تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
یک جرعه غدیر
فرازی از خطبه غدیریه رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)

خدای را سپاس می گویم . . وبه عبودیت خود و ربوبیت او اقرار می کنم و عزم آن دارم که آنچه را به من وحی فرموده ، به شما برسانم ، از آن بیم دارم که اگر نرسانم عذابی بس کوبنده وسخت بر من فرو فرستد . . .

زیرا وجود مقدسش آگاهم فرموده که « اگر آنچه را نازل نموده ، ابلاغ نکنم رسالت او را ادا نکرده ام » و جناب حضرتش تبارک وتعالی تضمین فرموده که از شر مردمان در امانم دارد . . . پس وحی فرموده : « یا ایها الرسول بلّغ ما اُنزل . . . » واین آیه در باره خلافت و جانشینی علی بن ابی طالب است .

ای مردم ! من هیچ گاه در رساندن آنچه حق نازل فرموده کوتاهی نکرده ام و اکنون سبب نزول این آیه را برایتان بیان می کنم .

جبرئیل تا کنون ( در این موضوع ) سه بار بر من نازل شده و از جانب پروردگارم مرا امر نموده تا در این سرزمین بر پای ایستم وهر سپید و سیاهی ( همگان ) را اعلام دارم که علی بن ابی طالب (علیه السلام) برادر ، وصی و جانشین و امام بعد از من است ; همان که نسبت به من ، همچون هارون نسبت به موسی ( یعنی جانشین من ) است جز این که پیامبر نخواهد بود ، و او بعد از خدا و پیامبرش ولی و سرپرست شماست . . .

و من ، ای مردم ، از جبرئیل خواستم مرا از انجام این کار معاف دارد ; زیرا می دانم تقواپیشگان بس کم اند و منافقان بسیار و دغل کاران و مسخره کنندگان اسلام فراوانند . همانان که . . . مرا بسیار آزردند و اهانتها کردند بدین بهانه که علی هماره با من و من با اویم . . .

و البته اگر بخواهم آنان را به اسم بشناسانم و به سویشان اشاره کنم می توانم اما به خدا سوگند که بزرگواری کرده و از این کار در می گذرم و در هر حال خدای متعال از من راضی نخواهد شد مگر این که آنچه را نازل فرموده ابلاغ نمایم . رسول گرامی صلّی الله علیه وآله . آن گاه این آیه را تلاوت فرمود :

( یا ایّها الرسول بلّغ ما اُنزل الیک من ربّک وإن لم تفعل فما بلّغت رسالته والله یعصمک من الناس ) .


منبع: احتجاج ، طبع بیروت ، ج1 ، ص 59

درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :