تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
هرچه قرآن دارد، زهرای مرضیه سلام الله علیها نیز دارا است
بنابر حدیث ثقلین که نشان از همتایی قرآن و اهل بیت وحی علیهم السلام (کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی) می دهد قرآن و اهل بیت علیهم السلام هیچ نقطه انفکاکی ندارند که سبب جدایی این دو از هم شود (إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْض)[1].

بر این اساس هر چه قرآن دارد زهرای مرضیه سلام الله علیها نیز آن را داراست و اگر تصور شود حتی یک گزاره معرفتی از قرآن را آن حضرت نداند و یا در عمل بر خلاف آن رفتار کند، همان نقطه اختلاف و افتراق خواهد شد و با حدیث ثقلین منافات خواهد داشت. گذشته از آن که این تصور با آیه تطهیر که دلیل بر طهارت و عصمت آن بانوست ناسازگار است.بنابراین قرآن و فاطمه سلام الله علیها دو جلوه از یک حقیقت اند.گذشته از حدیث ثقلین که سندی محکم بر این مدعاست ، سیره آن بانوی فضیلت نیز بر این همتایی گواهی می دهد.

ولادت در خانه وحی و پرورش در دامان نبوت سبب شد تا آن بانو همواره با قرآن و تعالیم آن مأنوس باشد، روح و جانش با آن درآمیزد و خو بگیرد. برای همین است وقتی به سخن در می آید پیوسته از قرآن می گوید و مستند به آن حرف می زند.آن حضرت در جریان وقایع ناگوار پس از رحلت رسول خدا صلی الله و علیه وآله در مقام دفاع از حقوق غصب شده، آنگاه که لب به سخن گشود ابتدا قرآن را کتابی معرفی می کند که در عین راستی دلایلش روشن و اسرار آیاتش روشن است (کِتَابُ اللَّهِ النَّاطِقُ وَ الْقُرْآنُ الصَّادِقُ وَ النُّورُ السَّاطِعُ وَ الضِّیَاءُ اللَّامِع)[2] و آن را دربردانده پندهای مکرر الهی در کنار بیان واجبات و محرمات و کلمات شفابخش و فضایل انسانی می داند.

آن حضرت پس از بیان نمایی از قرآن با آیه (102/آل عمران) مخاطبان خود را دعوت به رعایت تقوا می کند(اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون: ای اهل ایمان! از خدا آن گونه که شایسته پروای از اوست پروا کنید، و در تمام زندگی تسلیم فرمانها و احکام الهی باشید.)‌

پس از آن آیه (28/فاطر) را می خواند (إِنَّما یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ: از بندگان خدا فقط دانشمندان از او می‌ترسند) تا معلوم شود آنان که از خدا پروا ندارند مشکلشان کجاست.

آنگاه با آیه (128/توبه) به زحمات پدرش اشاره می کند که چگونه برای هدایت این امت تلاش کرد و چقدر نسبت به مۆمنان رحیم است (لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُۆْمِنِینَ رَۆُفٌ رَحِیمٌ: بی تردید پیامبری از جنس خودتان به سویتان آمد که به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است، اشتیاق شدیدی به [هدایتِ] شما دارد و نسبت به مۆمنان رئوف و مهربان است.)

از دلیل روایی (حدیث ثقلین) و سیره عملی (نمونه ای که بیان شد) به خوبی ثابت می شود که زهرای مرضیه سلام الله علیها همانند پدر بزرگوارشان و دیگر امامان معصوم علیهم السلام جلوه ای تام از قرآن کریم است که قرآن در کلام و عمل او هویدا شد.

برای یاد آوری وضعیت اسفناکی که در آن گرفتار بودند و به لطف الهی و تعالیم اسلامی توانستند از آن نجات پیدا کرده و به ساحل امن امنیت و اتحاد دست پیدا کنند، آیه (103/آل عمران) را تلاوت کرد (وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّار: [شما پیش از بعثت پیامبر صلی الله و علیه وآله و نزول قرآن] با یکدیگر دشمن بودید؛ پس میان دل های شما پیوند و الفت برقرار کرد، در نتیجه به رحمت و لطف او با هم برادر شدید و بر لب گودالی از آتش بودید، ولی شما را از آن نجات داد.)

و نیز برای ترسیم و یادآوری اوضاعی که پیش از اسلام با آن دست و پنجه نرم می کردند اشاره ای به آیه (26/انفال) می کند که می فرماید: (وَ اذْکُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِیلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فیِ الْأَرْضِ تخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَآوَاکُمْ وَ أَیَّدَکُم بِنَصْرِهِ: و یاد کنید هنگامی را که شما در زمین گروهی اندک بودید، و ناتوان و زبون شمرده می شدید و همواره می ترسیدید که مردم [مشرک و کافر] شما را بربایند [تا شکنجه و آزار دهند ونابود کنند] پس خدا شما را [در شهر مدینه] جای داد و با یاریش نیرومندتان ساخت.)

آنگاه وضعیتی را که جامعه اسلامی در واقع با آن روبرو شده بود را با آیه (49/توبه) به آنها گوشزد می کند(أَلَا فیِ الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةُ بِالْکَفِرِین: آگاه باش که [آنان (منافقان) با این درخواست ناهنجارشان] به فتنه و گناه افتاده اند و بی تردید دوزخ بر کافران احاطه دارد.)

آن حضرت، خطر دور افتادن از اسلام با فاصله گرفتن از تعالیم و احکام آن را با آیات (50/کهف و 85/آل عمران) یادآور می شود (بِئْسَ لِلظَّلِمِینَ بَدَلاً: [ابلیس ونسلش] برای ستمکاران، بد جایگزینی [به جای خدا] هستند.) و (وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ: و هر که جز اسلام، دینی طلب کند، هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در آخرت از زیانکاران است.)
فدک

در بخش حق خواهی از فدکِ به تاراج رفته، پیوسته آیه می خواند و به کلمات الهی استناد و استشهاد می جوید و حکم خلیفه مبنی بر ارث نبردن فاطمه (سلام الله علیها) از پدرش رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) را حکم جاهلی و ضد اسلامی معرفی می کند: (أَ فَحُکْمَ الْجاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ (50/مائده): پس آیا [با وجودِ مشعل نبوّت و آیات روشن قرآن در میانشان] داوری جاهلیت را می‌طلبند؟! و برای قومی که یقین دارند، چه کسی در داوری بهتر از خدا است؟)

و آیات فراوان دیگری که تنها در یک مجلس سخن فاطمه سلام الله علیها به چشم می خورد ، نشان از ارتباط عمیق و ناگسستنی آن بانو با قرآن کریم دارد.برای همین، چندان تعجب آور نیست خادم او فضه، در پرتو تربیت این بانو، چنان با قرآن مأنوس شود که در سال های آخر عمر جز به قرآن سخن نگوید.[3]

از مجموع آنچه بیان شد از دلیل روایی (حدیث ثقلین) و سیره عملی (نمونه ای که بیان شد) به خوبی ثابت می شود که زهرای مرضیه سلام الله علیها همانند پدر بزرگوارشان و دیگر امامان معصوم علیهم السلام جلوه ای تام از قرآن کریم است که قرآن در کلام و عمل او هویدا شد.این معنا که نشان از روح بلند و کمال یافته آن بانو دارد ، جریان مشهور دیگری را هم برای ما معنا می کند و آن نزول جبرئیل به پیشگاه آن بانوست که تنها با درک این علو درجه و مقام معنوی قابل حل و قبول است.

امام خمینی ره در باره این روایت که گویای مقام والا و روح قرآنی و وحیانی فاطمه سلام الله علیها است می فرماید:ظاهر روایت این است که در این 75 روز مراوده‌ای بوده است؛ یعنی، رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیای عظام درباره کسی این‌طور وارد شده باشد .

امام صادق علیه السلام فرمود:إِنَّ فَاطِمَةَ علیهاالسلام مَکَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله و علیه وآله خَمْسَةً وَ سَبْعِینَ یَوْماً وَ کَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِیدٌ عَلَی أَبِیهَا وَ کَانَ یَأْتِیهَا جَبْرَئِیلُ علیه السلام فَیُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَی أَبِیهَا وَ یُطَیِّبُ نَفْسَهَا وَ یُخْبِرُهَا عَنْ أَبِیهَا وَ مَکَانِهِ وَ یُخْبِرُهَا بِمَا یَکُونُ بَعْدَهَا فِی ذُرِّیَّتِهَا وَ کَانَ عَلِیٌّ علیه السلام یَکْتُبُ ذَلِکَ [4]

فاطمه علیهاالسلام بعد از پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله 75 روز زنده بود و از مرگ پدرش اندوه سختی او را گرفته بود. جبرئیل نزدش می‌آمد و او را در مرگ پدرش نیکو تعزیت می گفت و خوش دلش می ساخت و از حال پدرش و مقام او و آنچه بعد از وی برای ذریه اش پیش می آید گزارش می داد و علی علیه السلام آنها را می نوشت. [5]

امام خمینی ره در باره این روایت که گویای مقام والا و روح قرآنی و وحیانی فاطمه سلام الله علیها است می فرماید:ظاهر روایت این است که در این 75 روز مراوده‌ای بوده است؛ یعنی، رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیای عظام درباره کسی این‌طور وارد شده باشد ... مسئله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسئله ساده نیست. خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می‌آید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل می‌خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است ... تا تناسب ما بین روح این کسی که جبرئیل می‌آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیای درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است، بعد از این هم بین کسی دیگر نشده است. حتی درباره ائمه هم من ندیده‌ام که وارد شده باشد این‌طور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، ... من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا سلام الله علیها ذکر کرده‌اند- با اینکه آنها هم فضایل بزرگی است- این فضیلت را من بالاتر از همه می‌دانم ... و این از فضایلی است که از مختصات حضرت صدیقه- سلام اللَّه علیها- است.[6]

پی نوشت ها:
1.کافی 2/415

2. احتجاج 1/99
3.بحارالانوار 43/86. در جریانی که مرحوم مجلسی از کتاب ابوالقاسم قشیری نقل می کند در پایانش آمده است: فَسَأَلْتُهُمْ عَنْهَا فَقَالُوا هَذِهِ أُمُّنَا فِضَّةُ جَارِیَةُ الزَّهْرَاءِ علیها السلام مَا تَکَلَّمَتْ مُنْذُ عِشْرِینَ سَنَةً إِلَّا بِالْقُرْآنِ: پرسیدم این زن کیست (که اینگونه هر سوالی را با قرآن پاسخ می گوید)؟ گفتند: این مادر ما فضه خادم زهرا سلام الله علیها است که از بیست سال پیش تا کنون جز به قرآن سخن نگفته است.
4.کافی 1/458/ح 1
5.لازم به توضیح است آنچه جبرئیل برای فاطمه س بیان می کرده است غیر از آن وحی تشریعی بود که بر رسول خدا س نازل می کرد چرا که آن وحی با رحلت رسول خدا صلی الله و علیه وآله به کلی قطع گردید. امام (ره) در این باره می فرماید: والبته آن وحی به معنای آوردن احکام، تمام شد به رفتن رسول اکرم. صحیفه نور 20/5
6.صحیفه نور 20/4-6
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :