تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
پرسش پانزدهم
 پرسش :

آیا حدیث غدیر در زندگی سایر ائمه مورد توجه بوده است؟آیا ایشان نیز با تکیه بر غدیر ولایت را ثابت ‌‌کرده‌اند؟

پاسخ :

قضیه «غدیر خم» جزء احادیث متواتر است و هیچ شکی در آن وجود ندارد و سند معتبری است بر اثبات مدعای شیعه و امامت علی ـ علیه السلام ـ این حدیث مورد استفاده علمای طراز اوّل شیعه برای اثبات ولایت امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ قرار گرفته و کتاب های بسیاری در این زمینه تألیف شده است. امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ و سایر معصومین ـ علیهم السلام ـ در شرایط مناسب به آن استناد کرده اند.

اوّلین کسی که از معصومین ـ علیهم السلام ـ به این حدیث و حادثه مهم جهان اسلام برای اثبات ولایت خود استناد کرد، شخص امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ بود که در موارد مختلف به این امر پرداختند حضرت امیر ـ علیه السلام ـ در جمع مهاجرین و انصار بعد از به خلافت رسیدن ابوبکر فرمودند: «والله که از کسی و نزاع با آن درباره خلافت نمی ترسم، البته گمان نمی کردم کسی از شما مردم با ما اهل بیت در امر ولایت منازعت و مخالفت نماید و خلافت را که حضرت واهب متعال برای ما حلال گردانید و حکایت روز غدیر خم را که از سید البشر، اکثر اربابان دین و ملت استماع نمودند را بدون دلیل و حجت، بلکه تنها از روی عناد و عصبیت متروک گردانید».[1] بعد از این سخنان امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ 12 نفر از آنان برخواستند و بر افضلیت و حق حضرت نسبت به خلافت اعتراف کردند.

هم چنین از جمله معصومینی که به حدیث غدیر استناد کردند، فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ بود، روزی عمر و اطرافیانش برای بیعت گرفتن از حضرت امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ آمده بودند، خطاب به آنان فرمودند: «گویا، آنچه رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در روز غدیر به شما به موجب حکم خدای تعالی تقریر کرده عهد گرفت، بلکه شرط نمود را نمی دانید و یا از خاطر خود آن عهد و پیمان را فراموش شده انگاشته اید، و شیوه تمرد و مخالفت را برگزیده اید. والله که حضرت نبی اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در آن روز از شما و از اکثر امت عهد و پیمان نسبت به ولایت علی ـ علیه السلام ـ گرفت».[2]

هم چنین امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ در جریان جنگ با معاویه طی نامه ای خطاب به معاویه نوشتند: «ای معاویه تعجب می نمایی از آن که خالق البرایا هر یک از آن ائمه را که حضرت رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در روز غدیر خم معرفی کرد و در موارد متعددی فرمودند که آنان 12 تن اند، که هر یک به نص ایزد اکبر معین و مقرر گردیده اند. سپس فرمود: اوّل آنها امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ است».[3]

و با استناد به قضیه غدیر خم، ولایت و خلافت را حق خود و پدر بزرگوارشان دانستند.از دیگر معصومین ـ علیهم السلام ـ که به حدیث غدیر استناد کرده آقا امام رضا ـ علیه السلام ـ بوده که در حضور جماعتی از علماء و که مأمون آنها را برای مناظره با حضرت دعوت کرده بودند و در بحث امامت، به حدیث غدیر احتجاج کردند.[4] هم چنین عبدالعزیز از یاران حضرت نقل می کند ما در روزگار حضرت رضا ـ علیه السلام ـ در شهر مرو بودیم، نخستین روز ورودمان در مسجد جامع گرد آمدیم، حاضران در مسجد از مسئله امامت و کثرت اختلاف مردم در این باب سخن می گفتند؛ من بر آقای خود وارد شدم و ایشان را از گفته های مردم باخبر ساختم، آن حضرت تبسمی کردند و فرمودند: ای عبدالعزیز این مردم فریب عقاید خود را خورده اند.... در آخرین سفر حج پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که این آیه نازل شد: «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم».[5] و مسأله امامت از تمامیت دین است. رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از دنیا نرفت تا این که برای امتش دانستنی های دین را بیان فرمود و علی ـ علیه السلام ـ را برای ایشان به عنوان نشانه و پرچم هدایت و امام تعیین فرمودند»[6] که اشاره به همان جریان غدیر است.

هم چنین امام کاظم ـ علیه السلام ـ در مناظره با هارون الرشید فرمودند: «همانا ما معتقدیم ولایت جمیع خلایق با ماست، به خاطر قول پیغمبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در روز غدیر که فرمودند: «من کنت مولاه فعلی مولاه».[7]

لذا هر وقت امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ فرصت مناظره و بحث می یافتند و شرایط را مناسب و مساعد می دیدند، به حدیث غدیر تمسک می کردند، و با آن اثبات ولایت حضرت امیر و خود را می نمودند امّا هم چنان که در تاریخ ثبت گردیده است، تمام امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ شرایط صحبت و مناظره و اظهار عقیده را نداشته اند.امّا با این حال در مواردی به طور عمومی و نیز در مجالس خصوصی و به یاران خود به انتشار و بیان حدیث غدیر می پرداختند و یاران خود را از آن با خبر می ساختند: هم چنین امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «... سپس در حجة الوداع در روز غدیر علی ـ علیه السلام ـ را به عنوان امام نصب کرد».[8] هم چنین امام موسی بن جعفر در تفسیر آیه 8 سوره بقره «یخادعون الله و الذین آمنوا...» می خواهند خدا و اهل ایمان را فریب دهند و حال آن که فریب ندهند مگر خود را و این از سفاهت و نادانی است» هنگامی که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ علی ـ علیه السلام ـ را در روز غدیر نصب کردند به عنوان امام و رهبر مردم، و پیغمبر، عمر و تمام رؤسای مهاجرین و انصار را امر فرمودند تا با علی ـ علیه السلام ـ بیعت کنند و آنان نیز این کار را کردند، خدای تبارک و تعالی این آیه را نازل فرمود».[9]

غدیر نه تنها مورد استناد معصومین ـ علیهم السلام ـ بوده بلکه بعضی از صحابه نیز بدان استناد و احتجاج کردند، به طور مثال امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: «سلمان فارسی سه روز پس از دفن پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ خطبه ای خواند و در آن مردم را در مورد این که چرا خلافت را از امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ گرفته و به دیگری سپردند، مورد نکوهش قرار دادند. در فرازهایی از این خطبه گفتند: « بر شما باد به فرمانبرداری امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ که به خدا سوگند در روز غدیر ما به دفعات در حضور پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ تحت عنوان وصیت و إمارت بر او (علی ـ علیه السلام ـ) سلام نمودیم و پیوسته رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ با تأکید ما را بدان کار وا می داشت حال مردم را چه شده که با علم و فضائلش بر او حسد می برند؟....».[10]

هم چنین امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ فرمودند: «پس از خطبه ابوبکر، ابی بن کعب برخاست و این گونه سخنرانی کرد: «ای گروه مهاجر که خشنودی خدا را در نظر داشته و در قرآن مورد ثنای الهی قرار گرفتید و ای گروه انصار که در شهر ایمان سکنی گزیده اید، آیا فراموش کرده اید و یا خود را به فراموشی زده اید، آیا تبدیل عهد و پیمان کردید، و یا تغییر آیین داده اید، یا خذلان اختیار کرده اید، یا عاجز شده اید، مگر فراموش کرده اید که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در روز غدیر در میان ما بپا خواست و علی ـ علیه السلام ـ را در مقابل همه نگه داشت و فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه» هر کس من مولای او هستم بعد از من علی مولای اوست و هر کس من نبی او هستم علی امیر اوست»[11] ولی گوش شنوا نبود.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ الغدیر، علامه امینی.
2ـ المراجعات، علامه شرف الدین.


پاورقی ها:
[1]. طبرسی، الاحتجاج، ترجمه غفاری مازندرانی، تهران، انتشارات مرتضوی، چاپ اول، ج1، ص288.

[2]. همان، ج1، ص321.
[3]. همان، ج3، ص82.
[4]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، بیروت، موسسه الوفاء، 1404ق، ج49، ص200.
[5]. مائده / 3.
[6]. طبرسی، الإحتجاج، ترجمه بهزاد جعفری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، 1381ش، ج2، ص457.
[7]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج48، ص147.
[8]. همان، ج3، ص399.
[9]. همان، ج6، ص51.
[10]. الاحتجاج، ترجمه بهزاد جعفری، همان، ج1، ص253.
[11]. همان، ج1، ص255.
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :