تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
سوره نحل
آیه 16
(و نشانه‌هایى [دیگر نیز قرار داد]، و آنان به وسیله ستاره [قطبى‌] راه‌ یابى مى‌ كنند.)

1 ـ محمد بن یزید از پدرش نقل مى‌ كند كه از ابو جعفر راجع به سخن خداوند: «و بالنجم هم یهتدون» پرسیدم، گفت: ستاره على است.

آیه 18
( و اگر نعمت‌[هاى‌] خدا را شماره كنید، آن را نمى‌توانید بشمارید. قطعاً خدا آمرزنده مهربان است.)

1 ـ ابن عباس گفت: با پیامبر خدا در دار الندوه نشسته بودیم كه به على گفت: به من خبر بده كه نخستین نعمتى كه خدا به تو داده چیست؟ گفت: اینكه خدا مرا مرد آفرید و زن نیافرید. گفت: دومى، گفت: اسلام، گفت: سومى، پس على این آیه را تلاوت كرد: «و ان تعدّوا نعمة اللّه لا تحصوها» پس پیامبر میان دو كتف او زد و فرمود: تو را دشمن نمى‌دارد مگر منافق.

آیه 24
( و چون به آنان گفته شود: «پروردگارتان چه چیز نازل كرده است؟» مى‌ گویند: «افسانه‌ هاى پیشینیان است.»)

1 ـ ابو حمزه ثمالى از جعفر بن محمد نقل كرد كه گفت: جبرئیل بر محمد (ص) چنین قرائت كرد: وقتى به آنان گفته شود كه پروردگارتان درباره على چه چیزى نازل كرده است؟ مى‌گویند: افسانه‌ هاى پیشینیان.

آیه 38
( و با سخت‌ ترین سوگندهایشان بخدا سوگند یاد كردند كه خدا كسى را كه مى‌میرد بر نخواهد انگیخت. آرى، [انجام‌] این وعده بر او حق است، لیكن بیشتر مردم نمى‌دانند.)

1 ـ برید بن اصرم گفت: شنیدم كه على گفت: «و اقسموا باللّه جهد ایمانهم لا یبعث اللّه من یموت» درباره من نازل شده است.

آیه 41
(و كسانى كه پس از ستمدیدگى، در راه خدا هجرت كرده‌ اند، در این دنیا جاى نیكویى به آنان مى‌ دهیم، و اگر بدانند، قطعاً پاداش آخرت بزرگتر خواهد بود.)

1 ـ عبد اللّه بن عباس درباره سخن خداوند: «و الذین هاجروا فى اللّه من بعد ما ظلموا» گفت: آنان جعفر و على بن ابى طالب و عبد اللّه بن عقیل هستند، اهل مكه به آنان ستم كردند و آنان را از خانه‌ هایشان بیرون كردند تا اینكه آنان به حبشه رفتند.

آیه 43
(و پیش از تو [هم‌] جز مردانى كه بدیشان وحى مى‌ كردیم گسیل نداشتیم. پس اگر نمى‌ دانید، از پژوهندگان كتاب هاى آسمانى جویا شوید)

1 ـ سدّى از حارث نقل مى‌كند كه از على درباره این آیه پرسیدم: «فاسألوا اهل الذكر» پس گفت: به خدا سوگند كه ما اهل ذكر هستیم، ما اهل دانش هستیم و ما مركز تأویل و تنزیل هستیم و از پیامبر خدا شنیدم كه مى‌گفت: من شهر علم هستم و على‌ دروازه آن است، پس هر كسى علم بخواهد، از دروازه آن وارد شود.

2 ـ ابو جعفر(ع) درباره سخن خداوند: «فاسألوا اهل الذكر» گفت: ما اهل ذكر هستیم.

3 ـ محمد بن على گفت: چون این آیه نازل گردید: «فاسألوا اهل الذكر ان كنتم لا تعملون» على گفت: ما همان اهل ذكر هستیم خدا در كتاب خود ما را اراده كرده است.
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :