صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 20 آذر 1397 :: نویسنده : مستور
از نظر عدل امام علی (ع) تمام مسئولان جامعه اعم از رهبری و تمام مدیران و کارگزاران نظام سیاسی و اجرایی، می ‏بایست مراتبی متناسب با استعداد و ظرفیت و شایستگی و تخصص داشته باشند. این عدل علی (ع) است که حکم می‏کرد هر کسی با توجیه موقعیت و مقام درونی و تخصص و شایستگی می ‏بایست عهده ‏دار پستی در همان سطح شود. این نحوه‏ی گزینش یاران در سیستم حکومتی امام علی (ع) به قدری دقیق بود که امکان خطا و اشتباه کارگزارانش را به صفر می‏رساند. پس اولین نکته در عدالت علوی همین مساله نصب مدیزان امور اجرایی و قضایی حکومت خویش بود. ولی عدل علی (ع) تا این حد نبود که تنها یک گزینش دقیق نسبت به کارگزاران انجام دهد و سپس آنان را به حال خود رها کند، بلکه اقتضای عدالت علوی در این بود که پی گیر امور باشد.

چون این مرحله هم مانند مرحله‏ی قبل بسیار مهم و جدی است اما به راستی چرا علی (ع) این قدر در انتخاب کارگزاران حکومتی دقت و وسواس به خرج می‏داد. پاسخ به این سوال بسیار واضح و روشن است، چون اگر کم‏ترین خطایی در این خصوص صورت گیرد که منجر به کار گماردن اشخاص از روی ضابطه و مبنای مشخص و منطقی نباشد جامعه از رشد و تعالی و توسعه ‏ی پایدار باز می‏ماند و بالتبع، نظام اداره ‏ی جامعه مختل می‏ شود. در این جامعه است که افراد لایق و کار آمد که ذاتا در خدمت به مردم سر از پا نمی‏ شناسند، کنج عزلت را اختیار می‏کنند و ناگریز کرسی خدمت به عناصر نالایق و سودجو سپرده می‏ شود. پس در چنین جامعه ‏ای است که دیگر عدالت مفهوم اصی خود را از دست می‏دهد و به صورت یک حرف زیبا در قاموس فرهنگ مردم جامعه برجای می‏ماند که جنبه‏ ی علمی و کاربردی هم ندارد و مسلما چنین نظامی به جای رشد و توسعه‏ ی همه جانبه، به سمت انحطاط و پوسیدگی تدریجی پیش خواهد رفت.

پس لازمه ‏ی عدل علی (ع) است که این قدر در انتخاب یاران و اصحاب حکومتی خویش دقت و حوصله به خرج دهد. چون هم او است که معتقد است که کار مردم جز به شایستگی زمامداران سامان نمی‏ یابد. «فلیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاه» [1]  پس در این شرایط طبیعی است که در صورت عدم انتخاب صحیح مدیران جامعه و ناتوانی کارکنان مدیریت جامعه در هم ریخته می ‏شود و مانع جدی رشد و تعالی جامعه می‏گردد. لذا حضرت، باز در بیانی می‏فرماید:

«آفه الاعمال... العمال» [2] ، و چون به خوبی به این امر واقف بود که تا هنگامی که کحارگزاران اصلاح نگردند عدل مورد نظر وی در جامعه محقق نمی‏ شود، لذا پس از پذیرش خلافت، تقریبا تمام استانداران و فرمانداران و نمایندگان عالی رتبه‏ ی سابق را عزل نمود، هر چند که این امر موجب دشمن تراشی وتضعیف حکومت علی (ع)  گردید، ولی آن حضرت هیچ گاه به خاطر نارضایتی بعضی از گردنکشان و بیداد گران، از اجرای اصل شایسته سالاری خودداری نمی‏ ورزید و برای محوریت این اصل در دستگاه حکومتی خود، تمهیدات گسترده ‏ای را فراهم نمود. در واقع تمام این کارها برای بستر سازی و زمینه سازی اجرای عدالت بود، چون آن حضرت به خوبی واقف بود که شایستگان جامعه قادر به اجرای عدالت هستند، بخش اعظمی از نامه ‏ها و دستورالعمل‏ های حکومتی ایشان به کارگزاران و نمایندگان سیاسی، ناظر به این مطلب است و همه آنان را به رعایت این اصل ملزوم می‏ نماید. از دیدگاه امیرمومنان (ع) این اصل از عدالت نشات می‏گیرد و چون هدف حکومت اسلامی اقامه‏ ی عدل است، باید در هر زمینه ‏ای مورد لحاظ قرار گیرد. حضرت به مالک اشتر، استاندار خود در مصر چنین می‏نویسد: سپس در کار عاملان خود بیندیش و پس از آزمودن، به کارشان بگمار و به میل خود و بدون مشورت، آنان را به کار مخصوص مگمار که به هوای خود رفتن و به رای دیگران ننگریستن، ستمگری و خیانت است. آنان را از میان کسانی برگزین که تجربه و حیا دارند، از خاندان‏ های پارسایی که در مسلمانی، قدمت و دلبستگی بیش‏تری دارند اخلاقشان گرامی‏تر، آبروشان محفوظتر، طمع شان کم‏تر و عاقبت نگری‏شان بیش‏تر است. [3] .

در جای دیگری می‏فرماید: و برای داوری میان مردم از رعیت خود کسی را برگزین که نزد تو برترین است. آنکه کارها بر او دشوار نگردد و ستیز با دشمنان او را به لجاجت نکشاند و در خطا پایدار نبود و چون حق را شناخته در بازگشت بدان درنماند و نفس او به طمع ننگرد و برای رسیدن به حق، به اندکی شناخت بسنده نکند و در شبهه ‏ها درنگش از همه بیش‏تر باشد و حجت را بیش از همه به کار ببرد. [4] .

از این رو بود که وقتی محمد بن ابی‏بکر که از اصحاب لایق و باوفای حضرت علی ( ع) و استاندار مصر بود و حضرت نیز از وی راضی بود، اما با توجه به موقعیت ویژه و استراتژیک مالک اشتر را برای آن منطقه مناسب ‏تر دید، امام (ع) محمد را عزل و مالک را به جای وی نصب کرد و وقتی که خبر به امام (ع) رسید که محمد از این واقعه آزرده خاطر گردیده است، حضرت خطاب به وی چنین نوشت: اما بعد، با خبر شدم که از فرستادن اشتر برای تصدی کاری که به عهده داری، دلتنگ شده ‏ای. آنچه کردم به خاطر آن نیست که تو را کندکار شمردم و یا انتظار کوشش بیش‏تری را داشتم. اگر آنچه را که در فرمان توست از دستت گرفتم، در عوض حکومت جایی را به تو دادم که سر و سامان دادن آن برایت آسان‏تر است و حکمرانی بر آن بر تو خوشایندتر. [5] .

با توجه به این فرمایشات مولای متقیان، به خوبی این نکته بر انسان مکشوف می‏ شود که حضرت به اصل لیاقت و کفایت سیاسی و نیز تدبیر، تجربه و کار آمدی اشخاص با توجه به مقتضیات زمان و مکان سخت معتقد است. چون از این طریق و مجرا می‏خواهد عدالت را در جامعه پیاده نماید. پس او بیش از هر چیز به افراد شایسته نیازمند است و لذا هیچ چیزی نمی‏تواند وی را از اجرای این اصل باز دارد. زیرا هدف غایی ایشان متعالی است. هدف بسط عدالت است.

پی نوشت ها :
1- نهج البلاغه صبحی صالح ، خطبه ی 216.
2- بقاء و زوال دولت ، عبدالکریم بن محمد، ص 70، به نقل از توسعه ی سیاسی از دیدگاه علی(ع)، نوشته ی علی اکبر علیخانی.
3- نهج البلاغه ، ترجمه ی سید جعفر شهیدی ، نامه 53.
4- نهج البلاغه ، ترجمه ی سید جعفر شهیدی ، نامه 53.
5- نهج البلاغه ، ترجمه ی سید جعفر شهیدی ، نامه 34.
منبع : بیایید علی را دوباره بشناسیم ، مرتض اسماعیل زاده ، دانشگاه صنعتی شریف .



نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : سیره علوی، اصل شایسته سالاری، مالک اشتر، مسئولان جامعه، اجرای عدالت،




امکانات وب


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی