صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سوره مائده
آیه 3
( بر شما حرام شده است: مردار، و خون، و گوشت خوك، و آنچه به نام غیر خدا كشته شده باشد، و [حیوان حلال گوشتِ‌] خفه شده، و به چوب مرده، و از بلندى افتاده، و به ضربِ شاخ مرده، و آنچه درنده از آن خورده باشد -مگر آنچه را [كه زنده دریافته و خود] سر ببرید- و [همچنین‌] آنچه براى بتان سربریده شده، و [نیز] قسمت كردن شما [چیزى را] به وسیله تیرهاى قرعه؛ این [كارها همه‌] نافرمانى [خدا]ست. امروز كسانى كه كافر شده‌اند، از [كارشكنى در] دین شما نومید گردیده‌اند. پس، از ایشان مترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برایتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‌] آیینى برگزیدم. و هر كس دچار گرسنگى شود، بى‌آنكه به گناه متمایل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد]، بى تردید، خدا آمرزنده مهربان است.)

1 ـ ابو سعید خدرى گفت: وقتى این آیه بر پیامبر نازل شد، فرمود: اللّه اكبر بر كامل كردن دین و تمام كردن نعمت و خوشنودى پروردگار به رسالت من و ولایت علىّ بن ابى طالب (ع) پس از من. سپس گفت: هر كس كه من مولاى اویم على مولاى اوست، خداوندا دوست بدار كسى را كه او را دوست بدارد و دشمن بدار كسى را كه او را دشمن بدارد و كمك كن كسى را كه او را كمك كند و خوار كن كسى را كه او را خوار كند.

2 ـ ابو سعید خدری نقل میکند :پیغمبر (ص) مردم را فراخواند (در غدیر خم ) به سوی علی  و دستان او را گرفت و بالا برد و جدا نشدند تا اینکه این آیه نازل شد (الیوم اکملت ...) سپس رسول الله گفت: خداوند بزرگ است بر اکمال دین و اتمام نعمتش ,و خداوند راضی شد به رسالت من و ولایه علی(ع) سپس گفت :هر کس من مولای اویم علی مولای اوست.

3 ـ ابو هریره گفت: هر كس روز هیجدهم ذیحجه را روزه بدارد خداوند براى او روزه شصت ماه را مى‌ نویسد و آن روز روز غدیر خم است. چون پیامبر دست على را گرفت و گفت: آیا من ولىّ مؤمنان نیستم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! پس گفت: هر كس كه من مولاى اویم، على مولاى اوست. پس عمر بن خطاب گفت: به به تو را اى پسر ابى طالب، مولاى من و مولاى هر مؤمنى شدى! و خداوند این آیه را نازل‌ كرد: «الیوم اكملت لكم دینكم ...»

4 ـ ابن عباس گفت: ما با رسول خدا در طواف بودیم كه فرمود: آیا علىّ بن ابى طالب (ع) در میان شماست؟ گفتیم: آرى اى رسول خدا. پیامبر او را به خود نزدیك كرد و بر شانه او زد و گفت: خوشا به حال تو اى على در این هنگام آیه‌اى بر من نازل شد كه من و تو در آن به طور مساوى ذكر شده‌ایم: «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا» گفت: به وسیله پیامبر دینم را بر شما كامل كردم و به وسیله على نعمتم را بر شما تمام كردم و به وسیله عرب اسلام را به عنوان دین بر شما پسندیدم.

5 ـ ابن عباس گفت: هنگامى كه ما در ایام حج در مكه بودیم، پیامبر رو به على كرد و گفت: گوارا باد بر تو اى ابو الحسن، همانا خداوند براى من آیه محكم و غیر متشابهى نازل كرده كه من و تو در آن به طور مساوى ذكر شده‌ایم: «الیوم اكملت لكم دینكم».

آیه 55
( ولىّ شما، تنها خدا و پیامبر اوست و كسانى كه ایمان آورده‌اند: همان كسانى كه نماز برپا مى‌دارند و در حال ركوع زكات مى‌دهند.)

1 ـ ابن عباس گفت: آیه: «انما ولیكم اللّه و رسوله و الذین آمنوا» درباره علىّ بن ابى طالب (ع) نازل شده است.

2 ـ ابن طاووس از پدرش نقل مى‌كند كه گفت: با ابن عباس نشسته بودیم كه مردى وارد شد و گفت: مرا از این آیه خبر بده: «انما ولیكم اللّه و رسوله» ابن عباس گفت: درباره علىّ بن ابى طالب (ع) نازل شده است.

3 ـ ابن عباس درباره آیه (انما ولیکم الله و رسوله ) گفت : منظور از مومنین، علی است.

4 ـ ابن عباس گفت: «انما ولیكم اللّه و رسوله» یعنى یاور شما خدا و پیامبر او محمد (ص) است، سپس فرمود: «و الذین آمنوا» از میان مؤمنان علىّ بن ابى طالب (ع) را برگزید و گفت: «الذین یقیمون الصلوة» یعنى وضوء و قرائت و ركوع و سجود و خشوع آن را در اوقات آن كامل مى‌كنند «و یؤتون الزكوة و هم راكعون» و این مربوط به این جریان است كه روزى پیامبر با اصحاب خود نماز ظهر را خواند و او و اصحابش رفتند و در مسجد كسى جز على نماند كه میان ظهر و عصر نماز مى‌خواند، در این هنگام فقیرى از فقراى مسلمانان به مسجد وارد شد و در مسجد جز على كسى را ندید، پس به طرف او آمد و گفت: اى ولىّ خدا تو را سوگند به كسى كه به او نماز خوانده مى‌شود، آن مقدار كه در توان دارى مرا صدقه بده، على كه یك انگشتر عقیق یمنى سرخ داشت و آن را در وقت نماز به دست راست خود مى‌كرد، دستش را دراز كرد و آن را بر پشت خود نهاد و به سائل اشاره كرد كه آن را در آورد و او انگشتر را در آورد و به على دعا كرد و رفت. جبرئیل نازل شد. پیامبر به على گفت: همانا امروز خداوند به وسیله تو بر فرشتگانش مباهات كرد، بخوان: «انما ولیكم اللّه و رسوله».

5 ـ انس گفت: پیامبر خدا به نماز ظهر رفت پس على را دید كه ركوع و سجود مى‌كند و سائلى اظهار حاجت مى‌كند، سخن سائل دل على را به درد آورد، پس اشاره كرد و دست راست خود را به پشت خود برد، سائل نزدیك شد و انگشتر را از انگشت او در آورد، پس خداوند آیه‌اى از قرآن را نازل كرد و على به منزل برگشت، پیامبر كسى نزد على فرستاد و او را احضار نمود و گفت: امروز میان خود و خدا چه عملى انجام داده‌اى؟ على جریان را خبر داد، پیامبر گفت: گوارا باد بر تو اى ابو الحسن! خداوند درباره تو آیه‌اى از قرآن را نازل كرده است: «انما ولیكم اللّه و رسوله».

6 ـ محمد بن حنفیه گفت: سائلى در مسجد پیامبر سؤال كرد و جز على كسى به او چیزى نداد، پیامبر بیرون شد و گفت: آیا كسى چیزى به تو داد؟ او گفت: نه، مگر مردى كه از كنار او عبور كردم و او در حال ركوع بود، او انگشترش را به من داد. پیامبر فرمود: آیا او را شناختى؟ گفت: نه. پس این آیه نازل شد: «انما ولیكم اللّه و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزكوة و هم راكعون» و آن شخص علىّ بن ابى طالب (ع) بود.

7 ـ ابن جریح گفت: چون آیه: «انما ولیكم اللّه و رسوله» نازل شد، پیامبر خدا به مسجد آمد و سائلى را در مسجد دید و به او گفت: آیا كسى چیزى به تو داده در حالى كه در ركوع باشد؟ گفت: آرى، مردى كه نمى‌دانم كیست. گفت: چه چیزى به تو داد؟ گفت: این انگشتر را. آن مرد علىّ بن ابى طالب (ع) و انگشتر انگشتر او بود و پیامبر آن‌ را شناخت.

8 ـ عمار یاسر گفت: سائلى نزد على بن ابى طالب (ع) توقف كرد و او در حال ركوع در نماز مستحبى بود، او انگشتر خود را در آورد و به آن سائل داد پس پیامبر خدا آمد و جریان را به او گفت و این آیه نازل شد: «انما ولیكم اللّه و رسوله» پیامبر فرمود: هر كس كه من مولاى او هستم، على مولاى اوست، خدایا هر كس را كه او را دوست بدارد دوست بدار و هر كس را كه او را دشمن بدارد دشمن بدار.

9 ـ علىّ بن ابى طالب (ع) گفت: این آیه براى پیامبر خدا در خانه‌اش نازل شد: «انما ولیكم اللّه و رسوله» پس پیامبر بیرون آمد و وارد مسجد شد و مردم آمدند و نماز مى‌خواندند، بعضى از آنها در حال ركوع و برخى در حال سجده و برخى در حال قیام بودند، پس سائلى آمد و پیامبر پرسید: اى سائل آیا كسى چیزى به تو داد؟ گفت: نه، مگر این شخصى كه در حال ركوع است او انگشترش را به من داد و اشاره به على مى‌كرد.

10 ـ مقداد بن اسود مى‌گوید: نزد پیامبر خدا نشسته بودیم كه یك عرب بدوى در حالى كه به كمان خود تكیه مى‌كرد آمد (حدیث را با تمام تفصیل بیان كرد تا آنجا كه گفت) و علىّ بن ابى طالب (ع) كه در حال قیام بود و در وسط مسجد ركعاتى را میان ظهر و عصر مى‌خواند، انگشتر خود را به او داد. پیامبر فرمود: به به غرفه‌هاى بهشتى واجب شد. و آن اعرابى چنین سرود:(اى ولى همه مؤمنان و سرور اوصیا از آدم، اى ابو الحسن به كار نیكویى موفق شدى هنگامى كه دست تو انگشتر را بخشید. سخاوت شاخه‌اى است و تو ریشه آن هستى و شما سروران این عالمید.)

11 ـ عبد اللّه بن عباس در كنار زمزم نشسته بود و مى‌گفت: پیامبر خدا چنین فرمود: در این هنگام مردى كه عمامه بر روى انداخته بود آمد و هر وقت كه ابن عباس مى‌گفت: پیامبر خدا فرمود، او نیز مى‌گفت: پیامبر خدا فرمود. ابن عباس گفت: تو را به خدا تو كیستى؟ او عمامه از صورت خود كنار زد و گفت: مردم هر كس مرا شناخت كه شناخته و هر كس مرا نمى‌شناسد من جندب جناده بدرى، ابو ذر غفارى هستم. از پیامبر خدا با این دو گوشم شنیدم وگرنه كر شوند. و نیز با این دو چشمم دیدم وگرنه كور شوند كه فرمود: على رهبر نیكان و كشنده كافران است، هر كس او را یارى كند، یارى مى‌شود و هر كس او را خوار سازد خوار مى‌شود. آگاه باشید كه من در روزى از روزها نماز ظهر را با پیامبر خدا خواندم، سائلى در مسجد سؤال كرد و كسى به او چیزى نداد، سائل دست خود را به سوى آسمان دراز كرد و گفت: خدایا گواه باش كه در مسجد پیامبر خدا سؤال كردم و كسى چیزى به من نداد.

در این هنگام على در حال ركوع بود و به انگشت كوچك دست راست خود كه انگشترى در آن بود، اشاره كرد، پس سائل جلو آمد و انگشتر را از انگشت او در آورد و این كار مقابل چشمان پیامبر بود و چون پیامبر از نماز فارغ شد سر خود را به سوى آسمان بلند كرد و گفت: خدایا برادرم موسى از تو تقاضایى كرد و گفت: پروردگارا سینه مرا گشاد كن و كار مرا آسان ساز و از زبان من لكنت را باز كن تا سخن مرا در یابند و براى من وزیرى از خاندان خودم قرار بده هارون برادرم را و به وسیله او پشت مرا محكم كن و او را در كار من شریك ساز، پس تو به او قرآن ناطق نازل كردى (و گفتى) به زودى پشت تو را به وسیله برادرت محكم خواهیم كرد. خدایا من محمد پیامبر تو و برگزیده تو هستم، خدایا سینه مرا گشاد كن و كار مرا آسان نما و براى من از خاندانم وزیرى قرار بده على برادرم را، به وسیله او پشت مرا محكم كن. ابوذر مى‌گوید: به خدا سوگند هنوز سخن پیامبر تمام نشده بود كه جبرئیل از جانب خدا بر او نازل شد و گفت: یا محمد آنچه خداوند راجع به برادرت بر تو بخشید، گوارایت باد. گفت: آن چیست اى جبرئیل؟ گفت: خداوند امت تو را تا روز قیامت به دوست داشتن او امر كرده و قرآن بر تو نازل كرده: «انما ولیكم اللّه و رسوله و الذین آمنوا ...»

12 ـ ابن عباس راجع به آیه: «انما ولیكم اللّه و رسوله» گفت: گروهى از تازه مسلمانان اهل كتاب را كه از جمله آنها عبد اللّه بن سلام و اسد و اسید و ثعلبه بودند، خداوند دستور داده بود كه دوستى با یهود و نصارى را قطع كنند و آنان نیز چنین كرده بودند. بنى قریظه و بنى نضیر گفتند: ما را چه شده كه اهل دین محمد را دوست بداریم در حالى كه آنان از ما و از دین ما بریده‌اند؟ پس سوگند به خدایى كه به او سوگند مى‌خورند هیچ كس از ما با هیچ كدام از آنها كه وارد دین محمد شده‌اند سخن نگوید. عبد اللّه بن سلام و اصحاب او شكایت نزد پیامبر خدا بردند و گفتند: بر ما سخت مى‌گذرد و ما به سبب دورى منازل نمى‌توانیم با اصحاب تو همنشینى كنیم، در این هنگام كه آنان به پیامبر شكایت مى‌كردند، این آیه نازل شد: «انما ولیكم اللّه و رسوله» و پیامبر این آیه را بر آنان قرائت كرد، آنها گفتند: به خدا و به رسول خدا و به مؤمنین راضى هستیم. گفت: در این هنگام بلال براى نماز اذان گفت و پیامبر و مردم وارد مسجد شدند و نماز مى‌خواندند، بعضى در حال قیام و برخى در حال ركوع و برخى در حال سجود بودند. فقیرى دور مى‌زد و سؤال مى‌كرد، پیامبر او را به سوى خود خواند و گفت: آیا كسى چیزى به تو داده است؟ گفت: آرى. گفت: آن چیست؟ گفت: انگشتر نقره. گفت: چه كسى آن را به تو داده؟ گفت: این شخص كه در حال قیام است. پیامبر نگاه كرد و دید او علىّ بن ابى طالب (ع) است، پس گفت: در چه حالتى آن را به تو داد؟ گفت: در حالى كه در ركوع بود به من داد، پیامبر گفت: «انما ولیكم اللّه و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزكوة و هم راكعون».

13 ـ ابن عباس داستان را این گونه نقل مى‌كند:عبد اللَّه بن سلام و چند نفر از هم مسلكانش كه پیرو دین یهود بوده و به اسلام‌ پیوستند به حضور نبى صلى اللَّه علیه و آله رسیدند و گفتند: یا رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله! منازل ما دور از منزل‌هاى شماست ما همنشین و هم صحبت نداریم. اقوام ما چون فهمیدند مسلمان‌شده‌ایم. ازدواج و مجالست و تكلّم با ما را تحریم كرده‌اند و این تنهایى براى ما مشكل است. مصطفى صلى اللَّه علیه و آله در جواب آنان آیه‌ إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ‌ ... را تلاوت و سپس به سوى مسجد حركت كرد. در مسجد عدّه‌ اى در حال ركوع و عده‌ اى در حال سجود بودند. سائلى هم در بین آنان تقاضاى كمك مى‌كرد.مصطفى صلى اللَّه علیه و آله از سائل پرسید؛ آیا كسى كمكى به تو كرده یا خیر؟ سائل گفت: بلى یا رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله! یك انگشترى به من داده شد. حضرت پرسید: چه كسى آن را به تو داد؟ سائل گفت: آن جوان كه ایستاده است و اشاره به على بن ابى طالب علیه السّلام كرد حضرت پرسید: در چه حالتى انگشترى را به تو داد. سائل گفت: آن را در حالت ركوع به من عنایت كرد. مصطفى صلى اللَّه علیه و آله تكبیر بلندى گفت؛ سپس آیه شریفه‌ وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ‌ را قرائت فرمود:

حسان بن ثابت در این باره چنین سروده است

یعنى: اى ابو الحسن! جان و دل من و هر كسى كه در هدایت، كند یا تند است فداى تو باد! ایا مدح من و سخن آراسته تباه مى‌گردد؟ در حالى كه مدح براى خدا تباه نخواهد شد. و تو كسى هستى كه در حالى كه در ركوع بودى زكات دادى، جانم فدایت اى بهترین ركوع كنندگان. پس خدا درباره تو بهترین نوع ولایت را نازل كرد و آن را در درخشندگى‌هاى شرایع بیان نمود.

آیه 56
(و هر كس خدا و پیامبر او و كسانى را كه ایمان آورده‌اند ولىّ خود بداند [پیروز است، چرا كه‌] حزب خدا همان پیروزمندانند.)

1 ـ ابن عباس گفت: «و من یتولّ اللّه» یعنى خدا را دوست بدارد و «رسوله» یعنى محمد (ص) را «و الذین آمنوا» یعنى علىّ بن ابى طالب (ع) را دوست داشته باشد «فان حزب اللّه هم الغالبون» یعنى شیعه خدا و شیعه محمد و شیعه على آنان هستند كه پیروزند، یعنى بر تمام بندگان برتر و بر مخالفانشان چیره‌اند. ابن عباس گفت:خداوند در این آیه از خودش شروع كرد، در مرحله دوم محمد و در مرحله سوم على را گفت، او اضافه كرد: وقتى این آیه نازل شد، پیامبر خدا فرمود: خدا رحمت كند على را، خدایا حق را با او بگردان هر كجا كه بگردد..

آیه 67
( اى پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ كن؛ و اگر نكنى پیامش را نرسانده‌ اى. و خدا تو را از [گزندِ] مردم نگاه مى‌دارد. آرى، خدا گروه كافران را هدایت نمى‌كند.)

1 ـ ابو هریره از پیامبر نقل مى‌كند كه فرمود: چون (شب معراج) مرا به آسمانها بردند صدایى را از زیر عرش شنیدم كه على پرچم هدایت و دوست هر كسى است كه به من ایمان دارد، اى محمد برسان. پس خداوند درباره على نازل كرد: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك ...»

2 ـ ابن عباس گفت: آیه: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك» درباره علىّ بن ابى طالب (ع) نازل شده است، پیامبر مأموریت یافت كه درباره او ابلاغ كند، پس دست او را گرفت و گفت: هر كس كه من مولاى اویم على مولاى اوست، خدایا هر كس را كه او را دوست بدارد دوست بدار و هر كس را كه او را دشمن بدارد دشمن بدار.

3 ـ عبد الله بن ابى اوفى گفت: از پیامبر خدا شنیدم كه در روز غدیر خم مى‌ گفت و این آیه را تلاوت كرد: «یا ایّها الرسول بلّغ ما أنزل الیك من ربّك ...» سپس دستان خود را بلند كرد، بگونه‌اى كه سفیدى زیر بغل‌هایش دیده مى‌ شد، آنگاه گفت: آگاه باشید هر كس را كه من مولاى او هستم، على مولاى اوست، خدایا دوست بدار كسى را كه او را دوست داشته باشد و دشمن بدار كسى را كه او را دشمن بدارد. سپس گفت: خداوندا گواه باش.

4 ـ زیاد بن منذر گفت: نزد ابو جعفر محمد بن على بودم و او به مردم حدیث مى‌گفت: مردى از اهل بصره به نام عثمان الاعشى كه از حسن بصرى روایت مى‌كرد، بلند شد و گفت: اى پسر رسول خدا، خدا مرا فداى تو كند، حسن به ما مى‌گوید كه این آیه: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك» درباره مردى نازل شده است ولى نام آن مرد را نمى‌گوید. ابو جعفر گفت: اگر مى‌خواست مى‌گفت ولى او مى‌ترسد. جبرئیل به پیامبر نازل شد و به او گفت: خداوند تو را فرمان مى‌دهد كه امت خود را به نماز وادار كنى، پس به آن وادار كرد. سپس نازل شد و گفت: خداوند تو را فرمان مى‌دهد كه امت خود را به زكات وادار كنى، پس به آن وادار كرد، سپس نازل شد و گفت: خداوند تو را فرمان مى‌دهد كه امت خود را به روزه دارى وادار كنى، پس وادار كرد، سپس نازل شد و گفت: خدا تو را فرمان مى‌دهد كه امت خود را به حج وادار كنى، پس وادار كرد. سپس نازل شد و گفت: خداوند تو را فرمان مى‌دهد كه امت خود را به ولىّ آنان راهنمایى كنى همانگونه كه به نماز و زكات و روزه و حج وادارشان كردى تا در همه اینها حجت براى آنان تمام شود، پیامبر گفت: پروردگارا قوم من به عصر جاهلیت نزدیك هستند و در میان آنان رقابت و فخر فروشى وجود دارد و مردى در میان آنان نیست مگر اینكه كینه‌اى نسبت به ولىّ خود دارد و من مى‌ترسم، پس خداوند نازل كرد: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» یعنى تمام آن را نرسانیده‌اى «و اللّه یعصمك من الناس» چون خداوند نگهدارى او را تضمین كرد و او را ترسانید، او دست علىّ بن ابى طالب را گرفت و گفت: اى مردم هر كس كه من مولاى اویم على مولاى اوست، خداوندا هر كس را كه او را دوست داشته باشد دوست بدار و هر كس را كه او را خوار سازد خوار كن و هر كس را كه به او محبت داشته باشد محبت كن و هر كس را كه به او بغضى داشته باشد بغض كن. زیاد گفت: عثمان گفت: به سوى شهر خود چیزى را كه دوست داشتنى‌تر از این حدیث باشد، نمى‌برم.

5 ـ ابن عباس و جابر گفتند: خداوند محمد (ص) را امر كرد كه على را براى مردم‌ نصب كند تا ولایت او را به آنان خبر بدهد، پیامبر از این ترسید كه مردم بگویند از پسر عموى خودش طرفدارى كرد و در این موضوع طعنه بزنند، پس خداوند به او وحى كرد: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك» پیامبر در غدیر خم ولایت او را اعلام كرد.

6 ـ عبد اللّه بن عباس حدیث معراج را از پیامبر نقل مى‌كند تا آنجا كه خداوند فرمود: من پیامبرى را مبعوث نكردم مگر اینكه براى او وزیرى قرار دادم و تو رسول خدا هستى و على وزیر توست. ابن عباس گفت: پیامبر خدا فرود آمد و دوست نداشت از این موضوع به مردم سخن بگوید، چون آنان به عصر جاهلیت نزدیك بودند تا اینكه شش روز گذشت و خداوند این آیه را نازل كرد: «فلعلك تارك بعض ما یوحى الیك شاید تو ترك كننده قسمتى از آنچه بر تو وحى شده است باشى» پس پیامبر خدا تحمل كرد تا اینكه روز هیجدهم شد و این آیه نازل گردید: «یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیك من ربك» آنگاه پیامبر خدا به بلال دستور داد كه در میان مردم اعلام كند كه فردا كسى نماند مگر اینكه به غدیر خم برود، پیامبر خدا و مردم فردا (به آنجا) رفتند، پیامبر گفت: اى مردم خداوند مرا با پیامى به سوى شما فرستاده است و من در آن درنگ مى‌كردم از بیم آنكه مرا متهم و تكذیب كنید تا اینكه پروردگارم با وعیدى پس از وعیدى مرا درباره آن مورد عتاب قرار داد، آنگاه دست علىّ بن ابى طالب (ع) را گرفت و او را بلند كرد تا جایى كه مردم سفیدى بغل آنها را دیدند سپس گفت: اى مردم! خدا مولاى من است و من مولاى شمایم، پس هر كس كه من مولاى اویم على مولاى اوست، خداوندا هر كس را كه او را دوست بدارد دوست بدار و هر كس را كه او را دشمن بدارد دشمن بدار و هر كس را كه او را یارى كند یارى كن و هر كس را كه او را خوار سازد و این آیه نازل گردید: «یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیك من ربك» آنگاه پیامبر خدا به بلال دستور داد كه در میان مردم اعلام كند كه فردا كسى نماند مگر اینكه به غدیر خم برود، پیامبر خدا و مردم فردا (به آنجا) رفتند، پیامبر گفت: اى مردم خداوند مرا با پیامى به سوى شما فرستاده است و من در آن درنگ مى‌كردم از بیم آنكه مرا متهم و تكذیب كنید تا اینكه پروردگارم با وعیدى پس از وعیدى مرا درباره آن مورد عتاب قرار داد، آنگاه دست علىّ بن ابى طالب (ع) را گرفت و او را بلند كرد تا جایى كه مردم سفیدى بغل آنها را دیدند سپس گفت: اى مردم! خدا مولاى من است و من مولاى شمایم، پس هر كس كه من مولاى اویم على مولاى اوست، خداوندا هر كس را كه او را دوست بدارد دوست بدار و هر كس را كه او را دشمن بدارد دشمن بدار و هر كس را كه او را یارى كند یارى كن و هر كس را كه او را خوار سازد خوار كن و این آیه نازل شد: «الیوم اكملت لكم دینكم».




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی