذیرفتند مجدد سوال های خود را این گونه مطرح نمودند:

ای مرد: قفل آسمان ها چیست؟

حضرت فرمودند: همانا قفل آسمان ها شرک به خداوند است و مرد یا زنی که مشرک باشد عمل او به سوی آسمان بالا نمی رود.

پرسیدند: کلید آن ها چیست؟

حضرت فرمودند: گواهی «لا اله الا الله و محمد رسول الله» است.

پرسیدند: کدام قبر با صاحبش راه رفت؟

حضرت فرمودند: آن قبر ماهی ای بود که یونس (عَلیه السَلام) را بلعید و او را در دریاهای هفت گانه گردانید.

پرسیدند: آن کیست که قوم خود را بیم داد و ترسانید، در حالی که نه از جنیان بود و نه از آدمیان؟

حضرت فرمودند: آن مورچۀسلیمان (عَلیه السَلام) بود که به مأموران گفت: ای گروه مأموران؛ داخل خانه های خود گردید تا توسط سلیمان و لشکریان او پایمال نگردید.

پرسیدند: پنج چیز بر روی زمین راه رفتند در حالی که در رحم خلق نشدند، آنان کدامند؟

حضرت فرمودند: آدم، حوا، ناقۀصالح (عَلیه السَلام)، گوسفند ابراهیم (عَلیه السَلام) و عصای موسی (عَلیه السَلام).

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ابوتراب، علمای یهود، مناظره، وحدانیت، رسالت محمد (ص)، امیرالمومنین علی (عَلیه السَلام)،


( کل صفحات : 22 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

امکانات وب


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی