تبلیغات
مــاه ولــاء - فروغى بسطامى
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فروغى بسطامى
فروغى بسطامى (1213- 1274 ه. ق.)
میرزا عبّاس بسطامى فرزند آقا موسى از شاعران بنام ایران در قرن سیزدهم هجرى است كه در شعر «فروغى» تخلّص مى‌كرد. وى در مازندران (سارى) روزگار مى‌گذرانید و در ركاب فتحعلى شاه قاجار بود. سپس عازم كرمان شد و از «شعاع السلطنه» تخلّص گرفت.دیوان اشعار او در تهران به چاپ رسیده است. فروغى قسمت بیشتر عمر خود را به ریاضت و درویشى و اعتزال گذرانید و به مجلس عرفا گروید. استعداد و مهارت فروغى در غزلسرایى است و در این هنر به معاصرین خود برترى داشت. شماره اشعارش را تا بیست هزار بیت گفته‌ اند (كه البتّه این تعداد صحیح نیست).

غزلیاتش در میان معاصرین معروف و زبانزد بوده است. در غزل از بزرگان غزلسرا، همانند حافظ و سعدى پیروى كرده و خود نیز شیوه مخصوص داشته است. گاه مضامین نو به كار مى‌برده و اغلب غزل‌هایش شیرین، جاذب و ساده و روان است. از فروغى اشعارى در منقبت و تهنیت میلاد مسعود امام
على(ع) موجود است كه بیانگر شور و حال و احساس رقیق شاعر به پیشوا و مراد اهل یقین، امیر المؤمنین، اسوه عدالت و فضیلت و تقواست.

كعبه اهل یقین‌:

عید مولود امیر المؤمنین شد
عالم بالا و پایین عنبرین شد

از براى مژده این عید حیدر
جبرئیل از آسمان اندر زمین شد

پنج عنصر حیدر كرّار دارد
قدرت حق زان كه با خاكش عجین شد

ذوالفقار كج چنین گوید به عالم‌
راست از دست خدا شرع مبین شد

ناظم خرگاه اسرافیل شد
حاجب درگاه جبریل امین شد

دست حق از پرده گردید آشكارا
تا
على دستش برون از آستین شد

تا عجایب‌ها كند ظاهر ز باطن‌
در نظر گاهى چنان گاهى چنین شد

تا قدم زد در جهان آفرینش‌
آفرین بر جانش از جان آفرین شد

عقد آب و خاك را بر بست محكم‌
خرگه افلاك را حبل المتین شد

آفتاب از طلعت او شد منوّر
آسمان از خرمن وى خوشه‌ چین شد

هم به صورت قبله ارباب معنى‌
هم به معنى كعبه اهل یقین شد

هم ملایك را به هر جا كرد یارى‌
هم خلایق را به هر حالت معین شد

هم عدویش وارد قهر جهنّم‌
هم محبّش داخل خُلد برین شد

بر خلیل از مهر آن خورشید رحمت‌
آتش نمرود باغ یاسمین شد

در شب معراج ذات عرش سیرش‌
با احد بود و به احمد همنشین شد

كس على را جُز على نشناخت آرى‌
قائل این نكته خیر المرسلین شد

كى تواند عقل بشناسد كسى را
كز طفیلش خلقت آن ماء و طین شد

پیش بود از اوّل و آخر از آن رو
پیشواى اوّلین و آخرین شد




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر