تبلیغات
مــاه ولــاء - ارتحال پیغمبر (ص)
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ارتحال پیغمبر (ص)
«و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل‏» (1)

ناگهان از درون خانه عایشه شیونى برمى ‏خیزد.پیغمبر خدا بدیدار خدا رفت! این خبر چون صاعقه بر سر مردم فرود مى ‏آید.پیغمبر مرده است.در آن لحظه‏ هاى پر اضطراب و در میان موج گریه و آه و افسوس ناگهان فریادى سهمگین بگوش مى ‏رسد:

-نه! هرگز! دروغ است! دروغ مى‏ گویند! محمد نمرده است! او نمى‏ میرد! آنكه چنین سخنى مى ‏گوید منافق است! او بدیدار خدا رفت! او چون عیسى مسیح است كه بآسمان عروج كرد! او چون موسى بن عمران است كه چهل شب در كوه طور بسر برد! بخدا هر كسى بگوید محمد مرده،دست و پاى او را مى ‏برم (2) .

-عمر چه مى‏ گوئى؟ این حرفها چیست؟

-ابو بكر!تو هم مى‏ خواهى بگوئى محمد مرده؟

-آرى او مرده! مگر كلام پروردگار را فراموش كرده ‏اى كه خطاب بدو مى ‏فرماید.«تو مى ‏میرى و دیگران هم مى‏ میرند» (3) .

-مثل اینكه براى نخستین بارست این آیه را مى ‏شنوم.حالا چه باید كرد؟

-معن بن عدى و عویم بن ساعده مى ‏گویند سعد بن عباده با كسان خود به سقیفه رفته ‏اند تا جانشین پیغمبر را بگزینند.ممكن است انصار با سعد بیعت كنند و از ما پیش بیفتند.معن مى ‏گوید فتنه ‏اى آغاز شده و شاید خدا آنرا بوسیله من بخواباند (4) تا دیر نشده باید به سقیفه برویم.

مردم! هر كس محمد را مى ‏پرستد بداند او مرد و دیگر زنده نخواهد شد!هر كس خداى محمد را مى ‏پرستد بداند او زنده است و هیچگاه نخواهد مرد!

بطرف سقیفه بنى ساعده:

در سقیفه بنى ساعده چه گذشت؟،داستانى است كه در كتاب زندگانى على (ع) از آن سخن خواهد رفت.داستانى است كه فراوان خوانده‏اید و یا شنیده ‏اید.داستانى شگفت انگیز! مردمى كه در زیر آن سقف فراهم آمدند چه گفتند و چه شنیدند،همه آشنایان بتاریخ اسلام مى ‏دانند. حادثه ‏اى است كه پس از گذشت چهارده قرن هنوز آثار آن در جهان اسلام باقى است.چرا چنین كردند؟بارها خوانده ‏اید و یا شنیده ‏اید:بیم تفرقه مسلمانان مى ‏رفت.سخن قهرمان داستان این بود كه فتنه ‏اى آغاز شده و ممكن است ‏خدا بدست او این فتنه را بخواباند.اما اگر روزى یا ساعتى چند مى ‏پائیدند و آنانرا هم كه در خانه عایشه مى ‏گریستند،بدان جمع مى‏ خواندند چه مى ‏شد؟آیا فتنه تا آن حد نزدیك شده بود كه نمى ‏بایست‏یك روز هم صبر كرد؟ خدا مى ‏داند.ممكن است تاریخ هم بداند.

پى‏ نوشتها:
1.و محمد جز پیغمبرى نیست كه پیش از او پیمبران بودند (آل عمران:144)2.طبرى ج 4 ص 1815-1816 و رجوع كنید به ابن كثیر ج 5 ص 342.

3.الزمر:30.
4.عقد الفرید ج 5 ص 10.

زندگانى فاطمه زهرا(س)، دكترسید جعفر شهیدى




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر