صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
(قرن نُهم)
275- حافظ علىّ بن ابى بكر بن سلیمان- ابو الحسن هیثمى- قاهرى- شافعى- در سال 735 متولد و در 807 وفات یافته، سخاوى در جلد 5 «الضؤ اللّامع» ص 200- 203 شرح حال او را ثبت و استادان او را تعداد و تألیفاتش را ذكر و نسبت باو بسیار ستایش نموده، و از قول: تقىّ فاسى نقل نموده كه: نامبرده (حافظ هیثمى) نسبت بمتن حدیث و آثار، حفظ بسیار داشته و عالمى نیكو و با صلاحیّت بوده، و اقفهسى «1» گفته: نامبرده، پیشوائى بوده عالم و حافظ و زاهد و متواضع و با مودّت و محبّت نسبت بمردم، داراى علاقه بعبادت و تحمّل رنج و مشقت و متصف بورع بود، .. آه ... سپس گوید: دیندارى و زهد و ورع و سایر ملكات عالیه او بسیار مورد ستایش واقع شده، بلكه در این جهات مورد اتفاق است، و عبد الحىّ حنبلى در جلد 7 «شذرات» ص 70 از او نام برده و او را ستوده و استادان و تألیفات او را ذكر نموده، نامبرده حدیث غدیر را در كتاب بزرگ خود «مجمع الزواید» بطرق بسیار روایت نموده كه جز یك طریق بقیه طرق او صحیح است، قسمتى از روایات بطرق او در صفحات 52 و 55 و 60 و 69 و 70 و 82 و 86 و 88 و 97 و 99 و 102 و 104 و 109 گذشت و حدیث او در باب مناشده بلفظ زاذان و زیاد و زید بن ارقم و أبى الطفیل و همچنین در باب ركبان بطریقى كه صحت آن وثقه بودن رجال آن را تصریح نموده خواهد آمد.

276- حافظ ولى الدّین- عبد الرحمن بن محمّد مشهور به «ابن خلدون» حضرمى- اشبیلى- مالكى- (در سال 732 متولّد و در 808 وفات یافته)، صاحب‌ تاریخ مشهور و دایر، محبّى در جلد 4 «الضّوء اللامع» ص 145- 149 در شرح حال او بسط كلام داده و استادان او را در علوم متنوّعه معقول و منقول ذكر نموده و تألیفات او را تعداد و خود و مؤلّفاتش را مورد ستایش قرار داده، نامبرده در مقدّمه تاریخش ص 138 درباره بیان نصّ بر امامت در نزد امامیّه گوید: این موضوع هم آشكار و هم پنهان است، اما آنچه كه آشكار است مانند قول (رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله) من كنت مولاه فعلى مولاه، سپس گوید: گفته‌اند كه این ولایت شامل و منطبق بأحدى نیست مگر درباره على علیه السّلام و بهمین جهت عمر گفت: اصبحت مولى كل مؤمن و مؤمنه، سپس بمناقشه در مفاد آن اشاره نموده است.

277- سید شریف جرجانى- علىّ بن محمّد بن على- ابو الحسن حسینى- حنفى- (در سال 816 در شیراز وفات یافته) سخاوى در جلد 5 «الضوء اللامع» ص 238- 330 شرح حالش را ثبت و او را ستوده و گفته: عفیف جرهى در جمله استادانش او را توصیف نموده به: علّامه یگانه عصرش و بى‌همانند روزگارش سلطان العلماء العاملین- افتخار اعاظم المفسّرین .. سپس مراتب ستایش نسبت باو را ذكر و تألیفات او را تعداد و أبو الحسنات در «الفوائد البهیّه» ص 125- 134 در شرح حال او و ذكر استادان او و تألیفاتش و بالاخره در ستایش او بسط كلام داده، نامبرده حدیث غدیر را در شرح «المواقف» روایت كرده بطوریكه در صفحه 24 ذكر شده است.

278- محمّد بن محمّد بن محمود حافظى- بخارى- معروف به (خواجه پارسا) در سال 756 متولد و در 822 وفات یافته- سخاوى در جلد 10 «الضوء اللّامع» ص 20 شرح حال او را ثبت نموده و ابو الحسنات در «فواید» ص 199 او را نام برده و گوید بر علماء عصرش احادیث را قرائت نمود و از حیث مهارت (در قرائت) بر اقران خود برترى یافت و فروع و اصول را تحصیل نمود، و در معقول و منقول تسلّط یافت، فقه را از ابى الطاهر محمّد آموخت .. تا آنجا كه گوید: نامبرده داراى تصنیف‌ هائى است، از جمله كتاب «الفصول الستّه» و «فصل الخطاب» و كتاب اخیر كتابیست داراى لطف و عظمت و مشتمل است بر حقایق علم لدنّى و متضمن دقایق طریق‌ نقشبندى است، .. اه. و طاشكبرى زاده در جلد 1 «الشقایق» ص 286 شرح حال نامبرده را درج نموده، روایت او در حدیث غدیر نقل از كتابش- «فصل الخطاب» خواهد آمد.

279- ابو عبد اللّه- محمّد بن خلیفه وشتانى- مالكى متوفاى 827 ر 8، روایت او در داستان احتجاج امیر المؤمنین علیه السّلام بحدیث غدیر خم در روز جمل نقل از شرحى كه نامبرده بر صحیح مسلم نگاشته خواهد آمد.

280- شمس الدین محمّد بن محمّد بن محمّد- ابو الخیر دمشقى- مقرى- شافعى معروف به (ابن الجزرى) متوفاى 833، شرح حال كامل و وافى از او در جلد 9 «الضّوء اللامع» ص 255- 260 موجود است كه ضمن آن استادان او در فقه و در اصول فقه و در حدیث و در معانى و بیان ذكر شده و سخاوى در كتاب مزبور گوید: عدّه‌اى از مشایخ باو اجازه فتوى و تدریس و اقراء داده‌اند، و تصنیفات او را در علوم مختلفه تعداد نموده و آنها را ستوده و از جمله تصنیفات او كتاب «اسنى المطالب فی مناقب على بن ابی طالب علیه السّلام» را ذكر مینماید، و در جلد 1 «الشقائق النعمانیّه» ص 39- 49 و همچنین در حواشى «الفواید البهیه» ص 140 شرح حال مفصلّى از او در صفحات 43 و 45 و 47 و 51 و 53 و 56 و 60 و 62 و 76 و 80 و 86 و 87 و 89 و 93 و 100 و 104 و 106 گذشت و روایت او در احتجاج حضرت صدیقه سلام اللّه علیها بحدیث غدیر خواهد آمد.

281- تقى الدین احمد بن على بن عبد القادر حسینى- قاهرى- مقریزى «2» حنفى- متوفاى 845، شرح حال مبسوط و كامل او در جلد 1 «الضوء اللّامع» ص 21- 25 مذكور است و سخاوى ضمن شرح حال او گوید: نامبرده در فنون متعدده وارد شده و در اصول فضایل با اهل آن شریك گشته و با خط پاكیزه و زیبایش بسیار كتابت نموده و كلمات شعر و نثر گفته و در نتیجه تحصیل و تكمیل‌ فنون بطالبین علم سودها رسانیده و مقام نیابت در حكم و داورى را یافته و احكام صادر كرده و چندین بار در قاهره متصدى امور حسبى گشته و در مسجد جامع عمرو خطابه ایراد كرده و در مسجد جامع حاكم امامت نموده، و در جامع مؤیدیّه قرائت حدیث كرده، سپس تألیفات او را تعداد و مورد ستایش قرار داده و گفته كه: بخط خود او (مقریزى) خواندم كه تصنیفات او از دویست مجلد بزرگ بیشتر است، و استادان او به ششصد تن بالغ گشته!، اشاره بحدیث او (در موضوع داستان غدیر خم) در ص 47 گذشت و در حدیث تهنیت نیز خواهد آمد.

282- قاضى شهاب الدین- احمد بن شمس الدین- عمر، دولت آبادى، متوفاى 849، صاحب «الارشاد» در نحو- و «هدایة السعداء» و «البحر الموّاج». در تفسیر، در جلد 2 «العبقات» صفحه 29- 33 شرح حال كامل و مفصلى از او مذكور است، لفظ او در كلمات پیرامون مفاد حدیث غدیر خم و در نزول آیه سأل سأیل در اطراف قضیه غدیر خواهد آمد.

283- حافظ احمد بن على بن محمّد- ابو الفضل عسقلانى- مصرى- شافعى- معروف به (ابن حجر)- در سال 773 متولد و در 852 وفات یافته- صاحب كتابهاى «الاصابه» و «تهذیب التهذیب»، سخاوى در جلد 2 «الضوء اللّامع» ص 36- 40 در شرح حال او بسط كلام داده و استادان او و تألیفاتش را ذكر و مورد ستایش قرار داده و درباره او گوید: پیشواى پیشوایان، قدماى از علماء به نیروى حفظ و مورد وثوق بودن و امانت و معرفت تامّه و ذهن روشن و درخشان و هوش مفرط و وسعت دامنه علم او در فنون مختلفه شهادت داده‌اند، و استاد او «عراقى» شهادت داده كه نامبرده داناترین اصحاب او بحدیث است، و هر یك از دو نفر- تقى فاسى- برهان حلبى گفته‌ اند:همانند او را نیافتیم، و عبد الحى در جلد 7 «شذرات» ص 270- 273 از او نام برده و گوید. در فقه و عربیّت احاطه و تسلّط یافته و حافظ اسلام شده، و سپس در ستایش نسبت باو سخن بدرازا كشانده و تألیفات او را ذكر و آنها را ستوده، اشاره بحدیث او (در موضوع غدیر) در صفحات 40 ر 41 ر 50 ر 56 ر 62 ر 72 ر 76 ر 88 ر 89 ر 91 ر 93 100 ر 102 ر 108 ر 109 ر 111 گذشت و در داستان مناشده رحبه و موضوع ركبان خواهد آمد.

284- نور الدین على بن محمّد بن احمد- غزّى الاصل- مكى- مالكى- معروف به (ابن صبّاغ- در سال 784 متولد و در 855 وفات یافته- سخاوى از او باجازه روایت میكند و شرح حال او را در جلد 5 «الضوء اللّامع» ص 283 ثبت و استادان او را در فقه و غیره ذكر نموده، سپس گوید: نامبرده داراى مؤلفاتى است، از جمله آنها «الفصول المهمّه لمعرفة الائمّه» با تصریح باینكه: آنها دوازده نفرند، و «العبر فیمن شفّه النظر» .. اه- صفورى در «نزهة المجالس» و شیخ احمد بن عبد القادر شافعى در «ذخیرة المآل» و شبلنجى در «نور الابصار» از كتاب او «الفصول المهمّه» نقل حدیث میكنند، روایت او در باب غدیر خم در صفحات 46 و 57 و 68 و 86 و 89 گذشت و در آیه تبلیغ و حدیث تهنیت خواهد آمد.

285- محمود بن احمد بن موسى بن احمد- قاضى القضاة- بدر الدین- مشهور به عینى «3» حنفى- در سال 762 در مصر متولد و در 855 وفات یافته- در جلد 10 الضوء اللّامع» ص 131- 135 شرح حال او مذكور است، و در آنجا استادان او را در فقه و اصول فقه و حدیث و ادب ذكر نموده و تألیفات او را تعداد و آنها را ستوده و گفته: نامبرده (عینى) حدیث كرد و فتوى داد و تدریس نمود، و تمام پیشوایان از هر مذهب و طبقه یكى پس از دیگرى حدیث را از او گرفتند، بلكه علماء اهل طبقه سوم نیز از او حدیث دریافت داشته‌اند، و من خود یكى از كسانى هستم كه مقدارى (از احادیث را) بر او قرائت نمودم، ابن خطیب ناصرى در تاریخش از او نام برده و درباره او گوید: پیشوائى است عالم- فاضل، در فرا گرفتن علوم شركت نموده، خصوصیات نفسانى- او را محتشم و در خور احترام نموده، داراى مردانگى و عصبیّت و دیانت است، سیوطى در «بغیة الوعاة» ص 386 شرح حال او را ذكر و او را ستوده و استادان و قرائت و تألیفات او را بیان نموده و درباره او گوید: پیشوائى‌ است عالم- بسیار دانا و عارف بعربیّت و تصریف و غیر آنها، ابو الحسنات در «فوائد» ص 207 او را ذكر نموده، اشاره بحدیث او در صفحه 86 گذشت و در آیه تبلیغ نیز لفظ او خواهد آمد.

286- نجم الدّین محمّد بن قاضى عبد اللّه بن عبد الرحمن اذرعىّ (زرعى)- دمشقى- شافعى معروف به (ابن عجلون)- در سال 831 متولّد و در 876 وفات یافته- سخاوى در جلد 8 «الضّوء اللّامع» ص 96 گوید: نامبرده پیشوائى است علّامه و با اتقان و حجّت و ضابط و داراى نیروى درك و فهم نیكو، لكن نیروى حفظ او بهتر است متدیّن و موصوف به عفت و عقل فراوان، سپس استادان قرائت او را در فقه و اصول فقه و حدیث و تفسیر و منطق و عربیّت، ذكر و تصنیفات او را تعداد نموده، عبد الحىّ در جلد 7 «شذرات» خود ص 322 شرح حال او را ثبت و درباره او گوید: او پیشوائى است علّامه، از علماء عصر خود آموخته و تسلّط یافته و ماهر شده بحدى كه گروه بیشمارى از او اخذ حدیث كرده و از او آموخته‌اند، در جلد 2 «البدر الطالع» ص 197 نیز شرح حال او موجود است، لفظ او در شعر ابى عبد اللّه شیبانى ضمن ذكر شعراء غدیر خواهد آمد.

287- علاء الدّین- علىّ بن محمّد قوشچى «4» متوفاى 879، بدر الدّین در حواشى «الفوائد البهیّة» ص 214 شرح حال او را ذكر و تألیفات او را بیان و در باره او گوید: نامبرده در علوم ریاضى مهارت یافته، كاتب چلبی در «كشف الظّنون» در مورد ذكر- شرح تجرید او- از او، به: مولاى محقّق- تعبیر نموده و شرح تجرید او را ستوده، و طاشكبرى‌زاده در جلد 1 «الشقایق النعمانیّه» 177- 181 شرح حال او را ثبت و با تعبیر به مولاى فاضل او را ستوده. شوكانى در جلد 1 «البدر الطالع» ص 495 شرح حال او را ثبت نموده، نامبرده حدیث غدیر را در شرح تجریدش ذكر كرده چنانكه در صفحه 28 گذشت.

288- عبد اللّه بن أحمد بن محمّد مشهور به: سید اصیل الدّین حسینى- ایجى- شافعى- مقیم مكّه- متوفاى 883، مورّخ بزرگ غیاث الدّین در تاریخ كبیر «حبیب السیر شرح حال او را ثبت و او را بسیار ستایش نموده و درباره او گوید: نامبرده بر علماء جهان و بزرگان آدمیان بسبب جلالت و هوشیارى و پارسائى و دین و ورع برترى و تفوّق یافته، كتاب «درج الدّرر- فی- سیرة سیّد البشر» از او است، سخاوى در جلد 5 «الضوء اللّامع» ص 12 او را نام برده و گوید:او از جمله افاضلى است كه در مكّه از من أخذ حدیث نمودند، مضافا بر مراتب دیندارى و فروتنى و قبول قناعت و ادب و نیكوئى خط و ضبط و سایر ملكات و صفات نیكو و پسندیده كه در او جمع است، نامبرده شرح حدیث غدیر را كه بلفظ؟؟؟ براء بن عازب در حدیث تهنیت روایت شده و خواهد آمد، در كتاب خود «درج الدّرر» ذكر نموده و آنرا از امور كلیه واقعه در حجة الوداع بشمار آورده است.

289- ابو عبد اللّه محمّد بن محمّد بن یوسف حسینى- سنوسى- تلمسانى- متوفاى در سال 895، ملالى شاكرد او كتابى جدا گانه در احوال و سیره و فواید او تألیف نموده و نام آنرا «المواهب القدسیّه فی المناقب السنوسیّه» گذارده، و نسبت باو ستایش بسیار نموده به جلد 1 «معجم المطبوعات» ص 1058 مراجعه نمائید، داستان احتجاج امیر المؤمنین علیه السّلام بر طلحه روز جمل بحدیث غدیر خم نقل از شرحى كه او بر صحیح مسلم نوشته خواهد آمد.

290- ابو الخیر فضل اللّه بن روز بهان- فضل اللّه خنجى شیرازى- شافعى- معروف به «خواجه ملّا» سخاوى در جلد 6 «الضوء اللّامع» ص 171 شرح حال او را درج و استادان او را ذكر و گوید: نامبرده در فنونى از عربیّت و معانى و اصلین و جز آنها پیشروى كرده مضافا بر خصلتهاى نفسانى از خوشرفتارى و توجّه .. تا آنكه گوید اطلاع یافتم در سال 97 كه در اثر بلاغت و نیك اندیشى منشى دیوان سلطان‌ یعقوب شد، لفظ نامبرده در مورد داستان غدیر نقل از كتابش «ابطال الباطل» در باب سخنان در پیرامون حدیث غدیر خواهد آمد.

پی نوشت :
(1) ابو الخیر محمد بن محمد زبیرى- مصرى- شافعى- متوفاى 843.

(2) نسبت به قریه‌ایست در بعلبك، كه معروف است به (حارة المقارزه)
(3) نسبت به: عین تاب است: شهر بزرگى است در سه منزلى حلب.
(4) (قوش) واژه تركى است بمعناى بازشكارى و قوشچى یعنى دارنده آن. پدرش كه خادم الغ بیك پادشاه ماوراء النهر بوده و باز شكارى پادشاه را نگهدارى میكرده، باین لقب ملقب شده است.




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر