تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
جایگاه ولایت در دین
گرچه رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) از آغاز بعثت به مناسبت های گوناگون بارها خلافت و امامت علی(علیه السّلام) را بیان کرده بود، امّا آن چه در غدیر خم به وقوع پیوست به منزله سندی ماندگار و قطعنامه ای جهانی بود که در حضور بیش از صد هزار مسلمان که از اطراف جهان آمده بودند قرائت شد. این سند تاریخی به دست مبارک پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) امضا شد و در تاریخ به ثبت رسید ودر سیره ی علمی و عملی رهبران معصوم(علیه السّلام) وشیفتگان ولایت در طول تاریخ جلوه گر شد.

امامان (علیه السّلام) همواره بر محوری بودن اصل ولایت و امامت تأکید و تکیه داشته اند؛ چنان که امام باقر(علیه السّلام) فرمود: اسلام بر پنج پایه استوار است: نماز،زکات، روزه، حجّ و ولایت و هیچ یک از آن ارکان به پای رکن رکین ولایت نمی رسد:«بُنی الإسلام علی خمس: علی الصلاة والزکاة والصوم و الحجّ والولایـة ولم یناد بشیء کما نودی بالولایـة»1

در برخی روایات نیز از مطرح شدن ولایت در روز غدیر سخن به میان آمده است:« بنی الاسلام علی خمس... ولم یناد بشیء کما نودی بالولایـة یوم الغدیر».2

زراره می گوید: پس از این که امام باقر(علیه السّلام) ارکان پنج گانه اسلام را بیان کرد از آن حضرت پرسیدم کدام یک از این ارکان برتر است؟امام(علیه السّلام) فرمود: ولایت برترین پایه است؛ زیرا ولایت در میان ارکان دین نقش کلیدی دارد و امام راهنمای دین است:
«قال زراره: فقلت وأیّ شیءٍ من ذلک أفضل؟قال: الولایـة أفضل لأنها مفتاحهنّ والوالی هو الدلیل علیهن»3

در ادامه ی حدیث امام باقر(علیه السّلام) فرمود: بلندای امر و قله ی بلند و کلید آن و دَرِ هر چیز و رضایت خدای رحمان پس از شناخت
امام(علیه السّلام) پیروی از اوست و خداوند فرموده: هرکس از رسول پیروی کند از خدا پیروی کرده است... اگر کسی تمامی شب ها به نماز ایستد و همه ی روزها را روزه بدارد و همه ی اموالش را صدقه بدهد و هر ساله حج خانه خدا کند، ولی ولایت ولیّ خدا را نشناسد تا آن را بپذیرد و همه ی کارهایش را با راهنمایی او انجام دهد، از طرف خدا هیچ ثوابی ندارد و از اهل ایمان نیست:

((ذروة الأمر و سنامه و مفتاحه و باب الأشیاء و رضی الرحمان الطاعـة للإمام بعد معرفته. إنّ الله عزّوجلّ یقول «و من یطع الرسول فقد أطاع الله و من توّلی فما أرسلناک علیهم حفیظاً»4 أما لو أن رجلاً قام لیله و صام نهاره و تصدّق بجمیع ماله و حجّ جمیع دهره و لم یعرف ولایـة ولیّ الله، فیوالیه و یکون جمیع أعماله بدلالته إلیه ما کان له علی الله حقّ فی ثوابه ولا کان من أهل الإیمان)).5

اِشهاد در صحنه ی غدیر
خدای سبحان در موطن خاص میثاق گیری از انسان ها آنان را بر خودشان گواه ساخت و به آنان فرمود:آیا من پروردگار شما نیستم؟گفتند: چرا، گواهی دادیم:«وإذ أخذ ربّک من بنی ادم من ظهورهم ذریّتهم و أشهدهم علی أنفسهم ألست بربّکم قالوا بلی شهدنا أن تقولوا یوم القیامـة إنّا کنّا عن هذا غافلین»6 خلیفـة الله و انسان کامل، یعنی رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) نیز که آثار خدایی در او جلوه کرده است، به عنوان آیت کبرای حق در روز غدیر از مردم اقرار گرفت و فرمود: ای مردم آیا من از خود شما به شما اولی نیستم؟گفتند: چرا:« ایّها النّاس ألست أولی بکم من أنفسکم؟قالوا بلی».

آن چه در میثاق الهی گذشت اشهاد و اقرار و اعتراف به ربوبیّت خدا و عبودیّت انسان ها بود و در غدیر خم اشهاد برای ولایت و رهبری و خلافت.شاهد گرفتن برای آن است که انسان براساس واقعیتی تصمیم بگیرد و تسلیم شود؛ خدا ربوبیّت خود و عبودیّت ما را به ما نشان داد وبرای گرفتن پیمان اطاعت و پذیرش شریعت و تکلیف از ما پرسید: آیا من پروردگار شما نیستم؟ ما گفتیم چرا، پیامبر نیز مردم را بر نبوّت خود شاهد گرفت و حاضران در صحنه ی غدیر گفتند:آری. بعد فرمود لازمه ی پذیرش نبوّت و ولایت من پذیرش امامت و ولایت وصیّ من علیّ(علیه السّلام) است. بسیاری از ائمّه(علیهم السّلام) به واقعه ی غدیر احتجاج و استدلال کرده اند.
علی(علیه السّلام) نیز پس از حادثه ی خلافت استشهاد کرد و فرمود: مردم! مگر در غدیر و موارد دیگر شاهد نبودید که پیغمبر مرا وصیّ قرار داد، پس باید رهبری مرا بپذیرید.

وجود مبارک امیرالمؤمنین(علیه السّلام) در نهج البلاغه فرمود: به خدا سوگند من از همه ی مردم حتی از خود مردم  به آن ها أولی هستم:«فوالله إنّی لأولی النّاس بالنّاس»7 این اولویت تعیینی است، نه تفضیلی.آن چه را وجود مبارک حضرت امیر(علیه السّلام) در این خطبه ی نهج البلاغه بیان فرموده از خطبه ی غدیر به پیغمبر(صلّی الله علیه و آله) استفاده کرده است.

اولویّت ولیّ الهی
پس از نزول آیه ی«النّبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم و أزواجه أمهاتهم وأولوا الأرحام بعضهم أولی ببعض»8 مردم از رسول گرامی تفسیر آن را پرسیدند. فرمود: «السّمع والطّاعـة»9؛ یعنی من دو سِِمَت دارم: یکی رسالت که براساس آن احکام الهی را نقل و خود نیز به آن عمل می کنم، دیگری ولایت و امامت و رهبری جامعه است؛ من فرمانده ی جنگ و صلح هستم و مسائل کشوری و لشکری بر عهده ی من است. فرمانم را باید اطاعت کنید.«اولی بالمؤمنین»یعنی قلمرو ولایت همه ی مؤمنانند«بأنفسهم و أموالهم و حقوقهم».

پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) در غدیر خم ابتدا معارف و اصول دین را بازگو کرد و همگان به آن اقرار کردند. بعد آیه«ألنّبیّ أولی بالمؤمنین من أنفسهم»10را تلاوت کرد و از حاضران اقرار گرفت:«ألست أولی بالمؤمنین من أنفسهم»11 فرمود: هرکسی صاحب اختیار خویش است، ولی پیامبر والی، متولّی، ولیّ و أولی است به جان همه از خود افراد؟ اولویت(أولی) در آیه ی سوره احزاب و در سخن پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) تعیینی است، نه تفضیلی. اگر گفته شود دیگری نیز می تواند این کار را انجام بدهد، ولی زید أولی است، این افعل تفضیل است، ولی أفعل تعیین مثل«أولوا الأرحام بعضهم أولی ببعضٍ»12 که معنایش این نیست که در ارث همگان مساوی هستند؛ لیکن طبقه اوّل سزاوارتر است، بلکه بدین معناست که با بودن طبقه اوّل، ارث به طبقه دوم نمی رسد و همچنین با بودن طبقه دوم به طبقه سوم نمی رسد.

بنابراین، چون اولویت تعیینی است، با بودن پیغمبر انسان صاحب اختیار نیست؛ نه این که ما صاحب اختیار خود هستیم و پیامبر نیز صاحب اختیار ماست، ولی بهتر است که او کارهای ما را اداره کند، که آن اولویت تفضیلی است، نه تعیینی.پس معنایش این است که وقتی پیغمبر چیزی را اراده کرد انسان در برابر او حقی ندارد. مردم در کارهای شخصی خود، بر خود سلطه دارند، ولی هنگامی که در تحت رهبری رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) قرار گرفتند حرف اول و آخر را رسول گرامی می زند. پیغمبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) در غدیر همین بهره را از ششمین آیه ی سوره احزاب گرفت.


پی نوشت ها:
 
1.بحار،ج65، ص329.
2.همان، ص 332.

3.بحار،ج65، ص332.
4.سوره ی نساء، آیه ی 80.
5.بحار، ج65، ص333.
6.سوره ی اعراف، آیه ی172.
7.نهج البلاغه، خطبه ی 118.
8.سوره ی احزاب، آیه ی6.
9.بحار، ج37، ص127.
10.سوره ی احزاب، آیه ی 6.
11.بحار، ج37، ص 23، 123.
12.سوره ی احزاب، آیه ی6.

درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :