تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
بر کرانه ی الغدیر 3
غدیر در قرآن 1

آیه ی تبلیغ؛ سوره ی مائده، آیه ی 67

«یا ایها الرسول! بلّغ ما انزل الیک من ربّک، و ان لم تفعل، فما بلّغت رسالته، و الله یعصمک من النّاس...».

«ای فرستاده! برسان آنچه را از پروردگارت به تو نازل شده، و اگر نکنی پیامش را نرسانده ای، و خدا نگه می داردت از گزند مردم...».

زمان، مکان و شأن نزول آیه ی تبلیغ:
پیش از ظهر روز هجده ذی حجه ی سال دهم هجری، آنَک که پیامبر (ص) به غدیر رسید. پنج ساعت از روز گذشته بود که جبریل این آیت ربانی را آورد و گفت: «ای محمد! خداوند سلام می رساندت و می گویدت: «ای فرستاده! برسان آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده» درباره ی علی «و اگر نکردی، پیامش را نرسانده ای...». حاجیان که یکصد هزار یا بیشتر بودند، جلو داران شان نزدیک جُحفه بودند، جبریل فرمودش تا پیش رفتگان شان را برگرداند و پس ماندگان شان را در آن جا نگه دارد و علی را به راهنمایی مردم بگمارد و آنچه را خداوند درباره ی او نازل کرده به آنان برساند، و آگاهش کرد که خداوند او را از گزند مردم نگه می دارد.

شأن نزول آیه ی تبلیغ در احادیث اهل سنت:
ابو جعفر محمد پسر جریر طبری (م 310هـ) در کتاب الولایة به سندش از زید پسر ارقم می گوید: «چون پیامبر(ص) در بازگشت از حجة
الوداع به غدیر خُم رسید، ظهر هنگام بود و هوا بسیار گرم.دستور داد تا زیر درختان کهن سال را بروبند و جاروب کردند.ندای نماز جماعت داد؛ گرد آمدیم.خطبه خواند و فرود: «خداوند بر من نازل کرد که: «آنچه را بر تو از پروردگارت نازل شده برسان، اگر نکردی پیامش را نرسانده ای و خدا از گزند مردم نگه می داردت».جبریل از سوی پروردگارم مرا فرمود که در این جایگاه برخیزم و سیاه و سفید را آگاه سازم که علی بن ابی طالب، برادرم و وصی ام و جانشینم و راهبر پس از من است.

از جبریل خواستم که پروردگارم مرا از این مهم معاف کند چرا که می دانستم پذیرندگانِ این مهم اندکند و آزار دهندگان و سرزنش گرانم بسیار، چرا که علی هماره همراهم بوده و من هماره با او بوده ام، تا آنجا که مرا "گوشی" نام نهادند (این نامی بود که مشرکان و کفر برای دست اندازی پیامبر بر او گذاشته بودند چون او را زود باور می دانستند) و خداوند فرمود «و از آنان کسانی هستند که پیامبر را می آزارند و می گویند او زود باور است، بگو زود باور برای تان بهتر است...»(1) اگر می خواهی، نامشان برم و نشان شان دهم ، ولی با پوشاندنشان لطف کردم.

لذا خداوند راضی نشد مگر به رساندن پیامش در باره ی علی.

پس بدانید ای مردم! که خداوند او را برای شما ولی و امام گماشت، و طاعت او را بر هر یک واجب ساخت، فرمان او جاری و سخن او روا، هر که نسازدش ملعون است و هر که سازدش مرحوم، بشنوید و فرمان برید که خداوند مولای شماست، و علی امام شما، سپس امامت در فرزندانم از نسل اوست تا رستخیز، حلالی نیست جز آنچه را خدا و فرستاده اش حلال کرده اند و حرامی نیست جز آنچه را خدا و فرستاده اش حرام کرده اند. دانشی نیست مگر که خداوند آن را در من گرد آورد و من به علی منتقل کرده ام، پس از او ره گم نکنید و از او دست برندارید، اوست کسی که به حق ره نماید و به حق عمل کند، هر که او را انکار کند خدا هرگز توبه اش را نپذیرد و هرگز او را نیامرزد و بر خداست که حتماً چنان کند و کیفر دهدش کیفری سخت و جاودانه.

علی پس از من تا آنَک که روزی فرو آید و خلقی باقی باشد برترین مردم است، هر که نسازدش ملعون است، سخنم سخن جبریل است و سخن جبریل سخن خداوند، پس هر کسی بنگرد برای فردا چه پیش هشته. محکمات قرآن را دریابید و متشابهات آن را پی نگیرید، که هرگز آن را برایتان تفسیر نکند جز این کسی که من دستش را گرفته ام و بازویش را چسبیده ام.

آگاه تان می کنم که: هر که را مولای اویم این علی مولای اوست، ولایت او از سوی خداست که بر من نازل فرمود.

هان که ادا کردم، هان که رساندم، هان که شنواندم، هان که روشن ساختم.

پس از من رهبری مؤمنان بر هیچ کس جز او روا نیست».

سپس علی را بالا کشید تا آنجا که پای علی به زانوی پیامبر(ص) رسید و فرمود: «ای مردم! این برادرم، وصی ام و در بردارنده ی دانشم و جانشینم بر هر که به من ایمان آورده، و بر تفسیر کتاب پروردگارم»

و بنا به روایتی: «خدایای! دوست بدار هر که را دوست داردَش و دشمن باش هر که را دشمنی ورزدش و نفرین کن هر که را انکار کندش و خشم کن بر هر که حقش را انکار نماید.

خدای! به هنگام بیان این سخنان درباره ی علی، نازل فرمودی که: «امروز دینتان را برایتان کامل کردم» به امامت علی، پس هر که به او اقتدا نکند و به کسانی از فرزندانم که از نسل اویند تا رستخیز، آنان که کرده هاشان تباه شود و جاودانه در دوزخند...».


پاورقی:

1- توبه 61.
ر.ک: خلاصه الغدیر، ص 241، برگزیده و ترجمه ی دکتر محمود رضا افتخارزاد
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :