تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
آیا امیر مؤمنان (ع) به غدیر خم اشاره نکرد؟!
شما می ‏گویید پیامبر اکرم (ص) در غدیر خم علی (ع) را به عنوان جانشین و خلیفه بلافصل خود معرفی کرد، - با توجه به این که رحلت پیامبر اکرم (ص) کم‏تر از سه ماه بعد از حادثه غدیر تحقق یافت و طبعا مردم هنوز غدیر را فراموش نکرده بودند - چرا امیرالمؤمنین (ع) به آن اشاره نکرد؟ آیا این خود دلیلی بر این نکته نیست که ولایت مطرح شده در حدیث غدیر به معنای حکومت و خلافت نبوده است؟

به جرات می ‏توان گفت‏ بعد از ارتحال رسول خدا (ص) هیچ کس به اندازه شخص امیرالمؤمنین (ع) در تبلیغ و ترویج حدیث غدیر و انتقال آن به نسل بعدی اهتمام نورزیده و برای حفظ و تبیین آن قدم برنداشته است . در میان ادله و براهینی که حضرت علی (ع) برای اثبات ادعای خویش مبنی بر جانشینی پیامبر (ص) و امامت مسلمانان اقامه فرمود، بیش‏ترین تاکید بر حدیث غدیر بود . آن حضرت در فرصت ‏های گوناگون بارها به این روایت تمسک جست . شماری از مواردی که امیرالمؤمنین (ع) به حدیث غدیر استدلال کرده، به اختصار چنین است:

1 . بلافاصله پس از ارتحال پیامبر اکرم (ص) در مناظره ‏ای، به عنوان مخالفت ‏با بیعت‏ با خلیفه اول، در مسجد مدینه فرمود: «آیا باید پیکر رسول خدا (ص) را بر روی زمین رها می ‏کردم و قبل از کفن و دفن آن حضرت، درباره خلافت و جانشینی وی نزاع می‏کردم؟ مساله خلافت چنان روشن بود که گمان نمی ‏کردم کسی در صدد دستیابی به آن باشد و در این موضوع با اهل بیت پیامبر (ص) درگیر شود! مگر رسول خدا (ص) در روز غدیر خم حجت را بر مردم تمام نکرد؟ و مگر جای عذری برای کسی باقی مانده بود؟» (1)


2 . حضرت علی (ع) هفت روز پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) وقتی از جمع آوری قرآن فارغ شد به میان مردم رفت؛ خطبه خواند و پس از
مدح خدا، رسول خدا و بیان طریق نجات، چنین فرمود: صریح‏ترین کلام رسول خدا (ص) در معرفی من به جانشینی خود هنگامی بود که آن حضرت شنیدند عده ‏ای در مجالس و محافل خود زمزمه می‏ کنند که ما جانشینان آن حضرت هستیم و بعد از ایشان زمامداری امت را برعهده خواهیم گرفت . پیامبر (ص) با شنیدن آن زمزمه‏ ها و سخنان به سفر حج که واپسین حج وی بود، تشریف برد و بعد از پایان مراسم حج، هنگام بازگشت، در غدیر خم دستور داد شبه منبری برایش آماده کردند . آن گاه بر منبر فراز آمد و بازوی مرا گرفت و بلند کردند - بدانسان که زیر بغلش نمودار شد - و با صدای بلند و رسا در میان انبوه جمعیت فرمود: «هر که من سرور و مولایش هستم، علی سرور و مولای او است . خدایا دوست‏بدار هر که دوستش دارد و دشمن بدار هر که دشمنش دارد .» بااین کلام صریح رسول خدا (ص) پذیرش ولایت من عین ولایت الاهی شد . (2)

3 . پس از حادثه تلخ سقیفه و بی‏اثر ماندن روشنگری‏های امیرالمؤمنین (ع) خلیفه اول که در پی فرصتی بود تا از آن حضرت دلجویی کند، روزی نزدش شتافت و به گفت و گو با وی پرداخت . علی (ع) در این مناظره پیوسته سوابق و امتیازات خود را بیان می‏داشت و خلیفه اول آن را تصدیق می‏کرد تا آن که حضرت به او فرمود: «تو را به خدا سوگند، آیا با استناد به حدیث رسول خدا (ص) در روز غدیر، من مولای تو و هر مسلمانی هستم یا تو؟ خلیفه اول جواب داد: شما هستید .» این مناظره تا آن جا ادامه یافت که ابوبکر منقلب شد و گریست و از حضرت مهلت‏خواست تا درباره گفتارش بیش‏تر بیندیشد . (3)

4 . بعد از مرگ خلیفه دوم، قبل از اعلام رسمی انتخاب عثمان، حضرت علی (ع) فرصتی خواست تا سخنانی را با اعضای شورا در میان بگذارد . این سخنان که حدیث انشاد شدت دارد، متواتر است و اهل سنت و شیعه نقل کرده‏اند . (4) در این حدیث‏حضرت برای اتمام حجت‏بیش از 190 امتیاز و فضیلت اختصاصی خود، را بیان داشت و جانشینی خویش را اثبات کرد . امام (ع) در بخشی از سخنانش فرمود: شما را به خدا سوگند می‏دهم، آیا در بین خود جز من کسی را سراغ دارید که رسول خدا (ص) در پی اجرای دستور خداوند متعال او را در روز غدیر خم برگزیده و درباره‏اش گفته باشد: «هر که من مولای او هستم، علی مولای او است . . .» همگی جواب دادند جز تو کسی را سراغ نداریم .

5 . در روزگار عثمان، مجلسی در مسجد النبی برگزار شد که بیش از دویست تن از شخصیت‏های برجسته در آن حضور داشتند . این جلسه در پی اعتراضات مردم به حکومت عثمانی بر پاشده بود . در این محفل، حضرت علی(ع) به واقعه غدیر اشاره کرد و ضمن توضیحی مفصل درباره حوادث آن روز فرمود: . . . پیامبر (ص) فرمود هر که من مولای او هستم این علی مولای او است . پس از پایان این جمله، سلمان برخاست و از رسول خدا پرسید: آیا ولایت علی مانند ولایت‏شما است؟ پیامبر پاسخ داد: آری . ولایت او مانند ولایت من است . هر کس من صاحب اختیار و سزاوارتر به او از خودش هستم، علی نیز صاحب اختیار او است و از وی به خودش سزاوارتر است‏» . (5)

6 . حضرت
علی(ع) در جنگ جمل، هنگام مناظره با طلحه، واقعه غدیر را باز گفت و به آن استناد کرد . (6)

7 . حضرت، پس از جنگ جمل، در نامه‏ای منظوم به معاویه واقعه غدیر را یاد آور شد و او را از مخالفت ‏با خود بر حذر داشت . (7)

8 . امام در سخنرانی خود، بعد از جنگ جمل، در کوفه و در اعتراض به معاویه بر خلافت‏ خود تاکید ورزید و در کنار استناد به بیعت مردم، مساله خلافت انتصابی خویش در غدیر خم را یادآور شد . (8)

9 . هنگامی که معاویه به خونخواهی عثمان برخاست، ابودردا و ابوهریره را نزد حضرت
علی(ع) فرستاد . حضرت - پیش از آن که مساله خونخواهی را پاسخ گوید - مشروعیت‏ خلافت‏ خودرا ثابت کرد و فرمود: «اگر خداوند مساله خلافت را به دست مردم داده است و رای آنان ملاک مشروعیت است، مهاجران و انصار، پس از سه روز مشورت، همراه مردم با من بیعت کردند و این بیعت از بیعت ‏با خلفای پیشین سنگین ‏تر است؛ زیرا در سه بیعت پیشین با مردم مشورت نشد؛ و اگر خداوند است که باید انتخاب کند و اختیار در دست او است که ولایت من در قرآن و سنت اثبات شده است; و این دلیل برای من قوی‏تر است و حق مرا واجب ‏تر می‏کند .» سپس در خطبه ‏ای به حدیث غدیر استدلال کرد و بر معنای ولایت که همان اولویت است، تاکید ورزید . (9)

10 . هنگام ورود امیرالمؤمنین (ع) به کوفه، حدود 30 سال از جریان تاریخی غدیر خم می‏ گذشت و مردم کوفه اسلام را به روایت رسمی که توسط خلفای وقت ترویج داده شده بود، آموخته بودند . حضرت در میدان بزرگ کوفه به سخنرانی پرداخت؛ برای اثبات خلافت‏ خود به حدیث غدیر استناد کرد و از اصحاب پیامبر که در غدیرخم بودند خواست تا واقعه را آن گونه که شنیده بودند بیان کنند . جریان استشهاد امیرالمؤمنین (ع) به حدیث غدیر در میدان بزرگ شهر کوفه را بسیاری از بزرگان شیعه و سنی نقل کرده ‏اند . (10)

11 . حضرت امیر (ع) بارها در مسجد کوفه سخنرانی فرمود و از صحابه پیامبر درباره حدیث غدیر شهادت گرفت تاتفسیری صحیح و غیر قابل انکار از این واقعه ارائه دهد . (11)

12 . حضرت
علی(ع)، در سی‏امین سالگرد غدیر خم، این روز را عید بزرگ مسلمانان خواند و در خطبه‏ای برای اثبات خلافت ‏خویش به واقعه غدیر استدلال فرمود .

این خطبه آن حضرت خطبه غدیر شهرت دارد و در مصباح المتهجد شیخ طوسی (صفحه 725) و مصباح کفعمی (صفحه 695) نقل شده است .

13 . در پاسخ به شبهاتی که معاویه درباره حقانیت‏ حضرت
علی(ع) می‏پراکند، آن حضرت; در نامه ‏ای به واقعه غدیر تمسک جست و به عبدالله بن ابی رافع دستور داد آن را هر جمعه برای مردم بخواند . آن بزرگوار همچنین ده نفر را معین کرد تا به پرسش‏ های مردم درباره مضمون نامه پاسخ گویند . (12)

14 . روزی امام
علی(ع) از صحابه درباره واقعه غدیر شهادت گرفت . شش تن از آن‏ها از شهادت دادن پرهیز کردند . ظاهرا انگیزه آنان در پرهیز از شهادت به حمایت آن‏ها از خلفای پیشین باز می‏ گشت . آنان از خلفای پیشین حمایت کرده بودند و چنین شهادتی تکذیب کردار قبلی‏شان به شمار می ‏آمد . از سوی دیگر، احتمال پیروزی معاویه نیز وجود داشت و آنان نمی‏ خواستند موقعیت آینده خود را به خطر اندازند . حضرت از خدا خواست آنان را به بلایی گرفتار سازد که شناخته شوند و حتی برای برخی از آن‏ها بلایی خاص در خواست کرد . پس از آن که خداوند نفرین آن حضرت را اجابت فرمود، آن‏ها به کتمان شهادت اعتراف کردند . این افراد عبارتند از: اشعث‏بن قیس و خالدبن یزید (16) .



پی‏ نوشت:

1 . الاحتجاج، طبرسی، ج 1، ص 184 .
2 . روضة کافی، ج 8، ص 18 و 25 و 27 .
3 . خصال، شیخ صدوق، ج 2، ص 594- 551; الاحتجاج، طبرسی، ج 1، ص‏307; تاریخ طبری، طبری، ج‏2، ص‏236 .
4 . تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج 3، ص 113; مناقب، خوارزمی، ص 313; الخصال، شیخ صدوق، ج 2، ص 533 .
5 . الاحتجاج، طبرسی، ج 1، ص 213، کمال الدین صدوق، ج 1، ص‏274 .
6 . مناقب، خوارزمی، ص 182; مروج الذهب، مسعودی، ج 2، ص 364 .
7 . الاحتجاج، طبرسی، ج 1، ص 429; تذکرة الخواص، ابن جوزی، ص 107 و 108 .
8 . ارشاد، شیخ مفید، ج 1، ص 260; الاحتجاج، طبرسی، ج 1، ص 406 .
9 . الغیبة، نعمانی، ص 69; کتاب سلیم بن قیس، ح 25 .
10 . مسند حنبل، ج‏1، ص 119 و ج‏4، ص 370; اسدالغابه، ابن اثیر، ج 3، ص 307 و ج 5، ص 205 .
11 . ینابیع الموده، قندوزی، ج 1، ص 41; شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 2، ص 288; ارشاد، مفید، ج 1، ص 352 .
12 . کشف المحجه، سید بن طاووس، ص 235و269 .
13 . ارشاد، مفید، ج 1، ص 352; مناقب، ابن مغازلی، ص 23; مجمع الزوائد، هیثمی، ج 9، ص‏106 .
14 . شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج‏19، ص 217 .
15 . انساب الاشراف، بلاذری، ج 2، ص 156; مسند حنبل، ج 1، ص 119 .
16 . خصال، صدوق، ج 1، ص 219 .

درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :