صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظامى گنجوى
نظامى گنجوى (540؟- 598 ه. ق)
حكیم نظام الدین (یا جمال الدین) ابو محمّد الیاس بن یوسف نظامى از استادان بزرگ و از اركان مهمّ شعر فارسى است. عارفى متّقى، اصلا از تفرش قم كه خود ضمن پاره‌اى اشعار، از دهى به نام «تا» در دیار قم یاد كرده است (این ده هنوز در تفرش وجود دارد و در آن جا خانه‌اى هم به نام حكیم نظامى معروف است). با این وجود نظامى در شهر گنجه متولّد شده است. وى پس از تحصیل علم و ادب به شاعرى پرداخت و به جز سفرى كه به حج كرده از مولد خود خارج نشده است.

نظامى در عقاید مذهبى خود متعصّب بود. مفاخره، خود ستایى، اظهار فضل، بد بینى و شكایت از گمنامى در اشعارش پیداست. او با این كه براى امرار معاش مدیحه سرایى كرده ولى هیچ گاه در مدح مبالغه نكرده و مناعت و بزرگ منشى را از دست نداده و اشعار نغز در پند و اندرز و حكمت سروده است. نظامى در سراسر عمر، سه بار ازدواج كرد كه محمّد، محصول نخستین وصلت او با آفاق بود. بعضى روایت‌هاى مختلف تاریخ وفات او را 596 ه و 599 ه نیز ذكر كرده‌اند.

آنچه باعث شهرت نظامى شده گذشته از دیوان قصاید و غزلیات، پنج گنج یا خمسه اوست بدین شرح: مخزن الاسرار، خسرو و شیرین، لیلى و مجنون، هفت پیكر شامل بهرام نامه و هفت گنبد و اسكندر نامه شامل اقبال نامه و شرف نامه اسكندرى. پنج گنج نظامى از شهرت بسیارى در اقطار جهان برخوردار است و در طول قرن‌ها بارها توسّط سخن پردازان مورد اقتفا قرار گرفته است.

خاك پاى مرتضى‌:
خدایا چون گل ما را سرشتى‌
وثیقت نامه‌اى بر ما نوشتى

‌تو با چندان عنایت‌ها كه دارى‌
ضعیفان را كجا ضایع گذارى

‌بدین امّیدهاى شاخ در شاخ‌
كرم‌هاى تو ما را كرد گستاخ‌

و گرنه ما كدامین خاك باشیم‌
كه از دیوار تو گردى تراشیم

‌خلاصى ده كه روى از خود بتابیم‌    
به خدمت كردنت توفیق یابیم‌

اگر خواهى به ما خط در كشیدن‌    
ز فرمانت كه یارد سر كشیدن

‌بیامرز از عطاى خویش ما را
كرامت كن لقاى خویش ما را

در آن ساعت كه ما، ماییم و هویى‌
از آن جایش فرو مگذار مویى‌

تویى كاوّل ز خاكم آفریدى‌
به فضلم ز آفرینش برگزیدى

‌چو روى افروختى چشمم برافروز
چو نعمت دادیم شكرم در آموز

شناسا كن به حكمت‌هاى خویشم‌
برافكن پرده غفلت ز پیشم‌

به تقصیرى كه از حد بیش كردم‌
خجالت را شفیع خویش كردم

‌ترا جویم ز هر نقشى كه دانم‌
تو مقصودى ز هر حرفى كه خوانم

‌به عزم خدمتم برداشتم پاى‌
گر از ره یاوه گشتم راه بنماى‌

یكى را پاى بشكستى و خواندى‌
یكى را بال و پر دادى و راندى‌

ندانم تا من مسكین كدامم‌
ز مرحومان و مقبولان چه نامم

‌اگر دین دارم و گر بُت پرستم‌
بیامرزم به هر نوعى كه هستم‌

ندارد فعل من آن زور بازو
كه با عدل تو باشد هم ترازو

بلى از فعل من فضل تو بیش است‌
اگر بنوازیم بر جاى خویش است‌

به خدمت خاص كن خرسندیم را    
به كس مگذار حاجتمندیم را

دل مست مرا هشیار گردان‌
ز خواب غفلتم بیدار گردان‌

زبانم را چنان ران بر شهادت‌
كه باشد ختمِ كارم بر سعادت‌

دماغ دردمندم را دوا كن‌
دواش از خاك پاى مرتضى كن‌




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر