تبلیغات
مــاه ولــاء - (قرن سوم) (1)
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
(قرن سوم) (1)
57- حافظ ضمرة بن ربیعه قرشى مدنى متوفاى 202، شرح حال و حدیث او كه بطرق بسیار درباره روزه غدیر روایت نموده خواهد آمد، و در آنجا كه حدیث او ذكر می شود گفتار احمد بن حنبل را خواهید یافت، كه: نامبرده را یكى از علماء متّصف بامانت دانسته و تصریح نموده است كه در شام همانند او نبوده، طرق حدیث او بیشتر آن صحیح است اگر تمام آن نباشد.

58- حافظ محمّد بن عبد اللّه زبیرى «1» ابو احمد كوفى، متوفاى 203، عجلى و غیره او را توثیق نموده‌ اند و بعضى از بزرگان در ستایش او گفته كه: او مورد وثوق و داراى نیروى حفظ، و مردى است عابد و مجتهد، ذهبى در جلد 1 تذكره‌اش در ص 327 شرح حال او را ثبت نموده، حدیث او در داستان (مناشده) رحبه بلفظ (زیاد) باسنادى كه هیثمى آنرا تصحیح نموده و رجال آنرا ثقه دانسته خواهد آمد.

59- مصعب بن مقدام خثعمى ابو عبد اللّه كوفى متوفاى 203، ابن معین و دار قطنى او را توثیق نموده‌اند و ابو داود گفته كه بر او باكى نیست (یعنى اشكالى و ایرادى باو و حدیثش نمی توان نمود) و ابو حاتم او را صالح دانسته، شرح حال او را خزرجى در (خلاصه) ص 323 ثبت نموده، حدیث مناشده از او باسناد صحیح كه‌ رجال آن همگى ثقه هستند خواهد آمد، و در ص 92 نیز حدیث او گذشت.

60- حافظ یحیى بن آدم بن سلیمان قرشى اموى- ابو زكریا كوفى متوفاى 203، ابن معین و نسائى و یعقوب بن شیبه او را توثیق نموده‌ اند، ذهبى در جلد 1 تذكره‌اش ص 330 شرح حال او را ثبت نموده به حدیث او كه سندش صحیح و رجالش ثقه هستند در صفحه 61 مراجعه نمائید و روایت بطریق او در حدیث ركبان با اسناد صحیح و رجال ثقه خواهد آمد.

61- زید بن حباب ابو حسین خراسانى كوفى متوفاى 203، ابن مدنى و سبتى و ابن معین و احمد بن صالح و دار قطنى و ابن ماكولا و ابن ابى شیبه او را توثیق نموده‌اند و ابن حجر شرح حال او را در جلد 1 تهذیبش ص 404 ثبت نموده، روایت او بطرق مختلفه در حدیث مناشده امیر المؤمنین علیه السّلام در رحبه خواهد آمد كه بعضى از آنها صحیح است.

62- امام شافعیه ابو عبد اللّه محمّد بن ادریس شافعى متوفاى 204، بطوریكه در جلد 4 نهایه ابن اثیر ص 246 مذكور است، نامبرده حدیث غدیر را روایت نموده است‌.

63- حافظ ابو عمرو شبابة بن سوار فزارى مدائنى متوفاى 206، ابن معین و غیره بشرح مندرج در (خلاصه) ص 142 او را توثیق نموده‌اند، حدیث بطریق او از أمیر المؤمنین علیه السّلام با سند صحیح و رجال ثقه در ص 102 ذكر شده.

64- محمّد بن خالد حنفى بصرى، ابن حبّان او را از ثقات ذكر نموده و ابو حاتم صلاحیت او را در حدیث تأیید كرده و ابو زرعه گفته: باكى بر او نیست، نامبرده از مادر خود (عثمه) روایت میكند. حدیث او در ص 41 گذشت.

65- حافظ. خلف بن تمیم كوفی. ابو عبد الرحمن- ساكن مصیصه- متوفاى 206 ر 213، یعقوب بن شیبه و ابو حاتم بطوریكه در جلد 1 تذكره ذهبى صفحه 347 مذكور است، او را توثیق نموده‌اند و ابن حجر در «تقریب» گوید: نامبرده مرد راستگو و عابدى است، نسائى بطریق او حدیث مناشده را بلفظ عمر و ذى مره باسناد صحیح و رجالى كه همگى آنها ثقه هستند. روایت نموده.

66- حافظ. اسود بن عامر. ابو عبد الرحمن معروف به (شاذان شامى)- ساكن بغداد متوفاى 208- ابن المدینى- او را توثیق نموده و ذهبى در جلد 1 تذكره خود ص 338 او را یكى از صاحبان دقت نظر اشعار نموده و خطیب در جلد 8 تاریخش ص 34 شرح حال او را ثبت نموده است، حدیث مناشده بطریق او بلفظ زید بن ارقم و همچنین داستان مناشده جوانى با ابى هریره باسناد صحیح و رجالى كه همگى آنها ثقه هستند خواهد آمد.

67- ابو عبد اللّه حسین بن حسن اشقر فزارى كوفی متوفاى 208، ابن حبان او را در شمار علماى مورد وثوق یاد كرده و ذهبى در جلد 3 «تلخیص المستدرك» ص 130 او را توثیق نموده و حكم بصحت حدیث او داده، همانطور كه حاكم در «مستدرك» اشعار داشته، و نامبرده در نظر سایر علماء حدیث نیز متصف بصدق است و بنا بر این گفتار كسى كه درباره او گفته كه: نامبرده فاقد نیرو (ى حفظ است:ارزشى نخواهد داشت؛ حدیث او در ص 66 گذشت و در نزول آیه تبلیغ درباره على علیه السّلام خواهد آمد.

68- حافظ حفص بن عبد اللّه بن راشد ابو عمرو سلمى قاضى نیشابور- متوفاى 209، ابن حبّان او را در شمار علماى مورد وثوق یاد كرده و نسائى بطوریكه در خلاصه و حاشیه آن ص 74 مذكور است. گفته: باكى بر او نیست.و بخارى در صحیح خود از نامبرده روایت میكند. حدیث او با اسناد صحیح در ص 68 گذشت.

69- حافظ عبد الرزاق بن همام. ابو بكر صنعانى- متوفاى 211- ولادت او در سال 126 بوده- ذهبى در جلد 1 تذكره خود صفحه 334 شرح حال او را نگاشته و درباره او گوید كه: جمعى از ارباب درایت و رجال- او را توثیق نموده‌اند و حدیث او در ردیف احادیث صحیح در آمده؛ روایاتى هم كه او بتنهائى آنها را ذكر نموده هست، و بر او بسبب تشیع ابراز بدبینى و كینه نموده‌اند در حالیكه نامبرده غلوّى درباره على علیه السّلام ننموده. بلكه: على علیه السّلام را دوست میداشته و از قاتل او چشم پوشیده ...! تا آخر گفتار ذهبى ...

حدیث بطریق او و باسناد صحیح و رجالى كه همگى آنها ثقه هستند در ص 18 گذشت و حدیث او در موضوع مناشده بلفظ سعید و عبد خیر بطریق صحیح و رجال ثقه خواهد آمد.

70- حسن بن عطیة بن نجیح قرشى كوفی ابو على بزار متوفاى 211، حفاظ از او روایت میكنند و ابو حاتم گفته: نامبرده متصف براستگوئى است و بخارى در تاریخش از او روایت میكند، حدیث او كه بقیه رجال سندش ثقه هستند در صفحه 24 گذشت.

71- عبد اللّه بن یزید عدوى آزاد شده آل عمر- ابو عبد الرحمن مقرى (معروف به- قصیر) ساكن مكه متوفاى 212 ر 213 (در حالیكه حدود یكصد سال عمر كرده)، نسائى و ابن سعد و ابن قانع او را توثیق نموده‌اند و خلیلى گوید: نامبرده ثقه است و حدیث او در شمار احادیث مورد وثوق است و بآنها استدلال می شود، و در روایت چند حدیث منفرد است (یعنى جز او كسى آنها را روایت نكرده)، ابن حبان نامبرده را از علماى مورد وثوق شمرده و ابن حجر در جلد 6 تهذیب خود ص 84 بهمین عنوان شرح حال او را ثبت كرده، حدیث او در موضوع تهنیت بروایت حافظ عاصمى باسناد صحیح و رجالى كه همگى ثقه هستند. خواهد آمد.

72- حافظ حسین بن محمّد بن بهرام. ابو محمّد تمیمى مروزى ساكن بغداد متوفاى 213 ر 214، ابن سعد و- ابن قانع و- ابن مسعود و- عجلى و دیگران (بطوریكه ابن حجر در جلد 2 تهذیب ص 367 گفته) او را توثیق نموده‌اند و خطیب شرح حال او را در جلد 8 ص 88 تاریخش ثبت نموده، حدیث مناشده از او بلفظ ابى الطفیل بسند صحیح و رجالى كه ثقه هستند خواهد آمد.

73- حافظ ابو محمّد عبید اللّه بن موسى عبسى كوفی متوفاى 212 (صاحب مسند).ابو حاتم و ابن معین و عجلى و ابن عدى و ابن سعد و عثمان بن ابى شیبه او را توثیق نموده‌ اند و ذهبى در جلد 1 «تذكره» صفحه 324 و ابن حجر در جلد 7 «تهذیب» ص 53 شرح حال او را ثبت نموده‌ اند، حدیث او در داستان (مناشده) رحبه بلفظ زید بن یثیع و عمیرة بن سعد باسناد صحیح و رجالى كه همه آنها ثقه هستند خواهد آمد.

74- ابو الحسن على بن قادم خزاعى كوفی متوفاى 213، ابن حبّان او را از ثقات ذكر نموده و ابن خلفون او را توثیق كرده و ابن قانع گفته: نامبرده كوفی صالحى است و ابو حاتم گفته: نامبرده متصف به صداقت است، ابن حجر در جلد 7 تهذیبش صفحه 374 شرح حال او را چنین نگاشته، حدیث او در صفحه 39 گذشت.

75- محمّد بن سلیمان بن ابى داود حرّانى ابو عبد اللّه معروف به (بومه) متوفاى 213، ابو عوانه اسفرائینى او را توثیق نموده و ابن حبّان او را در ردیف ثقات ذكر كرده، دیگران نیز او را توثیق نموده‌ اند، ابن حجر شرح حال او را در جلد 9 «تهذیب» صفحه 199 نگاشته، حدیث او در صفحه 48 گذشت.

76- عبد اللّه بن داود بن عامر همدانى- ابو عبد الرحمن كوفی معروف به (خریبى- محله‌ایست در بصره) ابن سعد و ابن معین و ابو زرعه و نسائى و دار قطنى و ابن قانع او را توثیق نموده‌اند (در سال 213 وفات یافته)، ابن حجر در جلد 5 «تهذیب» صفحه 200 شرح حال او را نگاشته، نسائى در خصایص صفحه 22 گوید: خبر داد ما را زكریا بن یحیى از نصر بن على و او از عبد اللّه بن داود از عبد الواحد «2» ابن ایمن از پدرش از سعد كه: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه سند حدیث مزبور صحیح و رجال آن همگى ثقه هستند.

77- حافظ ابو عبد الرحمن علىّ بن حسن بن دینار عبدى مروزى متوفاى 215، نامبرده یكى از استادان است، بخارى و احمد و ابن معین و ابن ابى شیبه ازاو روایت میكنند، و احمد گفته: در میان آنهائى كه از خراسان آمدند افضل از نامبرده ندیدم، ابن حبّان او را از ثقات شمرده و ابن حجر در جلد 7 تهذیبش صفحه 298 شرح حال او را چنین نگاشته، حدیث او در صفحه 15 و 29 گذشت و حدیث او در داستان (مناشده) رحبه بلفظ اصبغ خواهد آمد. «3»

78- حافظ یحیى بن حماد شیبانى بصرى متوفاى 215 داماد ابى عوانه مذكور و روایت كننده از او، عجلى و ابو حاتم و ابن سعد او را توثیق نموده‌اند و ابن حبان بطوریكه در خلاصه خزرجى ص 361 و جلد 11 «تهذیب التهذیب» صفحه 199 مذكور است، نامبرده را در شمار ثقات یاد كرده؛ حدیث او در صفحه 30 بطریق صحیح و با رجال ثقه و همچنین در صفحات 31 و 34 و 51 بطریق صحیح گذشت.

79 -حافظ حجاج بن منهال سلمى ابو محمّد انماطى بصرى- متوفاى 217، عجلى و ابن قانع و ابو حاتم و نسائى و ابن سعد او را توثیق نموده‌اند و فلاس گفته:
همانند او را در فضل و دین ندیدم، ذهبى شرح حال او را در جلد 1 تذكره خود صفحه 370 و خزرجى در «خلاصه» صفحه 63 و ابن حجر در جلد 2 «تهذیب» صفحه 206 ثبت نموده‌اند، حدیث او در باب تهنیت باسناد صحیح و رجال ثقه خواهد آمد.

80- حافظ فضل بن دكین- ابو نعیم كوفی متوفاى 218 ر 219، یعقوب بن شیبه گفته كه: نامبرده مورد وثوق و اعتماد و داراى دقت نظر و متصف بصدق است، و احمد و ابو حاتم و ابن المدنى و عجلى و ابن سعد و ابن شاهین و خطیب در تاریخش او را توثیق نموده‌اند.و یعقوب بن سفیان گفته: یاران ما اجماع نموده‌ اند بر اینكه ابو نعیم در نهایت اتقان بوده، شرح حال او را ذهبى در جلد 1 «تذكره» صفحه 341 و ابن حجر در جلد 8 «تهذیب» صفحه 270- 276 ثبت نموده‌اند؛ حدیث بطریق او در صفحه 20 و همچنین در صفحه 32 كه هر دو سندشان صحیح و رجال آن مورد وثوق هستند گذشت و حدیث او در داستان (مناشده) رحبه (بطرق متعدد) و در باب‌ نزول آیه «سأل سآئل»- در پیرامون نصّ غدیر خواهد آمد.

81- حافظ عفّان بن مسلم ابو عثمان صفّار انصارى- بصرى- بغدادى- متوفاى 219، ذهبى او را در جلد 1 تذكره‌ اش در صفحه 347 ذكر نموده و از قول عجلى نقل كرده كه: عفان مورد وثوق و اعتماد و داراى دقت نظر و داراى سیره است و ابو حاتم گفته كه: نامبرده ثقه و متصف باتقان و متانت است، و ابن حجر در جلد 7 «تهذیب» صفحه 230 از ابن عدى حكایت نموده كه: او در صداقت و ثقه مشهورتر از آنست كه درباره او چیزى گفته شود؛ و ثقه بودن و دقت نظر او را از ابن معین و ابن سعد و ابن خراش و ابن قانع حكایت نموده، حدیث از او و بطریق او باسناد صحیح كه رجال آن همگى ثقه هستند در صفحه 18 گذشت.

82- حافظ على بن عیاش بن مسلم الهانى- ابو الحسن- حمصى- متوفاى 219 یكى از آنهائى است كه نسائى و دار قطنى و عجلى بطوریكه در جلد 1 تذكره ذهبى صفحه 352 و در جلد 7 تهذیب ابن حجر صفحه 368 مذكور است او را ثقه و صاحب دقت نظر دانسته‌اند، بطوریكه خواهد آمد: واحدى نزول آیه تبلیغ را در ولایت على علیه السّلام بطریق او روایت نموده است.

83- حافظ مالك بن اسماعیل بن درهم ابو غسان نهدى كوفی متوفاى 219، ابن معین گوید: در كوفه عالم و محدّثى كه در اتقان حدیث بر او برترى داشته باشد نیست، و ابن شیبه گوید: نامبرده ثقه است و حدیث او صحیح است و از اهل عبادت است. و نسائى و مرّه و ابو حاتم او را توثیق نموده‌ اند و ابن حبان و همچنین ابن شاهین او را در شمار ثقات آورده‌ اند، شرح حال او را ابن حجر در جلد 1 «تهذیب» صفحه 3 ثبت نموده، حدیث از او در داستان (مناشده) رحبه بلفظ عبد الرحمن و سعید و عمر و باسناد صحیح و رجالى كه همگى ثقه هستند خواهد آمد.

84- حافظ قاسم بن سلام- ابو عبید هروى متوفاى 223 ر 224 در مكّه، عالمى است ربّانى و در اصناف علوم اسلامى متقن، روایت او حسن و نقل او صحیح؛ بنظر نرسیده كه كسى در امر دینش بر او طعن و نكوهشى نموده باشد. ابن خلكان در جلد 1تاریخش صفحه 457 شرح حال او را چنین نگاشته، در تفسیر او (غریب القرآن) حدیث نزول آیه: سأل سائل در پیرامون غدیر از او خواهد آمد.

85- محمّد بن كثیر ابو عبد اللّه عبدى بصرى- برادر سلیمان بن كثیر (پنجاه سال از برادرش بزرگتر بوده) ابن حبّان گفته: كه: نامبرده ثقه و فاضل است، در سال 223 در سن صد سالگى وفات یافته، در خلاصه خزرجى صفحه 295 چنین نگاشته: ابن حجر در «التقریب» صفحه 232 گوید: نامبرده ثقه است و كسى را نیافته كه او را تضعیف نماید، و «در تهذیب» از احمد نقل نموده كه: ثقه بوده و بر سنت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله درگذشته، حدیث او در داستان (مناشده) رحبه بلفظ ابو الطفیل خواهد آمد و حدیثى منسوب باو در صفحه 16 گذشت، بنابر این طریق او صحیح و رجال او ثقه میباشند، در صفحه 45 نیز از او روایتى ذكر شد.

86- موسى بن اسماعیل منقرى بصرى متوفاى 223، از ابن معین نقل شده كه نامبرده مورد وثوق و امانت است و از ابن حاتم از طیالسى نقل شده كه او مورد وثوق و متصف بصدق است، ابن سعد نیز او را توثیق كرده و شرح حال او را ابن- حجر در جلد 1 «تهذیب» صفحه 334 بهمین اوصاف ثبت نموده، حدیث او در باب تهنیت بروایت ابن كثیر بطریق صحیح و رجالى كه همگى ثقه هستند خواهد آمد.

87- قیس بن حفص بن قعقاع- ابو محمّد بصرى- متوفاى 227، ابن معین و دار قطنى او را توثیق نموده‌اند و ابن حبان او را از ثقات شمرده، بخارى دوازده حدیث از او روایت نمود و شرح حال او را ابن حجر در جلد 8 تهذیبش صفحه 390 ثبت نموده، حدیث او درباره آیه اكمال دین بروایت خطیب خوارزمى خواهد آمد.

88- حافظ سعید بن منصور بن شعبه نسائى- ابو عثمان خراسانى- مقیم مكّه متوفاى 227، خزرجى در «خلاصه» 121 گوید: نامبرده داراى نیروى حفظ بوده و در حدیث جولان و احاطه بسیار داشته سنن را تصنیف نموده و در آن آنچه را جز او (دیگران) جمع نكرده‌اند گرد آورده، ابو حاتم او را متقن و داراى دقت نظر و اهل تصنیف دانسته و ابن حجر در تقریبش ص 94 او را ثقه و اهل تصنیف‌ دانسته و ثقه بودن او را در جلد 4 تهذیبش صفحه 4 از ابن نمیر و ابن خراش و ابى حاتم و ابن قانع و خلیلى و مسلمة بن قاسم حكایت نموده، حدیث بطریق او در ص 42 و در ص 55 گذشت.

89- حافظ یحیى بن عبد الحمید حمانى- ابو زكریا كوفی- متوفاى 228، مرّه و ابن معین او را متصف بصدق دانسته‌اند و احمد و ابن نمیر و بوشنجى او را توثیق نموده‌اند، ابن معین گوید: ثقه است و در كوفه مردى است كه با او در حفظ حدیث شركت میكند و اینان بر او رشك میبرند، و از ابن كثیر نقل شده كه مردم بسیار در باره او سخن گفته‌اند، و این امر را نمیدانم مگر از سلامت نفس و متانت او، ابن عدّى گوید: نامبرده مسندى دارد كه داراى صلاحیت است و در مسند او چیز ناپسندى نیافتم و امیدوارم كه باكى بر او نباشد.مؤلف «الغدیر»- امینى- گوید: این شهادتهاى بسیار كه از پیشوایان نامبرده ملاحظه میشود. این بدگوئى را از بین میبرد.شرح حال او را ابن حجر در جلد 11 تهذیبش ص 243- 249 ثبت نموده، حدیث از او در ص 43 و 51 باسنادیكه رجال آن ثقه است ذكر شده و درباره نزول آیه اكمال دین در شأن على علیه السّلام خواهد آمد.

90- حافظ ابراهیم بن حجاج بن زید- ابو اسحق سامى- بصرى- متوفاى 231- 233 بطوریكه در «خلاصه» صفحه 14 ذكر شده، ابن حبّان او را از ثقات ذكر كرده و ابن حجر در «التقریب» صفحه 12 او را توثیق نموده، و در جلد 1 تهذیبش ص 113 ثقه بودن او را از دار قطنى و صلاحیت او را از ابن قانع حكایت نموده است، حدیث او در باب تهنیت در روایت حموئى باسناد صحیح و رجالى كه همه آنها ثقه هستند خواهد آمد.

91- حافظ علیّ بن حكیم بن ذبیان كوفی- اودى- متوفاى 231، ابن معین و نسائى و محمّد بن عبد اللّه حضرمى و ابن قانع بطوریكه در خلاصه خزرجى و تهذیب ابن حجر جلد 7 صفحه 311 مذكور است او را توثیق نموده‌اند، حدیث او بطریق‌ صحیح و رجال ثقه در صفحه 48 گذشت و در داستان (مناشده) بطریق صحیح بلفظ سعید و زید ابن یثیع خواهد آمد.

92- حافظ خلف بن سالم مهلبى مخرّمى بغدادى متوفاى 231، بطوریكه در خلاصه خزرجى ص 90- و جلد 3 «تهذیب التهذیب» صفحه 152 مذكور است، نسائى و ابن شیبه و حمزه كنانى او را توثیق نموده‌اند، و خطیب در جلد 8 تاریخش صفحه 328 موثق بودن و صدق و دقت نظر او را از جمعى حكایت نموده، حدیث از او در ص 31 بطریق صحیح و رجال ثقه گذشت، و همچنین در ص 34.

93- حافظ على بن محمّد- ابو الحسن طنافسى كوفی- مقیم رى- متوفاى 233 ر 5، ابو حاتم او را ثقه و راستگو معرفی نموده و خلیلى گوید: پیشوائى است، او و برادرش حسن در قزوین موقعیت مهمى را دارا بوده‌اند و بزرگان براى ملاقات آندو مى‌شتافتند، ابن حبّان او را از ثقات ذكر نموده، و ابن حجر در جلد 7 تهذیبش ص 379 شرح حال او را چنین ذكر كرده و در تقریبش ص 186 او را ثقه و عابد ثبت نموده است و خزرجى در «خلاصه» ص 135 موثق بودن او را ذكر نموده، حافظ ابن ماجه در جلد 1 سنن خود ص 30 از على بن محمّد طنافسى (مذكور) این روایت را آورده كه او از ابو معاویه (محمّد بن خازم) و او از موسى بن مسلم شیبانى و او از عبد الرحمن بن سابط، از سعد بن ابى وقاص روایت نموده: هنگامى كه معاویه از یكى سفرهاى حج خود بازگشت ... تا آخر حدیث كه در ص 78 ذكر شده است و اسناد آن صحیح و رجال آن همگى موثق هستند.ابن ماجه نیز در جلد 1 سنن خود ص 29 گوید: حدیث نمود ما را على بن محمّد از ابو الحسن (زید بن حباب) كه او گفت: مرا خبر داد حمّاد بن سلمه از على بن زید بن جدعان از عدّى بن ثابت از براء بن عازب رضى اللّه عنه كه گفت: با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آمدیم ... تا آخر حدیث كه در صفحه 45 ذكر شده است، و این اسناد صحیح و رجال آن همگى موثق هستند.

94- حافظ هدبة بن خالد- ابو خالد قیسى- بصرى- متوفاى 235، ابن معین و ابن حبّان و مسلمة بن قاسم و ابو یعلى او را توثیق نموده‌اند، و ابن عدى گفته:نامبرده موصوف بصدق است و باكى بر او نیست در حالیكه مردم او را توثیق نموده اند، شرح حال او را ذهبى در جلد 2 «تذكره» صفحه 50 و خزرجى در «خلاصه» ص 355 و ابن حجر در جلد 11 «تهذیب» صفحه 25 ثبت نموده‌ اند، روایت او در حدیث تهنیت بطریق صحیح و رجال ثقه خواهد آمد.

95- حافظ عبد اللّه بن محمّد بن ابى شیبه- ابو بكر عیسى- كوفی- متوفاى 235، عجلى و ابو حاتم و ابن خراش او را توثیق نموده‌اند، و ابن حبّان تدین و حفظ و اتقان او را تأیید نموده.شرح حال او را ذهبى در جلد 2 «تذكره» صفحه 20 و خطیب در جلد 10 «تاریخ» صفحه 66- 71 و ابن حجر در جلد 6 «تهذیب» صفحه 4 ثبت نموده‌اند، روایت نامبرده در داستان مناشده جوانى با ابى هریره بسند صحیح و همچنین در حدیث ركبان باسنادیكه رجال آن همگى ثقه هستند، و در حدیث تهنیت خواهد آمد.

96- حافظ ابو سعید عبید اللّه بن عمر جشمى- قواریرى- بصرى- متوفاى 235، ابن معین و عجلى و نسائى و حافظ صالح جزره چنانكه در جلد 10 تاریخ خطیب صفحه 220- 223 مذكور است، او را توثیق نموده‌اند، روایت او در حدیث مناشده رحبه بلفظ عبد الرحمن بن ابى لیلى خواهد آمد.

97- حافظ احمد بن عمر بن حفص جلاب ابو جعفر و كیعى- كوفی- ساكن بغداد، متوفاى 235، ابن معین و عبد اللّه بن احمد و محمّد بن عبدوس بطوریكه در جلد 4 تاریخ خطیب صفحه 284 مذكور است، او را توثیق نموده‌اند، روایت بطریق او در حدیث مناشده رحبه بلفظ عبد الرحمن خواهد آمد.

98- حافظ ابراهیم بن منذر بن عبد اللّه حزامى- ابو اسحاق مدنى- متوفاى 236، دار قطنى و ابن وضّاح او را توثیق كرده‌اند و ابن حبّان او را در شمار ثقات آورده، و خطیب در ردّ گفتار كسیكه گفته: نامبرده روایات منكر (غیر معروف) دارد چنین گوید: و اما روایات غیر معروف، در احادیث او بسیار كم یافت میشود مگر روایاتى كه از راویان ناشناس باشد، و مع الوصف یحیى بن معین و غیره از علماء حفّاظ بروایات او رضایت داده‌اند و او را توثیق مینمایند، ابن حجر شرح حال او را در جلد 1 «تهذیب» صفحه 167 ثبت نموده، حافظ نسائى در «خصایص» صفحه 25 آورده كه: خبر داد مرا ابو عبد الرحمن زكریا بن یحیى سجستانى از محمّد بن عبد الرحیم از ابراهیم (مذكور) از معن «4» و او از موسى بن یعقوب از مهاجر بن مسمار از عایشه بنت سعد و از عامر بن سعد از سعد كه: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله خطبه خواند و فرمود اى گروه مردم، بدرستى كه من ولىّ شما هستم، آنگروه این فرمایش او را تصدیق نمودند، سپس دست على را گرفت و بلند كرد و فرمود: این ولىّ من است، و از طرف من- ادا میكند (وظایف را) دوست و پیرو او خدا را دوست دارد و پیروى میكند و كسى كه با او عداوت بورزد دشمن خدا است، و اسناد این حدیث صحیح و رجال آن همگى ثقه هستند.

99- ابو سعید یحیى بن سلیمان كوفی جعفى مقرى متوفاى 237، دار قطنى و عقیلى او را توثیق نموده‌اند، و ابن حبّان بطوریكه در جلد 11 «تهذیب التهذیب» ص 227 و در «خلاصه» صفحه 364 مذكور است، او را در شمار ثقات آورده، روایت او در حدیث ركبان باسناد صحیح و رجالى كه همگى ثقه هستند خواهد آمد.

100- حافظ ابن راهویه اسحق بن ابراهیم حنظلى مروزى متوفاى 237، أحمد گفته: نظیر و همانندى براى او در نزد ما پیشوایان مسلمین بنظر نمیرسد، و چنانكه در «خلاصه» خزرجى ص 23 مذكور است، گروهى او را توثیق نموده‌اند و ابن خلكان در جلد 1 تاریخ خود ص 68 مینگارد: فنّ حدیث و فقه و صفت ورع در او جمع است، و نامبرده یكى از پیشوایان اسلام است و داراى مسند مشهوریست، حدیث او در ص 103 و 117 باسناد صحیح گذشت.

پی نوشت :
(1) بنامبرده- عمرى نیز گفته شده، بمناسبت نسبت بجدش عمر بن درهم اسدى.

(2) عبد الواحد بن ایمن مخزومى مكى، ابن معین او را توثیق نموده و ابن حبان او را در شمار ثقات ذكر كرده و دیگران نیز بر او ستایش نموده‌ اند: ابن حجر در جلد 6 «تهذیب» صفحه 434 شرح حال او را ثبت نموده، و پدرش ایمن حبشى آزاد كرده ابن عمرو مخزومى است، ابو زرعه او را توثیق نموده و بخارى حدیث او را در صحیح خود روایت نموده، شرح حال او در جلد 1 تهذیب ابن حجر صفحه 394 مذكور است.

(3) عبدى از اصبغ با یك واسطه روایت میكند، و بنابر این آنچه در صفحه 19 گذشت و آنچه از روایت او بلا واسطه خواهد آمد با آنچه كه در سایر طرق حدیث است دست نمی آید
(4) نامبرده: معن بن عیسى بن یحى اشجعى ابو یحى مدنى است متوفاى 198، ابن معین او را توثیق كرده و ابن سعد گفته: نامبرده داراى حدیث بسیار و دقت نظر و موصوف بامانت است ابن حج؟؟؟؟ شرح حال او را در جلد 10 «تهذیب» صفحه 252 چنین ثبت نموده است.




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر