تبلیغات
مــاه ولــاء - گرفتن عهد و میثاق از خلایق به ولایت اهل بیت(ع)
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
گرفتن عهد و میثاق از خلایق به ولایت اهل بیت(ع)
حدیث اول
امام صادق ع می فرماید : روزه در روز غدیر خم معادل روزه‌ی تمام عمر دنیاست اگر کسی به اندازه تمام عمر دنیا زنده بماند و تمام آنرا روزه بگیرد ثواب آن به اندازه ثواب روزه در روز غدیر است و روزه روز غدیر نزد خداوند عز و جل معادل صد حج و صد عمره مقبول است و روز غدیر عید بزرگ الهی است و خداوند عز و جل هیچ پیغمبرى را مبعوث نکرده مگر آنكه این روز را عید گرفته است و حرمت آن را دانسته است و نامش در آسمان روز عهد معهود است و نامش در زمین روز میثاق مأخوذ و جمع مشهود است ...

سپس امام ع فرمود: شاید فکر می کنی که خداوند عز و جل روزی را که حرمت آن بزرگتر از روز غدیر است، آفریده باشد، سپس سه مرتبه فرمود: نه به خدا قسم.سپس فرمود: زمانیکه همدیگر را ملاقات می کنید، این جمله جزء گفتارتان باشد که : ستایش خدایی راست که ما را با این روز گرامی داشت و ما را از وفا کنندگان به عهد و میثاقی که با ما درباره‌ی ولایت والیان أمر خود و قائمان به قسطش بسته بود، قرار داد و ما را از منکران و تکذیب کنندگان یوم الدین قرار نداد.

خداوندا، همانا ما گواهی و شهادت می‌دهیم که ایشان بندة هدایتگر توست پس از پیامبرِ نذیر و انذار دهنده، و صراط مستقیمت و أمیر مؤمنان و پیشوای روسفیدان و حجت بالغه‌ ات و زبان گویای تو در میان خلقت که تو را بخوبی بیان می‌کند، و اوست بپا خاسته بعد از پیامبرت به قسط و داد، و دَیّان دینت و خزانه‌دار علمت و محل قرار گرفتن رازت و صندوق محکم علمت و امانت‌دار مورد اطمینانت که میثاق و پیمانش با میثاق رسولت ص از جمیع خلق و آفریدگانت گرفته شده با شهادت و گواهی به اخلاصِ به وحدانیت و یگانگی‌ات به این که همانا تو آن خداوندی هستی که الهی نیست جز تو و محمد بندة تو و رسولت و علی أمیر مؤمنان است و این که اقرار به ولایتش همة توحید و یگانه شمردنت است و نیز اخلاص به یگانگی‌ات و کمال دینت و تمام نعمت و فضلت بر همه خلقت و آفریدگانت. همانا تو فرمودی و فرمایش تو حق است که:

«امروز دیننتان را برایتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را [به عنوان] دین براى شما برگزیدم». خداوندا، حمد و ستایش مخصوص توست بخاطر آنچه از اخلاص به تو با یگانگی‌ات که بر ما منت نهادی زمانی که ما را هدایت کردی به موالات ولی هدایت کننده‌ات بعد از پیامبر انذار دهنده‌ات و بواسطه موالاتش رضایت دادی که اسلام دین ما باشد و بر ما تمام کردی نعمتت را به این که عهد و میثاقت را تازه کردی و آن را به یادمان آوردی و ما را از اهل اخلاص و تصدیق به عهد و میثاقت و از اهل وفاء به آن قرار دادی و از اهل پیمان شکنان و انکار کنندگان و تکذیب کنندگان یوم الدّین قرار ندادی و ما را قرار ندادی از تغییر دهندگان و تبدیل کنندگان و منحرفین و برندگان گوش‌های حیوانات(برای حرام کردن حلال خداوند) و تغییر دهندگان خلقت خدا و از کسانی که شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده و از راه [خدا] و صراط مستقیم بازشان داشته است.

امام صادق(ع) فرمود: و در شب و روزت در کلامت بسیار بگو که: ـخداوندا، منکران و پیمان شکنان و تغییر دهندگان و تکذیب کنندگان یوم الدّین، از اولین تا آخرینشان را لعنت کن.خداوندا، حمد و ستایش مخصوص توست بخاطر إنعامی که به ما کردی و ما را هدایت کردی به سوی ولایت اولیاء امرت پس از پیامبرت و امامان هدایت‌گر و رشد یافته که آنها را پایه‌های توحیدت و عَلَم و پرچم‌ های هدایت و محل نور تقوا و ریسمان بسیار محکم و کمال دینت و تمام نعمتت قرار دادی.حمد و ستایش مخصوص توست، به تو ایمان آوردیم و پیامبرت را تصدیق کردیم و از بعدِ پیامبرِ نذیر و انذار دهنده‌ات تبعیت کردیم و دوست‌دارانشان را دوست داشتیم و دشمنانشان را دشمن داشتیم و از منکرین و پیمان شکنان و تکذیب کنندگان تا یوم الدّین برائت و بیزاری جستیم.

خداوندا، همچنان که شأن و مقام بوده[و نه استحقاق ما] ـ ای صادق الوعد[کسی که به وعده‌اش عمل کند] و ای کسی که از وعده‎‌ات تخلف نمی‌کنی و ای کسی که هر روز درشأن مقامی هستی ـ که به ما نعمت دادی به واسطه موالات اولیاءات که درباره آنها از بندگانت سؤال خواهد شد. همانا فرمودی و فرموده‌ات حق است که: «سپس در آن روز حتماَ از شما درباره نعیم[چیزی که بسیار نعمت است] سؤال خواهد شد». و نیز فرمودی: «و نگه داریدشان، باید بازخواست شوند» و بر ما منّت نهادی به شهادت بر اخلاصت بواسطه موالات اولیاء و هادیانِ پس از نذیر و منذر و چراغ فروزان. و دین را به واسطه موالات آنها و برائت و بیزاری از دشمنانشان کامل کردی و آن نعمت را که عهدت را برای ما تازه کردی، تمام نمودی و میثاقت را که از ما در ابتداء خلقت و آفرینشمان گرفتی، به ما یادآوری کردی و ما را از اهل اجابت[آن میثاق] قرار دادی و آن عهد و میثاق را به یادمان آوردی و ذکرت را از یادمان نبردی. همانا فرمودی: «و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریّه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت كه آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بله»(اعراف172). خداوندا، بله، به منت و لطف تو شهادت دادیم که تو آن خدایی هستی که إلهی نیست به جز تو که پروردگارمان هستی و محمد بنده تو و رسولت پیامبر ماست و علی أمیر مؤمنان و حجت عُظما و آیه کبرایت و آن خبر عظیمی است که «در آن اختلاف می‌کنند».

خداوندا، همچنان که شأن و مقام تو بوده[و نه استحقاق ما] که نعمت دادی به ما با راهنمایی به سوی معرفتشان، پس، از شأن و مقام تو باشد که صلوات بفرستی بر محمد و آل محمد و مبارک گردانی برایمان این روزمان را که در آن عهد و میثاقت را به یادمان آورده و دینمان را کامل کرده و نعمتت را بر ما تمام گردانیدی و قرار دادی ما را از اهل اجابت[به آن عهد و میثاق] و اخلاص به یگانگی‌ات و از اهل ایمان و تصدیق به ولایت اولیاءات و برائت و بیزاری از دشمنانت و دشمنان اولیاءات که منکر و تکذیب کنندگان یوم الدّین هستند، و [از شأن و مقام تو باشد] اینکه ما را از فریب خوردگان قرار نمی‌دهی و ملحق به تکذیب کنندگان یوم الدّین نمی‌کنی. و برایمان همراه پیامبران قدم صدقی و همراه متقین امامی تا یوم الدین قرار ده، روزی که خوانده می‌شود هر «گروه از مردم به نزد امامشان» و ما را در زمرة هدایت‌گران هدایت شده محشور گردان و آن گونه زنده‌یمان گردان که به عهد و میثاقت که از ما برای خود گرفتی، وفا کرده باشیم. و برایمان همراه رسول الله(ص) راهی و در هجرت قدم صدقی قرار ده. خداوندا، و زندگانمان را بهترین زندگان و امواتمان را بهترین اموات قرار ده. و قرار ده راهیانمان را به سوی آخرت بهترین راهیان به سوی آخرت تا اینکه جانمان گیری و تو از ما آن چنان راضی باشی که با رحمت خود بر ما واجب گردانیده باشی ورودمان به بهشتت و منزلگه‌مان بر سَرایت و  با فضلت انابه به سرای ابدی را که «در آن جا رنجى به ما نمى‌رسد و در آن جا درماندگى به ما دست نمى‌دهد»(فاطر35). پروردگارا، همانا تو ما را به اطاعت اولیاء امرت و همراهی صادقین دستور فرمودی و فرمودی: «اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، خدا را اطاعت كنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت كنید.

و فرمودی: تقوای خداوند پیشه کنید و  همراه صادقین باشید. پس شنیدیم و اطاعت کردیم. پس قدوم ما را ثابت بگردان و ما را مسلمان و تصدیق کنندة اولیاءات بمیران و «پس از آنكه ما را هدایت كردى، دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان، و از جانب خود، رحمتى بر ما ارزانى دار كه تو خود بخشایشگرى». خداوندا، از تو درخواست می‌کنم به آن حقّی که آن را نزد آنان قرار داده‌ای و آن که آنان را بر تمام جهانیان برتری و فضیلت داده‌ای، مبارک گردان برایمان این روزمان را که در آن بر ما کرامت نهاده و نعمتت را بر ما تمام گردانیده و آن را قرارگاه [دائمی] قرار می‌دهی و آن را از ما نمی‌ستانی و آن را به امانت قرار نمی‌دهی. همانا فرمودی: «پس قرارگاه و محل امانتى است» پس آن را محل قرار دائمی قرار ده و محل امانت قرار نده. و یاری دینت را به همراه ولیّ هدایت‌گرِ نصرت شدة از اهل بیت پیامبرت روزیمان فرما و ما را همراه او و زیر پرچمش قرار ده در حالی که شاهد و صدّیق در راهت و بر یاری دینت هستیم. بعد از این دعا، نیازهای دنیوی و اخروی خود را بخواه، قسم به خداوند همانا آن خواسته در همین روز جاری خواهد بود.(تهذیب الأحكام (تحقیق خرسان)    ج  3   ص  143)

حدیث دوم
شخصی می‌گوید: در روز هجدهم ذی الحجة وارد بر امام صادق(ع) شدم و ایشان روزه بود. گفتم: امروز روزی است که خداوند حرمتش را بر مؤمنین بزرگ شمرده است. چون در آن روز خداوند دین را برایشان کامل کرده و نعمت را نیز بر ایشان تمام نموده و آنچه را از عهد و میثاق در آفرینش اول از ایشان گرفته برایشان تازه کرده است چون خداوند آن موقف را از یادشان برد و توفیق قبول از آن را به آنها داد و آنها را از اهل إنکار که انکار کردند قرار نداد. به ایشان عرض کردم: فدایتان شوم، پاداش روزه امروز چیست؟ فرمود: همانا آن روز، روز عید و خوشحالی و شادی و روزه است برای شکر از خداوند عز و جل. روزه آن روز معادل با 60 سال [روزه] از شهرهای حرام است و هر کس در آن روز دو رکعت نماز بگزارد ـ هر زمان که خواست، ولی بهتر هنگام ظهر است و آن لحظه‌ای است که امیر المؤمنین(ع) در غدیر خم به عنوان علامت و پرچم برای مردم نصب گردید و آن بخاطر این بود که آنها در آن زمان به محل فرودشان نزدیک شده بودند ـ پس هر کس دو رکعت نماز بگذارد و سجده کرده و شکر خداوند عز و جل را صد بار بجای آورد و این دعا را بعد از آنکه سر را از سجده برداشت، بخواند، و آن دعا این است: خداوندا، همانا من از تو درخواست می‌کنم به این که حمد به تنهایی مخصوص توست و شریکی برای تو [در این حمد] نیست و همانا تو یگانه و یکتا و صَمَدی هستی که نزائیده و زاده نشده و احدی همانند او نبوده و محمد بنده تو و رسول توست که صلواتت بر او و خاندانش باد. ای کسی که هر روز در شأن و مقامی هستی، همچنان که شایسته شأن و مقام بوده که بر من تفضّل کردی که مرا از اهل اجابتت و اهل دینت و اهل دعوتت قرار دادی و در ابتداء آفرینشم بواسطه تفضل و جود و کرم از جانب تو موفق به آن نمودی و سپس آن فضل و برتری را به فضل و برتریِ دیگر و آن جود و بخشش را به جود و بخشش دیگر و آن کرم را به کرم دیگر متصل کردی به جهت مهربانی و رحمتی از جانب خود تا این که آن عهد و پیمان را برایم بعد از آفرینش تازه‌ام تازه کردی و من فراموش کرده و فراموش شده و فراموش‌کار و غافل بودم پس نعمتت را تمام کردی به این که آن را به یادم آوردی و با آن بر من منت نهادی و مرا به آن هدایت و راهنمایی فرمودی؛ پس، از مقام و شأن تو باشد ای اله و سرور و مولای من که آن را بر من تمام گردانی و آن را از من نستانی تا اینکه بر آن نعمت جانم را بستانی و تو از من راضی باشی.همانا تو شایسته‌ترین نعمت ‌دهندگانی هستی که نعمتت را بر من تمام گردانیدی ...(إقبال الأعمال (ط - القدیمة)    ج  1    ص  472)

حدیث سوم
أبو حمزه روایت کند که شخصی از امام باقر (علیه السّلام) پرسید: چگونه روز جمعه، جمعه نامیده شد؟ حضرت فرمود: خداوند عزّ و جلّ در این روز خلقش را بر ولایت محمد (صلّى اللَّه علیه و آله) و وصیِّ او در میثاق جمع کرد، پس آنروز را جمعه نامید بخاطر جمع کردن خلق در آن روز.(الكافی  ج  3  ص 415)

حدیث چهارم
محمد بن سلیمان دیلمى از پدرش نقل كرده که از امام صادق (علیه السّلام) پرسیدم: چرا روز جمعه، جمعه نامیده شد؟حضرت فرمود: چون خداوند متعال در این روز خلقش را بر ولایت محمّد و اهل بیتش (علیهم السّلام) جمع كرد.(الأمالی (للطوسی) ص 688)

حدیث پنجم
امام صادق (علیه السّلام) از پدران بزرگوار خود روایت مى‌كند كه پیامبر(صلّى اللَّه علیه و آله) فرمود: خداوند هیچ پیغمبرى را قبض روح نمی نماید تا اینکه او را أمر می كند كه از أفضل عشیره خود كه از یاران او باشد، وصى اختیار كند و مرا أمر كرد به وصى من، گفتم: یا رَبّ، كه را اختیار كنم؟ فرمود: یا محمد! پسر عمویت، على بن أبى طالب را اختیار كن تا وصى تو باشد، كه من در كتب پیشین (مشخصات) او را ثبت كرده‌ام و نوشته ام كه او وصى تو است، و بر همین مطلب از همه خلایق و انبیاء و رسولان میثاق گرفته‌ام.از ایشان به ربوبیت خودم و به نبوت تو ای محمد (صلّى اللَّه علیه و آله)، و به ولایت على بن ابى طالب (علیه السّلام) میثاق گرفته ام.(الأمالی (للطوسی)  ص 104)

حدیث ششم
امام صادق (علیه السّلام) در باره آیه‌ « وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‌ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ‌» فرمود: خداوند ذریّه آدم تا روز قیامت را از پشت او خارج كرد، پس بصورت ذره خارج شدند و خود را به آنها معرفى كرد. و اگر چنین نبود، احدى پروردگارش را نمى‌شناخت.فرمود: «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ‌ قالُوا بَلى»«آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا».فرمود: و محمّد (صلّى اللَّه علیه و آله)، بنده و رسول من و على (علیه السّلام) امیر المؤمنین، خلیفه و امین من نیست؟(تفسیر فرات الكوفی  ص 148)

حدیث هفتم
عبد الرحمن بن کثیر گوید: امام صادق (علیه السّلام) در باره آیه‌ « وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‌ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ‌» فرمود: خداوند ذریّه آدم تا روز قیامت را از پشت او خارج كرد، پس بصورت ذره خارج شدند و خود را به آنها معرفى كرد. و اگر چنین نبود، احدى پروردگارش را نمى‌شناخت . سپس فرمود: «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ‌ قالُوا بَلى»«آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا» و این محمد (صلّى اللَّه علیه و آله)، رسول من نیست؟ و على (علیه السّلام) امیر المؤمنین، خلیفه و امین من نیست؟(بصائر الدرجات ج  1  ص 71)

حدیث هشتم
جابر گوید که به امام باقر (ع) گفتم: چرا او ( علی (ع) ) را أمیر المؤمنین نامیدند؟ فرمود: خدا او را نامیده و در قرآنش چنین نازل است (172 سوره اعراف): «و چون خدا نژاد بنى آدم را از پشت آنها برگرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت كه: من پروردگار شما نیستم؟ و محمد (صلّى اللَّه علیه و آله)، رسول من نیست؟ و على(علیه السّلام) امیر المؤمنین نیست؟(الكافی  ج  1  ص  412)

حدیث نُهم
بكیر بن أعین گوید که از امام صادق (علیه السّلام) پرسیدم: براى چه خداوند، حجر الاسود را در رُكنى كه هم اکنون در آن است قرار داد نه در اركان دیگر و براى چه بوسیده مى‌شود و براى چه از بهشت بیرون آورده شد و براى چه میثاق و عهد بندگان در آن قرار داده شده و در چیز دیگری قرار داده نشد و سبب آن چه بود؟ فدایت شوم از این علل مرا با خبر كنید كه سرگردان و متحیّرم.امام فرمود: سوال پیچیده و دشواری پرسیدی و جوانب آنرا شمردی، پس جواب را فهم کن و دلت را فارغ بدار و گوش کن که ان شاء اللَّه تو را خبر خواهم داد.

خداوند تبارك و تعالى حجر الاسود را كه سنگ گرانبهایى بود از بهشت بسوی حضرت آدم ع فرستاد و در آن ركن قرار داده شد زیرا میثاق (خلائق) درون آن بود.و توضیح آن این است كه: زمانى كه ذریّه بنى آدم از پشت آنها خارج شد، خداوند در همان مكان از آنها میثاق گرفت و ایشان را رؤیت كرد و نیز از همان مكان پرنده بر حضرت قائم (علیه السّلام) هبوط می کند، و اوّلین كسى كه با قائم آل محمّد علیهم السّلام بیعت می کند همان پرنده است كه به خدا سوگند جبرئیل است. و حضرت به همان مقام تكیه خواهد داد و آن، حجّت و برهان بر حضرت قائم (علیه السّلام) است چنانچه شاهد است براى هر كسى كه با آن جناب در آن مكان وفاء به عهد كرده و نیز شهادت مى‌دهد براى كسى‌ كه میثاق و عهدى را كه خداوند از بندگان اخذ كرده است به آن حضرت اداء كند.

امّا این كه آن را بوسیده و استلامش مى‌كنند، علّتش آن است كه با این وسیله مردم تجدید آن عهد و میثاق نموده و بیعت خود را یك بار دیگر تجدید مى‌نمایند و عهدى را كه از آنها در عالم میثاق گرفته شده به آن اداء مى‌كنند، لذا در هر سال نزد حجر آمده و آن پیمان و میثاق را با آن تجدید مى‌كنند مگر توجه نمى‌كنى كه وقتى به حجر رسیدى مى‌گوئى: امانتم را اداء كرده و میثاقم را تجدید نموده تا برایم شهادت دهى كه به عهدم وفاء نمودم. و به خدا سوگند غیر از شیعیان ما احدى آن عهد را وفاء نمى‌كند و اساسا غیر از ایشان هیچ كس آن عهد و میثاق را نگه نداشته است. و شیعیان هر گاه نزدش مى‌آیند ایشان را شناخته و تصدیقشان مى‌كند و دیگران كه به حضورش مى‌رسند انكارشان كرده و در آنچه مى‌گویند تكذیبشان مى‌نماید و جهتش آن است كه غیر از شما شیعیان كسى آن امانت و عهد را حفظ و نگهدارى نكرده در نتیجه به نفع شما و بر علیه و ضرر دیگران شهادت مى‌دهد یعنى شهادت مى‌دهد كه شما به عهد وفا كردید و غیر شما آن را نقض و انكار كرده و به آن كفر ورزیده‌اند و شهادت حجر در روز قیامت حجّت بالغه خداوند متعال بر علیه آنان است در روز قیامت حجر مى‌آید در حالى كه زبانى گویا و دو چشم دارد و این هیأت حجر همان صورت اوّلى او است كه تمام خلائق او را با آن صورت شناخته و انكارش نمى‌كنند، بارى هر كسى با آن در دنیا به عهدش وفاء نمود و پیمان و میثاق را با استلامش تجدید كرد و بدین وسیله نشان داد آن را حفظ كرده و نگاه داشته و امانت را به آن تحویل داده البته حجر بر نفعش شهادت مى‌دهد و هر كسى آن را انكار نموده و میثاق را فراموش نموده قطعا در حقّش شهادت به كفر و انكار مى‌دهد.

و امّا علّت اخراجش از بهشت: آیا مى‌دانى اصل حجر الاسود چیست؟ بكیر مى‌گوید: عرضه داشتم: خیر.حضرت فرمودند: حجر فرشته‌اى عظیم الشأن و از بزرگان ملائكه بوده و وقتى خداوند از فرشتگان میثاق گرفت، او اوّلین فرشته ای بود كه اقرار نمود و ایمان آورد لذا خداوند او را  امین خود بر جمیع مخلوقات قرار داد و میثاق خلائق را در او به رسم امانت قرار داد و از تمام مخلوقات اقرار گرفت كه نزد او در هر سال اقرار به میثاق و عهدى كه خداوند از آنها گرفته است را تجدید نمایند.

سپس حق تعالى او را با آدم در بهشت قرین قرار داد تا وى را متذكّر میثاق مزبور نموده و نیز هر سال جناب آدم نزد او به عهد و پیمان گرفته شده اقرار كند و آن را بدین وسیله تجدید نماید، و وقتى آدم عصیان نمود و از بهشت بیرون شد خداوند متعال عهدى را كه از آدم و فرزندانش براى محمّد (صلّى اللَّه علیه و آله) و وصیّش (صلوات اللَّه علیه) اخذ كرده بود از یاد آدم برد و وى را به نیسان انداخت‌ و او را متحیّر و مبهوت قرار داد و هنگامى كه حق جلّ و على توبه آدم را پذیرفت آن فرشته را (حجر) به صورت درّه‌اى سفید نمود و سپس از بهشت به طرف آدم پرتابش كرد، آدم در آن وقت در سرزمین هند بود و وقتى آن درّه را دید با آن انس گرفت ولى بیش از این كه آن جوهر و سنگ قیمتى است شناختى نسبت به آن نداشت، خداوند عزّ و جل آن سنگ را به نطق آورد و گفت: اى آدم آیا مرا مى‌شناسى؟ آدم (علیه السّلام) گفت: خیر.

سنگ گفت: بلى مرا مى‌شناسى منتهى شیطان بر تو غالب شد و پروردگارت را از یادت برد سپس به همان صورتى كه در بهشت با آدم بود در آمد و گفت: كجا رفت آن عهد و میثاق كه خداوند از تو گرفت؟ آدم پرید به سوى او و میثاق به یادش آمد و گریست و براى سنگ خضوع و خشوع نمود و آن را بوسید و اقرار به عهد و میثاق را نزد او تجدید كرد.

سپس خداوند متعال آن فرشته را به سنگ درّى سفید و شفاف و نورانى و درخشنده تبدیل كرد، آدم (علیه السّلام) در مقام تجلیل و تعظیم بر آمده و آن را به دوش گرفت و هر گاه خسته مى‌شد جبرئیل (علیه السّلام) آن را از آدم مى‌گرفت و با خود نقل مى‌كرد و به همین منوال مى‌رفتند تا به مكّه رسیدند، بارى پیوسته آدم (علیه السّلام) با آن مأنوس بود و در كنارش در مكّه به سر مى‌برد و در هر روز و شب اقرار به میثاق و عهد مى‌كرد و آن را تجدید مى‌نمود.

سپس زمانیکه خداوند عزّ و جلّ كعبه را بنا نمود، حَجَر را در آن مكان قرار داد و این همان مكانى بود كه خداوند متعال از فرزندان آدم، أخذ میثاق نمود و فرشته عهد و میثاق را در همان جا در خود فرو برد و به همین علّت، خداوند حَجَر را در آن ركن قرار داد نه در ركن‌هاى‌ دیگر. سپس حق تعالى آدم را از مکان بیت به طرف صفا و حوّا را به جانب مروه راند. بعد حجر را در همان ركن قرار داد و وقتى آدم از صفا چشمش به حجر افتاد كه در ركن نصب شده، اللَّه اكبر و لا اله الّا اللَّه گفت و خدا را تمجید نمود. برای همین سنّت است كه در هنگام روبرو شدن با ركنى كه حجر در آن است از صفا تكبیر بگویند.

و خداوند عهد و میثاق را در آن فرشته به ودیعه نهاد و در بین فرشتگان تنها او بود كه آن میثاق را در خود فرو برد زیرا خداوند وقتى راجع به ربوبیّت خود و نبوّت حضرت محمّد (صلّى اللَّه علیه و آله) و وصى بودن امیر المؤمنین على (علیه السّلام) میثاق گرفت، پشت ملائكه لرزید و اوّلین كسى كه و به آن اقرار پیشی گرفت، همان فرشته (حجر) بود و در میان فرشتگان، هیچ فرشته‌اى از او محبّ‌تر نسبت به محمّد و آل محمّد نبود. از این رو خداوند او را از بین آنها اختیار كرد و میثاق را در او نهاد و او روز قیامت خواهد آمد در حالى كه زبان گویا و چشم بینا داشته و براى تمام آنان كه با او در آن مكان تجدید عهد كرده و میثاق را حفظ نموده‌اند، شهادت خواهد داد.(الكافی ج  4  ص 184 (علل الشرائع  ج  2  ص 429) أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى الْعَطَّارُ مِثلَهُ)

حدیث دهم
جابر از امام باقر (علیه السّلام) و او از پدرانش (علیهم السّلام) روایت مى‌كند كه رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله) به على (علیه السّلام) فرمود: تو همان کسی هستی که خداوند در ابتداء خلقت به تو احتجاج كرد، در آن هنگام که همه را (بصورت سایه نور) خلق کرد.خداوند فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بله هستی، فرمود: مگر محمد (صلّى اللَّه علیه و اله) رسول خدا نیست؟ همه گفتند: آرى هست، و بعد فرمود: مگر على (علیه السّلام) امیر مؤمنان نیست؟ در این جا همه از روی تكبر و خودخواهى ولایت تو را نپذیرفتند، مگر گروه اندكى كه آنها هم بسیار كم اند و آنها أصحاب یمین مى‌باشند.(الیقین لابن طاوس  ص 282)




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر