تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
(حرف - ع)
60- عامر بن عمیر نمیرى
ابن عقده در «حدیث الولایه» حدیث غدیر را با ذكر سند از او روایت كرده، و ابن حجر در جلد 2 «الاصابه» ص 255 حدیث مزبور را از موسى ابن اكتل بن عمیر نمیرى از عمویش عامر (نامبرده) روایت نموده.

61- عامر بن لیلى بن ضمره
حافظ ابن عقده در «حدیث الولایه» با ذكر سند حدیث مزبور را باسنادش از او روایت كرده و ابن اثیر در جلد 3 «اسد الغابه» ص 92 بطریق ابو موسى از ابى الطفیل از او روایت نموده كه گفت: چون رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله از حجة الوداع برگشت (جز آن حج نفرموده) آمد تا بحجفه رسید (در روز غدیر خم)- خم در نزدیك حجفه است، و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در آنجا مسجدى دارد كه معروف است. پس خطاب بمردم فرمود ... تا پایان حدیث.

و ابن صباغ مالكى نقل از كتاب «الموجز» تألیف حافظ اسعد بن ابى الفضایل بسند خود تا منتهى شود به عامر- و ابن حجر در جلد 2- «الاصابه» ص 257 از كتاب‌ «الموالات» تألیف ابن عقده از طریق عبد اللّه بن سنان از ابى الطفیل از حذیفة بن اسید و عامر بن لیلى روایت نموده‌ اند كه: چون رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله از حجة الوداع بازگشت فرمود آمد تا بحجفه رسید ... تا پایان حدیث. و ابو موسى با ذكر سند آن را روایت نموده، و سمهودى نقل از حافظ ابن عقده و ابى موسى و ابى الفتوح عجلى بطرقشان از عامر و حذیفة بن اسید روایت نموده كه گفتند: چون رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله از حجة الوداع باز گشت فرمود (و جز آن حج نكرده بود) آمد تا به جحفه رسید.قدغن فرمود كه در زیر درختان نزدیك بهم (كه در آن صحرا است) فرود نیایند.پس از آنكه آنگروه در جایگاههاى خود فرود آمدند و مستقرّ شدند.رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرستاد، زیر درختان و شاخه‌هاى مشرف بر سر مردم را پاك و خار خاشاك را برطرف و متفرق نمودند تا هنگامى كه بانك نماز بلند شد، و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در زیر درختان مزبور نماز خواند و سپس رو بطرف مردم گردانید و این واقعه در روز غدیر خم بود؛ و خم از جحفه است، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در آنجا مسجد معروفى دارد.

پس خطاب بمردم فرمود: همانا خداوند مهربان و دانا مرا آگاه فرمود كه هیچ پیغمبرى جز نیمى از عمر پیغمبر پیش از خود زیست نمیكند و من گمان دارم كه قریبا بسراى دیگر دعوت شوم و اجابت نمایم و همانا من مسئول هستم (در امر تبلیغ) و شما مسئول هستید (در پیروى و تبعیت). آیا من تبلیغ نمودم؟؟ نظر و گفتار شما چیست؟ گفتند ما میگوئیم كه بتحقیق تبلیغ فرموده و كوشش و نصیحت نمودى.

پس خداى جزاى نیك بشما عطا فرماید. فرمود: آیا نه چنین است كه شما شهادت به یكتائى خدا میدهید و اینكه محمّد بنده و فرستاده او است، و اینكه بهشت و دوزخ او حق است، و محشور شدن بعد از مردن حق است؟ گفتند بلى. فرمود بار خدایا گواه باش. سپس با مبالغه و تأكید در جلب توجه و شنوائى آنان فرمود: آگاه باشید همانا خداوند مولاى من است و من اولى (سزاوارتر) بشما هستم از خود شما.آگاه باشید- و هر كس كه من مولاى او هستم پس این على علیه السّلام مولاى او است. و دست على علیه السّلام را گرفت و او را بلند فرمود تا بحدى كه تمام آنگروه- او را شناختند.

سپس گفت: بار خدایا دوست بدار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را كه او را دشمن دارد- سپس فرمود: اى مردم من (در انتقال بسراى دیگر) بر شما پیشى میگیرم و شما بر من وارد میشوید در كنار حوضى كه پهناى آن از مسافت بین بصرى و صنعاء بیشتر است. در آن بشماره ستارگان آسمان قدحهاى سیمین هست (آگاه باشید) و؟؟؟؟؟ هنگامى كه بر من وارد می شوید از شما درباره دو چیز گران و نفیس مؤاخذه و سئوال خواهم نمود. پس بیندیشید تا چگونه بعد از من با آن دو رفتار خواهید نمود، كه هنگام ملاقات من اظهار نمائید. گفتند: یا رسول اللّه آندو چیز گران و نفیس چیست؟ فرمود: آنكه بزرگتر است كتاب خدا است؛ سبب (رشته ارتباطى) است كه یكطرف آن در دست خدا و طرف دیگر آن در دست شما است. پس آنرا محكم بگیرید تا بعد از من گمراه نشوید و آنرا تبدیل و دگرگون نسازید- و آن دیگر عترت منند. همانا خداوند دانا بمن خبر داد كه آندو از یكدیگر جدا نشوند تا مرا ملاقات نمایند. تا پایان حدیث.

و بهمین لفظ و بیان. شیخ احمد ابو الفضل بن محمّد با كثیر مكى شافعى در «وسیلة آلمال فی مناقب الال» حدیث مزبور را از حذیفه و عامر روایت نموده و خطیب خوارزمى در مقتلش نامبرده را در شمار راویان حدیث غدیر از صحابه ذكر نموده و ابن اثیر در جلد 3 «اسد الغابه» ص 93 از عمر بن عبد اللّه ابن یعلى از پدرش از جدش شهادت او را براى على علیه السّلام بحدیث غدیر در روز رحبه (كه حدیث آن خواهد آمد) روایت نموده.

62- عامر بن لیلى غفارى
ابن حجر نامبرده را در جلد 2 «الاصابه» ص 257 بعد از عامر سابق الذكر جداگانه نامبرده و گفته كه: ابن منده نیز او را ذكر نموده و از طریق عمر بن عبد اللّه بن یعلى بن مرّه از پدرش از جدش آورده كه گفت: شنیدم پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله میگفت: هر كس كه من مولاى اویم پس على علیه السّلام مولاى او است. و پس از آنكه على علیه السّلام بكوفه آمد مردم را سوگند داد (درباره حدیث غدیر) و هفده تن (از جمله آنان عامر بن لیلى غفارى) گواهى دادند وابو موسى تجویز نموده كه ممكن است این عامر همان عامر بن لیلى بن ضمره سابق الذكر باشد و ابن اثیر از او پیروى كرده و توجیه نموده باینكه او همان عامر بن لیلى بن ضمره است. و كلمه (من) بغلط (ابن) نگاشته شده- یعنى عامر بن لیلى (ردیف 61) از قبیله ضمره بوده، نه پسر ضمره- و در اینصورت شكى نیست هر كس كه غفارى باشد از قبیله ضمره است زیرا غفار پسر ملیل و او پسر ضمره بوده- مؤلف گوید: مگر اینكه، اختلاف طریق و سند مرحّج باشد متعدد بودن آنها را (یعنى عامر بن لیلى غفارى و عامر بن لیلى بن ضمره دو نفر باشند).

63- ابو الطفیل عامر بن واثله لیثى
(در یكى از سالهاى 100 ر 102 ر 108 ر 110 درگذشته) پیشواى حنبلیان احمد بن حنبل در جلد 1 مسند خود ص 118 با ذكر سند از على بن حكیم از شریك از اعمش از حبیب بن ابى ثابت از ابى الطفیل از زید بن ارقم بلفظ مذكور در حدیث زید (صفحه 64) و در جلد 4 ص 370 از ابى الطفیل حدیث مناشده در رحبه را (كه بلفظ و سند او خواهد آمد) از او روایت نموده و نسائى در «الخصایص» ص 15 باسنادش از او از زید و در ص 17 از ابن مقدام و محمّد ابن سلیمان از فطر از او با ذكر سند روایت نموده و ترمذى در جلد 2 صحیح خود ص 298 از سلمة بن كهیل از او (ابو الطفیل مذكور) از حذیفة بن اسید (همانطور كه در صفحه 57 گذشت) روایت نموده و خبرى كه حاكم در جلد 3 «مستدرك» ص 109 بطرقى كه صحت آنرا احراز نموده از ابو الطفیل از زید روایت نموده، در صفحه 66 ذكر شد و ابو محمّد عاصمى در «زین الفتى» باسنادش از فطر حدیث مناشده را كه بعدا خواهد آمد از او روایت كرده- و ابن اثیر در جلد 3 «اسد الغابه» ص 92 و در جلد 5 ص 376 نیز از او روایت كرده- و خوارزمى در «مناقب» ص 93 باسنادش از او حدیث زید بن ارقم را روایت نموده و در ص 217 حدیث شورا را كه خواهد آمد و متضمن احتجاج و استدلال بحدیث غدیر است، روایت نموده و گنجى شافعى در «كفایة الطالب» ص 15 حدیث زید را؛ و طبرى در- «الریاض النضره» جلد 2 ص 179 و ابن حمزه حنفى دمشقى در «البیان و التعریف» نقل از طبرانى و حاكم. و ابن كثیردر جلد 5 «البدایة و النهایه» ص 211 از طریق احمد و نسائى و ترمذى و در جلد 7 ص 246 از احمد و نسائى و در همین جلد ص 348 از طریق غندر از شعبه از سلمة بن كهیل از او از زید، و ابن حجر در جلد 4 «الاصابه» ص 159 و در جلد 2 ص 252 از او از حذیفه و عامر بلفظى كه خواهد آمد و متقى در جلد 6 «كنز العمال» ص 390 نقل از ابن جریر و سمهودى در «جواهر العقدین» نقل از قندوزى حنفى در ص 38 از ینابیع حدیث او را آورده‌ اند.

64- عایشه دختر ابى بكر بن ابى قحافه
(زوجه پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله)؛ ابن عقده در «حدیث الولایه» واقعه غدیر را با ذكر سند از او روایت نموده.

65- عباس بن عبد المطلب بن هاشم عموى پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله
(در سال 32 وفات یافته) ابن عقده بطریق خود با ذكر سند حدیث غدیر را از او روایت نموده و جزرى در «اسنى المطالب» ص 3 او را از جمله راویان حدیث غدیر ذكر نموده.

66- عبد الرحمن بن عبد رب انصارى
نامبرده یكى از شهود على علیه السّلام است بحدیث غدیر در روز رحبه بطوریكه در حدیث اصبغ بن نباته خواهد آمد كه حافظ ابن عقده از او روایت نموده و ابن اثیر در جلد 3 «اسد الغابه» ص 307 و در جلد 5 ص 205 و ابن حجر در جلد 2 «الاصابه» ص 408 از او ذكر نموده‌اند. و قاضى در «تاریخ آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله» ص 67 او را از جمله راویان حدیث غدیر ثبت نموده است.

67- ابو محمّد عبد الرحمن بن عوف قرشى زهرى
(در سال 31 ر 32 هجرى درگذشته) حدیث غدیر را ابن عقده باسنادش در «حدیث الولایه» و منصور رازى در «كتاب الغدیر» از او روایت نموده‌اند و او از عشره مبشّره است كه حافظ ابن المغازلى آنها را از جمله یكصد تن راویان حدیث غدیر بطرق خود بحساب آورده و جزرى در «اسنى المطالب» ص 3 او را از جمله راویان حدیث غدیر ذكر نموده است‌

68- عبد الرحمن بن یعمر دیلى
«1» (در كوفه مسكن گزیده)، ابن عقده حدیث‌ غدیر را در «حدیث الولایه» از او روایت كرده و در مقتل خوارزمى از راویان حدیث مزبور بشمار آمده.

پی نوشت :
 (1) در نسخه‌ها دیلمى است، ولى تصحیف و غلط است. و صحیح آن همان دیلى بكسر دال و سكون یاء است.


69- عبد اللّه ابن ابى عبد الاسد مخزومى
ابن عقده حدیث غدیر را از او روایت كرده.

70- عبد اللّه بن بدیل بن ورقاء سیّد خزاعه
(در صفین كشته شده) نامبرده یكى از شهود امیر المؤمنین علیه السّلام است كه در روز ركبان بطوریكه حدیث او خواهد آمد بحدیث غدیر گواهى داده‌.

71- عبد اللّه بن بشیر «1» مازنى.
ابن عقده او را از راویان حدیث غدیر بشمار آورده است.

پی نوشت :
 (1) در نسخه چنین است و صحیح آن (بشر) بضم با و سكون شین است و او برادر عطیه آتى لذكر است‌.

72- عبد اللّه بن ثابت انصارى
نامبرده بطوریكه در بیان اصبغ بن نباته است (ذكر خواهد شد) در روز رحبه براى على علیه السّلام بحدیث غدیر شهادت داده و در تاریخ آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله ص 67 از جمله راویان حدیث غدیر بشمار آمده است.

73- عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب هاشمى
(در سال 80 وفات یافته) ابن عقده حدیث غدیر را با ذكر سند از او روایت نموده و داستان احتجاج او بر معاویه بحدیث غدیر خواهد آمد.

74- عبد اللّه بن حنطب قرشى مخزومى
 سیوطى در «احیاء المیت» از حافظ طبرانى حكایت نموده كه او باسنادش از مطلب بن عبد اللّه بن حنطب از پدرش خطبه پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله را در جحفه با ذكر سند روایت نموده.

75- عبد اللّه بن ربیعه
خوارزمى در مقتلش او را از راویان حدیث غدیر بشمار آورده است.

76- عبد اللّه بن عباس
(در سال 68 وفات یافته) حافظ نسائى در «الخصایص» ص 7. از میمون بن مثنى با ذكر سند روایت نموده كه او از قول ابو الوضاح كه همان ابو عوانه است نقل كرده و او از ابو بلج بن ابى سلیم از عمرو بن میمون از ابن عباس در حدیثى طولانى آورده كه گفت: من نزد ابن عباس نشسته بودم در این هنگام نه گروه نزد او آمدند و باو گفتند اى پسر عباس یا با ما برخیز، و یا مجلس را براى ما از اغیار خالى كن. ابن عباس گفت: با شما بر میخیزم. عمرو بن میمون گوید كه: ابن عباس در این موقع چشم او نابینا نشده بود و صحیح بود. پس در كنارى نشستند و با یكدیگر سخن گفتند و ما ندانستیم كه چه گفتند. راوى گوید: پس از آن جلسه و مذاكره ابن عباس آمد در حالیكه لباس خود را تكان میداد و اظهار تأسف و انزجار میكرد و میگفت: اینان سخنانى ناروا و نكوهش درباره مردى گفتند كه بیش از ده فضیلت براى او است بطوریكه براى غیر او این فضایل وجود ندارد! اینان بدگوئى از مردى نمودند كه پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله درباره او فرمود:

البته اعزام میدارم مردى را (براى نبرد با دشمن) كه او را خداوند هیچوقت خوار نمیكند و او خدا و رسول او را دوست دارد و خدا و رسول او را دوست دارند. در این موقع شخصى خود را به رایت جنگ نزدیك نمود، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: على كجا است؟ گفتند در آسیا مشغول تهیه آرد است. فرمود دیگرى نبود كه آرد تهیه نماید؟! ابن عباس گوید. در این موقع على علیه السّلام آمد در حالیكه چشم‌هاى او دوچار درد بود بطوریكه قادر به دیدن نبود. پس رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در چشمان او دمید و رایت را سه بار حركت داد سپس آنرا باو اعطاء فرمود پس (در نتیجه عزیمت آنجناب به نبرد با یهودان و احراز پیروزى) على علیه السّلام آمد در حالیكه صفیه دختر حىّ را با خود آورد، ابن عباس بسخن ادامه داده گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فلان را با سوره توبه فرستاد و على علیه السّلام را در پى او فرستاد و سوره را از او گرفت و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود این سوره را براى مشركین نمى‌برد مگر مردى كه از من است و من از او هستم. ابن عباس گوید: پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله به پسر عموهاى‌ خود فرمود: كدامیك از شما حاضر است كه با من در دنیا و آخرت دوستى نماید؟همگى ابا كردند. ابن عباس گفت: على نیز در میان آنها نشسته بود و گفت من.

من براى این افتخار حاضرم. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله او را واگذاشت و رو بفرد فرد از آنان كرد و این سئوال را تكرار نمود. باز آنها امتناع نمودند. و على سخن خود را تكرار كرد. در اینموقع رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بعلى علیه السّلام فرمود: تو ولى من هستى در دنیا و آخرت. ابن عباس ادامه داده گفت: على علیه السّلام اول كسى است كه پس از خدیجه ایمان آورد. باز، ابن عباس ادامه داده و گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله پوشش خود را گرفت و بر على و فاطمه و حسن و حسین نهاد و گفت: اینست و جز این نیست، اراده فرموده است خداوند كه پلیدیرا از شماها ببرد اى اهل بیت من و پاكیزه گرداند شما را پاكیزه گرداندنى.

ابن عباس گوید: على علیه السّلام جان خود را فروخت و نثار كرد. لباس پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله را پوشید و در جایگاه او خوابید. مشركین بطرف رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله تیراندازى میكردند. پس ابو بكر آمد در حالیكه على علیه السّلام خوابیده بود و او گمان كرد كه رسول خدا است و او را بخطاب یا نبى اللّه صدا زد. على علیه السّلام فرمود: همانا پیغمبر خدا صلّى اللّه علیه و آله بطرف بئر میمون رفت؛ او را دریاب. گفت: پس ابو بكر رفت و با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله داخل غار شد.

در این موقع على علیه السّلام از طرف مشركین سنگ باران میشد همانطور كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله میشد و آنحضرت بخود مى‌پیچید و سر خود را در لباس پیچیده و پنهان ساخته بود و تا بامداد سر خود را بیرون نیاورد. همینكه صبح شد سر خود را بیرون كرد. آنان (مشركین)- در مقام نكوهش او بر آمدند و گفتند صاحب تو (یعنى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله) وقتى كه ما او را سنگ میزدیم بر خود نمى‌پیچید و تو چنین میكنى؟ و از این قبیل سخنان: ابن عباس بسخنان خود ادامه داده گفت: رسول خدا در غزوه تبوك خارج شد و مردم با آن حضرت خارج شدند. على علیه السّلام عرض كرد؟ من با شما خارج شوم؟ پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود. نه در این موقع على‌ علیه السّلام گریان شد. پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: آیا راضى نیستى كه نسبت بمن بمنزله هارون براى موسى باشى جز آنكه پس از من پیغمبرى نخواهد بود. همانا روا نیست كه من بروم جز آنكه تو بجاى من باشى- ابن عباس گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به على علیه السّلام فرمود: تو بعد از من ولىّ هر مرد و زن مؤمن خواهى بود.

ابن عباس گفت: و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله درهاى حجرات ما را كه بمسجد باز میشد همه را بست و درب حجره على را بحال خود گذاشت و در نتیجه، این امتیاز فقط براى على علیه السّلام بود كه در هر موقع از خانه خود بیرون میامد در هر حالى كه بود داخل مسجد میشد! زیرا راه دیگرى نداشت. ابن عباس گفت: و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: هر كس من مولاى او هستم پس على علیه السّلام مولاى او است ... تا پایان حدیث.

77- عبد اللّه بن ابى اوفی علقمه اسلمى
(در سال 86 ر 87 درگذشته) حافظ ابن عقده در «حدیث الولایه» حدیث غدیر را از او با ذكر سند روایت نموده.

78- ابو عبد الرحمن عبد اللّه بن عمر بن خطاب عدوى
(در سال 72 ر 73 درگذشته) حافظ هیثمى در جلد 9 «مجمع الزواید» ص 106 از طریق طبرانى با ذكر سند از عبد اللّه بن عمر روایت نموده كه گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: هر كس من مولاى او هستم على علیه السّلام مولاى او است. بار خدایا دوست دار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را كه او را دشمن دارد، و حافظ ابن ابى شیبه در سنن‌ خود روایت او را با ذكر سند آورده و وصابى شافعى در «الاكتفاء» از او روایت مزبور را نقل نموده و سیوطى «در جمع الجوامع» و در «تاریخ الخلفاء» ص 114 نقل از طبرانى آنرا روایت نموده و متقى هندى در جلد 6 كتاب «كنز العمال» ص 154 بطریق طبرانى در «المعجم الكبیر» آنرا ذكر نموده و بدخشانى نیز بهمین طریق در «نزل الابرار» ص 20 و در «مفتاح النجا» روایت نموده و خطیب خوارزمى در فصل چهارم از مقتلش و همچنین جزرى در «اسنى المطالب» ص 4 نامبرده را از جمله راویان حدیث غدیر از صحابه بشمار آورده‌اند.

79- ابو عبد الرحمن عبد اللّه بن مسعود هذلى
(در سال 32 ر 33 درگذشته و در بقیع مدفون است) حافظ ابن مردویه باسنادش نزول آیه تبلیغ را درباره على علیه السّلام در روز غدیر با ذكر سند از او روایت نموده و سیوطى در جلد 2 «الدر المنثور» ص 298 و قاضى شوكانى در جلد 2 تفسیرش ص 57 و آلوسى بغدادى از سیوطى از ابن مردویه در جلد 2 «روح المعانى» ص 348 آنرا از او روایت نموده‌اند و خوارزمى و شمس الدین جزرى در «اسنى المطالب» ص 4 او را از جمله راویان حدیث غدیر از صحابه بشمار آورده‌اند.

80- عبد اللّه بن یامیل «1»
حافظ ابن عقده در كتاب «المفرد فی الحدیث» بسندى كه منتهى بابراهیم بن محمّد نموده از جعفر بن محمّد از پدرش و ایمن بن نابل بن عبد اللّه بن یامیل با ذكر سند از او روایت نموده كه گفت: شنیدم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مى‌فرمود: هر كس كه من مولاى اویم پس على علیه السّلام مولاى او است .. تا آخر حدیث مزبور، ابن اثیر در جلد 3 «اسد الغابه» ص 274 بطریق حافظ ابو موسى مدینى و ابن حجر در جلد 2 «الاصابه» صفحه 382 از طریق حافظ ابن عقده و حافظ ابو موسى- و قندوزى حنفى در ینابیع ص 34 آنرا از او روایت نموده‌اند.

پی نوشت:
 (1) در نسخه‌ها چنین است و در بعضى از مصادر «یامین» ضبط شده‌


81- عثمان بن عفان
(در سال 35 درگذشته) حافظ ابن عقده در «حدیث الولایه» باسناد خود و منصور رازى در «كتاب الغدیر» با ذكر سند از او روایت نموده‌اند و او یكى از عشره مبشره است كه ابن المغازلى بطرق خود آنها را از جمله یكصد تن راویان حدیث غدیر بشمار آورده است‌.

82- عبید بن عازب انصارى
(برادر براء بن عازب)، نامبرده از كسانى است كه در روز منا شده در رحبه براى على علیه السّلام بحدیث غدیر گواهى دادند (در داستان رجبه خواهد آمد).

83- ابو طریف عدى بن حاتم
(در سال 68 در سن یكصد سالگى وفات یافته) حافظ ابن عقده در كتاب «حدیث الولایه» از طریق محمّد بن كثیر از فطر و ابن جارود از ابى الطفیل با ذكر سند آورده كه نامبرده از آنهائى است كه در روز مناشده در رحبه براى على علیه السّلام بحدیث غدیر شهادت دادند، و سید نور الدین سمهودى در «جواهر العقدین» آنرا ذكر نموده و قندوزى در «ینابیع الموده» ص 38 از سمهودى نقل كرده و شیخ احمد مكى شافعى در «وسیلة المآل فی مناقب الال» از او روایت نموده و در تاریخ آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله ص 67 در شمار راویان حدیث غدیر ثبت گردیده است.

84- عطیة بن بسر «1»
ابن عقده در «حدیث الولایه» واقعه غدیر را با ذكر سند از او روایت نموده‌.

پی نوشت :
(1) در نسخه‌ها عطیة بن بشیر ذكر شده و آن تصحیف و غلط است.


85- عقبة بن عامر جهنى
(از طرف معاویه بولایت مصر منصوب شد و سه سال در این سمت باقى بوده و نزدیك سال 60 وفات یافته) حافظ ابن عقده ضمن حدیثى كه در مورد شهادت عدى بن حاتم باو نسبت دادیم شهادت نامبرده را براى على علیه السّلام بحدیث غدیر در روز رحبه روایت نموده، و قاضى در تاریخ آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله ص 67 او را در شمار راویان حدیث غدیر ثبت نموده‌.

86- أمیر المؤمنین على بن ابى طالب صلوات اللّه علیه
شعر آنجناب در غدیر مشهور است و راویان مورد وثوق و اعتماد، آنرا ذكر نموده‌ اند؛ در شعراى الغدیر در قرن اول با ذكر راویان آن خواهد آمد، و داستان احتجاج آنجناب در روزهاى‌ شورى و جمل بحدیث غدیر و استنشاد آنحضرت (سوگند دادنش) به حدیث غدیر در روز رحبه- خواهد آمد.

و پیشواى حنبلیان (احمد بن حنبل) در جلد 1 مسند خود صفحه 152 از حجاج شاعر از شبابه از نعیم بن حكیم با ذكر سند روایت نموده كه از ابو مریم و مردى از همنشینان على علیه السّلام شنیدم، از آنجناب نقل نمودند كه: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله روز غدیر خم فرمود: هر كس كه من مولاى اویم على علیه السّلام مولاى او است، و ابن كثیر در جلد 2 «البدایة و النهایة» ص 348 آنرا از او روایت نموده و سپس گفته كه: این حدیث از طرق متعدد. از على علیه السّلام روایت شده و هیثمى؟؟؟؟ در جلد 9 «مجمع الزواید» ص 107 از طریق احمد آنرا روایت نموده و گفته: رجال آن مورد اعتماد و وثوق هستند و سیوطى در «جمع الجوامع» و در «تاریخ الخلفاء» ص 114 بطریق احمد و ابن حجر در جلد 7 «تهذیب التهذیب» ص 337 و بدخشانى در كتاب «نزل الابرار» ص 20 از طریق احمد و حاكم، و در «مفتاح النجا» نیز بطریق آندو، حدیث مزبور را ذكر نموده‌اند.

87- ابو الیقظان عمار بن یاسر عنسى
(در سال 37 در صفین شهادت یافته) احتجاج نامبرده بر عمرو بن عاص بحدیث غدیر قریبا از كتاب صفین تألیف نصر بن مزاحم ص 186 ذكر خواهد شد و در شرح نهج البلاغه جلد 2 ص 273 نیز مندرج است، و حموینى باسنادش در «فراید السمطین» در باب چهلم و باب پنجاه و هشتم حدیث غدیر را بطریق خود از او روایت نموده و خوارزمى و شمس الدین جزرى در «اسنى المطالب» ص 4 او را در شمار راویان حدیث غدیر از صحابه ذكر نموده‌ اند و او (عمار) از ركبان است كه براى على علیه السّلام بحدیث غدیر شهادت دادند، در حدیثى كه خواهد آمد.

88- عماره خزرجى انصارى
(در روز واقعه یمامه كشته شده) حافظ هیثمى در جلد 9 «مجمع الزواید» ص 107 از طریق بزار از حمید بن عماره روایت نموده كه گفت: از پدرم شنیدم كه میگفت: از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم در حالیكه دست على علیه السّلام را گرفته بود فرمود: هر كس من مولاى اویم پس این مولاى او است. بار خدایا دوست بدار آنكه را كه على را دوست دارد و دشمن بدار آنكه را كه على را دشمن دارد، سپس گوید كه این حدیث را بزار روایت كرده و حمید را نشناختم و بقیه رجال این روایت مورد اعتماد و وثوق شناخته شده‌اند و سیوطى حدیث مزبور را در «تاریخ الخلفاء» ص 65 و بدخشانى در «مفتاح النجا» و «نزل الابرار» بطریق بزار از او روایت نموده‌اند.

89- عمر بن ابى سلمة بن عبد الاسد مخزومى ربیب پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله «1»
(مادر او ام سلمه زوجه پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله بوده و نامبرده در سال 83 درگذشته) حافظ ابن عقده باسناد خود حدیث غدیر را با ذكر سند از او روایت نموده است.

پی نوشت :
(1) اولادیكه زوجه از همسر پیشین دارد نسبت بشوهر فعلى در اصطلاح عرب ربیب نامیده می شود.


90- عمر بن خطاب
(در سال 23 كشته شد) حافظ ابن المغازلى در «المناقب» بدو طریق از عمران بن مسلم از سوید بن ابى صالح از پدرش از ابى هریره از عمر بن‌ خطاب با ذكر سند روایت نموده كه گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: هر كه من مولاى اویم على علیه السّلام مولاى او است. و این روایت را سمعانى در «فضایل الصحابه» باسناد خود از ابى هریره از او ذكر نموده و محب الدین طبرى در جلد 2 «الریاض النضره» ص 161 نقل از مناقب احمد و ابن سمّان بطریق آندو و از او آورده (زیادتى چاپ دوم) و در ص 244 بآن اشاره نموده و در «ذخایر العقبى» ص 67 نقل از مناقب احمد و از شعبه باسناد آندو از او روایت شده و حافظ محمّد خواجه پارسا در كتاب «فصل الخطاب» آنرا ذكر نموده و خطیب خوارزمى در مقتلش و ابن كثیر شامى در جلد 7 «البدایة و النهایه» ص 349 و شمس الدین جزرى در «اسنى المطالب» او را از جمله راویان حدیث غدیر از صحابه بشمار آورده‌اند.

و در «مودّة القربى» تألیف شهاب الدین همدانى. از عمر بن خطاب مذكور است كه گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله- على علیه السّلام را بطور نمایان منصوب داشت و فرمود: هر كس كه من مولاى اویم على علیه السّلام مولاى او است. بار خدایا دوست بدار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را كه او را دشمن دارد و خوار گردان آنكه را كه او را خوار گرداند و یارى فرما آنكه را كه او را یارى نماید. بار خدایا تو گواه منى بر ایشان. عمر بن خطاب برسول خدا صلّى اللّه علیه و آله عرض كرد: یا رسول اللّه در حالیكه شما این سخن مى‌فرمودى جوان زیبا و خشبوئى پهلوى من بود و بمن گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بطور تحقیق رشته‌اى را بست و استوار ساخت كه جز منافق (دو رو) آنرا نمی گشاید، پس رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله دست مرا گرفت و فرمود: اى عمر، این جوان كه پهلوى خود یافتى و این سخن را از او شنیدى از جنس آدمیان نبود. بلكه او جبرئیل بود كه خواست گفتار مرا- درباره على علیه السّلام- بر شما استوار و مؤكد نماید و این داستان را قندوزى حنفى در «ینابیع» ص 249 از عمر روایت نموده و ابن كثیر در جلد 5 ص 213 از جزء اول از «كتاب غدیر» تألیف ابن جریر روایت نموده كه در آنجا از قول محمود «1» ابن عوف طائى و او از عبد اللّه بن موسى و او بطور اخبار از اسماعیل بن كشیط «2» از جمیل بن عماره «3» از سالم بن عبد اللّه بن عمر (ابن جریر گوید: گمان دارم كه گفت: از عمر، و این جمله در كتاب من نیست).

روایت نموده كه گفت: شنیدم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در حالیكه دست على علیه السّلام را گرفته بود فرمود: هر كس من مولاى اویم پس این على علیه السّلام مولاى او است.بار خدایا دوست دار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را كه او را دشمن دارد.

پی نوشت:
(1) در نسخه‌هاى كتاب چنین مذكور است و صحیح آن: محمد است‌

(2) چنین مذكور است و درست آن: نشیط است (زیادتى چاپ دوم).
(3) چنین مذكور شده و در تاریخ بخارى چنانكه درس 64 خواهد آمد عامر مذكور است (زیادتى چاپ دوم)

91- ابو نجید عمران بن حصین خزاعى
(در سال 52 در بصره درگذشته) ابن عقده در «حدیث الولایه» حدیث غدیر را با ذكر سند از او روایت نموده و مولوى محمّد سالم بخارى نقل از حافظ ترمذى نموده و خطیب خوارزمى و- شمس الدین جزرى در «اسنى المطالب» ص 4 او را از جمله راویان حدیث غدیر از صحابه بشمار آورده‌ اند.

92- عمرو بن حمق خزاعى كوفی
(در سال 50 درگذشته «1») ابن عقده حدیث غدیر را از او روایت نموده و خوارزمى در مقتلش او را از جمله راویان حدیث غدیر از صحابه بشمار آورده.

پی نوشت :
(1) عمرو بن حمق داستان عجیبى دارد كه در كتب تاریخ مسطور است كه پس از بیرون شدن او از كوفه از طرف لشكریان معاویه و عامل موصل تعقیب شد و در نزدیكى موصل در یك غار مار سیاه و مهیبى او را هلاك نمود و اسب او در آن حوالى مشاهده شد و لشكریان با مشاهده اسب او بطرف غار آمده و او را در آنحال مشاهده كردند و سر او را از بدن جدا نمودند و این سرنوشت با این جمله از فرمایش حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام پیش بینى شده بود كه فرمود: جن و انس در كشتن تو شركت میجویند و سر او را بر نى زدند و بشام نزد معاویه بردند و گفته شده: اولین سرى كه در تاریخ اسلام بر نى نصب شد، سر عمرو بن حمق خزاعى بود- مترجم‌


93- عمرو بن شراحیل
خوارزمى در مقتلش نامبرده را از جمله راویان حیث غدیر از صحابه بشمار آورده است‌.

94- عمرو بن عاص
یكى از شعراى غدیر است و شعر او ضمن ذكر شعراى قرن اول اسلامى ذكر شده است و قریبا خواهید یافت استدلال و احتجاج (برد) را بر او بحدیث غدیر و اعتراف او بآن، این داستان را ابن قتیبه در «الامامة و السیاسه» ص 93 با ذكر سند ثبت نموده، و خواهد آمد نامه كه او در مورد حدیث غدیر بمعاویه نوشت و خوارزمى آن را باسناد خود در «المناقب» ص 126 با ذكر سند ثبت نموده است.

95- عمرو بن مرّة الجهنى ابو طلحه
(یا- ابو مریم) احمد بن حنبل و طبرانى (در المعجم الكبیر) باسنادشان از نامبرده روایت نموده‌ اند باینكه: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در غدیر خمّ فرمود: هر كس من مولاى اویم. پس على علیه السّلام مولاى او است.بار خدایا دوست بدار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را كه او را دشمن دارد و یارى و دستگیرى كن آنكه را كه او را یارى و دستگیرى نماید.- و صاحب «كنز العمال» در جلد 6 ص 154 این حدیث را از طبرانى نقل كرده. و همچنین شیخ ابراهیم و صابى شافعى در «الاكتفاء» و محمّد صدر العالم در «معارج العلى» و نیز بدخشانى در «مفتاح النجا» و «نزل الابرار» آنرا از احمد و از «المعجم» طبرانى نقل نموده است.
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :