تبلیغات
مــاه ولــاء - مشاهدات عایشه در آخرین لحظات عمر پیامبر(ص)
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مشاهدات عایشه در آخرین لحظات عمر پیامبر(ص)
عن عائشة ان رسول‏اللَّه (ص) دعا فاطمة ابنته فسارها فبكت، ثم سارها فضحكت، فقالت عائشة: فقلت لفاطمة: ما هذالذى سارك به رسوله اللَّه (ص) فبكیت ثم سارك فضحكت؟ قالت: سارنى فاخبرنى بموته فبكیت، ثم سارنى فاخبرنى انى اول من یتبعه من اهله فضحكت و فى روایة اخرى: ثم سارنى ثانیة و اخبرنى انى سیدة نساء اهل الجنة فضحكت.(1)

عایشه مى‏ گوید: رسول خدا در ساعات آخر عمرش حضرت فاطمه را به حضورش فراخواند و لحظاتى به نجوا و صحبت محرمانه پرداخت، من از دور دیدم كه فاطمه علیهاالسلام نخست گریه كرد و سپس خندید. من از این كار تعجب كرده و از دختر پیامبر صلى اللَّه علیه و آله پرسیدم: یا فاطمه! با پیامبر خدا چه صحبتى كردید كه اول گریه كردى و سپس خندیدى؟

او از فاش كردن موضوع مذاكره خوددارى كرد، ولى پس از رحلت پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله چون از وى دوباره خواستم كه آن را بگوید، فرمودند: پدرم در مرحله‏ ى نخست، از رحلت خود به من خبر داد و لذا گریه كردم، ولى سپس به من فرمود: اولین كسى كه از خانواده ‏ام به من ملحق مى ‏شود تو هستى و لذا خنده نمودم.

و در یك روایت دیگر فرمودند: تو سیده و سرور زنان اهل بهشتى و از این جهت خوشحال شدم.

رحلت نبى مكرم اسلام
بر طبق روایات مشهور میان محدثین شیعه، رحلت رسول خدا (ص) در روز دوشنبه بیست و هشتم ماه صفر اتفاق افتاد، ولى مشهور نزد اهل سنت آن است كه آن مصیبت بزرگ در روز دوازدهم ربیع‏الاول واقع شد و در آن موقع شصت و سه سال از عمر شریف آن حضرت گذشته بود.و چون امیرالمؤمنین (ع) طبق وصیت رسول خدا (ص) خواست بدن آن حضرت را غسل دهد فضل بن عباس را طلبید تا به او كمك كند و بدو دستور داد چشمان خود را ببندد و آب به دست على (ع) بدهد، و بدین ترتیب على (ع) جنازه را غسل داد و حنوط و كفن كرد، سپس به تنهایى بر او نماز خواند، آنگاه از خانه بیرون آمده و رو به مردم كرد و گفت:

 - همانا پیغمبر در زندگى و پس از مرگ امام و پیشواى ماست اكنون دسته دسته بیایید و بر او نماز بخوانید، و پس از انجام این كار عباس بن عبدالمطلب شخصى را به نزد ابوعبیده جراح كه براى مردم مكه قبر مى ‏كند فرستاد تا او كار حفر قبر آن حضرت را به عهده گیرد و در همان اتاقى كه پیغمبر از دنیا رفته بود قبرى حفر كرده و همانجا آن حضرت را دفن كردند. و چون هنگام دفن شد انصار مدینه از پشت خانه صدا زدند: یا على براى خدا حق ما را نیز در این روز فراموش نكن و اجازه بده تا یكى از ما نیز در دفن رسول خدا شركت جوید و ما نیز از این افتخار سهم و نصیبى ببریم. على (ع) اجازه داد اوس بن خولى- كه یكى از شركت كنندگان در جنگ بدر و از بزرگان قبیله بنى ‏عوف بود- در مراسم دفن آن حضرت شركت جوید و چون اوس بن خولى به داخل خانه آمد على (ع) بدو فرمود:

- تو در میان قبر برو، و على (ع) جنازه‏ى رسول خدا (ص) را برداشته بر دست او نهاد و اوس جنازه را در قبر نهاد و چون روى زمین قبر قرار گرفت بدو فرمود: اكنون بیرون آى، سپس خود امیرالمؤمنین (ع) داخل قبر شد و بند كفن را از طرف سر باز كرد و گونه‏ى مبارك رسول خدا را روى خاك نهاد و لحد چیده خاك روى قبر ریختند و بدین ترتیب با یك دنیا اندوه و غم بدن مطهر رسول خدا (ص) را در خاك دفن كردند.

زمینه ‏سازى حوادث كربلا
مفضل بن حضرت صادق علیه‏السلام عرض كرد: اى مولاى من! اشك ریختن را چه ثوابى است؟" فرمود: "در صورتى كه به خاطر فردى بر حق اشك ریخته شود ثوابى بى ‏شمار دارد." مفضل مدتى طولانى گریه كرد و گفت اى پسر رسول خدا، روز انتقام‏ گیرى شما از روز سختى و اندوه تان بزرگتر است.

حضرت فرمود: "ولى هیچ روزى همچون روز محنت و اندوه ما در كربلا نیست هر چند روز سقیفه و سوزاندن در خانه امیرالمؤمنین علیه‏السلام و حسنین علیهم‏السلام و فاطمه علیهاالسلام و زینب و ام‏كلثوم و فضه و كشتن محسن با ضرب لگد بزرگتر و وحشت ناكتر و تلخ‏تر است زیرا آن روز اصل و ریشه روز عذاب است." و حضرت فرمود: "در روز قیامت حضرت خدیجه و فاطمه بنت اسد كه جده ‏هاى محسن مى‏ باشند او را در حالى كه خون ‏آلود است با خود مى ‏آوردند و به همراه آنان ام‏ هانى و جمانه، عمه‏ هاى او كه دختران ابوطالب مى ‏باشند و اسماء بنت عمیس فریادزنان و شیون‏ كنان دستهایشان را بر صورتها كوبیده موهاى سر را پریشان مى‏ كنند و فرشتگان انان را با بالهایشان مى ‏پوشانند و مادرش حضرت فاطمه علیهاالسلام گریه مى ‏كند و فریاد مى ‏زند و مى ‏گوید: هذا یومكم الذى توعدون.

(جبرییل از طرف) محسن فریاد مى ‏زند و مى‏ گوید: من ستمدیده ‏ام و یارى مى‏ جویم. رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله محسن را روى دست گرفته او را بالا به سوى آسمان نگه مى ‏دارد و مى ‏فرماید: اى خداى من و اى مولاى من! ما به خاطر تو در دنیا صبر و بردبارى كردیم و امروز روزى است كه هركس هر كار خوبى را كه انجام داده حاضر و هر كار بدى را كه انجام داده، در مقابل خود مى ‏بیند و آرزو مى‏ كند كه اى كاش بین او و بین كار بدى كه انجام داده، فاصله ‏اى بس دور مى ‏بود (2)

در كتاب فرهنگ عاشورا در این ارتباط چنین آورده است:
دید جریان شناسانه در حوادث، ریشه حادثه عاشورا را در انحراف نخستین در رهبرى حكومت مى ‏بیند كه در (سقیفه بنى ‏ساعده) اتفاق افتاد. اگر جمعى از امت پیامبر، نیم قرن پس از رحلت رسول ‏الله صلى اللَّه علیه و آله در كربلا فرزند رسول‏الله صلى اللَّه علیه و آله را شهید كردند، زمینه آن حوادث گذشته و غصب خلافت و تصدى آل ابوسفیان نسبت به حكومت اسلامى و كنار زدن ائمه از ولایت و رهبرى بود. از این رو در زیارت عاشورا كسانى لعن مى‏شوند كه آغازگر ظلم بر اهل‏بیت پیامبر و بنیانگذار ستم به ذریه رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله بودند، و نیز كسانى كه به آن ستم نخست راضى شدند، همكارى یا سكوت كردند و زمینه ‏ساز آن بودند، تا آنجا كه براى جنگ با عترت پیامبر صلى اللَّه علیه و آله، تمكین كردند: لعن الله امة اسست اساس الظلم والجور علیكم اهل البیت و لعن الله امة دفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم التى رتبكم الله فیها و لعن الله امة قتلتكم و لعن الله الممهدین لهم بالتمكین من قتالكم....

در ماجراى كربلا، همه آنان كه از آغاز، اهل‏بیت را از صحنه اجتماعى و سیاسى امت كنار زدند و بر غصب حكومت اسلامى توطئه كردند، تا آنان كه بر كشتن او گرد آمدند و همراهى و متابعت كردند، شریكند. این نكته در جاى دیگر زیارت عاشورا مطرح است:

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و ال محمد و اخر تابع له على ذلك، اللهم العن العصابه التى جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت على قتله، اللهم العنهم جمیعا.

توطئه سقیفه، تلاشى از سوى شركت شكست خورده در جبهه‏هاى بدر و احد و حنین بود، تا دوباره به سیادت جاهلى خود برسند و سفیانیان كوشیدند انتقام كشته ‏هاى خود را از آل پیامبر صلى اللَّه علیه و آله، از طریق سلطه یافتن بر خلافت و تار و مار كردن بنى ‏هاشم و عترت رسول بگیرند. طرح شورا و بیعت ساختگى سقیفه، ظاهرى فریبنده براى اعمال آن سیاست بود. به قول نیر تبریزى:

كانكه طرح بیعت شورا فكند -خود همانجا طرح عاشورا فكند
چرخ در یثرب رها كرد از كمان -تیر كاندر نینوا شد بر نشان


هواداران سقیفه، در سپاه كوفه بودند. امام حسین علیه‏السلام روز عاشورا با بدن مجروح، آنان را (شیعیان آل ابى ‏سفیان) خطاب كرد كه نه دین داشتند نه حریت. ابن‏زیاد وقتى با سر بریده حسین علیه‏السلام در طشت طلایى روبرو شد، با چوبى كه در دست داشت بر لبهاى آن سر مطهر مى ‏زد و مى ‏گفت: یوم بیوم بدر یزید بن معاویه نیز پس از كشتن امام و سرمستى از پیروزى بر آن حضرت، در پیش چشم فرزندان او كه به اسارت در كاخ او برده شده بودند، آرزو كرد كه كاش نیاكان كشته شده ‏اش در بدر، زنده بودند و به یزید مى‏ گفتند دستت درد نكند.

كشتن حسین علیه‏ السلام و یارانش را در مقابل كشته ‏هاى بدر دانست، نكر وحى و نزول جبرئیل شد و گفت اگر از آل ‏احمد صلى اللَّه علیه و آله انتقام نگیرم، از نسل خندف نیستم... حضرت زینب علیهاالسلام با خطاب یابن الطلقاء به یزید، اشاره به نیاكان مشرك او كرد، كه در فتح مكه، پیامبر آزادشان كرد. امام سجاد علیه‏السلام نیز به یزید گفت: جد من على بن ابى‏ طالب علیه‏السلام در جنگ بدر و احد و احزاب پرچمدار رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله بود اما پدر و جد تو پرچمدار كفار بودند. كربلا صحنه تجدید كینه‏ هاى مشركان و منافقان بر ضد آل الله بود و همان قدرت سیاسى را كه میراث رسول خدا بود و غاصبانه به دست دشمن افتاد بر ضد عترت رسول به كار گرفتند و این از شگفتی هاى تاریخ است.

سیدالشهداء علیه‏السلام در خطابه خویش در عاشورا به سپاه كوفه چنین فرمود: "شمشیرى را كه ما به دستتان دادیم علیه ما تیز كردید و به روى ما شمشیر كشیدید و آتشى را كه بر دشمنان شما و ما افروخته بودیم بر خود ما افروختید و با دشمنان خدا بر ضد اولیاءاللَّه همدست شدید،" فشحذتم علینا سیفا كان فى ایدینا و حششتم علینا نارا اضرمناها على عدوكم و عدونا... و در نقل دیگر: سللتم علینا سیفا فى رقابنا و حششتم علینا نارالفتن... فاصبحتم البا على اولیائكم و یدا علیهم لاعدائكم. آیا این همان سخن ابوبكر بن عربى نیست كه حسین علیه‏السلام به شمشیر جدش كشته شد؟ ان حسینا قتل بسیف جده؟

تیرى را كه عمر سعد صبح عاشورا به سوى اردوى حسینى رها مى ‏كند و تیرى را كه حرمله بر گلوى على اصغر علیه‏السلام مى ‏زند تیرى نیست كه در سقیفه رها شد و بر قلب پیامبر نشست؟ و آیا آن تیر، بر حنجره اصغر نشست یا بر جگر دین فرود آمد؟ چه خوب و عمیق دریافته و سروده است مرحوم آیه‏اللَّه كمپانى:

فما رماه اذ رماه حرمله -و انما رماه من مهد له
سهم اتى من جانب السقیفه -و قوسه على ید الخلیفه
و ما اصاب سهمه نحر الصبى-بل كبد الدین و مهجة النبى

اگر واقعه شوم سقیفه نبود هرگز جنایتهاى بعدى كه اوج آن در عاشورا بود پیش نمى‏آمد و مسیر تاریخ اسلام و شیعه به گونه دیگرى بود.

پی نوشت:
1_ صحیح مسلیم، ج 16 به شرح نووى، ص 5- 6 و با مختصر تفاوتى كامل ابن‏اثیر، ج 2، ص 323.

2_ فاطمه زهرا علیهاالسلام شادمانى دل پیامبر/ ص 698
3_ فرهنگ عاشورا/ جواد محدثى/ ص 289




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر