تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
گواهى مرد خصى‌
«قدامة بن مظعون» شراب نوشیده او را نزد عمر آوردند، دو نفر بر آن گواهى دادند؛ یكى «عمرو تمیمى» كه خصى بود، و دیگرى «معلى بن جارود»، یكى از آنان گواهى داد كه او را در حال نوشیدن شراب دیده، و دیگرى كه او را در حال قى كردن شراب. عمر جمعى از اصحاب رسول خدا- صلّى اللّه علیه و آله- را طلبیده تا او را در حل این مشكل یارى دهند، امیر المؤمنین- علیه السلام- نیز با آنان تشریف آورد. عمر به آن حضرت رو كرده و گفت: یا ابا الحسن! نظر شما در این قضیه چیست؟ زیرا شما همان كسى هستید كه پیامبر خدا- صلّى اللّه علیه و آله- در حقتان فرموده: «یا على! قضاوت تو از تمام این امت صحیح‌ تر، و دانشت زیادتر مى‌ باشد» و اكنون این دو شاهد در شهادتشان اختلاف است.

حضرت امیر- علیه السلام- فرمود: در گواهی شان اختلافى نیست. و آن كسى كه بر قى كردن شهادت داده بر آشامیدن گواهى داده است؛ زیرا قطعا شراب نوشیده كه آن را قى كرده است.

باز عمر گفت: آیا گواهى مرد خصى پذیرفته مى‌شود؟

امام- علیه السلام- فرمود: آرى. نداشتن ریش مانند نداشتن بعض از اعضاى دیگرست و زیانى به شهادت نمى‌ رساند.(فروع كافى، كتاب الشهادات، باب النوادر، حدیث 2.)
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :