تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
سوره بقره
آیه 2
(این است كتابى كه در [حقانیت‌] آن هیچ تردیدى نیست؛ [و] مایه هدایت تقواپیشگان است‌)

1 ـ از عبد اللّه بن عباس درباره سخن خداوند: «ذلك الكتاب لا ریب فیه هدى للمتقین» نقل شده كه گفت: یعنى شكى نیست كه آن از جانب خداوند است و به عنوان هدایت نازل شده؛ یعنى بیان و نور است براى پرهیزگاران، براى علىّ بن ابى طالب (ع) كه یك لحظه به خدا شریك قائل نشد، از شرك و پرستش بتها پرهیز نمود و عبادت را تنها براى خدا انجام داد. او و شیعیانش بدون حساب به سوى بهشت فرستاده مى‌شوند.

آیه 5
(آنهایند كه از هدایتى از جانب پروردگارشان برخوردارند و آنها همان رستگارانند.)

1 ـ علىّ بن ابى طالب (ع) گفت: سلمان فارسى به من گفت: اى ابو الحسن كمتر اتفاق مى‌افتاد كه تو خدمت پیامبر مى‌رسیدى و من با او بودم مگر اینكه پیامبر به كتف من مى‌زد و مى‌فرمود: اى سلمان این (على) و گروه او همان رستگارانند.

آیه 13
(و چون به آنان گفته شود: «همان گونه كه مردم ایمان آوردند، شما هم ایمان بیاورید»، مى‌گویند: «آیا همان گونه كه كم‌خردان ایمان آورده‌اند، ایمان بیاوریم؟» هشدار كه آنان همان كم‌خردانند؛ ولى نمى‌دانند.)

1 ـ ابن عباس درباره سخن خداوند «آمنوا كما آمن الناس» گفت: علىّ بن ابى طالب (ع) و جعفر طیار و حمزه و سلمان و ابوذر و مقداد و حذیفة بن یمان و دیگران.

آیه 14
(و چون با كسانى كه ایمان آورده‌اند برخورد كنند، مى‌گویند: «ایمان آوردیم»، و چون با شیطانهاى خود خلوت كنند، مى‌گویند: «در حقیقت ما با شماییم، ما فقط [آنان را] ریشخند مى‌كنیم.»)

1 ـ محمد بن حنفیه گفت: امیر المؤمنین علىّ بن ابى طالب (ع) از بیرون مدینه مى‌آمد و سلمان فارسى و عمار و صهیب و مقداد و ابوذر با او بودند، در این هنگام عبد اللّه بن ابىّ بن سلول منافق كه همراه با یارانش بود، آنها را دیدند، وقتى امیر المؤمنین نزدیك شد، عبد اللّه بن ابىّ گفت: مرحبا به سرور بنى هاشم و وصى پیامبر خدا و برادر و داماد او و پدر دو نوه پیامبر كه مال و جانش را در راه پیامبر بذل مى‌كند، على فرمود: واى بر تو اى پسر ابىّ تو منافق هستى و من به منافق بودن تو گواهى مى‌دهم.پس ابن ابىّ گفت: درباره من چنین مى‌گویى؟ سوگند به خدا من نیز مانند تو و یاران تو مؤمن هستم. على گفت: مادرت در عزایت نشیند تو جز یك منافق نیستى.سپس نزد پیامبر خدا آمد و جریان را به آن حضرت خبر داد، پس این آیه نازل شد: «و اذا لقوا الذین آمنوا» یعنى وقتى ابن سلول (و یاران او) با امیر المؤمنین كه با قرآن‌مورد تصدیق قرار گرفته، ملاقات مى‌كنند، مى‌گویند: ایمان آوردیم، یعنى محمد و قرآن را تصدیق كردیم و چون با شیاطین خود از منافقان خلوت مى‌كنند، مى‌گویند ما در كفر و شرك با شما هستیم، همانا ما علیّ بن ابى طالب (ع) و یاران او را مسخره مى‌كنیم. خداوند جهت كوبیدن آنها مى‌گوید: خداوند آنان را مسخره مى‌كند، یعنى آنان را در روز آخرت به سزاى اینكه على و اصحاب او را مسخر كرده‌اند مجازات خواهد نمود.

آیه 25
(و كسانى را كه ایمان آورده‌اند و كارهاى شایسته انجام داده‌اند، مژده ده كه ایشان را باغهایى خواهد بود كه از زیر [درختان‌] آنها جویها روان است. هر گاه میوه‌اى از آن روزىِ ایشان شود، مى‌گویند: «این همان است كه پیش از این [نیز] روزىِ ما بوده.» و مانند آن [نعمتها] براى آنها آورده شود؛ و در آنجا همسرانى پاكیزه خواهند داشت؛ و در آنجا جاودانه بمانند.)

1 ـ ابن عباس گفت: از آیاتى كه در خصوص پیامبر و على و خاندان او از سوره بقره نازل شده، این آیه است: «و بشّر الذین آمنوا» كه درباره على و حمزه و جعفر و عبیدة بن حارث بن عبد المطلب نازل شده است.

آیه 30
(و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمین جانشینى خواهم گماشت»، [فرشتگان‌] گفتند: «آیا در آن كسى را مى‌گمارى كه در آن فساد انگیزد، و خون ها بریزد؟ و حال آنكه ما با ستایش تو، [تو را] تنزیه مى‌كنیم؛ و به تقدیست مى‌پردازیم.» فرمود: «من چیزى مى‌دانم كه شما نمى‌دانید.»)

1 ـ عبد اللّه بن مسعود گفت: خلافت از جانب خدا در قرآن براى سه نفر ذكر شده است: اول آدم كه خداوند مى‌فرماید: «و هنگامى كه پروردگار تو به فرشتگان گفت:همانا من در روى زمین جانشینى قرار مى‌دهم» و منظور، آدم بود. فرشتگان گفتند:آیا در آن قرار مى‌دهى یعنى خلق مى‌كنى كسى را كه در آن فساد كند؟ یعنى گناهان از او سر زند پس از آنكه با اطاعت اصلاح شده است. مانند این آیه «و چون به ولایت برسد، در زمین سعى مى‌كند تا در آن فساد كند» یعنى گناه كند. (ادامه سخن فرشتگان): «و ما به ستایش تو تو را تسبیح مى‌گوییم» یعنى تو را ذكر مى‌گوییم، و تورا پاك مى‌داریم یعنى زمین را براى تو پاكیزه مى‌سازیم. خداوند گفت: من چیزى مى‌دانم كه شما نمى‌دانید، یعنى در علم من چنین سبقت گرفته كه آدم و اولاد او ساكنان زمین و شما ساكنان آسمان خواهید بود.جانشین دوم، داود (ع) است كه خداوند مى‌فرماید: «اى داود همانا تو را جانشین در زمین قرار دادیم» یعنى در سرزمین بیت المقدس.جانشین سوم، علىّ بن ابى طالب (ع) است كه خداوند مى‌فرماید: «تا آنان را در روى زمین جانشینان قرار دهیم همان گونه كه پیشینیان آنان را جانشین قرار دادیم» یعنى آدم و داود.

2 ـ سلمان فارسى گفت: از پیامبر خدا (ص) شنیدم وصى و خلیفه من و بهترین كسى كه پس از خود او را ترك مى‌كنم كه وعده‌ هاى مرا عملى سازد و دین مرا ادا كند، علىّ بن ابى طالب (ع) است.

آیه 31
(و [خدا] همه [معانى‌] نام ها را به آدم آموخت؛ سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود: «اگر راست مى‌گویید، از اسامى اینها به من خبر دهید.»)

1 ـ ابو الحمراء گفت: نزد پیامبر (ص) بودیم كه على (ع) آمد، پیامبر فرمود هر كس را شادمان مى‌كند اینكه آدم را در علمش و نوح را در فهمش و ابراهیم را در حلمش ببیند، پس به علىّ بن ابى طالب (ع) بنگرد.

2 ـ ابن عباس گفت: پیامبر (ص) فرمود: من شهر علم هستم و على دروازه آن است، پس هر كس اراده علم كند از دروازه وارد شود.

3 ـ انس بن مالك گفت: پیامبر خدا (ص) به دخترش فاطمه فرمود: دخترم تو را به ازدواج كسى درآوردم كه بزرگترین مردم از نظر علم و پیشروترین آنها از نظر اسلام و بیشترین آنها از نظر علم است.

4 ـ ابن عباس گفت: علم ده جزء دارد كه نه جزء آن تنها به على بن ابى طالب داده شده و یك جزء آن میان مردم تقسیم شده و على در این جزء هم دانشمندترین آنهاست.

آیه 43
( و نماز را بر پا دارید، و زكات را بدهید، و با ركوع‌ كنندگان ركوع كنید.)

1 ـ ابن عباس گفت: از جمله چیزهایى كه در قرآن در خصوص پیامبر خدا و علىّ بن ابى طالب (ع) و اهل بیت او در سوره بقره نازل شده این آیه است: «و اركعوا مع الراكعین» این آیه در حق پیامبر خدا و علىّ بن ابى طالب (ع) نازل شده است و این دو نفر نخستین كسانى بودند كه نماز خواندند و ركوع كردند.

2 ـ یحیى بن عفیف كندى از پدرش و او از جدش نقل مى‌ كند كه گفت: به مكه درآمدم تا براى خانواده‌ ام لباس و عطر تهیه كنم پس نزد عباس بن عبد المطلب رفتم و او مرد تاجرى بود، نزد او نشسته بودم و به كعبه نگاه مى‌كردم و آفتاب در آسمان بالا آمده بود، ناگهان جوانى آمد و نگاهى به آسمان كرد سپس رو به كعبه ایستاد، اندكى نگذشت تا اینكه پسر بچه‌اى آمد و در طرف راست او ایستاد و اندكى نگذشت زنى آمد و در پشت سر آنها ایستاد، پس آن جوان ركوع كرد و آن پسر بچه و آن زن نیز ركوع كردند، پس آن جوان بلند شد آنان هم بلند شدند پس آن جوان سجده كرد و آن پسر بچه و زن نیز سجده كردند. به عباس گفتم: اى عباس كار بزرگى است. عباس گفت: آرى كار بزرگى است، آیا این جوان را مى‌شناسى؟ گفتم: نه. گفت: این محمد بن عبد اللّه بن عبد المطلب پسر برادر من است. آیا این پسر بچه را مى‌شناسى؟ گفتم: نه. گفت: او علىّ بن ابى طالب (ع) است. او نیز پسر برادر من است. آیا این زن را مى‌شناسى؟ گفتم: نه. گفت: او خدیجه دختر خویلد همسر اوست. این پسر برادرم خبر مى‌دهد كه پروردگار او پروردگار آسمانها و زمین است و اوست كه وى را به این دینى كه بر آن است فرمان داده. به خدا سوگند در روى زمین جز این سه نفر، بر این دین نیستند.

آیه 45 و 46
( از شكیبایى و نماز یارى جویید. و به راستى این [كار] گران است، مگر بر فروتنان‌- همان كسانى كه مى‌دانند با پروردگار خود دیدار خواهند كرد؛ و به سوى او باز خواهند گشت.)

1 ـ ابن عباس درباره آیه: «استعینوا بالصبر و الصلوة و انها لكبیرة الا على الخاشعین» گفت:«خاشع» كسى است كه در نماز خود فروتن باشد و به آن روى آورد، یعنى پیامبر خدا و على (ع) و درباره آیه «الذین یظنون انهم ملاقوا ربهم و انهم الیه راجعون» درباره على و عثمان بن مظعون و عمار بن یاسر و یاران آنان كه خدا از آنان خوشنود باشد، نازل شده است.

آیه 82
( و كسانى كه ایمان آورده، و كارهاى شایسته كرده‌اند، آنان اهل بهشتند، و در آن جاودان خواهند ماند.)

1 ـ ابن عباس گفت: از جمله آیاتى كه در سوره بقره در خصوص پیامبر خدا و على و اهل بیت او نازل شده، سخن خداوند است: «و الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك اصحاب الجنة هم فیها خالدون» كه در خصوص علىّ بن ابى طالب نازل شده و او نخستین كسى بود كه ایمان آورد و نخستین كس پس از پیامبر خدا بود كه نماز خواند.

2 ـ ابن عباس گفت: على چهار خصلت داشت: او نخستین كس از عرب و عجم بود كه با پیامبر نماز خواند و او كسى بود كه پرچم پیامبر در هر جنگى با او بود و او كسى بود كه در روز سختى همراه پیامبر بود و همه مردم جز او شكست خوردند، و او كسى بود كه پیامبر را غسل داد و او را وارد قبر كرد.

آیه 143
(و بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم، تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر بر شما گواه باشد. و قبله‌اى را كه [چندى‌] بر آن بودى، مقرر نكردیم جز براى آنكه كسى را كه از پیامبر پیروى مى‌كند، از آن كس كه از عقیده خود برمى‌گردد بازشناسیم؛ و البتّه‌[این كار] جز بر كسانى كه خدا هدایت‌[شان‌] كرده، سخت گران بود؛ و خدا بر آن نبود كه ایمان شما را ضایع گرداند، زیرا خدا [نسبت‌] به مردم دلسوز و مهربان است.)

1 ـ سلیم بن قیس از على (ع) نقل مى‌كند كه گفت: همانا خداوند در این سخن خود:«شهداء على الناس» ما را اراده كرده است، پیامبر گواه بر ما و ما گواهان خدا بر مردم و حجت او در زمینش هستیم و ما همان كسانى هستیم خدا درباره آنان فرموده: «و كذلك جعلناكم امة وسطا»

2 ـ شعبى گفت: در بصره بر حجاج بن یوسف وارد شدیم و حسن آخرین كسى بود كه وارد شد، آنگاه حجاج با ما صحبت مى‌كرد و از على خورده مى‌گرفت و ایراد مى‌كرد. ما نیز جهت نزدیك شدن به او و از روى ترس از شرّ او، با او همصدا بودیم ولى حسن ساكت بود و انگشت ابهامش را مى‌گزید، حجاج به او گفت: اى ابو سعید چه شده است كه تو را ساكت مى‌بینم؟ حسن گفت: مى‌خواستى چه بگویم؟حجاج گفت: نظر خود را درباره ابو تراب بگو. حسن گفت: شنیدم كه خداوند فرمود:«و ما جعلنا القبلة التى كنت علیها ... الا على الذین هدى اللّه» على از كسانى است كه خدا او را هدایت كرده و از اهل ایمان است و على پسر عموى پیامبر و داماد او و محبوب‌ترین مردم نزد او بود و او داراى سابقه‌هاى مباركى است كه از سوى خدا به او رسیده است؛ تو و هیچ یك از مردم نمى‌توانید آن‌ها را از او باز دارید.

آیه 207
(و از میان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‌فروشد، و خدا نسبت به [این‌] بندگان مهربان است.)

1 ـ ابو سعید خدرى گفت: چون پیامبر شبانه سیر كرد و مى‌خواست به غار برود، علىّ بن ابى طالب (ع) در بستر او خوابید، پس خداوند به جبرئیل و میكائیل وحى كرد: همانا من شما دو نفر را برادر هم قرار داده‌ام و عمر یكى از شما را از دیگرى طولانى‌تر كرده‌ام، پس كدام یك از شما دیگرى را به زنده بودن بر مى‌گزیند؟ هر دو تاى آنان زندگى را انتخاب كردند و آن را براى خود خواستند، پس خداوند به آنان وحى كرد كه چرا شما مانند علىّ بن ابى طالب نیستید او را با پیامبر خودم محمد برادر كردم پس او در بستر محمد خوابید تا او را با جان خود حفظ كند، شما به زمین فرود آیید و او را از دشمنش حفظ كنید. پس جبرئیل نزد سر او و میكائیل نزد پاهاى او قرار گرفتند و جبرئیل ندا مى‌داد: آفرین به كسى مانند تو كه خداوند با وجود تو به فرشتگان مباهات مى‌كند، پس خدا این آیه را نازل كرد: «و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه»

2 ـ ابن عباس گفت: على نخستین كس از مردم بود كه پس از خدیجه به رسول خدا ایمان آورد و لباس او را پوشید و در جاى او خوابید و مشركان با او همان رفتار مى‌كردند كه با پیامبر خدا رفتار مى‌كردند و گمان مى‌نمودند كه او همان پیامبر خداست. پس ابو بكر آمد و گفت: اى پیامبر خدا. على گفت: پیامبر خدا به طرف چاه میمون رفته است. مشركان على را مى‌زدند و او از درد به خود مى‌پیچید تا صبح شد پس سر خود را باز كرد آنان گفتند: رفیق تو را مى‌زدیم و از درد به خود نمى‌پیچید و تو از درد به خود مى‌پیچى، این را از تو سراغ نداشتیم.

3 ـ سدّى در بیان حدیث غار گفت: پیامبر به غار ثور رفت و به علىّ بن ابى طالب (ع) دستور داد كه در بستر او بخوابد و پیامبر رهسپار شد، ابو بكر در طلب پیامبر آمد و على به او گفت: پیامبر بیرون رفته است و ابو بكر دنبال پیامبر رفت، پس پیامبر صداى پاى ابو بكر را شنید و گمان كرد كه او از قریش است و به راه رفتن خود سرعت داد، ابو بكر نخواست پیامبر به زحمت بیفتد و لذا با او سخن گفت و پیامبراو را شناخت پس با هم رفتند تا به غار رسیدند، چون پیامبر خواست وارد شود، پیش از او ابو بكر وارد شد و آنجا را با دست خود لمس كرد از ترس اینكه حیوانى یا مارى یا عقربى در آنجا باشد و پیامبر را آسیب برساند. وقتى چیزى پیدا نكرد، به پیامبر گفت: داخل شود و او داخل شد؛ و جاسوسان مشركان آمد و شد مى‌كردند و به على مى‌نگریستند كه بر بستر پیامبر خدا خوابیده و برد سبز پیامبر بر روى اوست، بعضى از آنها به بعضى دیگر گفتند: بر او سخت‌گیرى كنید، گفتند: این مرد خوابیده و اگر مى‌خواست فرار كند تا به حال فرار كرده بود، او را رها كنید تا برخیزد، آنگاه او را بگیرید، چون صبح شد، على برخاست و او را گرفتند و گفتند: رفیق تو كجاست؟ گفت: نمى‌دانم، یقین پیدا كردند كه او به سوى یثرب رفته است و این آیه درباره على نازل شد: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ‌».

4 ـ علىّ بن الحسین گفت: نخستین كسى كه جان خود را در برابر خوشنودى‌ هاى خداوند فروخت، علىّ بن ابى طالب بود.

آیه 177
(نیكوكارى آن نیست كه روى خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب بگردانید، بلكه نیكى آن است كه كسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و كتاب [آسمانى‌] و پیامبران ایمان آوَرَد، و مال [خود] را با وجودِ دوست داشتنش، به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‌ماندگان و گدایان و در [راهِ آزاد كردن‌] بندگان بدهد، و نماز را برپاى دارد، و زكات را بدهد، و آنان كه چون عهد بندند، به عهد خود وفادارانند؛ و در سختى و زیان، و به هنگام جنگ شكیبایانند؛ آنانند كسانى كه راست گفته‌اند، و آنان همان پرهیزگارانند.)

1 ـ سدى گفت: این آیه (177 بقره ) در ناسخ و منسوخ قرآن درباره علىّ بن ابى طالب (ع) نازل شده است.

آیه 256
(و مَثَل [صدقات‌] كسانى كه اموال خویش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق مى‌كنند، همچون مَثَلِ باغى است كه بر فراز پشته‌ اى قرار دارد [كه اگر] رگبارى بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد، و اگر رگبارى هم بر آن نرسد، بارانِ ریزى [براى آن بس است‌]، و خداوند به آنچه انجام مى‌دهید بیناست.)

1 ـ ابو جعفر گفت: سخن خداوند: و مثل الذین ینفقون اموالهم» درباره على نازل شده است.

2 ـ ابو عبد اللّه گفت: «و مثل الذین ینفقون اموالهم» على بهترین آنهاست و او از كسانى بود كه مال خود را براى جلب خوشنودى‌ هاى خدا انفاق مى‌كرد.

آیه 269
( [خدا] به هر كس كه بخواهد حكمت مى‌ بخشد، و به هر كس حكمت داده شود، به یقین، خیرى فراوان داده شده است؛ و جز خردمندان، كسى پند نمى‌گیرد.)

1 ـ ابن عباس گفت: پیامبر فرمود: هر كس بخواهد به ابراهیم در حلمش و به نوح در حكمتش و به یوسف در اجتماعش بنگرد، پس به علىّ بن ابى طالب (ع) نگاه كند.

2 ـ ربیع بن خثیم گفت: مردى چون على را ندیدم كه هر كس او را دوست بدارد، شدیدترین محبت را داشته باشد و هر كس او را دشمن بدارد شدیدترین دشمنى را داشته باشد. سپس گفت: «وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً كَثِیراً» یعنى على.

3 ـ نزد ربیع بن خثیم صحبت از على شد، او گفت: كسى را چون على ندیدم كه دوستدار او شدیدترین محبت را به او داشته باشد و دشمن او شدیدترین دشمنى را با او داشته باشد و كسى از مردم را ندیدم كه بالاتر از او را در حكمت پیدا كند، سپس این آیه را قرائت كرد: «وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً كَثِیراً» مردم گفتند: ربیع بن خثیم ترابى است و نمى‌دانستند كه او چه مى‌گوید.

آیه 274
(كسانى كه اموال خود را شب و روز، و نهان و آشكارا، انفاق مى‌كنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود؛ و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى‌شوند.)

1 ـ محمد بن مروان گفت: سخن خداوند: «الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِیَةً» درباره علىّ بن ابى طالب (ع) نازل شده است، نزد او جز چهار درهم نبود درهمى را شب و درهمى را روز و درهمى را پنهانى و درهمى را آشكارا صدقه داد پس خداوند این آیه را نازل كرد.

2 ـ ابن عباس گفت: آیه «الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ‌» درباره على نازل شده او چهار درهم داشت كه درهمى از آن را شب و درهمى را روز و درهمى را پنهانى و درهمى را آشكارا صدقه داد و همه اینها براى خدا بود و این آیه نازل شد. على گفت: به خدا سوگند جز چهار درهم صدقه ندادم و مى‌بینم خداوند مى‌فرماید: «اموالهم ,مالهایشان را» پیامبر خدا گفت: یك درهم از كسى كه مال اندكى دارد نزد خدا از صد هزار درهم ثروتمند افضل است.

3 ـ ابن عباس گفت: چون آیه «لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا- براى فقرایى كه در تنگنا قرار گرفته‌اند ...» نازل شد، عبد الرحمان بن عوف دینارهاى بسیارى را به اصحاب صفّه فرستاد و علىّ بن ابى طالب (ع) در دل شب مقدارى خرما فرستاد، محبوبترین این دو صدقه نزد خداوند صدقه علىّ بن ابى طالب (ع) بود، پس خداوند درباره این دو نفر این آیه را نازل كرد: «الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ‌» منظور از روز و آشكار صدقه عبد الرحمان بن عوف و منظور از شب و پنهانى صدقه علىّ بن ابى طالب (ع) بود.
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :