صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 25 مهر 1397 :: نویسنده : مستور
دومین نمازگزار
یحیی بن عفیف از پدرش روایت کرده، پیش از آنکه پیغمبر اکرم امر نبوت را اظهار کند من با عباس بن عبدالمطلب نشسته بودیم. اول ظهر جوانی آمد رو به کعبه ایستاده به نماز مشغول شد. فاصله[ای] نشد، جوان دیگری آمد و به طرف راست او ایستاد و زنی هم آمد و پشت سر آن ها به نماز مشغول شد. من به عباس گفتم: امر عظیمی مشاهده می کنم. گفت: آری. می دانی این جوان کیست؟ [او] پسر برادر من محمد بن عبداللّه و این جوان دیگر نیز پسر برادر من علی بن ابی طالب است و این زن خدیجه دختر خویلد است. پسر برادر من می گوید: پروردگارش او را به این دینی که هم اکنون به آن توجه دارد مأمور داشته و سوگند به خدا، به جز این سه نفر، متدین به این دین نمی باشند.

محک ایمان
ابوسخیله گفته: من و عمار به عزم حج بیت اللّه [حرکت کرده و در راه] بر ابوذر غفاری وارد گردیدیم، و سه روز از حضور آن مرد نورانی استفاده می کردیم. چون هنگام مراجعتمان نزدیک شد به او گفتیم: ما امروز از اسلام جز اختلاف و تفرقه میان مسلمانان اثر دیگری نمی بینیم. عقیده شما چیست؟ پاسخ داد: در چنین وقتی باید به کتاب خدا و علی توجه کرد. زیرا گواهی می دهم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: علی نخستین کسی است که به من ایمان آورد و اولین کسی است که فردای قیامت با من مصافحه می کند. او صدیق اکبر و فاروق میان حق و باطل و او رهبر مؤمنان است.

برگزیده ای پس از پیامبر
[ابوسعید خدری چنین نقل می کند که] روزی فاطمه صلی الله علیه و آله با چشم گریان حضور پیامبر آمد و گفت: زن های قریش مرا از ناداری علی سرزنش می کنند. پیغمبر فرمود: اعتنا نکن. زیرا تو را همسری بزرگوار داده ام که پیش از همه ایمان آورده و علمش از همه زیادتر است. خدای متعال به همه اهل زمین توجه کرد و پدرت را از میان آن ها برگزید... و بار دیگر بدان ها توجهی کرد و... شوهرت را برگزید و او را جانشین من قرار داد و وحی کرد تا تو را به ازدواج او درآورم. ای فاطمه مگر نمی دانی بر اثر اهمیتی که در پیشگاه خدا داری، او تو را به همسری مردی درآورده که از همه بردبارتر و داناتر و پیشقدم تر به اسلام. [پس] فاطمه خندید و خوشحال شد.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها : ابوتراب، جوان، خدا، زن، ایمان، پسر برادر، پیامبر،
یکشنبه 15 مهر 1397 :: نویسنده : مستور
مولای رادمردان هنگامی که عمرو بن عبدود را کشت، به لباس های فاخر و تجهیزات جنگی او دست نزد. برخلاف پهلوانان عرب که پس از کشتن حریف، او را لخت و عور می کردند و برخی حتّی از سر عداوت و دنائت، مقتول را مُثله می نمودند، قهرمان با فتوّتِ اسلام، هرگز حریم حریف را نشکست و او را بسیار محترمانه در میدان رها کرد. عمر بن خطّاب به حضرت علی علیه السلام اعتراض کرد و گفت: چرا لباس هایش را نکندی که زره اش سه هزار می ارزید و مانند آن در میان عرب پیدا نمی شد. پاسخ داد: شرمم آمد که لختش کنم.

وقتی که خواهر عمرو بن عبدودّ به بالای سر جنازه برادرش رسید و او را با لباس های گران بهایش دید، بی اختیار گفت: «ما قَتَلَهُ اِلاّ کفْوٌ کریمٌ / قاتل برادرم هم آوردِ بزرگواری بوده است.» و پرسید که برادرم را چه کسی کشته است؟ پاسخ دادند: علی بن ابی طالب. خواهر عمرو بن عبدودّ تا نام علی علیه السلام شنید با افتخار گفت:

«قاتله کفْوٌ کریمٌ / قاتل برادرم همآورد بزرگواریست.» و اضافه کرد: برادرم خود همیشه آرزو می کرد، روزی که بالاخره کشته می شود به دست مرد کریمی کشته شود، و سپس در رثای برادر مقتولش مرثیه ای سرود به این ترتیب:

لو کانَ قاتلُ عَمروٍ غیر قاتِله * لکنتُ اَبکی علیه آخرَ الابدی

لکنَّ قاتلَه مَن لایعابُ به * مَن کانَ یدعی قدیما بیضةَ البلدی

- اگر قاتل برادرم غیر از علی بود، تا ابد برایش می گریستم، ولی قاتل برادرم مردی است که بر او عیبی نیست و کسی است که از قدیم، بزرگ مرد شهر و ماه مکه خوانده شده است.

افزون بر این مرثیه، خواهر عمرو بن عبدودّ مرثیه بلند دیگری نیز دارد که در آن بیش از آن که در مرگ برادرش بنالد، به قاتل برادرش - یعنی حضرت علی علیه السلام - می بالد و فتوّت و جوانمردی مولا علی علیه السلام را می ستاید.(1)

جوانمرد اگر راست خواهی ولیست * کرم، پیشه شاه مردان علیست(2)

پی نوشت :
1 . شیخ مفید، الارشاد 1 / 107 - 109؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه 1 / 20؛ غروی یوسفی، موسوعة التاریخ 2 / 496؛ سیدجعفر مرتضی عاملی، الصحیح من السیرة 9
2. سعدی شیرازی، کلیات سعدی / 273.
منبع : کتاب حیدرانه ها (داستان های شیرین و مستند از شجاعت حضرت علی (ع)).



نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها : مولای رادمردان، لباس های گران بها، عمرو بن عبدودّ، جوانمرد، علی بن ابی طالب،
شنبه 7 مهر 1397 :: نویسنده : مستور
«عبد الله بن مسعود» روایت کرده است که در یکی از شبها، رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم از نماز عشاء فارغ شد. مردی از میان صفوف برخاست و گفت: ای مهاجر و انصار، من مردی غریبم و بر هیچ چیز قدرت ندارم، مرا طعامی دهید.

رسول صلی الله علیه وآله وسلم گفت: ای درویش! صحبت از غریب بودن مکن که دل مرا اندوهگین ساختی. پس از آن فرمود که غریبان چهار دسته اند؛ اول مسجدی که در میان قومی باشد و مردم به آنجا نروند و نماز نگذارند. دوم قرآنی که در خانه باشد و مردم آن خانه آن را تلاوت نکنند. سوم عالمی که در میان جماعتی باشد و آن جماعت از او سؤال نکنند و مسائل دین را از او نپرسند. چهارم مردی از اهل اسلام که در میان کفار اسیر باشد. سپس فرمود: کیست که این مرد را طعام دهد تا در فردوس اعلا او را جای دهند؟

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام برخاست و دست فقیر را گرفت و به حجره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام برد و گفت: ای دختر رسول خدا! از مهمانمان پذیرایی کن.

گفت: ای پسر عمو، طعام در خانه اندک است، حسن و حسین گرسنه اند و شما نیز روزه بوده اید و آن طعام فقط یک نفر را سیر می کند.

حضرت علی علیه السلام فرمود: آن را حاضر کن و بچه ها را بخوابان.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : مهمان، حضرت علی (ع)، حضرت فاطمه(س)، حضرت رسول(ص)، چراغ،
جمعه 30 شهریور 1397 :: نویسنده : مستور
علی آنکه جانش را با خدا معامله کرد

یکی از آیاتی که به تصریح بسیاری از مفسران شیعه و اهل سنت در شان امیر مؤمنان علی، علیه السلام، نازل شده آیه شریفه زیر است:

و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رؤف بالعباد . (1)

کسی دیگر از مردم برای جستن خشنودی خدا جان خویش را فدا کند . خدا بر این بندگان مهربان است .

قدر مسلم آن است که این آیه اشاره به واقعه «لیلة المبیت » دارد؛ یعنی شبی که علی، علیه السلام، برای حفاظت از جان رسول اکرم، صلی الله علیه و آله، در بستر آن حضرت خوابید تا ایشان بتوانند به سلامت از مکه به مدینه هجرت کنند .

اربلی در «کشف الغمة » به نقل از ابن اثیر در مورد شان نزول این آیه می نویسد:

«این آیه درباره علی، علیه السلام، نازل شده و آن هنگامی بود که پیامبر، صلی الله علیه و آله، [به مدینه] هجرت کرد و علی را در خانه خود در مکه نگه داشت و به او امر کرد که در بستر ایشان بخوابد و صبح هنگام امانتهای مردم را به آنها برگرداند . خداوند عزوجل به جبرئیل و میکائیل فرمود: من شما دو نفر را برادر قرار دادم و عمر یکی را از دیگری طولانی تر ساختم، حال کدامیک از شما حاضر است که [جان خود را] در حق برادرش ایثار کند؟ آن دو [در پاسخ] زنده ماندن را برگزیدند [و حاضر به ایثار نشدند] . پس خداوند به آنها وحی کرد که آیا شما نمی خواهید مانند علی بن ابیطالب باشید؟ بین او و محمد [پیمان] برادری برقرار کردم پس علی در بستر محمد خوابید تا جان خود را فدای او کند و زندگی اش را نثار او نماید; پس به سوی علی نازل شوید و او را در برابر دشمنانش حراست کنید . پس آن دو به سوی علی شتافتند و در حالی که جبرئیل بر بالای سر او و میکائیل پایین پای او ایستاده بود، او را محافظت کردند و جبرئیل در همان حال می گفت: آفرین بر تو، آفرین بر تو ای زاده ابوطالب چه کسی مانند تو می شود . خدا در برابر فرشتگان به تو مباهات کرد . (2)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : شان علی(ع)، خدا، علی(ع) در قرآن، مکه، جبرئیل، پیامبر،
پنجشنبه 15 شهریور 1397 :: نویسنده : مستور
سؤال: با توجه به اینکه مردم می دانستند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امام علی علیه السلام را برای جانشینی خود انتخاب کرده، چرا حضرت علی علیه السلام را رها کردند و یار و یاور دیگر خلفاء شدند؟

پاسخ:

1. وجود هوای نفس
صرف دانستن غصب ولایت از طرف خلفاء نمی تواند مردم را از خلفاء دور کند؛ زیرا خیلی وقتها انسان می داند که تکلیف و راه و روش رسیدن به معبود چیست، اما در عین حال به تکلیفش عمل نمی کند یا اینکه می داند شایستگی فلان سمت و مقام را ندارد و لیاقت و شایستگی از آن دیگری است، ولی با ده­ها حیله و تزویر و ... حق او را غصب می کند؛ چنان که خود خلفاء می دانستند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز غدیر حضرت علی علیه السلام را برای جانشینی خود معرفی کرده است و تبریکات عمر را در قالب واژه «بخّ بخّ لک یا علی ...»[1] ضبط کرده اند یا اینکه عمر در بارة بیعت با ابابکر می گوید: «بیعت با ابابکر کاری بی رویه و اتفاقی و بدون تدبیر بود ... پس هر کس این اشتباه را بکند، او را بکشید!»[2] ولی با این حال منصب و مقام خلافت را از او گرفتند.

بنابراین، به همان دلیلی که خلفاء حق علی علیه السلام را غصب کردند، با آنکه می دانستند خلافت حق علی علیه السلام است، بعضی از مردم هم با اینکه می دانستند خلفاء غاصب حق علی علیه السلام می باشند، در زیر بیرق غاصبان رفتند.

ابو حامد محمد بن محمد غزالی از علماء بزرگ اهل سنت می نویسد: «همه اجماع و اتفاق بر متن حدیث دارند که در خطبة روز غدیرخم، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس من مولا و آقای او هستم، بعد از من علی مولی و آقای اوست. عمر فوری مبادرت به تظاهر کرد و تبریکات لازمه را در ضمن بخّ بخّ لک یا علی تقدیم کرد. پس نفس اماره بر آنان غلبه کرد و حب ریاست و جاه طلبی عواطف و مزایای انسانیت را از آنها سلب کرد و در سقیفه به خلیفه تراشی پرداختند و جام شراب هوای نفسانی را نوشیدند و به قهقرا برگشتند، قرآن را پشت سر انداختند و احکام و سنت پیامبر را ملعبة خود کردند.»

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : مردم، خلافت، پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)،
چهارشنبه 7 شهریور 1397 :: نویسنده : مستور


1- امامت غدیر با صد آیه

غدیر روزى است كه در مفصل ترین خطبه پیامبر صلى االله علیه وآله، مقام امامت و ابعاد مختلف آن با استناد به بیش از صد آیه قرآن به طور كامل تبیین گردید، به گونه اى كه هیچ نقطه ابهامى درباره آن باقى نماند.

2- عدالت بر اساس حقیقت
تشخیص حقیقت صد در صد و سپس هدایت مردم طبق آن و اجراى عدالت بر اساس آن فقط براى كسانى ممكن است كه خداوند حق را آن گونه كه هست به آنان نشان داده و چنین ضمانتى را درباره آنان داده است. خطبه غدیر امامان معصوم علیهم السلام را صاحب چنین مقامى مى داند.

3- غدیر و قرآن دو روح در كالبد دین
استناد به صد آیه از قرآن در هیچ یك از خطابه هاى پیامبر و ائمه علیهم السلام جز خطابه غدیر به وقوع نپیوسته است، به گونه اى كه جا دارد از آن به یك روح در دو كالبد تعبیر شود.

4- اهدنا الصراط المستقیم
غدیر روزى بود كه با اشاره دقیق، دست روى «صراط مستقیم» گذاشته شد؛ و بدون هر زنگارى در شفاف ترین آینه ها به مردم نشان داده شد. تفسیر سوره حمد در خطابه غدیر بلندترین معرفى راه راست بود كه ولایت را با نماز پیوند ابدى داد.

5- تصمیم گیرى درباره غدیر
باید مطمئن بود كه چراغ هدایت غدیر آن قدر روشن است كه هر كس باید تا فرصت باقى است درباره آن تصمیم خود را بگیرد،چرا كه نفع و ضرر این تصمیم به خود او باز مى گردد. به همین جهت پیامبر صلى االله علیه و آله در پایان خطابه اش در غدیر از مردم پرسید: اكنون چه مى گویید؟

6-  نعمت با عظمت ولایت
به حكم «اَتمَمت‌ُ عَلَیكُم نِعمَتی‌» نعمتى با عظمت تر از ولایت نیست. اكنون آنان كه با آن خطابه مفصل آن را شناختند و سپس به گونه اى آن را انكار كردند كه گویى هرگز در غدیر نبوده اند یا در غدیر سخنى گفته نشده است.

7 - سقوط بدون غدیر
ذره اى از تلاش انسانها نزد خدا فراموش شدنى نیست، به شرط آنكه آن را به دست خود نابود نكنند. در خطابه غدیر امامت دوازده امام به آن بلندا اعلام شد كه اگر كسى آن را نپذیرد همه زحماتش سقوط مى كند و نابود مى گردد.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : غدیر، 
برچسب ها : غدیر، امام علی(ع)، امامت عدالت، امام مهدی(عج)، حقیقت،
یکشنبه 4 شهریور 1397 :: نویسنده : مستور
غدیر، روز حماسه جاوید، روز ولایت، روز امامت، روز وصایت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضایت و صراحت شناخته شد. روز نعمت، روز شکرگزاری، روز پیام رسانی، روز تبریک و تهنیت، روز سرور و شادی و هدیه فرستادن، روز عهد و پیمان و تجدید میثاق، روز تکمیل دین و بیان حق، روز راندن شیطان، روز معرفی راه و رهبر، روز آزمون، روز یاس دشمن و امیدواری دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزی که پیروان واقعی مکتب حیات بخش اسلام آن را گرامی می دارند و به همدیگر تبریک می گویند.

از احادیث بر می آید که ائمه: آن روز را جشن می گرفتند و در آن روز مراسم ویژه ای داشتند، شبیه مراسمی که ما ایرانیان امروز در عید نوروز داریم.

از فیاض بن محمد طوسی نقل شده: روز غدیر به حضور امام هشتم(ع) رسید. دید گروهی از افراد ویژه در خدمت حضرت هستند که امام آنان را برای افطار در خانه اش نگهداشت و به منزل آنان غذا و لباس و کفش و انگشتر و هدایای دیگر فرستاد و آن روز وضع او و اطرافیان او کاملا عوض شده بود و فضائل آن روز را برای آنان یادآوری می کرد. (بحار الانوار، 97: 112، ح 8. )

 غدیر عید مسلمین

1. رَوى زیادُ بْنِ مُحَمَّدٍ قالَ: دَخَلتُ عَلى اَبِـى عَبْـدِاللّه ِ علیه السلام فَقُلْتُ: لِلْمُسْلِمینَ عیدٌ غَیْرَ یَوْمِ الْجُـمُـعَةِ وَالْفِـطْرِ وَالاْضْحى؟ قالَ: نَعَمْ، اَلْیَوْمُ الَّذى نَصَبَ فیهِ رَسُولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آلهاَمیرَالْمُؤْمِنینَ علیه السلام.

زیاد بن محمد گوید: بر امام صادق علیه السلام وارد شدم و گفتم: آیا مسلمانان عیدى غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند؟ امام علیه السلام فرمود: آرى، روزى كه رسول خدا صلی الله علیه و آله امیرمؤمنان علیه السلام را (به خلافت و ولایت) منصوب كرد.(مصباح المتهجد: 736)
غدیر برترین عید مسلمانان

2. قـالَ رَسُـولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله: یَوْمُ غَدیرِخُمٍّ اَفْضَلُ اَعْیادِاُمَّتِى وَهُوَالْیَوْمُ الَّذى اَمَرَنِىَ اللّه ُ تَعالى ذِكْرَهُ فیهِ بِنَصْبِ اَخى عَلىِّ بْنِ اَبِى طالِبٍ عَلَما لاُِمَّتِى، یَهْتَدُونَ بِهِ مِنْ بَعْدِى وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذى اَكْمَلَ اللّه ُ فیهِ الدّینَ وَأَتَمَّ عَلَى اُمَّتِى فیهِ النِّعْمَةَ وَرَضِىَ لَهُمُ الاِْسْلامَ دینا.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: روز غدیر خم برترین عیدهاى امّت من است و آن روزى است كه خداوند بزرگ دستور داد؛ آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امّتم منصوب كنم، تا بعد از من مردم توسط او هدایت شوند، و آن روزى است كه خداوند در آن روز دین را تكمیل و نعمت را بر امّت من تمام كرد و اسلام را به عنوان دین براى آنان پسندید.(امالی صدوق: 125، ح 8)



ادامه مطلب...


نوع مطلب : غدیر، 
برچسب ها : عید غدیر، غدیر خم، خدا، پیامبر، ولایت،
سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مستور
صراط مستقیم
در تفسیر آیه شریفه اِهْدِنا الصِّراطَ المستَقیم نقل می کنند که صراط مستقیم یعنی صراطِ مصطفی صلی الله علیه و آله . و عبداللّه بن عباس شاگردِ علی علیه السلام در تفسیرِ آیه اِهْدِنَا الصِّراط الْمُستقیمِ گفته است: ای بندگان خدا! بگویید اِهْدِنا به حُبّ نبیّ صلی الله علیه و آله و اهلِ بیت گرامی اش.

ابی جعفرالباقر علیه السلام از پدر و او از جدش نقل کرده است که رسول اللّه صلی الله علیه و آله فرمود: هر کسی مشتاق است که از پل صراط مثل باد تند پاییزی بگذرد و خود را بدونِ حساب به بهشتِ جاویدان برساند، ولایتِ ولیّ و وصیّ و مصاحب و خلیفه من، علی بن ابی طالب علیه السلام را بپذیرد و بر دل بسپارد. و هرکسی می خواهد در آتش جهنّم سرنگون شود، ولایتِ علی بن ابی طالب علیه السلام را رها کند. به عزّت و جلالِ پروردگارم سوگند! علی علیه السلام باب اللّه است، هیچ کسی وارد نمی شود مگر از آن باب،و او صراط مستقیم است، علی علیه السلام آن کسی است که خداوند، در روز قیامت از ولایت او سئوال خواهد کرد.

خورشید هدایت
جابر بن عبداللّه انصاری می گوید از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: «با نور خورشید دنبال هدایت و مطلوب خود باشید، اگر خورشید غایب شد، به وسیله ماه هدایت یابید، اگر ماه پنهان شد به وسیله ستاره زُهره، راه را بیابید، اگر زُهره ناپدید شد به وسیله فرقدین به دنبال هدایت باشید. سئوال شد یا رسول اللّه ! شمس، قمر، زهره و فرقدان را نمی شناسیم، بیان فرمایید تا بدانیم اینان کیستند؟ حضرت فرمود: من خورشید هدایتم، علی علیه السلام قمر عالم تاب است، فاطمهْ ستاره نورانی در شبِ ظلمانی است و حسن و حسین هم فرقدان این جهان هستند.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : فضیلت مولا علی علیه ‌السلام، صراط مستقیم، قرآن، رسول خدا صلی ‌الله‌ علیه ‌و ‌آله،
جمعه 3 آذر 1396 :: نویسنده : مستور
برخورد علی علیه السلام با مغلوبین
جنگ جمل در چهار ساعت روز بود، وقتی به پایان رسید، منادی علی فریاد کرد. هان زخمداری کشته نشود، گریزنده ای را دنبال نکنید و به روی پشت کننده ای نیزه نزنند، هرکس سلاح را بیندازد در امان است و هرکس درِ خانه اش را ببندد در امان است. و پس هفتاد زن از عبدالقیس در لباس مردانه همراه عایشه کرد و تا او را به مدینه رسانیدند.

برابری در عطا
علی علیه السلام مردم را در عطا برابر نهاد و کسی را بر کسی برتری نداد و موالی را چنان عطا داد که عرب اصلی را، و در این باب با او سخن گفتند پس در حالی که چوبی از زمین برداشت و آن را میان دو انگشت خود نهاد گفت: تمام قرآن را تلاوت کردم و برای فرزندان اسماعیل بر فرزندان اسحاق به اندازه این چوب برتری نیافتم.

مشورت با فرزند
حضرت علی علیه السلام جریر بن عبدالله بجلی را جهت بیعت و اطاعت [از علی علیه السلام ] نزد معاویه فرستاد و معاویه وقتی نامه علی علیه السلام را خواند، نزد عمرو بن عاص فرستاد که پیش او آید، چون عمروعاص درخواست معاویه را شنید پسرانش عبدالله و محمد را فراخواند و با آن دو مشورت کرد. عبدالله به او گفت: ای پیرمرد! پیامبر خدا از تو خشنود درگذشت و ابوبکر و عمر از تو خشنود مردند و تو اگر دین خود را به دنیای اندکی که نزد معاویه بر آن دست یابی، تباهی سازی، هر دو فردا در بستر آتش خواهید بود. سپس به محمد گفت: چه نظر داری؟ گفت: در این کار شتاب کن و پیش از آنکه در آن کهتر شوی مهتر باش. عمرو شعری مبنی بر رفتن خواند، وقتی عبدالله شعر او را شنید، گفت: پیرمرد بر دو پاشنه اش پیشاب کرد و دین خود را به دنیای خود فروخت.

جوانمردی با دشمن
در واقعه صفین، معاویه زودتر به کنار شرقی فرات رسید. و آنجا را تصرف کرده بود و علی و یارانش بر آب دست نیافتند. به او گفتند: مردم را از تشنگی مکُش، چه در میان ایشان غلام و کنیز و مزدور است، پس معاویه امتناع ورزید و گفت: خدا نه من و نه ابوسفیان را از حوض پیامبر خدا سیراب نکند اگر اینان هرگز از این آب بنوشند. پس علی بر شریعه غالب شد. چون یاران علی بر شریعه غالب شدند، یاران معاویه گفتند: اکنون که آب را گرفته اند ما بیچاره ایم. پس عمرو بن عاص گفت: کاری که تو با علی و همراهانش روا شمردی، علی با تو و یارانت روا نمی شمارد. پس علی آب را آزاد کرد.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : علی علیه‌السلام، معاویه، عمرو بن عاص، زن، یار علی بر شریعه غالب، مشورت،
۩ مَثَل دنیا مانند مار است که زیر دست انسان نرم و ملایم ولی سمّ کشنده ای در درون با خود دارد. نادان بی خبر به آن علاقه پیدا می کند و هوشمند عاقل از آن پرهیز می نماید.[1]

۩ مَثَل دنیا مانند سایه توست، بایستی می ایستد، او را بخواهی و به سوی آن بروی دور می شود.[2]

۩ ای مردم، دنیا در نظر شما بایستی کم ارزش تر از پوست درخت و اضافی ها و دم قیچی های پشم چیده شده حیوانات باشد.[3]

۩ ای دنیا، ای دنیا، از من دور شو، خود را به من عرضه می کنی؟ یا می خواهی مرا به شوق آوری؟ هرگز آن زمان نرسد، هیهات، دور شو از من، دیگری را فریب ده، من به تو نیازی ندارم، تو راسه طلاقه نمودم که بازگشتی در پی نداشته باشد. زندگی تو کوتاه، جایگاهت اندک، آرزویت پست است. آه از کمی زاد و توشه و طولانی بودن راه و دوری سفر و عظمت مقصد.[4]

۩ دنیای شما با همه زینت هایش نزد من، از آب بینی گوسفند بی ارزش تر است.[5]



۩ و دنیای شما نزد من از برگ جویده ای در دهان ملخی، خوارتر است. علی را با نعمت های فانی شدنی و لذّت های نابود شدنی چکار؟[6]

۩ به خدا سوگند دنیای شما نزد من، از استخوان خوکی در دست یک جذامی پست تر است.[7]

۩ ابن عباس می گوید در منزل «ذی قار»[8] خدمت حضرت امیر علیه السلام رسیدم و ایشان مشغول وصله زدن کفش خود بود، به من فرمود: قیمت این کفش چقدر است؟ گفتم بهایی ندارد، فرمود:

به خدا سوگند همین کفش، از حکومت بر شما محبوب تر است، مگر اینکه حقی را به پا دارم و مانع باطلی شوم.[9]

۩ این دنیا در جلو چشم من، بی ارزش تر از دانه تلخی است که بر شاخه درخت بلوط بروید.[10]

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ابوتراب، دنیا، ظالم،


( کل صفحات : 22 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   

امکانات وب


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی