تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
عفو از حدّ
مردى نزد امیر المؤمنین- علیه السلام- آمده و به دزدى خود اعتراف نمود.

امام- علیه السلام- به وى فرمود: آیا چیزى از قرآن مى‌دانى؟

گفت: آرى، سوره «بقره» را مى‌دانم.

فرمود: دستت را در عوض آن سوره به تو بخشیدم.

اشعث گفت: آیا حدّى از حدود خدا را تعطیل مى‌كنى؟

على- علیه السلام- به وى فرمود: تو از احكام خدا چه مى‌دانى؟ و آنگاه فرمود:اگر مثبت حدّ، گواه و شاهد باشد امام نمى‌تواند از آن درگذرد، ولى اگر مثبت حدّ، اقرار خود جانى باشد امام اختیار دارد مى‌تواند او را عفو كند و یا به او حدّ بزند.(من لا یحضر، كتاب الحدود، حد السرقة حدیث 9.)
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :