صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
(قرن هفتم)
236- ابو عبد اللّه- محمّد بن عمر بن حسن- فخر الدین رازى- شافعى- متوفاى 606، صاحب تفسیر كبیر مشهور، ابن خلكان در جلد 2 تاریخش ص 48 شرح حال او را ثبت نموده و گوید: یگانه عصر و پرورش یافته فطرت یگانه و مخصوص خود بوده، در علم كلام و معقولات و علم اوایل بر (دانشمندان) زمان خود تفوق و برترى یافته، سپس تألیفات او را تعداد نموده، و ابن اثیر چنین گوید: نامبرده در عصر خود پیشواى جهانى بوده و ابن كثیر در جلد 13 تاریخش ص 55 از او نام برده، و سبكى در جلد 5 طبقاتش ص 33- 40 در شرح حال او بسط كلام داده و او را ستوده و در ردّ نكوهش ذهبى بر او در «میزان الاعتدال»- مبالغه نموده، حدیث او در ص 46 و 99 گذشت و در آیه تبلیغ نیز خواهد آمد.

237- ابو السعادات- مبارك بن محمّد بن عبد الكریم- ابن اثیر شیبانى- جزرى- شافعى- متوفّاى 606، برادرش- ابن اثیر در جلد 12 «كامل» ص 120- شرح حال او را ثبت و چنین نگاشته: برادرم- مجد الدین ابو السعادات، در عده‌اى از علوم، از جمله در فقه و اصول نحو و اصول حدیث و لغت- عالم بود و داراى تصنیفات مشهوریست، در تفسیر و حدیث و نحو و حساب و غریب حدیث، رساله‌هائى‌ فراهم ساخته، نامبرده نویسنده برجسته و ممتازى بوده كه در میان اهل زمان طرز نگارش او ضرب المثل بوده، داراى دین ثابت و استوار و ملتزم طریق مستقیم بوده، در كتاب خود «جامع الاصول فی احادیث الرسول» این روایت را از زید بن ارقم- یا- ابى سریحه (شعبه- این تردید را نموده) نقل كرده كه: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود:من كنت مولاه فعلى مولاه، ترمذى این روایت را با بررسى در اسنادش روایت كرده و آنرا از شافعى (پیشواى شافعیان) در كتاب خود «النهایه» جلد 4 ص 246 حكایت نموده.

238- ابو الحجاج- یوسف بن محمّد بلوى- مالكى- مشهور به (ابن الشیخ) متوفاى حدود 605، مؤلّف كتاب «الف با»، این كتاب نموداریست از مجامع فضل و ادب سرشار او، زركانى در جلد 3 «الاعلام» ص 1184 او را ذكر نموده- لفظ او در مجلد دوم- (الغدیر) در شعراى قرن اول پیرامون ابیات أمیر المؤمنین علیه السّلام خواهد آمد.

239- تاج الدّین- زید بن حسن بن زید كندى- ابو الیمن بغدادى- در بغداد ولادت و در آنجا پرورش یافته، سپس بشام منتقل و در آنجا اقامت گزیده و در سال 613 درگذشته، ابن اثیر در جلد 12 «كامل» ص 130 گوید: نامبرده در نحو و لغت پیشوا بوده و در حدیث داراى اسناد عالى است و فنون بسیار و علوم متنوّع را دارا بوده، حدیث مناشده رحبه باسناد او و بلفظ عبد الرحمن بن ابى لیلى خواهد آمد.

240- شیخ على بن حمید قرشى متوفاى 621، نامبرده- حدیث غدیر را در «شمس الاخبار المنتقى من كلام النبى المختار» ذكر نموده، چنانكه در ص 98 گذشت، و لفظ او در مفاد حدیث خواهد آمد.

241- ابو عبد اللّه- یاقوت بن عبد اللّه- نژاد او رومى است و حموّى المولد است: مسكن او در بغداد بوده، نامبرده در كودكى اسیر شده و در بغداد مرد تاجرى او را خریده، در سال 626 درگذشته، كتاب «معجم البلدان» و «معجم الادبآء» از او است، در ادبیات گامهاى بلندى برداشته و بر امیر المؤمنین على علیه السّلام متعصب بوده، ابن خلكان در جلد 2 تاریخش ص 349- 355 شرح حال او را از حیث مقام و علم و ادب و تألیفات و مذهب ثبت نموده،نامبرده در جلد 3 «معجم البلدان» ص 466 از حازمى این حدیث را ذكر نموده كه: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در غدیر خم خطبه ایراد فرمود ... و سخنان او نقل از كتاب «معجم الادباء» ضمن بیان مؤلّفین در مورد حدیث غدیر ذكر شده است.

242- ابو الحسن على بن محمّد شیبانى- معروف به- ابن اثیر- جزرى «1» متوفاى 630، صاحب تاریخ «كامل» و «أسد الغابه»، ابن خلكان در جلد 2 تاریخش ص 378 شرح حال او را ثبت و درباره او گفته: در حفظ حدیث و شناسائى آنچه كه مربوط بآنست و در حفظ تاریخ متقدم و متأخّر پیشوا بوده.سپس تألیفات او را ذكر نموده و آنها را ستوده و یافعى در جلد 4 «مرآت الجنان» ص 70 او را ذكر و نسبت باو و تألیفاتش ستایش نموده، ذهبى در جلد 4 تذكره‌اش ص 191 نامبرده را از حفاظ بشمار آورده و از او ستایش كرده،حدیث غدیر را بطرق بسیار روایت كرده كه قسمتى از آن خواهد آمد و قسمتى هم در صفحات 41 و 48 و 53 و 54 و 55 و 61 و 76 و 87 و 89 و 91 و 93 و 100 و 108 و 110 ذكر شده است.

243- حنبل بن عبد اللّه بن فرج بغدادى- رصافی (در سال 640 در سن 90 سالگى وفات یافته)، نامبرده محدّث است و حدیث بسیار روایت نموده، مسند احمد بن حنبل باسنادش كه ذكر خواهد شد از پسرش عبد اللّه روایت میكند، ابو شامه در «ذیل الروضتین «2»» شرح حال او را درج كرده، حدیث مناشده رحبه باسناد او بلفظ عبد الرحمن خواهد آمد.

244- حافظ- ضیاء الدین محمّد بن عبد الواحد- ابو عبد اللّه مقدسى- دمشقى- حنبلى (در سال 569 متولد و در 643 وفات یافته)، ابن كثیر در جلد 13 تاریخش ص 169 نام او را با ستایش از او ذكر نموده، و تألیفات او را ستوده است، ذهبى در جلد 4 تذكره‌اش ص 197 شرح حال او را ثبت و از قول عمر بن حاجب حكایت كرده كه او گفته: بزرگ و استاد ما ابو عبد اللّه بزرگ زمان خود و پرورش یافته بر فطرت و شخصیات انحصارى خودش میباشد، و از حیث علم و حفظ و مورد وثوق بودن و دین از علماء ربّانى است، در روایت، بسیار دقت و بررسى میكرده و در عبادت كوشش بسیار نموده، بسیار بیاد خدا و منقطع از غیر خدا و متصف بتواضع و فروتنى بوده ..بالاخره در وصف و ستایش او گوید: ابن النجار گفته: نامبرده حافظى است با اتقان و و عالمى است حجّت و واقف بحال رجال حدیث، موصوف بورع و تقوى است، در آگاهى و عفت نفس و حسن طریقت، همانند او ندیدم-. تا آخر ..حدیث او در صفحه 57 و 62 و 71 و 72 و 103 و 107 گذشت و احادیث دیگرى نیز از او خواهد آمد.

245- ابو سالم- محمّد بن طلحه قرشى- نصیبى- شافعى- متوفاى 652، نامبرده یكى از شعراء غدیر است در قرن هفتم كه در محل خود شعر و شرح حال او خواهد آمد، حدیث منسوب باو در ص 69 گذشت و حدیث دیگر نقل از كتاب او «مطالب السئول» كه مكرّ را به چاپ رسیده نقل خواهد شد.

246- ابو المظفّر- یوسف- امیر حسام الدین قز أوغلى «3» ابن عبد اللّه بغدادى- حنفى- متوفاى 654، سبط حافظ ابن جوزى (از دختر گرامى او «رابعه») یافعى در جلد 4 «مرآت» ص 136 و ابن كثیر در جلد 13 تاریخش ص 194 شرح حال او را ثبت نموده و ابن كثیر ضمن شرح حال، او را نسبت بمراتب علم و فضل و حسن خطابه ستوده، و ابو الحسنات در «فواید البهیّه» ص 230 او را نام برده و گفته: نامبرده در فقه تسلّط یافته، عالمى است فقیه و واعظ و خوش معاشرت، ابو المعالى سلامى- بطوریكه در «منتخب المختار» ص 236 مذكور است درباره او گفته: نامبرده استادیست صالح و دانشمند- عالم به تفسیر و حدیث و فقه، داراى تفسیرى است بزرگ در بیست نه مجلّد، و سپس استادان و تألیفات او را ذكر كرده- حدیث او در ص 73 گذشت و در عنوانات دیگر بالفاظ دیگر غیر از آنچه ذكر شده نقل از تألیف مشهور او «تذكرة خواص الأمّه» خواهد آمد،.

247- عزّ الدین عبد الحمید بن هبة اللّه مدائنى- مشهور به «ابن ابى الحدید» معتزلى متوفاى 655، مؤلّف شرح نهج البلاغه كه مشهور و در دسترس عموم است و این شرح نمودار بارزى است از احاطه كامل او در حدیث و كلام و تاریخ و ادب، شرح حال او در جلد 4 (شرح نهج البلاغه) او ص 575 مذكور است، حدیث او در ص 104 گذشت و در داستان مناشده رحبه و داستان نفرین و داستان ركبان و احتجاج عمّار بحدیث غدیر و مناشده جوانى بر ابى هریره خواهد آمد.

248- حافظ- ابو عبد اللّه- محمّد بن یوسف- گنجى- شافعى- متوفاى 658- صاحب كتاب «كفایة الطالب «4»» كه در مصر در 160 صفحه چاپ شده و اسناد آن حذف گردیده و در نجف اشرف با ذكر سند (مطابق اصل آن) چاپ شده، و كتاب مزبور نموداریست از پیشروى و تسلّط او در حدیث و احاطه كامل او در علوم و فضیلت بسیارى كه احراز نموده و توجه و عنایت خاصى كه در كار حدیث و فنون آن دارد، ابن صباغ مالكى در «فصول المهمّه» از او نقل میكند و از نامبرده به جمله: امام- حافظ: تعبیر مینماید، حدیث او در صفحات 46 و 50 و 72 و 80 و 92 و 98 گذشت و در داستان مناشده رحبه بطرق مختلف و در موضوع مناشده مردى عراقى بر جابر انصارى و در حدیث تهنیت خواهد آمد.

249- حافظ- ابو محمّد- عبد الرزاق بن عبد اللّه بن ابى بكر- عزّ الدین رسعنى- حنبلى- متوفاى 661، ذهبى در جلد 4 «تذكرة الحفّاظ» ص 243 او را ذكر نموده گوید: پیشوائى بوده متقن، داراى فنون و ادب، كتاب «مقتل الحسین علیه السّلام» از او است، و تفسیر خوبى گردآورى و تصنیف نموده، من آنرا دیدم،در آن باسناد خود روایت میكند، ابن كثیر در جلد 13 تاریخش ص 241 او را ستوده است، و قسمتى از گفتار اربلى (همردیف و- همكار او) در شرح حال نامبرده خواهد آمد، حدیث او در نزول آیه تبلیغ درباره على علیه السّلام ذكر خواهد شد.

250- فضل اللّه بن ابى سعید- حسن شافعى- توربشتى، سبكى در جلد 4 طبقاتش ص 146 شرح حال او را ثبت و گفته: نامبرده مردى است محدّث و فقیه از اهل شیراز، شرح خوبى بر «مصابیح» بغوى نوشته و صحیح بخارى را از عبد الوهاب ابن مغرم (باسنادش) روایت كرده، گمان دارم، این مرد بزرگ در حدود سال 660 وفات یافته، و بواسطه وقعه تاتار معرفت بحال او میسّر نشده، پس از این مطالب سبكى بعضى از فوائد مذكوره در شرح مصابیح (تالیف او را) ذكر نموده، نامبرده حدیث غدیر خم را در كتابش «المعتمد فی المعتقد «5»» روایت نموده.

251- حافظ- محى الدّین- یحیى بن شرف بن حسن- ابو زكریا نووى «6» دمشقى- شافعى متوفاى 676، سبكى در جلد 5 طبقاتش ص 166- 168 شرح حال او را ذكر و ستایش بلیغ نسبت باو نموده، ابن كثیر در جلد 13 تاریخش ص 278 او را ذكر نموده و گوید: استاد مذهب و بزرگ فقهاء زمان خود بوده و از حیث زهد و عبادت و ورع و تحقیق و فراهم ساختن موجبات بهم پیوستگى مردم- بمرتبه‌اى رسید كه احدى از فقهاء قادر بوصول بآن نبودند،سپس تألیفات او را ذكر و توصیف نموده، ذهبى نیز در جلد 4 تذكره‌اش ص 259- 264 در شرح حال او بسط كلام داده، حدیث غدیر نقل از تألیف او «ریاض الصالحین» در ص 72 گذشت، و در كتاب دیگرش كه در تهذیب اسماء و لغات تألیف نموده چنین نگاشته: و در كتاب‌ ترمذى از ابى سریحه صحابى- یا زید بن ارقم (تردید از شعبه است) از پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله روایت شده كه: فرمود من كنت مولاه فعلى مولاه، ترمذى آنرا روایت نموده و گوید حدیث حسن است و شكّ در شخص صحابى (راوى) بصحت حدیث لطمه نمیزند، زیرا تمام آنها عدول هستند.

252- شیخ مجد الدین- عبد اللّه بن محمود بن مورود حنفى- موصلى (در سال 599 متولّد و در 683 وفات یافته)، ابو الحسنات در «الفوائد البهیّه» ص 106 شرح حال او را ثبت نموده و گفته: نامبرده در فروع و اصول یگانه روزگار بوده و پیوسته تا پایان عمر خود امر فتوى و تدریس اشتغال داشته،ابن حمویّه صاحب «فراید السمطین» حدیث مناشده مردى را بر جابر انصارى كه خواهد آمد از او روایت نموده.

253- قاضى ناصر الدین- عبد اللّه عمر- ابو الخیر بیضاوى شافعى- متوفاى 685 صاحب «الطوالع و المصباح» در اصول دین و «الغایة القصوى» در فقه و «المنهاج» در اصول فقه و «مختصر الكشّاف» در تفسیر و «شرح المصابیح» در حدیث، سبكى در جلد 5 طبقاتش ص 59 گفته: نامبرده پیشواى مبرّزى بوده- و بسیار اهل نظر و داراى صلاحیت و ملازم با عبادت و متصف بزهد بوده، در شیراز متصدى مقام- قاضى القضاة شد و به تبریز رفت، ابن كثیر در جلد 13 تاریخش ص 309 شرح حال او را ثبت نموده و گفته كه در تبریز وفات یافت، حدیث او در موضوع غدیر خم از كتابش «طوالع الانوار» در ص 27 گذشت.

254- حافظ- احمد بن عبد اللّه- فقیه حرم- محبّ الدین- ابو العباس طبرى- مكى- شافعى متوفاى 694، سبكى شرح حال او را در جلد 5 طبقاتش ص 9 ثبت و او را ستوده و ابن كثیر در جلد 13 تاریخش ص 340 او را ذكر نموده و ذهبى در جلد 4 «تذكره» ص 264 او را از جمله حفّاظ بشمار آورده و گفته: نامبرده در فقه تسلّط یافت و تدریس نمود و فتوى داد و كتاب تصنیف نمود، و استاد شافعیّه‌ .

پی نوشت :
(1) نسبت به جزیره ابن عمر است- شهرى است بفاصله سه روز راه در بالاى موصل- كه دجله از سه طرف آنرا احاطه نموده است‌
(2) در حاشیه تذكرة الحفاظ ابو المحاسن دمشقى ص 33 ذكر شده است.

(3) در تاریخ ابن خلكان و- فواید البهیه- قرغلى مذكور است و در غیر آندو- قزغلى- ولى بطوریكه در تاریخ ابن كثیر مذكور است، صحیح آن- قزاغلى- است كه لغت تركى است و معناى آن- پسر دختر است- یعنى سبط
(4) چلبى در جلد 2 «كشف الظنون» ص 323 كتاب مزبور را از او دانسته‌
(5) چلبى در جلد 2 «كشف الظنون» ص 462 كتاب مزبور را باو نسبت داده و ذكر نموده است‌

(6) نوى، قریه‌ایست از قراء حوران.

و محدّث حجاز بود، پیشوائى بود داراى صلاحیّت و متصف بزهد و عالیقدر،حدیث غدیر را در كتابش «ریاض النضره» و «ذخائر العقبى» بطرق متعدد با بررسى در اسناد روایت نموده كه بعضى از آن در حدیث مناشده رحبه و در حدیث ركبان و در داستان تهنیت خواهد آمد و بعضى دیگر از طرق او در صفحات 46 و 55 و 61 و 68 و 92 و 97 و 105 گذشت.

255- ابراهیم بن عبد اللّه وصّابى- یمنى- شافعى- مولّف كتاب «الاكتفاء فی فضل الاربعة الخلفآء» حدیث غدیر را بطرق متعدد در «الاكتفاء» ذكر نموده كه بعضى از آن در حدیث مناشده رحبه و در احتجاج امیر المؤمنین علیه السّلام در روز جمل و در نزول آیه سأل سائل پیرامون قضیه غدیر خواهد آمد، و بعضى از طرق نامبرده در ص 50 و 53 و 56 و 83 و 98 و 100 و 103 و 107 و 109 گذشت.

256- سعید الدین- محمّد بن احمد فرغانى، قصیده تائیّه ابن فارض را شرح داده، در حدود سال 700 وفات یافته، ذهبى در «العبر» تاریخ وفات او را- 699 ضبط كرده، نامبرده اول كسى است كه قصیده تأئیه ابن فارض را شرح نموده، چنین حكایت شده كه قصیده مزبور را اوّل در حضور جلال الدین رومى- مولوى- خوانده بعدا شرح فارسى بر آن نوشته و سپس شرح عربى بر آن نگاشته و نام آنرا «منتهى المدارك» گذارده و كتاب بزرگى است، چلبى در جلد 1 «كشف الظنون» صفحه 209 این جریان را چنین نگاشته، و از كفوى نقل شده كه: نامبرده علوم شرعیه و حقیقیّه را جمع نموده، زبان گویاى عصر خود و برهان زمان خود و دلیل راه حق و سنّ خداوندى در بین خلق بوده، شرح حال او در جلد 1 صفحه 270 «عبقات الانوار» موجود است، لفظ او در سخنان پیرامون مفاد حدیث غدیر خواهد آمد.




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر