تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
دوستان راستین از نگاه امام علی(ع)
یکی از عوامل بسیار مهم و تأثیر گذار در توسعه و پیش رفت سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی و فائق آمدن بر مشکلات و گرفتاری های مختلف ، حاکمیّت روح تعاون و هم کاری بین افراد اجتماع است . اجتماعات و گروه هایی که مجموع افراد یا بیش تر آنان خود را نسبت به سر نوشت دیگران مسئول می دانند و از روی صداقت و دوستی در امور اجتماعی فعالانه شرکت می کنند ، از رفاه و آسایش بیش تری بر خوردارند و بر عکس در جوامعی که جوّی غیر دوستانه حاکم است و افراد آن سر در لاک خودیّت برده اند و به جز اندیشة منافع شخصی ، دغدغة دیگری ندارند ، رکود و انحطاط و گرفتاری و نقاط ضعف بیش تری وجود دارد . مکتب اسلام با توجه به این واقعیّت بر ترویج فرهنگ دوستی و برادری تأکید می ورزد . پیامبر گرامی اسلام و پیشوایان معصوم و پیروان راستین آنان هر یک به نحوی بر ضرورت و لزوم آن پافشاری می کنند .

جامعة اسلامی در نگاه بزرگان دین ، به منزلة یک پیکر است که عوامل گوناگونی اجزای آن را به یک دیگر پیوند می دهد . آن عوامل
همان چیز هایی است که ما به عنوان معیارها و ارزش های اصیل و لازم در راستای برقراری ارتباطات دوستانه از آن یاد می کنیم . امیر المؤمنان به عنوان شخصیت ممتازی که در مقاطع مختلف و حساس ترین لحظات تاریخ اسلام می زیسته و آثار و برکات فراوان روابط دوستانه و برادرانه در محیط های مختلف اسلامی را از نزدیک شاهد بوده است ، نسبت به توسعة این فرهنگ و برقراری جوّ دوستانه بین آحاد مختلف اجتماع حتی میان خود و دیگران بسیار در تلاش بوده است .

دوستان راستین در نگاه آن حضرت ، نشانه ها و معیارهایی دارند که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می کنیم: 1. دین داری به آن چه خدای بزرگ به وسیلة پیامبران خود برای سعادت و خوش بختی بشر ارائه می دهد ، مانند عقاید صحیح و اعمال شایسته و اخلاق پسندیده ، دین گفته می شود . دین ، مجموع مقررات و چارچوب های مشخصی است که می تواند مبنا و محوری مهم برای برقراری پیوند دوستی بین خدا پرستان قرار گیرد . خدای بزرگ همة اهل ایمان را با هم برادر دانسته و می فرماید: «انما المؤمنون اخوه ؛ 1 مؤمنان با هم برادرند . »

هر چند نسل ما انسان ها به یک پدر و یک مادر منتهی می شود و همه از حضرت آدم و حوا ، آفریده شده و از این جهت برادر و خواهر یک دیگر شناخته می شویم ، اما مبنای دیگری می تواند این مجموعه را به هم پیوند دهد وآن دین است . امیرمؤمنان علی(علیه السلام) به هنگام فرستادن مالک اشتر برای زمام داری مصر ، در نامه ای خطاب به ایشان بر دوستی با مردم به خاطر دو خط ارتباطی که زمام دار و مردم را با هم پیوند می زند ، بسیار تأکید می ورزد و می فرماید: « مهربانی و دوستی ورزیدن و خوش رفتاری با مردم را در دل خود جای ده و هم چون جانوری شکاری که خوردن آنان را غنیمت می شمارد مباش ، چرا که آنان : « اِمّا اَخ لَکَ فی الدین اَو نَظیر لک فی الخَلق ؛2 یا برادر دینی تو و یا همانند تو در خلقت هستند . » آن حضرت در جایی دیگر خطاب به یکی از کارگزاران خود می نویسد : «به او امر کرده و دستور می دهم که مردم را نرنجاند و به آن ها دروغ نگوید و به سبب فرمانروایی بر آن ها از روی سرکشی ، از آنان روی بر نگرداند: « فَاِنَّهُم الاِخوانُ فِی الدین ؛3 زیرا آنان در دین برادر یک دیگرند » . در جایی دیگر ضمن هشدار نسبت به حاکم نبودن جوّ دوستی و صفا و صمیمیت در میان مسلمانان می فرماید: « وَ اِنَّما اَنتم اِخوان علی دین الله...4 شما بر دین خدا با هم برادرید ، میان شما را جدایی نینداخته مگر ناپاکی باطن ها و بدی اندیشه ها ، از این رو به یک دیگر کمک نمی کنید و پند و اندرز نمی دهید و به یک دیگر بذل و بخشش نمی کنید و با هم دوست و رفیق نیستید» .

دین داری در نگاه امام علی (علیه السلام) مهم ترین نشانه و معیار برای شناخت دوستان راستین و قوی ترین عاملی است که روح تعاون و همکاری و ایثار و گذشت و مسئولیت پذیری را در میان دوستان حاکم می سازد و بسیاری از زشتی ها را از محیط زندگی آنان دور می کند . اگر آن حضرت می فرماید: «لا یکون الصَّدیق صدیقاً حَتّی یَحفِظَ اَخاهُ فی ثَلاث فی نِکبَتهِ و غَیبَتِهِ وَ وَفاتِهِ ؛5 دوست واقعی کسی است که برادر خود را در سه حالت :گرفتاری ، هنگام نبودن او و بعد از وفات ، یاری رساند» ؛

دوست آن باشد که گیرد دست دوست /در پریشان حالی و در ماندگی

و اگر به کمیل بن زیاد توصیه می کند که : ای کمیل از دو رویان دوری گزین و با خائنان همراه مشو و مبادا با ستم کاران رفت و آمد کنی و یا با آنان مخلوط گردی ، مبادا آنان را فرمان بری یا در مجالسشان حضور یابی که خدا را بر تو خشمگین خواهد ساخت ؛6 و اگر آن حضرت در مورد دوست ، بر اموری هم چون : مورد اعتماد و وفادار ، صادق و راستگو ، حلیم و بردبار و پوشانندة عیوب بودن و خائن و فتنه گر و ضایع کنندة حقوق و ستم کار نبودن تأکید می ورزد ، همة این امور در سایة دین داری واقعی دوست تأمین است . دین و دین داری ، اساسی ترین نقش را در اصلاح اخلاق و آداب اجتماعی و امور سیاسی و اجتماعی و تربیت روح و روان انسان دارد و انواع گرفتاری ها و ناملایمات درونی و برونی را از دل و زبان و دست و پا و تمام وجود انسان می زداید و روح تعاون و همکاری و ایثار و برادری را در محیط زندگی انسان حاکم می سازد و همین نکته مهم ترین نقش را در دوام دوستی ها دارد .

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: « مَوَدَّهُ ذَوِی الدین بَطیئَهُ الاِنقِطاع دائمَهُ الثُبات و البَقاء ؛ 7 دوستی دین داران دیرتر به جدایی می انجامد و با ثبات و ماندگارتر است » و در جایی دیگر می فرماید: «اِخوانُ الدین اَبقی مَوَدَّهً ، 8 دوستی برادران بر اساس دین ماندگارتر است » . این جا است که انسان به رمز و راز توصیه ها و حساسیت های امیر مؤمنان علی (علیه السلام) نسبت به مراقبت و پاس داری از دوستی هایی که بر اساس دین بنا نهاده شده است ، آشنا می شود . آن حضرت می فرماید : «اَیّها الناس ، مَن عَرَفَ مِِن اَخیه و ثَیقَهَ دینٍ و سَدادَ طَریقٍ فلا یُسمَعَنَّ فیه اَقاویلَ الرِ ّجال ... 9 ؛ ای مردم هر که برادر خود را شناخت و دانست که دین او محکم و استوار است و در گفتار و کردار در راه راست گام بر می دارد ، نباید گفتار(و بدگویی) دیگران دربارة او را گوش دهد (و دوستی خود را قطع نماید) . آگاه باشید(اثر زیان کلام از زیان تیر، سخت تر و بیش تر است ، زیرا) گاهی تیرانداز ، تیر می اندازد و تیرها به خطا می رود . لیکن کلام بی اثر نمی ماند. » 2.
 


آخرت گرایی در نگاه انسان های فهمیده و عاقل و آشنا با فرهنگ اسلام ، دنیا محل گذر و تجارت خانه و کشت زاری است که باید برای آبادانی سرای جاودان از آن بهره گرفت . کسانی که با این دید به دنیا می نگرند فعالیت ها و امور زندگانی خود را با توجه به هدف های عالی و کمالات معنوی و ماندگار تنظیم می کنند ، کارهایشان رنگ خدایی دارد و از خودخواهی ها ، منفعت پرستی ها و رذایل اخلاقی به دورند . آنان رضایت و خشنودی خدا و خیر خواهی برای دیگران را بر منافع زود گذر دنیا ترجیح می دهند و روابط دوستانه و معاشرت های خود با دیگران را بر این اساس استوار می کنند . اعتقاد به سرای جاودان و نگرش فرا دنیایی عامل مهمی است که انسان ها را از گناه وناپاکی و خیانت دور می سازد و آنان را به کارهای نیک و ایثار و گذشت و فداکاری و رعایت حقوق و وظایف انسانی خود در مقابل دوستان فرا می خواند و دوام و ثبات دوستی ها را تضمین می کند . امیر مؤمنان
علی(علیه السلام) می فرماید: «من دعاک الی الدار الباقیه و اعانک علی العمل لها فهو الصدیق الشفیق ؛ 10 هر کس تو را به خانة آخرت فرا خواند و تو را در راه عمل کردن برای رسیدن به خوش بختی در آن سرا یاری رساند ، او دوست مهربان است . » هم چنین می فرماید: « وُدُّ ابناء الآخره یدوم لدوام سببه ؛ 11 دوستی آخرت گرایان با ثبات و با دوام است ، چون سبب آن دائمی است .‌ »

افرادی که سعادت و خوش بختی در سرای آخرت را بر هواهای نفسانی و متاع دنیا ترجیح می دهند ، همواره به فکر انجام وظیفه و اطاعت از فرمان الهی هستند و برای رسیدن به منافع مادی به اعمال نا شایست دست نمی زنند و دوست و دشمن در نگاه آنان بر اساس سود و زیان دنیایی و منافع شخصی تفسیر نمی شود . بر خلاف دنیا طلبان و کسانی که عشق به دنیا و منافع مادی در وجود آنان رسوخ کرده وبه تعبیر قرآن کریم تنها ظاهری از زندگی دنیا را می دانند و از آخرت و سرای دیگر بی خبرند و همه چیز را با دید مادی و بدو خوب اشیا و انسان ها را بر اساس سودمند بودن و یا زیان بار بودن آن برای خود تفسیر می کنند . هر چیز که به نفع شخصی آنان بود و یا ضرر و خسارتی را از آنان دور ساخت ، در نگاه آنان خوب و هر چیز که به زیان آنان بود و یا نفعی به حال شخصی آنان نداشت ، بد است .

این دغل دوستان که می بینی / مگسانند گرد شیرینی

اینان تا زمانی به آداب و رسوم انسانی ، سجایای اخلاقی ، حق و فضیلت ، حمایت از افتادگان و دست گیری نا توانان ، یاری رساندن به فقیران و دوستی با دیگران پای بند می باشند که با منافع آنان در تضاد نبوده و برای دنیا طلبی آنان خطر ساز نباشد . این نکته ای است که امیر مؤمنان علی(علیه السلام) به یکی از یاران با وفا و دوستان صمیمی خود فرمود . وقتی ابوذر غفاری بر مبارزات خود علیه عثمان و عمّال او شدّت بخشید و بر غارت گری و حیف و میل بیت المال مسلمانان از سوی آنان خرده گرفت ، تصمیم به تبعیدش گرفتند . به هنگام اجرای دستور خلیفه در تبعید ابوذر ، امام
علی(علیه السلام) او را تا دروازة شهر مشایعت کرد و به ایشان فرمود : « ای ابوذر تو برای رضایت و خشنودی خدا به خشم آمدی ، پس امیدوارباش به آن که برای او خشمگین شدی . این قوم (عثمان و معاویه و پیروانش) بر دنیای خود از تو ترسیدند و تو بر دین خود از آن ها ترسیدی ، پس آن چه برای آن از تو می ترسند به دستشان ده (دنیا را به آن ها واگذار) و برای آن چه می ترسی از ایشان بگریز... پس اگر دنیای آنان را می پذیرفتی تو را دوست می داشتند و اگر از دنیا چیزی برای خود جدا می نمودی و دنیا پرست می شدی تو را در امان می گذاشتند » . 12

بنابراین ، آخرت گرایی و انجام وظیفه برای رسیدن به سعادت و خوش بختی در سرای آخرت و در نهایت جلب رضایت و خشنودی خدا یکی دیگر از معیار هایی است که می توان به وسیلة آن دوست و دشمن را شناخت و از مزایای آن بهره مند شد. 3. پای بندی به عهد و پیمان معمولاً همة انسان ها ، چه زن و چه مرد و چه کوچک و چه بزرگ ، از هر قبیله و نژاد و مذهب در همة زمان ها و مکان ها ، کم و بیش در طول زندگی خود ، با عهد و پیمان و قراردادهای مختلفی رو برو بوده اند که بر اساس آن ، انجام دادن یا ترک کارهایی را بر عهده می گرفته اند . از این رو ، مجموعة ادیان آسمانی و همة مصلحان عالم همواره در صدد بوده اند با ترویج فرهنگ پای بند بر عهد و پیمان ، مردم را از عهد شکنی و خیانت در قرار دادها باز دارند .

مکتب اسلام وفای به عهد را از صفات بر جستة مؤمنان دانسته و همگان را در برابر تعهدات و قراردادهایی که با یک دیگر می بندند مسئول می داند . قرآن کریم می فرماید: « وَالذین هُم لأماناتهم وَ عَهدِهِم راعُون ؛13 و (مؤمنان) کسانی هستند که امانت ها و پیمان های خود را مراعات کنند » . و نیز می فرماید: «اَوفوا بِالعَهد اِنَّ العَهدَ کان مسؤلاً ؛ 14 به عهد و پیمان خویش وفا کنید که باز خواست خواهید شد » . پیامبر گرامی اسلام می فرماید: «هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید به وعده ای که می دهد پایبند باشد» . 15 امیر مؤمنان (علیه السلام) ضمن نامه ای به مالک اشتر بر وفای به عهد حتی نسبت به دشمن تأکید می ورزد و می فرماید: « اگر بین خود و دشمنت پیمان بستی یا عهد کردی که به او پناه دهی ، جامة وفا را بر عهد خود بپوشان و تعهدات خود را محترم بشمار» . 16

پای بند به تعهدات در سالم سازی محیط و تحکیم روابط دوستانه و به وجود آمدن جوّ اعتماد و اطمینان بین دوستان ، بسیار تأثیر دارد . از طرفی عهد شکنی و عدم التزام به تعهدات ، بیش ترین نقش را در ایجاد جوّ بدبینی و نفاق و پیدایش رخوت و سستی بین دوستان ایفا می کند . بی جهت نیست امیر مؤمنان
علی(علیه السلام) می فرماید: «لا تعتمد علی مودّه من لا یوفی بعهده؛ بر دوستی کسی که به عهد وفا نمی کند ، اعتماد مکن » . 17 کسی که بد قول و عهد شکن است چگونه می تواند دوست قابل اعتماد باشد . آن که امروز قولی می دهد ، فردا آن را زیر پا می گذارد، امروز تعهد می کند با افراد بد رفت و آمد نکند ، فردا خلاف آن را عمل می کند ، امروز قول می دهد نماز بخواند یا سر وقت در کلاس حاضر شود ، اما به آن پای بند نمی ماند ، چگونه می تواند دوست صمیمی و مورد اعتماد، یار و مددکار و تکیه گاهی مطمئن در شرایط سخت و گرفتاری ها شناخته شود .

برای پی بردن به اهمیت وفای به عهد و زیان های عهد شکنی در بین دوستان کافی است به دریای بی کران نهج البلاغه مراجعه کنیم ؛ زیرا با مروری اجمالی بر این کتاب شریف به خوبی روشن می شود که بیش ترین ضربه ها و خسارت ها بر حکومت ها و بر جوامع بشری و روابط دوستانه بین افراد از ناحیة کسانی است که بر عهد و پیمان خود پای بند نبوده و خیانت و عهد شکنی پیشةآنان بوده است و این مشکلی است که امام علی (علیه السلام) در میدان های مختلف با آن مواجه بوده و از آن شکایت داشته اند . دربارة طلحه و زبیر و مشکلاتی که برای آن حضرت ایجاد کردند می فرماید: «پس (از قتل عثمان) روآوردید به من مانند روآوردن نوزاییده ها به فرزندانشان ، پی در پی می گفتید : آمده ایم بیعت کنیم .

دست خود را به هم نهادم شما باز کردید ، و آن را عقب بردم شما به سوی خود کشیدید. (پس چرا عهد و پیمان خود با من را شکستید! )بار خدایا! طلحه و زبیر با من قطع رحم کردند ، ستم نمودند و پیمان خود را شکستند و مردم را بر من شوراندند» . 18 آن حضرت در توبیخ و سرزنش لشکریان و یارانش در نجنگیدن با معاویه سخنانی دارد که در بخشی از آن آمده است: « شما را برای رفتن به جهاد و جنگیدن با دشمن طلبیدم نرفتید ، و(سود رفتن و زیان نرفتن به کارزار را) گوشزد شما نمودم نشنیدید ، و در نهان و آشکار شما را دعوت کردم اجابت نکردید و پندو اندرز دادم نپذیرفتید... ای اهل کوفه از (رفتار شما) به سه چیز و دو چیز به غم و اندوه مبتلا شده ام ، با این که گوش دارید ، کر هستید ، با این که زبان دارید گنگ اید وبا این که چشم دارید ، کورید .

هنگام جنگ در راستی و ثبات قدم ، چون مردان آزاده نیستید و در بلا و سختی برادران حقیقی و مورد اعتماد نمی باشید » . 19 البته باید گفت که عهد و پیمان تنها شامل قراردادهای سیاسی- اجتماعی بین زمام دار و مردم نیست . این موضوعی است مهم و فراگیر که انسان هادر همة دوره های زندگی ، از روزی که بد و خوب را تشخیص می دهند و پا در اجتماع می گذارند تا پایان عمر ، در محیط خانه ، مدرسه ، مزرعه ، کارخانه و در همه جا با آن سرو کار دارند و همین نکته ما را وادار می کند تا ضمن پای بند بودن خودمان به عهد و پیمان هایی که با دیگران می بندیم ، برای پایداری دوستی ها و در امان ماندن از خسارت های ناشی از عهد شکنی ، دوستان خود را با توجه به این معیار انتخاب کنیم و از میان اطرافیان خود کسانی را برای دوستی برگزینیم که به عهد و پیمان خود وفادارتر باشند .

در غم فراق یاران هرچند بیش تر کسانی که با امام
علی(علیه السلام) طرح دوستی ریختند و با پیمان و بیعت خود ، به‌آن حضرت قول همکاری و مساعدت و همراهی دادند ، در اثر ضعف ایمان و دنیا طلبی و رفاه زدگی در گرماگرم حوادث و اوج سختی ها که باید مردانه به یاری بشتابند ، آن حضرت را تنها گذاشتند ، اما بودند جوان مردان با ایمان و عاشقان ثابت قدمی که تا لحظة ملاقات معشوق پروانه وار به گرد آن حضرت چرخیدند و تبعیّت و همراهی خود را با نثار جان خود به اثبات رساندند. یاد و خاطرة آنان چنان در دل امام علی(علیه السلام) جای گرفته بود که هر وقت اوضاع بر آن حضرت تنگ می شد و سختی ها و شداید به اوج خود می رسید ، غم و اندوه فراق آنان در سیما و بیان حضرت نمایان می شد.

نوف بن فضالة بِکالی از اصحاب خاص امیرالمؤمنین می گوید : آن حضرت خطبه ای را در کوفه برای ما بیان کرد در حالی که روی سنگی ایستاده بود و جبّه ای از پشم بر تن داشت و بند شمشیر و کفش پایش از برگ درختان خرما بود و پیشانی او از بسیاری سجده مانند پینة زانوی شتر بود ، بعد از حمد و ثنای الهی سخنانی فرمود تا به این جا رسید: بندگان خدا عازم رفتن از دنیا شدند وکمی دنیا را که بقایی ندارد به بسیاری آخرت که فانی نمی گردد، فروختند . چه زیان بردند برادران ما که خون آنان در جنگ صفین ریخته شد از این که امروز زنده نیستند تا غصه ها بخورند وآب تیره بیاشامند؟! (خوشا به حال آنان که از این جهان رفتند و چنین روز را ندیدند ) به خدا قسم ، آن ها خدا را یافتند ، خداوند هم مزد آنان را عطا فرمود و آن ها را بعد از خوف و ترس در سرای امن جا داد، کجایند برادران من که در راه حق سوار شده و به راستی و درستی (عمر به پایان رسانده و)گذشتند ؟! کجا است عمّار ،کجا است ابن تیهان و کجا است ذوالشهادتین؟! آنان که با هم بر کشته شدن در راه خدا ، پیمان بستند و سرهاشان –(بعد از کشته شدن) به سوی معصیت کاران(معاویه وپیروانش) فرستاده شد!! » 20 آن حضرت در جایی دیگر ضمن یاد کردن از ابوذر غفاری یا عثمان بن مضعون ، می فرماید: در روزگار گذشته برادری داشتم (ابوذر غفاری یا عثمان بن مضعون) در راه خدا که کوچک بودن دنیا در نظرش اورا در چشم من بزرگ می نمود و شکمش بر او تسلط نداشت و...» . 21

آری ، این بود نمونه ای از نشانه ها و معیارهای دوستان راستین در نگاه امام
علی(علیه السلام) و اینان بودند یاوران با وفا و دوستان صمیمی آن حضرت که دوستی خود را بر پایة دین و دنیا گریزی و آخرت گرایی بنا نهادند و تا آخرین قطرة خون و آخرین لحظة حیات بر تعهدات خود پایدار ماندند و رضایت و خشنودی امام و مقتدای خود علی(علیه السلام) را خریدار شدند و به لقای دوست پیوستند . امید آن که همة ما با تأسی و اقتدا به اولیا و دوستان راستین خدا ، راه دین داری و چگونه زیستن را فرا گیریم و سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت را از آن خود سازیم .



پی نوشت ها :

نویسنده:نادعلی صالحی
1- حجرات(49) آیة 10 .

2- فیض الاسلام ، نهج البلاغه ، نامة 53 .
3- همان ، نامة 26.
4- همان ، خطبة112.
5- همان ، کلمات قصار ، شمارة 129.
6- مستدرک الوسائل ، ج2 ، ص67.
7- تصنیف غررالحکم و دررالکلم ، حدیث9711 .
8- همان ، حدیث 9180 .
9- فیض الاسلام ، همان ، خطبة 141.
10- تصنیف غررالحکم و دررالکلم ، حدیث 9737.
11- همان ، حدیث 9543.
12- فیض الاسلام ، همان ، خطبة130 .
13- مؤمنون(23) آیة8.
14- اسراء(17) آیة 34 .
15- اصول کافی ، کتاب الایمان والکفر ، باب خلف الوعد، روایت2 .
16- فیض الاسلام ، همان ، نامة 53 .
17- تصنیف غررالحکم ، حدیث 9562 .
18- فیض الاسلام ، همان ، خطبة137 .
19- همان ، خطبة96 .
20- همان ، خطبة181 .
21- همان ، کلمات قصار ، شمارة 281 .

درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :