تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
پیشوایى نااهلان‌
هنگامى كه رسول خدا- صلّى اللّه علیه و آله- از دنیا رحلت نمود و ابو بكر خلیفه شد، روزى مردى را كه شراب نوشیده بود نزد او آوردند تا بر او حدّ جارى كند ابو بكر به وى گفت: آیا شراب نوشیده‌اى؟

گفت: آرى.

ابو بكر: چرا نوشیده‌اى با این كه آن حرام است؟!

مرد: من مسلمان هستم و منزلم در نزدیكى قصبه‌اى واقع است كه اهل آن سامان، شراب نوشیده و آن را حلال مى‌شمرند، و من هرگز از حرام بودن آن اطلاعى نداشته‌ام، و اگر مى‌دانستم در دین اسلام حرام است حتما از آن اجتناب مى‌ورزیدم.

ابو بكر به عمر رو كرده گفت: در این باره چه مى‌گویى؟

عمر گفت: مشكلى است كه علاج آن با على- علیه السلام- است.

ابو بكر به غلام خود گفت: برو على را به اینجا بخوان. عمر گفت: ما نزد او مى‌رویم.

پس برخاسته همگى به نزد آن حضرت رفتند و سلمان فارسى (ره) نیز در محضرش حضور داشت، آنان قصّه را به سلمان گفتند و سلمان جریان را بر امام- علیه السلام- عرضه داشت؛ حضرت به ابو بكر فرمود: مردى با او بفرست تا وى را به تمام خانه‌ هاى مهاجر و انصار بگرداند و هر كس كه آیه تحریم شراب را از قرآن برایش خوانده گواهى دهد، و اگر كسى نخوانده حدّى بر او نیست. ابو بكر دستور آن حضرت را اجرا كرد و هیچ كس به آن گواهى نداد و مرد آزاد شد.

سلمان گفت: یا امیر المؤمنین! این گروه را ارشاد و هدایت كردید، آن حضرت- علیه السلام- فرمود: آرى، خواستم تأكید و توصیه این آیه را در حق خود و اینان تجدید كنم: «أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدى‌ فَما لَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ‌» [ یونس: الآیة 35].

«آیا كسى كه به سوى حق هدایت مى‌كند شایسته‌ ترست كه پیروى بشود یا كسى كه هدایت نمى‌ یابد مگر این كه او را رهبرى كنند، شما را چه مى‌شود! چگونه حكم مى‌كنید؟!».

شیخ مفید (ره) در «ارشاد» آورده: این خبر مورد اتفاق خاصه و عامه است.(فروع كافى، كتاب الحدود،باب من زنى او سرق او شرب الخمر بجهالة،حدیث4 ارشاد، مفید، قضایاه (ع)، فى عهد ابى بكر، ص 107.)
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :