تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
مولفین کتب درباره غدیرخم
توجه و اهتمام علماء نسبت باین داستان مهمّ تاریخى بحدّى است كه گروهى از آنان مضافا بر آنچه كه در خلال كتب تاریخ و حدیث ضبط گشته كتب جداگانه مشتمل بر طرق منتهیه بخودشان در این زمینه تدوین نموده‌اند و تمام این كوششهائى كه از ناحیه آنان مشهود گشته براى این بوده كه این داستان كهنه نشود و دست‌هاى خیانتكار نتواند نسبت بآن تحریفى صورت دهد:اینك نام این مؤلّفین با رعایت تقدّم تاریخى هر یك و سایر خصوصیات مربوط بآنها:

اول- ابو جعفر محمّد بن جریر بن یزید بن خالد طبرى آملى (ولادتش سال 224 هجرى قمرى، وفاتش 310 هجرى قمرى) كتاب او موسوم است به «الولایه فى طرق حدیث (الغدیر) نامبرده داستان غدیر را از هفتاد و چند طریق در این كتاب نقل نموده است.حموى در جلد 18 «معجم الادباء» صفحه 80 در شرح احوال طبرى متذكر شده است كه: نامبرده را كتابى است در فضایل علىّ بن ابى طالب علیه السّلام كه در آغاز آن از درستى اخبار وارده در موضوع غدیر خم سخن گفته و سپس بذكر فضایل پرداخته و موفق باتمام آن نگشته است ....

ذهبى در جلد دوم «طبقات» صفحه 254 متذكر شده است كه: محمّد بن جریر طبرى چون از سخنان ابن ابى داود درباره داستان غدیر خم آگاهى یافت كتاب فضایل را نوشت و در تصحیح حدیث غدیر سخن گفت. سپس صاحب طبقات مینگارد:مجلّدى از كتاب مشتمل بر طرق حدیث غدیر تألیف ابن جریر (طبرى) یافتم و از این كتاب و زیادى طرق حدیث غدیر كه در آن گرد آورده دچار دهشت شدم!

ابن كثیر در جلد 11 تاریخ خود صفحه 146 در شرح احوال طبرى چنین نگاشته: من كتابى از او دیدم كه در دو مجلّد ضخیم تدوین شده و در آن احادیث غدیر خم را گرد آورده، و كتاب دیگرى هم ابن حجر (در جلد 7 صفحه 337 «تهذیب التهذیب») بطبرى نسبت داده كه مشتمل بر طرق حدیث طیر است «1».

شیخ الطائفه- طوسى- (اعلى اللّه مقامه الشریف) نیز در فهرست خود باین شرح، متذكر نسبت این كتاب به طبرى شده كه: خبر داد ما را احمد بن عبدون از ابى بكر دورى از ابن كامل. و سیّد ابن طاوس- ره- در اقبال چنین متعرّض است و از این قبیل است آنچه كه محمّد بن جریر طبرى صاحب تاریخ بزرگ روایت نموده و كتابى را كه تصنیف نموده، (كتاب الرّد على الحرّ قوصیه) نام گذارده و حدیث روز غدیر را از هفتاد و پنج طریق در آن ذكر كرده است.

دوم- ابو العباس احمد بن محمد بن سعید همدانى كه به «حافظ ابن عقده» معروف گشته و در سال 333 هجرى وفات یافته. نامبرده را كتابیست بنام «كتاب الولایه» در طرق حدیث غدیر كه حدیث مزبور را از یكصد و پنج طریق روایت نموده- ابن اثیر در اسد الغابه و ابن حجر در «الاصابه» بسیار از او نقل نموده‌ اند (چنانكه در پیش مذكور گشته) و ابن حجر در جلد 7 كتاب «تهذیب التهذیب» صفحه 337 بعد از ذكر حدیث غدیر متذكر شده است كه:ابو العباس ابن عقده در تصحیح این حدیث دقت و توجه مخصوص نموده تا آنجا كه آنرا از قول بیش از هفتاد نفر از صحابه نقل و روایت كرده. و در كتاب (فتح البارى) چنین نگاشته: اما حدیث‌ «من كنت مولاه فعلى مولاه»

این حدیث را ترمذى و نسائى با دقت در طریق روایت ثبت نموده‌اند و جدّا داراى طرق بسیارى است و بطور تحقیق آنرا ابن عقده در كتاب جداگانه قرار داده و بسیارى از اسنادهاى آن درست و نیكو است. و شمس الدین مناوى شافعى نسبت بآن در جلد 6 از كتاب «فیض القدیر» صفحه 218 متذكر و گفتار ابن حجر را دایر بدرستى و زیادى طرق آن حكایت نموده است و حافظ گنجى شافعى در كتاب «كفایة الطالب» صفحه 15 این نسبت را باو متذكر شده و نجاشى در فهرست خود صفحه 67 نیز متذكر آن گشته و سید ابن طاوس (ره) در «اقبال» صفحه 663 چنین نگاشته: این كتاب را بدست آوردم كه در زمان مصنّف آن (ابى العباس) بسال 330 نوشته شده و بر آن خط شیخ طوسى (ره) و گروهى از بزرگان اسلام میباشد و در آن تصریح پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله را بولایت على علیه السّلام از یكصد و پنج طریق روایت كرده و هم اكنون این كتاب نزد من موجود است. و هدّار در كتاب «القول الفصل» جلد 1 صفحه 445 نگاشته كه ابن عقده این حدیث را از یكصد و پنج تن از صحابه نقل و روایت نموده است.

سوّم- ابو بكر محمد بن عمر بن محمد بن سالم تمیمى بغدادى معروف به (جعابى) كه در سال 355 وفات یافته «2» نامبرده را كتابى است تحت عنوان «كسانى‌ كه حدیث غدیر خم را روایت نموده‌اند» كه نجاشى در فهرست خود صفحه 281 آنرا از جمله كتب نامبرده ذكر كرده و سروى در جلد 1 مناقبش در صفحه 529 میگوید: این حدیث را ابو بكر جعابى از یكصد و بیست و پنج طریق روایت كرده و از صاحب كافی ذكر نموده كه: قاضى ابو بكر جعابى حكایت غدیر خم را از ابى بكر و عمر و عثمان و افراد دیگر از صحابه تا تعداد هفتاد و هشت نفر براى ما روایت نموده (چنانكه قبلا نیز بدانها اشاره شد) و در كتاب «ضیاء العالمین» مذكور است كه:جعابى در كتاب خود (نخب المناقب) حدیث غدیر خم را از یكصد و بیست و پنج طریق روایت نموده است.

چهارم- ابو طالب عبید اللّه (در فهرست شیخ الطایفه عبد اللّه ثبت شده) ابن احمد بن زید انبارى واسطى (كه در سال 356 در واسط وفات یافته) كتاب «طرق حدیث الغدیر» بنام او در فهرست نجاشى صفحه 161 ثبت شده است.

پنجم- ابو غالب احمد بن محمد بن محمد زرارى (متوفاى 368 هجرى) نامبرده را جزوه‌ایست در پیرامون خطبه غدیر كه شخصا در رساله‌ اى كه درباره آل اعین براى فرزند زاده خود ابى طاهر زرارى تألیف نموده بآن تصریح كرده است.

ششم- ابو الفضل محمد بن عبد اللّه بن مطّلب شیبانى متوفاى 372 هجرى- نجاشى كه همزمان با او بوده در صفحه 282 از فهرست خود كتاب (كسانى كه حدیث غدیر خم را روایت كرده‌اند) را بنام او ذكر كرده است.

هفتم- حافظ على بن عمر دار قطنى بغدادى متوفاى 385 هجرى- گنجى شافعى در كتاب خود «كفایه» صفحه 15 ضمن ذكر حدیث غدیر متذكر شده كه:طرق این حدیث را حافظ دار قطنى در یك مجلد گرد آورده است.

هشتم- شیخ محسن بن حسین بن احمد نیشابورى خزاعى عموى شیخ عبد الرحمن نیشابورى- شیخ منتجب الدین در فهرست خود كتاب (بیان حدیث غدیر) را بنام او ذكر نموده است.

نهم- علىّ بن عبد الرحمن بن عیسى بن عروه جرّاح قناتى متوفاى 413 هجرى، نجاشى در فهرست خود صفحه 192 كتاب (طرق خبر الولایه) را بنام او بشمار آورده است.

دهم- ابو عبد اللّه الحسین بن عبید اللّه بن ابراهیم غضایرى متوفاى 15 صفر سال 411 هجرى- نجاشى در فهرست خود صفحه 15 مجموعه موسوم به (كتاب یوم الغدیر) را بنام او ذكر نموده است.

یازدهم- حافظ ابو سعید مسعود بن ناصر بن ابى زید سجستانى متوفاى در سال 447 هجرى- كتاب موسوم به (الدرایه فی حدیث الولایه) تألیف او است كتاب مزبور داراى هفده جزء است كه طرق حدیث غدیر را در آن جمع و از یكصد و بیست تن از صحابه آنرا روایت نموده، ابن شهر آشوب در جلد 1از «مناقب» صفحه 529 از این كتاب یاد نموده و جمال الدین سیّد ابن طاوس در «اقبال» صفحه 663 اشعار نموده كه كتاب مزبور در دسترسى او قرار گرفته و مشتمل بر بیش از بیست جلد است. در كتاب «الیقین» نیز از كتاب مزبور یاد شده و ابن ابى حاتم شامى در «الدرّ النظیم فی الائمة اللهامیم» از كتاب مزبور روایت نموده و در نزد شیخ عماد الدین طبرى نیز بوده است و از آن در «بشارة المصطفى بشیعة المرتضى» نقل نموده و از كتاب مزبور به «كتاب الولایه» تعبیر نموده است.

دوازدهم- ابو الفتح محمّد بن على بن عثمان كراجكى متوفاى 449، كتاب «عدّة البصیر فی حجّ یوم الغدیر» از او است. علّامه نورى در جلد سوم «مستدرك» صفحه 498 نگاشته كه: این كتاب،كتابى است سودمند و اختصاص دارد باثبات امامت امیر المؤمنین علیه السّلام در روز غدیر- داراى یك مجلّد است و مشتمل است به دویست ورقه و در عین حال در موضوع امامت بمنتهاى امر دست یافته و براى شیعه كافی و رسا است.

سیزدهم- على بن بلال (در فهرست شیخ چنین ضبط شده ولى در مناقب ابن شهر آشوب. على بن هلال نوشته) ابن معاویة بن احمد مهلبى، شیخ در فهرست‌ خود صفحه 96 و ابن شهر آشوب در جلد 1 «مناقب» صفحه 529 و در «معالم» صفحه 59- كتاب او را بنام «حدیث الغدیر» ثبت نموده‌ اند.

چهاردهم- شیخ منصور لائى رازى- نامبرده را كتابى است بنام «حدیث الغدیر» كه در آن نام راویان حدیث مزبور را بترتیب حروف الفبا قید نموده- ابن شهر آشوب در جلد 1 «مناقب» صفحه 529 و شیخ ابو الحسن شریف در «ضیاء العالمین» از كتاب مزبور یاد كرده‌ اند.

پانزدهم- شیخ على بن حسن طاطرى كوفی صاحب كتاب «فضایل امیر المؤمنین علیه السّلام» «كتاب الولایه» نیز از او است و شیخ در فهرست خود صفحه 92 آنرا ذكر نموده.

شانزدهم- ابو القاسم عبید اللّه بن عبد اللّه حسكانى، نامبرده را كتابى است بنام «دعاة الهداة الى اداء حق الموالات» كه در آن داستان غدیر را ذكر نموده- سیّد ابن طاوس در «اقبال» صفحه 663 از كتاب مزبور یاد نموده و اشعار داشته كه در نزد او موجود است و شیخ ابو الحسن شریف در «ضیاء العالمین» كتاب مزبور را بنام او ذكر نموده است.

هفدهم- شمس الدین محمد بن احمد ذهبى متوفاى 748- نامبرده در جلد سوم از كتاب «تذكرة الحفّاظ» صفحه 231 (كه تألیف خود او است) كتاب موسوم به «طریق حدیث الولایه» را از تألیفات خود شمرده ضمنا اشعار نموده است باینكه:امّا، داستان طیر، از طرق بسیارى روایت شده و من آنرا جداگانه در یك كتاب ثبت نموده‌ ام و اصالت این حدیث از مجموع طرق نامبرده مسلّم است. و امّا حدیث «من كنت مولاه» این حدیث نیز داراى طرق پسندیده‌ ایست و آنرا هم جداگانه جمع نموده‌ ام.

هجدهم- شمس الدین محمد بن محمد جزرى دمشقى مقرى شافعى متوفاى بسال 833 هجرى- نامبرده رساله جداگانه را مشتمل بر اثبات تواتر حدیث غدیر تنظیم نموده و آنرا به «اسنى المطالب فی مناقب على بن ابى طالب علیه السّلام» نامیده و حدیث مزبور را از هشتاد طریق روایت نموده و انكار كننده آنرا بنادانى و عصبیّت باطله منسوب نموده است.سخاوى در «الضوء اللّامع» كتاب مزبور را از تألیفات نامبرده بشمار آورده- دو نسخه از كتاب مزبور در كتابخانه سید میر حامد حسین لكهنوى هندى صاحب (عبقات) موجود است و شیخ ابو الحسن شریف نیز در «ضیاء العالمین» از آن یاد كرده است‌.

نوزدهم- مولى عبد اللّه بن شاه منصور قزوینى طوسى، همزمان شیخ بزرگوار صاحب وسائل، بطوریكه در كتاب امل الآمل مذكور است نامبرده را كتابى است بنام «الرسالة الغدیریّه».

بیستم- السیّد سبط الحسن جایسى هندى لكهنوى- كتاب ایشان بنام «حدیث الغدیر» بزبان اردو در هند بطبع رسیده است.

بیست و یكم- السیّد میر حامد حسین بن سیّد محمد قلى موسوى هندى لكهنوى كه در سن شصت سالگى در سال 1306 قمرى وفات یافته- عالم جلیل نامبرده.حدیث غدیر را با طرق آن و تواتر آن و مفاد آن در دو مجلّد ضخیم مشتمل بر یكهزار و هشت صفحه تدوین نموده و این دو مجلّد از جمله مجلّدات كتاب بزرگ موسوم به «عبقات» است.این سیّد بزرگوار پاك طینت مانند پدر عالیمقام و مقدسش بمنزله یكى از شمشیرهاى كشیده الهى است بر وى دشمنان، و پرچم پیروزى حق و دین و یكى از آیات بزرگ خداوند منّان است كه حجّت را بسبب او تمام فرموده و راه راست را بدست او آشكار ساخته است.

و اما كتاب (عبقات) این سیّد جلیل القدر. شمیم روح پرورش در فضا منتشر و داستان عظمت و شهرتش در شرق و غرب جهان پراكنده گشته و آنان كه برموز علم و دین واقف هستند میدانند كه این كتاب بمانند معجز آشكارى است كه هر گونه باطل و ناروائى از ساحت آن و از اطراف و جوانب آن دور است.مؤلّف بزرگوار «الغدیر» در اینجا موقعیّت مهمّ این اثر نفیس و بى‌نظیر را با این جمله اشعار فرموده: و ما از علوم و معارف نهفته در آن مجموعه گرانبها سودها و بهره‌هاى بسیار بردیم و از این روى نسبت بسیّد بزرگوار مذكور و والد ماجدش مراتب سپاسگزارى پیوسته خود را تقدیم میداریم و از حضرت بارى جلّ ذكره عظیم ترین پاداش‌ها را براى آن دو بزرگوار مسئلت مینمائیم.

بیست و دوم- السید مهدى ابن سیّد على غریفى بحرانى نجفى متوفاى سال 1343 قمرى- عالم جلیل القدر صاحب «الّذریعه» كتاب «حدیث الولایه فی حدیث الغدیر» را از مؤلّفات سید بزرگوار مذكور شمرده و فرزند معظم له نیز ضمن شرح حال آنمرحوم كه براى مؤلف معظّم «الغدیر» ایفاد نموده كتاب مزبور را بنام والد معظّم خود ضمن شرح حال ذكر نموده است.

بیست و سوم- الحاج شیخ عبّاس محدّث قمى (رضوان اللّه علیه) كه شب سه شنبه 23 ذا الحجة 1359 در نجف اشرف درگذشته، كتاب «فیض القدیر فی حدیث الغدیر» كه بالغ بر سیصد صفحه است تألیف آنمرحوم است. روایات و مطالب مربوط به غدیر را در كتاب مزبور بطرز بدیعى جمع نموده- نامبرده از نوابغ و بزرگان علم حدیث است و در فنّ تألیف در عصر حاضر مقام ارجمندى را احراز نموده و خدمات او در این راه بر احدى پوشیده نیست.

بیست و چهارم- السیّد مرتضى حسین خطیب دانشمند فتح پورى هندى- نامبرده را كتابى است بنام: «تفسیر التكمیل» در پیرامون آیه شریفه الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ ... كه در واقعه غدیر نازل گشته، كتاب مزبور در هند بطبع رسیده است.

بیست و پنجم- الشیخ محمد رضا ابن شیخ طاهر آل فرج اللّه نجفى- دانشمند یگانه مزبور همزمان و همكار ارجمند مؤلف معظم «الغدیر» بوده و كتاب مستطاب «الغدیر فی الاسلام» كه در نجف اشرف بطبع رسیده تالیف دانشمند مذكور است كه در آن حق سخن را ادا نموده است.

بیست و ششم- الحاج سید مرتضى خسرو شاهى تبریزى دانشمند معاصر- كتاب موسوم به «اهدآء الحقیر فی معنى حدیث الغدیر» تألیف معظم له در عراق بطبع رسیده و در تحقیق نسبت بموضوع، منتهاى دقت و تتبع در آن مشهود است.

پی نوشت ها :
(1) حدیث طیر (داستان مرغ بریان) كه بحضرت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله اهداء شد و عرض كرد بار خدایا محبوب‌ترین خلقت را برسان تا با من در خوردن این مرغ بریان شریك شود و در این موقع على (ع) وارد شد- از احادیث مشهوره است كه در اغلب كتب حدیث از طرق عآمه و خاصه ذكر شده است‌

(2) شرح حال او در جلد 3 تاریخ بغداد صفحات 26- 31 و در جلد 3 تذكره ذهبى صفحه 138- 141 و در غیر اینها نیز ثبت گشته و نامبرده را از پیشوایان حفاظ بشمار آورده‌اند و تصریح نموده‌اند كه نامبرده دویست هزار حدیث با اسناد آنها در حفظ داشته و او بر حفاظ عصر و زمان خود با بسیارى تعداد آنها و نیروى حفظ آنها برترى یافته تا آخر آنچه كه درباره او ذكر شده است.
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :