تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
اینجا بایست تا على بیاید
مردى نزد عمر آمده و گفت: پیش از آنكه مسلمان شوم زنم را یك بار طلاق داده‌ام، و بعد از آن كه مسلمان شده‌ام نیز دو دفعه. (حال مى‌توانم با او ازدواج كنم و یا محلّل لازم است؟) عمر ساكت ماند. مرد گفت: پس چه مى‌گوئى؟ عمر گفت: اینجا بایست تا على بیاید.

آن شخص ایستاد تا هنگامى كه امیر المؤمنین- علیه السلام- تشریف آورد. عمر به آن مرد رو كرده گفت: حالا مسأله‌ات را از على بپرس. آن حضرت در پاسخ او فرمود: اسلام منهدم مى‌سازد هر چیزى را كه در حال كفر واقع شده، تو مى‌توانى یك بار دیگر با زنت ازدواج نمایى‌.(مناقب، سروى، قضایاه ع  فى عهد الثانى.)
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :