تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
سوره هود
آیه 3
( و اینكه از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به درگاه او توبه كنید، [تا اینكه‌] شما را با بهره‌ مندى نیكویى تا زمانى معیّن بهره‌ مند سازد، و به هر شایسته نعمتى از كَرَم خود عطا كند، و اگر رویگردان شوید من از عذاب روزى بزرگ بر شما بیمناكم.)

1 ـ جعفر بن محمد (ع) درباره سخن خداوند: «و یؤت كل ذى فضل فضله» گفت: باقر (ع) مى‌گفت: او علىّ بن ابى طالب (ع) است.

آیه 12
( و مبادا تو برخى از آنچه را كه به سویت وحى مى‌شود ترك گویى و سینه‌ ات بدان تنگ گردد كه مى‌گویند: «چرا گنجى بر او فرو فرستاده نشده یا فرشته‌ اى با او نیامده است؟» تو فقط هشداردهنده‌ اى، و خدا بر هر چیزى نگهبان است.)

1 ـ زید بن ارقم گفت: شامگاه عرفه جبرئیل روح الامین با ولایت علىّ بن ابى طالب (ع) بر پیامبر نازل شد، پیامبر از ترس اهل تهمت و نفاق دلتنگ شد و گروهى از جمله مرا دعوت كرد و با آنان در این باره مشورت نمود تا در موسم آن را ابلاغ كند، ما نمى‌دانستیم به او چه بگوییم، پس پیامبر گریست، جبرئیل به او گفت: یا محمد آیا از كار خدا ناراحت هستى؟ گفت: اى جبرئیل هرگز! ولى خداى من مى‌داند كه از قریش چه كشیدم هنگامى كه به پیامبرى من اقرار نكردند تا اینكه خدا مرا به جهاد با آنان فرمان داد و سپاهیانى از آسمان براى من فرستاد و آنها به من یارى كردند، پس چگونه پس از من به على اقرار خواهند كرد، جبرئیل از پیش پیامبر رفت پس این آیه را آورد: «فلعلك تارك بعضى ما یوحى الیك و ضائق به صدرك».

2 ـ ابى جارود از ابو جعفر علیه السّلام حدیثى را از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل كرده است كه رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود: از خداى خویش برادرى على و پشتیبانى او و اخلاص قلبش و نصیحتش را درخواست كردم، پس آنچه از پروردگار خواستم به من عطا فرمود. مردى از قریش چون این سخن را شنید گفت: عجب دارم از محمد صلى الله علیه و آله كه چنین دعاهایى مى‌كند، و الله یك صاع خرما در نزد ما محبوب‌ تر از آنچه او خواسته است. اى مردم! پس چرا محمد صلى الله علیه و آله دعا نكرد تا فرشته و ملكى او را در مقابل دشمنانش یارى دهد. یا طلا و نقره طلب نكرد تا با آن قوى شود و بر دشمنانش غالب گردد. چون این سخنان بیهوده به گوش رسول الله صلى الله علیه و آله رسید، ملول و غمگین شد. و آن گاه خداى سبحان، آیه‌ فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما یُوحى‌ إِلَیْكَ‌ ... تا آخر آیه را بر آن بزرگوار نازل فرمود. با شنیدن آیه شریفه قلب مبارك مصطفى صلى الله علیه و آله تسلّى یافت و شاد شد..

آیه 17
( آیا كسى كه از جانب پروردگارش بر حجّتى روشن است و شاهدى از [خویشان‌] او ، پیرو آن است، و پیش از وى [نیز] كتاب موسى راهبر و مایه رحمت بوده است [دروغ مى‌بافد]؟ آنان [كه در جستجوى حقیقت‌اند] به آن مى‌گروند، و هر كس از گروه‌هاى [مخالف‌] به آن كفر ورزد آتش وعده‌ گاه اوست. پس در آن تردید مكن كه آن حقّ است [و] از جانب پروردگارت [آمده است‌] ولى بیشتر مردم باور نمى‌ كنند.)

1 ـ عباد بن عبد اللّه درباره سخن خداوند: «افمن كان على بینة من ربّه» از علىّ بن ابى طالب (ع) نقل مى‌كند كه او رسول اللّه است و «یتلوه شاهد منه» من هستم.

2 ـ عباد بن عبد اللّه گفت: با على در رحبه بودیم، مردى بلند شد و گفت: یا امیر المؤمنین سخن خداوند: «افمن كان على بینة من ربه و یتلوه شاهد منه» را ملاحظه كردى؟ على گفت: سوگند به كسى كه دانه را شكافت و موجود زنده را آفرید مردى از قریش نیست مگر اینكه در كتاب خدا درباره او یك یا دو آیه نازل شده است و اینكه شما بدانید كه خداوند بر زبان پیامبر امّى چه چیزى را واجب كرده، براى من محبوب‌تر از زمین پر از نقره است و همانا من مى‌دانم كه قلم آنچه را كه باید باشد رقم زده است. آگاه باشید، سوگند به كسى كه دانه را شكافت و موجود زنده را آفرید، مثل ما در میان شما مثل كشتى نوح در قوم خود و مثل دروازه آمرزش در بنى اسرائیل است. آیا سوره هود را خوانده‌اى؟ «افمن كان على بینة من ربه و یتلوه شاهد منه» پیامبر خدا بر بینه‌اى از پروردگارش بود و من دنبال او و شاهد از (خاندان) او بودم.

3 ـ ابو الطفیل گفت: علىّ بن ابى طالب (ع) در منبر كوفه بر ما خطبه خواند، پس ابن كواء برخاست و گفت: آیا درباره تو آیه‌اى نازل شده كه كس دیگرى در آن شریك تو نبوده؟ گفت: آرى آیا نخوانده‌ اى: «افمن كان على بینة من ربه و یتلوه شاهد منه» پیامبر بینه‌ اى از پروردگارش داشت و من شاهدى از خاندان او بودم.

4 ـ عبد الله بن نجىّ گفت از على علیه السّلام شنیدم، فرمود: و الله، تا به حال نه دروغ گفتم و نه دروغ شنیدم، هرگز در شبهه نیفتادم و هیچ گاه نسیان و فراموشى بر من عارض نشد. بدانید من بیّنه‌ اى هستم كه خداى تعالى براى نبى صلى الله علیه و آله بیان فرمود. من بر طریق آشكار و صراط مبین هستم.

5 ـ ابن عباس درباره سخن خداوند: «افمن كان على بینة من ربّه» گفت: منظور پیامبر است و «و یتلوه شاهد منه» منظور علىّ بن ابى طالب (ع) است.

6 ـ انس بن مالك درباره «افمن كان على بینة من ربه» گفت: او محمد (ص) است «و یتلوه شاهد منه» علىّ بن ابى طالب (ع) است، او به خدا سوگند زبان پیامبر خدا بر اهل مكه بود، هنگامى كه آنان پیمان خود را با رسول خدا شكستند.

7 ـ زاذان گفت: شنیدم على (ع) مى‌گفت: اگر براى من پشتى گذاشته مى‌شد و من بر آن مى‌نشستم، میان اهل تورات با توراتشان و میان اهل انجیل با انجیلشان و میان اهل زبور با زبورشان و میان اهل فرقان با فرقانشان حكم مى‌كردم با حكمى كه شكوفا مى‌شود و به سوى خدا بالا مى‌رود، سوگند به خدا آیه‌اى در شب یا روز در دره و كوه و بیابان و دریا نازل نشده مگر اینكه دانستم كه در چه ساعتى و درباره چه كسى نازل شده است و هیچ كس از قریش وجود ندارد مگر اینكه آیه‌ اى درباره او نازل شده كه او را به سوى بهشت یا جهنم سوق مى‌دهد. گوینده‌ اى گفت: درباره تو چه چیزى نازل شده است یا امیر المؤمنین؟ گفت: «افمن كان على بینة من ربه و یتلوه شاهد منه» پس محمد (ص) بر بینه‌اى از پروردگارش بود و شاهد من هستم كه پشت سر او مى‌ رفتم.

آیه 109
( پس درباره آنچه آنان [=مشركان‌] مى‌پرستند در تردید مباش. آنان جز همان گونه كه قبلا پدرانشان مى‌ پرستیدند، نمى‌ پرستند. و ما بهره ایشان را تمام و ناكاسته خواهیم داد.)

1 ـ ابن عباس درباره سخن خداوند: «و انا لموفّوهم نصیبهم غیر منقوص» گفت: یعنى بنى هاشم، كه خدا سلطنتى را كه بر آنان مقرر كرده بى كاستى مى‌دهد. ابن عباس گفت:آن ششصد و یك سال است.

آیه 116
( پس چرا از نسلهاى پیش از شما خردمندانى نبودند كه [مردم را] از فساد در زمین باز دارند؟ جز اندكى از كسانى كه از میان آنان نجاتشان دادیم. و كسانى كه ستم كردند به دنبال ناز و نعمتى كه در آن بودند رفتند، و آنان بزهكار بودند.)

1 ـ زید بن على درباره سخن خداوند: «فلو لا كان من القرون من قبلكم اولو بقیة» گفت: این آیه درباره ما نازل شده است.
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :