تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
الغدیر" و وحدت اسلامی
"وحدت اسلامی"، به عنوان یک پروژه مهم و سرنوشت ساز در تاریخ اسلام، قابل تأمل و بررسی است. امروزه به واسطه مشکلات فراوانی که برای مسلمانان از راه ایجاد اختلاف و ناهماهنگی در پذیرش موقعیت های به وجود آمده در جهان و نیز دامن زدن به اختلاف های عقیدتی و فرهنگی توسط دشمنان مشترک فرق مذهبی، ایجاد شده است، اهمیت این مقوله بیش از پیش روشن و رهبران جوامع اسلامی را به فراگیر نمودن و التزام به عملی نمودن آن فرا می خواند. تاریخ، گواه این مطلب است که چشم پوشی علی(ع) از حق مسلم خود، جز برای دستیابی به این مقصود نبوده است.

واقعه غدیر همواره به عنوان یک مسأله اختلافی مطرح بوده و تألیفاتی که پیرامون آن نوشته شده به اثبات حقانیت آن پرداخته است؛ اما "علامه امینی" صاحب "الغدیر" با رویکردی نوین به بررسی واقعه تاریخی غدیر پرداخته و در ضمن آن مسأله وحدت اسلامی را نیز مدنظر قرار داده است؛ چنانکه بسیاری از اندیشمندان اهل سنت نیز براین شاهکار علمی علامه امینی مهر تأیید زده و آن را محور وحدت اسلامی در حوزه مسایل عقیدتی دانسته اند. کمتر کسی از دانشمندان اسلام - اعم از شیعه و اهل سنت - یافت می شود که با نوشته های عمیق، محققانه و پراحساس مرحوم علامه امینی(ره) آشنا نبوده و او را به خاطر اثر بی نظیرش - الغدیر- نستاید. او از برجسته ترین افرادی است که به خاطر دفاع از حریم اسلام و تشیع و بخصوص دفاع از مقام والای بزرگ مرد جهان انسانیت - علی(ع) قد علم کرد و با فداکاری و اخلاص عجیب و شهامت و ابتکاری کم نظیر، رسالت بزرگ خود را به خوبی انجام داد.

علامه امینی شخصیتی است که یک تنه در برابر تاریخ نویسان دیگر قیام کرد و با قلم توانا و آتشین و درعین حال منطقی و علمی
خود، پرده ها را کنار زد و حقایق را از لابه لای زوایای تاریک تاریخ بیرون کشید. استاد مرتضی مطهری، با نگاهی متفاوت به بررسی نقش الغدیر در ایجاد وحدت اسلامی پرداخته است که در متن ذیل که توسط فرزند ایشان "دکتر علی مطهری" در اختیار گروه فرهنگی روزنامه قدس قرار گرفته است، می آید. کتاب شریف "الغدیر" موجی را در جهان اسلام پدید آورده است. اندیشمندان اسلامی از زوایا و جوانب مختلف ادبی، تاریخی، کلامی، حدیثی، تفسیری، اجتماعی بدان نظر افکنده اند. آنچه از زاویه اجتماعی می توان بدان نظر افکند، "وحدت اسلامی" است. مصلحان و دانشمندان روشنفکر اسلامی عصر ما، اتحاد و همبستگی ملل و فرق اسلامی را بخصوص در اوضاع و احوال کنونی که دشمن از همه جوانب بدانها هجوم آورده و پیوسته با وسایل مختلف درپی توسعه خلافهای کهن و اختراع خلافهای نوین است، از ضروری ترین نیازهای اسلامی می دانند. اساساً چنانکه می دانیم، وحدت اسلامی و اخوت اسلامی، سخت مورد عنایت و اهتمام شارع مقدس اسلام بوده و از اهم مقاصد اسلام است. قرآن و سنت و تاریخ اسلام گواه آن می باشد. از این رو برای برخی این پرسش پیش آمده که آیا تألیف و نشر کتابی مانند الغدیر- که به هرحال موضوع بحث آن کهن ترین مسأله خلافی مسلمین است- مانعی در راه هدف مقدس، ایده آل و عالی "وحدت اسلامی" ایجاد نمی کند؟ لازم است به عنوان مقدمه مفهوم و حدود وحدت اسلامی روشن شود، سپس به بررسی نقش کتاب شریف الغدیر و مؤلف آن علامه امینی بپردازیم.
   
وحدت اسلامی
مقصود از وحدت اسلامی چیست؟ آیا مقصود این است که از میان مذاهب اسلامی یکی انتخاب و سایر مذاهب کنار گذاشته شود؟ یا مقصود این است که مشترکات همه مذاهب گرفته شود و مفترقات همه آنها کنار گذاشته و مذهب جدیدی بدین نحو اختراع شود که شبیه هیچ یک از مذاهب موجود نباشد؟ یا اینکه وحدت اسلامی به هیچ وجه ربطی به وحدت مذاهب ندارد و مقصود از اتحاد مسلمانان، اتحاد پیروان مذاهب مختلف در عین اختلافهای مذهبی، در برابر بیگانگان است؟

مخالفان اتحاد مسلمانان برای اینکه از وحدت اسلامی مفهومی غیرمنطقی و غیرعملی بسازند، آن را به نام وحدت مذهبی توجیه می کنند تا در قدم اول با شکست مواجه گردد. بدیهی است، منظور علمای روشنفکر اسلامی از وحدت اسلامی، حصر مذاهب به یک مذهب و یا اخذ مشترکات مذاهب و طرد مفترقات آنها - که نه معقول و منطقی است و نه مطلوب و عملی - نیست. منظور این دانشمندان، متشکل شدن مسلمانان در یک صف در برابر دشمنان مشترکشان می باشد.

این دانشمندان می گویند مسلمانان اشتراکات بسیاری دارند که می تواند مبنای یک اتحاد منسجم شود. آنها همه خدای یگانه را می پرستند و همه به نبوت رسول اکرم(ص) ایمان و اذعان دارند. کتاب همه قرآن و قبله همه کعبه است. با هم و مانند هم حج می گزارند و مانند هم نماز می خوانند و مانند هم روزه می گیرند و مانند هم تشکیل خانواده می دهند و داد و ستد می نمایند و کودکان خود را تربیت و اموات خود را دفن می نمایند و جز در اموری جزئی، در این کارها با هم تفاوتی ندارند. مسلمانان همه از یک نوع جهان بینی برخوردارند و یک فرهنگ مشترک دارند و در یک تمدن عظیم و باشکوه و سابقه دار شرکت دارند. وحدت در جهان بینی، در فرهنگ، در سابقه تمدن، در بینش و منش، در معتقدات مذهبی، در پرستشها و نیایشها، در آداب و سنن اجتماعی خوب، می تواند از آنها ملت واحدی بسازد و قدرتی بزرگ به وجود آورد که قدرتهای بزرگ جهان ناچارند در برابر آنها خضوع نمایند، بخصوص اینکه در متن اسلام براین اصل تأکید شده است. مسلمانان به نص صریح قرآن، برادر یکدیگرند و حقوق و تکالیف خاصی، آنها را به یکدیگر مربوط می کند. با این وضع، چرا مسلمانان از این همه امکانات وسیع که از برکت اسلام نصیبشان گشته، استفاده نکرده اند؟

از نظر این گروه از علمای اسلامی، هیچ ضرورتی ایجاب نمی کند که مسلمانان به خاطر اتحاد اسلامی، مصالحه و گذشتی در مورد اصول یا فروع مذهبی خود بنمایند، همچنان که ایجاب نمی کند آنان درباره اصول و فروع اختلافی فیمابین، بحث و استدلال نکنند و کتاب ننویسند. تنها چیزی که وحدت اسلامی، از این نظر ایجاب می کند، این است که برای اینکه در میان مسلمانان احساسات کینه توزانه ای پیدا نشود یا شعله ور نگردد - متانت را حفظ کنند، یکدیگر را سب و شتم ننمایند، به یکدیگر تهمت نزنند و دروغ نبندند، منطق یکدیگر را مسخره نکنند و عواطف هم را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند و در حقیقت حدودی را که اسلام در دعوت غیرمسلمان به اسلام لازم دانسته است، درباره خودشان رعایت کنند: ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن. (1)
 
برای برخی این تصور پیش آمد، مذاهبی که تنها در فروع با یکدیگر اختلاف دارند، مانند شافعی و حنفی، می توانند با هم برادر باشند و با یکدیگر در یک صف قرار گیرند؛ اما مذاهبی که در اصول با یکدیگر اختلاف نظر دارند، به هیچ وجه نمی توانند با یکدیگر برادر باشند. از نظر این گروه، اصول مذهبی مجموعه ای به هم پیوسته است و به اصطلاح اصولیون از نوع "اقل و اکثر ارتباطی" است. آسیب دیدن یکی، عین آسیب دیدن همه است. بنابراین آنجا که مثلاً اصل "امامت" آسیب می پذیرد و قربانی می شود از نظر معتقدان به این اصل، موضوع وحدت واخوت منتفی است و به همین دلیل، شیعه و سنی به هیچ وجه نمی توانند دست یکدیگر را به عنوان دو برادر مسلمان بفشارند و در یک جبهه قرار گیرند.

گروه اول به این گروه پاسخ می دهند، می گویند: دلیلی ندارد ما اصول را در حکم یک مجموعه به هم پیوسته بشماریم و از اصل "یا همه یا هیچ" در اینجا پیروی کنیم. اینجا جای قاعده "المیسور لایسقط بالمعسور" و "مالا یدرک کله لایترک کله" است. سیره و روش شخص امیرالمؤمنین علی(ع) برای ما بهترین و آموزنده ترین درسهاست. علی(ع) راه و روشی بسیار منطقی و معقول که شایسته بزرگواری مانند او بود، اتخاذ کرد.

او برای احقاق حق خود از هیچ کوششی خودداری نکرد، همه امکانات خود را به کار برد که اصل امامت را احیا کند، اما هرگز از شعار "یا همه یا هیچ" پیروی نکرد. برعکس، اصل "ما لایدرک کله لا یترک کله" را مبنای کار خویش قرار داد.

علی(ع) در برابر ربایندگان حقش قیام نکرد و قیام نکردنش اضطراری نبود، بلکه کار حساب شده وانتخاب شده بود. او از مرگ بیم نداشت. چرا قیام نکرد؟ حداکثر این بود که کشته شود. کشته شدن در راه خدا منتهای آرزوی او بود. او همواره در آرزوی شهادت بود. علی(ع) بدین نکته رسیده بود که مصلحت اسلام در آن شرایط، ترک قیام و بلکه همگامی و همکاری است. خود مرتب بر این مطلب تصریح می کند. در یکی از نامه های خود به مالک اشتر (نامه 62 از نامه های نهج البلاغه) می نویسد: " من از اول دست خودم را پس کشیدم، تا دیدم گروهی از مردم از اسلام بازگشتند و مردم را به نابودی دین محمد(ص)، دعوت می کنند. پس ترسیدم که اگر به یاری اسلام و مسلمانان برنخیزم، شکاف یا انهدامی در اسلام خواهم دید که مصیبت آن از فوت خلافت چند روزه بسیار بیشتر است."
در شورای شش نفری، پس از تعیین و انتخاب عثمان توسط عبدالرحمن بن عوف، علی(ع) آمادگی خود را برای همکاری چنین بیان کرد: "شما خود می دانید من از همه برای خلافت شایسته ترم و حال به خدا قسم، مادامی که کار مسلمانان روبراه باشد و رقیبان من تنها به کنار زدن من قناعت کنند و تنها شخص من مورد ستم واقع شده باشد، مخالفتی نخواهم کرد وتسلیم خواهم بود." (2)
 
بررسی مطالب فوق می رساند که حضرت علی(ع) اصل "یا همه یا هیچ" را در این مورد محکوم می دانسته است. نیازی نیست درباره روش و سیره علی(ع) دراین موضوع بیشتر بحث شود، شواهد و دلایل تاریخی در این زمینه فراوان است.

علامه امینی و "الغدیر"
باید دید علامه امینی، مؤلف "الغدیر" از کدام دسته است و چگونه می اندیشیده است؟ آیا ایشان وحدت و اتحاد مسلمانان را تنها در دایره تشیع قابل قبول دانسته اند یا دایره اخوت اسلامی را وسیعتر می دانسته و معتقد بوده اند اسلام که با اقرار و اذعان به شهادتین محقق می شود، خواه ناخواه حقوقی را به عنوان حق مسلمان بر مسلمان ایجاد می کند و مسأله اخوت و برادری که در قرآن به آن تصریح شده، میان همه مسلمانان محفوظ است.
 


علامه امینی به این نکته که لازم است نظر خود را در این موضوع روشن کنند و اینکه نقش "الغدیر" در وحدت اسلامی چیست، آیا مثبت است یا منفی، کاملاً توجه داشته اند و برای اینکه از طرف معترضان- اعم از آنان که در جبهه مخالف خودنمایی می کنند و آنهایی که در جبهه موافق خود را جازده اند- مورد سوء استفاده واقع نشود، نظرش را مکرر توضیح داده و روشن کرده است.

علامه امینی طرفدار وحدت اسلامی است و با نظر وسیع و روشن بینانه بدان می نگرد. وی در فرصتهای مختلف در مجلدات الغدیر، این مسأله را طرح کرده که قسمتی از آنها در اینجا نقل می شود: در مقدمه جلد اول اشاره کوتاهی می کند به اینکه الغدیر چه نقشی در جهان اسلام خواهد داشت. می نویسد: "و ما این همه را خدمت به دین و اعلای کلمه حق و احیای امت اسلامی می شماریم."در جلد سوم، صفحه 77، پس از نقل اکاذیب ابن تیمیه و آلوسی و قصیمی، مبنی بر اینکه شیعه برخی از اهل بیت را از قبیل زیدبن علی بن الحسین دشمن می دارد، تحت عنوان "نقد و اصلاح" می نویسد:

"... این دروغها و تهمتها تخم فساد را می کارد و دشمنیها را میان امت اسلام بر می انگیزد و جماعت اسلام را تبدیل به تفرقه می نماید و جمع امت را متشتت می سازد و با مصالح عامه مسلمانان تضاد دارد." نیز در جلد سوم، صفحه 268، سخن سید رشید رضا را به شیعه مبنی بر اینکه "شیعه از هر شکستی که نصیب مسلمانان شود، خوشحال می شود تا آنجا که پیروزی روس را بر مسلمانان در ایران جشن گرفتند." نقل می کند و می نویسد:

"شیعیان ایران و عراق که قاعدتاً مورد این تهمت واقع شده اند و همچنین مستشرقان و سیاحان و نمایندگان ممالک اسلامی که در ایران و عراق رفت و آمد داشته و دارند، خبری از این جریان ندارند. شیعه بدون استثنا برای نفوس و خون و حیثیت و مال و عموم مسلمانان اعم از شیعه و سنی احترام قایل است، هر وقت مصیبتی برای عالم اسلام در هرجا و هر منطقه و برای هر فرقه پیش آمده است، در غم آنها شریک بوده است. شیعه هرگز اخوت اسلامی را که در قرآن و سنت بدان تصریح شده، محدود به جهان تشیع نکرده است و در این جهت، فرقی میان شیعه و سنی قایل نشده است."

وی در پایان جلد سوم نیز پس از انتقاد از چند کتاب از کتابهای قدما از قبیل "عقد الفرید"، "الانتصار"، "الفرق بین الفرق" و... می نویسد: "هدف ما از نقل و انتقاد این کتابها این است که به امت اسلام اعلام خطر کنیم و آنان را بیدار نماییم که این کتابها بزرگترین خطر را برای جامعه اسلامی به وجود می آورد، زیرا وحدت اسلامی را متزلزل می کند و صفوف مسلمانان را پراکنده می کند. هیچ عاملی بیش از این کتب، صفوف مسلمانان را از هم نمی پاشد و وحدتشان را از بین نمی برد و رشته اخوت اسلامی را پاره نمی کند." علامه امینی در مقدمه جلد پنجم تحت عنوان "نظریه کریمه" به مناسبت یکی از تقدیرنامه هایی که از مصر درباره الغدیر رسیده است، نظر خود را دراین موضوع کاملاً روشن می کند و جای هیچ تردیدی باقی نمی گذارد، می نویسد: "عقاید و آرا درباره مذاهب آزاد است و هرگز رشته اخوت اسلامی را که در قرآن با جمله "انما المؤمنون اخوه" بدان تصریح شده، گسسته نمی کند، هرچند کار مباحثه علمی و مجادله کلامی و مذهبی به اوج خود برسد. سیره سلف و در رأس آنها صحابه و تابعین همین بوده است. ما مؤلفان و نویسندگان در اطراف و اکناف جهان اسلام، با همه اختلافی که در اصول و فروع با یکدیگر داریم، یک جامع مشترک داریم و آن ایمان به خدا و پیامبر خداست. در کالبد همه ما یک روح و یک عاطفه حکمفرماست و آن روح اسلام و کلمه اخلاص است.

ما مؤلفان اسلامی، همه در زیر پرچم حق و قرآن و رسالت نبی اکرم(ص) زندگی می کنیم. پیام همه ما این است که: "ان الدین عندا... الاسلام" و شعار همه ما "لااله الاا..." و "محمد رسول ا..." است. علامه امینی در مقدمه جلد هشتم تحت عنوان "الغدیر یوجد الصفوف فی الملأ الاسلامی" مستقیماً وارد بحث نقش الغدیر در وحدت اسلامی می شود. وی دراین بحث، اتهامهای کسانی را که می گویند الغدیر موجب تفرقه بیشتر مسلمانان می شود، سخت رد می کند و ثابت می نماید که برعکس، الغدیر بسیاری از سوء تفاهم ها را از بین می برد و موجب نزدیکتر شدن مسلمانان به یکدیگر می شود. آنگاه اعترافهای دانشمندان اسلامی غیرشیعه را دراین باره شاهد می آورند و در پایان، نامه "شیخ محمد سعید دحدوح" را به همین مناسبت نقل می کند.

نقش مثبت الغدیر در وحدت اسلامی از این نظر مهم است که اولاً منطق مستدل شیعه روشن می کند، و ثابت می کند که گرایش در حدود صد میلیون مسلمان به تشیع مولود جریانهای سیاسی یا نژادی و غیره نبوده است، بلکه یک منطق قوی متکی به قرآن و سنت موجب این گرایش شده است. ثانیاً ثابت می کند که برخی از اتهامها به شیعه به کلی بی اساس و دروغ است. ثالثاً، امیرالمؤمنین علی(ع) و ائمه معصومین(ع) را که از مظلومترین شخصیتهای بزرگ اسلامی هستند و می توانند مقتدای عموم مسلمانان باشند، به جهان اسلام معرفی می کند.

برداشت دیگران از "الغدیر"
"محمد عبدالغنی حسن مصری" در تقریظ خود بر الغدیر که در مقدمه جلد اول، چاپ دوم، چاپ شده است می نویسد: "از خداوند مسألت می کنم که برکه آب زلال شما را (3) سبب صلح و صفا میان دو برادر شیعه و سنی قرار دهد که دست به دست هم داده، بنای امت اسلامی را بسازند." عادل غضبان، مدیر مجله مصری "الکتاب" - در مقدمه جلد سوم- می گوید: "این کتاب، منطق شیعه را روشن می کند و اهل سنت می توانند با مطالعه آن، شیعه را به طور صحیح بشناسند. شناسایی صحیح شیعه سبب می شود آرای شیعه و سنی به یکدیگر نزدیک شود و در مجموع صف واحدی تشکیل دهند."

دکتر محمد غلاب، استاد فلسفه در دانشکده "اصول دین" جامعة الازهر در تقریظی که بر الغدیر نوشته، می نویسد: "کتاب شما در وقت بسیار مناسبی به دستم رسید، زیرا اکنون مشغول جمع آوری و تألیف کتابی درباره زندگی مسلمانان از جوانب مختلف هستم. بنابراین خیلی مایلم اطلاعات صحیحی درباره شیعه امامیه داشته باشم. کتاب شما به من کمک خواهد کرد و من مانند دیگران درباره شیعه اشتباه نخواهم کرد."

"دکتر عبدالرحمن کیالی حلبی" در تقریظ خود که در مقدمه جلد چهارم الغدیر چاپ شده، پس از اشاره به انحطاط مسلمانان در عصر حاضر، و اینکه چه عواملی می تواند آنان را نجات دهد، و پس از اشاره به اینکه شناخت صحیح وصی پیامبراکرم(ص) یکی از آن عوامل است، می نویسد: "کتاب الغدیر و محتویات غنی آن، چیزی است که سزاوار است هر مسلمانی از آن آگاهی یابد، تا دانسته شود چگونه مورخان کوتاهی کرده اند و حقیقت کجاست. ما به این وسیله باید گذشته را جبران کنیم و با کوشش در راه اتحاد مسلمانان به اجر و ثواب نایل گردیم.



پی نوشتها

 شهید مرتضی مطهری
1- نحل / 125
2- نهج البلاغه، خطبه 72
3- "غدیر" در عربی به معنای گودال آب است
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :