تبلیغات
مــاه ولــاء - سوره حجر
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سوره حجر
آیه 47
( و آنچه كینه [و شائبه‌ هاى نفسانى‌] در سینه‌ هاى آنان است بركَنیم؛ برادرانه بر تخت هایى روبروى یكدیگر نشسته‌ اند.)

1 ـ ابو موسى از حسین نقل مى‌كند كه علىّ بن ابى طالب آیه: «و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ اخوانا على سرر متقابلین» را خواند و گفت: به خدا سوگند درباره ما نازل شده است، اهل بدر فقط.

2 ـ  علىّ بن ابى طالب (ع) گفت: به خدا سوگند آیه: «و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ» درباره ما نازل شده است.

آیه 75
( به یقین، در این [كیفر] براى هوشیاران عبرتهاست.)

1 ـ عبد اللّه بن بنان گفت: از جعفر بن محمد درباره سخن خداوند: «انّ فى ذلك لآیات للمتوسّمین» پرسیدم، گفت: اول آنها پیامبر اسلام بود و پس از او امیر المؤمنین سپس حسن سپس حسین سپس علىّ بن الحسین سپس محمد بن على بودند و سپس خدا داناتر است. گفتم: اى پسر پیامبر تو خودت چطور؟ گفت: اى بسا انسان از خودش با كنایه یاد مى‌كند.

2 ـ ابو جعفر گفت: در آن هنگام كه امیر المؤمنین در مسجد كوفه بود زنى نزد او آمد و از شوهر خود شكایت كرد، پس امیر المؤمنین به نفع شوهر او حكم داد، آن زن خشمناك شد و گفت: به خدا سوگند كه آنچه قضاوت كردى مطابق حق نبود و تو به طور مساوى حكم نكردى و در میان رعیت عدالت را رعایت ننمودى و داورى تو نزد خداوند پذیرفته نیست. امام نگاهى به او كرد آنگاه گفت: دروغ گفتى اى بد زبان اى بد زبان اى فحاش، پس آن زن فرار كرد، عمرو بن حریث به او رسید و گفت: تو با على آنچنان سخن گفتى، سپس او تو را با یك كلمه از جا كند و تو فرار كردى؟ گفت: به خدا سوگند كه على از حقیقتى و چیزى خبر داد كه من آن را از وقتى كه ازدواج كرده‌ام، از شوهرم پنهان مى‌كردم. عمرو به سوى امیر المؤمنین برگشت و از سخنان آن زن خبر داد و گفت: یا امیر المؤمنین ما تو را به كهانت نمى‌شناختیم. على (ع) گفت: واى بر تو، آن ناشى از كهانت من نیست بلكه خدا در قرآن چنین نازل كرده است: «ان فى ذلك لایات للمتوسمین» پیامبر خدا هوشیار بود و پس از او من و امامان پس از من هوشیارانند، وقتى آن سخنان را از آن زن شنیدم از سیمایش آنچه را كه در او بود دانستم.

3 ـ ابو جعفر درباره سخن خداوند: «ان فى ذلك لآیات للمتوسّمین» گفت: آنان امامان هستند، پیامبر خدا فرمود: از هوشیارى مؤمن بر حذر باشید كه او با نور خدا نگاه مى‌كند.

آیه 92
(پس سوگند به پروردگارت كه از همه آنان خواهیم پرسید)

1 ـ سدّى درباره سخن خداوند: «فوربك لنسألنهم اجمعین» گفت: از ولایت على‌  (پرسیده خواهد شد) سپس گفت: «عما كانوا یعلمون» از آنچه كه انجام داده‌ اند در آنچه آنان را به سوى آن فرمان داده و آنچه آنان را از آن نهى كرده، و از كارهاى آنان در دنیا. سپس گفت: فاصدع بما تؤمر «آنچه را كه مأموریت دارى آشكارا بیان كن» سدّى از ابو صالح نقل مى‌كند كه ابن عباس گفت: خداوند او را فرمان داده بود كه قرآن را آشكار كند و فضایل اهل بیت خود را نیز آشكار كند همانگونه كه قرآن را آشكار كرد.




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر