تبلیغات
مــاه ولــاء - (قرن هشتم)
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
(قرن هشتم)
257- شیخ الاسلام- ابو اسحق- ابراهیم بن سعد الدین- محمد بن مؤیّد حمویّه خراسانى جوینى متوفاى 722 (در سن 78 سالگى درگذشته)؛ ذهبى در جلد 4 «تذكره» ص 298 او را ستوده و درباره او گوید: امام محدّث یگانه اكمل: و نیز درباره او گوید: نسبت بروایت بسیار توجه و عنایت داشته و در بررسى و بدست آوردن جهات حدیث كوشش بسیار مینموده، ملك غازان بدست او اسلام آورده، ابن حجر در جلد 1 «درر» ص 67 شرح حال او را نگاشته و نسبت باو ستایش كرده، نامبرده حدیث غدیر را بطرق بسیار در كتاب خود «فرائد السمطین» كه در فضیلت مرتضى علیه السّلام و بتول و سبطین (علیهم السّلام) تألیف نموده (و در نزد مؤلّف «الغدیر» موجود است) روایت نموده بعضى از طرق او در صفحات 40 و 46 و 50 و 53 و 57 و 68 و 80 و 86 و 87 و 103 و 104 و 119 ذكر شده و روایت او در حدیث مناشده رحبه و حدیث مناشده مرد عراقى بر جابر انصارى و در موضوع احتجاج عمر بن عبد العزیز و در نزول آیه اكمال دین درباره على علیه السّلام و در نزول آیه سأل سائل پیرامون قضیه غدیر و در حدیث تهنیت، خواهد آمد.

258- علاء الدین- أحمد بن محمّد بن أحمد سمنانى (در سال 659 متولّد و در 736 وفات یافته «1»، ابن حجر در جلد 1 «الدّرر الكامنه» ص 250 شرح حال او را ثبت و گفته: نامبرده در فقه تسلّط یافت و در مقام طلب حدیث برآمد و در فضایل شركت نمود و در علم تبحّر یافت، ذهبى درباره او گوید: پیشوائى بود جامع، بسیار تلاوت (قرآن) مینمود، موقعیّتى در نفوس یافت، و چنین ذكر كرده كه مصنّفات او بیش از سیصد كتاب است، صدر الدین ابن حمویه از او اخذ حدیث كرده، لفظ او نقل از كتابش «عروة الوثقى» در باب سخنان پیرامون سند حدیث غدیر خواهد آمد.

259- حافظ- یوسف بن عبد الرحمن بن یوسف بن عبد الرحمن بن یوسف دمشقى- ابو الحجّاج مزّى «2» شافعى- متوفاى 742، سبكى در جلد 6 طبقاتش ص 251- 267 شرح حال او را نگاشته گوید: بزرگ ما و استاد ما و پیشواى ما- شیخ جمال الدین- ابو الحجّاج مزّى، حافظ زمان ما، حامل پرچم سنّت و جماعت و برپا دارنده شئون این صناعت، و دربر گیرنده لباس طاعت و پیشواى حفّاظ ... تا آخر ...

ابن كثیر در جلد 14 تاریخش ص 191 و ابن حجر در جلد 4 «الدّرر الكامنه» ص 457- 461 او را ذكر نموده‌اند، و از «ابن سیّد الناس «3»» حكایت شده كه گفت: در دمشق از میان اهل علم پیشوائى یافتیم كه بر همه برترى داشت، و حافظى كه بر همه اقرانش (چه آنها كه بعد از او آمدند و چه آنها كه پیش از او بودند)، تفوّق یافت، ابو الحجاج، دریاى خروشان این علم (علم حدیث) و بزرگ مردى كه خود گوید: كم ترك الاول للاخر؟ «4» داناترین خلق بشرح احوال (رجال) و آگاه‌ترین مردم نسبت براویان ... تا آخر ستایش‌هاى او نسبت بنامبرده- حدیث غدیر را در «تهذیب الرّجال» روایت نموده كه در صفحات 40 و 46 و 50 و 72 مذكور است، و نامبرده حدیث مزبور را در «تحفة الاشراف بمعرفة الاطراف» از ترمذى و نسائى باسناد آندو از ابى الطفیل از زید بن ارقم بسند و لفظ مذكور در صفحه 64- و از ابن ماجه بدو سند و و لفظ مذكور در صفحه 78 از عبد الرحمن از سعد- روایت نموده است.

260- حافظ- شمس الدین محمّد بن احمد بن عثمان ذهبى- شافعى- متوفاى 748، جزرى در جلد 2 «طبقات القرّآء» شرح حال او را ثبت و گفته: نامبرده‌ استادى است بزرگ و مورد وثوق و اعتماد، ... تا آنجا كه درباره او گوید: و اشتغال بحدیث و اسماء رجال آن داشت تا بحدّى كه تعداد استادان او در فن حدیث و سایر فنون بهزار تن بالغ گشت!. و سبكى در جلد 5 تاریخش ص 216- 219 از او نام برده و در ستایش و توصیف او تفصیل و مبالغه زیادى بكار برده، و ابن كثیر در جلد 14 تاریخش ص 225 نیز از او نام برده و در شأن او گوید: حافظ كبیر- مؤرّخ اسلام و استاد بزرگان محدّثین- حفّاظ حدیث و سایر فنون بوجود او ختم شد، و ابن حجر در جلد 3 «الدّرر» ص 336- 338- شرح حال او را ثبت و گوید: در فنّ حدیث و گردآورى تاریخ اسلام بطورى مهارت و تسلّط یافت كه در نگارش و ثبت اخبار علماء حدیث (مخصوصا) بر پیشینیان برترى و تفوّق یافت، سپس تألیف او را ذكر و مورد ستایش قرار داده، نامبرده كتاب جداگانه درباره حدیث غدیر تألیف نموده «5» و حدیث او در صفحات 68 و 72 و 82 و 103 ذكر شده است.

261- نظام الدّین- حسن بن محمّد قمى- نیشابورى- صاحب تفسیر كبیر موسوم به (غرائب القرآن) كه چندین بار در مصر و ایران چاپ شده، حدیث غدیر را نامبرده در تفسیرش ذكر كرده، بصفحات 46 و 86 و 99 مراجعه نمائید، و حدیث او در باب نزول آیه تبلیغ درباره على علیه السّلام پیرامون واقعه غدیر خواهد آمد.

262- ولى الدّین- محمّد بن عبد اللّه- خطیب- عمرى تبریزى- مؤلّف «مشكاة المصابیح» متوفاى 737، حدیث از او در صفحه 46 و 73 گذشت و در داستان تهنیت بطریق احمد خواهد آمد.

263- تاج الدّین- احمد بن عبد القادر بن مكتوم- ابو محمّد قیسى- حنفى- نحوى- متوفاى 749، جزرى در جلد 1 «طبقات القرّآء» ص 70 شرح حال او را ثبت و نامبرده را ستوده، و ابن حجر در جلد 1 «الّدرر» ص 174- 176- ضمن شرح حال بذكر استادان و تألیفات او پرداخته و گوید: در فقه و تدریس پیشروى نموده و نیابت در حكم یافت، سپس تألیفاتش را ذكر و از جمله آنها «تذكره» را نام برده‌ و گوید: كتاب مزبور را در سه مجلد تدوین و نام آنرا «قید الاوابد» نهاد و من آنرا بخطّ خود او از محمودیّه یافتم- نامبرده در كتاب خود «تذكره مذكور» ابیات حسان را در حدیث غدیر ذكر نموده كه ضمن شعراء قرن اول خواهد آمد.

264- زین الدّین- عمر بن مظفر بن عمر- معرّى- حلبى- شافعى- مشهور به- ابن الوردى- متوفاى 749، سیوطى در «بغیة الوعاة» شرح حال او را نگاشته و گوید: نامبرده پیشوائى بود كامل در فقه و نحو و ادب و مسلّط در علم و نظم او در عالى‌ترین مرتبه (از زیبائى و نیكوئى) بود فضایل مشهورى دارد، سپس تألیفات و قسمتى از اشعار او را ذكر كرده، نامبرده حدیث ولایت را در «تتمة المختصر فی اخبار البشر» چاپ مصر- ذكر نموده است.

265- جمال الدّین- محمّد بن یوسف بن حسن بن محمّد زرندى- مدنى- حنفى- شمس الدّین- متوفاى در حدود 757، بطوریكه در «منتخب المختار» ص 210 مذكور است، سلامى- معاصر او- شرح حال او را نوشته و استادان او را ذكر كرده و ملاقات با او را بیان كرده، و ابن حجر در جلد 4 «الدّرر» ص 295 او را نام برده و گوید: نامبرده، كتاب (درر السمطین فی مناقب السبطین) را تصنیف نموده و بعد از پدرش در مدینه بریاست رسید و كتب متعددى تصنیف كرد و فقه و حدیث تدریس نمود، سپس بشیراز مسافرت كرد و در آنجا متصدى مقام قضاوت شد تا اینكه در سال 747 یا 748 وفات یافت، ابن فرحون این جریان را از او ذكر كرده و از بزرگان و استادان جنید حكایت شده كه تاریخ وفات او را در شیراز 757 تعیین كرده، و ابن صبّاغ مالكى در «فصول المهمّه» از او به: شیخ- و پیشوا و علّامه محدّث در حرم شریف نبوى تعبیر نموده. نامبرده (جمال الدین زرندى) در كتاب (نظم درر السمطین فی فضایل المصطفى و المرتضى و البتول و السبطین) گوید: امام حافظ- ابو بكر- احمد بن حسین بیهقى رحمه اللّه بسند خود از براء بن عازب روایت میكند كه گفت: با رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) آمدیم .... تا آخر لفظ مذكور در حدیث تهنیت.

266- قاضى عبد الرحمن بن احمد ایجى- شافعى متوفاى 756، سبكى در جلد 6 طبقاتش ص 108 گوید: نامبرده پیشوائى بوده در معقولات و عارفی بوده است بهر دو اصل (اصول فقه و حدیث) و بمعانى و بیان و نحو و فقه، و كتاب «المواقف» را در كلام او نوشته، و ابن حجر در جلد 2 «الدّرر» ص 322 شرح حال او را ثبت و او را ستوده و تألیفاتش را تعداد نموده، لفظ نامبرده در پیرامون غدیر نقل از «المواقف» در ص 27 گذشت.

267- سعید الدین، محمّد بن مسعود بن محمّد بن خواجه مسعود كازرونى- متوفاى 758، ابن حجر در جلد 4 «الدّرر» ص 255 شرح حال او را ثبت و استادان او را ذكر كرده سپس گوید: سعید الدین محدّثى بود فاضل، حدیث بسیار شنید و- مزّى- باو اجازه حدیث داد آه ... و او شاگرد ابن حمویّه مؤلّف «فراید السمطین» مذكور در ص 200 است و از او روایت میكند، نامبرده در كتابش «المنتقى فی سیرة المصطفى» گوید: و گفت (یعنى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله درباره على): من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.

268- ابو السعادات- عبد اللّه بن اسعد بن على یافعى- شافعى- یمنى- سپس مكّى- متوفاى 768، سبكى در جلد 6 «طبقاتش» ص 103 او را ذكر و صلاحیّت او و تصنیفات بسیار و نظم زیاد او را ستوده، ابن حجر در جلد 2 «الدّرر» ص 247 شرح حال او و استادان او را در حدیث و فقه ذكر و او را مورد ستایش قرار داده و گوید: نامبرده را در مذمّت و نكوهش ابن تیمیّه سخنى هست، نامبرده حدیث غدیر را در جلد 1 تاریخش «مرآت الجنان» ص 109 از طریق احمد بن حنبل از جمله احادیث ارسال مسلم بشمار آورده است.

269- حافظ عماد الدین- اسماعیل بن عمر بن كثیر شافعى- قیسى- دمشقى متوفاى 774، ابن حجر در جلد 1 «الدّرر» ص 384 شرح حال و استادان و تألیفات او را ذكر نموده، سپس از قول ذهبى در «المعجم المختص» گوید: پیشوائى است صاحب فتوى و محدّث با احاطه و جامع و فقیه صاحب فنون،محدّثى است متقن‌ و مفسّریست كه بسیار نقل حدیث نموده، داراى تصانیف سودمندى است حدیث غدیر را نامبرده بطرق بسیار خود در تاریخ كبیر خود روایت كرده كه قسمتى از آن در صفحات 40 و 46 و 53 و 55 و 58 و 61 و 82 و 86 و 89 و 92 و 97 و 99 و 103 و 105 و 122 گذشت و قسمتى هم در مورد حدیث مناشده رحبه و در حدیث ركبان و در مناشده جوانى بر ابى هریره و در مناشده مردى عراقى بر جابر انصارى خواهد آمد.

270- ابو حفص- عمر بن حسن بن مزید بن امیله مراغى «6» سپس- حلبى سپس- دمشقى- سپس- مزّى- مشهور به «ابن امیله» (در سال 679 متولد و در 778 وفات یافته)، جزرى در جلد 1 «طبقات القرآء» ص 590 و ابن حجر در جلد 3 «الدّرر» ص 159 شرح حال او را ثبت نموده‌اند و ابن حجر درباره او گوید: مسند زمان خود بوده، احادیث بسیار روایت كرده و از وجود او بسیار منتفع شده‌اند، در حدود پنجاه سال حدیث گفته و بسیار تلاوت نموده .. اه، و ابن الجزرى در «طبقات القرّآء» نامبرده را بموثق بودن و دیندارى و صلاحیت و نیكوئى ستوده، و از فضل ابن روز بهان نقل شده كه درباره او گفته: نامبرده ثقه و با اتقان است، و اسناد بزرگان از اساتید و اجله اصحاب باو منتهى میشود، حدیث او در موضوع مناشده رحبه بلفظ عبد الرحمن خواهد آمد.

271- شمس الدین ابو عبد اللّه- محمّد بن احمد بن علىّ الهوارى- مالكى- مشهور به- ابن جابر اندلسى- متوفاى- 780، نامبرده یكى از شعراى غدیر است، شعر و شرح حالش ضمن شعراى قرن هشتم خواهد آمد.

272- سید على «7» بن شهاب بن محمّد همدانى، متوفاى 786، عده‌اى از اعلام و بزرگان نسبت باو و تألیفات و مقامات و كراماتش مدح و ستایش نموده‌اند، شرح حال نامبرده در «العبقات» جلد 1 مجلد مخصوص «غدیر» ص 241- 244 مذكور است‌ .نامبرده حدیث غدیر را در كتاب خود «موّدة القربى» كه از كتب دایر و چاپ شده است بطرق متعدده روایت نموده، قسمتى از طرق نامبرده در صفحات 51 و 105 و 107 گذشت، و در باب نزول آیه تبلیغ در شأن على علیه السّلام و در حدیث تهنیت خواهد آمد.

273- حافظ، شمس الدّین- ابو بكر محمّد بن عبد اللّه بن احمد مقدّسى- حنبلى معروف به (صامت) متوفاى 789، جزرى در جلد 2 طبقاتش، ص 174 شرح حال او را ثبت و گوید: پیشواى مبرّزما، حافظ بزرگ، شمس الدّین، سپس بذكر بعض از استادان او در قرائت و تألیفاتش پرداخته و او را نظما و نثرا ستایش نموده، و ابن حجر در جلد 3 «الدّرر» ص 465 شرح حال او و اساتید و اجازات او را درج و درباره او گوید: نامبرده استادان بسیارى را درك و سماع او زیاد بوده و خود نیز شخصا در كاوش و طلب احادیث بوده و بسیار قرائت كرده و مبانى و اسناد را بخوبى بدست آورده و از این راه سود بسیارى عاید طالبین حدیث نموده، نامبرده عالمى بوده است ذو فنون كه در این راه رنج و مشقت بسیار تحمل كرده تا بحدى كه كسى چون او رنج نبرده روزگارى بكار حدیث و نقل آن اشتغال ورزیده تا در «صالحیّه» وفات یافت، نامبرده در راه كسب كمال بمدارج عالیه نائل شد تا آنجا كه بر اقران خود برترى یافت، و متصدى فتوى و درس بود و در عین حال بسیار داراى مردانگى و متصف بصفات كمال انسانى بود، جزرى حدیث احتجاج و استدلال صدیقه طاهره سلام اللّه علیها را بحدیث غدیر در «اسنى المطالب» از او روایت میكند، چنانكه خواهد آمد.

274- سعد الدین- مسعود بن عمر بن عبد اللّه هروى تفتازانى- شافعى در سن قریب به هشتاد سالگى در سال 791 وفات یافته- ابن حجر در جلد 4 «الدّرر» ص 350 شرح حال او را ثبت و تألیفات او را تعداد نموده، سپس گفته: براى او جز آنچه ذكر شد تصنیفات دیگرى نیز شامل انواع علوم هست بطوریكه ائمّه حدیث در بدست آوردن آنها و اعتناء بدانها مبالغه بسیار مینمودند، مقام نامبرده در علم و معرفت بحدى رسید كه شناسائى رموز بلاغت و علم معقول در شرق و حتّى‌ در سایر مناطق و بلاد باو منتهى میشد، همانند و نظیرى در شناسائى این علوم نداشت، سیوطى در «بغیة الوعاة» ص 391 او را ستوده و تالیفات او را تعداد نموده است، لفظ نامبرده از كتابش «شرح المقاصد» در ص 28 گذشت.

پی نوشت :
(1) بطوریكه در «منتخب المختار» ص 172 مذكور است- سلامى او را نام برده و تاریخ وفات او را 753 ذكر نموده.

(2) نسبت به (مزه) كه قریه‌ایست از قراء دمشق.
(3) صاحب كتاب «عیون الاثر» در سیره حضرت رسول اكرم صلّى اللّه علیه و آله كه در دو مجلد بطبع رسیده است- مترجم‌
(4) یعنى: چه بسیار واگذاردند پیشینیان (از علوم و معارف) براى نسل بعدى:- كنایه از احاطه‌ ایست كه نامبرده در ودایع علوم گذشتگان احراز نموده است‌(5) در ضمن مؤلفین غدیر در صفحه 146- طلیعه پارسى- (در همین مجلد) ذكر شده است.
(6) نسبت به (مراغه) آذربایجان و از توابع تبریز است- انساب سمعانى-.
(7) از بعض كتب تذكره و شرح حال علماء حدیث بر مى‌ آید كه نامبرده ملقب به (شهاب الدین) بوده.




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر