تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
حافظ شیرازى
حافظ شیرازى (حدود 727- 792 ه. ق.)
در مقدّمه دیوان حافظ به قلم محمّد گلندام، اسم و لقب خواجه چنین آمده است:«شمس الملّة و الدّین محمّد حافظ الشیرازى». حافظ یكى از بزرگ‌ترین شاعران نغز گوى ایران و از اعاظم گویندگان جهان و از اكابر گرانقدران شعر فارسى است. نزد قوام الدّین عبد اللّه به تحصیل علوم پرداخت و به تفسیر و حكمت و ادبیات عرب دست یافت و قرآن مجید را با 14 روایت از برداشت و به همین مناسبت حافظ تخلّص كرد. دوره زندگانى او با امراى اینجو (جلال الدّین مسعود شاه، شاه شیخ ابو اسحق) و سلاطین آل مظفّر كه در فارس حكومت داشتند و ملوك ایلخانى (ایلكانى) مقارن است. اواخر عمر او مصادف با چیرگى و جهانگیرى امیر تیمور است.

استادى وى در غزل یگانه و بى بدیل است، با این كه در دیوان حافظ به قصیده و مثنوى و رباعى هم برمى‌خوریم. او بود كه نخست بار غزل عاشقانه و عارفانه را به هم آمیخت و این از جهاتى است كه واژه‌ها و اصطلاحات حافظ را به صورت‌هاى گوناگون قابل تعبیر و تفسیر ساخته است. حافظ شعر شاعران گذشته و معاصر را به خوبى خوانده و مضامین مختلفى از سعدى، سلمان، خواجو و دیگران گرفته و با قدرت بیان خود آن را جاویدان كرده است. آشنایى حافظ با روح زبان فارسى و آگاهى به ظرایف و دقایق كلام و استفاده درست و بجا از صنایع لفظى و معنوى، به ویژه ایهام و ابهام و تناسب و صور بلاغى زیبا و هنرمندانه و انتخاب كلمات سنجیده و پر معنا، همه و همه دست به دست هم داده و در مجموع شعر حافظ را به درجه‌اى از رفعت و اعتلا رسانده كه تاكنون كسى نتوانسته است با وى پهلو زند. محتواى بار در شعر حافظ نتیجه تلاش مستمر شاعر در سالیان دراز عمر اوست كه همواره با درس و بحث و كتاب و قرآن مأنوس و همدم بوده و لحظه‌اى از تفكّر و تدبّر سرباز نزده و همین آشنایى عمیق با فرهنگ و معارف اسلامى و بشرى رنگ و جلایى خاص به شعر اوداده است.

على بحر سخا و على كوه وقار:

نوشته بر در فردوس كاتبان قضا
نبى رسول و ولى عهد حیدر كرّار

ز نام اوست معلّق سما و كرسى و عرش‌
ز ذات اوست مطبّق زمین بدین هنجار

على امام و على ایمن و على ایمان‌
على امین و على سرور و على سردار

على علیم و على عالم و على اعلم‌
على حكیم و على حاكم و على مختار

على نصیر و على ناصر و على منصور
على مظفر و غالب على سپهسالار

على عزیز و على عزت و على افضل‌
على لطیف على انور و على انوار

علیست فتح فتوح و علیست راحت روح‌
علیست بحر سخا و علیست كوه وقار

على سلیم و على سالم و على مسلم‌
على قسیم و على است قاسم نار

على صفىّ و على صافى و على صوفى‌
على وفى و على صفدر و على كرّار

على نعیم و على نعمت و على منعم‌
على بود اسد اللّه قاتل الكفار


على ز بعد محمد ز هر كه هست به است‌
اگر تو مؤمن پاكى بكن بر این اقرار

شحنه نجف‌:
طالع اگر مدد كند دامنش آورم به كف‌
گر بكشم زهى طرب ور بكشد زهى شرف‌

طرف كرم ز كس نبست این دل پر امید من‌
گر چه سخن همى برد قصّه من به هر طرف‌

چند به ناز پرورم مهر بتان سنگدل‌
یاد پدر نمى‌كنند این پسران ناخلف‌

از خم ابروى توام هیچ گشایشى نبود
وه كه درین خیال كج عمر عزیز شد تلف‌

ابروى دوست كى شود دستكش من ضعیف‌
كس نزدست ازین كمان تیر مراد بر هدف‌

من به خیال زاهدى گوشه نشین و طرفه آنك‌
مغبچه‌ اى به هر طرف مى‌زندم به چنگ و دف‌

بى خبرند زاهدان نقش بخوان و لا تقل‌
مست ریاست محتسب باده بنوش و لا تخف‌

صوفى شهر بین كه چون لقمه شبهه مى‌خورد
پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف‌

«حافظ» اگر قدم زنى در ره خاندان به صدق‌    
بدرقه رهت كنم همّت شحنة النجف‌
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :