تبلیغات
مــاه ولــاء - چهل فضیلت حضرت علی (ع) که هیچ یک از صحابه با ایشان شریک نیست
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهل فضیلت حضرت علی (ع) که هیچ یک از صحابه با ایشان شریک نیست
مكحول گوید على (ع) فرمود: حافظین اصحاب پیغمبر (ص) می دانند كه در میان آن‌ها كسى نیست كه فضیلتى داشته باشد جز آنكه من با او شریكم و بر او برترى دارم ولى من هفتاد منقبت دارم كه هیچ كدام از آنان را در او شركتى نیست. عرض كردم یا امیر المؤمنین مرا از آنها آگاه كن، فرمود:

1- من یك چشم بهم زدن مشرك به خدا نبودم و لات و عزى را نپرستیدم.

2- هرگز مِى ننوشیدم.

3- در كودكى رسول خدا (ص) نگهدارى مرا از پدرم درخواست كرد و من از همان وقت با آن حضرت همخوراك و مونس و هم صحبت بودم.

4- پیش از همه ایمان و اسلام آوردم.

5- رسول خدا بمن فرمود اى على نسبت تو بمن چون نسبت هرون است بموسى جز آنكه پس از من پیغمبرى نباشد.

6- من آخرین كسى بودم كه از رسول خدا (ص) جدا شدم و او را در قبرش گذاردم.

7- رسول خدا (ص) چون به غار ثور رفت مرا در جاى خود خوابانید و با پتوى خود پوشانید چون مشركان بخانه او آمدند گمان بردند من محمدم مرا از خواب بیدار كردند و گفتند: رفیقت چه شد؟ گفتم دنبال كارى رفت، گفتند اگر گریخته بود این هم با او گریخته بود.

8- رسول خدا (ص) هزار باب از علم بر من گشود كه از هر یك هزار باب گشوده می شد و آن‌ها را بدیگرى یاد نداد.

9- رسول خدا (ص) گفت اى على چون خداوند اولین و آخرین را محشور كند براى من منبرى برتر از منبر پیغمبران گذارد و براى تو منبرى برتر از منبر اوصیاى دیگر و تو بر آن بالا میروى.

10- من از رسول خدا شنیدم مى‌فرمود اى على چیزى در قیامت بمن نداده‌اند جز آنكه مانند آن را براى تو درخواست كردم.

11- از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود اى على تو برادر منى و من برادر توام دست تو در دست من است تا ببهشت روى.

12- من از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود اى على تو در امت من همانند كشتى نوحى كه هر كس بر آن سوار شد نجات یافت و هر كس تخلف ورزید غرق شد.

13- رسول خدا (ص) عمامه مبارك خود را با دست مبارك خود بر سر من بست و دعاى پیروزى بر دشمنان خدا را بر من خواند تا بیارى خدا آن‌ها را شكست دادم.

14- رسول خدا (ص) بمن فرمود كه بر پستان خشكیده گوسفندى دست بكشم عرض كردم شما دست بكشید فرمود اى على كردار تو كردار منست من بر آن دست كشیدم و بمن شیر داد یك جرعه‌ برسول خدا (ص) دادم سپس پیره زنى آمد و از تشنگى نالید یك جرعه هم باو دادم رسول خدا (ص) فرمود من از خدا درخواست كردم كه دست ترا بركت دهد و اجابت فرمود.

15- رسول خدا (ص) مرا وصى خود كرد و فرمود اى على غیر از تو كسى مرا غسل ندهد و بخاك نسپارد زیرا اگر كسى جز تو عورت مرا ببیند دیده‌ه ایش از كاسه بیرون مى‌آیند عرض كردم من چگونه تنها میتوانم شما را از دستى بدستى بگردانم فرمود از غیب بتو كمك مى‌شود بخدا نخواستم عضوى از اعضاء او را بگردانم جز آنكه براى من گردید.

16- من خواستم آن حضرت را براى غسل برهنه كنم ندائى رسید كه اى وصى محمد (ص) او را برهنه مكن منهم از زیر پیراهن او را غسل دادم و به خدائى كه او را بلند و گرامى داشت و برسالت برگزید عورت او را ندیدم كه خداوند از میان اصحاب آن حضرت مرا باین شرافت مخصوص گردانید.

17- با اینكه ابو بكر و عمر از فاطمه (ع) خواستگارى كرده بودند خدا از بالاى هفت آسمان او را بمن تزویج كرد و رسول خدا (ص) فرمود اى على این نعمت بر تو گوارا باد كه خداوند فاطمه سیده زنان اهل بهشت و پاره تن مرا بتو تزویج كرد عرض كردم یا رسول اللَّه مگر من از تو نیستم؟ فرمود اى على چرا تو از منى و من از تو چون دستى نسبت بدست دیگر در دنیا و آخرت از تو مستغنى نیستم.

18- رسول خدا (ص) فرمود اى على تو در آخرت پرچم حمد را بدست دارى و در قیامت بمن‌ از همه نزدیكتر نشینى مسندى براى من پهن كنند و مسندى براى تو من در گروه پیغمبرانم و تو در گروه وصیان بر سرت تاجى از نور و اكلیلى از كرامت گذارند هفتاد هزار فرشته ترا در میان گیرند تا خدا از حساب خلایق فارغ شود.

19- رسول خدا (ص) بمن فرمود در آینده نزدیكى با ناكثان و قاسطان و مارقان میجنگى بشماره هر فردى از آن‌ها كه با تو بجنگند صد هزار از شیعیان خود را شفاعت میكنى عرض كردم یا رسول اللَّه ناكثان كیانند؟ فرمود طلحه و زبیر كه در حجاز با تو بیعت كنند و در عراق بشكنند چون چنین كنند با آنها بجنگ كه نبرد آنها اهل زمین را پاك كند عرض كردم قاسطان كیانند؟ فرمود معاویه و یارانش عرض كردم مارقان كیانند؟ فرمود خوارج كه یاران ذى الثدیه‌ اند و از دین بیرون جهند چنانچه تیر از كمان می جهد آن‌ها را بكش كه در كشتارشان براى اهل زمین گشایشى است و بر خودشان عذابى است سریع و براى تو ذخیره صالحى است نزد خدا در روز قیامت.

20- از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود تو در میان امتم نمونه باب حطه‌اى در بنى اسرائیل هر كسى در ولایت تو در آید در درى كه خدا فرمود در آمده.

21- از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود من شهر دانشم و على در آنست هرگز بشهر نتوان در آمد جز از در آن سپس فرمود اى على تو بزودى عهد مرا رعایت میكنى و بروش من نبرد میكنى تو مخالفت میكنند.

22- از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود خداى تبارك و تعالى دو فرزندم حسن و حسین (ع) را از نورى آفریده كه بتو و فاطمه ارزانى داشت آنها مانند دو گوشواره باشند كه بر گوش لرزانند درخشانى آنها هفتاد برابر درخشانى شهیدانست اى على براستى خداى تبارك و تعالى بمن وعده داده كه آنها را چنان گرامى دارد كه كسیرا گرامى نداشته جز پیغمبران و مرسلین.

23- آنكه رسول خدا (ص) در زندگى خویش انگشتر و زره و كمربندش را بمن داد و شمشیرش را بكمر من بست و با آنكه همه اصحابش حضور داشتند و عمویم عباس هم حاضر بود خداوند مرا بدین كرامت مخصوص گردانید نه آنان را.

24- آنكه خداى عز و جل برسول خود این آیه را (در سوره مجادله آیه 12)

فرستاد اى كسانى كه ایمان آوردید چون با رسول خدا (ص) نجوى كنید پیش از نجوى صدقه بدهید، من یك اشرفى طلا داشتم فروختم بده درهم و چون با رسول خدا (ص) نجوى كردم پیش از نجوى صدقه میدادم و بخدا هیچ كدام از اصحابش پیش از من و پس از من این كار را نكردند تا خدا این آیه را فرستاد (در سوره مجادله آیه 13) آیا ترسیدند كه پیش از نجواى خود صدقه بدهید چون نكردید خدا بر شما بخشید كه فرمود «وَ تابَ اللَّهُ عَلَیْكُمْ‌» آیا توبه جز از گناهى است كه بوده.

25- من از رسول خدا (ص) شنیدم كه میفرمود بهشت بر پیغمبران پیش از آنكه من وارد شوم غدقن است و بر وصیان پیش از آنكه تو وارد آن شوى غدقن است اى على خداى تبارك و تعالى‌ در باره تو بمن مژده‌اى داده كه بهیچ كدام از پیغمبران پیش از من نداده بمن مژده داده كه تو سید وصیانى و دو پسرت حسن و حسین (ع) دو سید جوانان اهل بهشتند در روز قیامت.

26- جعفر برادرم با دو بال از در و یاقوت و زبرجد آراسته و در بهشت با فرشتگان در پرواز است.

27- عمویم حمزه سید شهیدان است.

28- رسول خدا (ص) فرمود كه خداى تبارك و تعالى در باره تو بمن نویدى داده كه تخلف ندارد مرا پیغمبر گردانیده و ترا جانشین و بزودى پس از من از امتم همان را برخورد كنى كه موسى از فرعون برخورد كرد شكیبا باش و بحساب خدا بگذار تا مرا دیدار كنى و دوستانت را دوست دارم و دشمنانت را دشمن.

29- من براستى از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود یا على تو صاحب حوضى فردا كسى جز تو بر آن تسلط ندارد جمعى نزد تو آیند و آب خواهند،میگوئى نه، نه باندازه ذره‌ اى آب نیست با روى سیاه بر میگردند و شیعیان من و تو وارد میشوند میگوئى (سیراب) و سرشار برگردید با روى سفید برمیگردند.

30- از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود امت من با پنج پرچم بعرصه قیامت محشور شوند نخست پرچمى كه بر سر حوض كوثر در آید پرچم فرعون این امتست كه معاویه است دوم سامرى این امت است كه عمرو عاص است سوم جاثلیق این امت است كه ابو موسى اشعرى است چهارم با ابو الاعور سلمى است ولى پرچم پنجمین با تو است اى على در زیر آن مؤمنانند و تو پیشواى آنانى سپس خداى تبارك و تعالى بآن چهار پرچم فرماید بدنبال خود برگردید و روشنى جوئید و دیوارى جلو آنان كشیده شود كه درى داشته باشد در درون آن رحمت است كه آن شیعیان و موالیان منند كسانى كه با من بهمراهى خارجیان و پیمان‌ شكنان و گریزانان از صراط و در رحمت نبرد كردند كه آنان شیعیان منند آنان دور از رحمت فریاد كنند مگر با شما نبودیم؟ اینان گویند چرا ولى خود را فریب دادید و باز ماندید و شك كردید و آرزوهاى دنیا شما را گول زد تا فرمان خدا (مرگ) آمد و شیطان شما را فریفت، امروز از شما عوضى پذیرفته نیست و نه از كفار جاى شما آتش است همان آتش پناه شما است و بد سرانجامى است، سپس امتم و شیعیانم در آیند و از حوض محمد (ص) سیراب شوند در دست من عصائى است از چوب عوسج و دشمنان خدا را برانم چنانچه شتران ناشناس را از سر آب چاه میرانند.

31- براستى من از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود اگر نبود كه غلات امتم در باره تو همان میگفتند كه نصارى در باره عیسى پسر مریم گفتند فضیلتى براى تو میگفتم كه بهیچ كس مگذرى جز آنكه خاك زیر پایت را براى شفا بردارند.

32- براستى من از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود خداى تبارك و تعالى مرا با ترس دشمنان یارى كرد و از درگاهش درخواست كردم كه ترا هم بمانند آن یارى دهد، براى تو هم مانند آن را قرار داد.

33- رسول خدا (ص) سر در گوش من گذاشت و آنچه بوده و تا روز قیامت خواهد بود بمن آموخت خدا آن را بر من بزبان پیغمبرش (ص) جارى ساخت.

34- نصارى مدعى شدند كه با پیغمبر (ص) مباهله كنند خدا (در سوره آل عمران آیه 61) فرو فرستاد كه هر كس در دین اسلام با تو محاجه میكند پس از آنچه با منطق علم براى تو آمده بگو پسران ما و پسران شما و زنان ما و زنان شما و نفسهاى ما و نفسهاى شما را دعوت میكنیم، سپس لعنة خدا را بر دروغگویان قرار میدهیم در اینجا نفس من نفس رسول خدا (ص) بود و منظور از زنان فاطمه زهرا (ع) و از پسران حسن و حسین (ع) است سپس جمعیت نصارى پشیمان شدند و از رسول خدا (ص) استعفاء كردند و پذیرفت بحق آنكه تورات را بر موسى و قرآن را بمحمد (ص) فرستاد اگر با ما مباهله كرده بودند همه بصورت میمون ها و خوك‌ها مسخ می شدند.

35- رسول خدا (ص) روز جنگ بدر مرا فرستاد یك كف ریگ گروه شده را حضورش بیاورم من آنها را گرفتم و بوئیدم بناگاه بوى مشك از آنها ساطع بود من آنها را حضور پیغمبر (ص) آوردم كه آن حضرت آنها را بمشركان پرتاب كرد چهار دانه آنها از فردوس بود یك دانه از مشرق و یكى از مغرب و یكى از زیر عرش با هر دانه صد هزار فرشته بود كه براى یارى ما آمده بودند خداوند باین فضیلت احدى را گرامى نداشته نه در پیش از این و نه در آینده.

36- از رسول خدا (ص) بدرستى شنیدم كه میفرمود اى على واى بر كشنده تو كه بدبخت‌ تر از نمرود و شقى‌تر از پى‌ كننده ناقه ثمود است و بدرستى كه عرش خدا براى كشته شدن تو بلرزه مى‌آید مژده گیر اى على كه تو در شمار صدیقان و شهیدان و صالحانى.

37- خداى تبارك و تعالى از میان اصحاب پیغمبر (ص) مرا بدانستن ناسخ از منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عام اختصاص داده این منتى است كه خدا بر من و رسول خود نهاده، رسول خدا (ص) بمن فرمود اى على خداوند بمن فرمان داده كه ترا بخود نزدیك كنم و دور ننمایم و ترا بیاموزم و با تو درشتى نكنم، بر من لازمست كه پروردگارم را اطاعت كنم و بر تو لازم است كه حفظ كنى.

38- رسول خدا (ص) مرا بجنگى برانگیخت و دعاهائى در باره من كرد و بر جریان امور پس از خودش آگاه كرد پاره‌اى از اصحاب آن حضرت از این لطف او نسبت بمن اندوهناك شدند و گفتند اگر محمد (ص) میتوانست پسر عمش را بمقام نبوت رساند میكرد خدا مرا بواسطه اطلاع بر این موضوع بزبان پیغمبرش سرافراز نمود.

39- براستى از رسول خدا (ص) شنیدم كه میفرمود هر كس گمان برد مرا دوست داشته و على (ع) را دشمن دارد دروغ گفته دوستى من و دوستى او جمع نشود مگر در دل مؤمن بدرستى كه خداى عز و جل اى على اهل دوستى من و ترا در نخست مقام پیشروان بهشت قرار داده و دشمنان من و ترا در زمره گمراهان از امت بسوى آتش دوزخ.

40- براستى رسول خدا (ص) مرا در یكى از جنگها بسر چاهى فرستاد آن چاه آب نداشت برگشتم و بآن حضرت گزارش دادم، فرمود گل دارد؟ عرض كردم آرى فرمود از گل آن بیاور مقدارى گل از آن آوردم در آن كلامى فرمود و فرمود آن را در میان چاه انداز من آن را در چاه انداختم ناگاه آب آن جوشید تا اطراف چاه پر شد، خدمت آن حضرت آمدم و او را آگاه كردم بمن فرمود اى على موفق شدى ببركت تو این آب جوشید، این منقبت در میان اصحاب پیغمبر (ص) مخصوص منست.

و فضائل علی بن ابی طالب بسیار است و در این مجال ما اندکی از آن رو نگارش کردیم...

منبع : الخصال، ج 2، ص: 572




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر