تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
اثبات امامت و خلافت امام علی (ع) بر مبنای حدیث
چگونه می توان با حدیث منزلت امامت و خلافت حضرت علی (ع) را ثابت کرد..
این روایت در بسیاری از کتاب های اهل سنت نقل شده که حتی می توان در باره آن ادعای تواتر کرد ؛ چنانچه برخی از علمای اهل سنت به این مطلب تصریح کرده اند . از آن جایی که دو کتاب بخاری و مسلم ، صحیح ترین کتاب های اهل سنت بعد از قرآن به شمار می آیند ، ما فقط روایاتی را که در این دو کتاب آمده ، نقل و نتیجه گیری خواهیم کرد .

محمد بن اسماعیل بخاری در الجامع الصحیح می نویسد :عَنْ سَعْدٍ قَالَ سَمِعْتُ إِبْرَاهِیمَ بْنَ سَعْدٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ النَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لِعَلِیٍّ أَمَا تَرْضَی أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی .صحیح البخاری ، ج 4 - ص 208 .


رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله خطاب به حضرت علی علیه السّلام فرمود : آیا خرسند نیستی از این که منزلت تو در نزد من ، مساوی با منزلت هارون علیه السّلام در نزد موسی علیه السّلام باشد ؟ .عَنْ مُصْعَبِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ خَرَجَ إِلَی تَبُوکَ وَاسْتَخْلَفَ عَلِیًّا فَقَالَ أَتُخَلِّفُنِی فِی الصِّبْیَانِ وَالنِّسَاءِ قَالَ أَلَا تَرْضَی أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إِلَّا أَنَّهُ لَیْسَ نَبِیٌّ بَعْدِی .صحیح البخاری ، ج 5 - ص 129 .

هنگامی که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله عازم جنگ تبوک شد حضرت علی علیه السّلام را به جانشینی خود در مدینه تعیین
فرمود .حضرت علی علیه السّلام که چنان انتظاری نداشت به عرض مبارک رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله تقدیم داشت : آیا مرا به جانشینی خود در میان زنان و فرزندان، معین می فرمائی ؟ رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله در پاسخ فرمود : آیا خرسند نیستی از اینکه منزلت تو نسبت به من ، برابر منزلت هارون علیه السّلام نسبت به حضرت موسی علیه السّلام باشد و از هیچ جهتی میان تو و او تفاوتی نیست ، تنها تفاوت آن است که پیغمبری پس از من مبعوث نمی شود .

و مسلم نیشابوری نیز در صحیح خود می نویسد :عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لِعَلِیٍّ أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی قَالَ سَعِیدٌ فَأَحْبَبْتُ أَنْ أُشَافِهَ بِهَا سَعْدًا فَلَقِیتُ سَعْدًا فَحَدَّثْتُهُ بِمَا حَدَّثَنِی عَامِرٌ فَقَالَ أَنَا سَمِعْتُهُ فَقُلْتُ آنْتَ سَمِعْتَهُ فَوَضَعَ إِصْبَعَیْهِ عَلَی أُذُنَیْهِ فَقَالَ نَعَمْ وَإِلَّا فَاسْتَکَّتَا .صحیح مسلم ، ج 7 - ص 120 .

سعید بن مسیّب از عامر بن سعد بن ابی وقّاص از پدرش روایت کرده است که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله خطاب به حضرت علی علیه السّلام فرمود : منزلت تو در نزد من ، برابر با منزلت هارون علیه السّلام در نزد حضرت موسی علیه السّلام است ؛ جز این که پیغمبری پس از من مبعوث نمی شود .سعید بن مسیّب گفته است : آرزویم این بود که این حدیث را خودم از سعد بشنوم ، در ملاقاتی که با سعد دست داد حدیث مزبور را که از عامر شنیده بودم به اطلاع او رسانیدم . سعد گفت : آری ، «حدیث منزلت» را خودم شنیده ام سپس دو انگشت را ، یکی در گوش راست و دیگری در گوش چپ گذاشت و گفت : آری ! با این دو گوش ، حدیث منزلت را از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله شنیده ام و اگر بر خلاف آنچه شنیده ای ، شنیده باشم ، امیدوارم شنوائی هر دو گوش را از دست بدهم ! .

عَنْ مُصْعَبِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ قَالَ خَلَّفَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ فِی غَزْوَةِ تَبُوکَ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ تُخَلِّفُنِی فِی لنِّسَاءِ وَالصِّبْیَانِ فَقَالَ أَمَا تَرْضَی أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی غَیْرَ أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی حَدَّثَنَا عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ مُعَاذٍ حَدَّثَنَا أَبِی حَدَّثَنَا شُعْبَةُ فِی هَذَا الْإِسْنَادِ .صحیح مسلم ، ج 7 - ص 120 .

عَنْ سَعْدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ سَمِعْتُ إِبْرَاهِیمَ بْنَ سَعْدٍ عَنْ سَعْدٍ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ قَالَ لِعَلِیٍّ أَمَا تَرْضَی أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی .صحیح مسلم ، ج 7 - ص 121 .

عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ أَمَرَ مُعَاوِیَةُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْدًا فَقَالَ مَا مَنَعَکَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَکَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَلَنْ أَسُبَّهُ لَأَنْ تَکُونَ لِی وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ لَهُ خَلَّفَهُ فِی بَعْضِ مَغَازِیهِ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ یَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِی مَعَ النِّسَاءِ وَالصِّبْیَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَمَا تَرْضَی أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّةَ بَعْدِی وَسَمِعْتُهُ یَقُولُ یَوْمَ خَیْبَرَ لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ ادْعُوا لِی عَلِیًّا فَأُتِیَ بِهِ أَرْمَدَ فَبَصَقَ فِی عَیْنِهِ وَدَفَعَ الرَّایَةَ إِلَیْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ { فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ } دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلِیًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَیْنًا فَقَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِی .صحیح مسلم ، ج 7 - ص 120 – 121 .

در یکی از روزها، معاویة بن ابی سفیان به سعد بن أبی وقاص دستور داد تا به حضرت علی بن ابیطالب علیه السّلام ناسزا بگوید ! سعد از دستور او سرپیچی کرد .معاویه از وی پرسید : چرا علی را آماج ناسزا و دشنام نمی سازی ؟ سعد گفت : به دلیل آن که که سه خصلت از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله در شأن علی علیه السّلام شنیدم که با توجه به آن ها ، هیچگاه به سبّ و دشنام آن حضرت ، اقدام نمی کنم و هر گاه یکی از آن ها برای من بود ، بهتر و ارزنده تر از شتران سرخ مو که در اختیار من باشد ، به شمار می آوردم .

1. در بعضی از جنگ ها رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله حضرت علی علیه السّلام را به جانشینی خود ، در مدینه باقی گذاشت و حضرت علی علیه السّلام به عرض رسانید :یا رسول الله ! مرا به خلافت بر زنان و کودکان موظّف می داری ! رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله در پاسخ او ، فرمود : آیا خرسند نیستی از این که منزلت تو نسبت به من ، همانند نسبت و منزلت هارون علیه السّلام ، به حضرت موسی علیه السّلام باشد ؛ با این تفاوت که پس از من پیغمبری مبعوث نمی شود ؟

2 . در روز جنگ خیبر ، از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله شنیدم ، می فرمود : پرچم اسلام را به دست کسی به اهتزاز می آورم که خدا و رسول را دوست می دارد و خدا و رسول هم ، او را دوست می دارند ! از شنیدن این سخن همه ما در انتظار چنان عطیّه ای بودیم و دست ها از آستین بیرون آورده تا پرچم اسلام را در اختیار بگیریم ، همان زمان رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود : علی را به حضورم بیاورید . علی علیه السّلام را در حالی به حضور حضرت رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله دعوت کردند که حضرتش به درد چشم دچار بود ، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله آب دهان مبارک را در چشم حضرت علی علیه السّلام چکانید ، دیدگانش شفا یافت و پرچم اسلام را که یادبود نصرت الهی بود ، به دست او سپرد و از برکت وجود حضرت علی علیه السّلام ، فتح و پیروزی نصیب اسلام شد .

3 . هنگامی که آیه مباهله «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ » ( آل عمران / 61) نازل شد ، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله ، حضرت علی علیه السّلام و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السّلام را به حضور طلبید و فرمود : بار پروردگارا ! اینان اهل بیت من هستند .

تواتر حدیث منزلت :
حاکم حسکانی از بزرگان اهل سنت ، بعد از نقل حدیث منزلت می نویسد :

وهذا ( ها ) حدیث المنزلة الذی کان شیخنا أبو حازم الحافظ یقول : خرجته بخمسة آلاف إسناد ! ! !

شواهد التنزیل - الحاکم الحسکانی - ج 1 - ص 195 – 196 .

این همان حدیث منزلت است که شیخ ما (استاد ما) ابوحازم حافظ (درباره اش) می گفت : من آن را به پنج هزار سند استخراج کرده ام .آیا غیر از این حدیث ، حدیث دیگری در کتاب های اهل سنت یافت می شود که پنج هزار سند داشته باشد ؟

و ابن عبد البر ، یکی دیگر از استوانه های اهل سنت بعد از نقل حدیث می نویسد :وهو من أثبت الآثار وأصحها رواه عن النبی صلی الله علیه وسلم سعد بن أبی وقاص وطرق حدیث سعد فیه کثیرة جدا قد ذکرها ابن أبی خیثمة وغیره ورواه ابن عباس وأبو سعید الخدری وأم سلمة وأسماء بنت عمیس وجابر بن عبد الله وجماعة یطول ذکرهم .الاستیعاب - ابن عبد البر - ج 3 - ص 1097 .

حدیث منزلت ، از ثابت ترین و صحیح ترین روایاتی است که سعد بن أبی وقاص از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نقل کرده است . طرق حدیث سعد بسیار زیاد است که آن ها را ابن أبی خیثمه و دیگران نقل کرده اند . و همچنین این روایت را ابن عباس ، ابو سعید خدری ، ام سلمه ، اسماء بنت عمیس ، جابر بن عبد الله و بسیاری دیگر که ذکر نام آن ها به درازا خواهد کشید ، نقل کرده اند .

و مزی نیز در تهذیب الکمال می نویسد :وروی قوله علیه السلام : " أنت منی بمنزلة هارون من موسی " جماعة من الصحابة ، وهو من أثبت الآثار وأصحها ، رواه عن النبی صلی الله علیه وسلم : سعد بن أبی وقاص ، وابن عباس ، وأبو سعید الخدری ، وجابر بن عبد الله ، وأم سلمة ، وأسماء بنت عمیس ، وجماعة یطول ذکرهم .تهذیب الکمال - المزی - ج 20 - ص 483 – 484 .

حدیث منزلت را جماعتی از صحابه نقل کرده اند که از صحیح ترین و ثابت ترین آثار به شمار می آید . این روایت را از نبی مکرم اسلام ؛ سعد بن أبی وقاص ، ابن عباس ، ابو سعید خدری ، جابر بن عبد الله ، ام سلمه ، اسماء بنت عمیس و بسیاری دیگر که ذکر نام آن ها به درازا خواهد کشید ، نقل کرده اند .

و محمد بن یوسف بن محمد کنجی شافعی ، در کفایة الطالب ، صفحه 283 می نویسد :هذا حدیث متفق علی صحته رواه الائمة الحفاظ ، کأبی عبد الله البخاری فی صحیحه ، ومسلم ابن الحجاج فی صحیحه ، وأبی داود فی سننه ، وأبی عیسی الترمذی فی جامعه ، وأبی عبد الرحمان النسائی فی سننه ، وابن ماجة القزوینی فی سننه ، واتفق الجمیع علی صحته حتی صار ذلک اجماعا منهم ، قال الحاکم النیسابوری هذا حدیث دخل فی حد التواتر .

این حدیثی است که اتفاق شده بر صحت آن ، روایت کردند آن را امامان حافظان احادیث مانند ابی عبد الله بخاری در صحیح خود ، ومسلم بن حجاج در صحیح خود ، وابی داود در سنن خود ، و ابی عیسی ترمذی در جامع خود ، وابی عبد الرحمن نسائی در سنن خود ، وابن ماجهء قزوینی در سنن خود ، و همگی اتفاق کردند بر صحت این حدیث تا آن جا که به اجماع آنان رسید ، حاکم نیشابوری گفت : این حدیثی است که در حد تواتر داخل شده است .پس در صحت سند این روایت هیچ شک و شبهه ای نیست .


دلالت حدیث منزلت :

طبق این روایت و به مقتضای عمومیتی که پیامبر اسلام در جمله «بمنزلة هارون من موسی » به کار برده است ، هر مقامی را که هارون نسبت به موسی داشته ، برای امیر المؤمنین ( علیه السلام ) نسبت به پیغمبر ( صلی الله علیه وآله و سلم ) ثابت می کند ، و استثنا کردن مقام نبوت ، خود تأکیدی است قوی بر عمومیت منزلت امیر المؤمنین علیه السلام .

منزلت های هارون :
آنچه از آیات قرآن کریم استفاده می شود ، منزلت های هارون نسبت به حضرت موسی ، به پنج امر خلاصه می شود :

الف : مقام وزارت :
وزیر کسی است که امیر را در انجام امور یاری می کند و بار سنگین مسؤلیتی را که امیر دارد بر دوش می کشد ، و متصدی انجام آن می شود . و هارون در زمان حضرت موسی همین مقام را داشته است ؛ چنانچه در آیه 29 سوره طه از قول حضرت موسی علیه السلام آمده است :وَ اجْعَل لیّ ِ وَزِیرًا مِّنْ أَهْلیِ هَارُونَ أَخِی .و وزیری از خاندانم برای من قرار ده ، برادرم هارون را .و در آیه 35 فرقان آمده است :وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ وَ جَعَلْنا مَعَهُ أَخاهُ هارُونَ وَزیراً .و ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم و برادرش هارون را یاور او قرار دادیم .

ب : مقام خلافت :
وَ وَاعَدْنَا مُوسیَ ثَلَاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَ قَالَ مُوسیَ لِأَخِیهِ هَرُونَ اخْلُفْنیِ فیِ قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لَا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِین . الأعراف / 142 .و ما با موسی ، سی شب وعده گذاشتیم سپس آن را با ده شب ( دیگر ) تکمیل نمودیم به این ترتیب ، میعاد پروردگارش ( با او ) ، چهل شب تمام شد . و موسی به برادرش هارون گفت : « جانشین من در میان قومم باش و (آنها) را اصلاح کن! و از روش مفسدان، پیروی منما » .

ج : اخوت و برادری :
هارُونَ أَخی .از آن جایی که برادری هارون با موسی نسبی بود و پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم می خواست تمامی مقامات هارون نسبت به حضرت موسی در حق امیر المؤمنین علیه السلام تحقق یابد ، با امیر المؤمنین علیه السلام عقد اخوت بست و او را برادر خود در دنیا و آخرت خطاب کرد ؛ چنانچه حاکم نیشابوری و بسیاری دیگر از علمای اهل سنت نقل کرده اند :عن ابن عمر رضی الله عنهما قال لما ورد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم المدینة آخی بین أصحابه فجاء علی رضی الله عنه تدمع عیناه فقال یا رسول الله آخیت بین أصحابک ولم تواخ بینی وبین أحد فقال رسول الله صلی الله علیه وآله یا علی أنت أخی فی الدنیا والآخرة .

المستدرک - الحاکم النیسابوری - ج 3 - ص 14 و عمدة القاری - العینی - ج 2 - ص 147 و الاستیعاب - ابن عبد البر - ج 3 - ص 1098 – 1099 و الجامع الصغیر - جلال الدین السیوطی - ج 2 - ص 176 و تهذیب الکمال - المزی - ج 20 - ص 484 و ... .

عبد الله بن عمر گفت : چون پیغمبر به مدینه وارد شد ، بین اصحاب اخوت و برادری بر قرار کرد ، پس علی ( علیه السلام ) با چشم گریان آمد ، گفت یا رسول الله اصحابت را برادر کردی ، و مرا با کسی برادر نکردی ، فرمود : " یا علی ، تو در دنیا و آخرت برادر منی ".

د : مقام پشتیبانی :
اشْدُدْ بِهِ أَزْری .همان طوری که حضرت موسی از خداوند درخواست کرد که پشت او را به هارون محکم کند ، به مقتضای این حدیث مقام پشتیبانی از حضرت خاتم برای امیر المؤمنین علیهما السلام ثابت می شود .

هـ : شراکت در امر :وَ أَشْرِکْهُ فیِ أَمْرِی .همان طوری که هارون شریک کار موسی بود ، این مقام به مقتضای این حدیث و به نص صریح قرآن ؛ به جز در نبوت برای علی ( علیه السلام ) ثابت می شود .در نتیجه با این حدیث تمامی مقامات حضرت هارون ؛ جز مقام نبوت ، برای امیر المؤمنین علیه السلام نیز ثابت می شود و امیر المؤمنین ؛ وزیر ، خلیفه ، برادر ، پشتیبان و شریک در امر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم است .و شباهت دیگری که بین حضرت هارون علیه السلام و امیر المؤمنین علیه السلام وجود دارد ، این است که این مقامات را خداوند به درخواست پیامبر اسلام برای امیر المؤمنین اعطا می کند ، همان طوری که به هارون به درخواست حضرت موسی داده بود .

بسیاری از علمای اهل سنت روایت بسیار جالبی را نقل کرده اند که این مطلب را ثابت می کند :عن ابن عباس ، بینما عبد الله بن عباس جالس علی شفیر زمزم یقول : قال رسول الله ( صلی الله علیه وآله ) إذ أقبل رجل ، متعمم بعمامة فجعل ابن عباس لا یقول قال رسول الله ( صلی الله علیه وآله ) إلا قال الرجل : قال رسول الله ( صلی الله علیه وآله وسلم ) فقال ابن عباس : سألتک بالله من أنت ؟ فکشف العمامة عن وجهه وقال :أیها الناس من عرفنی فقد عرفنی ومن لم یعرفنی فأنا جندب بن جنادة البدری أبو ذر الغفاری سمعت النبی ( صلی الله عنیه وآله وسلم ) بهاتین وإلا فصمتا ، ورأیته بهاتین وإلا فعمیتا وهو یقول :علی قائد البررة وقاتل الکفرة ، منصور من نصره ومخذول من خذله .

أ ما إنی صلیت مع رسول الله ( صلی الله علیه وآله وسلم ) یوما من الأیام صلاة الظهر فسأل سائل فی المسجد فلم یعطه أحد ، فرفع السائل یده إلی السماء وقال : اللهم اشهد أنی سألت فی مسجد رسول الله فلم یعطنی أحد شیئا . وکان علی راکعا فأومی إلیه بخنصره الیمنی - وکان یتختم فیها - فأقبل السائل حتی أخذ الخاتم من ، خنصره ، وذلک بعین النبی فلما فرغ النبی ( صلی الله علیه وآله وسلم ) من صلاته رفع رأسه إلی السماء وقال :اللهم إن أخی موسی سألک فقال : رب اشرح لی صدری ویسر لی أمری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی واجعل لی وزیرا من أهلی هارون أخی أشدد به أزری وأشرکه فی أمری فأنزلت علیه قرآنا ناطقا : (سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ ) اللهم وأنا محمد نبیک وصفیک اللهم فاشرح لی صدری ویسر لی أمری واجعل لی وزیرا من أهلی علیا أخی أشدد به أزری .

قال أبو ذر : فوالله ما استتم رسول الله ( صلی الله علیه وآله وسلم ) الکلام حتی هبط علیه جبرئیل من عند الله وقال : یا محمد هنیئا ( لک ) ما وهب الله لک فی أخیک . قال : وما ذاک جبرئیل ؟ قال : أمر الله أمتک بموالاته إلی یوم القیامة وأنزل قرآنا علیک : إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آَمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ . مائده / 55 . ) .

مناقب علی بن أبی طالب (ع ) وما نزل من القرآن فی علی (ع) ، ابن مردویه الأصفهانی ، ص 293، ح 460، بتحقیق عبد الرزاق محمد حسین حرز الدین ، ط دار الحدیث بقم المقدسّة و تفسیر الثعلبی ، ج 4، ص 80، و تفسیر الکبیر ، الرازی ، ج12 ، ص26 و شواهد التنزیل ، الحسکانی ، ج 1، ص 229 - 230، و مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول (ع) ، محمد بن طلحة الشافعی ، ص 170، و الفصول المهمة فی معرفة الأئمة ،ابن الصباغ المالکی ، ج 1، ص 579 .

ابن عباس کنار چاه زمزم نشسته بود و از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم ) حدیث نقل می کرد مردی که صورتش را با عمامه پوشیده بود نزدیک آمد و هرگاه که ابن عباس می گفت رسول خدا چنین فرمود ، او هم می گفت رسول خدا چنین فرمود ابن عباس گفت : تو را به خدا سوگند می دهم خودت را معرفی کن . پارچه را از صورتش برداشت و گفت :ای مردم هرکس مرا می شناسد که می شناسد و آنان که نمی شناسند خودم را معرفی می کنم ، من جندب پسر جناده ابوذر غفاری از یاران رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم ) در جنگ بدر هستم ، از رسول خدا با دو گوشم شنیدم و با چشم هایم دیدم که اگر غیر از این باشد کر و کور باشم ، فرمود: "علی پیشوای نیکوکاران و کشنده کافران است ، هرکس او را کمک کند پیروز است و آن که او را خار نماید ذلیل و بی چاره شود ".بدانید که روزی از روزها هنگام ظهر برای اقامه نماز در مسجد خدمت رسول الله بودم مردی نیازمند وارد شد وتقاضای کمک کرد ؛ ولی هیچ کس به وی کمکی نکرد ، علی که در همان لحظه و در حال رکوع و مشغول نماز بود ، دست راستش را که انگشترش در یکی از انگشتانش بود جلو آورد تا آن را به مرد نیازمند هدیه کند ، مرد فقیر انگشتر را در آورد ، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم ) این منظره را مشاهده نمود ، پس از پایان یافتن نماز دست به دعا بلند کرد و عرض کرد :

" خداوندا برادرم موسی از تو تقاضا نمود تا به وی سعه صدر وگشایش در امور و بیانی رسا وشیوا و جانشینی برادرش هارون را عنایت فرمائی ، وتو ای خدا درخواستش را اجابت فرمودی ، واکنون من پیامبر وفرستاده و برگزیده ات ، درخواست می کنم تا شرح صدر وآسان شدن کارهایم را به من مرحمت فرمائی و نیز برادرم علی را وزیر و جانشین من قرار دهی تا همراه وکمک من در کارها و پشتیبان رسالتم باشد " .

ابوذر می گوید:هنوز سخن و تقاضای رسول خدا تمام نشده بودکه جبرئیل نازل شد و این آیه را از جانب خداوند بر وی تلاوت نمود «همانا پیشوا ورهبر وفرمانده شما خد ورسول او و مومنان هستند ؛ همان ها که نماز را برپا می دارند و در رکوع نماز ، زکات وصدقه می دهند . » .این فضیلت آن قدر برای دشمنان رسول خدا گران آمده است که مثل همیشه دستان امانت دار آن ها روایت را طوری تغییر داده اند که قلب هر منصفی را می سوزاند و از طرف دیگر نهایت بی شرمی و رذالت بنی امیه را ثابت می کند .

ابن حجر عسقلانی در تهذیب التهذیب ، شمس الدین ذهبی در تاریخ الإسلام و ... نوشته اند :حدثنا إسماعیل بن عیاش سمعت حریز بن عثمان یقول هذا الذی یرویه الناس عن النبی صلی الله علیه وسلم أنه قال لعلی أنت منی بمنزلة هارون من موسی ، حق ولکن أخطأ السامع قلت فما هو فقال إنما هو أنت منی بمنزلة قارون من موسی قلت عمن ترویه قال سمعت الولید بن عبد الملک یقوله وهو علی المنبر.

تاریخ بغداد - الخطیب البغدادی - ج 8 - ص 262 و تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 12 - ص 349 و تهذیب الکمال - المزی - ج 5 - ص 577 و تهذیب التهذیب - ابن حجر - ج 2 - ص 209 و تاریخ الإسلام - الذهبی - ج 10 - ص 122 و ... .

از حریز بن عثمان شنیدم که می گفت : این روایتی که مردم از پیامبر نقل می کنند که به علی علیه السلام فرمود : "تو نسبت به من بمنزله هارون نسبت به موسی هستی " درست است ؛ ولی راوی اشتباه شنیده است . راوی می گوید پرسیدم که اصل روایت چگونه بوده است ؟ گفت : پیامبر فرموده : یاعلی ! دشمنی تو با من ، همانند دشمنی قارون با موسی است .وقتی از او سؤال می کنند که این حدیث را از کی شنیده ای ؟ در جواب می گوید : من دیدم که ولید بن عبد الملک آن را بر بالای منبر می خواند .

به راستی چه قدر امیر المؤمنین علیه السلام مظلوم بوده است و چه دشمنان بی انصافی داشته است . به امید روزی که منقتم آل محمد ، ذوالفقار علی در دست از پس پرده غیبت بیرون بیاید و انتقام این همه ظلم و ستم را از آن ها بستاند .




گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :