صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سوره آل عمران
آیه 15
( بگو: «آیا شما را به بهتر از اینها خبر دهم؟ براى كسانى كه تقوا پیشه كرده‌ اند، نزد پروردگارشان باغ هایى است كه از زیر [درختانِ‌] آنها نهرها روان است؛ در آن جاودانه بمانند، و همسرانى پاكیزه و [نیز] خشنودى خدا [را دارند]، و خداوند به [امور] بندگان [خود] بیناست.»)

1 ـ ابن عباس گفت: آیه «قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِكُمْ‌» همه‌اش درباره على و حمزه و عبیدة بن حارث نازل شده است.

آیه 33
(به یقین، خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است.)

1 ـ اعمش از شقیق نقل مى‌كند كه در مصحف عبد اللّه بن مسعود چنین خواندم: «ان اللّه اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران و آل محمد على العالمین».

آیه 61
( پس هر كه در این [باره‌] پس از دانشى كه تو را [حاصل‌] آمده، با تو محاجه كند، بگو: «بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیك و شما خویشان نزدیك خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله كنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»)

1 ـ حذیفة بن یمان گفت: عاقب و سید دو اسقف از نجران آمدند و پیامبر (ص) را به ملاعنه دعوت كردند. عاقب به سید گفت: اگر با اصحاب خود ملاعنه كند پیامبر نیست ولى اگر با خاندان خود ملاعنه كند پیامبر است. رسول خدا برخاست و على را خواند و او را در طرف راست خود قرار داد و حسن را خواند و او را در طرف چپ خود قرار داد، سپس حسین را خواند و او را در طرف راست على قرار داد، آنگاه فاطمه را خواند و او را پشت سر خود قرار داد. عاقب به سید گفت: با او ملاعنه مكن، اگر ملاعنه كنى نه ما و نه نسل ما رستگار نمى‌شویم. پیامبر خدا فرمود: اگر ملاعنه مى‌كردند در نجران كسى باقى نمى‌ماند.

2 ـ محدثین از ابن عباس نقل كرده‌اند كه جماعتى از نصاراى نجران كه در میان آنان سیّد و حارث و عبد المسیح حضور داشتند در مدینه به خدمت مصطفى صلى الله علیه و آله آمدند، و گفتند:یا محمد! چرا از صاحب و پیامبر ما نام مى‌برى، مصطفى صلى الله علیه و آله پرسید؛ صاحب شما كیست؟ گفتند: عیسى بن مریم كه گمان مى‌كنى او عبد و بنده خداست. (1) پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: بلى چنین است، او عبد الله و رسول الله بود.گفتند: آیا دیدى یا شنیدى كه خدا بنده‌اى مثل او خلق كند؟ پیامبر صلى الله علیه و آله از سخنان آنان دلتنگ شد و از آنها اعراض كرد.جبرئیل آیه‌ إِنَّ مَثَلَ عِیسى‌ عِنْدَ اللهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ‌ را به خدمت مصطفى صلى الله علیه و آله آورد. پیامبر صلى الله علیه و آله آیه شریفه را براى آنان تلاوت كرد، چون زیر بار نرفتند.

خداى تعالى بار دیگر فرمود: فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ‌ بر طبق فرمان رحمان، پیامبر صلى الله علیه و آله آنان را به ملاعنه فراخواند، آنان هم آماده ملاعنه با مصطفى صلى الله علیه و آله شدند.رسول خدا صلى الله علیه و آله على، فاطمه، حسن و حسین علیهم السّلام را به همراه خویش در جایگاه مباهله آورد و گفت: خدایا! اینان، جان، زن و فرزندان من هستند.چون حارث هیبت و عظمت آن پنج تن را مشاهده كرد، به عبد المسیح گفت: اگر اینان صادق باشند كه هستند ملاعنه كنیم، همه ما هلاك مى‌شویم.پس به اتّفاق هم با نبى صلى الله علیه و آله مصالحه كردند و پذیرفتند كه سالانه هزار دست لباس حلّه جزیه بپردازند.پیامبر صلى الله علیه و آله هم فرمود: قسم به خدایى كه جان محمد صلى الله علیه و آله در دست اوست، اگر منصرف نمى‌شدند، و ملاعنه مى‌كردند، خداوند همه آنان را هلاك مى‌كرد.

آیه103
(و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراكنده نشوید؛ و نعمت خدا را بر خود یاد كنید: آنگاه كه دشمنان [یكدیگر] بودید، پس میان دلهاى شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شدید؛ و بر كنار پرتگاه آتش بودید كه شما را از آن رهانید. این گونه، خداوند نشانه‌ هاى خود را براى شما روشن مى‌كند، باشد كه شما راه یابید.)

1 ـ جعفر بن محمد گفت: ما همان «حبل اللّه ریسمان خدا» هستیم كه در این آیه آمده: «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا» پس كسى كه به ولایت علىّ بن ابى طالب (ع) چنگ زده، به نیكویى چنگ زده است. هر كس به آن چنگ زند مؤمن است و هر كس آن را رها كند از ایمان بیرون رفته است.

2 ـ ابن عمر گفت: پیامبر (ص) فرمود: جبرئیل به من گفت: خداوند مى‌فرماید: ولایت علىّ بن ابى طالب (ع) حصار من است پس هر كس داخل در حصار من شود از عذاب من ایمن خواهد بود.

آیه 144
( و محمد، جز فرستاده‌اى كه پیش از او [هم‌] پیامبرانى [آمده و] گذشتند، نیست. آیا اگر او بمیرد یا كشته شود، از عقیده خود برمى‌گردید؟ و هر كس از عقیده خود بازگردد، هرگز هیچ زیانى به خدا نمى‌رساند، و به زودى خداوند سپاسگزاران را پاداش مى‌دهد.)

1 ـ ابن عباس گفت: خداوند در دو مورد از قرآن از كارهاى علىّ بن ابى طالب (ع) تشكر كرده است یكى «و سیجزى اللّه الشاكرین» و دیگرى: «و سنجزى الشاكرین» به زودى سپاسگزاران را پاداش مى‌دهیم.»

2 ـ حذیفة بن یمان گفت: وقتى سپاه دشمن در احد با پیامبر خدا روبرو شدند و اصحاب پیامبر شكست خوردند، على در مقابل او همراه با ابو دجانه شمشیر مى‌زد تا اینكه مشركان را از پیامبر دور ساخت، در این هنگام این آیه نازل شد: «و لقد كنتم تمنون الموت- تا- و سیجزى اللّه الشاكرین» كه منظور على و ابو دجانه است و نیز این آیه نازل شد: «و كأیّن من نبىّ قاتل معه ربیّون كثیر و چه بسا پیامبرى كه خداشناسان بسیارى همراه با او جنگیدند (كثیر در اینجا ده هزار نفر است.) «و اللّه یحب الصابرین و خدا صبر كنندگان را دوست دارد.» كه منظور على و ابو دجانه است.  آل عمران (143) – (146)

آیه 172
( كسانى كه [در نبرد اُحد] پس از آنكه زخم برداشته بودند، دعوت خدا و پیامبر [او] را اجابت كردند، براى كسانى از آنان كه نیكى و پرهیزگارى كردند پاداشى بزرگ است.)

1 ـ ابو رافع گفت: هنگامى كه مشركان از احد برگشتند، رسول خدا (ص) على را با جمعى از قبیله خزرج فرستاد، مشركان در هیچ منزلى فرود نمى‌ آمدند مگر اینكه على نیز فرود مى‌آمد، در این باره خداوند این آیات را فرستاد: «كسانى كه پس از آنكه جراحاتى به آنان رسید، خدا و پیامبر را استجابت كردند، براى نیكوكاران از آنها پاداشى بزرگ است، كسانى كه مردم به آنان گفتند (یعنى نعیم بن مسعود اشجعى به آنان گفت) كه مردم براى حمله به شما اجتماع كرده‌اند (یعنى ابو سفیان و همراهانش) از آنها بترسید، پس بر ایمان آنان افزوده شد و گفتند: خدا ما را بس است و او بهترین نگهبان است، به همین جهت آنها با نعمت و فضل خداوند بازگشتند در حالى كه هیچ بدى به آنان نرسیده بود و از خوشنودى خداوند پیروى كردند و خدا داراى فضل بزرگى است  (آیات 172 تا 174 از سوره آل عمران)

2 ـ ابن عباس گفت: آیه «ثم انزل علیكم من بعد الغم امنة نعاسا» درباره على نازل شد هنگامى كه در روز احد خوابى سبك او را فرا گرفت. آیه «و لتسمعن من الذین اوتوا الكتاب و از كسانى كه كتاب به آنان داده شده، مى‌شنوید»درباره پیامبر و خاندان او نازل شده است.و آیه «الذین استجابوا للّه و الرسول» درباره على و نه نفر دیگرى نازل شده كه پیامبر آنان را در تعقیب ابو سفیان كه كوچ كرده بود فرستاد و آنان خدا و پیامبر را استجابت كردند. و آیه «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا- اى كسانى كه ایمان آورده‌اید شكیبایى كنید و در جهاد با دشمن مقاومت كنید و در راه خدا به یكدیگر بپیوندید.» درباره پیامبر خدا و على و حمزة بن عبد المطلب نازل شده است. و آیه «و اتقوا اللّه الذى تسائلون به و الارحام- و بترسید از خداوندى كه از او و خویشاوندى مورد بازخواست خواهید شد.» درباره پیامبر خدا و اهل بیت و خویشاوندان او نازل شده است و این براى آن است كه در روز قیامت هر سبب و نسبى قطع مى‌شود مگر آنچه مربوط به سبب و نسب آن حضرت باشد (در دنباله آیه) «ان اللّه كان علیكم رقیبا- خداوند براى شما رقیب است» منظور از «رقیب» نگهدارنده مى‌باشد.و آیه «ام یحسدون الناس على ما آتیهم اللّه- آیا آنان از مردم به خاطر آنچه خدا به آنان داد حسد مى‌كنند؟»در خصوص پیامبر خدا كه خدا به او از فضل خود عطا كرده بود، نازل شده است. و آیه «اذ هم قوم ان یبسطوا الیكم ایدیهم- هنگامى كه گروهى خواستند دستان خود را به سوى شما دراز كنند.» درباره پیامبر خدا و على وزیر او نازل شده هنگامى كه نزد آنان (یهود) آمدند و درباره دو نفر كه كشته شده بودند از آنان كمك خواستند.

آیه 195
( پس، پروردگارشان دعاى آنان را اجابت كرد [و فرمود كه:] من عملِ هیچ صاحب عملى از شما را، از مرد یا زن، كه همه از یكدیگرید، تباه نمى‌كنم؛ پس، كسانى كه هجرت كرده و از خانه‌هاى خود رانده شده و در راه من آزار دیده و جنگیده و كشته شده‌اند، بدیهایشان را از آنان مى‌زدایم، و آنان را در باغ هایى كه از زیر [درختان‌] آن نهرها روان است درمى‌آورم؛ [این‌] پاداشى است از جانب خدا و پاداش نیكو نزد خداست.)

1 ـ اصبغ بن نباته از قول علی در مورد آیه ثوابا من عند الله  میگوید:رسول الله گفت تو ثواب هستی و یاران تو ابرار هستند.

آیه 200
( اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، صبر كنید و ایستادگى ورزید و مرزها را نگهبانى كنید و از خدا پروا نمایید، امید است كه رستگار شوید)

1 ـ ابن عباس در تفسیر سخن خداوند: «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا» گفت: یعنى بر محبت علىّ بن ابى طالب (ع) شكیبایى كنید. «و اتقوا اللّه» یعنى در محبت علىّ بن ابى طالب (ع) و فرزندان او از خدا پروا كنید.

2 ـ ابن عباس گفت: «اصبروا» یعنى در نفس خود صبر كنید «و صابروا» در برابر دشمن مقاومت كنید «و رابطوا» در راه خدا به هم بپیوندید «و اتقوا اللّه لعلكم تفلحون» این آیه درباره پیامبر خدا و على و حمزه بن عبد المطلب نازل شده است.




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی