تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
بانوی بهشتی، مائده‌ی بهشتی
دختر گرامی پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، حوراء إنسیه اى است كه خداوند پیش از خلقت آدم ابوالبشر علیه السلام وى را از نور خویش آفرید، و در زیر ساق عرش خود جاى داد، و پیوسته به تسبیح و تقدیس و تهلیل و تحمید حضرت حق اشتغال داشت.  حوریه اى كه رسول الله صلى الله علیه و آله هر زمان مشتاق بوى بهشت مى شد، او را مى بویید و مى فرمود: «هرگاه فاطمه را مى بوسم، بوى درخت طوبى را از وى استشمام مى كنم

در این نوشتار مختصری نظری می افکنیم به گوشه ای از کرامات این یادگار بهشت.

غذاى آسمانى
زمخشرى و سیوطى دو مفسر گرانقدر اهل سنت گزارشى را نقل مى كنند كه نشانگر مقام قدس فاطمه زهرا سلام الله علیهاست.  در تفسیر الكشاف و تفسیر الدر المنثور ذیل آیه 37 آل عمران: «كلما دخل علیها زكریا المحراب وجد عندها رزقا...» آمده است:
دو سه روزى بود كه رسول خدا صلی الله علیه و آله غذایى نخورده بودند. گرسنگى بر او سخت فشار آورد. به اطاق همسرانش مراجعه نمود، چیزى براى خوردن نیافت. نزد فاطمه سلام الله علیهاآمده و فرمود: دخترم چیزى براى خوردن دارى؟ فاطمه سلام الله علیها گفت: فدایت شوم، به خدا قسم آه در بساط نداریم. پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه بازگشت.

همسایه فاطمه سلام الله علیها، دو قرص نان با مقدارى گوشت پخته براى وى آورد. فاطمه سلام الله علیها آنها را در ظرفى نهاد و رویش را پوشاند و با خود اندیشید كه بر پدرش ایثار كند و قبل از اطعام اهل خانه اش پیامبر صلی الله علیه و آله را غذا بدهد. حسن و حسین علیهماالسلام را نزد رسول خدا فرستاد صلی الله علیه و آله پیامبر صلی الله علیه و آله بازگشت.

فاطمه سلام الله علیها گفت: خداوند خیرى را رساند كه براى شما گذاشتم. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: پس بیاور. فاطمه سلام الله علیها آن را آورد و روكش غذا را كنار زد، ظرف پر از نان و گوشت بود، فاطمه سلام الله علیها خود از این فراوانى تعجب كرد و فهمید غذا از ناحیه خداوند است، خدا را سپاس گفت، و بر پیامبرش درود فرستاد.

پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید: دخترم این غذا از كجاست؟

گفت: «هو من عندالله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب» [ آل عمران 37 ]

آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: شكر خداى را كه تو را مانند سرور زنان بنى اسراییل (مریم) قرار داد، كه هرگاه خداوند رزقى به او مى رساند وقتى از او سۆال مى كردند از كجاست، مى گفت: «از نزد خداوند آمده زیرا او هر كس از بندگانش را كه بخواهد بدون حساب روزى مى رساند».

فاطمه زهرا سلام الله علیها، حوراء إنسیه اى است كه خداوند پیش از خلقت آدم ابوالبشر علیه السلام وى را از نور خویش آفرید، و در زیر ساق عرش خود جاى داد، و پیوسته به تسبیح و تقدیس و تهلیل و تحمید حضرت حق اشتغال داشت سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به دنبال امام على سلام الله علیه فرستاد او هم آمد و همگى خوردند، زنان پیامبر صلی الله علیه و آله نیز دعوت شدند و خوردند همگى سیر شدند در حالیكه هنوز در ظرف غذا باقى مانده بود.

ابن سعد نیز داستانى مانند همین داستان را در الطبقات الكبرى ج 1 ص 186 آورده است.

دیگِ جوشانِ بهشتی
هنگامى كه امام على سلام الله علیه از فتح خیبر برگشت، تهیدستان مدینه به استقبال مولا رفته؛ تمام غنایم و پولهایى را كه نصیب آن حضرت شده بود، از آن جناب دریافت كردند و امام مطابق معمول دست خالى به خانه آمد.این موضوع براى زن و فرزند او یك مطلب عادى بود طوریكه هیچیك از اهل منزل از امیرالمۆمنین سلام الله علیه جویا نمى شد كه: این ثروت و جواهراتى را كه به چنگ آوردى، چه كردى و چرا براى تأمین زندگیت ذخیره نفرمودى؟

حتى در یك مورد، جامه ى زربفتى را كه در زمان جنگ، جعفر طیار از حبشه براى پیغمبر صلی الله علیه و آله سوغات آورده بود و بعد از مراجعت امیرالمۆمنین سلام الله علیه از میدان كارزار و تقدیر رسول اللّه صلی الله علیه و آله از مجاهده ى او، این پارچه را بعنوان جایزه به مولا مرحمت فرمود، ایشان آن را نزد زرگرى بردند تا طلاهاى آن را از تار و پود پارچه خارج كند. هزار مثقال طلا در آن جامه بكار برده شده بود. امام على سلام الله علیه بلافاصله آن هزار مثقال طلا را فروخت و تمام قیمت آن طلاها را بین فقراى مهاجرین و انصار تقسیم كرد و بدون اینكه اندكى از آن را در دست داشته باشد، به خانه مراجعت كرد.

فرداى آن روز، خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله رسید؛ در حالیكه چند نفر از اصحاب، ملازم بودند. رسول اللّه صلی الله علیه و آله فرمود: «شنیدم دیروز هزار مثقال طلا از پارچه ى حبشى بدست آورده اى. سزاوار است با این پول زیادى كه نصیبت شده، امروز ما چند نفر را مهمان كنى».

امام على سلام الله علیه مقدارى با خود اندیشید كه جواب پیغمبر صلی الله علیه و آله را چه بگوید؟ نه در خانه، غذایى مانده و نه در جیب او پولى. با تردید عرض كرد: «بسیار خوب؛ بفرمائید».

به مجرد تعارف امام على سلام الله علیه، پیغمبر صلی الله علیه و آله به طرف خانه ى امیرالمۆمنین سلام الله علیه براه افتاد. حذیفه مى گوید: «رسول اللّه صلی الله علیه و آله وارد خانه ى على سلام الله علیه شد ولى ما جلوى درب خانه ایستادیم. على سلام الله علیه ما را هم تعارف كرد. ما پنج نفر بودیم: من، عمار، سلمان، مقداد و ابوذر. همگى داخل منزل على سلام الله علیه شدیم.

امیرالمۆمنین سلام الله علیه هم در عین اطمینان به اینكه در خانه چیزى نیست، مطلب را با فاطمه سلام الله علیها در میان گذارد. حضرت زهرا سلام الله علیها مقدارى به فكر فرورفت در حالیكه دیدگان خود را به گوشه ى حیات دوخته بود؛ ناگهان با یك حالت ذوق زدگى فریادى زد كه ما همگى صداى او را شنیدیم: یا على!  آن دیگ جوشان وسط حیات چیست؟

امام على و حضرت زهرا سلام الله علیهما به طرف دیگ غذا دویدند؛ سر دیگ را برداشتند؛ بوى عطرى از آن غذا، تمام فضاى منزل و اطاق را فراگرفت. امیرالمۆمنین سلام الله علیه دیگ غذا را برداشت؛ آورد و جلوى پیغمبر صلی الله علیه و آله گذارد.
فاطمه سلام الله علیه، زهره ى زهرائى است كه از نور عظمت الهى خلق شده، و آنچنان آسمان و زمین به نور وجودش روشنایى یافته كه ملائكه به سجده افتادند، و درباره عظمت آن نور، از حضرت حق پرسیدند

همگى ما به تناول غذا مشغول شدیم. غذاى لذیذى بود؛ در تمام عمرم، غذایى به آن لذیذى میل نكرده بودم. ما همه سیر شدیم. این غذا نه كم آمد و نه زیاد؛ دقیقاً فقط ما چند نفر را كفایت كرد.

پیغمبر صلی الله علیه و آله از جا حركت فرمود؛ از اطاق خارج شد؛ فاطمه سلام الله علیها را طلبید و با ایشان شروع به صحبت كرد. ما صداى گفتگوى آنها را مى شنیدیم. از زهرا سلام الله علیه سۆال كرد: این غذاى لذیذ از كجا بود؟

فاطمه سلام الله علیها با كمال مباهات، عرض كرد: «هو من عنداللّه ان اللّه یرزق من یشاء بغیر حساب»؛ این غذا از طرف خدا بود. خدا هر كه را بخواهد، بى حساب روزى مى دهد.

پیغمبر صلی الله علیه و آله داخل اطاق شد و خود را به خاك انداخت و فرمود: « الحمدللّه الذى لم یمتنى حتى رأیت لابنتى ما رأى زكریا لمریم »؛ خدا را ستایش مى كنم كه نمردم تا اینكه براى دخترم، آن مقامى را دیدم كه زكریا براى مریم دید». هنگامى كه مریم در بیت المقدس مشغول عبادت بود و زكریاى پیغمبر صلی الله علیه و آله او را كفالت مى كرد، هرگاه زكریا وارد حجره ى مریم مى شد، در حضور او غذایى مشاهده مى كرد. از وى مى پرسید: «این غذا از كجاست؟»

مریم جواب مى داد: «از طرف خدا».

آری، فاطمه سلام الله علیه، زهره ى زهرائى است كه از نور عظمت الهى خلق شده، و آنچنان آسمان و زمین به نور وجودش روشنایى یافته كه ملائكه به سجده افتادند، و درباره عظمت آن نور، از حضرت حق پرسیدند.
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :