تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
(قرن چهاردهم)
342- سید احمد بن زینى بن احمد دحلان مكى- شافعى (در سال 1232 در مكّه متولّد و در سال 1304 در مدینه منوّره وفات یافته) مفتى شافعیان در مكّه مشرّفه و شیخ الاسلام آنجا بوده، عالمى است ذیفنون كه از علوم مختلفه بهره‌مند بوده، مؤرّخى است محیط، تألیفات بسیارى دارد كه بالغ بر بیست جلد از آنها چاپ شده، ابو بكر عثمان بن محمّد بكرى- دمیاطى كتابى جداگانه بشرح حال او اختصاص داده، بنام «نفحة الرحمن فی مناقب سید احمد زینى دحلان» (چاپ مصر) حدیث- در موضوع تهنیت از او خواهد آمد.

343- شیخ یوسف بن اسمعیل نبهانى- بیروتى، رئیس محكمه حقوق در بیروت، مؤلّف كتاب «منتخب الصحیحین من كلام سید الكونین»- كه در سال 1329 در مصر چاپ شده- سخنور بزرگى است و در علم و ادب سهم كافی احراز نموده، حدّاد در جلد 1 «القول الفصل» ص 444 از او به: عالم عصر- شیخ علّامه تعبیر نموده است، در حدیث و ادب تألیف بسیار نموده كه در حدود پنجاه مجلّد از تألیفات او در مصر و بیروت چاپ شده، شرح حال خود را نامبرده بقلم خود در كتاب خود «الشرف المؤبّد» ص 140- 143 ثبت نموده، حدیث او در باب مناشده رحبه خواهد آمد.

344- سید مؤمن بن حسن مؤمن شبلنجى «1» مؤلّف «نور الابصار فی مناقب آل بیت النبى المختار» كه پنج مرتبه یا بیشتر بچاپ رسیده، در آغاز آن شرح حال خود را ثبت و استادان خود را در علوم مختلفه ذكر نموده و بعض از تألیفات خود را تعداد كرده- در حدود سال 1250 متولّد شده ولى از تاریخ وفات او اطلاعى بدست نیامده، حدیث او در باب نزول آیه سأل سائل پیرامون قضیه غدیر خواهد آمد.

345- شیخ محمّد عبده بن حسن خیر اللّه مصرى متوفاى 1323 مفتى و علّامه بزرگوار دیار مصر نامبرده در مراتب علمى شهرت طولانى دارد و در اصلاحات اجتماعى و سعى در مصالح امّت ثابت قدم بوده، تاریخ، این خصوصیّات را براى او در اوراق جلد 1 «مشاهیر الشرق» ص 300 و «تاریخ الادب العربى» ص 434- 439 و غیرهما تسجیل و ضبط نموده است، اشاره بحدیث او قبلا شده و حدیث او در نزول آیه تبلیغ درباره امیر المؤمنین علیه السلام پیرامون قضیّه غدیر خواهد آمد.

346- سید عبد الحمید بن سید محمود آلوسى بغدادى- شافعى- نابینا- «2» در سال 1232 متولّد و در 1324 وفات یافته- در بغداد پایتخت كشور عراق علّامه و ادیب یگانه بوده، كتاب او موسوم به «نثر اللئالى فی شرح نظم الامالى» بچاپ رسیده، نامبرده حدیث غدیر را در ص 166 كتاب مزبور از فضائل امیر المؤمنین علیه السّلام بشمار آورده و در ص 170 در مفاد آن و در مسلّم الصدور بودن آن از مصدر وحى الهى سخن گفته و در ص 172، غدیر خم را تعیین نموده و بحدیث مزبور اشاره كرده است.

347- شیخ محمّد حبیب اللّه بن عبد اللّه یوسفى از حیث نسب، و مدنى از جهت مهاجرت او بآنجا، و شنقیطى از لحاظ اقلیم و منطقه- سخنور و علّامه و محدّث مصر بوده كتاب «اكمال المنّه» در موضوع اتّصال سند مصافحه كه موجب دخول بهشت میشود، و «ایقاظ الاعلام» در موضوع وجوب پیروى رسم الخط مصحف امام، و كتاب «ثبت الشیخ الامیر الكبیر» و «الخلاصة النافعه» از او است و در دنباله كتاب اخیر الذكر ارجوزه دارد كه به «النصایح الدینیّه» موسوم است، و تمام این كتب در حدود سال 1345 بچاپ رسیده،نامبرده در كتاب خود «كفایة الطالب لمناقب على ابن ابى طالب علیه السّلام» چاپ مصر در ص 28- 30 حدیثى را كه ترمذى از ابى سریحه یا- زید- با بررسى در سند روایت نموده و حدیثى را كه ابن سمّان از براء بن عازب و احمد از زید در مسندش و از عمر در مناقبش با بررسى در سند روایت نموده، و حدیث‌ مناشده در رحبه را از طریق ابى حاتم، و از طریق احمد از سعید بن وهب و حدیث ركبان را از طریق احمد و بغوى و حدیثى را كه ابن عبد البرّ در «استیعاب» از بریده و ابى هریره و جابر و براء و زید از داستان غدیر روایت نموده‌اند ذكر كرده است.

348- قاضى بهلول بهجت شافعى- قاضى زنكه زور، مؤلّف «تاریخ آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله» كه بلغت تركى نوشته و ادیب دانشمند میرزا مهدى تبریزى آنرا بفارسى و فاضل بزرگوار شیخ میرزا على قمشه آنرا بعربى ترجمه نموده‌اند، و این كتاب نامبرده از محسنات این عصر است و نمودارى است از احاطه و تسلّط مؤلّفش در حدیث و تاریخ، و اطلاع مبسوط او در مباحث دینى، و از تألیفات او كتابى است بنام «المأة یوم» یعنى: صد روز، در واقعه صفّین، كه جنبه روائى دارد، و «الارشاد الحمزوى» و «حجر بن عدى» كه منظوم است، و «الحقوق الارثیه» و «آثار  آذربایجان كه كتابى است ادبى- تاریخى- جغرافى، اشاره بطرقى كه نامبرده براى حدیث غدیر ذكر كرده، در صفحات 43 ر 47 و 51 و 54 و 60 و 62 و 76 و 88 و 93 گذشت.

349- نویسنده شهیر، عبد المسیح انطاكى- مصرى، نامبرده یكى از شعراى غدیر است در قرن چهاردهم كه در محل خود شعر و شرح حال او خواهد آمد.

350- دكتر احمد فرید رفاعى، در حاشیه «معجم الادباء» جلد 14 ص 48 دو بیت امیر المؤمنین علیه السّلام را درباره غدیر ذكر نموده.

351- استاد احمد زكى عدوى- مصرى- رئیس قسمت تصحیح در- دار الكتب المصریّه- نامبرده بوسیله حواشى كه در كتب متعدده دارد، آثار گرانبها و جاودانى از خود گذارده، نامبرده در حواشى «الاغانى» جلد 7 ص 363 از چاپ اخیر داستان غدیر را ذكر نموده است.

352- استاد احمد نسیم مصرى عضو قسمت ادبى در- دار الكتب المصریّه- نامبرده داستان غدیر را در حاشیه بر دیوان مهیار جلد 3 ص 182 ذكر نموده.

353- استاد حسین على اعظمى- بغدادى- مدیر دانشكده حقوق در بغداد، یكى از شعراء غدیر است كه شعر و شرح حال او در قسمت مربوط به شعراء قرن‌ چهاردهم خواهد آمد، نامبرده شخصا بمؤلّف معظم «الغدیر» خبر داده كه كتابى درباره امیر المؤمنین علیه السّلام تألیف نموده و در آنجا نیز حدیث غدیر را ذكر كرده است.

354- سید على- جلال الدّین حسینى- مصرى سخنورى است محیط و مسلّط و ادیبى است شاعر، دیوان او موسوم به «حدیث النفس» و كتاب او بنام «الحسین علیه السّلام» در دو جزء در قاهره بچاپ رسیده، حدیث ولایت را نامبرده در جلد 1 تألیف مزبور ص 132 ذكر نموده است.

355- استاد محمّد محمود رافعى- مصرى، شرح او بر هاشمیّات (كمیت) كه چندین بار در مصر چاپ شده نمودارى است از احاطه و تسلّط او در تاریخ و ادب، نامبرده در شرح این بیت (كمیت):و یوم الدوح دوح غدیر خم ابان له الولایة لو اطیعادر ص 81 چنین گوید: دوح درخت بزرگى است، واحد آن دوحة است و غدیر خم موضعى است بین مكّه و مدینه- ابان. یعنى آشكار كرد: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود:«اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله» و فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه. بعد از فرمایشات پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله عمر گفت: خوشا بحال تو یا على صبح نمودى در حالیكه مولاى هر مرد و زن مؤمن هستى.

356- استاد محمّد شاكر خیّاط نابلسى- ازهرى مصرى- شارح هاشمیّات «كمیت» كه در سال 1321 در مصر چاپ شده، نامبرده در شرح مزبور ص 60 در شرح قول كمیت:و یوم الدوح دوح غدیر خم ابان له الولایة لو اطیعاگوید: غدیر خم موضعى است بین مكّه و مدینه در جحفه ابان له الولایة امام احمد از ابى الطفیل روایت كرده كه گفت: على علیه السّلام در سال 35 مردم را در میدان وسیع كوفه (رحبه) جمع كرد، سپس بآنها گفت: شما را بخدا قسم میدهم، هر مرد مسلمى كه روز غدیر خم سخنان رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را شنیده است، برخیزد، در نتیجه: سى تن از مردم برخاستند و شهادت دادند باینكه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه.

357- «3» استاد عبد الفتاح- عبد المقصود مصرى- صاحب كتاب «الامام علىّ» در 4 مجلّد، نامبرده در تقریظى كه باین كتاب، نموده اشاره بحدیث غدیر خم نموده و تمام مقال او در مقدمه جلد ششم خواهد آمد «4».

358- استاد، شیخ محمّد سعید دحدوح، یكى از ائمّه جماعت در حلب، نامبرده در نامه كه به علّامه حجت- شیخ محمّد حسین مظفرى نوشته- داستان غدیر را در آن درج نموده و بزودى عین و نصّ نامه او كه در آغاز جلد هشتم مندرج است، خواهد آمد «5».

359- استاد صفا خلوصى مقیم لندن و فارغ التحصیل دانشگاه آنجا و مدرّس در همانجا، نامبرده داستان غدیر را در نامه كه بمؤلّف جلیل القدر نوشته قطعى تلقى نموده و بزودى عین آن كه در آغاز جلد پنجم مندرج است خواهد آمد «6»360- حافظ مجتهد- ناصر السنه- شهاب الدین- ابو الفیض- احمد بن محمّد بن صدّیق، صاحب تألیقات گرانبها، نامبرده داستان غدیر را در كتاب مهمّ و ارجمند خود «تشنیف الآذان» ص 77 نقل از گروه بسیارى از حفاظ باسناد آنها از پنجاه و چهار تن از صحابه ذكر كرده- نامهاى صحابه مذكورین از اینقرار است:على امیر المؤمنین علیه السّلام- امام سبط- حسن بن على علیه السّلام- امام سبط- حسین بن على علیه السّلام عبد اللّه بن عبّاس- براء بن عازب- زید بن ارقم- بریده- ابو ایّوب- حذیفة بن اسید سعد بن ابى وقاص- انس بن مالك- ابو سعید خدرى- جابر بن عبد اللّه- عمرو بن ذى مرّه‌  مرّه- عبد اللّه بن عمر- مالك بن حویرث- حبشى بن جناده- جریر بن عبد اللّه بجلى عمّاره- عمار بن یاسر- ریاح بن حارث- عمر بن خطّاب- نبیط بن شریط- سمرة بن جندب- ابو لیلى- جندب انصارى- حبیب بن بدیل- قیس بن ثابت- زید بن شرحبیل عباس بن عبد المطّلب- عبد اللّه بن جعفر- سلمة بن اكوع- زید بن ابى ثابت- ابوذر غفارى- سلمان فارسى- یعلى بن مرّه- خزیمة بن ثابت- سهل بن حنیف- ابو رافع.زید بن حارثه- جابر بن سمره. ضمرة الاسلمى- عبد اللّه بن ابى اوفى- عبد اللّه بن بسر مازنى- عبد الرحمن بن یعمر دیلمى- ابو الطفیل عامر- سعد بن جناده- عامر بن عمیره- حبّه عرنى- ابو امامه- عامر بن لیلى- وحشى بن حرب- عایشه- امّ سلمه طلحة بن عبید اللّه، و لفظ او بزودى در باب بحث از سند حدیث انشاء اللّه بنظر شما خواهد رسید.

* (انّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب او القى السّمع)** (و هو شهید)*

پی نوشت:
(1) نسبت به شبلنجا قریه‌ایست از قراء مصر.

(2) نامبرده هنوز عمرش به یكسال نرسیده بود كه در اثر آبله هر دو چشمش نابینا شد.
(3) از رقم 357- تا آخر مبحث- از زیادات چاپ دوم است.
(4) قسمت حساسى از نامه دانشمند نامبرده در صفحه 32 و 33 مقدمه همین مجلد (رقم 13) ترجمه و درج شده است.
(5) دانشمند نامبرده دو نامه بجناب آقاى مظفرى نوشته و هر دو نامه عینا ترجمه و در صفحات 15- 21 مقدمه در همین مجلد درج شده است.
(6) قسمت حساسى از آن در صفحه 30 و 31 مقدمه در همین مجلد (رقم 10)
ترجمه و درج شده است.
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :