تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
(قرن سوم) (2)
101- حافظ عثمان بن محمّد بن ابى شیبه- ابو الحسن عیسى كوفى-، صاحب مسند و تفسیر، متوفاى 239، بطوریكه در جلد 11 تاریخ خطیب ص 283- 288 و در جلد 2 تذكره ذهبى ص 30 مذكور است، ابن معین و عجلى او را توثیق نموده‌اند، نامبرده در «سنن» حدیث «غدیر» را بطریق صحیح كه رجال آن، همگى ثقه هستند آورده، بصفحات 40 و 46 و 48 و 50 و 99 مراجعه نمائید، و روایت او در حدیث تهنیت باسناد صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند خواهد آمد.

102- حافظ قتیبة بن سعید بن جمیل بغلانى (بغلان قریه‌ایست در بلخ) ابو رجاء ثقفى (نامبرده در سال 420 در سنّ 92 سالگى درگذشته)، سمعانى در «انساب» نگاشته كه نامبرده در شرق و غرب محدّث بوده و پیشوایان جهان از هر شهر و دیار بسوى او میشتافتند، و پیشوایان پنجگانه (بخارى- مسلم- ابو داود- ابو عیسى ابو عبد الرّحمن) و گروه بیشمار دیگر از او روایت كرده‌اند، ابن معین و نسائى و ذهبى (در جلد 2 «تذكره» ص 33) او را توثیق نموده‌اند، حدیث او باسناد صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند در ص 65 گذشت.

103- پیشواى حنبلیان- ابو عبد اللّه احمد بن حنبل شیبانى متوفاى 241، حدیث غدیر را در «مسند» و «مناقب» بطرق بسیار و صحیح آورده كه جمله از آن قبلا ذكر شده و بقیّه آن نیز بطور وافى خواهد آمد انشا اللّه تعالى.

104- حافظ یعقوب بن حمید «1» بن كاسب- ابو یوسف مدنى- متوفّاى 241، ابن معین و مصعب بن زبیر و مسلمة بن قاسم او را توثیق نموده‌ اند و ابن حبّان نامبرده را در شمار ثقات آورده و ابن عدى گفته: باكى بر او نیست، و بخارى گوید: ما جز خوبى در او ندیدیم، او اصلا متصف بصدق است، و بنا بر این تضعیف او از كسى مسموع نخواهد بود، شرح حال او در جلد 2 «تذكره» ص 51 و «خلاصه» ص 375 و «تهذیب التهذیب» جلد 11 ص 384 مذكور است، حدیث او در ص 78 گذشت.

105- حافظ حسن بن حمّاد بن كسیب- ابو على سجاده بغدادى متوفاى 241 احمد او را صاحب سنّت دانسته و بطوریكه در «خلاصه خزرجى» ص 66 و حاشیه آن مذكور است ابن حبّان او را در شمار ثقات ذكر كرده، شرح حال او را خطیب در جلد 7 «تاریخ» ص 295 ثبت و او را توثیق نموده است، روایت او بطریق حافظ واحدى در مورد نزول آیه تبلیغ در ولایت على علیه السّلام خواهد آمد.

106- حافظ هارون بن عبد اللّه بن مروان- ابو موسى بزار معروف به حمّال متوفّاى 243. دار قطنى و نسائى و ذهبى در جلد 2 «تذكرة» ص 62 و خطیب در جلد 14 «تاریخ» ص 22 او را توثیق نموده‌اند، روایت او در حدیث مناشده رحبه بلفظ ابى الطفیل بطریق صحیح كه رجال آن ثقه هستند خواهد آمد.

107- ابو عمّار حسین بن حریث مروزى، متوفاى 244 (در قصر اللّصوص) بطوریكه در جلد 8 تاریخ خطیب ص 36 مذكور است، نسائى او را توثیق نموده و ابن حجر در «تقریب» ص 57 او را ثقه ذكر كرده. روایت او در حدیث مناشده بلفظ سعید و اسناد صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند خواهد آمد.

108- هلال بن بشر بن محبوب- ابو الحسن بصرى- احدب- متوفاى 246، نسائى او را توثیق كرده و ابن حبّان او را در شمار ثقات آورده، نسائى در «خصائص» ص 3 این حدیث را آورده كه: خبر داد ما را هلال بن بشر بصرى از محمّد بن خالد (ابن عثمه) از موسى بن یعقوب زمعى از مهاجرین مسمار از عایشه دختر سعد كه گفت: از پدرم سعد شنیدم كه میگفت ... تا آخر حدیث مذكور در ص 77 و اسناد آن صحیح و رجال آن ثقه هستند.

109- ابو الجوزاء احمد بن عثمان بصرى متوفاى 246، ابو حاتم او را توثیق نموده و ابن ابى عاصم گفته: كه نامبرده از نساك اهل بصره است و بزار او را ثقه و موصوف بامانت دانسته و ابن حبّان او را در شمار ثقات ذكر نموده. شرح حال او را ابن حجر در جلد 1 «تهذیب» ص 61 ثبت نموده، حدیث از او در صفحه 82 باسنادیكه رجال آن جز (عثمه) مادر محمّد بن خالد همگى ثقه هستند، گذشت و عثمه را نشناختم و نكوهشی هم درباره او ندیدم، نسائى در «خصایص» ص 25 این روایت را آورده گوید: خبر داد ما را احمد بن عثمان بصرى- ابو الجوزاء- از ابن عیینه «2» دختر سعد از سعد كه گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله دست على علیه السّلام را گرفت، سپس خطبه خواند و حمد و ثناى خداوند را ادآء نمود، سپس فرمود: آیا شما نمیدانید كه من اولى (سزاوارتر) هستم بشما از خودتان؟ گفتند: بلى راست فرمودى اى رسول خدا سپس دست على علیه السّلام را گرفت و بلند كرد، و فرمود: من كنت ولیه فهذا ولیه یعنى هر كس كه من ولىّ اویم، این (على) ولىّ او است، و همانا خداوند دوست میدارد كسى را كه او را دوست بدارد، و دشمن دارد كسى را كه او را دشمن دارد، اسناد صحیح است و رجال آن همگى ثقه هستند.

110- حافظ محمّد بن علاء همدانى كوفی- ابو كریب- متوفاى 248، ذهبى در جلد 2 «تذكره» ص 80 او را نوثیق نموده روایت بطریق او در داستان مناشده جوانى بر ابى هریره باسناد صحیح كه رجال آن ثقه هستند، خواهد آمد.

111- یوسف بن عیسى بن دینار زهرى ابو یعقوب مروزى متوفاى 249، بحكایت «تقریب» نامبرده ثقه و موصوف بفضل است، و بطوریكه در خلاصه خزرجى ص 378 مذكور است، جمعى از حفاظ او را توثیق نموده‌اند، نسائى حدیث مناشده را بطریق او و بلفظ حارثه روایت نموده كه خواهد آمد و اسناد آن صحیح و رجال آن همگى ثقه هستند.

112- نصر بن على بن نصر- ابو عمر و جهضمى بصرى- متوفاى 251؛ ابو حاتم و نسائى و ابن خراش او را توثیق نموده‌اند و مسلمه گوید كه: نامبرده در نزد همه آنان ثقه بوده، شرح حال او را ابن حجر در جلد 10 «تهذیب» ص 430 ثبت نموده حدیث او باسناد صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند در صفحه 145 گذشت.

113- حافظ محمّد بن بشار شهیر به (بندار) ابو بكر عبدى- بصرى- متوفاى 252، ائمه حدیث صاحبان صحاح ستّه از او روایت میكنند، عجلى و ابن سیّار و مسلمة ابن قاسم و غیرهم او را توثیق نموده‌اند، ذهبى در جلد 2 «تذكره» ص 53 گوید: اعتبارى بگفتار كسى كه او را ضعیف شمرده نیست، حدیث از او بطریق ابن ماجه و ترمذى باسناد صحیح كه رجال آن ثقه هستند در صفحه 81- 82 گذشت.

114- حافظ محمّد بن مثنّى- ابو موسى- عنزى بصرى- متوفاى 252، شرح حال او را خطیب در جلد 3 «تاریخ» ص 283- 286 ثبت نموده و گفته: نامبرده ثقه و داراى دقت نظر است و سایر ائمّه حدیث بروایت او استدلال مینمایند، موثق بودن و ستایش نسبت باو در بسیارى از كتب تذكره و شرح حال علماء حدیث موجود است روایت او در حدیث مناشده بلفظ سعید و باسناد صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند خواهد آمد، و در ص 64 نیز باسناد صحیح گذشت «3».

115- حافظ- یوسف بن موسى- ابو یعقوب قطان كوفی- متوفاى 253، شرح حال او را خطیب در جلد 14 تاریخ خود ص 304 ثبت نموده و گفته: گروهى از ائمّه حدیث نامبرده را توثیق نموده‌اند و بخارى در صحیح خود بحدیث او استدلال نموده، روایت او در حدیث مناشده، بلفظ زید بن یثیع بطریق صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند خواهد آمد.

116- حافظ محمّد بن عبد الرحیم- ابو یحیى بغدادى- بزاز معروف به (صاعقه) (در سال 185 متولد و در 255 وفات یافته). عبد اللّه بن احمد و نسائى و احمد بن صاعد و ابن اسحق سرّاج و مسلمه و قراب و غیرهم او را توثیق نموده‌ اند و خطیب اتقان و ضبط و دانش و حفظ او را تأیید كرده، ابن حجر شرح حال او را در جلد 9 «تهذیب التهذیب» صفحه 311 ثبت نموده، حدیث از او باسناد صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند ذكر شده است.

117- محمّد بن عبد اللّه (مذكور در ص 84 «4») عدوى- مقرى- متوفاى 256، ابن ابى حاتم گوید: در سال 255 با پدرم حدیث از او شنیدیم و او ثقه و موصوف بصدق است، درباره او از پدرم سئوال شد و پدرم- گفت: نامبرده متصف بصدق است، نسائى و مسلمة بن قاسم او را توثیق نموده‌ اند و خلیلى گوید: موثق بودن او مورد اتفاق است، ابن حبّان او را در شمار ثقات آورده و ابن حجر در جلد 9 «تهذیب» ص 284 بهمین اوصاف شرح حال او را ثبت كرده، روایت او در داستان تهنیت باسناد صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند، خواهد آمد.

118- (زیادتى چاپ دوم) حافظ ابو عبد اللّه محمّد بن اسمعیل بخارى متوفاى 256- صحیح مشهور و دایر او (معروف به صحیح بخارى) از جمله صحاح ستّه، است (حدیث غدیر را) نامبرده در جلد 1 تاریخ خود در قسم یك ص 375 (بطوریكه در طریق سالم بن عبد اللّه بن عمر ذكر شده) آورده است.

119- حافظ حسن بن عرفة بن یزید- ابو على عبدى بغدادى- متوفاى 257 در سامراء (یكصد و ده سال زندگى كرده)، ابن معین و ابو حاتم و ابن قاسم او را توثیق نموده‌اند و ابن حبّان او را در شمار ثقات ذكر كرده چنانكه در جلد 7 تاریخ خطیب ص 394 و در خلاصه خزرجى ص 67 و در جلد 2 «تهذیب التهذیب» صفحه 239 مذكور است، حدیث غدیر بطریق نامبرده در ص 82 باسناد صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند گذشت.

120- حافظ عبد اللّه بن سعید كندى كوفی، ابو سعد اشجّ- صاحب تفسیر و تصنیف متعدّد، متوفاى 257، ذهبى در جلد 2 «تذكره» ص 84 شرح حال او را ثبت و نامبرده را به پیشوائى ستوده و از قول ابى حاتم نوشته كه نامبرده ثقه و پیشواى اهل زمان خود بوده، و نسائى او را متصف بصدق نموده و ابن حجر موثق بودن او را از قول خلیلى و مسلمة بن قاسم ذكر نموده، روایت از او در داستان مناشده در رحبه بلفظ عبد الرحمن و همچنین در داستان مناشده مردى عراقى با جابر انصارى بطریق صحیح و با رجال ثقه خواهد آمد.

121- حافظ محمّد بن یحیى بن عبد اللّه نیشابورى ذهلى (آزاد شده بنى ذهل) زهرى (گرد آورنده زهریّات- احادیث زهرى) متوفاى 258، ذهبى در جلد 2 «تذكره» ص 111 شرح حال او را ثبت و او را به پیشوائى ستوده گوید: اساتید علم در خراسان باو منتهى شده و مراتب ثقه و صیانت و دین و پیروى از سنن را درباره او گواهى داده و خطیب در جلد 3 تاریخ خود ص 415 نوشته: نامبرده یكى از پیشوایان عراقى و حفاظ متقن و از ثقات موصوف بأمانت است، نسائى حدیث رحبه را بطریق او و بلفظ عمیره باسناد صحیح و با رجالى كه همگى ثقه هستند روایت نموده و روایت از او در ص 53 و 68 گذشت.

122- حافظ حجاج بن یوسف ثقفى بغدادى ابو محمّد- مشهور به (ابن الشاعر) متوفاى 259، شرح حال او را سمعانى در «انساب» در نسبت (شاعر) با اشعار بموثق بودن و فهم و حفظ نامبرده ثبت كرده، ذهبى نیز در جلد 2 «تذكره» ص 129 شرح حال او را نگاشته و موثق بودن او را از ابن حاتم نقل نموده، خطیب هم در جلد 8 تاریخ خود ص 240 او را ذكر كرده و ابن حجر در جلد 2 «تهذیب» ص 210 موثق بودن او را از قول عده از علماء حدیث حكایت نموده- روایت او در ص 102 بطریق صحیح و با رجال ثقه گذشت.

123- احمد بن عثمان، حكیم ابو عبد اللّه اودى متوفاى 261 ر 262، نسائى و ابن خراش او را توثیق نموده‌اند- و خطیب شرح حال او را در جلد 4 تاریخش ص 296 ثبت نموده، روایت از او در داستان (مناشده) بلفظ عمیره باسناد صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند خواهد آمد.

124- حافظ عمر بن شبّه نمیرى- ابو زید بصرى- اخبارى- متوفاى 262، بطورى كه در جلد 2 «تذكره» ذهبى ص 98 و در خلاصه خزرجى ص 240 مذكور است، دار قطنى او را موثق دانسته و خطیب در جلد 11 تاریخش صفحه 208 او را توثیق كرده و بطوریكه حكایت شده مرزبانى در معجم الشعراء صدق و موثق بودن او را اشعار نموده، روایت او در داستان احتجاج عمر بن عبد العزیز بحدیث غدیر خواهد آمد.

125- حافظ حمدان احمد بن یوسف بن حاتم سلمى- ابو الحسن نیشابورى- متوفاى 264 در نهمین عشره- (یعنى نزدیك به نود سال زندگى نموده)، مسلم و خلیلى و دار قطنى او را توثیق نموده‌اند، و حاكم گوید: نامبرده یكى از افراد برجسته فن حدیث است، بسیار سفر كرده و دامنه فهم او وسیع بوده، شرح حال او را خزرجى در «خلاصه» ص 12 و ابن حجر در جلد 1 «تهذیب» صفحه 92 چنین درج نموده‌اند، روایت او با سند صحیح و رجال ثقه در ص 48 گذشت.

126- حافظ عبید اللّه بن عبد الكریم بن یزید ابو زرعه مخزومى رازى- متوفاى 264 ر 8، خطیب در جلد 10 تاریخ خود ص 326- 337 اشعار نموده كه: نامبرده پیشوائى بوده ربّانى، داراى حدیث بسیار و حفظ و صدق، و ابو حاتم- گوید: ابو زرعه براى من حدیث نمود: و كسى بمانند او در علم و فهم و خوددارى و صداقت جایگزین او نگشته؛ و در شرق و غرب عالم كسى را چون او در فهم و شأن او نمیدانم و چنانچه مشاهده كنى كه رازى نكوهش و منقصتى نسبت بابى زرعه نموده- بدان كه بى‌سابقه و بى‌اساس است، نسائى او را توثیق نموده و جز او نیز از علماء حدیث او را توثیق نموده و ستوده‌اند، ابن حجر شرح حال او را در جلد 8 «تهذیب» ص 30- 34 درج نموده روایت او در حدیث «تهنیت» بروایت ابن كثیر باسناد صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند خواهد آمد.

127- حافظ احمد بن منصور بن سیّار- ابو بكر بغدادى- صاحب مسند متوفاى‌ 265 (در سن 83 سالگى درگذشته)، بطوریكه در جلد 5 تاریخ خطیب صفحه 151 مذكور است، ابو حاتم و دار قطنى او را توثیق نموده‌ند و ابن حجر موثق بودن او را از قول خلیلى و مسلمة بن قاسم حكایت نموده، حدیث مناشده را بلفظ زید بن یثیع و عبد خیر باسنادیكه رجال آن همگى ثقه هستند روایت نموده خواهد آمد.

128- حافظ اسمعیل بن مسعود عبدى ابو بشر اصفهانى- مشهور به سمّویه متوفاى 267، ابو الشیخ گوید: نامبرده حافظ متقنى بوده و ابو نعیم گوید: از جمله حفّاظ و فقها است، و ابو حاتم صداقت او را اشعار نموده، ذهبى شرح حال او را در جلد 2 «تذكره» ص 145 چنین نگاشته، بصفحه 98 رجوع نمائید.

129- حافظ حسن بن على بن عفّان عامرى- ابو محمّد كوفی- متوفاى 270، یكى از استادان حافظ بزرگ ابن ماجه و نظایر او است، دار قطنى و مسلمة بن قاسم او را توثیق نموده‌اند و ابن حبان او را در شمار ثقات ذكر كرده، شرح حال او را خزرجى در «خلاصه» ص 68 و ابن حجر در جلد 2 «تهذیب» صفحه 302 ثبت نموده‌اند، حدیث از او بطریق حسن (بواسطه موقعیت حسن بن عطیّة بن نجیح كه نامبرده موصوف بصدق است و بخارى از او روایت میكند) در ص 54 گذشت اگر چه حدیث مزبور در عداد احادیث صحیح نیست، و روایت از او در حدیث مناشده بلفظ زید بن یثیع بطریق صحیح كه رجال آن- ثقات هستند خواهد آمد.

130- حافظ محمّد بن عوف بن سفیان- ابو جعفر طائى حمصى- متوفاى 272، ذهبى شرح حال او را در جلد 2 «تذكره»- ص 159 نگاشته و گوید: بطور تحقیق عده از علماء حدیث او را توثیق نموده‌اند و مراتب بزرگوارى و معرفت او را ستوده‌اند حدیث غدیر بطریق او در ص 105 گذشت.

131- حافظ سلیمان بن سیف بن یحى الطآئى ابو داود الحرانى متوفاى 272، نسائى او را توثیق نموده و از او بسیار روایت میكند، ابن حبان نامبرده را در شمار ثقات آورده، ابن حجر شرح حال او را در جلد 4 «تهذیب» صفحه 199 ثبت نموده، روایت بطریق او در داستان (مناشده) رحبه بلفظ زید بن یثیع خواهد آمد.

132- حافظ محمّد بن یزید قزوینى ابو عبد اللّه ابن ماجه- صاحب سنن- متوفاى 173، بسیارى از اعلام شرح حال او را نگاشته‌اند، ذهبى در جلد 2 «تذكره» صفحه 209 از قول ابو یعلى خلیلى گوید: ابن ماجه مرد بزرگى است، و موثق بودن او مورد اتفاق است و بحدیث او احتجاج و استدلال میشود، نامبرده داراى معرفت و حفظ است، حدیث او در صفحه 45 و 46 و 47 باسناد صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند، و همچنین در صفحه 78 گذشت.

133- ابو محمّد عبد اللّه بن مسلم بن قتیبه دینورى «5» بغدادى- متوفاى 276، خطیب شرح حال او را در جلد 10 تاریخ خود ص 170 ذكر كرده و نامبرده را ثقه و متدیّن و فاضل معرفی نموده است، ابن خلكان نیز در تاریخش او را توثیق نموده و فضیلت او را اشعار داشته، حدیثى از او در احتجاج- برد- بر عمرو بن عاصى و حدیثى در مناشده جوانى با ابى هریره خواهد آمد.

134- حافظ عبد الملك بن محمّد، ابو قلابه رقاشى، زاهد و محدث بصره (ولادت او در 190 و وفاتش 276 ثبت شده)، ابو داود گوید: نامبرده موصوف بامانت است و من روایت او را شنیده و ثبت نموده‌ام، ذهبى شرح حال او را در جلد 2 «تذكره» ص 197 ثبت نموده و ابن حجر در جلد 6 «تهذیب» ص 420 موثق بودن او را از ابن اعرابى و مسلمة بن قاسم حكایت كرده، ابو حبّان نیز او را در شمار ثقات ذكر نموده، حدیث از او در ص 66 بطریق صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند، گذشت.

135- حافظ احمد بن حازم غفارى- كوفی- مشهور به (ابن عزیزه) متوفاى 276- صاحب مسند- ابن حبّان او را در شمار ثقات ذكر كرده و اتقان او را اشعار داشته ذهبى در جلد 2 «تذكره» ص 171 شرح حال او را چنین ثبت نموده، حدیث بطریق او باسناد صحیح و با رجال ثقه در ص 48 گذشت، و همچنین آنچه از او در ص 67 ذكر شده، و روایت باسناد او در حدیث مناشده بلفظ عمر و ذى مرّه بطریق صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند خواهد آمد.

136- حافظ محمّد بن عیسى- ابو عیسى ترمذى متوفاى 279، یكى از ائمّه شش گانه- صاحبان صحاح- از هر توثیقى بى‌نیاز است، بصفحات 57 ر 60 ر 65 ر 68 ر 69 ر 70، و غیرها مراجعه شود، و بسیارى از طرق او صحیح و رجال ان ثقه میباشند.

137- حافظ احمد بن یحى بلاذرى، متوفاى 279، پیشوایان اسلام از زمان او تا امروز باو و بكتاب و تالیفات او و بنقل از او اعتماد داشته و دارند، نامبرده حدیث غدیر را در «انساب الاشراف» ذكر نموده.

138- حافظ ابراهیم بن حسین كسائى- همدانى- ابو اسحق معروف به (ابن دیزیل) متوفاى 280 ر 281، نامبرده بطوریكه خواهد آمد، از ابو سعید یحیى جعفى متوفاى 237 روایت میكند، ذهبى در جلد 2 «تذكره» ص 183 از قول حاكم ثقه بودن و امانت او را حكایت میكند، نامبرده در كتاب صفّین بطوریكه خواهد آمد. حدیث ركبان را بطریق صحیح كه رجال آن ثقه هستند و همچنین نزول آیه «سأل سائل» را در پیرامون واقعه غدیر روایت مینماید.

139- حافظ احمد بن عمرو ابو بكر شیبانى- مشهور به (ابن ابى عاصم) متوفاى 287، ذهبى در جلد 2 «تذكره» ص 214 شرح حال او را ثبت و نامبرده را به پیشوائى و زهد و صدق و فقه ستوده، حدیث او در ص 83 و 103 گذشت و روایت او بلفظ ذازان در داستان مناشده رحبه خواهد آمد.

140- حافظ زكریا بن یحیى بن ایاس ابو عبد الرحمن سجزى (منسوب به سجستان) ساكن دمشق معروف به (خیّاط السنّه)- «در سن نود و چهار سالگى در سال 289 وفات یافته» نسائى و ازدى و همچنین ذهبى در جلد 2 «تذكره» ص 223 او را توثیق نموده‌اند، حدیث از او باسناد صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند، درص 41 و 62 گذشت، و نسائى در «خصایص» ص 25 از نامبرده (زكریا بن یحیى) خبر داده كه او از یعقوب بن جعفر ابن كثیر بن ابى كثیر از مهاجرین مسمار حدیث نموده كه او از عایشه دختر سعد و او از پدرش سعد خبر داد كه سعد گفت در راه مكه با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بودیم .. تا آخر حدیث كه در ص 77 مذكور است.

141- حافظ عبد اللّه بن احمد بن حنبل- ابو عبد الرحمن شیبانى متوفاى 290، خطیب در جلد 9 تاریخش ص 375 نامبرده را بموثق بودن و دقت نظر و فهم ستوده و ذهبى در جلد 1 «تذكره» ص 237 درباره او مینگارد: ما پیوسته مشاهده نمودیم كه بزرگان و استادان ما نسبت بمراتب معرفت نامبرده بحال رجال و شناسائى علل حدیث و نامها و مواظبت بر طلب و كاوش او شهادت میدادند تا بحدى كه بعضى از آنان افراط نموده و او را بر پدرش پیشواى حنبلیان در بسیارى (دقت و معرفت) مقدم میداشتند، بحدیث از او در ص 66 كه باسناد صحیح و رجالى كه همگى آنها ثقه هستند و همچنین بسند صحیح مذكور در ص 78 مراجعه نمائید، روایاتى نیز از او در حدیث مناشده بطرق صحیحه خواهد آمد.

142- احمد بن عمر و ابو بكر بزار بصرى- متوفاى 292- صاحب مسند معلّل، خطیب در جلد 4 تاریخش ص 334 گوید: نامبرده داراى قوه حفظ و مورد وثوق بوده؛ مسند را تصنیف نموده و در پیرامون احادیث سخن گفته و علل آنها را بررسى و بیان داشته، ذهبى شرح حال او را در جلد 2 «تذكره» ص 228 ثبت و موثق بودن او را از دار قطنى حكایت نموده، حدیث او در صفحات 50 ر 69 ر 82 ر 97 ر 98 ر 104- گذشت و روایات او بطرق دیگر نیز خواهد آمد كه عده از طرق او صحیح است و رجال آن ثقات هستند و حافظ هیثمى بر آنها صحّه گذارده است.

143- حافظ ابراهیم بن عبد اللّه بن مسلم كجى- بصرى- صاحب سنن، متوفاى 292، ذهبى شرح حال او را در جلد 2 «تذكره» صفحه 195 ثبت نموده و گفته كه: دار قطنى و غیره او را توثیق نموده‌اند، نامبرده بزرگوار و داناى بحدیث است، بحترى او را مدح كرده، و نامبرده حدیث تهنیت را چنانكه خواهد آمد باسناد صحیح‌ كه رجال آن همگى ثقه هستند روایت نموده.

144- حافظ صالح بن محمّد بن عمرو بغدادى ملقب به (جزره) متوفاى 293 ر 4، خطیب شرح حال او را در جلد 9 تاریخش ص 322 ثبت نموده و گفته: نامبرده حافظى بوده از جمله عارفان از ائمّه حدیث و از علمائى كه در علم آثار و معرفت راویان اخبار مرجع اهل فن حدیثند، نامبرده موصوف بصدق و دقت نظر و امانت بوده، ذهبى در جلد 2 «تذكره» صفحه 215 از او یاد كرده و از دار قطنى حكایت نموده كه او نیز نامبرده را ثقه و حافظ و عارف بموازین شناخته، حدیث او باسناد صحیح و با رجال ثقه در ص 66 گذشت و همچنین حدیثى كه از او در ص 71 ذكر شد اسنادش صحیح و رجالش از ثقات است.

145- حافظ محمّد بن عثمان بن ابى شیبه ابو جعفر عیسى- كوفی- متوفاى 297، صالح جزره او را توثیق كرده و حاكم و ذهبى آنچه را كه بطریق او در مستدرك و تلخیص روایت كرده‌اند بصحت آن اعتراف نموده‌اند، ذهبى در جلد 2 «تذكره» ص 233 شرح حال او را ثبت نموده، حدیث باسناد او در ص 85 گذشت، و در مورد نزول آیه تبلیغ در روز غدیر خم حدیث او خواهد آمد.

146- قاضى على بن محمّد مصیصى، نامبرده بر حافظ نسائى و نظراء او استاد بوده، بطوریكه در «سنن» و در خلاصه خزرجى ص 135 مذكور است نسائى او را توثیق نموده و ابن حجر در «تقریب» او را موثق دانسته و در جلد 7 «تهذیب» ص 380 توثیق او را از طرف نسائى و ابن حبّان و مسلمة بن قاسم حكایت نموده، حدیث مناشده را نسائى بلفظ سعید و زید باسناد صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند از نامبرده روایت نموده،

147- ابراهیم بن یونس بن محمّد مؤدّب بغدادى- مقیم طرطوس ملقّب به (حرمى)، ابن حبان او را در شمار ثقات ذكر كرده و نسائى او را متصف بصدق اشعار نموده و ابن حجر در «تقریب» از او پیروى كرده، نسائی در «خصائص» ص 4 از حرمی (نامبرده) بطور اخبار از او روایت نموده كه: او از ابو غسان (مالك بن‌ اسماعیل) خبر داده و مالك مزبور از عبد السّلام «6» و او از موسى صغیر (شرح حال او در ص 140 گذشت) از عبد الرحمن بن سابط از سعد كه سعد گفت: نشسته بودیم كه نسبت بعلى بن ابى طالب علیه السّلام در مقام منقصت و نكوهش بر آمدند ... تا آخر حدیث مذكور در ص 77 كه سند آن صحیح و رجال آن همگى ثقه هستند.

148- ابو هریره محمّد بن ایوب واسطى، ابو حاتم- بحكایت خزرجى صلاحیت او را تأیید نموده و ابن حجر شرح حال او را در «تقریب» با اشعار بصلاحیت او ثبت نموده و در جلد 9 «تهذیب» صفحه 69 گوید: ابن حبان او را در شمار ثقات آورده و ابن ابى حاتم گفته: پدرم در سال 214 حدیث او را نوشته و حاكم در جلد 3 «مستدرك» صفحه 109 صحت حدیث او را اشعار نموده، حدیث نامبرده باسنادیكه حاكم بصحت آن تصریح نموده در صفحه 66 گذشت، و حدیث از او در مورد نزول آیه سأل سائل در پیرامون قضیه غدیر خواهد آمد.

پی نوشت ها:
(1) چنانكه در صفحه 78 ذكر شد نقل از ماخذیكه یافتیم نامبرده را: یعقوب بن حمدان ذكر نمودیم و آن تصحیف است.

(2) در نسخه‌ها چنین مذكور است و از طرف نگارنده حاشیه بر نسخ نامبرده تصحیح شده و نگاشته جمله: (خبر داد ما را دختر سعد) یا جمله (از دختر سعد) از قلم افتاده، و این تصحیح تمام نیست.
چه آنكه روایت این عیینه از عایشه (دختر سعد) معقول نیست: زیرا ولادت سفیان بن عیینه در سال 107 و ده و عایشه (دختر سعد) در سال 117 درگذشته و این عیینه در سال 163 بمكه منتقل شده، پس راوى از عایشه از سند افتاده و بطوریكه از سایر طرق حدیث بر مى‌آید مهاجرین مسمار بوده است.
(3) در آنجا بر حسب آنچه در نسخه‌ها بنظر رسیده بود بجمله: احمد بن مثنى از یحى بن حماد نقل نمودیم و آن صحیح نیست و صحیح آن محمد بن مثنى از یحى بن حماد میباشد.
(4) برقم 71 در صفحه 143 مراجعه شود: عبد اللّه بن یزید عدوى آزاد شده آل عمر ..مترجم.
(5) دینور بطوریكه ابن خلكان مینویسد: شهرى است نزد قرمیسین (كرمانشاه)- دینور در این تاریخ شهر نیست، و بلكه بلوكى است شامل قراء بسیار و آباد واقع در طرف شمال كرمانشاه بفاصله شش فرسخ و بیشتر- مترجم.
(6) نامبرده: حافظ عبد السّلام بن حرب نهدى ابو بكر كوفى ملائى است كه در 187 در سن 96 سالگى درگذشته، ابو حاتم و ترمذى و دار قطنى و یعقوب بن ابى شیبه او را توثیق كرده‌اند، ابن حجر شرح حال او را در جلد 6 «تهذیب» صفحه 317 ثبت نموده، شرح حال بقیه رجال سند مزبور قبلا ذكر شده است.
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :