تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
حرمت بانوی دو عالم در میان تمامی مسلمین
آنچه مسلم است منشأ اختلاف بین مسلمین جانشینی بلافصل رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. اینکه چه کسی باید در منصب ریاست بر جامعه مسلمین قرار گیرد و دیگران فرمانبر دستورات حکومتی وی باشند. مسلمین دو گروه شدند: عده ای هر چند قلیل طرفدار خلافت بلافصل امیرالمۆمنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیه بودند و عده ای نیز خلاف این نظر داشتند. در هر صورت مناقشه و نزاع بر سر این بود که امام علی علیه السلام منصب خلافت را دارا باشد یا نه؟

از طرفی بدون تردید و به گواه تاریخ روشن صدر اسلام هیچ کس به اندازه حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها از حضرت علی صلوات الله علیه طرفداری نکرد تا آنجا که سلامتی و در نهایت جان خویش را در راه حمایت از ولایت امام علی علیه السلام دادند.با وجود این می توان به جرأت گفت بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان تمامی فرق اسلامی اعم از شیعی و سنی هیچ کس به اندازه دخترش حضرت فاطمه سلام الله علیها دارای احترام و تکریم نبوده است.و این چه رازی است که با وجود حمایت آشکار ایشان از مهمترین منشأ اختلاف در امت باز ایشان مورد احترام همگان است. و اگر احیانا برخی عوام الناس بر اثر نادانی یا هوای نفس و وسوسه شیطانی به آن بانو جسارتی کرده باشند عموم مسلمین به سرزنش چنین کسی بر می آیند هر چند در عقیده و مذهب هم رأی با شخص خطاکار باشند و مخالف با عقیده آن بانو در خلافت بلافصل پدر گرامی ایشان بوده باشند.

و در این درسی است برای دنیای سیاست در جهان اسلام که باید جایگاه بزرگان حفظ شود هر چند در نظر و باورها اختلاف وجود داشته باشد.

راز حرمت بانو
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در طول حیات خود با گفتار و رفتارشان بر مسلمانان روشن ساختند که هیچ کس حق ندارد حرمت دختر گرامی اش را نادیده بگیرد؛ هر چند در برهه ای کوتاه از آخرین ماه های حیات این بانو حرمت شکنی شد اما جدای از آن روزها که جای سخن بسیار دارد در زبان امت اسلامی همیشه نام حضرت فاطمه سلام الله علیها به عظمت برده شده است.تنها همین سفارش پیغمبر که در منابع فرقین موجود است کافی است: «فاطمة بضعة منی».

بدون تردید و به گواه تاریخ روشن صدر اسلام هیچ کس به اندازه حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها از حضرت علی صلوات الله علیه طرفداری نکرد تا آنجا که سلامتی و در نهایت جان خویش را در راه حمایت از ولایت امام علی علیه السلام دادند

الف. روایات کتب شیعی:
شیخ مفید از بزرگان علمای شیعه در کتاب امالی در مجلس الحادی و الثلاثون آورده است:ابْنَ أَبِی وَقَّاصٍ یَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ‏ فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی‏ مَنْ سَرَّهَا فَقَدْ سَرَّنِی وَ مَنْ سَاءَهَا فَقَدْ سَاءَنِی فَاطِمَةُ أَعَزُّ الْبَرِیَّةِ عَلَیّ‏. [1]

همچنین شیخ صدوق (ره) یکی دیگر از بزرگان علمای شیعه در کتاب امالی خود در مجلس الرابع و العشرون روایت کرده است:وَ أَمَّا ابْنَتِی فَاطِمَةُ فَإِنَّهَا سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ هِیَ بَضْعَةٌ مِنِّی‏ وَ هِیَ نُورُ عَیْنِی وَ هِیَ ثَمَرَةُ فُۆَادِی وَ هِیَ رُوحِیَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیَّ وَ هِیَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ...[2]

حضرت ختمی مرتبت فرمودند: و اما دخترم فاطمه، پس همانا او سیده زنان جهانیان از اولین تا آخرین است؛ او پاره ای از وجود من است؛ او نور چشم من است؛ او میوه دل من است؛ و او روح من است...

ب. روایات کتب اهل سنت:
مرحوم فیروزآبادی در کتاب «فضائل الخمسة من الصحاح الستة» در مقصد ثالث فضائل حضرت فاطمه سلام الله علیها در معتبرترین کتب اهل سنت یعنی صحاح سته در بیش از بیست باب با عناوین مختلف ذکر می کند. [3]

اوصاف پیامبر اعظم(ص) در شعر فارسی
(صحیح البخارى فى كتاب بدء الخلق) "فى باب مناقب قرابة رسول اللّه صلى اللّه علیه (و آله) و سلم و منقبة فاطمة سلام اللّه علیها"، روى بسنده عن المسور بن مخرمة إن رسول اللّه صلى اللّه علیه (و آله) و سلم قال: فاطمة بضعة منى فمن أغضبها أغضبنى...

(صحیح البخارى فى كتاب النكاح) فى باب ذب الرجل عن ابنته روى حدیثا عن المسور بن مخرمة قال فیه: إنه قال- أى النبى صلى اللّه علیه (و آله) و سلم- فانما هى فاطمة بضعة منى یریبنى ما أرابها و یۆذینى ما آذاها ...

(صحیح مسلم فى كتاب فضائل الصحابة) فى باب فضائل فاطمة علیها السلام، روى بسنده عن المسور بن مخرمة قال: قال رسول اللّه صلى اللّه علیه‏ (و آله) و سلم: إنما فاطمة بضعة منى یۆذینى ما آذاها. [4]

تعبیر خواب حاکم
مهدى عبّاسى در خواب دید كه «شریك» قاضى صورت خود را از او برگردانیده، هنگامى كه از خواب بیدار شد این خواب را براى ربیع كه در آن زمان معبّر خواب بود تعریف كرد و تعبیر آن را خواست. ربیع گفت: شریك با تو مخالف و از دوستداران فاطمه سلام الله علیها مى‏باشد. مهدى عبّاسى دستور داد تا شریك را به نزد وى بیاورند، پس او را حاضر كردند و مهدى عبّاسى به وى گفت: به من گزارش شده است كه تو فاطمى هستى- یعنى از دوستداران فاطمه سلام الله علیها و شیعه مى‏ باشى- شریك گفت: پناه مى‏برم به خداوند از اینكه غیر فاطمى باشم، آیا منظور شما از فاطمه، فاطمه دختر كسرى پادشاه ایران است؟ مهدى گفت: نه، مقصودم فاطمه دختر رسول خداست. شریك گفت: پس آیا تو فاطمه سلام الله علیها را پلید مى‏دانى و او را لعن مى‏كنى؟ مهدى عبّاسى گفت: هرگز، پناه بر خدا. شریك گفت: پس‏ درباره كسى كه او را لعن مى‏كند چه مى‏گویى؟ مهدى گفت: خدا چنین كسى را لعنت كند.

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در طول حیات خود با گفتار و رفتارشان بر مسلمانان روشن ساختند که هیچ کس حق ندارد حرمت دختر گرامی اش را نادیده بگیرد؛ هر چند در برهه ای کوتاه از آخرین ماه های حیات این بانو حرمت شکنی شد اما جدای از آن روزها که جای سخن بسیار دارد در زبان امت اسلامی همیشه نام حضرت فاطمه سلام الله علیها به عظمت برده شده است

شریك گفت: پس ربیع را لعن كن. ربیع گفت: نه، اى امیر مۆمنان! به خداوند سوگند كه من هرگز فاطمه سلام الله علیها را لعن نكرده‏ام. در این حال شریك به ربیع گفت: اى بد طینت! پس آن همه سخنانى كه در مجالس مردان درباره سیده زنان دو عالم و دختر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مى‏گفتى چه بود؟ مهدى گفت: پس تعبیر خوابى كه من دیده‏ام چیست؟ شریك گفت: خواب تو كه خواب یوسف نیست، و همانا خونها به واسطه خوابها حلال نمى‏شوند. [5]

مجازات هتاکی
روزى مردى را نزد فضل بن ربیع آوردند كه به حضرت فاطمه علیها السّلام ناسزا گفته بود، فضل به ابن غانم گفت: نظریه تو درباره این مرد چیست؟ ابن غانم گفت: باید بر او حدّ جارى نمود. فضل گفت: چنان محكم نظر دادى مثل اینكه درباره مادر خودت سخن گفته باشى. و سپس فرمان داد تا هزار ضربه شلاق به آن مرد زدند و جنازه‏اش را در محل عبور مردم به دار آویختند تا عبرت سایرین گردد. [6]

عظمت روحی
در جایگاه و حرمت ویژه یگانه بانوی جهان اسلام باید گفت اولا سفارشات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله چنین جایگاهی را برای ایشان رقم زد که البته منشأ این سفارشات نیز دستور قرآن بر مودت بر اهل بیت ایشان علیهم السّلام بعنوان مزد رسالت بود؛ و ثانیا: عظمت روحی حضرت زهرا علیها السّلام است که اجازه یاوه گویی به پیروان رسالت نسبت به ایشان را نمی دهد.

پی نوشت ها:
1.محمد بن نعمان، أمالی المفید،قم: کنگره شیه مفید، چاپ اول، 1413ق، ص 260

2.شیخ صدوق، أمالی الصدوق، بیروت: اعلمی، چاپ پنجم، 1400ق، ص 113
3.سید مرتضی فیروزآبادی، فضائل الخمسة من الصحاح الستة، تهران: اسلامیه، چاپ دوم، 1392ق، ج 3، ص122-168
4.همان، ج‏3، ص151- 152
5.مجلسى، محمد باقر، زندگانى حضرت زهرا علیها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) ترجمه روحانى، انتشارات مهام - تهران، چاپ: اول، 1379 ش. ص282
6.همان، ص: 283
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :